فهرست مطالب

ارمغان دانش - سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 42، تابستان 1385)
  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 42، تابستان 1385)
  • 132 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/10/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مقایسه اثرات درمانی و زیبایی سه روش کورت، جراحی و کورت توام با کوتریزاسیون در ضایعات کارسینوم سلولهای بازال
    فرخ راد رکسانا یغمایی صفحه 1
    مقدمه و هدف
    شایع ترین بدخیمی های انسان، بدخیمی های پوستی است و از میان آنها کارسینوم سلول های بازال شایع ترین است. این پژوهش با هدف تعیین و مقایسه اثرات درمانی و زیبایی سه روش کورت، جراحی و کورت توام با کوتریزاسیون در ضایعات کارسینوم سلول های بازال انجام پذیرفت.
    مواد و روش ها
    این یک مطالعه مداخله ای است که بر 79 ضایعه کارسینوم سلول های بازال در ناحیه سر و صورت 64 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان بعثت سنندج در طی سالهای 1380 تا 1382 انجام شده است. در این پژوهش سه روش درمانی کورت، جراحی و کورت به همراه کوتریزاسیون با هم مقایسه شدند. نمونه گیری به صورت نمونه در دسترس بوده و بیماران مراجعه کننده که شرایط شرکت در مطالعه را داشتند به یکی از سه گروه مورد مطالعه تخصیص داده شدند. نتایج درمانی در فرم اطلاعات ثبت شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و شاخص های توصیفی آنالیز گردیدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تعداد 69 تومور (87.3 درصد) به صورت پا پولوند ولار بوده که از این تعداد 61 تومور (88.4 درصد) دارای زخم بر روی سطح تومور بودند. در درمان جراحی که در این مطالعه روی 26 ضایعه انجام شد میزان بهبود 91.7 درصد بود. در 45 مورد (57 درصد) تومورها از نوع سخت بودند. در طی پیگیری در 9 تومور (11.4 درصد) عود مشاهده گردید. 2 تومور در گروه درمان شده به روش جراحی، 5 تومور در گروه تحت درمان به روش کورت و 2 تومور در گروهی که با کورت به همراه کوتریزاسیون درمان شده بودند، قرار داشتند. نتایج زیبایی در بیمارانی که با کورت تحت درمان قرار گرفتند، خوب بود و فقط اسکار خیلی کوچکی و یا هیپرپیگمانتاسیون خفیفی در بعضی از آنها رخ داد.
    نتیجه گیری
    درمان با کورت برای ضایعات کوچک و یا نودولهای کوچک مناسب است، ولی برای تومورهای دارای رفتار تهاجمی و رشد سریع توصیه نمی شود. نتیجه زیبایی در بیمارانی که به وسیله کورت به همراه کوتریزاسیون تحت درمان قرار گرفتند نیز بسیار خوب بود و در اکثر موارد بدون اسکار و یا با اسکار بسیار کم بود. کورت به همراه کوتریزاسیون روشی مناسب، ارزان و آسان جهت درمان ضایعات کوچک کارسینوم سلول های بازال توصیه می شود.
    کلیدواژگان: کارسینوم سلولهای بازال، کورت، جراحی، کوتریزاسیون
  • محمدعلی عرفانی، حمید نمازی، محمدتقی وصال صفحه 11
    مقدمه و هدف

    به نظر می رسد هورمون کلسیتونین با توجه به تاثیرات استخوانی متعدد یعنی؛ مهار فعالیت سلول استئوکلاست و فعال کردن سلول استئوبلاست، تاثیرات مهمی در ترمیم استخوان داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر این هورمون در ترمیم استخوان می باشد.

    مواد و روش ها

    تحقیق حاضر یک مطالعه تجربی دوسوکور بر روی حیوانات آزمایشگاهی است که در بخش ارتوپدی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با همکاری خانه حیوانات دانشکده پزشکی در سال 1383 انجام گرفته است. ابتدا 30 قلاده خوکچه هندی نژاد انگلیسی به سه گروه مساوی ده تایی تقسیم شدند. سپس در تمام این خوکچه ها عمل جراحی به صورت سوراخ کردن قسمت ابتدایی استخوان درشت نی انجام شد. در گروه A، به مدت 7 روز کلسیتونین با دوز 30 واحد به ازای هر کیلوگرم به صورت درون صفاقی تزریق شد، در گروه B هورمون همانند گروه قبلی با همان میزان و مدت، به صورت زیر پوستی تزریق شد و در گروه C به عنوان گروه کنترل انتخاب شد. در هر گروه نیمی از خوکچه ها در هفته دوم و نیمی دیگر در هفته چهارم کشته شدند. مقاطع مختلف از استخون های درشت نی گرفته شد و در تمام گروه ها، اطلاعات مربوط به تغییرات پرده ضریع و استخون های کورتیکال و اسفنجی در فرم اطلاعاتی ثبت شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و شاخصاهای توصیفی و آزمون آماری کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    افزایش تولید پرده ضریع در هفته دوم در گروه های A2 و B2 با گروه کنترل اختلاف معنی داری داشت (0.009 = p) که این افزایش تولید در هفته چهارم با گروه کنترل اختلاف معنی داری نداشت. تشکیل استخوان کورتیکال و اسفنجی در گروه های A2 و B2 در هفته دوم و چهارم اختلاف معنی داری با گروه کنترل نداشت.

    نتیجه گیری

    هورمون کلسیتونین در تشکیل پرده ضریع در مراحل اولیه ترمیم استخوان کمک کننده می باشد.

  • فاطمه جواهرفروش، محمدرضا پیپل زاده، امیر سالاری، علی ذبیحی صفحه 19
    مقدمه و هدف

    یکی از مسایل مهم در رشته بیهوشی استفاده از پیش دارو جهت آرام کردن کودک به هنگام ورود به اتاق عمل می باشد. یکی از راه های موجود جهت این امر تجویز دارو از طریق بینی است. برای حصول به این نتیجه داروهای متعددی مطرح هستند. هدف از این مطالعه مقایسه اثر آرام بخشی فنتانیل، کتامین و میدازولام از راه بینی به عنوان پیش داروی بیهوشی در کودکان است.

    مواد و روش ها

    مطالعه فوق یک مطالعه کار آزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بوده که بر روی 60 کودک 6 ماهه تا 7 ساله با وضعیت فیزیکی یک تقسیم بندی انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا انجام شد. این کودکان برای انجام اعمال جراحی انتخابی اولین بار به بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1384 مراجعه کرده بودند. بیماران مراجعه کننده که شرایط شرکت در مطالعه را داشتند به روش تصادفی بلوکی به یکی از سه گروه مورد مطالعه تخصیص داده شدند، یعنی؛ 20 بیمار برای هر گروه در نظر گرفته شد. به گروه یک کتامین به میزان 3 میلی گرم بر کیلوگرم، گروه دو فنتانیل 3 میکروگرم بر کیلوگرم و گروه سه میدازولام 0.3 میلی گرم بر کیلوگرم به صورت اسپری داخل بینی تجویز شد. بلافاصله پس از تجویز دارو و در دقایق 5، 10 و 15 میزان اشباع اکسیژن خون شریانی و ضربان قلب به وسیله دستگاه پالس اکس متری و تعداد تنفس با مشاهده سنجیده شد. پس از 15 دقیقه کودک از والدین جداشده و به اتاق عمل منتقل شد، در این زمان میزان همکاری کودک به هنگام جداسازی از والدین، میزان همکاری جهت رگ گیری و ماسک گیری و میزان آرامش کودک با استفاده از جدول رامسی بررسی شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های مجذورکای و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که فنتانیل بیشترین مقدار کاهش اشباع اکسیژن شریانی را داشت، البته هیچ یک از بیماران اشباع اکسیژن شریانی کمتر از90 درصد پیدا نکردند. بین هر سه دارو تفاوتی از نظر تعداد ضربان قلب وجود نداشت، اما از نظر تعداد تنفس در هر چهار زمان صفر، 5، 10 و 15 دقیقه، کمترین تعداد تنفس در گروه فنتانیل و بیشترین تعداد تنفس در گروه کتامین بود. میدازولام از نظر تعداد تنفس بین دو گروه فوق بود. میزان آرامش و پذ یرش کودک هنگام جداسازی از والدین در گروه های مختلف تفاوت معنی داری نداشت، اما میزان پذ یرش ماسک و میزان تحمل جهت رگ گیری در گروه میدازولام بیشتر از سایر داروها بود.

    نتیجه گیری

    تجویر داخل بینی میدازولام روشی مناسب و مطلوب برای ایجاد آرامش دوره قبل از بیهوشی در اطفال می باشد.

    کلیدواژگان: آرامبخشی، پیشداروی بیهوشی، اطفال، اسپری داخل بینی، میدازولام، کتامین، فنتانیل
  • بابک برمکی، سید مصطفی شیدموسوی، بیتا گرامی زاده صفحه 29
    مقدمه و هدف

    مطالعات قبلی نشان داده اند که غلظت اندوتلین در پلاسما و بافت کلیه در انواع نارسایی حاد کلیوی افزایش می یابد که به موازات تغییرات بافتی و عملکردی کلیه بوده است. هدف از این تحقیق تعیین تاثیر یک آنتاگونیست گیرنده اندوتلینی نوع A بر آسیب های بافتی حاصل از نارسایی حاد کلیوی القاء شده به وسیله ایسکمی و برقراری مجدد جریان خون در موش های صحرایی نر بیهوش می باشد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی بر روی 18 سر موش صحرایی نر نژاد چارلز ریور در بخش فیزیولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1380 انجام پذ یرفته است. در این مطالعه موش ها جراحی و بعد دو ساعت استراحت برای تثبیت وضعیت همودینامیک آنها در نظر گرفته شد. سپس نیم ساعت دوره کلیرانس برای ثبت مقادیر پایه و به دنبال آن دو دوره سی دقیقه ای و سپس یک دوره چهار ساعته کلیرانس آزمایش در نظر گرفته می شد. در انتهای آزمایش کلیه ها خارج و در پارافین فیکس می گردید. در گروه شاهد مراحل جراحی انجام شده، ولی شریان ها مسدود نمی گردید. در گروه ایسکمی و پرفوزیون مجدد، نارسایی حاد کلیوی به وسیله کلمپ کردن شریان هر دو کلیه به مدت نیم ساعت القاء می شد و در گروه دریافت کننده آنتاگونیست ETA، 926,UK-350 به میزان 50 میکروگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه به مدت نیم ساعت قبل از بستن شریان ها و دو ساعت پس از برداشتن کلمپ شریانی از راه ورید تزریق می شد.

    یافته ها

    بررسی های بافت شناسی نشان داد که آسیب هایی در حد متوسط در کورتکس کلیه های گروه ایسکمی و پرفوزیون مجدد به صورت آپپتوز و از بین رفتن لبه های برسی سلول های اپی تلیال در توبول پروگزیمال وجود دارد که همراه با بزرگ شدن گلومرولها بوده است، ولی این تغییرات بافتی در گروه های شاهد و دریافت کننده آنتاگونیست گیرنده اندوتلینی مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    یافته های این تحقیق نشان داد که ایسکمی به مدت نیم ساعت همراه با برقراری مجدد جریان خون کلیه باعث آسیب بافتی در حد متوسط در کورتکس کلیه ها گردید و استفاده از 926,UK-350 باعث بهبود آسیب های بافتی در مراحل اولیه نارسایی حاد کلیوی شده است.

    کلیدواژگان: نارسایی حاد کلیوی، ایسکمی، پرفوزیون مجدد، اندوتلین، گیرنده اندوتلینی A
  • سید ابوالفضل مصطفوی، محمدعلی شاطالبی، مریم یزدانیان صفحه 39
    مقدمه و هدف

    بیماری های التهابی مفاصل یکی از شایع ترین بیماری های التهابی بوده و تجویز داروهای خوراکی ضدالتهاب غیراستروئیدی راه اصلی درمان این بیماری ها است. به علت عوارض تحریکی نسبتا شدید این داروها بر روی مخاط گوارش، توجه خاصی به تجویز آنها از راه پوست شده است. هدف از این مطالعه تهیه فرمولاسیون جدیدی از امول ژل دیکلوفناک دی اتیل آمونیوم و مقایسه آن با فراورده استاندارد است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش یک مطالعه تجربی است که در دانشکده داروسازی و علوم دارویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1384 انجام شده است. پس از تهیه فرمولاسیونهای متعدد از دیکلوفناک در فازهای آبکی، روغنی و فاز ژل کننده، مطالعات برون تن با استفاده از سلول انتشار فرانس و غشای استات سلولز انجام گرفته و احتمال جذب دارو از پوست با مطالعه غلظت دارو در ادرار 6 نفر از داوطلبان سالم انجام گرفت. نتایج آزمایش ها با استفاده از شاخص های توصیفی و آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه و به وسیله نرم افزار SPSS بررسی گردیدند.

    یافته ها

    از بین فراورده های تهیه شده بهترین آنها که دارای خصوصیات فیزیکوشیمیایی مناسبی بود انتخاب گردید. فراورده انتخابی با فراورده استاندارد که امول ژل ولتارن بود مورد مقایسه قرار گرفت. پس از 4 ساعت حدود 85 درصد دارو از هر کدام از فراورده ها به طور یکسان آزاد گردید. اندازه گیری غلظت دارو در ادرار با استفاده از روش کروماتوگرافی با کارکرد عالی انجام گردید که در محدوده 10 الی 1000 نانوگرم بر میلی لیتر خطی بود. حداکثر تغییرات در اندازه گیری دقت و صحت اندازه گیری برابر 15 درصد محاسبه شد.

    نتیجه گیری

    در مقایسه با فراورده استاندارد فرمولاسیون انتخاب شده دارای مشخصات فیزیکوشیمیایی لازم بوده و می تواند دارو را در زمان مناسب آزاد نماید. روش راه اندازی شده برای اندازه گیری دارو در ادرار دارای دقت و حساسیت لازم بوده و جهت انجام مطالعات بعدی توصیه می شود. غلظت دارو در ادرار بسیار کم بوده و قابل اندازه گیری نبود، لذا پیشنهاد می شود که اندازه گیری دارو در مایع سینویال که به نظر می رسد دارو در آن تجمع می یابد انجام شود.

    کلیدواژگان: دیکلوفناک سدیم، امولژل، جذب پوستی
  • جعفر حسن زاده، محمدرضا اشراقیان، کاظم محمد، دکترمجتبی سالاری فر، اکبر فتوحی صفحه 51
    مقدمه و هدف

    بررسی های موجود حاکی از این هستند که بیماری های قلبی- عروقی در کشور یک مشکل عمده بهداشتی و اجتماعی به شمار می رود که ابعاد آن به سرعت در حال افزایش است. هدف از این تحقیق تعیین عوامل پیشگویی کننده بیماری عروق کرونر در افراد دچار درد قفسه سینه طی یک دوره 30 روزه بود.

    مواد و روش ها

    این پژوهش به صورت یک مطالعه همگروهی آینده نگر در سال 1384 انجام شد. افرادی که با شکایت اصلی درد قفسه سینه به اورژانس مرکز قلب تهران مراجعه کردند و نوار قلب اولیه آنها بالا بودن قطعه اس تی را نشان نمی داد وارد مطالعه شدند و برای مدت 30 روز مورد پیگیری قرار گرفتند. در مجموع 609 نفر وارد مطالعه شدند. پیامد مورد نظر بیماری عروق کرونر بود. ابزار گردآوری داده ها فرم اطلاعات بود. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای مستقل مطالعه با پیامد از مدل رگرسیون پوآسون استفاده شد. با استفاده از این مدل نسبت خطر تطبیق شده برای هر یک از عوامل و حدود اطمینان 95 درصد آن محاسبه شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزارهای Stata وSAS و شاخص های توصیفی و آزمون های آماری تحلیل گردیدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که حدود 51 درصد بیماران مرد و 49 درصد زن بودند. بر اساس نتایج مدل نهایی رگرسیون پوآسون متغیرهای جنسیت (نسبت خطر: 2.48 و حدود اطمینان 95 درصد: 4.42- 1.39). سابقه فشار خون (نسبت خطر: 2.17 و حدود اطمینان 95 درصد: 3.98- 1.19)، سابقه بیماری قلبی (نسبت خطر: 2.45 و حدود اطمینان 95 درصد: 4.45- 1.35)، تغییرات نوار قلب (نسبت خطر: 1.93 و حدود اطمینان 95 درصد: 3.57- 1.04)، گلبولهای سفید خون (نسبت خطر: 4.84 و حدود اطمینان 95 درصد: 12.01- 1.95) و سی ری اکتیوپروتئین (نسبت خطر: 1.04 و حدود اطمینان 95 درصد: 1.07- 1.01) رابطه معنی داری با بیماری عروق کرونر داشتند.

    نتیجه گیری

    برای تعیین پیش آگهی در بیماران دچار درد قفسه سینه بهتر است مجموعه عوامل کلینیکی، الکتروکاردیوگرافی و آزمایشگاهی را در کنار هم در نظر گرفت و تنها به عوامل خطر سنتی از قبیل؛ دیابت، چربی بالا، استعمال سیگار و سابقه خانوادگی بیماری قلبی اکتفا نکرد.

    کلیدواژگان: بیماری عروق کرونر، درد قفسه سینه، نسبت خطر، رگرسیونپوآسون
  • محمدرضا نیکبخت ایزدپناه قیطاسی صفحه 63
    مقدمه و هدف
    استفاده از داروهای شیمیایی در درمان دیابت و عوارض ناخواسته آنها موجب شده تا استفاده از داروهای گیاهی مورد توجه قرار گیرد. حنظل یا هندوانه ابوجهل یکی از این گیاهان است. هدف از این مطالعه تعیین اثر هیپوگلیسمیک عصاره آبی- الکلی میوه این گیاه در موش های صحرایی نر نورموگلیسمیک و دیابتی شده با استرپتوزوسین است.
    مواد و روش ها
    این یک مطالعه تجربی است که در آزمایشگاه گروه فیزیولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1384 انجام شد. در این پژوهش تعداد 45 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 350- 250 گرم مورد آزمایش قرار گرفتند که به طور تصادفی به هفت گروه تقسیم شدند. گروه یک گروه کنترل اول بوده و هیچ دارویی دریافت نمی کردند، گروه دوم گروه کنترل دوم بوده که سرم فیزیولوژی و آب مقطر دریافت می کردند، گروه سوم که فقط استرپتوزوسین دریافت می کردند، گروه چهارم که فقط عصاره آبی- الکلی حنظل با غلظت 1000 میلی گرم بر کیلوگرم دریافت می کردند و گروه های پنجم، ششم و هفتم که پس از تزریق استرپتوزسین و القاء دیابت به ترتیب؛ عصاره حنظل در دوزهای 500، 1000 و 1500 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن برای مدت یک هفته مورد استفاده قرار می گرفت. استرپتوزوسین به مقدار 45 میلی گرم بر کیلوگرم به صورت وریدی برای القاء دیابت تزریق می شد. برای تهیه نمونه خون از قلب حیوانات نمونه گیری و قند خون آنها اندازه گیری می گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری تی دانشجویی و آنالیز واریانس برای مقایسه بین گروه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار قند خون در گروه کنترل 15.7 ± 156.5 میلی گرم در دسی لیتر بود که به عنوان قند خون طبیعی در نظر گرفته می شد. استرپتوزوسین قند خون را در تمام گروه ها به طور معنی داری افزایش داده است (p<0.05). تجویز عصاره حنظل با دوز 500 میلی گرم بر کیلوگرم قند خون القاء شده را کاهش داده، اما این کاهش معنی دار نبوده است. علاوه بر این تجویز عصاره با دوزهای 1000 و 1500 میلی گرم بر کیلوگرم باعث کاهش معنی دار قند خون شده است که این میزان کاهش به دوز عصاره تجویز شده بستگی دارد. عصاره تاثیر معنی داری بر قند خون طبیعی موش های صحرایی نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که عصاره گیاه حنظل باعث کاهش قند خون القاء شده با استرپتوزوسین در موش های صحرایی نر می شود که این میزان کاهش با افزایش دوز عصاره بیشتر شده است، ولی بر قند خون طبیعی تاثیری نداشته است.
    کلیدواژگان: دیابت، استرپتوزوسین، حنظل، قند خون، موش صحرایی نر
  • عزیزالله پورمحمودی، صدیقه ابراهیمی، علی کامکار، دکترغلامحسین بابازاده، حمیدرضا غفاریان شیرازی صفحه 73
    مقدمه و هدف

    روی یکی از ریز مغذی های مهم است که برای کارکرد طبیعی سیستم ایمنی بدن و رشد فیزیکی ضروری می باشد. کمبود روی یکی از مشکلات جوامع مختلف می باشد که نه تنها در جمعیت های دچار سوء تغذیه شناخته شده است، بلکه به صورت خفیف در سرتاسر دنیا نسبتا شایع است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر روی بر رشد جسمی دانش آموزان 11-8 ساله شهر یاسوج می باشد.

    مواد و روش ها

    در این کار آزمایی بالینی دوسوکور تصادفی، تعداد 804 دانش آموز 11- 8 ساله با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای در سال 1383-1382 انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. به گروه مورد شربت حاوی 250 میلی گرم روی در 125میلی لیتر و به گروه شاهد بدون روی به مقدار 125 میلی لیتر داده شد. شربت تجویز شده در اختیار مربیان آموزش دیده قرار می گرفت و بر اساس لیست تعیین شده دانش آموزان یک بار در روز به مدت 6 روز در هفته و در طول 7 ماه به آنها داده شد. قد و وزن کودکان در شروع و پایان طرح اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده در فرم اطلاعات ثبت و از نرم افزار SPSS، شاخص های توصیفی، آزمون تی دانشجویی و آنالیز واریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که در طول زمان مصرف شربت روی، متوسط افزایش رشد وزنی 1.48± 1.71 کیلوگرم در گروه مورد و 1.98± 0.65 کیلوگرم در گروه شاهد بوده است. همچنین افزایش رشد قدی 1.55±3.26 سانتی متر در گروه مورد و 0.94±1.65 سانتی متر در گروه شاهد بوده است. میانگین رشد قد و وزن در دانش آموزان گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری داشتند (p<0.0001).

    نتیجه گیری

    بر اساس این مطالعه مصرف روی در زمان رشد در افزایش قد و وزن کودکان تاثیر معنی داری دارد و دادن روی تکمیلی به کودکان در حال رشد به ویژه در مناطقی که شیوع کمبود روی زیاد است توصیه می شود.

    کلیدواژگان: روی، رشد جسمی، کودکان سنین مدرسه
  • جانمحمد ملک زاده، دکترسید علی کشاورز، فریدون سیاسی، مهری کدخدایی، محمدرضا اشراقیان، احمدرضا درستی مطلق، اصغر عالیه پور، مریم چمری صفحه 83
    مقدمه و هدف

    کلسیم یکی از ریزمغذی ها است که به دلیل اثرات احتمالی بر وزن و چاقی مورد توجه قرار گرفته است و مکانیسمهای متعددی از جمله کاهش لیپوژنز و افزایش لیپولیز در نتیجه کاهش هورمون پاراتیروئید برای این اثر پیشنهاد شده است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر کلسیم غذایی بدون استفاده از لبنیات بر وزن، درصد چربی لاشه و اندازه آدیپوسیت ها در موش های صحرایی نر طراحی و اجرا شده است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1384 انجام شد. 48 سر موش صحرایی اسپراگ - دالی، 10 هفته ای به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند و پس از یک هفته تطابق به مدت 10 هفته تحت تاثیر رژیم های غذایی کم کلسیم (0.2 درصد وزنی)، کلسیم معمول (0.5 درصد وزنی) و کلسیم متعادل (1.2 درصد وزنی) قرار گرفتند. به جز کلسیم که از طریق کربنات کلسیم تامین شده بود، سایر اجزاء غذایی موش های صحرایی مطابق رژیم AIN – 93M بود. موش ها در دوره نوری – تاریکی 12 ساعته و دمای 25 – 22 درجه سانتی گراد نگهداری و به غذا دسترسی آزاد داشتند. در انتهای مطالعه پس از سر زدن موش های صحرایی، درصد چربی و خاکستر لاشه بر اساس ماده خشک و نیز اندازه سلول های چربی ناحیه بیضه، صفاقی و زیر پوستی در سه گروه تعیین و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری آنالیز واریانس مقایسه شدند.

    یافته ها

    بین وزن کسب شده، درصد چربی لاشه و اندازه آدیپوسیت ها در سه گروه مورد بررسی اختلاف معنی داری مشاهده نشد. غلظت سرمی هورمون پاراتیروئید درگروه دریافت کننده کلسیم بالا از گروه کلسیم متعادل و کلسیم پایین، کمتر بود (p<0.05). غلظت 25 هیدروکسی کوله کلسیفرول نیز در گروه دریافت کننده کلسیم بالا پایین تر از دو گروه دیگر بود، اما اختلاف معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    یافته های این تحقیق نشان می دهد که غلظت های فیزیولوژیک کلسیم غذایی بر وزن، درصد چربی و اندازه آدیپوسیت ها در موش های صحرایی تاثیری ندارد. تفاوت غلظت سرمی هورمون پاراتیروئید در کنار درصد چربی و اندازه آدیپوسیت یکسان، فرضیه اثر کلسیم بر درصد چربی بدن از راه تغییر هورمون پاراتیروئید را رد می کند.

    کلیدواژگان: کلسیم غذایی، چاقی، آدیپوسیت، موش صحرایی نر
  • شجاع الحق طارق الهه الهیاری صفحه 93
    مقدمه و هدف
    تشنج درمانی الکتریکی یکی از روش های رایج در درمان برخی بیماری های روانی است. هدف از بیهوشی عمومی به هنگام تشنج درمانی الکتریکی جلوگیری از عوارضی مانند؛ احساس ناخوشایند ناشی از شوک الکتریکی، شکستگی استخوان، آسپیراسیون محتویات معده و هیپوکسمی می باشد، در حالی که بیهوشی نیز می تواند منجر به بروز عوارضی مانند هیپوکسمی گردد. با توجه به اهمیت پیشگیری و درمان هیپوکسمی به دلیل تاثیر نا مطلوب آن بر طول زمان تشنج و سیستم قلبی – عروقی، این مطالعه با هدف تعیین تغییرات اشباع اکسیژن خون شریانی به وسیله دستگاه پالس اکسیمتری قبل، حین و بعد از تشنج درمانی الکتریکی انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی بوده که بر روی 100 بیمار 18 تا 50 ساله با وضعیت فیزیکی I یا II تقسیم بندی انجام شده به وسیله انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا که برای شوک درمانی الکتریکی انتخاب شده بودند انجام گردید. این بیماران برای انجام این روش درمانی به بیمارستان حافظ دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1383 مراجعه کرده بودند. تمامی بیماران پس از پره اکسیژناسیون با اکسیژن تحت القاء بیهوشی به روش یکسان و سپس شوک الکتریکی قرار می گرفتند. تهویه ریوی بیماران به وسیله اکسیژن و ماسک صورتی از زمان القاء تا بازگشت تنفس خود به خودی بیمار ادامه می یافت. سپس بیماران در وضعیت قرار گرفته به پهلو به اتاق بهبودی منتقل می شدند و در آنجا هیچ گونه اکسیژن کمکی دریافت نمی کردند. درصد اشباع اکسیژن خون شریانی بیماران در 6 مرحله قبل و بعد از القاء بیهوشی، بلافاصله پس از شروع تشنج، بعد از پایان تشنج، 5 دقیقه پس از ورود به اتاق بهبودی و قبل از خروج از اتاق بهبودی به وسیله دستگاه پالس اکسیمتری نلکور ثبت می گردید. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS و آزمون آماری تی زوجی تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در هیچ کدام از مراحل ذکر شده به جز مرحله پنجم یعنی 5 دقیقه پس از ورود به اتاق بهبودی کاهش درصد اشباع اکسیژن خون شریانی مشاهده نگردید، به طوری که در این زمان 13 درصد بیماران درصد اشباع اکسیژن خون شریانی کمتر از 90 درصد داشتند که از این تعداد 9 درصد در محدوده 90-86 درصد و 4 درصد در محدوده 85-81 درصد بودند. همچنین اختلاف آماری معنی داری از نظر درصد اشباع اکسیژن بین مرحله پنجم با سایر زمانهای وجود داشت(p<0.001).
    نتیجه گیری
    بیشترین احتمال بروز هیپوکسمی در بیماران تحت تشنج درمانی الکتریکی در مراحل ابتدایی ورود به اتاق بهبودی می باشد، بنابراین استفاده از اکسیژن کمکی در اتاق بهبودی علی رغم تنفس خود به خودی بیماران با حجم جاری قابل قبول، لازم به نظر رسیده و توصیه می شود.
    کلیدواژگان: درصد اشباع اکسیژن خون شریانی، تشنج درمانی الکتریکی، پالس اکسیمتری
  • مهدی فخار، محمدحسین معتضدیان، قاسم عسگری، مهدی محبعلی، داود مهربانی صفحه 103
    مقدمه و هدف

    لیشمانیوز احشایی (کالا آزار) در بعضی از مناطق ایران به صورت آندمیک مشاهده می شود. در ایران تیپ مدیترانه ای بیماری وجود دارد که عامل آن لیشمانیا اینفانتوم بوده و مخازن اصلی آن را سگ و سگ سانان تشکیل می دهند. اخیرا مواردی از بیماری در منطقه نور آباد ممسنی – واقع در شمال غربی استان فارس – گزارش شده که جهت بررسی بیشتر، این مطالعه بر روی انسان و مخازن حیوانی بیماری صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه که به روش توصیفی – مقطعی در سال 1384 انجام شده است، تمامی کودکان کمتر از ده سال و 10 درصد از بالغین به روش نمونه گیری سیستماتیک و 20 درصد سگ های صاحبدار منطقه به صورت تصادفی انتخاب شدند. در این بررسی 321 نمونه پلاسمای انسانی و 19 نمونه پلاسمای سگ مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه های سرم انسان با روش سرولوژی آگلوتیناسیون مستقیم و نمونه های خون و سرم سگ به ترتیب با روش های واکنش زنجیره ای پلی مراز و آگلوتیناسیون مستقیم مورد آزمایش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده در فرم اطلاعات ثبت گردید و سپس با استفاده از نرم افزار SPSS و شاخص های توصیفی و آزمون مجذور کای بررسی گردید.

    یافته ها

    234 نفر (72.9 درصد) از نمونه ها، کودکان ده سال و پایین تر و 87 نفر (27.1 درصد) افراد ده سال به بالا بودند. 139 نفر (43.3 درصد) مونث و 182 نفر (56.7 درصد) مذکر بودند. از مجموع نمونه های انسانی 1.86 درصد دارای آنتی بادی اختصاصی ضد لیشمانیا با عیار برابر 1:3200 با روش آگلوتیناسیون مستقیم بودند. 66.6 درصد موارد مثبت سرمی در گروه سنی 10-5 سال برقرارداشتند و شیوع سرمی مثبت در جنس مذکر بیشتر از جنس مونث بود که این اختلاف معنی دار بود (p<0.01). از مجموع نمونه های سگ، 5 مورد (26.3 درصد) دارای عیار برابر و یا بالاتر از 1:160 با روش آگلوتیناسیون مستقیم بودند. همچنین درخون 6 قلاده سگ (31.5 درصد) با روش واکنش زنجیره ای پلی مراز دی ان آکینتوپلاست لیشمانیا اینفانتوم شناسایی شد که هیچ یک از آنها دارای تیتر سرمی مثبت نبودند که نشان دهنده ابتلا به فرم بدون علامت بیماری می باشد.

    نتیجه گیری

    با توجه به آلودگی بسیار بالای سگ های منطقه از نظر سرولوژی، می توان گفت که سگ به عنوان یکی از مخازن آلودگی برای انسان در منطقه به شمار می رود و از طرفی با توجه به وقوع پی در پی موارد انسانی بیماری، می توان چنین نتیجه گیری کرد که این بیماری در روستاهای بخش ماهور میلاتی نورآباد که غالبا از عشایر هستند به صورت آندمیک وجود دارد. به نظر می رسد که روش واکنش زنجیره ای پلی مراز روش مطلوبی برای غربالگری اولیه نمونه های خون سگ و یافتن موارد بدون علایم بیماری به خصوص در مناطق آندمیک می باشد.

    کلیدواژگان: لیشمانیوز احشایی، آندمیک، واکنش زنجیرهای پلیمراز، روش آگلوتیناسیون مستقیم
  • علیرضا ظهیر الدین اردشیر کارآمد صفحه 115
    مقدمه و هدف
    هیپومانیا یک اختلال خلقی است با علایم خلق به طور مداوم بالا یا تحریک پذیر که طی دوره حداقل 4 روزه بیمار دچار کاهش نیاز به خواب، صحبت بیش از معمول یا احساس فشار در صورت صحبت نکردن، پرش افکار، حواس پرتی، افزایش فعالیت های معطوف به هدف اعم از اجتماعی، شغلی، تحصیلی، جنسی و ولخرجی زیاد می شود. هیپومانیا می تواند یک اپیزود خلقی اختلال دو قطبی نوع اول یا نوع دوم یا سیکلوتایمی باشد، همچنین می تواند به دنبال مصرف داروها و مواد یا درمان با شوک الکتریکی و یا نوردرمانی ایجاد شود. در این گزارش به بررسی یک مورد هیپومانیای ناشی از ریسپریدون و اولانزاپین پرداخته شده است.
    معرفی بیمار: بیمار زن 57 ساله متاهل، خانه دار، با سابقه اختلال دو قطبی نوع اول از 30 سال قبل و با سابقه یک بار بستری در بیمارستان روانپزشکی که تحت درمان با 600 میلی گرم لیتیوم، 75 میلی گرم نورتریپتیلین و 1 میلی گرم کلونازپام قرار داشت، در فروردین 1382 به مطب روانپزشکی در شهر تهران مراجعه نمود و با مصرف 1 میلی گرم ریسپریدون دو بار در روز دچار علایم هیپومانیا به صورت کم خوابی، کاهش اشتها، افزایش فعالیت، بی قراری، شادی و تمایل به خروج از منزل شد که با قطع ریسپریدون و ادامه درمان با 900 میلی گرم لیتیم، 4 میلی گرم اسکازینا و 75 میلی گرم نورتریپتیلین در روز به مدت 15 ماه تحت کنترل قرار گرفت، ولی به علت عوارض جانبی لیتیم، افکار بدبینی، توهمات شنوایی و بینایی، اولانزاپین به میزان 5 میلی گرم در شب شروع گردید که دو روز پس از مصرف اولانزاپین دچار علایم هیپومانیا شدند و با قطع اولانزاپین علایم کاهش یافت و با شروع والپرات سدیم تحت کنترل قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    هیپومانیا به عنوان یک اپیزود خلقی می تواند به طور نادر به دنبال مصرف داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک نظیر ریسپریدون و اولانزاپین ایجاد شود.
    کلیدواژگان: هیپومانیا، ریسپریدون، اولانزاپین
  • سید محمدرضا ربانی صفحه 123
    مقدمه و هدف
    تخمین می زنند در هر 1500 مورد عمل جراحی روی شکم و لگن، در یک مورد جسم خارجی باقی می ماند، ولی به طور کلی این مساله نادر است. در این مقاله یک مورد نادر به جا ماندن گاز جراحی در مثانه بیماری که تحت عمل پروستاتکتومی باز قرار گرفته بود، گزارش می شود.
    معرفی بیمار: بیمار مرد 60 ساله روستایی است که به علت ادرار بدبو و علایم تحریکی و انسدادی مثانه، به کلینیک شهید مفتح دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1384 مراجعه کرد. وی 19 ماه قبل از مراجعه تحت عمل پروستاتکتومی باز قرار گرفته بود. در بررسی های آزمایشگاهی، ادرار کدر با کشت منفی، آنتی ژن اختصاصی پروستات در حد طبیعی و آزمایش های عملکرد کلیه، طبیعی گزارش گردید و در سونوگرافی دستگاه ادراری یافته غیرطبیعی مشاهده نگردید. بیمار تحت عمل جراحی از روی برش قبلی قرار گرفت، گاز خارج گردید و پس از عمل علایم بیمار برطرف گردید.
    نتیجه گیری
    جای ماندن گاز در مثانه ممکن است تا مدتهای طولانی برای بیمار قابل تحمل باشد و وی ممکن است علی رغم وجود جسم خارجی در مثانه، فقط با علایم تحریکی و انسدادی که در بیماران مبتلا به هیپرتروفی پروستات بعد از عمل هم ممکن است دیده شود مراجعه نماید. تیم جراحی نباید فقط به شمارش گازها بعد از عمل اکتفا بکنند، بلکه در موارد مشکوک باید اقدام به عکس برداری نمایند.
    کلیدواژگان: گاز جراحی، جسم خارجی در مثانه، پروستاتکتومی