فهرست مطالب

چغندر قند - سال بیست و یکم شماره 1 (بهار و تابستان 1384)
  • سال بیست و یکم شماره 1 (بهار و تابستان 1384)
  • 118 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1384/02/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا میرزایی، سیدمعین الدین رضوانی، جواد گوهری صفحه 1
    به منظور تعیین اثرات تنش رطوبتی در مراحل مختلف رشد چغندرقند و استفاده بهینه از آب، تحقیقی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 12 تیمار و چهار تکرار از بهار سال 1379 به مدت دو سال در ایستگاه اکباتان مرکز تحقیقات کشاورزی استان همدان اجرا شد. یکی از فاکتورها، قطع آبیاری در سه مرحله رشد) S1 تا S3) و فاکتور دیگر تعداد دفعات قطع آبیاری در چهار سطح I1) تا (I4 بود. علاوه بر 12 تیمار ترکیبی مذکور، یک کرت شاهد بدون تنش نیز منظور شد. نتایج تجزیه مرکب نشان داد که اثر متقابل مراحل مختلف رشد در سال از نظر عملکرد ریشه، عملکرد قند و عملکرد قند قابل استحصال در سطح پنج درصد و اثر متقابل تعداد دفعات قطع آبیاری در سال از لحاظ صفت عملکرد ریشه معنی دار بود. اثر متقابل رطوبت نسبی برگ و درصد رطوبت وزنی خاک در سال در سطح یک درصد معنی دار بود. اثر متقابل مراحل مختلف رشد در سال از نظر صفات کارآیی مصرف آب برای عملکرد ریشه، عملکرد قند و عملکرد قند قابل استحصال در سطح یک درصد معنی دار بود. مقایسه میانگین دو ساله کارآیی مصرف آب در برداشت نهایی نشان داد که بالاترین کارآیی مصرف آب مربوط به تیمار S1 I2 (دو بار قطع آبیاری در مرحله رشد برگی) و حداقل آن مربوط به تیمار S2 I4 (چهار بار قطع آبیاری در مرحله رشد ریشه) بود. هم چنین مشخص گردید که قطع آبیاری بیش از یک مرحله در مراحل مختلف رشد چغندرقند، باعث کاهش عملکرد کمی چغندرقند می شود. به طور کلی، تنش رطوبتی باعث کاهش کمی عملکرد ریشه و عملکرد قند شد. البته مقدار تاثیر تنش خشکی بستگی به زمان و شدت تنش داشت. کاهش عملکرد ریشه و قند ناشی از تنش در مرحله رشد ریشه و مرحله ذخیره سازی قند شدیدتر بود.
    کلیدواژگان: آب نسبی برگ، تنش آبیاری، چغندر قند، درصد رطوبت خاک، عملکرد، کیفیت، کارایی مصرف آب، ماده خشک اندام هوایی، مراحل رشد
  • فرانک روزبه، سیدیعقوب صادقیان، نسرین یاوری، محمود مصباح صفحه 15
    تلاقی بین گونه ای یا بین جنسی در چغندرقند معمولا به علت عدم لقاح، مرگ جنین یا قطع ارتباط آندوسپرم با جنین موفقیت آمیز نبوده است. در این موارد، تکنیک نجات جنین مفید بوده و جنین های هیبرید قبل از نابود شدن در شرایط درون شیشه ای کشت و نگه داری می شود. دستیابی به تلاقی بین گونه ای چغندرقند با گونه های وحشی به دلیل عدم تشابه کروموزومی با روش های متداول به نژادی میسر نیست. در این بررسی، برای تهیه هیبریدهای بین گونه ای، تلاقی یک توده تتراپلوئید 37RT به عنوان والد مادری با دو گونه وحشی Beta. Webiana و Beta procumbens به عنوان والد پدری به صورت دستی انجام شد. پس از مطالعه روند رشد جنین توسط محلول یک درصد تترازولیوم کلراید، جنین های هیبرید 20 روزه در محیط غذایی N6 در سه آزمایش با ترکیبات مختلف هورمونی در شرایط آزمایشگاهی کشت و در تاریکی و دمای 25 درجه سانتی گراد به مدت چهار هفته قرار گرفتند. آزمایش سوم با ترکیب محیط N6 و هورمون های BA، GA3، NAA به ترتیب به میزان 1، 0.2، 0.5 و P.V.P به میزان 300 میلی گرم در لیتر و ساکارز و زغال فعال به ترتیب به میزان 30 و یک گرم در لیتر و 0.6 درصد آگار نتیجه مطلوبی را از نظر جوانه زدن جنین هیبرید نشان داد. سپس جنین های جوانه زده جهت ازدیاد به محیط N6 حاوی BA و GA3 به ترتیب به میزان 0.5 و یک میلی گرم در لیتر منتقل و در شرایط 16 ساعت روشنایی و دمای 25 درجه سانتی گراد قرار داده شدند. نتایج نشان داد که درصد جوانه زنی و دانهال هیبرید دو نوع تلاقی B.vulgaris×B.procumbens و B.vulgaris×B.webbiana به ترتیب 10 درصد و 40 درصد است.
    کلیدواژگان: تلاقی بین گونه ای، چغندرقند، محیط کشت، نجات جنین
  • حمید محمدی، سیدنعمت الله موسوی، فرشید کفیل زاده، مجید رحیمی صفحه 31
    هدف این تحقیق، تعیین حد اقتصادی استفاده از نهاده های تولیدی در تولید چغندرقند در شهرستان بود. جهت دستیابی به هدف فوق، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای داده های مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه و مصاحبه با 55 کشاورز در شهرستان اقلید، جمع آوری شد. برای سنجش بهره وری نهاده ها از توابع تولید کاب - داگلاس و ترانسندنتال استفاده شد. هم چنین در تعیین سهم هزینه نسبی عوامل تولید، از تابع نرانسندنتال استفاده شد. طبق نتایج، از نهاده های نیروی کار، ماشین آلات و بذر بیش از حد بهینه اقتصادی و از نهاده کود شیمیایی کمتر از حد بهینه استفاده می شود. جهت کسب حداکثر سود در واحدها بایستی میزان مصرف نهاده های نیروی کار، ماشین آلات و بذر کاهش و مصرف کود شیمیایی افزایش یابد. نتایج مطالعه نشان داد که 67.2 درصد از بهره برداران در استفاده از نیروی کار در ناحیه سوم تولید عمل می کنند. هم چنین 85.5 درضد از بهره برداران، کود شیمیایی را در ناحیه اول تولید مصرف کردند. این در حالی است که به ترتیب 100 و 58.2 درصد از زارعین نهاده بذر و ماشین آلات را بیش از میزان بهینه مصرف می کنند. 56.4 درصد از زارعین در استفاده از سم در ناحیه اقتصادی (ناحیه دوم) عمل کردند. ضریب تبیین تابع تولید 88 درصد به دست آمد که بیان گر برازش مناسب تابع است. به این مفهوم که متغیرهای مستقل توانسته اند 88 درصد از تغییرات متغیر وابسته (عملکرد) را توجیه کنند. هم چنین نتایج نشان داد که بیشترین سهم هزینه نهاده های تولید مربوط به نیروی کار و ماشین آلات است و کاهش مصرف این دو نهاده، موجب کاهش هزینه های تولیدی و افزایش سود خواهد شد.
    کلیدواژگان: اقلید، بهره وری، هزینه عوامل، تابع تولید، چغندرقند، کشش تولید، نهاده ها
  • محمدعلی جواهری، ناصر رشیدی، امین باقی زاده صفحه 43
    به منظور بررسی اثر کود دامی، سولفات پتاسیم و اسید بوریک بر خصوصیات کمی و کیفی محصول چغندرقند، آزمایشی در قالب طرح اسپلیت پلات فاکتوریل در چهار تکرار طی سه سال (1380- 1378) در منطقه بردسیر کرمان اجرا گردید. عامل کود دامی در سه سطح صفر، 10 و 20 تن ماده خشک در هکتار در کرت اصلی و کود سولفات پتاسیم در سه سطح صفر، 75 و 150 کیلوگرم در هکتار و اسیدبوریک نیز در سطوح صفر، 10 و 20 کیلوگرم در هکتار به صورت فاکتوریل در کرت های فرعی مصرف شدند. نتایج نشان داد که اثر کود دامی و سولفات پتاسیم بر عملکرد ریشه معنی دار (?=%5) بوده است. ولی اسید بوریک روی درصد قند ملاس و درصد قند سفید ریشه معنی دار نگردید. استفاده از کود دامی و سولفات پتاسیم اثر معنی داری بر عملکرد شکر سفید داشت به طوری که استفاده از 20 تن کود دامی در هکتار، 10 در صد و استفاده از 150 کیلوگرم سولفات پتاسیم در هکتار، 6 درصد عملکرد شکر سفید را نسبت به شاهد افزایش داد. اگر چه اسید بوریک اثر معنی داری بر عملکرد شکر سفید نداشته، ولی عملکرد شکر سفید را نسبت به شاهد 1.8 در صد افزایش داده است و این در حالی بود که آب آبیاری حدود 0.5 میلی گرم در لیتر حاوی بر بود.
    کلیدواژگان: اسید بوریک، بر، بردسیر، پتاسیم، چغندرقند، کود دامی
  • مائده شهیری طبرستانی، ماهرخ فلاحتی رستگار، بهروز جعفرپور، حمید روحانی صفحه 57
    به منظور بررسی اثر کود دامی، سولفات پتاسیم و اسید بوریک بر خصوصیات کمی و کیفی محصول چغندرقند، آزمایشی در قالب طرح اسپلیت پلات فاکتوریل در چهار تکرار طی سه سال (1380- 1378) در منطقه بردسیر کرمان اجرا گردید. عامل کود دامی در سه سطح صفر، 10 و 20 تن ماده خشک در هکتار در کرت اصلی و کود سولفات پتاسیم در سه سطح صفر، 75 و 150 کیلوگرم در هکتار و اسیدبوریک نیز در سطوح صفر، 10 و 20 کیلوگرم در هکتار به صورت فاکتوریل در کرت های فرعی مصرف شدند. نتایج نشان داد که اثر کود دامی و سولفات پتاسیم بر عملکرد ریشه معنی دار (?=%5) بوده است. ولی اسید بوریک روی درصد قند ملاس و درصد قند سفید ریشه معنی دار نگردید. استفاده از کود دامی و سولفات پتاسیم اثر معنی داری بر عملکرد شکر سفید داشت به طوری که استفاده از 20 تن کود دامی در هکتار، 10 در صد و استفاده از 150 کیلوگرم سولفات پتاسیم در هکتار، 6 درصد عملکرد شکر سفید را نسبت به شاهد افزایش داد. اگر چه اسید بوریک اثر معنی داری بر عملکرد شکر سفید نداشته، ولی عملکرد شکر سفید را نسبت به شاهد 1.8 در صد افزایش داده است و این در حالی بود که آب آبیاری حدود 0.5 میلی گرم در لیتر حاوی بر بود.
    کلیدواژگان: کنترل بیولوژیکی، مرگ گیاهچه چغندرقند، Rhizoctonia solani، Trichoderma harzianum
  • آژنگ جاهدی، عباس نوروزی، محسن ساعتی صفحه 77
    طی یک آزمایش مزرعه ای سه ساله (81- 1379) و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، امکان کاهش مصرف سم علف کش با تلفیق روش های شیمیایی و مکانیکی در کنترل علف های هرز مزرعه چغتدرقند مورد بررسی قرار گرفت. سه نوع تیغه چاقویی کولتیواتور (سرنیزه ای، پنجه غازی و شمشیری) جهت حذف علف های هرز بین ردیف های کشت، همراه با پا شش مخلوط مساوی علف کش های دسمدیفام (امولسیون 15.7 درصد از ماده تجاری بتانال آ.ام) و کلریدازون (پودر و تابل 80 در صد از ماده تجاری پیرامین) مورد استفاده قرار گرفت. سم پاشی به صورت نواری به عرض 20 سانتی متر روی پشته ها، به میزان دو لیتر در هکتار (یک بار پاشش) و یک لیتر در هکتار (دو بار پا شش به فاصله 10 روز) انجام شد. تیمارها با شاهد منطقه (انجام فاروئر و کاربرد 6 لیتر مخلوط مساوی علف کش های دسمدیفام و کلریدازون) و هم چنین تیمار وجین دستی (دو بار) مقایسه شد. نتایج حاصل از تجزیه آماری داده ها نشان داد که بین تیغه های کولتیواتور مورد آزمایش، تیغه سرنیزه ای به دلیل نوع برش و کارآیی بیشتر در خاک توانسته است با حذف علف های هرز بین خطوط کاشت نسبت به دو تیغه دیگر برتری نشان دهد. با مصرف علف کش به میزان دو لیتر، از مخلوط مساوی دسمدیفام و کلریدازون (یک بار پاشش) در هکتار بود. این تحقق نشان داد که با استفاده از سم پاشی نواری و حذف علف های هرز بین خطوط کاشت توسط تیغه کولتیواتور سرنیزه ای، می توان تا 66 در صد مصرف علف کش در هر هکتار را کاهش داد که هم از نظر اقتصادی و هم زیست محیطی قابل توجه است.
    کلیدواژگان: چغندرقند، سم پاشی نواری، کولتیواتور، علف کش
  • اثر تیمار پیش جوانه زنی بذر چغندرقند در شرایط تنش شوری این ویترو
    نسرین یاوری، محمود مصباح، عبدالرسول غفاری جهرمی صفحه 87
    حساسیت به شوری خاک در مرحله جوانه زنی بذر چغندر قند به عنوان مانع اصلی استقرار مطلوب بوته در مزارع محسوب می شود. بررسی های قبلی نشان داد که کشت ریز نمونه های متفاوت چغندرقند در سطوح افزایشی نمک کلرید سدیم در محیط کشت درون شیشه ای، تحمل زیاد به تنش شوری دارد. لذا آزمایشی برای مقایسه تحمل شوری در جنین بذری چغندرقند طراحی شد. جنین بذری با پوسته و بدون پوسته بذر، در محیط غذایی استریل PGoB دارای 3 درصد ساکارز و 0.9 در صد آگار، بدون نمک و نیز حاوی نمک کلرید سدیم به میزان 100، 150 و 250 میلی مولار در سه تکرار هر بار با 10 ریز نمونه در هر پتری دیش (قطر 9 سانتی متری) کشت شد. نتایج این بررسی برای نوع بافت مورد آزمایش، سطوح شوری و اثر این دو عامل بر یکدیگر در دو لاین 7233 و 67-9597 تفاوت معنی دار نشان داد. در هر دو لاین، بر خلاف بذر کامل، جنین بذری قادر به جوانه زنی در محیط های دارای تنش شوری بود. نقش پوسته بذر در جوانه زنی با اجرای آزمایش تنش شوری پس از تیمار پیش جوانه زنی بررسی شد. بذرهای لاین های 67- 9597، 7233 و 261 با شستشوی هشت ساعته بذر در محلول تیرام 0.2 درصد و سپس کاهش تدریجی رطوبت بذر در دمای 25 سانتی گراد در ژرمیناتور پیش تیمار شدند. 25 عدد بذر از هر تیمار در پتری دیش و در چهار تکرار کشت شد. بذرهای تیمار شده در سطوح آزمایشی تنش شوری جوانه زدند. تجزیه واریانس نتایج آزمایش نشان داد که تفاوت بین لاین ها، سطوح تنش و اثر متقابل دو عامل بر یکدیگر معنی دار هستند. لاین 7233 مقاوم ترین و 67- 9597 و 261 در درجات بعد برای جوانه زنی بذر در شرایط تنش بودند. تیمار پیش جوانه زنی بذر چغندر قند برای مقابله با تنش شوری اثر مثبت نشان داد.
    کلیدواژگان: استقرار بوته، این ویترو، تنش شوری، تیمار پیش جوانه زنی، جنین بذری، چغندرقند، لاین 67، 9597، لاین 7233، لاین 261
  • گزارش کوتاه علمی
  • شناسایی قارچ های عامل پوسیدگی ریشه چغندرقند و تعیین پراکندگی آنها در استان کرمانشاه
    مهیار شیخ الاسلامی، حسن یونسی، داریوش صفایی صفحه 99
    قارچ های بیماری زای بسیاری سبب ایجاد پوسیدگی ریشه چغندرقند در مراحل مختلف می شوند. در بین آنها Rhizoctonia spp سبب پوسیدگی های طوقه و ریشه، پوسیدگی خشک و پوسیدگی بنفش ریشه می شود. (Whitney and Duffos 1986). پوسیدگی ریشه توسط قارچ phytophthora drechsleri Tucker در مزارعی که ریشه چغندرقند در معرض رطوبت بیش از حد معمول خاک قرار دارد، مشاهده شده است (Habibi 1975)، قارچ Fitzp Pythium aphanidermatum (Edson) به عنوان یکی از عوامل فساد بذر، مرگ گیاهچه و پوسیدگی ریشه در ایران شناخته شده است. (Ahmadinejad and Okhovat 1976). از قارچ Rhizopus arrhizus Fischer به عنوان یکی از عوامل پوسیدگی طوقه چغندرقند در ایران نام برده شده است. (Habibi 1977). به منظور شناسایی و تعیین پراکنش قارچ های بیماری زا در مزارع چغندرقند استان کرمانشاه طی سال های 1377 و 1378 بررسی هایی انجام گرفت. در این مطالعات از تعداد 41 مزرعه در مناطق مختلف استان در حوزه کارخانه های قند اسلام آباد غرب و بیستون بازدید به عمل آمد...
|
  • M.R. Mirzaii, S.M. Rezvani, J. Gohari Page 1
    For determination of water stress effects in different growth stages of sugar beet and optimum water usage on quantity and quality of sugar beet, this study was performed using randomized complete blocks design in factorial experiment with 12 treatments and 4 replications from 1999 to 2001 in Agricultural Research Center of Hamadan. The first factor was non-irrigation in 3 stages of growth (S1-S3) and the second was non- irrigation with 4 levels (I1-I4). Experiment was performed with 12 treatments and a control without drought stress. The combined analysis results showed that there was significant difference among root yield, sugar yield and white sugar yield in interaction of different growth stages and year levels. There was significant difference (P≤ %1) in interaction of treatments and year on relative water content and soil moisture percent. There was significant difference in interaction of different growth stages and year on water use efficiency for root yield, sugar yield and white sugar yield. Maximum water use efficiency obtained from S1I2 (not-irrigated for two times in the leaf growth stage) and the minimum obtained from S2I4 (not-irrigated for four times in the root growth stage).Non-irrigation for more than one time in sugar beet different grail stages cause damage on qualitative and quantitative characters. In general, drought stress in relation of the time and stress intensity decreased yield and quality of sugar beet. Reduction of root and sugar yield root growth and sugar accumulation stages was more severe.
  • F. Rouzbeh, S.Y. Sadeghian, N. Yavari, M. Mesbah Page 15
    Interspecific or intergenus hybridization in sugarbeet (B. vulgaris L.) is usually failed due to non fertilization, embryo death or absence of connection between embryo and endosperm. Consequently invitro embryo rescue technique is of value to save hybrid embryos before annihilation. Sugar beet inter-specific crosses with wild species is impossible in classical breeding because of no chromosomal homology. In this research, the inter- specific crossing of beet was performed manually using tetraploid plant (B. vulgaris L.) as female and two wild species: B. webbiana Mog and B. procumbens Chr.Sm. as male parents. Artifical fertilization of female plant flowers was performed manually. Embryo growth observation was carried out using 1% tetrazolium chloride treatment. Fertilized flowers were collected 20 days after pollination and hybrid embryos were cultured in three experiments with different media composition invitro conditions and kept in darkness at 25°c.The third experiment with N6 medium containing GA3, AB, NAA and P.V.P. at 1, 0.2, 0.5 and 300 mg/l respectively and 3% sucrose, 1% active charcoal and 6% agar showed best results. Germinated embryos were transferred to N6 medium with 0.5 mg/ l BA and 1mg/l GA3 and placed in 16/8 photoperiod condition. The results showed that the percentage of germinated embryos and hybrid plantlets obtained from two mentioned crosses were 40% and 10% respectively.
  • H. Mohammadi, S.N. Mosavi, Z. F. Kafylzadeh, M. Rahimi Page 31
    The main objective of this study was to determine the economical level of inputs applied in production of sugar beet by Eglid region farmers. Therefore data set was obtained From 55 farmers through interview and completing questionnaire. The farmers were selected based on a two-stage random sampling method. Marginal productivity of inputs was studied using Cobb – Douglas and Transendental production functions. Transcendental production function was also used to determine the relative cost share of inputs. Based on findings, labor, machinery and seed are used more than their optimum levels, while chemical fertilizer was used less than its optimal amount. Selected farms are expected to get maximum profit by using reduced amount of labor, machinery and seed and increased amount of chemical fertilizer. The results showed that about 67.2 percent of farmers were in non-economic region of production. 85.5 percent of farmers have also been in the second stage of production in fertilizer consumption. Seed and machinery have been used higher than their optimal amounts by 100 and 58.2 percent of the farmers respectively. 56.4 percent of the farmers were in second stage (economic) of production in using pesticides. High coefficient of determination of 0.88, indicated that 88 percent of changes of dependent variable can be explained by independent variables. The results also indicated that the highest share of cost was related to labor and machinery and the profit will rise if their use is reduced.
  • M.A. Javaheri, N. Rashidi, A.Baghizadeh, J. Gohari Page 43
    In order to study the effects of Farm Yard Manure (FYM), Sulfate of Potassium (SOP) and boric acid on quality and quantity of sugar beet, an experiment was conducted in split plot factorial with four replications during 3 years (1999-2001) in Bardsir- Kerman. The FYM was the main plot in 3 levels: 0, 10 and 20 ton.ha-1. SOP was applied at levels, 0, 75 and 150 kg.ha-1 and boric acid at levels 0, 10 and 20 kg.ha-1 which treated in subplot. The results showed that the effect of FYM and SOP on root yield were significant, but boric acid did not have significant effect on increase of moelasses sugar and white sugar content. FYM and SOP application changed sugar beet yield significantly, so that using of 20 t ha-1 FYM and 150 kg.ha-1 potassium sulfate increased white sugar yield 10% and 6% in comparison to the check. Boric acid had no significant effect on white sugar yield. but it increased the white sugar yeild about 1.8% in comparison to the check.
  • M. Shahiri Tabarestani, M. Falahati Rastegar, B. Jafarpour, H. Rohani Page 57
    Due to high antagonistic activity of Trichoderma harizanum, 5 isolates T.h.K, T.h.BI, T.h.Mo, Var33 and Torbat VI were selected and their efficacy was studied for controlling sugar beet damping-off caused by Rhizoctonia solani, under in vitro and in vivo conditions. Antagonistic ability of T. harzianum isolates was investigated as dual culture on PDA in concomitant and sequential cultures, 48 and 96 hours after R. solani culturing. It was found that all T. harzianum isolates colonized R. solani colony, stopped its mycelial growth and sporulated on it. In all 3 experiments, the isolate T.h.K, colonized R.solani colony in a shorter time compared to other isolates. Microscopic observations showed that these isolates coiled around, penetrated and degenerated hypha of R.solani, stopped its growth and finally lysed it. Volatile metabolites of T. harzianum isolates had significant inhibitory effect on mycelial growth of the pathogen, among which T.h.BI isolate with inhibition percent of 89.63% had the best effect. In investigation of inhibitory effect of 5 concentrations (% 10-% 15-% 20-% 25-% 30) of culture filtrates of T. harzianum isolates in reduction of R. solani mycelial growth, it was found that none of the isolates at the above concentrations had any effect on R. solani mycelial growth. In greenhouse experiments, it was cleared found that seed coating or soil drenching by antagonistic agents had significant effect in reduction of seedling mortality, 30 days after sowing in comparison with infected control and there were significant differences among the isolates. Isolates T.h.K and Var33 in soil drenching method, had the best effect in controlling of the disease.
  • A. Jahedi, A.Noroosi, M.Saati Page 77
    In order to reduce herbicide utilization, a 3-year field experiment was carried out with integration of mechanical and chemical weed control methods; in mechanical method, three types of blades (curred- bed knife, square- turn knife and sweep) were used. Chemical control was done with Chloridazon (WP 80%) and Desmedipham (EC 15.7%) in two spraying sheme: Once band sparying with 2 L h-1 & twice band sparying with 1 L h-1 of herbicides with 10 days interval. Combinations of chemical and mechanical control treatments were compared with conventional control methods including hand hoeing and overall field spraying with 6 L h-1 of herbicides. The results indicated that the best method of weeds control was the combination of cultivation with square-turn knif and once band spraying with 2 L h-1 of herbicides. Generally, our results showed that band spraying and cultivation, can reduce herbicides usage about 66% that is important from economical and environmental point of views.
  • The effect of sugar beet seed advancement on response to salt stress in in vitro conditions
    N. Yavari, M. Mesbah, A.R. Ghaffari Jahromi Page 87
    Sensivity of seed germination stage to saline soil is the main obstacle to proper field establishment of sugar beet crop. In previous studies different tissues of sugar beet showed high tolerance to salt stress by of increasing sodium chloride levels in in vitro condition. An experiment was by to study the response of sugar beet zygotic embryos to salt stress in in vitro conditions. Sterile perfect seeds and naked embryos from salt sensitive (9597-67) and salt tolerant (7233) lines were cultured in PGoB medium and four levels of salinity: 0, 100, 150 and 250 mM NaCl, with three replications and 10 explants/Petri dish. Dishes were kept at 25º ± 2º C and 2000 Lx for a period of four weeks. A factorial design was used in statistical analysis. Mean values were compared using DMRT and F test. Naked embryos of both lines sprouted in both stress levels whereas their perfect seeds did not. There were significant differences between the plant material, salt levels and their interaction. Furthermore seed advancement experiment with an eight hours Thiram, (0.2%) treatment and gradual decrease of seed moisture content at 25º C was performed. This treatment included 25 seeds /dish of three sugar beet lines and the same salt levels in water agar medium with 4 replications. Treated seeds of all three lines germinated in stress conditions. Results showed that lines, stress levels and their interaction were significantly different. The line 7233 was the most tolerant genotype followed by 9597-67 and 261. The benefit of 'seed Advancement ' treatment for tolerance to salt stress conditions was demonstrated.
  • Characterization of the fungi involved in sugar beet root rot and their distribution in Kermanshah province
    M. Sheikholeslami, H.Younesi, D.Safaee Page 99
    Many fungi cause sugar beet root rot during various stages of the plant growth. Among them Rhizoctonia spp. induce crown rot, dry rot and violet root rot on sugar beet (Whitney and Duffos,1986). Root rot caused by Phytophthora drechsleri has been observed in fields with excessive moisture (Habibi,1975). Pythium aphanidermatum has been recognized as one of the causal agents of sugar beet, damping-off, root rot and seed deterioration (Ahmadinejad and Okhovat, 1976). Rhizopus arrhizus has been also reported as one of the fungi involved in crown rot of sugar beet (Habibi,1977). In order to determine pathogenic fungi involved in sugar beet root rot and their distribution in Kermanshah province, this investigation was carried out during 1998-1999. Forty-one fields in different parts of the province were surveyed. At every field some information about previous crop in rotation, method of irrigation, source of irrigation water and disease severity was recorded. From each field, 2-5 root samples showing root rot symptoms were collected and transferred to laboratory. A soil sample was also collected and analyzed in the laboratory. Ninty eight isolates belong to Fusarium spp., Rhizoctonia solani, Binucleate Rhizoctonia, Phytophthora drechsleri, Pythium aphanidermatum, Rhizopus arrhizus, Rhizopus stolonifer, Macrophomina phaseolina, Phoma betae, Mucor spp. and Geotrichum sp. were isolated. In this study, although the majority of the isolates belonged to Fusarium spp., they could not induce root rot symptoms in pathogenicity tests. The most severe symptoms of root rot were induced by R. solani, P. drechsleri, P. aphanidermatum and R. arrhizus. Among soil specifications, only soil saturation percent had a weak relationship with disease severity and other factors showed no distinct relation with disease symptoms. Figure 1 shows distribution of the fungi involved in sugar beet root rot in Kermanshah province.