فهرست مطالب

روستا و توسعه - سال نهم شماره 1 (بهار 1385)
  • سال نهم شماره 1 (بهار 1385)
  • 188 صفحه، بهای روی جلد: 7,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1385/07/06
  • تعداد عناوین: 6
|
  • احمد رضوانفر، هادی ویسی، فاطمه شفیعی صفحه 1
    مطالعه حاضر در صدد گروه بندی استان های مختلف کشور برای منطقی کردن ارائه خدمات پشتیبانی با استفاده از روش تاکسونومی است. گروه بندی فنی مناطق کشور، زمینه های لازم برای ارائه خدمات متعارف را فراهم می کند. به منظور تعیین شاخص های توسعه که مهم ترین قدم در مطالعات توسعه منطقه ای با استفاده از روش تجزیه و تحلیل تاکسونومی است آمار و ارقام مرتبط با متغیرهای امور دام شامل تعداد واحد دامی، مقدار مرتع، مقدار زمین زراعی، مقدار جنگل، میزان تولید گوشت قرمز، مقدار تولید شیر، تعداد دامپزشک، تعداد تکنیسین دامپزشکی، تعداد کارشناس ترویج و تعداد کارشناس امور دام جمع آوری گردید. پس از انتخاب متغیرها، از طریق توسعه شاخص های «توسعه امور دام» در مناطق، مرتب کردن مقایسه ای استان ها بر اساس سطح نسبی توسعه امکان پذیر گردید. بعد از رتبه بندی استان ها به تفکیک سطح توسعه یافتگی/بهره مندی با توجه به شاخص های مورد نظر، استان ها بر اساس معیار سطح توسعه یافتگی (DL) در چهار گروه مختلف نسبتا همگن شامل استان های بسیار توسعه یافته، با توسعه یافتگی بالا، با توسعه یافتگی پایین و توسعه یافتگی بسیار پایین دسته بندی شدند. با توجه به سطوح طبقات و امتیازات حاصله استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خوزستان، اردبیل و کردستان در گروه استان های با توسعه یافتگی بسیار بالا و استان های مازندران، زنجان، چهارمحال و بختیاری، ایلام، مرکزی، هرمزگان، کرمانشاه، خراسان، اصفهان، بوشهر، کرمان و گیلان در گروه استان های با توسعه یافتگی بالا طبقه بندی شدند. به همین ترتیب، استان های کهگیلویه و بویراحمد، فارس و لرستان در دسته استان های با توسعه یافتگی پایین و استان های همدان، تهران و سیستان و بلوچستان در گروه استان های با سطح توسعه یافتگی بسیار پایین طبقه بندی شدند.
    کلیدواژگان: دامپروری، توسعه یافتگی، تاکسونومی، توسعه منطقه ای
  • محسن ابراهیم پور صفحه 21
    در پژوهش حاضر رابطه بین مساحت نظام های بهره برداری کشاورزی و سطح عمقی شدن کشت تجزیه و تحلیل شده است. بدین منظور از اطلاعات سرشماری های کشاورزی سال های 1339 و 1372 و همچنین گزارش های تولید محصولات کشاورزی استفاده شد. در این پژوهش با استفاده از فنون تحلیل تمایزات و مقایسه درونی سطوح بهره برداری از اراضی کشاورزی، رابطه تفکیکی بین مساحت واحدهای بهره برداری و شاخص های عمقی شدن کشت محاسبه و تحلیل شده است.
    نتایج حاصل بیانگر آن است که سطح عمقی شدن کشت، عملکرد در هکتار و بازدهی در همه واحدهای بهره برداری از سال 1339 تا 1372 سیری صعودی داشته و تولید چهار محصول منتخب شامل غلات، حبوبات، نباتات صنعتی و سیب زمینی با افزایشی حدود سه برابر از 5712 هزار تن در سال 1339 به 19585 هزار تن در سال 1372 رسیده است. همچنین شاخص های تعداد بهره برداری ها، سطح زیرکشت محصولات زراعی، نسبت اراضی آبی، نسبت اراضی زیرکشت محصولات کاربر به کل اراضی زراعی، بازدهی در واحد سطح در واحدهای بهره برداری خانوادگی و زیر ده هکتار به طرز کاملا بارز و معنی داری بالاتر از واحدهای بزرگ مقیاس است. این واحدها با تملک 31/5 درصد اراضی زیرکشت بیست و یک محصول زراعی مورد بررسی، حدود 50 درصد از تولید این محصولات و 70 درصد از تولید شش محصول کاربر منتخب را در سال زراعی 72-1371 در اختیار داشتند. همچنین عملکرد در هکتار نوزده محصول در واحدهای زیر ده هکتار بالای 5/5 تن و در واحدهای بالای ده هکتار کمتر از 3 تن بوده است. به علاوه میزان اراضی آیش در واحدهای زیر ده هکتار کمتر از 20 درصد و در واحدهای بالای 50 هکتار 42 درصد بوده است. همبستگی معکوس بین اندازه واحد بهره برداری و عامل عمقی شدن کشت که با کنترل متغیرهای محیطی، طبیعی، مکانی و تکنیکی نیز معنی دار بوده؛ عمدتا متاثر از مدیریت هماهنگ، برخورداری از دانش بومی هزاران ساله در کشت و زرع، پایین بودن هزینه های بالاسری، توان سازگاری با تغییرات محیطی، بالا بودن انگیزش ها، پذیرش نوآوری ها و انجام کار توسط اعضاء در واحدهای خانوادگی در مقایسه با واحدهای بزرگ مقیاس است.
    کلیدواژگان: بهره برداران کشاورزی، محصولات کشاورزی، عملکرد در هکتار، عمقی شدن کشت
  • علی قاسمی اردهائی صفحه 51
    در این بررسی علل مهاجرت روستاییان به شهرها که نوعی تقسیم بندی داخلی از لحاظ مکان است، با استفاده از نظریه های مهاجرتی موجود به خصوص نظریه اورت لی، لوئیس فی رانیس و وابستگی مورد بحث قرار گرفته است. برای پشتیبانی تجربی از نظریه های موجود، پایان نامه های تحصیلی دانشگاه تهران که در زمینه علل مهاجرت روستاییان به شهرها نوشته شده (جامعه آماری) با استفاده از روش فرا تحلیل بررسی شده اند.
    در دیدی کلی، علل تاثیرگذار بر مهاجرت روستاییان به شهرها در ایران از چهار بعد؛ اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، جمعیت شناختی و طبیعی کشاورزی قابل بررسی است که از این میان بعد اقتصادی نقش عمده ای ایفا می کند و پس از آن ابعاد اجتماعی فرهنگی، طبیعی کشاورزی و جمعیت شناختی قرار دارند. ابعاد فوق برحسب عوامل جاذبه، دافعه، تبعی و شخصی قابل تقسیم بندی است که عامل دافعه روستایی بیش از سایر عوامل در مهاجرت روستا شهر موثر بوده است و سپس عوامل جاذبه شهری، شخصی و تبعی قرار دارند. دافعه های روستایی نیز بیشتر ابعاد اقتصادی، طبیعی کشاورزی و اجتماعی فرهنگی دارند.
    کلیدواژگان: مهاجرت، مهاجرت روستاییان، پایان نامه ها، مهاجرت شهری
  • ابوالقاسم عربیون صفحه 81
    مطالعات پژوهشگران و سازمان های مرتبط با توسعه روستایی و کشاورزی نشان می دهد که تاکید بیش از اندازه بر انتقال فناوری در روستاها پیامدهای نامطلوبی بر محیط زیست و منابع طبیعی داشته است. ضمن آنکه عملکردهای ترویجی مبتنی بر اشاعه فناوری، با نیازهای حاضر هماهنگ نیستند. به علاوه پافشاری بر انتقال فناوری باعث تخریب رابطه انسان با محیط وی شده است. مطالعات نیم قرن اخیر منجر به شناسایی دانش با ارزشی به نام دانش بومی شده که بی توجهی به آن تا کنون باعث بروز خلل اساسی در برنامه های توسعه پایدار بوده است. این دانش از نظر قدرت و ضعف مکمل دانش علمی نوین است و از ترکیب این دو می توان به موفقیت هایی دست یافت که هیچ کدام از آنها به تنهایی قادر به تحقق آن نیستند. مقاله حاضر، گزیده ای از نتیجه چندین سال متوالی پژوهش در زمینه دانش بومی است که با هدف شناساندن آن به عنوان ضرورتی در فرآیندتوسعه و ترویج انجام شده است. روش گردآوری مطالب به دو صورت کتابخانه ای و میدانی است. در مطالعات میدانی، مبنا استفاده از روش ها و رهیافت های تحقیق کیفی مانند ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) و بعضی ازفنون دیگر جمع آوری دانش بومی بوده است.
    از جمله نتایج پژوهش حاضر شناساندن نقش مهم و تاثیرگذار ترویج در تسریع فرآیند توسعه پایدار روستایی و معرفی مجدد دانش با ارزش بومی کشورمان به عنوان ضرورتی در فرآیند ترویج و توسعه است.
    کلیدواژگان: دانش بومی، ترویج کشاورزی، توسعه پایدار روستایی، ارزیابی مشارکتی روستایی
  • احمد عابدی سروستانی صفحه 137
    سازمان ترویج کشاورزی، هم نهادی آموزشی است که برای کمک به توسعه کشورها پدید آمده و هم نهادی اجتماعی است که پیرو سیاست ها و باورهای ناشی از مبانی نظری حاکم بر توسعه کشورها عمل می کند. این مبانی نظری در طول زمان تغییر کرده اند و هم اکنون شاهد اهمیت یافتن پارادایم(1) مشارکتی توسعه در مقابل پارادایم نوسازی هستیم. از این رو، جایگاه و ماهیت نظام ترویج باید متناسب با این تغییرات مورد تحلیل و تبیین قرار گیرند. مقاله حاضر در صدد است با تشریح مفاهیم توسعه و مشارکت و بررسی ماهیت نظام ترویج در پارادایم نوسازی و پارادایم مشارکتی توسعه، جایگاه ترویج در پارادایم مشارکتی توسعه را تبیین کند.
    کلیدواژگان: ترویج کشاورزی، توسعه مشارکتی، آموزش کشاورزی
  • صفحه 167
|
  • Ahmad Rezvanfar, Hadi Veisy, Fatemeh Shafiei Page 1
    A technical stratification of country`s regions is a necessity for a conventional support service delivery. Using Taxonomy method, in the first place, variables on some primary data on animal husbandry were gathered to determine development indices as the most important step in regional development studies; these variables included: number of livestock units; amount of pastures, forests, and cultivated lands; amount of milk and/or meat production; and the number of specialists engaged in the project. Following an identification of the screened variables, the concerned indices were developed. Finally, a comparative ranking of the provinces was assumed upon their relative development levels. As extracted from the results, they were stratified into the four groups: a) Very highly developed provinces, ie East Azarbaijan, West Azarbaijan, Khuzestan, Ardebil, and Kurdistan; b) Highly developed provinces, ie Mazandaran, Zanjan, Chahar-Mahal va Bakhtiyari, Ilam, Markazi, Hormozgan, Kermanshah, Khorasan, Boushehr, Kerman, and Gillan; c) Low developed provinces, ie Kohgilouye va Boyer- Ahmad, Fars, and Lorestan; and d) Less developed provinces, ie Hamadan, Tehran, and Sistan va Balouchestan.
    Keywords: Animal Husbandry, Development, Taxonomy, Regional Development
  • Mohsen Ebrahimpour Page 21
    This paper makes use of results of General Census of Agriculture carried out at the 1960-1993 period as well as crop production reports as its database; and of discriminant analysis techniques, and within groups comparison of operators in order to calculate and analyze the relations between size of agricultural operating units and agricultural intensification index.The results indicate that the level of intensification, yields per hectare, and the return rates in all operating units have increased during the period, and the production of four selected crops including cereals, pulses, industrial plants, and potatoes has reached from 5 712 000 tons in 1960 to 19 858 000 tons in 1993. The indices of the number of operating units, crops cultivated area, proportion of irrigated lands, operating units, proportion of lands under cultivation of labor-intensive crops to total cultivated lands, yields per hectare in family operating units smaller than 10 hectares, are significantly higher than those of large-scale units. These units, with and ownership of 31.5 percent of the lands under cultivation of twenty-one crops studied, accounted for some 50 percent production of these crops and 70 percent production of the selected six labor-intensive crops at 1992-93 crop year. In addition, yields per hectare of nineteen crops in units smaller than 10 hectares were over 5.5 tons and in units of larger than 10 hectares were less than 3 tons. Besides, there were less than 20 percent of the fallow lands in the units smaller than 10 hectares and 42 percent in the units larger than 50 hectares. A reverse correlation between the size of operating units and the factor of agricultural intensification, shown also significant while environmental, natural, spatial, and technical variables are controlled, is mainly influenced by a coordinated management, an experience of indigenous knowledge with a cultivation history of over thousands of years, lower over-head costs, adaptability to environmental changes, higher incentives, adoption of inventions, and duties conducted by members of the family units compared to the large-scale units.
    Keywords: Agricultural Operators, Agricultural Crops, Yields per Hectare, Agricultural Intensification
  • Ali Qasemi Ardehaei Page 51
    This study reviews causes of rural-urban migration drawing upon existing migration theories including particularly those of E. Lee, and Lewis-Fei-Ranis, as well as dependence theory. Theses on the same discussion, using meta-analysis method, presented in Tehran university, are studied to provide experimental support to the theories. In a comprehensive perspective, the causes of rural-urban migration may be identified in four aspects: economic, socio-cultural, demographic, and natural-agricultural. The economic aspect takes the first place in significance, while the socio-cultural, natural-agricultural, and demographic aspects gain other degrees of impact respectively. Given a categorization of push/pull factors as well as subordinate/personal factors for each aspect, however, the rural pushing factor reveals to be the most effective factor in the rural-urban migration, followed by the other factorsـــ ie urban pull factors, personal, and subordinate ones, respectively. Most of the rural push factors are due to the economic aspect, while the natural-agricultural and socio-cultural aspects are placed in the lower ranks.
    Keywords: Migration, Villagers Migration, Dissertations, Urban Migration
  • Abolqasem Arabiyun Page 81
    An over-emphasis on transfer of technology into the rural areas has been shown as affecting environment and natural resources. Besides, extension performances based on technology diffusion are not in harmony with present needs. Insistence on the technology transfer has also resulted in a vague relation between human and the environment. Studies have lead to the identification of "indigenous knowledge", a total neglect of which has so far caused substantial distortions in sustainable development plans. It appears to be complementary to the modern sciences in terms of strengths and weaknesses; by a combination of them, nevertheless, there might be achievements otherwise never would be reached. This paper illustrates the results of selected studies on indigenous knowledge, aiming at introducing a need for getting it in focus while planning the extension and development process. Data were gathered in both desk and field methods. Field studies are characterized by using qualitative research methods and approaches such as Participatory Rural Appraisal (PRA). Among other results, this research tends to introduce a primary and effective contribution of extension in accelerating the rural sustainable development process as well as to represent Iranian indigenous knowledge as a necessity in the extension and sustainable development process.
    Keywords: Indigenous Knowledge, Agricultural Extension, Sustainable Rural Development, Participatory Rural Appraisal
  • Ahmad Abedi Sarvestani Page 137
    As an educational institution, "Extension Organization" was established to facilitate a development process, and it is thus virtually expected to follow views and policies reflected in most common development theories which are deemed to be changed occasionally; and now it is time for emerging participation rather than modernization paradigm. Hence, it seems inevitable to redefine nature and position of extension organizations, responding to the changes. In brief, this paper attempts to: 1) describe the meaning of development and participation; 2) compare the nature of extension organizations in modernization and participation paradigms; and 3) illustrate the position of extension organizations in the participation paradigm with regard to its communicative nature.
    Keywords: Agricultural Extension, Participatory Development, Agricultural Education