فهرست مطالب

چغندر قند - سال بیست و یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1384)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1384)
  • 207 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1384/11/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • جهانشاه بساطی، محمود مصباح، قاسم کریم زاده، سیدیعقوب صادقیان صفحه 105
    با توجه به وسعت مناطق کشت چغندرقند در ایران و خسارت ناشی از بیماری سفیدک سطحی، تهیه ارقام مقاوم به این بیماری ضروری به نظر می رسد. بدین منظور، طی سال های گذشته در مناطق کرمانشاه تعداد زیادی از ژنوتیپ های موجود برای این بیماری غربال گردیدند، که منجر به شناسایی و گزینش یک ژنوتیپ دیپلویید مولتی ژرم و مقاوم به بیماری سفیدک سطحی با صفات نسبتا مطلوب زراعی (ژنوتیپ 14442) گردید. در این ارزیابی مشخص گردید که رگه منوژرم نرعقیم MS261 حساس و رگه منوژرم نرعقیم MS231 نیمه مقاوم به بیماری سفیدک سطحی است. به منظور تعیین تعدادی ژن های کنترل کننده بیماری سفیدک سطحی و نحوه توارث این ژن ها بین ژنوتیپ مقاوم 14442 و دو رگه نرعقیم MS231 نیمه مقاوم و نرعقیم MS261 حساس تلاقی های لازم انجام گرفت. نسل های BC1 F1، F2 و BC2 از هر تلاقی تهیه گردید. والدین و نسل های حاصل از هر تلاقی در مزرعه برای بیماری سفیدک سطحی بررسی شدند. نتایج نشان داد که نسل F2 حاصل از تلاقی والد مقاوم و حساس (14442*261) و تلاقی والد مقاوم و نیمه حساس (14442*231) به دو کلاس فنوتیپی با نسبت 3:1 تفکیک شد. الگوی تفکیک در بک کراس ها نیز نتایج به دست آمده در نسل F2 را تایید نموده و نشان داد که بیماری سفیدک سطحی با یک ژن اصلی کنترل می گردد. اثر ژن کنترل کننده بیماری به صورت غالب می باشد.
    کلیدواژگان: بیماری، تلاقی، چغندرقند، سفیدک سطحی، تجربه ژنتیکی، مقاومت
  • بررسی تعامل جدایه ژنوتیپ بین Erysiphe betae و چغندرقند در شرایط گلخانه
    مهیار شیخ الاسلامی، سیدمحمود اخوت، قربانعلی حجارود، عباس شریفی تهرانی، محمد جوان نیکخواه، توحید نجفی میرک صفحه 123

    بیماری زایی چهار جدایه از قارچ Erysiphe betae از چهار منطقه جغرافیایی کشور بر روی پنج ژنوتیپ چغندرقند با سطوح مختلف مقاومت یا حساسیت نسبت به بیماری مورد بررسی قرار گرفت. کنیدیوم جدایه های مختلف بر روی گیاهان هشت هفته ای در شرایط گلخانه مایه زنی شد. تخمین آلودگی سطح برگ و همچنین تخمین کنیدیوم های تولید شده در واحد سطح برگ، سه هفته بعد از مایه زنی انجام شد. نتایج نشان داد که بین جدایه های مختلف از نظر توان بیماری زایی تفاوت معنی داری وجود ندارد. این در حالی بود که بین ژنوتیپ های مختلف از نظر میزان حساسیت به بیماری تفاوت معنی داری وجود داشت. ژنوتیپ 7233 در تمام موارد بیشترین حساسیت نسبت به بیماری را نشان داد و ژنوتیپ های 10417 و 14442 علایم مقاومت نسبی به بیماری را نشان دادند. ژنوتیپ Leaf Beet که در کشور آلمان در آزمایش های مزرعه ای علایم مقاومت نسبت به بیماری را نشان داده بود در این تحقیق علایم حساسیت نسبت به بیماری را نشان داد. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان داد که جدایه های مختلف قارچ از مناطق مختلف کشور از نظر توان بیماری زایی یکسان هستند. هم چنین روش های گلخانه ای می تواند به خوبی برای تفکیک ژنوتیپ های حساس و مقاوم نسبت به بیماری سفیدک پودری مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بیماری، چغندرقند، محساسیت، ژنوتیپ، سفیدک پودری، قارچ، مقاومت
  • سیدمحسن سیدان صفحه 137
    هدف از این تحقیق تعیین کارایی فنی چغندر کاران و عوامل موثر بر عدم کارایی فنی آنان می باشد. بدین منظور، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایدو مرحله ای، 144 کشاورز انتخاب و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه در سال زراعی 1380-81 جمع آوری شده است. برای نیل به اهداف تحقیق با استفاده از تابع تولید کاب - داگلاس (Cobb-Douglas) و تخمین سیستمی، تابع تولید مرزی و عدم کارایی به طور هم زمان برآورد شده است. نتایج تحقیق نشان داد که متوسط کارایی فنی بهره برداران در شهرستان های همدان و ملایر به ترتیب 73 و 70 درصد می باشد. میان کارایی فنی بهترین زارع در مقایسه با میانگین کشاورزان، اختلاف نسبتا زیادی وجود داشته، به نحوی که پتانسیل افزایش تولید در شهرستان های ذکر شده به ترتیب 26 و 29 درصد برآورد گردید. بنابراین، می توان میزان تولید را بدون تغییر عمده در سطح فن آوری و منابع به کار رفته و تنها از طریق کاهش شکاف کارایی میان بهره برداران چغندر کار و کاراترین تولید کننده به مقدار زیادی افزایش داد. از مهم ترین عوامل اقتصادی - اجتماعی موثر بر کارایی فنی چغندر کاران سن، تجربه، سواد زارع، کلاس ترویجی، بازدید از مزارع ترویجی، تاریخ و روش کاشت، دفعات و دور آبیاری، نوع بذر و تعداد قطعات زیر کشت یک زارع تعیین شده است.
    کلیدواژگان: استان همدان، تابع تولید، تخمین سیستمی، کاب، داگلاس، کارایی فنی، کشاورزان چغندرکار، نمونه گیری خوشه ای
  • صادق جلالی، محمدرضا باقری، محمدرضا جهاد اکبر صفحه 151
    در این بررسی به منظور تاثیر کاشت و رقم بر میزان آلودگی به بیماری ویروسی پیچیدگی برگ چغندرقند (Beet curly top virus، BCTV) و تراکم جمعیت زنجرک های ناقل، مطالعه ای در قالب طرح آماری کرت های خرد شده با سه تاریخ کاشت به عنوان کرت های فرعی در چهار تکرار طی سال های 1378-79 در منطقه مبارکه اصفهان اجرا گردید. نتایج به دست آمده نشان داد، به تعویق انداختن تاریخ کاشت تا اول خرداد ماه باعث کاهش جمعیت زنجرک های ناقل (C.opacippennis، Circulifer) شد، به طوری که میانگین جمعیت های آن ها در تاریخ کاشت اول نسبت به دو کشت دیگر بیشتر بود؛ ولی اختلاف آن ها معنی دار نشد. جمعیت زنجرک ها در ارقام مورد مطالعه در هر تاریخ کاشت، تفاوت کاشت دوم و سوم، بیشتر بود و اختلاف معنی داری با آن ها داشت. بیشترین میزان آلودگی در رقم IC1 مشاهده شد که با ارقام T41R و Attila در سطح یک درصد و با سایر ارقام در سطح پنج درصد اختلاف معنی داری نشان داد. با تاخیر در تاریخ کاشت، عملکرد ریشه و قند کاهش نشان داد، به طوری که بین تاریخ کاشت سوم و تاریخ های کاشت اول و دوم اختلاف معنی داری وجود داشت. درصد قند ناخالص و ناخالصی های شربت در سه تاریخ کاشت با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند. رقم T41R با تولید 36.95 تن ریشه در هکتار بیشترین عملکرد را در بین ارقام داشت که اختلاف معنی داری را با رقم Attila در سطح یک درصد و رقم 7233 در سطح پنج درصد نشان داد. در ضمن پوسیدگی های ریشه در تاریخ های کاشت دوم و سوم نسبت به تاریخ کاشت اول کمتر بود. کمترین میزان پوسیدگی ریشه در رقم T41R و تاریخ کاشت سوم مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: ارقام، پیچیدگی برگ، تاریخ کاشت، چغندرقند، زنجرک های ناقل، ویروس کرلی تاپ
  • نسرین یاوری، سیدیعقوب صادقیان، محمود مصباح، عبدالرسول غفاری جهرمی صفحه 165
    چغندرقند یک گیاه ترجیحا دگرگشن و در بسیاری موارد خود نابارور است که با ازدیاد غیر جنسی یا رویشی آن، می توان بوته های مشابه بوته اولیه تولید نمود. ریزازدیادی کلونی چغندرقند با استفاده از بافت مریستمی ساقه گل دهنده جوان انجام می گیرد. ریز نمونه های مریستمی از ساقه گل دهنده بوته های نرعقیم چغندرقند تهیه و در شرایط استریل کشت گردید. دو محیط کشت پایه PGOB حاوی ترکیب هورمونی IBA، NAA و BA به ترتیب در مقادیر 0.1، 0.1 و یک میلی گرم/لیتر و ترکیب هورمونی NAA، GA3 و BA به ترتیب درمقادیر 0.1، 1 و 0.5 میلی گرم/لیتر از نظر ازدیاد ریز جوانه در سه ژنوتیپ شماره 445، 463 و 428 پس از مدت 20، 30 و 10 روز از آغاز کشت و در پایان چرخه ازدیاد در مرحله جدا سازی برای انتقال به محیط ریشه زایی مورد مقایسه قرار گرفت. آزمایش در هشت تکرار هر یک شامل یک ظرف کشت در طرح بلوک های کامل تصادفی در یک آزمایش اسپلیت - فاکتوریال انجام گردید. زمان کرت های اصلی و ترکیب ژنوتیپ و محیط در کرت های فرعی منظور شد. میانگین تیمارها به صورت فاکتوریل دو عاملی در زمان، با روش دانکن مقایسه گردید. نتایج تجزیه آماری داده ها نشان داد که کلیه فاکتورها (زمان، محیط و ژنوتیپ) دارای اثر معنی دار هستند. دو ژنوتیپ برتر (445 و 428) از نظر تولید ریز جوانه در یک گروه قرار گرفتند. محیط دو نسبت به محیط یک با تولید ریز جوانه بیشتر، برتر بود و این امر نمایانگر نقش ترکیب هورمورنی در محیط کشت ازدیاد ریز جوانه ها می باشد. در اجرای این پژوهش طراحی و ساخت یک دستگاه آب کشت مجهز به سیستم هوارسانی انجام شد و ریز گیاهچه های چغندرقند در شرایط ایجاد شده در سیستم آب کشت توانایی رشد فتواتوتروفیک را باز یافتند.
    کلیدواژگان: آب کشت، تطبیق پذیری، چغندرقند، ریزازدیادکلونی
  • مقایسه قارچ کش جدید اوپوس (Epoxy conazole) با قارچ کش های رایج در مبارزه با سفیدک پودری چغندرقند
    اصغر حیدری، داریوش صفایی، سعید ارومچی، جهانشاه بساطی صفحه 179
    در این تحقیق تاثیر قارچ کش های جدید اوپوس (اوپوکسی کونازول) و مقایسه آن با سموم قارچ کش های متداول علیه سفیدک پودری چغندر قند در استان های آذربایجان غربی و کرمانشاه طی دو سال مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با پنج تیمار در چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش سموم دینوکاپ، سولفور (گوگرد و تابل)، کالیکسین، اوپوس و شاهد (آبپاشی) بودند. یادداشت برداری نهایی از درجه آلودگی تیمارها با مقیاس 6-1 که در آن نمره یک بدون آلودگی و نمره شش آلودگی 100-81 درصد بود، با فاصله زمانی 15 روز بعد از آخرین سمپاشی صورت گرفت. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن نشان داد که در آذربایجان غربی، در هر دو سال اختلاف تیمارهای سمپاسی شده از نظر آلودگی به بیماری سفیدک پودری با شاهد در سطح یک درصد و پنج درصد معنی دار بود. مقایسه میانگین درجه تاثیر تیمارهای آزمایشی نشان داد که قارچ کش اوپوس بیشترین تاثیر را در کنترل بیماری سفیدک پودری چغندرقند داشته است. در آزمایش کرمانشاه در سال اول به علت پایین بودن شدت بیماری در مزارع منطقه اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده نگردید ولی در سال دوم، اختلاف تیمارهای سمپاشی شده با شاهد در سطح یک و پنج درصد معنی دار بود. از نظر عملکرد و درصد قند ریشه نیز تیمارهای سمپاسی شده به شاهد ارجحیت داشتند.
    کلیدواژگان: ایران، چغندرقند، سفیدک پودری، مبارزه شیمیایی
  • علیرضا آذربایجانی، شهاب الدین مشرف، اکبر اسدیان صفحه 189
    این آزمایش به منظور ارزیابی اثرات جایگزینی گل صافی (گل کربنات کلسیم) حاصل ازضایعات کارخانه های تولید قند با پودر صدف در جیره غذایی روی عملکرد و صفات کمی و کیفی تخم مرغ در مرغان تخم گذار به اجرا درآمد. در این آزمایش، گل صافی به دو شکل معمولی (پودری) و پلت شده و هر کدام نیز در سطوح صفر، 75،50،25 و 100 درصد جایگزین پودر صدف گردید. بنابراین نه تیمار (جیره غذایی) و هر تیمار در سه تکرار در طی سه دوره 28 روزه در نظر گرفته شد. مصرف خوراک و وزن تخم مرغ به طور هفتگی و صفات کمی و کیفی تخم مرغ ها به طور ماهانه اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد جایگزینی گل صافی به جای پودر صدف تا سطح 50 درصد به شکل پودری، اختلاف معنی داری را در صفات مصرف غذا، وزن تخم مرغ، تولید توده ای و ضریب تبدیل غذایی نسبت به شاهد (سطح صفر درصد جایگزینی) ایجاد نکرد. در حالی که جایگزینی فراتر از سطح 50 درصد پودر گل صافی، موجب کاهش معنی دار تولید توده ای و تعداد تخم مرغ و افزایش ضریب تبدیل غذایی نسبت به شاهد گردید. اما در تمام سطوح گل صافی پلت شده، اختلاف معنی داری برای این صفات با شاهد، مشاهده نگردید. جایگزینی گل صافی به جای پودر صدف به هر دو شکل پودری و پلت و در تمام سطوح جایگزینی تاثیر معنی داری بر شاخص های کمی و کیفی تخم مرغ نداشت. این آزمایش نشان داد، مناسب ترین سطح جایگزینی گل صافی به جای پودر صدف به هر دو شکل پودر یا پلت، سطح 50 درصد جایگزینی می باشد.
    کلیدواژگان: پودر صدف، تغذیه، ضایعات کارخانه قند، گل صافی، مرغان تخمگذار
  • گزارش کوتاه علمی
  • بررسی عملکرد کارخانه های قند و شکر ایران در چهار سال گذشته
    رضا شیخ الاسلامی صفحه 197
    شکر تولید در ایران در سال 1383 معادل 1.192 هزار تن بود که 55% آن از چغندرقند و بقیه از نیشکر به دست آمده است. در حال حاضر، 33 کارخانه قند چغندری و هفت کارخانه قند نیشکری در کشور فعالیت می کنند. در این مجال، وضعیت تولید چغندرقند و شکر تولیدی از آن طی چهار سال گذشته (83-1380) مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. ظرفیت اسمی 33 کارخانه قند و شکر کشور، روزانه 67650 تن چغندرقند می باشد که بر مبنای یک صد روز کاری، توان مصرف چغندرقند کارخانه ها باید 6.75 میلیون تن باشد که به دلایل مختلف نه از نظر ظرفیت مصرف و نه از نظر میزان تولید چغندر تاکنون به این ارقام نرسیده است
|
  • J.Sh. Basati, M. Mesbah, Gh. Karimzadeh, S.Y. Sadeghian Page 105
    Development of resistant variety to powdery mildew (PM) is necessary. Therefore, during past years some of the sugar beet genotypes were screened to this disease in Kermanshah. One of the genotypes named 14442 showed resistance to PM disease. This genotype with two male sterile lines (MS261 and MS231) was used to determine the number of genes responsible for resistance to disease. Crosses between 14442, MS261 and MS231 were done and segregating generations were evaluated. Based on results, F2 plants in both crosses (14442*MS261 and 14442*MS231) could be divided in two phenotypic classes with ratio of 3:1. In back crosses two phenotypic classes with ratio of 1:1 were obtained. These results showed that PM disease was controlled with a single dominant gene.
  • Investigation on interaction of isolate-genotype between Erysiphe betae and Beta vulgaris under greenhouse condition
    M. Sheikholeslami, M. Okhovvat, Gh.Hedjaroude, A.Sharifi, Tehrani, M. Javan, Nikkhah, T.Najafi, Mirak Page 123

    Pathogenicity of 4 isolates of Erysiphe betae from 4 different geographical zones of Iran on 5 genotypes of beet, with different levels of resistance to powdery mildew, was investigated. Eight-week old plants were inoculated by conidia from 4 isolates separately. Indices for infection were estimation of leaf infection and number of produced conidia on the leaf surface 3 weeks after inoculation. Results indicated that there was no significant difference on the virulence level of 4 isolates but the genotypes showed significant difference in susceptibility to fungal isolates. The genotype 7233 indicated the highest susceptibility and two genotypes 10417 and 14442 showed highly resistance to powdery mildew. The genotype “Leaf Beet” which in the field experiments in Germany had proved resistance to the disease, in our greenhouse studies showed susceptible response. Conclusive results indicated that different isolates of E. betae belonging to different geographical zones were similar in pathogenicity and also greenhouse experiments can be an appropriate manner for screening sugar beet genotypes against E. betae.

  • S.M. Seyyedan Page 137
    The main purpose of this study was to measure the level of technical efficiency of sugar beet producers and determination of factors affecting it. A sample of 144 producers in the main sugar beet growing areas of Hamedan, Nahavand, Malayer and Asadabad were selected by two stage cluster sampling method. Data were collected through interviews during farming year of 2001-2002.Technical efficiency of sugar beet producers were estimated using Cobb-Douglas statistics frontier production functions. Also, the effects of various social and economical factors on the level of producers technical efficiency were studied. According to the results of this study, average technical efficiency for sugar beet growers of Hamedan and Malayer was estimated 0.73 and 0.70, respectively. There were much discrepancies between technical efficiency of the best sugar beet producers with that of the others. The production can be increased up to 27 and 30 percent in mentioned regions without any major change in technology and available resources, and only by decreasing the discrepancy between the best and the other producers. Age, experience and literacy of farmers, extension classes, visit of extension farms, and date of planting, planting method, seed kind and number of land units under sugar beet cultivation were the main social-economic factors affecting the technical efficiency of sugar beet producers.
  • S.Jalali, M.R. Bagheri, M.R. Jahadakbar Page 151
    In order to study the effects of planting date and sugar beet cultivars on infection to curly top virus, vector population, damping off, root rot, and sugar yield, an experiment was conducted in Mobarakeh region during 1999-2000 in a split plot design. The main factor was three planting dates and sub factor was six sugar beet cultivars: IC1 as a susceptible cultivar to beet curly top, T41R, 7233, H5505, PP8 and Attila with 4 replications. The results indicated that delaying in planting date until June, caused decrease of leafhopper population density. The populations of vectors (Circulifer tenellus and C. opacippennis) were the same in all sugar beet cultivars but their population in first planting were higher than the other planting dates and showed significant difference with them. The most infection to BCTV was observed in IC1 in first planting date, and showed significant difference with T41R and Attila at p<0.01 and p<0.05 respectively. In second and third planting dates infection to curly top decreased and there were not significant difference among cultivars. Infection of damping off and root rots decreased severely in 2nd and 3rd planting dates, Cultivars 7233 and Attila showed the highest infection to damping off and root rots in first planting date respectively. The least infection to damping off and root rots were observed in T41R. Delaying in planting dates until early July caused decrease of root and sugar yields, and significant differences were observed between third and other planting dates. T41R with 36.95 T/h had the highest root yield among cultivars and showed significant difference with Attila and 7233 at P<0.01 and P<0.05 respectively.
  • N. Yavari, S. Y. Sadeghian, M. Mesbah, A.R. Ghaffari Jahromi Page 165
    Sugar beet is an essentially self-sterile plant for which the vegetative propagation is used to obtain identical sister plants. Sugar beet micropropagation is initiated by meristematic cuttings. Sugar beet meristematic flower stalk explants were established in sterile cultures and used for shoot propagation. Two PGoB medium with different hormonal combinations: 1) BA/NAA/IBA at 1, 0.1 and 0.1 and 2) BA/NAA/GA3 at 0.5, 0.1 and 1 mg/l were compared for rate of shoot induction in three genotypes: IR428, IR445 and IR463 at 10 - 20 and 30 days after culture and at the time of transfer for root initiation. Experiment was conducted in a factorial design with time as the main plot, media and genotypes as sub plots, with eight replications each unit consisting of one shoot/culture vessel. Duncan's multiple range test was performed for mean comparison. ANOVA results showed that all factors (time, medium, genotype), had significant effects on micropropagation. More shoots were produced in the second medium as compared to the first. Mean no. of shoots varied among genotypes and increased with days after culture. In the first medium, genotypes were classified in three groups according to their mean no. of shoots but the two best (IR428 and IR463) appeared in one group in the second medium. Paclobutrazol treatment (0.2%) applied on microplants foliage and utilization of a water culture device, designed to support microplants to gain photoautotrophic growth.
  • Comparison of a new fungicide (Opus) with common fungicides in controlling powdery mildew of sugar beet
    A. Heydari, D. Safaei, S. Urumchi, J. Basati Page 179
    In this study, recently produced fungicide Opus was compared with current fungicides Dinocap, Sulfur and Calyxin for controlling powdery mildew disease of sugar beet in completely randomized block field experiments conducted in Kermanshah and West Azarbaijan provinces. Fungicides were applied according to the recommended field dosages. There were five treatments (four fungicides plus a water-spray control) each with four replicates. Disease incidence was evaluated 15 days after the last application based on infection index on sugar beet leaves collected from different treatments. Infection index varied from 1 (no infection) to 6 (81-100% infection). Analysis of the results indicated that in Miandoab experiment for both years there were significant differences among different treatments in disease incidence and the fungicide Opus was the most effective in reducing infection. In the first year of Mahidasht experiment there were no significant differences among different treatments due to very low occurrence of the disease in the field. In contrast, in the second year significant differences were observed in different treatments. Despite higher root yield and sugar content in fungicide treatments, compared to the control, these differences were not significant.
  • A. Azarbayejani, S. Mosharaf, A. Asadian Page 189
    This experiment carried out to evaluate replacing effects of Oyster shell (OS) with filter cake (FC) of sugar beet industry on performance and quantity and quality of egg in laying hens. In this trial the filter cake in two physical forms of powder and pellet in five levels of 0, 25, 50, 75, and 100% replaced for oyster shell. Each treatment had 3 replications. The experiment lasted 3 periods of 28 days. Feed intake and egg weight were measured every week and egg quality was recorded every month. Results indicated that replacing OS with FC up to 50% level in the form of powder, had no significant effect on feed intake, egg weight, egg mass production, laying rate and feed conversion ratio (P>0.05). Replacing powder FC more than 50% caused significant reduction in egg mass production, laying rate and feed efficiency (P<0.05). However, using pellet FC at all levels had no significant effects on these traits. Replacing OS with FC had no significant effect on egg quantity and quality characteristics. It is concluded that the best and suitable level of replacing FC in powder or pellet form is 50 percent in laying hens nutrition.
  • Evaluation of the Iranian sugar industry at last four years
    R. Sheikholeslami Page 197
    At the present time 33 sugar beet and 7 sugar cane industrial units are active in the country. In 2004, the national sugar production was about 1192 thousand tons, that 55 percent of it was produced from the sugar beet and the rest from the sugar cane. In this investigation the status of sugar beet root and sugar production during last 4 years is discussed. The theoretical capacity of 33 sugar industrial units is 67650 tons sugar beet root per day. With attention to 100 working days, the total consumption capacity of sugar beet root is about 6.75 million tons per year. Unfortunately, because of many reasons sugar beet production and consumption capacity have not reached to the optimum levels. The average sugar beet root production in last 10 years is 49830000 tons. Based on the published statistics by the association of sugar industrial units the ratio of purchased sugar beet root to the official capacity of the sugar industrial units is about 81 percent and the ratio of consumed sugar beet root to the official capacity of the sugar industrial units is about 67 percent. These facts show that although some problems exist in industry and agricultural sections however no clear solutions have been proposed. During agricultural year 2004 about 4913000 tons sugar beet root with 17.32 percent sugar content have been produced in 156000 hectares by 95000 farmers. Where, the total produced sugar was 659000 tons. In table 1 the average production of root and sugar during 4 years was demonstrated. Results of some investigations show that the yield of 30 tons per hectare is the border line to profit or loss. It is clear that cultivation of varieties with root production capacity less than 30 ton per hectare should not be recommended. Maybe over estimating of the land under sugar beet cultivation leads to wrong conclusion. So, real estimation of the land under sugar beet cultivation needs scientific method. In spite of existing suitable ecological and environmental condition for sugar beet cultivation in most regions because of using inaccurate method of soil management, ignorance of agronomical requirement aspects and lack of extinction to transfer the results of research to the farmers, the potential production has not been achieved yet. Evaluation of the data of the Iranian sugar industrial units shows considerable difference between their performances. The reasons could be insufficient payments at appropriate time to buy sugar beet root or other requirement of industrial sectors and old technology and production line. So, under this condition most of sugar industrial units could not achieve their theoretical capacity. In addition, about 4 percent of sugar beet root deteriorate in sugar industrial unit. Transporting sugar beet root from one area to the other area is another problem that sugar industries are put up with.