فهرست مطالب

Strides in Development of Medical Education - Volume:2 Issue: 2, 2006
  • Volume:2 Issue: 2, 2006
  • تاریخ انتشار: 1384/11/17
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پژوهشی
  • زهرا فتاحی، نعمت الله موسی پور، علی اکبر حقدوست صفحات 63-71
    زمینه
    اساتید یکی از ارکان اصلی دانشگاه ها هستند، که نحوه عملکرد آنان در بازدهی کل نظام آموزشی نقش اساسی ایفا می نماید. ارزشیابی مستمر از نحوه عملکرد اساتید که بخشی از آن به عهده دانشجویان گذاشته شده است، در صورتی که به طور صحیح انجام شود، می تواند گویای وضعیت عملکرد استاد بوده و ضمن تشخیص نقاط قوت و ضعف، به عنوان عاملی کمک کننده در جهت ارتقای کیفیت فعالیت های آموزشی ایشان موثر باشد.
    هدف
    این مطالعه به منظور تعیین روند تغییرات کیفیت آموزشی مدرسان دانشگاه علوم پزشکی کرمان صورت گرفت.
    روش کار
    این بررسی مطالعه ای همبستگی است که جامعه مورد مطالعه آن را کلیه مدرسان دانشگاه علوم پزشکی کرمان که در سال های 1380 الی 1385 طی 8 دوره از طریق نظرسنجی از دانشجو مورد ارزشیابی قرار گرفته اند، تشکیل داده است. داده های معرف کیفیت آموزشی از طریق امتیازات کسب شده در نظرسنجی دانشجویان و داده های پژوهشی بر اساس امتیازات فعالیت پژوهشی جهت دریافت پایه سالانه جمع آوری گردید.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در سال های مورد بررسی به طور متوسط در هر سال نمره کیفیت آموزش 0.06 افزایش نشان داد، که از نظر آماری معنی دار بود (P=0.0001)، ولی تغییرات نمرات پژوهشی در سال های مذکور معنی دار نبود. بین نمره کیفیت آموزش با نمره پژوهش، و نیز با مشخصات دموگرافیک مدرسان از جمله رتبه علمی و مدرک دانشگاهی و سابقه کار رابطه معنی داری وجود نداشت. در حالی که مدرک تحصیلی و رتبه دانشگاهی با نمره پژوهش رابطه معنی داری را نشان داند (به ترتیب P=0.003، P=0.001).
    نتیجه گیری
    نتایج مذکور حکایت از آن دارد که احتمالا روند کیفیت آموزش در سال های گذشته، بر خلاف امتیازات پژوهش، در حال ارتقا بوده است که احتمالا ارزشیابی های مستمر و دقیق در این رابطه نقش موثری را ایفا کرده اند. عدم مشاهده رابطه معنی داری بین کیفیت آموزش و پرورش نیز قابل توجه بوده و پیشنهاد می شود سیاست گذاران برای برنامه ریزی و نزدیک نمودن آموزش و پرورش تدابیری بیندیشند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، ارزشیابی استاد، کیفیت آموزش، آموزش عالی، پژوهش
  • محسن رضاییان، زینت سالم، سیاوش دهقان، احمدرضا صیادی، فرهاد ایرانمنش. محمدحسن احمدی صفحات 72-79
    زمینه
    انجام و ارایه پایان نامه به عنوان یکی از مهم ترین وظایف دانشجویان پزشکی در نظر گرفته شده است از طرف دیگر پایان نامه های ارایه شده می تواند به عنوان یک منبع اساسی در بهبود وضعیت بهداشتی جامعه ملاحظه شود.
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی نقادانه پایان نامه های ارایه شده توسط دانشجویان پزشکی دانشکده پزشکی رفسنجان در سال های 1372-1382 صورت گرفته است.
    روش کار
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که در آن 332 پایان نامه پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های مورد نظر توسط پرسشنامه جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS.V12 و با بهره گیری از شاخص های مرکزی، پراکندگی و آزمون آماری مجذور کای (chi-square) صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در مجموع، 258 پایان نامه 77.7) درصد) به خوبی به رشته تحریر در آمده اند. پایان نامه های که در سال های اخیر دفاع شده بودند نسبت به سال های قبل از کیفیت بهتری برخوردار بودند (به ترتیب 97.4 و 73.9 درصد). همچنین پایان نامه هایی که توسط بیش از یک استاد، راهنمایی شده بودند نسبت به یک استاد راهنما از کیفیت بهتری برخوردار بودند (91.5 درصد در مقابل 73.9 درصد، P=0.002). همچنین پایان نامه هایی که در تدوین آنها حداقل یک استاد مشاور همکاری نموده بود در مقابل پایان نامه های بدون استاد مشاور، از کیفیت بالاتری برخوردار بودند (به ترتیب: 88.4 و 39.7 درصد، P=0.0001).
    نتیجه گیری
    از آنجایی که پایان نامه های اخیر نسبت به سال های قبل از کیفیت بهتری برخوردار بودند می توان چنین نتیجه گیری نمود که شرکت اساتید و دانشجویان در کارگاه های روش تحقیق در سال های اخیر می تواند توضیح دهنده این یاقته مهم پژوهش باشد. مشابه این یافته در سایر مطالعات نیز گزارش شده است.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، نقادانه، پایان نامه، دانشجوی پزشکی
  • زهرا جلیلی، عصمت نوحی، نوذر نخعی صفحات 80-87
    سایقه و
    زمینه
    رفتار و فعالیت های انسان ها ناشی از انگیزه ها یا نیازهای آنان است. مدیران با شناخت و پیش بینی انگیزه ها و نیازهای کارکنان تحت مدیریت خود می توانند به موقع و به طور صحیح نسبت به ارضای نیازها و انگیزه های آنان اقدام نموده و از نیروی انسانی سازمان به نحو مطلوب در راستای اهداف سازمان بهره وری کنند.
    هدف
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی است که در آن عوامل انگیزشی موثر بر عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان از دید آنان مورد بررسی قرار گرفت.
    روش کار
    نمونه این پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان (308 نفر) بودند که 70 درصد آنها به پرسشنامه پاسخ دادند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگر - ساخته پس از تایید روایی و پایان آن استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بیشترین درصد اعضای هیات علمی، مذکر (85.6) و در گروه بالاتر از 40 سال (54.5) بودند. بیشترین رتبه علمی مربوط به دو گروه مربی آموزشیار و مربی (43.7) و استادیار (43.7) بود. نتایج مربوط به سابقه کار نشان داد که بیشترین درصد (42.4) در گروه دارای سابقه کار 11-20 سال قرار داشتند. نتایج نشان داد که در بین عوامل انگیزش بیرونی بیشترین نمره به ترتیب به «فراهم بودن شرایط لازم جهت بالا بردن سطح دانش و اطلاعات» (x=4.62، SD=0.62بار) و داشتن امنیت شغلی (x=4.61، SD=0.69بار) و در مورد عوامل انگیزشی درونی بیشترین میانگین نمره به ترتیب به «علاقه ذاتی به تدریس» (x=4.55، SD=0.69 بار) و «داشتن نظم و ترتیب» (x=4.40، SD=0.79بار) تعلق گرفت.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، گرچه از نظر مدرسان دانشگاه در مجموع هر دو نوع عوامل انگیزشی درونی و بیرونی بر عملکرد آنان موثر هستند، اما اختصاص کمترین میانگین به عوامل انگیزشی درونی و بیرونی مرتبط با فعالیت های گروهی، نکته ای است که باید از سوی مدیران مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: انگیزه، عضو هیات علمی، نظرات، علمکرد
  • علی اکبر حقدوست، زهرا جلیلی، عصمت اسدی کرم صفحات 88-94
    زمینه
    گزارشات صبحگاهی یکی از کاربردی ترین شیوه های آموزش بالینی در سطح دنیا می باشند که با وجود گستردگی کاربرد هنوز الگویی فراگیر و مورد قبول همه متخصصان برای برگزاری آنها ارایه نشده است. با این حال به نظر می رسد اولین قدم در جهت ارتقای کیفیت این شیوه آموزش، شناخت وضعیت فعلی برگزاری این گزارشات باشد تا با شناخت نقاط قوت و ضعف در صدد اصلاح برآمد.
    هدف
    این مطالعه با هدف تعیین وضعیت برگزاری گزارشات صبحگاهی (شامل تعداد، طول مدت، رعایت ضوابط و...) در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی در سال 1384 صورت گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی، کلیه گزارشات صبحگاهی برگزار شده در بیمارستان های آموزشی در طی یک هفته شامل 36 گزارش صبحگاهی مورد بررسی قرار گرفت. داده ها از طریق مشاهده مستقیم جمع آوری گردید. مشاهده گر به صورت ناشناس در جلسات حضور یافته و سعی گردید که شیوه مشاهده نزدیک به شیوه مشاهده گر کامل (Complete Observer) باشد.
    یافته ها
    از مجموع 36 گزارش صبحگاهی برگزار شده بیشترین گزارشات (5 مورد) مربوط به بخش های اصلی بود. طولانی ترین گزارشات 90 دقیقه و کوتاه ترین گزارش با میانگین 35 دقیقه ارایه گردید. در 30 گزارش، اساتید گرداننده بحث بودند؛ در 5 گزارش صرفا سوال می کردند و در یک گزارش استاد نقش سخنران را عهده دار بود. در 13 گزارش کارورزان، در 16 گزارش دستیاران و در همه موارد کارآموزان در معرفی بیماران هیچگونه نقشی نداشتند. در مجموع میانگین تعداد افراد شرکت کننده در گزارشات صبحگاهی (اعم از دانشجو، کارورز، دستیار و استاد) در پایان گزارش مساوی یا بیش از افراد در شروع گزارش بود ولی در مجموع حدود 14 درصد شرکت کنندگان در قسمتی از زمان برگزاری جلسه غایب بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، وضعیت برگزاری گزارشات صبحگاهی بخش ها بسیار متنوع بود و از بعضی جنبه ها از جمله تعداد و طول مدت گزارشات و نیز کم بودن نقش دانشجویان و کارورزان و همچنین معرفی بیماران سرپایی قابل تامل و اصلاح بود. ولی به صورت کلی استفاده از این شیوه آموزشی در تقریبا تمام بخش ها روشی آشنا بوده و مورد استفاده قرار گرفت.
    کلیدواژگان: گزارش صبحگاهی، آموزش پزشکی، بیمارستان آموزشی
  • اشرف ادهمی، طیبه فصیحی هرندی، زهرا جلیلی، زهرا فتاحی، سکینه محمدعلیزاده صفحات 95-101
    زمینه
    دانشجویان به عنوان عناصر اصلی آموزش یکی از بهترین منابع اطلاعات در هر سیستم آموزشی می باشند. یکی از مواردی که می توان از این منبع اطلاعاتی بهره برد، میزان تحقق اهداف آموزشی است.
    هدف
    این مطالعه به منظور تعیین کفایت آموزشی های ارایه شده جهت دستیابی به اهداف آموزشی مصوب از دیدگاه کارورزان پزشکی در بخش زنان و زایمان صورت گرفت.
    روش کار
    کلیه کارورزان شاغل در سال تحصیلی 84-85 شامل 93 نفر نمونه این پژوهش بودند. ابزار گردآوری داده های پرسشنامه ای حاوی سر فصل دروس آموزش مربوط به کارورزان در بخش زنان و زایمان بود که از کارورز خواسته شده بود درصد کفایت آموزش های ارایه شده در هر مورد را تعیین نمایند.
    یافته ها
    از بین 93 کارورز مورد مطالعه 63.3 درصد مونث. 71.1 مجرد و 55.2 درصد ورودی قبل از سال 78 بودند. میانگین (انحراف معیار±) سن 25.7 سال (± 2.2) بود. 46.6 درصد کارورزان برنامه مصوب مربوط به دوره زنان و زایمان را مطالعه کرده بودند و 52.9 درصد بیان کردند که اهداف آموزشی در ابتدای دوره در قالب طرح درس به آنها ارایه شده بود. بیشترین درصد کفایت آموزش گزارش شده مربوط به تعیین سن حاملگی و تاریخ زایمان بر اساس LMP (90.7 درصد)، کنترل صدای قلب جنین، کنترل انقباضات رحم و حرکات جنین (87.3 درصد) و مراقبت های دوران بارداری (81.6 درصد) و کمترین درصد مربوط به خارج کردن و گذاشتن نور پلانت (به ترتیب 16.2 و 16.8 درصد) و گذاشتن IUD (19.8 درصد) بود. مقایسه میانگین درصد کل کفایت آموزش و میانگین دو حیطه قدامات تشخیصی و درمانی و حیطه اقدامات فوری با توجه به متغیرهای سن، سال ورود، وضعیت تاهل و جنس تفاوت معنی داری را نشان ندادند. میانگین (انحراف معیار ±) نمره کل کفایت آموزش در زمینه اقدامات تشخیصی و درمانی شامل 31 مورد، 55.8 (± 14.3) و در مورد اقدامات ضروری در برخورد با موارد اورژانس شامل 8 مورد، 52.23 (± 21.1) و دارای اختلاف معنی دار بود (P=0.004).
    بحث و نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که از دیدگاه کارورزان پزشکی، آموزش های ارایه شده در بخش زنان و زایمان در بیشتر موارد حیطه اقدامات تشخیصی - درمانی و اقدامات ضروری در برخورد با موارد اورژانس تا حدودی با اهداف مصوب تطابق دارد که البته کافی به نظر نمی رسد. بنابراین بهبود و ارتقا کیفیت آموزش در مقطع بالینی و ارزیابی مستمر آن از نظر انطباق با اهداف آموزشی و تطابق این اهداف با نیازهای در حال تغییر جامعه ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: اهداف آموزشی، بخش زنان و زایمان، کارورز، دیدگاه
  • منصوره عزیززاده فروزی، سکینه محمدعلیزاده، طیبه فصیحی هرندی صفحات 102-108
    زمینه
    رفتار و فعالیت های انسان ها ناشی از انگیزه ها یا نیازهای آنان است. مدیران با شناخت و پیش بینی انگیزه ها و نیازهای کارکنان تحت مدیریت خود می توانند به موقع و به طور صحیح نسبت به ارضای نیازها و انگیزه های آنان اقدام نموده و از نیروی انسانی سازمان به نحو مطلوب در راستای اهداف سازمان بهره وری کنند.
    هدف
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی است که در آن عوامل انگیزشی موثر بر عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان از دید آنان مورد بررسی قرار گرفت.
    روش کار
    نمونه این پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان (308 نفر) بودند که 70 درصد آنها به پرسشنامه پاسخ دادند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگر - ساخته پس از تایید روایی و پایان آن استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بیشترین درصد اعضای هیات علمی، مذکر (85.6) و در گروه بالاتر از 40 سال (54.5) بودند. بیشترین رتبه علمی مربوط به دو گروه مربی آموزشیار و مربی (43.7) و استادیار (43.7) بود. نتایج مربوط به سابقه کار نشان داد که بیشترین درصد (42.4) در گروه دارای سابقه کار 11-20 سال قرار داشتند. نتایج نشان داد که در بین عوامل انگیزش بیرونی بیشترین نمره به ترتیب به «فراهم بودن شرایط لازم جهت بالا بردن سطح دانش و اطلاعات» (x=4.62، SD=0.62بار) و داشتن امنیت شغلی (x=4.61، SD=0.69بار) و در مورد عوامل انگیزشی درونی بیشترین میانگین نمره به ترتیب به «علاقه ذاتی به تدریس» (x=4.55، SD=0.69 بار) و «داشتن نظم و ترتیب» (x=4.40، SD=0.79بار) تعلق گرفت.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، گرچه از نظر مدرسان دانشگاه در مجموع هر دو نوع عوامل انگیزشی درونی و بیرونی بر عملکرد آنان موثر هستند، اما اختصاص کمترین میانگین به عوامل انگیزشی درونی و بیرونی مرتبط با فعالیت های گروهی، نکته ای است که باید از سوی مدیران مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: انگیزه، عضو هیات علمی، نظرات، علمکرد
  • بهشید گروسی، حسین صافی زاده، زهرا تاج الدینی صفحات 109-115
    زمنیه: سو رفتار با کودکان پدیده جدیدی نیست و در هر ملیت و فرهنگ به اشکال مختلف وجود دارد. پزشکان که در بیشتر موارد در خط مقدم تشخیص سو رفتار با کودکان قرار دارند باید از دانش کافی جهت تشخیص به موقع این مشکل برخوردار باشند.
    روش کار
    این مطالعه یک بررسی مقطعی می باشد که در آن 86 کارورز شرکت کردند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه نیمه ساختار یافته که بر اساس منابع معتبر سو رفتار با کودکان تهیه شده بود، پس از تایید روایی و پایایی آن استفاده شد. سطح آگاهی کارورزان به 3 گروه خوب (پاسخ صحیح >75 درصد)، متوسط (پاسخ صحیح بین 50-75 درصد) ضعیف (پاسخ صحیح <50 درصد) تقسیم شد. جهت تعیین رابطه آگاهی با متغیرهای مورد نظر از آزمون مجذور کای استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین (انحراف معیار ±) نمره آگاهی (± 4.8) 28.3 بود. حدود نیمی از کارورزان اطلاعات خوب و نیمی دیگر اطلاعات ناکافی داشتند. کارورزان با عوامل خطر سو رفتار آشنایی در حد متوسط داشتند. در مورد نشانه های کودک آزاری، علایم آشکار جسمی مانند سوختگی و یا شکستگی بیشتر به عنوان شاهد دال بر کودک آزاری تشخیص داده می شد، در حالی که علایم روحی و یا جنسی چندان جدی گرفته نمی شوند. بین متغیرهای دموگرافیک و میزان دانش رابطه معنی داری وجود نداشت. کمتر از نیمی از افراد اطلاعات خود را از دروس پزشکی کسب کرده بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه دلالت بر این امر دارد که کارورزان آگاهی مناسبی در مورد سو رفتار با کودکان ندارند. و با توجه به یکسان بودن آموزش پزشکی در کشور نیاز به برنامه ریزی آموزشی جهت ارتقای اطلاعات کارورزان و سایر افرادی که با کودکان تماس پیدا می کنند احساس می شود.
    کلیدواژگان: سو رفتار با کودک، دانش، کارورز
  • مروری
  • سکینه سبزواری صفحات 116-124
    زمینه
    فرا ارزشیابی، فرآیند طراحی، جمع آوری و کاربرد اطلاعات به منظور قضاوت در مورد صلاحیت ارزشیابی است و عموما نقاط قوت و ضعف را گزارش می کند. کمیته استانداردهای ارزشیابی معتقد است که کیفیت ارزشیابی را با توجه به سودند بودن، عملی بودن، مناسبت داشتن و صحت آن می توان تشخیص داد. منظور از معیارهای سودمندی، اطمینان از فراهم بودن نیازهای اطلاعاتی جهت استفاده کنندگان است. معیارهای عملی بودن، جهت اطمینان از واقع گرایانه، خردمندانه، سیاست مدارانه و مقرون به صرفه بودن ارزشیابی است. معیارهای مناسبت به منظور کسب اطمینان از اجرای ارزشیابی به صورت قانونی و اخلاقی با در نظر گرفتن رفاه شرکت کننده گان در ارزشیابی و کسانی است که تحت تاثیر ارزشیابی قرار می گیرند. و بالاخره معیارهای صحت به نحوی عمل می کنند که اطلاعات کافی در مورد وضعیت های مربوط به ارزش و صلاحیت برنامه مورد ارزشیابی را جمع آوری کنند.
    نتیجه گیری
    فرا ارزشیابی به دنبال یافتن راهی برای بهبود ارزشیابی است و در همه انواع ارزشیابی ها شامل ارزشیابی های برنامه ها، طرح ها، دانشجو، فرآورده ها، سامانه ها، موسسات، نظریه ها، دانشجویان و کارکنان ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، فرا ارزشیابی، معیارهای ارزشیابی
|
  • Zahra Fattahi, Nematolah Mousapour, Aliakbar Haghdoost Pages 63-71
    Background
    Faculty members are one of the major parts of universities whose performance has a key role in outcomes of educational systems. With continuous evaluation of faculty members, part of which done by students, real performance of faculty members with all its shortcomings and positive points would be determined and consequently it helps improving the quality of educational activities.
    Objective
    To determine the process of alterations in the quality of educational performance in faculty members of Kerman University of Medical Sciences
    Method
    This correlation study was done on all faculty members of Kerman University of Medical Sciences during 2001-2006 who had been evaluated 8 times through getting students’ opinion. Data related to the quality of educational performance were gathered through the obtained scores in students’ evaluation and data related to research activities were gathered through research activity scores assigned for annual promotion of faculty members.
    Results
    According to the obtained results, during the study period, the average annual increase in educational performance was 0.06 that is statistically significant (p=0.0001), but alteration in research activities during the studied period was not significant. There was no significant relation between educational performance and research activity and also demographic features of subjects such as academic rank, educational degree and job experience, while educational degree and academic rank showed significant relations with research activity score (p= 0.001, p= 0.003 respectively).
    Conclusion
    The present study shows an improvement in educational performance during the recent years that is probably due to continuous evaluations. Lack of significant relation between the quality of educational performance and research activity requires planning programs for bridging these two domains.
  • Mohsen Rezaeian, Zinat Salem, Siyavash Dehghan, Ahmad Reza Sayadi, Farhad Iranmanesh, Mohammad Hasan Ahmad Pages 72-79
    Background
    Submitting thesis is one of the most important tasks of medical students. Moreover medical theses can be considered as a basic source for improving the health statues of the society.
    Objective
    The aim of this study was critical appraisal of the submitted theses by medical students of Rafsanjan Medical School during 1993- 2003.
    Methods
    In the present cross- sectional study, 332 Medical theses were evaluated by using a questionnaire. Data analysis was done by using simple descriptive methods and Chi- square test.
    Results
    According to the results, 258 theses (77.7%) have been well written. Theses submitted during the recent years had better quality comparing to others (92.4% versus 73.9%). Theses supervised by more than one leader were better in comparison to those with only one leader (91.5% versus 73.9%, P= 0.002). Moreover theses with at least one advisor had a better quality than those conducted without any advisor (88.4% versus 39.7%, P= 0.0001).
    Conclusion
    Better quality of theses submitted during the recent years can show the beneficial effect of participation of both medical students and their supervisors in Research Methodology Workshops held in the recent years. This fact has also been reported in other studies.
  • Zahra Jalili, Nouzar Nakhaee, Esmat Nouhi Pages 80-87
    Background
    Establishing centers for clinical skills training in medical schools with the purpose of improving students’ ability in practical skills has provided an adequate environment for practicing in an experimental setting and consequently can be effective in decreasing the rate of probable mistakes in real situations.
    Objective
    The aim of this study was to determine the opinions of interns in Kerman University of Medical Sciences about the rate and sources of acquired basic clinical skills through self- evaluation.
    Methods
    All available interns of Kerman School of Medicine (including 120 ones) who had passed the clinical skills course participated in this cross- sectional study in 2004. Data were gathered by an investigator- made questionnaire and analyzed by using t-test and ANOVA.
    Results
    Based on the results, most of the respondents (90.8%) believed in the necessity of a specific course as clinical skills in medical education program. In regard to the rate of acquired skills, “vital signs measurement”, “nasogastric tube insertion” and “patient communication skills” got the highest mean scores (18.35, 17.76 and 17.3 respectively) in interns’ self-evaluation, while the lowest mean scores belonged to “cauterization”, “intubation” and “using surgical set” (9.09, 12.84 and 14.11 respectively). The percent of self-evaluation total score was 76.7%. In regard to the source of acquiring clinical skills, “clinical skills center” (41%), “self- learning” (29%) and “professors and others” (27%) obtained the highest percents respectively.
    Conclusion
    Considering the low self- evaluation scores in some skills and the highest percent for clinical skills center as source of acquiring clinical skills, improving the quality of training in this center and expanding its activities are necessary.
  • Ali Akbar Haghdoost, Zahra Jalili, Esmat Asadi Karam Pages 88-94
    Background
    Although morning report is a well-known term in medical education and one of the most practical clinical training methods, there is not still consensus among experts on its standards. Nonetheless, it seems that the first step for improving the quality of this training method is to obtain a comprehensive picture of its current statue.
    Objective
    to assess the characteristics of morning reports (such as their durations, participants and their responsibilities, management of these sessions and….) in training hospitals affiliated to Kerman University of Medical Sciences in 2006
    Methods
    In this cross-sectional study, 36 morning report sessions held in all of the training wards were observed over one week. Data were gathered by direct observation. The observer attended the sessions as an ordinary participant and it was tried to use complete observer method.
    Results
    among 36 assessed morning reports, the maximum sessions were held in major wards (each one held 5 sessions). The duration of the longest and shortest ones was 90 and 35 minutes respectively. In 30 sessions the academic staff played the main role of managing discussions, while in 5 sessions they were only asking questions, and in one session staff presented a lecture. In 13 sessions interns did not have any role in presenting patients; the corresponding numbers for residents and students were 16 and 0 respectively. In overall the number of participants in the beginning and at the end of sessions was more or less equal, while around 14% of participants were not present during the whole period of the session.
    Conclusion
    Considerable variations were found among the training wards in running morning report sessions. There were some weak points in running these sessions such as the frequency and duration of sessions, low rate of participation by students and interns and reporting outpatient cases, but most of the wards apply the training method more or less effectively.
  • Ashraf Adhami, Tayebh Fasihi Harandi, Zahra Fattahi, Zahra, Jalili, Sakineh Mohammad Alizadeh Pages 95-101
    Introduction
    Students as the major part of education are one of the best sources of information in each educational system. One of the uses of this source of information is studying the achievement of educational goals.
    Objective
    To determine the adequacy rate of presented trainings in achieving educational goals of Obstetrics & Gynecology ward from the point of view of interns.
    Methods
    All interns of Kerman University of Medical Sciences in 2005- 2006 including 93 ones were enrolled into the study. Data gathering was done by using a questionnaire including the subjects of training materials in Obstetrics & Gynecology ward. Participants were asked to determine the adequacy of presented trainings for each subject.
    Results
    From 93 interns, 63.7% were female, 71.1% were single and 52.2% have started their medical education program before 2000. Mean age of participants was 25.7 ± 2 years. From all, 46.6% have seen the approved program of Obstetrics & Gynecology ward and 52.9% asserted that they had been informed of the educational goals at the beginning of the course. The highest adequacy rates were obtained for determining gestational age and estimated delivery date based on LMP (90.7%), fetal heart rate controlling (87.3%) and prenatal cares (81.6%), while the lowest adequacy rates were related to inserting and removing Norplant (respectively 16.8% and 16.2%) and inserting IUD (19.8%). Mean total percentage of training adequacy in two domains of diagnosis & therapeutic activities and emergency activities showed no significant difference based on age, year of enrolling, marital statue and sex. Mean total score of training adequacy in diagnostic &therapeutic domain including 31 cases was 55.8 ± 14.3 and in emergency activities including 8 cases, it was 52.23 ± 2.1 that shows a significant difference (P= 0.002).
    Conclusion
    From the point of view of studied interns, based on the approved educational goals, presented trainings in Obstetrics & Gynecology ward had not been adequate. Therefore improving the quality of clinical training and its continuous evaluation in order to make it compatible with educational goals and changing needs of community is necessary.
  • Mansoureh Azizzadeh Forozi, Sakineh Mohammad Alizadeh, Tayebh Fasihi Harandi Pages 102-108
    Background
    Human beings behavior and activities are the result of their needs and motives. Managers by recognizing and predicting these items and on time satisfaction of them can benefit from the work force in achieving organizational goals more efficiently.
    Objective
    To determine motivational factors affecting educational performance from the point of view of faculty members in Kerman University of Medical Sciences
    Methods
    All faculty members of Kerman University of Medical Sciences (308 ones) were participated in this descriptive study. Data collection was done by a researcher-made questionnaire confirmed in regard to validity and reliability.
    Results
    According to the obtained results, male faculty members (85.6%) and those over 40 years old (54.5%) had the highest percents. In regard to the academic rank, the highest percent was related to instructors (43.7%) and assistant professors (43.7%). Those with 11- 20 years job experience had the highest percent (42.4%). In external motives, the highest mean scores were related to “availability of conditions for improving the level of knowledge and information (X= 4.40, SD= 0.62)” and “job security (X=4.55, SD= 0.69)” and in internal motives “inherent interest in teaching (X= 4.55, SD= 0.69)” and “being orderly (X= 4.40, SD= 0.79)” had the highest percents.
    Conclusion
    External and internal motives both affect the performance of faculty members and consequently the quality of academic activities in universities.
  • Behshid Garrusy, Hossein Safizadeh, Reza Tajaddini Pages 109-115
    Background
    Child maltreatment is not a new phenomenon and all communities have always been involved with various types of this problem. Physicians, being in the front line of diagnosis of child maltreatment, should have adequate knowledge in this regard.
    Objective
    To determine knowledge of interns in Kerman Medical Sciences University about child maltreatment.
    Methods
    A total of 86 interns participated in this cross- sectional study and data gathering was done by a semi- structured questionnaire developed according to valid sources of child maltreatment in the literature. The questionnaire’s reliability and validity were assessed (a=0.85). Based on the percentage of correct answers, the level of knowledge was classified as good (>75%) moderate (50-75%) and poor (< 50%). Chi- square test was used to determine the relationship between knowledge and considered variables.
    Results
    Mean knowledge score was 28.3 (SD=±4.8). Half of the interns had good knowledge and the other half had not adequate knowledge. Interns’ knowledge about risk factors of child maltreatment was moderate. In regard to the symptoms of child maltreatment, observable physical signs such as burning or fractures were being considered as the evidence of child maltreatment, while psychological signs or those related to sexual abuse were not taken serious. None of the demographic features had significant relation with knowledge level of interns. Half of the participants had obtained their knowledge during their medical courses.
    Conclusion
    The results of this study indicate that interns do not have adequate knowledge toward child maltreatment and considering the similarity of medical education in our country; planning educational programs to improve knowledge of Medical students and other health care providers in regard to child maltreatment seems to be highly required.
  • Sakineh Sabsevari Pages 116-124
    Background
    Metaevaluation is a process that design, collect and use information for judging about evaluation and generally determine weak and strong. Joint Committee on Standards for Educational Evaluation believed that quality of evaluation is depended on utility, feasibility, propriety and accuracy. A utility standard means that evaluation meets informational needs for users. Feasibility standards are intended to ensure that an evaluation will be realistic, prudent, diplomatic, and frugal. Propriety standards are for doing evaluation at legal and ethical manner with considering welfare of those involved in evaluation and as well as those affected by its results. Finally, accuracy standards collect adequate information about the features that determine worth or merit of the program being evaluated.
    Conclusion
    Metaevaluation try to find a proper method for doing evaluations.It can include program, student, project, product, system, institute, theory, personnel, evaluation.