فهرست مطالب

چشم پزشکی بینا - سال دوازدهم شماره 1 (پاییز 1385)

مجله چشم پزشکی بینا
سال دوازدهم شماره 1 (پاییز 1385)

  • 122 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/09/10
  • تعداد عناوین: 20
|
  • سید فرزاد محمدی، سیدمهرداد محمدی صفحه 3
  • مقالات پژوهشی
  • هوشنگ فقیهی، ابوالقاسم واحدی، محمد ریاضی، زهرا اعلمی هرندی، علی طباطبایی، محمدرضا منصوری صفحه 6
    هدف
    ارزیابی نتایج بینایی و آناتومیک و عوارض جراحی ویترکتومی عمیق در بیماران مبتلا به ادم ماکولای دیابتی همراه با هیالویید خلفی ضخیم شده و مقاوم به درمان با لیزر.
    روش پژوهش: این مطالعه به صورت مداخله ای آینده نگر بر روی 25 چشم از 22 بیمار مبتلا به ادم ماکولای دیابتی مقاوم به لیزر انجام شد که دارای ضخامت ماکولایی بیش از 250? m بر اساس (optical coherence tomography) OCT همراه با ضخیم شدن هیالویید خلفی یا کشش زجاجیه بر روی شبکیه بودند. نتایج معاینه کامل چشم در مراحل قبل و آخرین ویزیت بعد از ویترکتومی مقایسه شدند. بیماران حداقل 6 ماه (2 بیمار 3 ماه) پی گیری شدند.
    یافته ها
    متوسط دید اصلاح شده قبل و ماه ششم بعد از ویترکتومی، به ترتیب 1.14±0.51 لوگمار و 0.89±0.53 لوگمار بود (P=0.005). دید بیماران در 65.2 درصد موارد بهبود و در 17.4 درصد موارد کاهش یافت. متوسط ضخامت ماکولا قبل و در ماه ششم بعد از ویترکتومی، به ترتیب 5.6±121.9 و 318±90.5 میکرون بود (P=0.001) که نشان دهنده کاهش 37 درصدی است. بعد از جراحی، یک مورد جدا شد گی شبکیه و یک مورد افزایش فشار داخل چشم مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    ویترکتومی عمیق در ادم ماکولای دیابتی همراه با هیالویید خلفی ضخیم شده و مقاوم به لیزر، موجب بهبود بینایی و کاهش ضخامت ماکولا می گردد ولی باید سایر عوامل موثر بر ادم ماکولای دیابتی نیز تا حد امکان بر طرف شوند.
  • سیامک مرادیان، بهروز قدیری، حمید احمدیه، مسعود سهیلیان، محسن آذرمینا، محمدحسین دهقان، آرمان مشایخی، معصومه ثناگو صفحه 14
    هدف
    ارزیابی نتایج بینایی و آناتومیک و عوارض حاصل از ویترکتومی با یا بدون برداشتن غشای محدود کننده داخلی (ILM) در بیماران دچار سوراخ ایدیوپاتیک ماکولا که طی سال های 82- 1372 در بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد تحت جراحی قرار گرفت بودند.
    روش تحقیق: پرونده های بیمارانی که به علت سوراخ ایدیوپاتیک ماکولا طی مدت مزبور تحت عمل ویترکتومی قرار گرفتند و 6 ماه پی گیری بعد از عمل داشتند؛ از نظر ویژگی های دموگرافیک و نتایج عمل مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    مطالعه بر روی 30 چشم (46.7 درصد چشم راست) از 29 بیمار (69 درصد زن) با متوسط سنی62.5±5.6 سال (75-55 سال) انجام شد. متوسط طول مدت علایم در بیماران3.2±3.7 ماه (66.7 درصد کم تر از 6 ماه) بود. مراحل 2، 3 و 4 سوراخ ماکولا قبل از عمل، به ترتیب 30 درصد (9 چشم)، 36.7 درصد (11 چشم) و 33.3 درصد (10 چشم) بود. ILM در 21 چشم (70 درصد) برداشته شد. در 3 چشم (10 درصد) پارگی شبکیه حین عمل اتفاق افتاد. حدت بینایی قبل از عمل به طور متوسط0.99±0.6 لوگمار بود که در معاینه 6 ماه بعد از عمل، به0.87±0.39 لوگمار رسید (P=0.05). میزان موفقیت آناتومیک با یک بار عمل 80 درصد (24 چشم) و موفقیت نهایی 86.7 درصد (26 چشم) بود. برداشتن ILM منجر به افزایش میزان بسته شدن سوراخ نشد. (P=0.655).
    نتیجه گیری
    برداشتن ILM تاثیری در بسته شدن سوراخ های ماکولا با ازمان کم تر از 6 ماه ندارد.
  • علیرضا دهقانی، فرهاد فاضل، حشمت الله قنبری، فرزان کیاارثی، محمدرضا اخلاقی صفحه 23
    هدف
    ارزیابی تاثیر تزریق روغن سیلیکون بر حدت بینایی پس از عمل جراحی ویترکتومی عمیق در بیماران دچار اندوفتالمیت عفونی.
    روش پژوهش: تحقیق به صورت کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی یک سوکور بر روی 50 بیمار مبتلا به اندوفتالمیت عفونی ارجاع شده به بیمارستان فیض در سال های 83- 1382 انجام شد. همه بیماران به علت اندوفتالمیت عفونی تحت عمل جراحی ویترکتومی عمیق قرار گرفتند و بیماران به طور تصادفی، به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه، در پایان عمل جراحی، روغن سیلیکون به داخل چشم تزریق شد (گروه سیلیکون) ولی در گروه دوم سیلیکون تزریق نشد و چشم با (balanced salt solution) BSS فرم گردید (گروه غیر سیلیکون). همه بیماران از نظر حدت بینایی برای بیش از 5 ماه پی گیری شدند.
    یافته ها
    بیماران شامل 32 مرد (64 درصد) و 18 زن (36 درصد) بودند. علت زمینه ای اندوفتالمیت در 23 بیمار (46 درصد) جراحی آب مروارید، در 20 نفر (40 در صد) مصد ومیت، در 3 نفر (6 درصد) ناشی از بلب، در 2 نفر (4 درصد) اند و فتالمیت بعد از عمل پیوند قرنیه و در 2 نفر (4 درصد) درون زاد (اندوژن) بود. میانگین دید نهایی در گروه سیلیکون 2.1 لوگمار و در گروه غیر سیلیکون 4.0 لوگمار بود. (P=0.018).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که تزریق روغن سیلیکون اثرات مفیدی در نتیجه ویترکتومی عمیق در بیماران دچاراند و فتالمیت عفونی داشته باشد.
  • بنفشه گلستان، کیت رنولز، کاظم محمد، حمید احمدیه، سیامک مرادیان صفحه 28
    هدف
    تعیین تاثیر عوامل مختلف بر رخداد جدا شدگی مجدد شبکیه با استفاده از مدل بقای رگرسیونی ویبل جاودان(Eternal Weibull Regression Analysis) بعد از جراحی ترمیم جدا شدگی شبکیه در بیماران دارای سابقه جراحی آب مروارید.
    روش پژوهش: در یک مطالعه که به صورت کار آزمایی بالینی چند مرکزی بر روی بیماران دارای سابقه جراحی آب مروارید و دچار جدا شدگی شبکیه (RD) انجام شد؛ بیماران به طور تصادفی به یکی از دو روش ویترکتومی اولیه و با کل صلبیه و طبق برنامه تعیین شده، تحت عمل جراحی قرار گرفتند. بیماران در فواصل یک هفته و 1، 2، 4 و 6 ماه پس از عمل پی گیری شدند و از نظر RD مجدد مورد بررسی قرار گرفتند. از آن جا که انتظار می رود تعدادی از موارد، در فاصله ای نه چندان دور، دچار RD مجدد شوند و عده ای هرگز دچار این عارضه نگردند، از مدل پارامتری ویبل اصلاح شده استفاده شد. مدل فوق در حالت ساده (در غیاب متغیر های مستقل) و در حالت رگرسیونی (در حضور متغیرهای مستقل) با توجه به این نسبت، اصلاح شد و با مدل اصلاح نشده مورد مقایسه قرار گرفت. متغیرهای مورد بررسی شامل سن، جنس، نوع جراحی RD، وسعت RD، گیر افتادن زجاجیه داخل زخم آب مروارید و استحاله نزدیک بینی بودند.
    یافته ها
    برآورد میانگین زمان بقای چسبندگی شبکیه برای مدل اصلاح نشده تقریبا 2920 روز محاسبه شد که نشان دهنده ماهیت جاودان داده های فوق است. با نادیده گرفتن فرض وجود نسبت همیشه جاودان، متوسط زمان رخداد RD مجدد در کسانی که انتظار این رخداد در آنها می رفت؛ حدود 2900 روز بود ولی با در نظر گرفتن نسبت همیشه جاودان، برآورد میانگین زمان رخداد، 43.06 روز محاسبه شد. در غیاب متغیرهای مستقل، برآورد نسبت همیشه جاودان 0.73 به دست آمد. ضرایب مدل نهایی نشان دادند که احتمال RD مجدد در مردان نسبت به زنان، 76 درصد بیش تر است. در عین حال، این خطر در افراد دچار استحاله نزدیک بینی، 4 برابر بالاتر بود. در مدل اصلاح نشده نیز خطر RD مجدد در مردان 2.6 برابر بیش تر از زنان بود که در مقایسه با مدل اصلاح شده، خطر بالاتری است. در عین حال، خطر RD مجدد در افراد دارای استحاله نزدیک بینی، 2.7 برابر بیش تر بود که این خطر در مقایسه با مدل اصلاح شده کم تر است. همچنین متغیر گیر افتادگی زجاجیه در زخم جراحی، در مدل اصلاح نشده دارای نقش موثری است؛ در حالی که در مدل اصلاح شده، می تواند از مدل کنار گذاشته شود. در نهایت، برای نتیجه گیری نهایی و این که استفاده از کدام مدل، برازش بهتری به دست می دهد؛ دو مدل نهایی در حالت اصلاح شده و اصلاح نشده، توسط نسبت درست نمایی (likelihood ratio) مقایسه شدند که نتیجه این مقایسه حاکی از برازش بسیار بهتر مدل اصلاح شده بود. (p<0.001).
    نتیجه گیری
    در شرایطی که انتظار می رود در طول زمان کافی، مواردی دچار پیامد مورد نظر بشوند و مواردی هرگز دچار آن پیامد نگردند؛ استفاده از مدل اصلاح شده تحلیل بقای رگرسیونی ویبل جاودان ارجح است.
  • محمدرضا جعفری نسب، محمدعلی جوادی، داوود ملک ثابت، محمد مهدی صدوقی، آرش انیسیان صفحه 37
    هدف
    ارزیابی میزان شیوع سندرم سودواکسفولیشن (XFS) در بیماران مبتلا به آب مروارید که تحت عمل فیکوامولسیفیکشن و کار گذاری لنز داخل چشمی (PE+IOL) قرار گرفتند و ارزیابی نتایج جراحی در این بیماران در مقایسه با افراد بدون XFS.
    روش پژوهش: این مطالعه به طراحی مورد - شاهدی بر روی 2200 چشم مبتلا به آب مروارید انجام شد. همه جراحی ها به وسیله یک جراح انجام شدند. بیماران گروه شاهد از بین مبتلایان به آب مروارید سنی با سن و جنس مشابه با مبتلایان به XFS انتخاب شدند.
    یافته ها
    شیوع XFS در چشم های مبتلا به آب مروارید، 4.1 درصد بود. میانگین سنیدر گروه XFS و گروه شاهد، به ترتیب 7.1± 71.8 و 6.7± 70.7 سال بود. XFS در60 درصد موارد یک طرفه بود. شیوع فشار خون بالا، دیابت و رتینو پاتی دیابتی در گروه XFS به ترتیب 31.1 درصد و صفر درصد و در گروه شاهد به ترتیب 42.9 درصد، 26.6 درصد و 5.2 درصد بود (P<0.05). گلوکوم در 25.6 درصد مبتلایان به XFS و 6.5 درصد از افراد گروه شاهد وجود داشت (P<0.0001). از دست رفتن زجاجیه در یک چشم در هر گروه مشاهده شد و تنها یک چشم از گروه XFS دچار جدا شدگی زنولی شد. در گروه XFS در 11.1 درصد موارد و در گروه شاهد در 1.9 درصد موارد، از کشیدن عنبیه برای اتساع مردمک استفاده شد (P<0.0001). جمع شدگی کپسول قدامی در 9.1 درصد موارد در گروه XFS رخ داد ولی در گروه شاهد رخ نداد. (P=0.007).
    نتیجه گیری
    PE+IOL در موارد آب مروارید همراه با XFS نیز مانند آب مروارید سنی، روشی بی خطر و موثر می باشد. شیوع دیابت و رتینوپاتی دیابتی در مبتلایان به XFS به طور معنی داری کم تر از مبتلایان به آب مروارید سنی است.
  • حسن رزمجو، فریده درودگر، یوسف واهب، ناصر ولایی، علیرضا پیمان صفحه 44
    هدف
    ارزیابی نتایج بینایی و رفر کتیو حلقه های کار گذ اری داخل استرومایی فرارا (FISCR) در درمان بیماران مبتلا به قوز قرنیه دارای قرنیه شفاف.
    روش پژوهش: تحقیق به روش کار آزمایی بالینی از نوع مقایسه قبل و بعد از عمل بر روی 57 چشم از 44 بیمار با حداقل سنی 19 سال انجام شد. قرنیه تمام بیماران شفاف بود ولی قادر به تحمل لنز تماسی نبودند. قبل و بعد از عمل، رفر کشن آبجکتیو و سابجکتیو، دید اصلاح نشده (UCVA)، بهترین دید اصلاح شده (BCVA) و عیب انکساری و نیز تو پوگرافی، پاکی متری و عمق اتاق قدامی به وسیله اورب اسکن II (Orbscan II) تعیین شدند. کارگذ اری FISCR بر اساس نوموگرام های کارخانه تولید کننده و با روش جراحی استاندارد انجام گردید.
    یافته ها
    متوسط سنی بیماران 26.7±6.8 سال و متوسط زمان پی گیری بیماران 9 ماه (14- 2 ماه) بود. در آخرین ویزیت پی گیری، متوسط بهبود در معادل کروی عیب انکساری 5.4±3.65 دیوپتر و متوسط اصلاح عیب انکساری سیلندری 1.89±2.25 دیوپتر بود (P<0.001). متوسط بهبود BCVA، 0.61±0.46 لوگمار (P<0.001) و متوسط بهبود UCVA، 0.61±0.46 لوگمار (P=0.002) بود. توپو گرافی بعد از عمل از نظر اندازه و ارتفاع مخروط بهبود یافت. حلقه ها در 3 بیمار به دلیل سطحی بودن، خارج و دوباره کارگذاری شدند. در یک مورد نیز با شک به عفونت قرنیه، حلقه خارج شد که پس از درمان عفونت، دوباره کار گذاشته شد.
    نتیجه گیری
    در بیماران مبتلا به قوز قرنیه با قرنیه شفاف، به ویژه در صورتی که قادر به تحمل لنز تماسی نباشند، کار گذاری FISCR می تواند درمان موثر و بی خطری در بهبود بینایی و اصلاح عیب انکساری آن ها باشد.
  • فرزان کیان ارثی، شهرام طاهری، محمدرضا اخلاقی صفحه 51
    هدف
    تعیین فراوانی و انواع اختلالات چشمی در بیماران دارای کلیه پیوندی به دنبال نا رسایی مزمن کلیه که طی سال 1383 به بیمارستان فیض اصفهان مراجعه نمودند.
    روش پژوهش: این مطالعه مقطعی بر روی 150 بیمار دارای کلیه پیوندی حد ا قل به مدت 3 ماه و دارای کراتینین سرمی کم تر از 3 mg/dl انجام شد. بیماران تحت معاینه کامل چشمی شامل تعیین حدت بینایی، معاینه با اسلیت لمپ و فوند وسکوپی پس از اتساع مردمک قرار گرفتند. عوامل مورد بررسی دیگر شامل عمر پیوند، مدت دیالیز قبل از پیوند، برنامه دارویی سر کوبگر ایمنی، بیماری زمینه ای عامل نا رسایی مزمن کلیه و عوارض ایجاد شده پس از پیوند بودند.
    یافته ها
    بیماران شامل 91 مرد و 59 زن بودند و به طور میانگین 39 سال (72-20 سال) سن داشتند. در 16 نفر (10.7 درصد) هیچ یافته چشمی غیر طبیعی وجود نداشت و در 134 بیمار (89.3 درصد) حداقل یک اختلال چشمی وجود داشت که شامل حدت بینایی 20.25 یا کم تر (48.6 درصد)، استحاله ملتحمه ای در ناحیه شکاف پلکی دو چشم (36.6 درصد)، آب مروارید زیر کپسولی خلفی (24 درصد)، پینگو کولا (17.3 درصد)، اپی تلیو پاتی پیگمانته شبکیه (14 درصد)، تغییرات تقاطع سرخرگی- سیاهرگی (8.6 درصد)، رتینو پاتی دیابتی پرولیفراتیو (6 درصد)، کوریورتینوپاتی سروزی مرکزی، رتینوپاتی هایپر تنسیو و درگیری سیاهرگ های شبکیه (هر کدام 3.3 درصد) و رتینوپاتی دیابتی غیر پرولیفراتیو، (آتروفی عصب بینایی و ادم بارز ماکولا در اثر دیابت (هر یک 2.7 درصد) بودند. یافته های چشمی ذکر شده، با بیماری زمینه ای عامل نارسایی کلیه و مصرف سیکلوسپورین یا پردنیزولون ارتباط معنی داری نداشتند ولی با افزایش عمر پیوند، مدت دیالیز قبل از پیوند و مصرف آزاتیوپرین یا میکوفنولات موفتیل، افزایش معنی داری داشتند.
    نتیجه گیری
    یافته های چشمی در بیماران دارای پیوند کلیه شایعند که می توانند در اثر بیماری زمینه ای و یا از عوارض جانبی پیوند کلیه باشد. لذا معاینه منظم چشم پزشکی در این بیماران توصیه می گردد.
  • محمد پاکروان، آرش انیسیان صفحه 58
    هدف
    ارزیابی احتمالی بین ضخامت مرکز قرنیه و اندازه سر عصب بینایی در مبتلایان به گلوکوم زاویه باز اولیه.
    روش پژوهش: جمعیت مورد مطالعه، بیماران دچار گلوکوم زاویه باز اولیه ای می باشند که در بیمارستان جانزهاپکینز آمریکا تحت پی گیری بوده اند. همه بیماران تحت معاینات کامل چشم پزشکی، عکس برداری سر عصب بینایی به وسیله (Heidelberg Retina Tomogram II) HRT II و اندازه گیری ضخامت مرکز قرنیه به وسیله پاکی متر اولتراسوند قرار گرفتند. تعداد 199 چشم از 152 بیمار دچار گلوکوم زاویه باز اولیه که رضایت نامه را امضا کرده بودند، وارد مطالعه شدند. پس از خارج کردن چشم هایی که عکس های آنها از کیفیت پایینی برخوردار بود و چشم هایی که تحت عمل جراحی قبلی قرار گرفته بودند و هم چنین انتخاب تصادفی یکی از چشم- های بیماران، در نهایت داده های 57 چشم با استفاده از نرم افزار SAS نسخه 8.1 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند و ضریب همبستگی پیرسون بین ضخامت مرکز قرنیه و مساحت سر عصب بینایی تعیین گردید.
    یافته ها
    متوسط ضخامت مرکز قرنیه 35.5± 530.7 میکرون بود. بیماران سیاه پوست قرنیه های نازک تری داشتند؛ میانگین ضخامت قرنیه در سیاه پوستان 520 میکرون، سفید پوستان 546 میکرون و نژادهای دیگر 550 میکرون بود (P<0.05). سفید پوستان دیسک بینایی کوچک تری داشتند؛ به طوری که مساحت دیسک در سفید پوستان 1.84 میلی متر مربع، در سیاه پوستان 2.44 میلی متر مربع و نژادهای دیگر 2.38 میلی متر مربع بود. (P=0.000). در تحلیل تک متغیری، ضخامت مرکز قرنیه با مساحت سرعصب بینایی، ارتباط منفی داشت (N=53 و P=0.12 و r=-0.215) که پس از تغییر معیار های خروج از مطالعه و وارد کردن تصاویر HRT با انحراف معیار کم تر از 100 در تحلیل آماری، این ارتباط منفی در بیماران سفید پوست از نظر آماری معنی دار بود (N=60 و P=0.02 و r=-0.282) به عبارت دیگر، در چشم های بیماران سفید پوستی که ضخامت قرنیه بیش تری داشتند، مساحت سرعصب بینایی کم تر بود و بر عکس.
    نتیجه گیری
    وجود ارتباط منفی بین ضخامت مرکز قرنیه و اندازه دیسک در بیماران سفید پوست دچار گلوکوم زاویه باز اولیه نشان می دهد که ممکن است برخی مولفه های دیگر سرعصب بینایی، مانند صفحه غربالی، ارتباطات ناشناخته ای با ضخامت مرکز قرنیه داشته باشند.
  • مرتضی سماوتی، سیامک اکبرزاده، مهندس خسرو مانی کاشانی صفحه 64
    هدف

    تعیین اثرات تجویز پردنیزولون خوراکی و ترانکسامیک اسید خوراکی در مقایسه با هم و در مقایسه با دارونما به منظور پیش گیری از خون ریزی مجدد در هایفمای ناشی از ضربه.

    روش پژوهش:

    مطالعه با طراحی کار آزمایی بالینی تصادفی شده دوسو کور شاهد دار با کنترل دارونما انجام شد. تعداد 182 بیمار واجد شرایط که به دنبال ضربه غیر نافذ، دچار هایفما شده بودند؛ به طور تصادفی به سه گروه پردنیزولون (60 نفر)، ترانکسامیک اسید (60 نفر) و دارونما (62 نفر) تقسیم شدند. ترانکسامیک اسید خوراکی به میزان mg/kg 75 منقسم در سه نوبت، پردنیزولون خوراکی به میزان mg/kg 0.8 منقسم در دو نوبت و قرص دارونما روزی 3 بار در گروه های مرتبط تجویز شدند. وقوع خونریزی مجدد طی دوره بستری، بررسی و مقایسه گردید.

    یافته ها

    میزان وقوع خونریزی مجدد در گروه دارو نما 26.7 درصد، در گروه پردنیزولون 15 درصد و در گروه ترانکسامیک اسید 13.3 درصد بود که در گروه پردنیزولون و ترانکسامیک اسید به طور معنی داری کمتر از گروه دارونما بود. (p=0.003) ولی تفاوت بین دو گروه پردنیزولون و ترانکسامیک معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    ترانکسامیک اسید خوراکی و پردنیزولون خوراکی در پیش گیری از خون ریزی مجدد در هایفمای ناشی از ضربه، تفاوت معنی داری ندارند ولی هر دو نسبت به عدم درمان، ارجحیت محسوسی دارند و توصیه می شود که از یکی از این دو دارو استفاده شود.

  • حسین سالور، ماندانا کلیشادی، محمد اسحاقی، عباس باقری، محمد ابریشمی صفحه 70
    هدف
    ارزیابی نتایج و عوارض کار گذاری اولیه پگ تیتانیوم در ایمپلنت حدقه ای هیدروکسی آپاتیتروش پژوهش: در 34 بیمار پس از تخلیه چشم، به روش انو کلیشن ایمپلنت هیدروکسی آپاتیت همراه با پگ تیتانیوم به طور اولیه کار گذاشته شد. بیماران در فواصل یک ماه، سه ماه و شش ماه پس از گذاشتن پروتز چشمی، از نظر عوارض و میزان حرکت پروتز پی گیری شدند
    یافته ها
    بیماران شامل 27 مرد و 7زن بودند. سن بیماران بین 13 تا 68 سال و به طور متوسط 21.5 سال بود. مدت پی گیری به طور متوسط 7 ماه (21- 4 ماه) بود. عوارض مهم دیده شده در مدت پی گیری، شامل ترشح (26.4 درصد)، در مرکز قرار نگرفتن پگ (23.5 درصد) و نمایان شدن ایمپلنت و پگ (هر کدام، 8.8 درصد) بودند. حرکت پروتز در 97 درصد موارد در جهات بالا، پایین، داخل و خارج در حدود 2+-3+ تامین شده بود.
    نتیجه گیری
    کار گذ اری اولیه پگ همراه با ایمپلنت هیدروکسی آپاتیت در زمان تخلیه چشم، روش کم عارضه ای است که می تواند جایگزین روش معمول کار گذاری پگ شود.
  • علی اکبر صابر مقدم، شهرام سازنده صفحه 76
    هدف
    ارزیابی دامنه حرکات ایمپلنت های حدقه ای هیدروکسی آپاتیت و مدپور (Medpor).
    روش پژوهش: این مطالعه با بررسی داده های موجود در پرونده پی گیری 34 بیمار انجام شد که تحت تخلیه چشم به روش انو کلیشن و کار گذاری ایمپلنت حدقه ای هیدروکسی آپاتیت (13 بیمار) یا مدپور (21 بیمار) قرار گرفته بودند. ویژگی های فردی بیماران، تشخیص قبل از عمل، اندیکاسیون عمل، تشخیص های بعد از عمل، نتایج عمل و عوارض آنها و میزان حرکات ایمپلنت، بین دو گروه مقایسه شد.
    یافته ها
    بیماران در 55.9 درصد موارد مرد بودند. میانگین سنی بیماران 29.7 سال (61- 1 سال) بود. در 52.9 درصد موارد، چشم راست تخلیه شده بود. شایع ترین علت تخلیه چشم، ضربه (55.9 درصد) و شایع ترین عارضه در هر دو گروه، وجود ترشح موکوپورولانت (14.7 درصد) بود. در هیچ یک از موارد، بیرون زدگی (extrusion)، نمایان شدگی (exposure) و یا جا به جایی (migration) ایمپلنت روی نداد. ایمپلنت های مدپور در 89.3 درصد موارد و ایمپلنت های هیدروکسی آپاتیت در 86.5 درصد موارد دارای حرکت متوسط تا خوب بودند. دو گروه از نظر حرکت ایمپلنت به بالا (p=0.682)، پایین (p=0.62)، داخل (p=0.176) و خارج (p=0.65) تفاوت معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    نتیجه کار گذاری مدپور و هیدروکسی آپاتیت بعد از تخلیه چشم، حداقل از نظر دامنه حرکات ایمپلنت تقریبا یکسان است.
  • عباس باقری، رامین صاحب قلم، محمد ابریشمی صفحه 81
    هدف
    تعیین علایم بالینی و نتایج جراحی در بیماران مبتلا به فلج ماهیچه های بالا برنده چشم که در فاصله سال های 1372 تا 1383 به کلینیک استرابیسم بیمارستان لبافی نژاد مراجعه نموده بودند و تحت جراحی قرار گرفتند.
    روش پژوهش: این مطالعه با بررسی پرونده بیماران مبتلا به استرابیسم که طی سال های مزبور تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند؛ انجام پذیرفت. براساس معاینه بالینی و نتایج حاصل از آزمون های کشش چشم (FDT)، تولید نیروی ماهیچه ای (FGT) و رفلکس بلز، 20 بیماری که با تشخیص فلج ماهیچه های بالا برنده چشم تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند؛ در سه گروه فلج اولیه بالا برنده ها (9 بیمار)، فلج اولیه فوق هسته ای با محدودیت ثانویه ماهیچه راست تحتانی (4 بیمار)، و محدودیت خالص ماهیچه راست تحتانی (7 بیمار) دسته بندی شدند. بیماران گروه اول تحت عمل جراحی نپ (Knapp)، گروه دوم تحت عمل جراحی نپ همراه با تضعیف ماهیچه راست تحتانی و گروه سوم تحت عمل جراحی تقویت و تضعیف عمودی یا تضعیف ماهیچه راست تحتانی به تنهایی قرار گرفتند. معیار موفقیت در عمل در یک بیمار برای انحراف، انحراف عمودی یا افقی 5 پریزم دیوپتر (PD) یا کمتر بعد از کلیه اعمال جراحی استرابیسم و برای محدود یت حرکتی، بهبود 25 درصد یا بیش تر در محدودیت حرکتی تعریف گردید.
    یافته ها
    بیماران شامل 10 مرد و 10 زن با میانگین سنی 12.6 سال (32- 1.5 سال) بودند. میانگین انحراف عمودی قبل و بعد از عمل بیماران، به ترتیب 32±8 PD و (P<0.0001) 3.8±8 PD و متوسط محدودیت حرکتی به سمت بالا قبل و بعد از عمل در بیماران، به ترتیب 3.5-±0.7- و (P<0.0001) 2.3-±1.2- و میانگین زمان پی گیری 20± 22 ماه بوده است. میزان موفقیت در رفع انحراف بعد از انجام کلیه مراحل جراحی، 77 درصد و در بهبود محدودیت حرکتی 80 درصد بود.
    نتیجه گیری
    برای انجام جراحی در بیماران مبتلا به فلج ماهیچه های بالا برنده چشم باید بر اساس علت زیربنایی بیماری در هر مورد تصمیم گیری شود. انجام آزمون های FDT و FGT و ارزیابی رفلکس بلز می تواند در تعیین علت زیربنایی بیماری و تصمیم گیری صحیح درباره عمل جراحی مناسب، در هر مورد کمک کننده باشد.
  • محمدرضا منصوری، احمد میرشاهی، مونا حسینی صفحه 89
    هدف
    تعیین ماهیت و فراوانی انواع آسیب های چشمی خانگی در بین مراجعه کنند گان به بخش اورژانس بیمارستان فارابی در مهرماه 1382.
    روش پژوهش: در این مطالعه آینده نگر، اطلاعات 100 بیمار (104 چشم) مبتلا به آسیب چشمی خانگی بر اساس مراجعه متوالی به درمانگاه اورژانس بیمارستان فارابی در مد ت مذ کور بررسی گردید.برای دسته بندی آسیب های چشمی، از طبقه بندی بین المللی استاندارد چشمی (Birmingham Eye Trauma Terminology) استفاده شد.
    یافته ها
    آسیب های چشمی خانگی، علت 4.85 درصد از کل مراجعات اورژانس چشمی را در مدت مذکور تشکیل می دادند. میانگین سنی بیماران 18± 26 سال (73- 1 سال) و میانه سنی آنها 23 سال بود. افراد زیر 30 سال، 66 درصد موارد را تشکیل می دادند. افراد مذکر 1.13 برابر افراد مونث بودند. اشیای غیر نوک تیز (33 درصد) و اشیای نوک تیز (30 درصد) شایع ترین علل آسیب چشمی بودند. آسیب های کره چشم (گلوب)، 93.2 درصد کل آسیب های چشمی خانگی را تشکیل می دادند که شامل 76.9 درصد آسیب های مکانیکی (72.2 درصد از نوع بسته و 4.8 درصد از نوع باز)، 14.4 درصد آسیب های شیمیایی و 1.9 درصد آسیب های حرارتی بودند.
    نتیجه گیری
    آسیب های بسته مکانیکی کره چشم، شایع ترین آسیب در مصدومیت های چشمی خانگی بودند و افراد زیر 30 سال، اکثریت موارد آسیب های چشمی خانگی را تشکیل می دادند. با نظر به قابل توجه بودن آسیب چشمی خانگی نسبت به کل موارد اورژانس چشم (4.85 درصد)، خانه باید به عنوان هدف مهمی برای اقدامات پیش گیرانه تلقی گردد.
  • گزارش موارد بیماری
  • غلامرضا خاتمی نیا، لیلا حسینی الهاشمی صفحه 98
    هدف
    گزارش یک مورد بیمار مبتلا به کیست درمویید متصل به تارس.
    معرفی بیمار: دختربچه 2.5 ساله ای با شکایت توده ای در ناحیه قدامی تارس (pretarsal) پلک فوقانی از زمان تولد، به درمانگاه چشم پزشکی آورده شد و با تشخیص اولیه تومور پلک، تحت نمونه برداری اکسزیونی قرار گرفت. حین عمل جراحی، یک توده به ابعاد cm 1×1 با مشخصات ماکروسکوپی کیست درمویید متصل به تارس مشاهده گردید که به جز به تارس فوقانی، به محل دیگری چسبندگی نداشت. تومور پس از برداشت کامل، جهت بررسی آسیب شناسی ارسال شد که تشخیص آسیب شناسی کیست درمویید بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که کیست درمویید در ناحیه قدامی تارس، غیر معمول می باشد؛ لازم است در تشخیص افتراقی ضایعات پلک، مد نظر قرار گیرد.
  • محمد مهدی پرورش، خلیل قاسمی فلاورجانی صفحه 101
    هدف
    گزارش یک مورد دیستروفی پروانه ای شکل ماکولا.
    معرفی بیمار: خانم 34 ساله ای با شکایت کج و معوج دیدن خطوط مستقیم از 2 سال قبل، مراجعه نمود. حدت بینایی در چشم راست 10/9 و در چشم چپ 10/10 بود. در سایر معاینات بالینی، به جز پیگما نتاسیون خفیف و قرینه در سطح اپی تلیوم پیگمانته شبکیه هر دو چشم، اختلال دیگری دیده نشد. میدان بینایی و الکترورتینوگرام بیمار طبیعی بودند ولی الکترواکولوگرام اندکی کاهش داشت. در آنژیوگرافی با فلورسین، نواحی پروانه ای شکل بدون فلورسانس در فووآ دیده شدند.
    نتیجه گیری
    دیستروفی پروانه ای شکل ماکولا، یک بیماری است که در افراد میان سال با شکایت کاهش خفیف دید و کج و معوج دیدن خطوط مستقیم مشاهده می شود. این بیماری به تدریج پیش رونده است و در سنین بالا منجر به کاهش حدت بینایی می گردد. با توجه به اندک بودن یافته های بالینی، انجام آنژیوگرافی با فلورسین به تنهایی یا همراه با آزمایش های الکتروفیزیولوژی، در موارد مشکوک ضروری است.
  • محمدرضا جعفری نسب، محمدعلی جوادی، فیروز میربابایی قفقازی، فرید کریمیان، سیدعلی میردهقان صفحه 105
    هدف
    گزارش یک مورد شکست اولیه پیوند قرنیه به همراه بروز علایم سیستمیک بیماری هرپس در فرد گیرنده به دنبال استفاده از قرنیه پیوندی آلوده به ویروس هرپس سیمپلکس (HSV).
    معرفی بیمار: مرد 28 ساله ای 12 روز پس از پیوند قرنیه به علت قوز قرنیه، دچار علایم التهاب داخل چشمی، ادم قرنیه پیوندی، واکنش شدید اتاق قدامی، افزایش فشار چشم توام با تظاهرات سیستمیک به صورت تب و آدنوپاتی یک طرفه شد که به درمان های طبی مقاوم بود. بیمار 3 ماه پس از عمل پیوند اول، دوباره تحت پیوند قرنیه قرار گرفت. بافت قرنیه پیوند شده اولیه، از نظر آنتی ژن های ویروس سایتومگال (CMV) و HSV مورد بررسی قرار گرفت که از نظر HSV مثبت بود.
    نتیجه گیری
    HSV یکی از عوامل ایجاد کننده شکست اولیه پیوند (Primary graft failure) است که می تواند از طریق قرنیه دهنده به گیرنده منتقل گردد و حتی ممکن است با تظاهرات سیستمیک در گیرنده همراه باشد.
  • مقاله تصویری
  • بیژن بیژن زاده، مسعود سهیلیان، مژگان رضایی کنوی صفحه 109
    معرفی بیمار خانم 67 ساله ای با کاهش شدید ودو طرفه بینایی مراجعه نمود بیمار هیچ گونه سابقه ای از بیمارسیستمیک نداشت در ابتدا بینایی هر دو چشم در حد حرکت (hand motion) فشار چشم راست 35 میلی متر جیوه بود که داروی تیمولول برای بیمار شروع شد در معاینه قرینه رسوبات گرانولوماتوز(granulomatous) در پشت قرینه هردو چشم مشاهده گردیده...
  • اخبار کنگره های آتی
    صفحه 121
|
  • Faghihi H., Vahedi A., Riazi M., Alami Harandi Z., Tabatabaie A., Mansouri Mr, Lashei Ar, Mirshahi A., Nili Ahmadabadi M., Karkhaneh R., Farahvash , Movasat M., Javadian A. Page 6
    Purpose
    To evaluate the anatomic and visual results and complications of vitrectomy in eyes with diffuse refractory diabetic macular edema associated with a taut posterior hyaloid.
    Methods
    This prospective interventional case series was conducted on 25 eyes of 22 patients with diffuse clinically significant diabetic macular edema, macular thickness greater than 250 microns on optic coherence tomography (OCT) and thickened posterior hyaloid. Best-corrected visual acuity (BCVA) and macular thickness measured by OCT were evaluated preoperatively and 3 and 6 months postoperatively. Macular perfusion was evaluated by fluorescein angiography, preoperatively.
    Results
    Mean BCVA was 1.14±0.51 LogMAR, preoperatively and 0.89±0. 53 LogMAR 6 months postoperatively (P= 0.005). Mean preoperative macular thickness was 506±121.9 µm which decreased to 318±90.5 µm, postoperatively (P=0.001).
    Conclusion
    Vitrectomy with removal of the posterior hyaloid membrane appears to be beneficial in some cases of diffuse persistent diabetic macular edema with a taut premacular posterior hyaloid unresponsive to laser therapy. Careful selection of eyes with favorable preoperative clinical characteristics may improve surgical outcomes.
  • Moradian M., Ghadiri B., Ahmadieh H., Soheilian M., Azarmina M., Dehghan Mh, Mashayekhi A., Sanagou M Page 14
    Purpose
    To evaluate the visual and anatomical outcomes and complications of vitrectomy with or without removal of internal limiting membrane (ILM) in idiopathic macular hole (IMH) at Labbafinejad Medical Center, Tehran-Iran, 1993-2003.
    Methods
    Hospital records of patients who had undergone vitrectomy for IMH and completed 6 months of follow up were reviewed for demographic data and outcomes of surgery.
    Results
    The study was conducted on 30 eyes (46.7% right eyes) of 29 patients (69% female) with mean age of 65.25.6 years. Mean duration of symptoms was 3.23.7 months (66.7% less than 6 months). Preoperatively macular holes were in stages 2, 3, and 4 in 3.0%, 36.7%, and 33.3%, respectively. ILM removal was performed in 21 eyes (70%). Mean visual acuity was 0.990.6 LogMAR preoperatively which reached to 0.870.39 LogMAR postoperatively (P=0.05). Single operation anatomical success rate was 80% (24 eyes) and final success rate was 86.7% (26 eyes). Retinal breaks developed in 3 eyes (10%) intraoperatively. ILM removal had no effect on increasing the rate of macular hole closure.
    Conclusion
    ILM removal has no significant role on closure of IMH with less than 6 months of duration.
  • Dehghani A., Fazel F., Ghanbari H., Kianersi F., Akhlaghi M Page 23
    Purpose
    To evaluate the efficacy of silicone oil injection after deep vitrectomy in infectious endophthalmitis regarding visual acuity.
    Methods
    This single-blind randomized clinical trial was performed on 50 cases of infectious endophthalmitis undergoing deep vitrectomy. Patients were randomly assigned to two groups: in one group silicone oil was injected into the eye at the end of the operation (silicone group) and in the second group the eye was formed with balanced salt solution (non-silicone group). All patients were followed for more than six months.
    Results
    The underlying cause of endophthalmitis was cataract surgery in 23 patients (46%د), trauma in 20 patients (40%), bleb-associated endophthalmitis in 3 patients (6%), corneal graft in 2 patients (4%) and endogenous in 2 patients (4%). Mean visual acuity was 2. 1 LogMAR in the silicone group and 4. 0 LogMAR in the non-silicone group (P< 0. 0001).
    Conclusion
    Silicone oil injection may be beneficial in terms of visual outcomes in deep vitrectomy for infectious endophthalmitis.
  • Golestan B., Rennolls K., Mohammad K., Ahmadieh H., Moradian S Page 28
    Purpose
    To evaluate the effect of age, sex, type of surgery, extent of retinal detachment (RD), vitreous incarceration in wound, and myopic degeneration on the rate of retinal redetachment following RD surgery using eternal Weibull regression analysis.
    Methods
    We performed a survival analysis on a multi-center randomized controlled trial conducted on patients with pseudophakic or aphakic RD to compare the anatomic outcome of scleral buckling vs primary vitrectomy alone. Patients were examined one week and then 1, 2, 4 and 6 months after the operations. We applied modification to the survival, density and hazard function and considered the two-parameter Weibull distribution for survival times. Herein we evaluated the appropriateness of the modified model vs unmodified model with and without the effects of covariates.
    Results
    The mean survival time for the unmodified model was 2920 days confirming the eternal nature of the survivor function whereas the mean survival time for the modified model was 43.06 days. In the absence of covariates, the eternal proportion in the modified model was estimated to be 0.73. Taking the effects of covariates into account, the modified model revealed that the risk of redetachment is 76% higher among males than females and is almost 4 times greater in eyes with myopic degeneration, while this risk was 2.6 times for males and 2.7 times for those with myopia in the unmodified model. Moreover, vitreous incarceration in the wound played a significant role in the unmodified model whereas it had been set aside in the modified model. Comparing the two final models showed the superiority of modified model: -2 log Ĺm - (-2 log Ĺ Um) = 46.274 (P<0.001).
    Conclusion
    This study strongly suggests the benefit of using the modified over the unmodified model of eternal Weibull regression analysis in situations such as the present study in which some cases will have the event of interest whereas others will never have the event, given enough time.
  • Jafarinasab Mr, Javadi Ma, Sadooghi M., Anisian A Page 37
    Purpose
    To evaluate the incidence of pseudoexfoliation syndrome (XFS) in patients with senile cataract who were scheduled for phacoemulsification and intraocular lens implantation (PE + IOL) and to compare the outcomes of PE+IOL between eyes with and without XFS.
    Method
    We retrospectively reviewed 2200 eyes with cataract undergoing PE + IOL. All procedures were performed by a single surgeon (M.A.J) at a private clinic. Patients with XFS were considered as the case group and age and sex matched patients without XFS were selected as controls.
    Results
    The incidence of XFS was 4.1% (90 eyes). Mean age was 71.87.1 and 70.76.7 years in the case and control groups, respectively. XFS was unilateral in 60% of the cases. The prevalence of hypertension, diabetes mellitus (DM) and diabetic retinopathy (DR) was 31.1%, 6.7% and 0% in the XFS group vs 42.9%, 26.6% and 5.2% in the control group, respectively (P< 0.05). Glaucoma was present in 25.6% of the XFS group and 6.5% of the control group (P<0.0001). Vitreous loss occurred in one eye in each group; only one eye had zonular dehiscence in the XFS group. Iris stretching was performed during surgery in 11.1% in the XFS group and 1.9% in the control group (P<0.0001). Anterior capsule contraction occurred in 9.1% of the XFS group vs 0% in the control group (P= 0.007).
    Conclusion
    PE + IOL in patients with XFS is as safe and effective as pure senile cataract. The incidence of DM and DR is significantly lower in XFS.
  • Razmjoo H., Doroodgar F., Vaheb Y., Valai N., Peyman A Page 44
    Purpose
    To evaluate the efficacy and safety of Ferrara intra-stromal corneal ring (FISCR) segments for keratoconus.
    Methods
    The study was performed on 57 eyes of 44 patients with keratoconus and clear cornea who were contact lens intolerant. Subjects underwent complete ophthalmic examination before surgery. Objective and subjective refraction achieving the best visual acuity was used to determine the refractive error and Orbscan II corneal topography system provided the corneal data on pre- and post-operative visits. FISCR segments were implanted according to the manufacturer’s monograms and standard surgical method.
    Results
    Mean patients age was 26.7  6.8 years. Patients were followed for 2-14 months (mean, 9 months). At last follow-up visit, mean  standard deviation improvement in main outcome measures were as follows: 5.4  3.65 D for spherical equivalent (P< 0.001), 1.89  2.25 D for magnitude of cylindrical error (P< 0.001), 0.61 0.46 LogMAR for best corrected visual acuity (P<0.001), and 0.180.36 LogMAR for uncorrected visual acuity (P=0.002). The rings were removed and reimplanted in 3 cases due to inadequate depth and in one case because of suspected infectious keratitis.
    Conclusion
    Implantation of FISCR segments is a safe and reversible procedure, particularly in contact-lens-intolerant patients with keratoconus whose only option is corneal transplantation.
  • Kian, Ersi F., Taheri S., Akhlaghi Mr Page 51
    Propose: To evaluate patients with renal transplantation for abnormal ocular findings and to determine the association of these findings with pretreatment dialysis duration, immunosuppressive regimen and underlying disease causing renal failure.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 150 patients who had undergone kidney transplantation for at least three months and with serum creatinin < 3 mg/dl. All patients underwent ophthalmologic examination including visual acuity, slit lamp biomicroscopy and dilated funduscopy.
    Results
    This study included 91 male and 59 female subjects with mean age of 39 years. No abnormal ocular findings was found in 10.7%; there was at least one ocular disorder in 89.3% including visual acuity ≤ 20/25 (48.6%), conjunctival degeneration in the palpebral fissure (36.6%), posterior subcapsular cataracts (24%), pinguecula (17.3%), pigmentary retinal epitheliopthy (14%), arteriovenous crossing changes (8.6%), proliferative diabetic retinopathy (6%), central serous chorioretinopathy and retinal vein occlusion (each in 3.3%) and non-proliferative diabetic retinopathy, optic nerve atrophy and significant macular edema due to diabetes (each in 2.7%). Abnormal ocular findings had no correlation with underlying disease and cyclosporine or prednisolone usage but significantly increased with increase in transplant duration, pre-transplantation dialysis duration and azathioprine or mycophenolate mofetil consumption.
    Conclusion
    Ophthalmic disorders are frequent in renal transplant patients, therefore periodic ophthalmic evaluation is strongly recommended.
  • Pakravan M., Anisian A Page 58
    Purpose
    To evaluate the relationship between central corneal thickness (CCT) and optic disc area in patients with primary open angle glaucoma (POAG).
    Methods
    The study was performed on patients with POAG who were being followed at Johns Hopkins Hospital. All patients underwent thorough eye examination, optic disc imaging with the Heidelberg Retina Tomograph II (HRT II), and ultrasound corneal pachymetry. Exclusion criteria were prior ocular surgery and low-quality HRT II images (HRT standard deviation> 50). SAS version 8.1 was used to generate Pearson correlation coefficients (r).
    Results
    Of 199 eyes of 152 participants, 57 eyes met the inclusion and exclusion criteria of the study. Mean CCT was 530.7 +/- 35.5 microns. Black subjects had thinner corneas (blacks= 520 microns, whites= 546, others= 550, p < 0.05). White subjects had smaller discs (Whites’ mean disc area= 1.84 mm2, blacks= 2.44, others= 2.38 P= 0.0003). Univariate analysis revealed that CCT is inversely correlated with optic disc area (r = -0.215, P= 0.12, n= 53). After including all HRT images with standard deviation < 100, a statistically significant correlation was observed among white subjects (r = -0.282, P= 0.02, n= 60).
    Conclusion
    Our findings demonstrate that optic nerve size might have some correlation with central corneal thickness. It may be that the protective effect of thicker corneas is not solely due to mis-measurement of IOP, but may also be an indication of more robust optic nerve head tissue.
  • Samavati M., Akbarzadeh S., Mani Kashani K Page 64
    Purpose

    To evaluate the effect of oral tranexamic acid, oral prednisolone and placebo on prevention of recurrent hemorrhage in traumatic hyphema.

    Methods

    This randomized placebo-controlled double-blind clinical trial was performed on 182 subjects affected by hyphema after blunt trauma. The patients were hospitalized for at least 5 days and were randomly assigned for receiving oral tranexamic acid (75 mg/kg/day; 3 divided doses), oral prednisolone (0.8 mg/kg/day; 2 divided doses) and oral placebo (3 times a day). Recurrent hemorrhage was measured during the course of hospitalization.

    Results

    Rebleeding was significantly more frequent in the placebo group (26.7%) versus the prednisolone (15.0%) and tranexamic acid (13.3%) groups (P= 0.0032%), but there was no statistically significant difference between the two latter groups.

    Conclusion

    There is no significant difference between oral prednisolone and tranexamic acid in reducing the rate of rebleeding in traumatic hyphema.

  • Salour H., Klishadi M., Eshaghi M., Bagheri A Page 70
    Purpose
    To determine the efficacy of primary placement of a titanium sleeve and peg on hydroxyapatite (HA) orbital implants.
    Methods
    This retrospective non-comparative interventional case series was performed on 34 patients undergoing enucleation. A standard enucleation technique with primary HA implantation was performed, in which titanium sleeve and peg were placed primarily during the initial surgery. The patients were visited one, three and six months after placement of the prosthesis for evaluating complications and prosthesis movement.
    Results
    Twelve patients (35.3%) had one or more complications including discharge (26.4%), peg drilled off center (23.5%), conjunctival overgrowth (11.8%), implant and peg exposure (each in 8.8%), sleeve extrusion, conjunctival thinning, peg on an angle and conjunctival cyst (each in 5.9%) and sleeve obstruction (2.9%). Movement of the prosthesis (2-3+) was achieved in 97% of the cases in supraduction, infraduction, abduction and adduction.
    Conclusion
    Primary peg placement at the time of enucleation with the HA implant is a promising technique with relatively minor complications.
  • Saber Moghadam Aa, Sazandeh S Page 76
    Purpose
    To compare the range of motion of hydroxyapatite (HA) and porous polyethylene (Medpor) ocular implants in enucleated eyes.
    Methods
    This comparative study was performed on records of 34 patients who underwent unilateral enucleation and implantation of hydroxyapatite (13 cases) or Medpor (21 cases). The two groups were compared regarding age, gender, cause of enucleation, laterality, and movement.
    Results
    Patients were male in 55.9%. Mean age of patients was 29.7 year (1-61 years). The most common cause of enucleation was trauma (55.9%) and the most common complication was mucopurulent discharge (14.7%). There was no case of extrusion, migration or exposure. Moderate to good motility was achieved in 89.3% of patients in the Medpor group and 86.6% in the HA group. There was no statistically difference between the two group regarding upward movement (P=0.68), downward movement (P=0.62), adduction (P=0.17) and abduction (P=0.65).
    Conclusion
    Medpor and hydroxyapatite ocular implants are comparable regarding range of motion.
  • Bagheri A., Sahebghalam R., Abrishami M Page 81
    Purpose
    To evaluate the clinical manifestations and surgical results in patients with double elevator palsy operated at Labbafinejad Eye Center from 1993 to 2004.
    Methods
    The study was conduct on hospital records of 20 patients with double elevator palsy. Patients were classified in three groups including primary elevator muscle palsy (9 subjects), primary supranuclear palsy with secondary inferior rectus restriction (4 subjects) and pure inferior rectus restriction (7 subjects) according to results of forced duction test (FDT), force generation test (FGT) and Bell’s reflex. Patients in the first group underwent Knapp procedure, the second group underwent Knapp procedure and inferior rectus muscle recession simultaneously and the third group underwent vertical recess-resect or mere inferior rectus recess operation. Success was defined as deviation < 5 PD for correction of deviation and > 25% improvement in muscle restriction after all strabismus operations.
    Results
    The patients included 10 male and 10 female subjects with mean age of 12.6 yr (1.5-32 yr). Mean follow up period was 22± 20 months. Mean pre- and post-operative deviations were 32±8 PD and 3.8 ± 8 PD (P<0.0001) and mean muscle restrictions before and after operation were -3.5± 0.7 and -2.3±1.2 (P<0.0001), respectively. Overall success rate was 77% for correction of deviation and 80% for improvement in muscle restriction.
    Conclusion
    Appropriate surgery must be individualized in patients with double elevator palsy. FDT, and FGT and Bell’s reflex evaluation are useful to determine the underlying pathology and determine the optimal surgical procedure in each case.
  • Mansouri Mr, Mirshahi A., Hosseini M Page 89
    Purpose
    To determine the nature and types of household eye injuries.
    Methods
    We prospectively analyzed data from 100 consecutive patients with household eye injuries (104 eyes) referred to emergency room of Farabi Eye Hospital during October 2003. Standardized international classification of ocular trauma (Birmingham Eye Trauma Terminology) was used for classification.
    Results
    Household ocular trauma represented 4.85% of all ocular emergencies (2061 patients) referred to the emergency room during that period. Male to female ratio was 1.13 and mean age was 26±18 years (range, 1-73). The cornea was involved in 50.0% and the sclera, lens, and retina each was involved in 4.8%. There was severe visual loss (best-corrected distance visual acuity < 20/200 due to trauma) in 4% of the patients. The most frequent household ocular injury was globe injury (93.7%) including mechanical (72.1% closed and 4.8% open), chemical (14.4%) and thermal (1.9%) injuries.
    Conclusion
    Closed mechanical injuries were the most common type of household ocular injury in our series. Considering the high rate of household eye trauma, more effective preventive measures should be taken at home.
  • Khataminia Gr, Hosseini Alhashemi L Page 98
    Purpose
    To report a patient with pretarsal dermoid cyst.Patient and
    Findings
    A 2.5-year-old girl presented with a pretarsal upper lid mass and underwent excisional biopsy. A 1.01.0 cm cystic mass attached to upper lid tarsus was completely excised. Pathologic study of the specimen revealed a dermoid cyst.
    Conclusion
    Although pretarsal dermoid cyst is rare; it should be considered in all cases with mass lesion in the pretarsal lid.
  • Parvaresh, Mm, Ghasemi Falavarjani K Page 101
    Purpose
    To report a case of butterfly-shaped macular dystrophy.Patient and
    Findings
    A 34-year-old woman presented with metamorphopsia in both eyes from 2 years ago. Visual acuity was 9/10 in right eye and 10/10 in left eye. There was no pathologic finding on slit lamp biomicroscopy and funduscopy other than mild macular retinal pigment epithelium mottling. Visual fields and electroretinogram were normal but electrooculogram showed sub-normal results. Fluorescein angiography showed black, non-fluorescent butterfly-shaped macular structures.
    Conclusion
    Butterfly-shaped macular dystrophy occurs in middle aged subjects and presents with mild visual loss and metamorphopsia. It is slowly progressive and leads to marked visual acuity reduction in older ages. Considering the paucity of clinical findings, fluorescein angiography and/ or electrophysiological tests are recommended for making a correct diagnosis.
  • Jafarinasab M., Javadi Ma, Mirbabaei Ghafghazi F., Karimian F., Mirdehghan A Page 105
    Purposes
    To report a case of primary graft failure (PGF) and systemic manifestations of herpes simplex virus (HSV) infection following transplantation of an HSV-contaminated donor cornea.Patient and
    Findings
    A 28-year-old male with history of penetrating keratoplasty 12 days before, developed intraocular inflammation with marked anterior chamber reaction, graft edema and elevated intraocular pressure (IOP) together with systemic manifestations such as fever and unilateral cervical adenopathy. Systemic manifestations resolved after a few days but the graft edema was persistent. Regraft was performed after 3 months and the previous donor tissue was evaluated by PCR for cytomegalovirus (CMV) and HSV and was positive for HSV.
    Conclusion
    HSV may be a cause of PGF, which can be transmitted by a contaminated donor cornea to the recipient. This condition may also lead to systemic symptoms.