فهرست مطالب

آفات و بیماریهای گیاهی - سال هفتاد و سوم شماره 2 (اسفند 1384)
  • سال هفتاد و سوم شماره 2 (اسفند 1384)
  • 182 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/11/22
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سیدحبیب الله نوربخش، ابراهیم سلیمان نژادیان، محمدسعید مصدق، علی رضوانی صفحه 1
    رابطه دما و رشد و نمو شته Brachycaudus amygdalinus با استفاده از مدل رگرسیونی در دمای ثابت 10، 15، 20، 25، 27.5 و 29±0.7 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 40±10 درصد و دوره نوری 12:12 ساعت بررسی شد. مدت زمان لازم برای تکمیل مراحل پورگی از 14.04 روز در دمای 10 درجه سانتی گراد به 5.8 روز در دمای 27.5 درجه سانتی گراد کاهش یافت. با افزایش دما به 29 درجه سانتی گراد طول دوره رشد مجددا به 8.39 روز افزایش یافت. دمای 30 درجه سانتی گراد باعث افزایش مرگ و میر بالا در سن اول پورگی شد و تقریبا هیچ پوره ای به سن 4 نرسید. شته های پرورش یافته در دماهای 29 و 10 درجه سانتی گراد به ترتیب کمترین بقا (31%) و بیشترین بقا (89%) را داشتند. مدل لاکتین-2 مناسب ترین مدل غیرخطی توصیف کننده رابطه بین نرخ رشد و دما برای این گونه بود. براساس پیش بینی این مدل حداکثر دمای کشنده (Tmax) برای سنین پورگی 1 تا 4 به ترتیب 29.58، 29.93، 29.55 و 29.56 درجه سانتی گراد به دست آمد. با استفاده از مدل رگرسیون خطی آستانه پایینی دما 2.84- درجه سانتی گراد به دست آمد. این دما با دمای محیط در زمان فعالیت شته در طبیعت هماهنگی دارد. پارامترهای جدول زندگی در دمای 20 درجه سانتی گراد محاسبه شد. مقادیر نرخ ذاتی رشد جمعیت (0.263)، متوسط طول دوره یک نسل (11.49 روز)، مدت زمان دو برابر شدن جمعیت (2.63 روز)، نرخ خالص تولید مثل (20.62 پوره ماده بر ماده) و نرخ ناخالص تولید مثل (40.59 پوره ماده بر ماده) محاسبه شد. طول عمر شته بالغamygdalinus B. در دمای 20 درجه سانتی گراد 6.74 روز به دست آمد.
    کلیدواژگان: نرخ رشد، آستانه دمایی، شته سبز بادام، جدول زندگی، بادام، شهر کرد
  • رضا پوررحیم، علی آهون منش، هاله هاشمی، سیروس زینلی، شیرین فرزاد فر صفحه 17
    در این بررسی ژن پروتئین پوششی نژاد نکروتیک ویروس وای سیب زمینی (PVY-CP) در حامل pBIN19 همسانه سازی گردید. به کمک طراحی آغازگر، این ژن به نحوی همسانه سازی شد که فاقد کدون شروع باشد. گیاهان توتون Nicotiana tabacum cv. Samsun به روش قطعه برگی و با استفاده از باکتری tumefacience Agrobanterium توسط ژن PVY-CP، تراژن گردیدند. مقاومت لاین های تراژن Nicotiana tabacum cv. Samsun حاوی ژن الحاقی PVY-CP، در برابر واگیرش سه جدایه ویروس وای سیب زمینی شایع در ایران شامل PVYn-Mz, PVYn-H و PVYo-Ar مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس خصوصیات بیولوژیکی، سرولوژیکی و نقشه تحدید ژن پروتئین پوششی، جدایه های PVYn-Mz, PVYn-H با نژاد نکروتیک PVY و جدایه PVYo-Ar با نژاد معمولی PVY مشابهت داشتند. حضور ژن PVY-CP الحاقی به ژنوم گیاه، در 29 لاین از 31 لاین مقاوم به کانامایسین، به وسیله واکنش زنجیره ای پلیمراز مورد تایید قرار گرفت. نتایج ارزیابی نشانه های بیماری و آزمون الیزا نشان داد که در مایه زنی جدایه PVYn-H، 5 لاین مقاوم، 9 لاین دارای نشانه های ملایم بیماری و 17 لاین حساس و در برابر مایه زنی جدایه PVYn-Mz، 4 لاین مقاوم، 10 لاین با نشانه های ملایم بیماری و 17 لاین حساس و در برابر مایه زنی جدایه PVYo-Ar دو لاین با نشانه های ملایم و 29 لاین حساس بودند. با توجه به فقدان کدون شروع در تراژن PVY-CP، هیچ محصول پروتئینی حاصل از ترجمه تراژن در لاین های مقاوم، ردیابی نگردید. در این اساس به نظر می رسد که در این گیاهان، مقاومت با منشا آر.ان.ای (RNA mediated resistance-RMR) مطرح باشد. مکانیسم (های) احتمالی مطرح در چنین مقاومتی مورد بحث قرار گرفته است. با توجه به محدود بودن منابع مقاومت طبیعی در بین گیاهان متعلق به جنس Nicotiana، دست یابی به منابع مقاومت مهندسی شده مفید می باشد.
    کلیدواژگان: ویروس Y سیب زمینی، نژادها، گیاهان تراریخت، مقاومت مهندسی شده
  • علی افشاری، ابراهیم سلیمان نژادیان، هوشنگ بیات اسدی، پرویز شیشه بر صفحه 39
    شته سبز پنبه (Aphis gossypii Glover) یکی از آفات مهم پنبه در منطقه گرگان می باشد. طی سال های 1381 و 1382 در دو مزرعه سمپاشی شده و بدون سمپاشی شده و بدون سمپاشی در منطقه گرگان، تغییرات جمعیت شته سبز پنبه و دشمنان طبیعی آن مورد بررسی قرار گرفت. میزان همبستگی تغییرات جمعیت شته با جمعیت دشمنان طبیعی و شرایط محیطی در طول فصل زراعی و واکنش دشمنان طبیعی به جمعیت شته روی بوته های پنبه در تاریخ های مختلف نمونه برداری به کمک ضریب های همبستگی پیرسن مورد ارزیابی قرار گرفت. دو تا سه هفته بعد از کاشت (اواخر خرداد) اولین کلنی های شته روی بوته های پنبه ظاهر شدند. در طول ماه های تیر و مرداد جمعیت شته به آرامی افزایش یافته و در اواسط شهریور به حداکثر مقدار خود رسید. الگوی تغییرات جمعیت اغلب دشمنان طبیعی مشابه شته بود. همبستگی معنی داری بین میانگین جمعیت شته، دشمنان طبیعی و برخی عوامل محیطی وجود داشت. میزان این همبستگی به زمان، گونه و مرحله رشدی دشمن طبیعی و شرایط مزرعه از نظر سمپاشی بستگی داشت. از بین عوامل زنده کفشدوزک ها، بالتوری ها و مگس های خانواده Syrphidae و از بین عوامل غیرزنده درجه حرارت، طول ساعات آفتابی روزانه و سرعت باد بیشترین همبستگی را با جمعیت شته از خود نشان دادند. دشمنان طبیعی و عوامل نامساعد محیطی قادر بودند در مدت طولانی از سال جمعیت شته را در تراکم های پایین نگه داشته و از طغیان آن جلوگیری نمایند. لذا توصیه می شود در انتخاب نوع سم و تاریخ سمپاشی علیه شته دقت شود و از سموم کم خطر برای دشمنان طبیعی و فقط در تراکم های خسارتزای شته استفاده گردد.
    کلیدواژگان: Gossypium hirsutum، تغییرات جمعیت و دشمنان طبیعی
  • جعفر محقق نیشابوری صفحه 61
    حشره کامل و لاروهای سوسک برگخوار صنوبر از آفات درجه اول صنوبر در خزانه ها و نهالستان ها محسوب می شوند. برای بررسی بیولوژی آن در شرایط آزمایشگاه (حرارت 25±1°C، رطوبت نسبی 70±10% و دوره نوری (16:8 (L:D) یک جفت از حشرات نر و ماده زمستان گذران در ظرف های پلاستیک شفاف قرار گرفته و روزانه با برگ های جوان تبریزی Populus nigra تغذیه شدند. میانگین طول عمر حشرات کامل ماده و نر به ترتیب 27.4 و 43.4 روز و تعداد تخم گذاشته شده در روز 23.9 عدد بود. هر حشره ماده به طور متوسط 415.6 عدد تخم در دسته های 40.7 عددی گذاشت. میانگین دوران نشو و نمای تخم، لاروهای سنین 1، 2 و 3، پیش شفیره و شفیره به ترتیب 4.9، 3.4، 3.5، 5.2، 1.6 و 3.5 روز بود. نسبت مرگ و میر مراحل مختلف رشدی به ترتیب عبارت بودند از: تخم › لارو سن یک› لارو سن دو› لارو سن سه› شفیره› پیش شفیره. بررسی بیولوژی سوسک برگخوار در نهالستانی در منطقه نیشابور، نشان داد که حشرات کامل زمستان گذران به تدریج از اواسط تا اواخر فروردین ظاهر شده، پس از تغذیه از برگ های تازه صنوبر و جفت گیری، از اوایل اردیبهشت تخم ریزی را آغاز کردند. پیدایش لاروهای سن یک در نیمه اول اردیبهشت بوده و پس از طی سه سن لاروی، پیش شفیرگی و شفیرگی در نخستین نیمه خرداد اولین حشرات کامل نسل جدید ظاهر شدند. سوسک های نسل جدید پس از چند روز تغذیه، در پای درختان، زیر علف های هرز به حالت دیاپوز رفته و تا سال بعد در آنجا بسر بردند. بنابراین مشخص شد سوسک برگخوار صنوبر در منطقه یاد شده یک نسل در سال دارد. طول دوره و درصد بقای مراحل جنینی، لاروهای سه گانه و شفیرگی در شرایط صحرا با استفاده از مدل Kiritani- Nakasuji- Manly به ترتیب 4.32، 5.85، 4.15، 6.21 و 2.95 روز و 44%، 33%، 45%، 31% و 57% برآورد شد. تخمین های مدل مذکور با نتایج آزمایشگاه و نهالستان مورد مقایسه قرار گرفت.
    کلیدواژگان: Populus nigra، Chrysomela populi، زیست شناسی، فراوانی مراحل رشدی، نیشابور (ایران)
  • لوران پلوزوئلو، آرمان آوند فقیه، عبدالعلی اسپهبدی، ژیل ژونستیه، اروه گنه گو، کریستیان ملوس، برژیت فررو صفحه 73
    تله های چسبنده برای ردیابی جمعیت های ایرانی پروانه ساقه خوار اروپایی ذرت، Cstrinia nubilalis (Lep.: Crambieae)، مورد استفاده قرار گرفته اند ولی کارآیی مناسب در این زمینه را نداشته اند. علت این عدم کارآیی، احتمالا فرمولاسیون اشتباه فرومون برای جمعیت محلی و یا طراحی نادرست تله های چسبنده برای شکار آفت بوده است. تله های چسبنده عموما برای شکار پروانه های ساقه خوار اروپایی ذرت نامناسب تلقی گردیده اند. در این مقاله از یک سو ترکیب فرومون جمعیت ایرانی پروانه ساقه خوار اروپایی ذرت به وسیله گاز کروماتوگرافی و تلفیق گاز کروماتوگرافی- طیف سنجی جرمی مورد شناسایی و از سویی دیگر کارایی تله های چسبنده دلتا با تله های مخروطی توری در شکار این حشره در شرایط مزرعه مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تجزیه شیمیایی فرومون 14 پروانه ماده به روشنی نشان داد که ترکیب فرومونی موجود در سطح غده ذخیره فرومون آنها تشابه جمعیت فرانسوی که از ذرت تغذیه می کند، بوده و ترکیب اصلی آن (Z) – 11 – تترادسنیل استات (Z11-14:OAc) و ترکیبات جزیی آن (E) – 11 – تتراد سنیل استات (14:OAc) می باشند. آزمایش تله گذاری در مزرعه نشان داد که برای شکار پروانه های ساقه خوار اروپایی ذرت تله های مخروطی توری به مراتب موثرتر از تله های چسبنده می باشند (به ترتیب 258 و 1 حشره نر توسط این تله ها شکار شد). نتایج موید آن بود که پخش کننده های دارای ایزومر هندسی Z جلب کننده ای موثر برای جمعیت ایرانی پروانه ساقه خوار ذرت که از گیاه ذرت تغذیه می کند می باشد.
    کلیدواژگان: پروانه ساقه خوار اروپایی ذرت، ردیابی، تله فرومونی، تله مخروطی توری، تله چسبنده
  • مصطفی اویسی، پرویز رضوانی، محمدعلی باغستانی میبدی، مهدی نصیری محلاتی صفحه 75
    پویایی بانک بذر شامل تغییرات کمی و کیفی بانک در طول زمان می باشد. در این بررسی پویایی بانک بذر و روابط بانک بذر و فلور علف های هرز در طول فصل کشت، در سه مزرعه ذرت مورد مطالعه قرار گرفت. در هر سه مزرعه مورد مطالعه روند تغییرات تراکم بانک بذر از ابتدا تا انتهای فصل سیر نزولی را طی نمود و در اواسط فصل، به دلیل جوانه زنی تعداد زیادی از بذرها، به حداقل مقدار خود رسید. کنترل شیمیایی در این مرحله، بذردهی عده فراوانی از علف های هرز جوانه زده را مختل کرده و از بازگشت مجدد بذرهای به بانک بذر جلوگیری نمود و تا حد زیادی باعث کاهش جمعیت علف های هرز و تخلیه بانک بذر گردید. شخم با گاوآهن برگردان دار پس از برداشت محصول و برای کشت سال بعد، ضمن اینکه با دفن بذرهای موجود در سطح خاک، سبب کاهش تراکم بذر در بانک بذر لایه های سطحی خاک گردید، فرصتی برای بروز گونه هایی را فراهم کرد که به دلیل قرار گرفتن در عمق خاک، مجالی برای ظهور نیافته بودند. شاخص تشابه 92 درصد و ضریب همبستگی معنی دار بین بانک بذر ابتدای فصل و فلور علف های هرز در طول فصل زراعی بیانگر وجود همبستگی مثبت بین این دو بود. گونه های موجود در فلور مزرعه نیز از ترکیب گونه ای بانک بذر تبعیت کردند. نتایج نشان داد که با افزایش تعداد بذر در واحد سطح، جمعیت گیاهچه های علف هرز نیز در واحد سطح افزایش می یابد. علاوه بر آن، با مطالعه روند تغییرات بانک بذر و فلور علف های هرز در طول فصل و روابط بین آن ها می توان به الگوی مناسبی در جهت پیش بینی ترکیب و تراکم گونه ای علف های هرز در مزرعه دست یافت و بهترین زمان و مناسب ترین روش را جهت اعمال مدیریت صحیح به سمت کاهش تراکم بذرهای موجود در بانک بذر علف های هرز برگزید.
    کلیدواژگان: پویایی بانک بذر، جمعیت علف های هرز، مزارع ذرت
  • مسعود اربابی، پروانه برادران، ولی الله رنجبر صفحه 93
    مبارزه با کنه های گیاهی نیاز به استفاده از روش های کم خطر و پایدار دارد. کنه اریوفید انجیرEriophyes ficus)) (ناقل بیماری ویروسی موزاییک انجیر) از آفات مهم این میزبان در ایران و جهان است. تاثیر شش نوع روش هرس یک، دو، سه، چهار تنه، بادبزنی و محلی درختان انجیر سه ساله بر جمعیت کنه اریوفید انجیر در سال های 1379 و 1380 در منطقه ساوه مورد مطالعه قرار گرفت. طرح آماری به صورت بلوک های تصادفی با چهار تکرار و هر تکرار شامل یک درخت انجیر انتخاب و از هر درخت سه برگ به طور تصادفی جدا و در کیسه پلاستیکی جمع آوری شدند. شمارش جمعیت مراحل فعال کنه اریوفید (غیر از تخم کنه) با استفاده از کادر یک سانتی متر مربعی شیشه ای و با قرار دادن آن در چهار قسمت سطح زیرین برگ (طرفین میانی رگبرگ، بالا، پایین برگ) و توسط میکروسکوپ تشریحی انجام گرفت. دوره نمونه برداری از اول اردیبهشت تا پایان آبان ماه به فاصله هر پانزده روز در هر سال بود. میانگین داده های جمع آوری شده از جمعیت کنه اریوفید در روش های مختلف هرس توسط نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و تیمارها توسط آزمون چند دامنه ای دانکن گروه بندی و مقایسه شدند.
    نتایج میانگین داده ها در روش های مختلف هرس از نظر آماری در سطح یک درصد معنی دار شدند. بیشترین میانگین کنه در سال نخست در هرس های دو تنه 42.24 کنه و سه تنه 40.06 کنه و در سال دوم برای چهار تنه 56.47 کنه و محلی 53.9 کنه به دست آمد. تجزیه مرکب دو ساله نشان داد هرس یک تنه با تعداد 32.57 کنه معرف بیشترین و هرس های دو تنه، چهار تنه و محلی به ترتیب با تعداد 44.2، 41.96 و 41.94 کنه معرف کمترین تاثیر بر جمعیت کنه اریوفید انجیر هستند. از میان نوبت های نمونه برداری، حداکثر میانگین جمعیت با تعداد 100.56 کنه در نیمه دوم تیرماه و در رابطه با افزایش حرارت مشاهده گردید. شروع زمستان گذ رانی کنه اریوفید با کاهش درجه حرارت و طول روز و از اواخر شهریور تا آبان ماه ملاحظه شد.
    کلیدواژگان: فراوانی جمعیت، کنه اریوفید، روشهای هرس، انجیر آبی، ساوه
  • محمدرضا مهرنژاد، بهمن پناهی صفحه 105
    آلودگی پسته به آفلاتوکسین و حشرات در دو گروه میوه پسته شامل پسته های زودخندان که معمولا در مرحله قبل از رسیدن میوه به وجود می آیند و میوه هایی که بعد از مرحله رسیدن در پوست رویی (pericarp) آن ها ترکیدگی ایجاد می شود در شرایط باغ های پسته رفسنجان بررسی شد. پیدایش ترکیدگی در پوست نرم پسته (hull) یک پدیده عمومی در میوه های پسته در مرحله بعد از رسیدن تشخیص داده شد. این نوع میوه ها منشا مهم آلودگی میوه پسته به آفلاتوکسین و حشرات می باشند. آلودگی به آفلاتوکسین در میوه های پسته زود خندان محرز بود. لیکن در تمام نمونه های متعلق به میوه های رسیده با پوست رویی ترکدار اعم از دارای آلودگی به حشرات یا بدون آلودگی به حشرات آفلاتوکسین در حد بالایی یافت شد. براساس نتایج این تحقیق، شب پره خرنوب (Apomyelois ceratoniae) تریپس (Liothrips autriacus) و مورچه ها (دو گانه ناشناخته) فقط از محل شکاف پوست رویی و میانی پسته (Mesocarp) در مرحله قبل و بعد از رسیدن میوه وارد آن می شدند. اما کرم میوه خوار پسته (Recutvaria pistaciicolla) و شب پره پوستخوار میوه پسته (Arimania komaroffi) قادر به خسارت به پوستی رویی پسته بودند و از مرحله قبل از رسیدن میوه به آن حمله می کردند. صدمه پرندگان به میوه پسته نیز شرایط مساعد را برای آلودگی پسته به آفلاتوکسین و حشرات به وجود می آورد. ترکیدگی در پوست رویی میوه های رسیده در فاصله کوتاهی پس از میوه ایجاد و توسعه می یافت. بنابراین توصیه می شود محصول پسته بلافاصله بعد از بلوغ فیزیولوژیکی میوه برداشت شود. در این مقاله ارتباط روند رسیدن میوه پسته و ایجاد ترکیدگی در پوست رویی آن با تولید آفلاتوکسین و آلودگی به حشرات به تفصیل بحث شده است.
    کلیدواژگان: پسته، ترکیدگی میوه پسته، آفات پسته، آفلاتوکسین، کفک ها، زمان برداشت، صدمه حشرات، پرندگان