فهرست مطالب

تحقیقات حمایت و حفاظت جنگل ها و مراتع ایران - سال سوم شماره 1 (پیاپی 5، 1384)
  • سال سوم شماره 1 (پیاپی 5، 1384)
  • 116 صفحه، بهای روی جلد: 18,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1385/03/25
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدجعفر فارسی، حسن عسکری، خلیل طالبی جهرمی، عزیز خرازی پاکدل صفحه 1
    در این بررسی تاثیر کیفیت مواد غذایی، نور، درجه حرارت، رطوبت نسبی، pH، محیط های غذایی جایگزین و فرم فیزیکی محیط در رشد و اسپورزایی قارچ Lecanicillium muscarium مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان داد که اثر کیفیت مواد غذایی و نور در رشد رویشی و تولید اسپور معنی دار بود (α = 0.01). محیط غذایی PDA و نور سفید همراه با نیم ساعت اشعه ماورا بنفش خورشیدی بهتر از سایر تیمارها بود. اثر کیفیت غذا و حرارت در تولید اسپور معنی دار بود (α = 0.01). اثر کیفیت غذا در رشد رویشی معنی دار نبود، ولی اثر درجه حرارت در سطح یک درصد معنی دار بود. محیط PDA و دمای 22 درجه سانتیگراد از نظر تولید اسپور بهتر از سایر تیمارها بود. اما همین محیط غذایی در دمای 12 درجه از نظر رشد رویشی بهترین تیمار بود. اثر pH محیط در تولید اسپور در سطح 1 درصد، و در رشد رویشی در سطح 5 درصد معنی دار بود. pH مساوی 6 با میانگین107×7/4 کنیدیوم در میلی لیتر و 66/55 میلیمتر قطر پرگنه در مدت دو هفته، بهترین تیمار بود. اثر رطوبت نسبی در محدوده 95-70 درصد در تولید اسپور معنی دار نبود، ولی در رطوبت 60 درصد و پایین تر که محیط کشت خشک شد، رشد قارچ متوقف گردید. اثر فرم فیزیکی محیط در تولید اسپور قارچ مورد نظر معنی دار بود (α = 0.01). محیط PD به صورت لایه نازک مایع با میانگین 107×02/5 کنیدیوم در میلی لیتر بیشترین تولید را داشت. تولید اسپور روی محیط های غذایی جایگزین مورد آزمایش اختلاف معنی دار داشت (α = 0.01). سویا با میانگین تولید 107×73/5 کنیدیوم در میلی لیتر بیشترین میزان تولید را نشان داد.
    کلیدواژگان: Lecanicillium muscarium، شرایط محیطی، اسپورزایی قارچ، محیط غذایی
  • اصغر محمد بیگی صفحه 23
    زنبور پارازیتوئید T. pallidus (Hall.) در اغلب مناطق گردوکاری به عنوان یکی از مهمترین دشمنان طبیعی شته سبز گردو مشاهده می شود. متاسفانه در سالهای اخیر که سمپاشی باغها و درختان گردو مرسوم شده، اثراتی منفی روی جمعیت این زنبور به جا گذاشته است. در سال 1380 به منظور بررسی تغییرات جمعیت، زمان ظهور، اوج پرواز و مقایسه میزان جمعیت این زنبور در مناطق دشت و کوهپایه قزوین نمونه برداری از دو باغ گردو به طور هفته ای انجام گرفت. در هر باغ 8 درخت به طور تصادفی انتخاب و در هر بار از هر درخت 7 برگ در جهات مختلف انتخاب شد و شته های مومیایی شده پس از شمارش با برگ جدا و در تشتکهای شیشه ای مخصوص نگهداری شدند تا زنبورها خارج شوند. از میان زنبورهای خارج شده تعدادی هیپرپارازیت نیز مشاهده می شد که در نظر گرفته نشدند و تنها زنبور T. pallidus مورد شمارش قرار گرفت.
    میانگین تعداد زنبور در برگها در میان 8 درخت محاسبه شد. با استفاده از روش آزمون T جمعیت دو منطقه مورد مقایسه قرار گرفت که دارای اختلاف معنی داری بود. مشاهده اولین شته های مومیایی شده در منطقه دشت مصادف با اوایل اردیبهشت ماه و در منطقه کوهپایه برابر با اواسط اردیبهشت بود. نمونه برداری تا آخر مهر ماه ادامه داشت. در طول تابستان زنبورها در حالت دیاپوز به سر برده و در اواخر شهریور دیاپوز تعدادی از زنبورها که در پتری دیش نگهداری می شدند شکسته شد، ولی بیشتر آنها در حالت دیاپوز باقی ماندند.
    کلیدواژگان: شته سبز گردو، دشمنان طبیعی، گردو، Chromaphis Trioxys pallidus، juglandicola
  • مهدی شمس زاده، کاظم دشتکیان صفحه 31
    تاغ به عنوان یکی از گیاهان مقاوم به خشکی در سطحی بیش از 100000 هکتار جهت تثبیت ماسه های روان اراضی بیابانی استان یزد مورد استفاده قرار گرفته است. ولی متاسفانه در بیشتر این مناطق، از چندی پیش با مشکل بذرخوار تاغ مواجه شدند. در این پژوهش میزان اثر سه محصول بیولوژیکی (دیفلوبنزرون، باکتوسپئین، Delta B.t) و حشره کش فوزالن روی یک گونه بذرخوار تاغ در شرایط آب و هوایی استان یزد مورد بررسی قرار گرفته است. آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با پنج تیمار (با احتساب شاهد) در چهار تکرار انجام شده است. قبل از اعمال تیمارها آماربرداری از لاروهای زنده آفت انجام وسپس محلول پاشی با ترکیبهای مذکور انجام شد. یک هفته و دو هفته بعد از شروع آزمایش، تعداد لاروهای زنده شمارش گردید. داده ها با فرمول آبوت تصحیح و نتایج مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت. نتایج مقایسه میانگین ها (به روش دانکن) حاکی از آن بود که حشره کش فوزالن در همان روز اول اثر کرده و اختلاف معنی داری با دیگر ترکیبها داشت. اثرات سه محصول بیولوژیکی مورد آزمایش به تدریج پس از هفت روز نمایان شده و تیمار باکتوسپئین با بقیه تیمارها تفاوت معنی دار داشته و با میانگین تاثیر 54 درصد بهترین اثر را در این مدت داشته است (P<0/05). پس از چهارده روز تیمار Delta B.t با میانگین تاثیر 53 درصد بهترین اثر را در دراز مدت دارا بوده است. ضمن اینکه اگر این فرآورده ها در اواخر دوره تخمگذاری آفت مصرف شوند لاروهای سنین اولیه فرصت بیشتری برای تغذیه از این فرآورده ها پیداکرده و به طور اصولی نتایج بهتری عاید خواهد شد.
    کلیدواژگان: باسیلوس تورنژینسیس، پروانه بذر خوار تاغ، تاغ، دیفلوبنزرون
  • محمدابراهیم فرآشیانی، مژگام احتشام حسینی، سعید سیدی رشتی، وحیدرضا منیری، علی صلاحی صفحه 41
    سوسک شاخک بلند سارتا Aeolesthes sarta Solsky یکی از مهمترین آفات درختان صنوبر، چنار و نارون در ایران می باشد. بررسی بیولوژی آن در شرایط صحرایی در سالهای 1379 - 1378 انجام گرفت. در مطالعات صحرایی دوره خروج حشرات کامل، میزان تخمگذاری، طول دوره تخمگذاری، طول دوره جنینی، طول دوره لاروی، دوره شفیرگی و طول عمر حشرات کامل بررسی گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که دوره‎ خروج حشرات کامل از اواخر فروردین ماه شروع شده و در اواسط اردیبهشت ماه به اوج خود رسیده و در اواسط خرداد ماه خاتمه پیدا می کند. حشرات کامل ماده به طور متوسط 9/0 56/9 روز بعد از خروج، شروع به تخمگذاری نمودند و دوره تخمگذاری آنها به طور متوسط 8/1 57/6 روز طول کشید. حشرات ماده معمولا در شب تخمگذاری نموده و هر حشره ماده به طور متوسط 28 4/60 عدد تخم گذاشت. میانگین دوره جنینی 08/2 87/9 روز و طول عمر حشرات نر 03/2 8/11 روز و طول عمر حشرات ماده 1/2 8/18 روز در شرایط صحرایی بود. حشرات کامل در طول زمستان، در محفظه شفیرگی تا بهار سال آینده باقی ماندند. بنابر این چرخه زندگی این حشره دو سال طول کشید.
    کلیدواژگان: زیست شناسی، سوسک شاخک بلند سارتا، Aeolesthes sarta
  • وحیدرضا منیری، رسول امید، ابراهیم فراشیانی، ابراهیم عزیزخانی، علی صلاحی صفحه 57
    ملخ کوهان دار تاغ یکی از آفات مهم در اکثر تاغکاریهای ایران، به خصوص تاغزارهای استانهای اصفهان، سمنان، تهران (ابردژ ورامین) و خراسان می باشد. این بررسی برای ارزیابی چند حشره کش روی ملخ فوق طی دو سال در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تیمار و سه تکرار در تاغزارهای شهرستان اردستان انجام گرفت. تیمارها شامل مواد شبه هورمونی دیفلوبنزرون (به صورت دو فرمولاسیون پودری و روغنی)، نومولت و آب به عنوان شاهد بود. آزمایش روی پوره های سنین 2 و3 و بعد پوره های سنین 4 و5 با سمپاشی درختچه های تاغ و محبوس کردن آنها در قفسهای توری انجام شد. تعداد تلفات پوره ها در هر مرحله 5، 10 و 15 روز پس از محلول پاشی شمارش شده و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. میزان تلفات پوره های سنین 2 و3 برای دیمیلین روغنی، نومولت و دیمیلین پودری 15 روز پس از محلول پاشی به ترتیب 73، 61 و 23 درصد بود. همچنین تلفات پوره های سنین 4 و 5 به ترتیب برابر با 56، 44 و 23 درصد بوده است. طبق نتایج بدست آمده از این بررسی، در سطح 1% اختلاف معنی داری بین تیمارهای بکاربرده شده وجود داشت. گروه بندی تیمارها (آزمون دانکن) در سطح 1% نشان داد که دیمیلین روغنی بیشترین تاثیر و دیمیلین پودری کمترین تاثیر را در کنترل پوره های سن 2 و 3 و همین طور 4 و 5 داشته و نومولت حد فاصل بین دو فرآورده فوق بوده است. نتایج حاصل از بکارگیری ترکیبهای هورمونی و تجزیه واریانس آنها نشان داد که استفاده از آنها روی پوره های سنین پایین (2 و 3) مؤثرتر بوده است.
    کلیدواژگان: تاغ، دیمیلین، ملخ کوهان دار تاغ، نومولت، Dericorys albidula
  • غلامحسن توانائی، یزدان فضلعلی، سیداکبر خداپرست صفحه 69
    سفیدک پودری، جدی ترین بیماری اندام های سبز درختان بلوط در جهان می باشد که شدت آن با توجه به گونه قارچ عامل و گونه درخت میزبان متفاوت است. این بیماری در جنگلهای ارسباران بسیار شایع بوده و درختان بلوط مستقر در این جنگلها را تحت تاثیر قرار می دهد. براساس منابع موجود، دست کم 15 گونه قارچ عامل بیماری سفیدک پودری از روی حدود 92 گونه از درختان جنس Quercus در سطح جهان گزارش گردیده است.
    در این تحقیق، با بررسی نمونه های جمع آوری شده از پایه های متعددی از درختان بلوط موجود در جنگلهای ارسباران، سه گونه قارچ عامل بیماری سفیدک پودری به نامهای Erysiphe alphitoides var. alphitoides از روی گونه هایQuercus macranthera، Q. petraea و Q. cf. Komarovii، قارچ Phyllactinia guttata از روی درخت Q. petraea و قارچ Ph. roboris از روی گونه های Q. macranthera و Q. petraea جداسازی و شناسایی گردید.
    در سطح جهان، قارچ های Erysiphe alphitoides، Ph. guttata و Ph. roboris تا به حال، به ترتیب از روی درختان Q. cf. Komarovii، Q. petraea و Q. macranthera گزارش نشده اند. بنابراین سه گونه بلوط یاد شده برای قارچ های مربوطه، به عنوان میزبان جدید (Matrix nova) معرفی می شوند. در ضمن، قارچ Ph. roboris تا به حال از ایران گزارش نشده است، بنا براین به عنوان گونه ای جدید برای فلور قارچی ایران معرفی می گردد.
    کلیدواژگان: بلوط، جنگلهای ارسباران، سفیدک پودری، Erysiphe alphitoides، Phyllactinia roboris، Phyllactinia guttata
  • مصطفی نیکدل، علی اصغر دردایی، بهمن صدقیان صفحه 87
    طی مطالعات مربوط به شناسایی عوامل کنترل کننده طبیعی پروانه برگخوار دم قهوه ای بلوط در جنگلهای منطقه ارسباران در تابستان سال 1382 دو گونه مگس پارازیتوئید شفیره آفت از نواحی هجراندوست (1760 متر)، ملک تالش (1200 متر)، کلاله دارانا (1550 متر)، جمع آوری شدند. نمونه هایی از این مگس ها جهت تعیین هویت به آقای دکتر Hons peter Tschosning از اشتوتکارت آلمان ارسال و به نامهای nidicola (Townsend، 1908) Townsendiellomyia و Zenillia libatrix (Panzer، 1798) شناسایی شدند. به گزارش Turcani و همکاران (1998) گونه T. nidicola در قزاقستان پراکنده است و گونه Z. libatrix در اسلواکی یکی از عوامل کنترل کننده پروانه ابریشم باف ناجور می باشد. این اولین گزارش از دو گونه مذکور و جنسهای آنها در ایران می باشد.
    کلیدواژگان: ارسباران، پروانه دم قهوه ای بلوط، (Zenillia libatrix Townsendiellomyia nidicola (Townsend)، (Panzer
  • بیت الله امان زاده، منصور صالحی، مسعود امین املشی صفحه 89
    در سالهای اخیر کشت و توسعه گونه های سریع الرشد ازجمله کلنهای صنوبر در نقاط مختلف آب و هوایی کشور مورد استقبال قرارگرفته است، به طوری که در استان گیلان بیش از 30000 هکتار از اراضی مستعد زیر کشت کلنهای مختلف این گونه ها می باشد (صالحی، 1376). به رغم عملکرد مناسب در واحد سطح، آفات و بیماریها از عوامل زیانبار در کاهش صفات کمی وکیفی آنها بوده است (عادلی، 1351، خیال و صدرایی، 1364). استفاده از گونه ها وکلنهای مقاوم و کنترل طبیعی آفات آنها با استفاده از دشمنان طبیعی همراه سایر برنامه های مدیریت کنترل تلفیقی آفات از اقتصادی ترین و کم عارضه ترین روش های مبارزه بشمار می رود (صادقی و همکاران، 1379؛ صدرایی، 1373).
    دارکوب ها از خانواده Piciidae از جمله دشمنان طبیعی بسیاری از آفات می باشند. از این خانواده در دنیا حدود 200 گونه ذکر شده و عموما درخت زی می باشند. از اکوسیستم های طبیعی ایران نیز تاکنون از بیش از ده گونه یاد می شود که پنج گونه آن در نقاط طبیعی استان گیلان پراکنده اند (بی نام، 1354). متاسفانه اطلاعات جامع و کاملی از خصوصیات بیولوژیکی و رفتار شناسی گونه های بومی دارکوب موجود نیست. بررسی حاضر نیز در تعقیب این اهداف نمی باشد، بلکه در طی انجام مطالعات تعیین کلنهای مقاوم در برابر پروانه گالزای صنوبر Paranthrene tabaniformis Rott.، فعالیت دارکوب روی نهالهای صنوبر نیز مطالعه گردیده است. این بررسی در ایستگاه تحقیقات صنوبر صفرابسته در قالب طرح آزمایشی بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار و 10 تیمار (گونه ها و کلنهای صنوبر انجام شد. در طرح یاد شده ضمن تعیین کلنهای مقاوم در برابر پروانه گالزای صنوبر فعا لیت شکارگری دارکوب نیز مورد بررسی قرار گرفت.
    مقاومت گونه ها و کلنهای صنوبر نسبت به پروانه گالزای صنوبر به ترتیب به شرح زیر بوده است: 1- P.deltoides 73/51، 2- P. caspica، 3- P، d. 77/51، 4- P، d 79/51، 5- P، d. 72/51، 6- P. euramericana 45/51، 7- P. e. 92/40، 8- P. d. 69/55، 9- P. e. triplo، 10- P. e. costanzoنتایج نشان داد که نهالهای سالم مورد حمله دارکوب قرار نگرفته و آثار نوک زدگی این پرنده تنها در نهالهای آلوده به پروانه گالزا مشاهده شده که به ایجاد سوراخ در انتهای دالان لاروی (در 10 تا 15 سانتیمتری بالای گال) به منظور دسترسی به لارو و تغذیه از آن منجرمی گردد. همچنین به رغم وجود اختلاف معنی دار در بین کلنها و گونه ها از نظر میزان حساسیت به پروانه گالزا تعداد گال در نهالهای آلوده (صرف نظر از گونه وکلن) اختلاف معنی داری نشان نداد (0.05P >) و به تبع آن، این عدم اختلاف و فعالیت شکارگری دارکوب در گونه ها وکلنهای مذکور نیز مشهود بود. به عبارتی فعالیت شکارگری دارکوب تنها به وجود گال بستگی داشته و نوع کلن و گونه در میزان فعالیت آن بی تاثیر بوده است.
    بیشترین فعالیت دارکوب در نهالهای صنوبر در اواسط پاییز زمانی که فعالیت لارو به پایان رسیده و در انتهای دالان لاروی قرار دارد دیده شد. فعالیت چوب خواری پروانه گالزا در صنوبر به صورت ایجاد گال در تنه نهالهای جوان بوده که در نهایت به شکستگی در ناحیه گال منجر شده یا سبب بد شکل شدن نهال می گردد که در هر دو صورت برای صنوبر کاریها فاقد ارزش می باشد. بنابر این فعالیت دارکوب در نهالهای آلوده و فاقد ارزش به عنوان نهال قابل عرضه، تنها می تواند باعث کاهش جمعیت این آفت شود.
    در این بررسی مشاهده گردید که بیش از 32% نهالهای آلوده مورد توجه دارکوب قرار گرفته که این میزان به رغم تخریب شرایط محیطی و محدودیت زیستی این پرنده و در نتیجه کاهش جمعیت آن قابل توجه می باشد. وجود تعداد کم از پایه های درختان کهنسال (خشکه دار) در اطراف ناحیه مورد بررسی در حفظ فراوانی (هرچند اندک) دارکوب بی تاثیر نیست و از اثر بخشی مدیریت جنگل نزدیک به طبیعت حکایت می کند. بنابر این دارکوب می تواند در چرخه زیستی طبیعی به عنوان عامل مهم در کنترل آفات نقش آفرینی نماید که شناسایی گونه ها و مطالعه رفتاری آن نیز لازم به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: صنوبر، کلن، دارکوب، پروانه گالزا
  • احمد موسوی صفحه 93
    استان زنجان دارای بیش از 10000 هکتار جنگل طبیعی و مخروبه و 6000 هکتار جنگل مصنوعی می باشد که به طور عمده در شهرستان طارم واقع شده اند. این جنگلها آثار و بقایای جنگلهای شمال است که به علت تاثیر عوامل مختلف طی ادوار گذشته در معرض تخریب و فرسایش قرار گرفته اند. نگهداری از این جنگلها در حال حاضر از نقطه نظر حفاظت آب و خاک و اکوسیستم حائز اهمیت شایانی است. در این منطقه برخی از گونه های جنگلی و باغی به طور طبیعی میزبانهای گیاهان نیمه انگل تیره شیرینک می باشند (تاراسی و موسوی، 1380). بیشتر شیرینکها در مناطق گرم گسترش دارند و در مناطق معتدل گونه دارواش Viscum album انتشار گسترده داشته و در اروپا روی درختان سیب، بید و تبریزی می روید. ولی در ایران به طور اتفاقی به درختان بلوط، ممرز، افرا و همچنین راش و توسکا حمله می کند (قهرمان، 1373). گونه Arceuthobium oxycedri روی گونه ای سرو کوهی به نامJuniperus sabina می روید (قهرمان، 1373، الازمنی و محمدی،1380). در منابع دیگر میزبان این گونه را انواع Juniperus spp. ذکر کرده اند (Chals،1998; Ciesla،1993; Ciesla، 1997; Rechinger، 1976;). وجود نمونه هایی از این گونه در استان زنجان (Arceuthobium oxycedri) با نام فارسی دارواشک توسط نگارنده گزارش گردید (تاراسی و موسوی، 1380).
    برای شناسایی انواع گیاهان نیمه انگلی، میزبانها و پراکنش آنها در جنگلهای استان زنجان نمونه ها جمع آوری و در هرباریوم مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان زنجان مورد بررسی قرار گرفتند. برای شناسایی و بررسی پراکنش گونه ها و میزبانهای آنها از منابع مختلف در دسترس (تاراسی و موسوی، 1380؛ قهرمان، 1373؛ مبین، 1358؛ موسوی، 1376؛ موسوی، 1379؛ Chals،1998; Ciesla،1993; Ciesla، 1997; Rechinger، 1976; Komarov، 1970) استفاده شده است. برای تکمیل مطالعات به بررسیهای میدانی و تهیه نمونه و عکس از عرصه های منابع طبیعی استان در سالهای 1379 و 80 اقدام گردیده و آخرین اطلاعات تکمیلی در تابستان سال 1382 جمع آوری شد.
    بررسیها نشان داد که دو گونه شامل دارواشک Arceuthobium oxycedri و دارواش Viscum album در استان زنجان وجود دارد. میزبان دارواشک در استان زنجان ارس Juniperus excelsa می باشد. اما در همه عرصه های جنگلی استان که ارس از عناصر تشکیل دهنده آنها می باشد این انگل دیده نشده است. بلکه انتشار آن محدود به جنگلهای شمالی طارم یعنی در حدفاصل بین شمال رودخانه قزل اوزن و مرز جنوبی استان گیلان در مناطق جیش آباد، چرزه، ویلوار، جمال آباد و باکلور می باشد و در مناطق جنوبی و بخشهای غربی طارم و دیگر مناطق استان که ارس وجود دارد این انگل مشاهده نمی شود. نتیجه مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی روشن ساخت که گونه دارواش V. album در استان روی گونه های مختلف پراکنش دارد اطلاعات جمع آوری شده نشان می دهد که این گونه در شهرستان طارم پراکنش وسیعی داشته و همانند دارواشک محدود به یک ناحیه خاص طارم نیست و تقریبا در سراسر مناطقی که میزبانها می رویند دیده می شود. اما در همه نقاط پراکنش روی تمامی میزبانها دیده نمی شود. بررسیهای میدانی نشان می دهد که این گونه علاوه بر میزبانهای گوناگونی که در قبل در منابع مختلف ذکرشده است (قهرمان، 1373؛.مبین، 1358؛ Rechinger، 1976؛ Komarov، 1970)، دراین منطقه روی گونه گردوی زراعیJuglans regia L. به صورت گسترده ای رشد می کند و یکی از مهمترین عوامل تضعیف این درختان در منطقه می باشند (شکل شماره 1). نتیجه بررسیها نشان می دهدکه این نیمه انگل آسیب نسبتا شدیدی بر درختان میزبان در عرصه های منابع طبیعی و به خصوص باغهای گردوی مناطق پراکنش وارد کرده و منجر به تهدید حیات تعدادی از میزبانهای خود شده و با توجه به دیر زیستی درختان گردو، از این طریق خسارت زیادی را به باغداران وارد کرده است. همچنین نتایج مطالعات صحرایی روشن ساخت که بیشترین تراکم این گیاه انگل در بعضی مناطق روی انواع زالزالکها و گردو می باشد که اداره کل منابع طبیعی استان زنجان چندسال به مبارزه مکانیکی با آن روی زالزالکها اقدام کرده است.برای کنترل دارواش چندین سال به صورت مکانیکی به ویژه روی زالزالکها اقدام به قطع آنها شده است که به دلیل پراکنده بودن این درختان تا حدودی نیز مؤثر بوده و باعث کنترل نسبی انگل در آن مناطق شده است. اما در مورد اثر این انگل روی درختان گردو به دلیل ناشناخته بودن و عدم گزارش قبلی و جدید بودن آن تاکنون اقدامی صورت نگرفته است. از سوی دیگر باغداران نیز به دلیل عدم آشنایی با این انگل و نحوه مبارزه باآن هیچ اقدامی نمی کنند بنابراین برای رفع این معضل و شناسایی نحوه مبارزه با دارواش در روی گردو با توجه به ارتفاع زیاد و تاج وسیع این درختان به انجام مطالعات گسترده تر و طراحی و انجام انواع روش های مبارزه برای معرفی بهترین آنها نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: گردو، گیاه نیمه انگل، Viscum album، Arceuthobium oxycedri
  • صفحه 97