فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 44 (زمستان 1384)
  • پیاپی 44 (زمستان 1384)
  • 80 صفحه، بهای روی جلد: 3,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1384/11/24
  • تعداد عناوین: 9
|
  • راهنمای نویسندگان
    صفحه 2
  • مرحمت فراهانی نیا، مژگان عباسی، اعظم گیوری، حمید حقانی صفحه 7
    از دیدگاه پرستاری جامع نگر، انسان موجودی چند بعدی است که بعد معنوی در مرکز این ابعاد قرار داشته و در کسب سلامتی تاثیر به سزایی دارد. بنابراین مراقبت معنوی بخش مهمی از عملکرد پرستاری است.
    هدف مطالعه حاضر تعیین و مقایسه سلامت معنوی دانشجویان سال اول و چهارم و دیدگاه آن ها در مورد معنویت و مراقبت معنوی از بیماران بوده است.
    مطالعه از نوع مقایسه ای بود. جامعه پژوهش را دانشجویان پرستاری سال اول و چهارم دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی تشکیل داد.
    نمونه گیری به روش سرشماری انجام گرفت و از کل نمونه ها، 283 دانشجوی پرستاری در مطالعه شرکت نمودند.
    ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد شده مربوط به سلامت معنوی دیدگاه در مورد معنویت و مراقبت معنوی بود.
    یافته ها نشان دادند که 98.8 درصد دانشجویان سال اول و کل دانشجویان سال چهارم (100 درصد(دارای سلامت معنوی در حد متوسط بودند و نتایج آزمون تی اختلاف معنی داری را بین دو گروه نشان نداد. میانگین امتیاز کسب شده دیدگاه دانشجویان سال اول در مورد معنویت 4.45±0.65 و سال چهارم 4.33±0.76 بود، اختلاف معنی دار بین دو گروه یافت نشد. همچنین میانگین امتیاز کسب شده دیدگاه دانشجویان سال اول در مورد مراقبت معنوی 43±6.9 و سال چهارم 42.5±6.1 بود و اختلاف معنی دار بین دو گروه وجود نداشت.
    با توجه به یافته های پژوهش مبنی بر اینکه سلامت معنوی و دیدگاه دانشجویان سال چهارم در مورد معنویت و مراقبت معنوی علی رغم گذراندن یک دوره چهار ساله در آموزش پرستاری با دانشجویان سال اول تفاوتی نداشته است. می توان بر لزوم گنجاندن محتوای درسی در این رابطه و اهمیت دادن به آن در دوره چهار ساله برنامه آموزش پرستاری تاکید کرد. همچنین بررسی پژوهش حاضر به صورت طولی و استفاده از ابزارهای جدیدتر و مطابق با فرهنگ ایرانی در این زمینه و بررسی تاثیر آموزش بر دیدگاه دانشجویان نسبت به معنویت و مراقبت معنوی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: معنویت، سلامت معنوی، مراقبت معنوی، دانشجویان پرستاری
  • حسین رستمی، محمد میرزایی، افشین لطفی، حمید موید، آمنه میرزایی، عادل مظاهری صفحه 15
    آسیب های چشمی یک مشکل بهداشتی عمده و در عین حال قابل پیشگیری می باشد. اما علیرغم قابل پیشگیری بودن، بیش از نیم میلیون نفر سالیانه در دنیا در نتیجه صدمات چشمی بینایی خود را از دست می دهند. چنین صدماتی علت عمده نابینایی یک طرفه می باشد. حوادث خانگی بعد از حوادث شغلی شایع ترین علت آسیب های چشمی می باشند. به طوری که حوادث خانگی بین 15 تا 41 درصد از صدمات چشمی را تشکیل می دهند و در اکثر موارد علت این صدمات ناشی از ضربات غیر نافذ می باشد. این مطالعه با هدف تعیین میزان آسیب خانگی در مراجعین به مرکز اورژانس بیمارستان چشم پزشکی علوی تبریز انجام گردید.
    پژوهش حاضر یک مطالعه گذشته نگر مبتنی بر داده های موجود از اول فروردین 82 تا آخر اسفند 83 می باشد که تعداد 305 مورد با تشخیص آسیب های چشمی خانگی که به مرکز اورژانس بیمارستان چشم پزشکی علوی تبریز مراجعه کرده بودند، انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    53.8 درصد مراجعین مرد و 46.2 درصد زن بودند، میانگین سنی نمونه ها 26.3 سال بود. بیشترین آسیب های چشمی خانگی را از نظر گروه سنی کودکان زیر 10 سال تشکیل می دادند که 7.9 درصد آن ها دختر و 15.4 درصد آن ها پسر بودند. آزمون کای دو ارتباط معنی داری را بین جنس، سن و آسیب چشمی نشان داد (P<0.05). خراش قرنیه 32.7 درصد بود، در 20.6 درصد موارد علت حادثه ضربات غیر نافذ بود.
    با توجه به شیوع آسیب های چشمی در منزل، آموزش مادران به عنوان فرد کلیدی در خانواده از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. و پرستاران نقش اساسی و مهمی را در آموزش خانواده بر عهده دارند. همچنین بررسی دلیل شیوع آسیب های خانگی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آسیب های خانگی چشم، مراجعین به اورژانس، پیشگیری
  • فاطمه عباسی مرنی، پروین فروغی راد، شراره صفوی، فاطمه حسینی صفحه 23
    خانه مکانی است که اعضا در آن احساس امنیت و راحتی می کنند از همین رو سازمان جهانی بهداشت، در اساسنامه حمایت از مادران در سال 1986 خانه را به عنوان یکی از مناسبترین اماکن برای زایمان زنان به شمار آورده است.
    هدف از این پژوهش تعیین دلایل و نتایج زایمان در منزل در شهرستان کوهدشت بود.
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی گذشته نگر بود که طی آن، دلایل زایمان در منزل و نتایج آن به تفکیک سن مادر، عامل زایمان و رتبه زایمان در زنان ساکن شهرستان کوهدشت که زایمان در منزل داشته اند؛ را توصیف می کند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد.
    جامعه پژوهش شامل کلیه زنانی است که زایمان در منزل داشته و برای اخذ شناسنامه به اداره ثبت احوال این شهرستان مراجعه کرده بودند.
    تعداد نمونه در این پژوهش 750 زن ساکن شهرستان کوهدشت بود که در سال 1381 در منزل زایمان کرده بودند و به طریق سرشماری وارد مطالعه گردیدند.
    نتایج نشان داد که دلایل زایمان در منزل 39.9 درصد عدم استطاعت مالی، 37.2 درصد تمایل شخصی، 35.7 درصد داشتن تجربه زایمان در منزل، 32 درصد داشتن زایمان سریع، 21.3 درصد ترس از سزارین، 20.5 درصد داشتن مشکلات انتقال به بیمارستان بود. نتایج نامطلوب از جمله خونریزی زودرس، شلی رحم، یبوست، احتباس ادراری، پارگی میاندوراه، برش میاندوراه نیز از دلایل انتخاب زایمان در منزل بود.
    بر اساس یافته های پژوهش بیشترین نتایج نامطلوب مانند خونریزی زودرس پس از زایمان، شلی رحم، عفونت پس از زایمان، انتقال مادر به بیمارستان، پارگی کیسه آب و... در مواردی وجود داشت که عامل زایمان مامای محلی دوره ندیده بوده است. بنابراین محققین پیشنهاد می کنند مامای تحصیل کرده جهت زایمان در منزل آموزش داده شود.
    کلیدواژگان: زایمان در منزل، دلایل زایمان در منزل، نتایج نامطلوب نوزادی، نتایج نامطلوب مادری
  • گلرخ مریدی، فریبا سیدالشهدایی، ناهید حسین عباسی صفحه 31
    آگاهی از علایم و عوارض یائسگی می تواند در کاهش مشکلات و بالا بردن کیفیت زندگی زنان یائسه موثر باشد.
    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با هدف تعیین تاثیر آموزش بهداشت بر کیفیت زندگی زنان یائسه شهر سنندج در سال 85-84 اجرا گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه سنجش دانش)پژوهشگر ساخته با 21 سوال(و کیفیت زندگی، ویژه دوران یائسگی استاندارد شده توسط جان هیلدیچ در تورنتوی کانادا با 29 سوال که در چهار بعد وازوموتور، روانی - اجتماعی، جسمی و جنسی بود که در دو مرحله قبل و بعد از آموزش در اختیار افراد مورد مطالعه قرار گرفت. پژوهش در چهار مرکز بهداشت شهر سنندج انجام شد. نمونه پژوهش را 40 خانم یائسه تشکیل می دادند. پس از انجام آزمون اولیه و تجزیه تحلیل داده ها، برنامه آموزشی مناسب طراحی شد که به صورت دو جلسه آموزشی اجرا گردید و دو هفته پس از آخرین جلسه آموزش آزمون ثانویه برگزار شد. داده ها بوسیله آزمونه های تی زوج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد میانگین و انحراف معیار سن زنان مورد مطالعه 45.5±2.15 و میانگین و انحراف معیار نمره آگاهی قبل از آموزش 13.7±2.4 بود که بعد از آموزش به 17±2.92 رسیده بود. تجزیه و تحلیل یافته ها از نظر آماری نشان داد که اختلاف میانگین و انحراف معیار نمرات در قبل و بعد از آموزش در بعد وازوموتور با P<0.04، در بعد روحی - روانی و اجتماعی با P=0.000، در بعد جسمی با P<0.000 و در بعد جنسی با P=0.04 معنی دار بود. در نهایت نتایج آزمون تی زوج نشان داد اختلاف میانگین و انحراف معیار نمرات چهار بعد کیفیت زندگی قبل و بعد از آموزش به طور کلی با P<0.000 معنی دار بوده است.
    از آنجا که قبل از آموزش، دانش زنان در مورد یائسگی و عوارض آن کم بود و آموزش داده شده موجب ارتقا آگاهی زنان یائسه گردید، تداوم آموزش به زنان یائسه ضرورت خواهد داشت.
    کلیدواژگان: آموزش بهداشت، دانش زنان، کیفیت زندگی، زنان یائسه
  • مرضیه حسن پور، رخشنده محمدی، فاطمه دباغی، سیده فاطمه حق دوست اسکویی، منصوره یادآور نیکروش، مهوش صلصالی، مریم نوری تاجر صفحه 39
    قرن بیست و یکم، عصر تغییرات دائمی در عملکردهای علمی و پزشکی جدید است. لذا ضرورت سازگاری با سیستم های پیچیده مراقبت های بهداشتی به عنوان یک اولویت مهم احساس می گردد. که این خود مستلزم تجهیز به سلاح تفکر انتقادی می باشد. آموزش فعالیتی هدفمند در جهت ارتقا یادگیری است. وظیفه اصلی هر موسسه آموزشی فراهم کردن امکان رشد شایستگی و صلاحیت حرفه ای دانشجویانی است که به موسسه وارد می شوند. هدف اصلی در آموزش علوم پزشکی علاوه بر رشد شایستگی صلاحیت های حرفه ای، توسعه مهارت تصمیم گیری، مساله گشایی و خود کارآمدی می باشد که این مهارت ها خود تحت الشعاع توانایی تمرین فکر کردن به صورت انتقادی است. ضرورت پرداختن به تفکر انتقادی در آموزش علوم پزشکی در پاسخ به تغییر سریع محیط مراقبت بهداشتی مورد تاکید قرار گرفته است. پرستاران و پزشکان باید انتقادی فکر کنند تا بتوانند در طول سازگاری با گسترش نقش در رابطه با پیچیدگی های سیستم های مراقبت بهداشتی امروزی مراقبت موثر را ارایه نمایند. به نظر می رسد نظام آموزش علوم پزشکی در ایران با نارسایی هایی در تربیت دانشجویان خود کارآمد و متفکر روبرو است. لذا ضرورت تحول در نظام آموزش علوم پزشکی با تاکید بر آموزش تفکر انتقادی به عنوان یک اولویت احساس می گردد.
    در این مقاله پس از طرح برخی از موانع و چالش های عمده توسعه تفکر انتقادی، برای رفع آن ها راهکارهایی در قالب یک مدل ترسیم و ارایه خواهد شد.
    راهکارهای ارایه شده در مدل پیشنهادی می تواند به عنوان گامی هر چند کوچک در جهت توسعه تفکر انتقادی دانشجویان در نظام آموزش پرستاری همگام با تغییرات سریع محیط مراقبت های بهداشتی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش علوم پزشکی، تحول، تفکر انتقادی، آموزش پرستاری
  • فاطمه شجاعی، صدیقه عاصمی، اکرم نجف یارندی، فاطمه حسینی صفحه 49
    نارسایی قلبی بیماری شایع و ناتوان کننده ای است که به علت عوارض و مزمن بودن ماهیت آن تاثیر به سزایی در کاهش کیفیت زندگی بیماران دارد، لذا یافتن روش هایی جهت ارتقا کیفیت زندگی در این بیماران ضروری می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط رفتارهای مراقبت از خود با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران در سال 1385 صورت گرفت. این مطالعه از نوع همبستگی بوده تعداد 250 نفر بیمار مبتلا به نارسایی قلبی واجد شرایط وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از شاخص کیفیت زندگی بیماران قلبی فرانس و پاورس و پرسشنامه اروپایی رفتار مراقبت از خود بیماران نارسایی قلبی استفاده شد. نتایج بوسیله آزمون های آمار توصیفی، ضریب همبستگی اسپیرمن و آنالیز رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس یافته ها تنها 23.6 درصد واحدهای مورد پژوهش از کیفیت زندگی مطلوب برخوردار بودند و 26 درصد آن ها ایفای مراقبت از خود خوب داشتند، همچنین ارتباط آماری معنی دار و مستقیمی بین رفتارهای مراقبت از خود و کیفیت زندگی وجود داشت (P=0.00).
    از آنجا که نتایج حاصل از پژوهش ارتباط معنی داری از بین کیفیت زندگی و رفتارهای مراقبت از خود نشان داد. پرستاران می توانند با آموزش های مناسب و برنامه ریزی شده در بخش ها و کلینیک ها نقش موثری در ارتقا رفتارهای مراقبت از خود و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نارسایی قلب داشته باشند. به استناد یافته های این پژوهش اکثریت واحدهای مورد مطالعه از سطح کیفیت زندگی و رفتارهای مراقبت از خود متوسط و ضعیف برخوردار بودند که لزوم توجه و تلاش بیشتر تیم بهداشتی و درمانی را در ارتقا آن ایجاب می کند.
    کلیدواژگان: رفتارهای مراقبت از خود، کیفیت زندگی، نارسایی قلبی
  • فرنگیس شاهپوریان، زهره محمودی، فریده باستانی، سوسن پارسای، فاطمه حسینی صفحه 57
    سندرم پیش از قاعدگی (PMS) یکی از شایع ترین اختلالات سنین باروری است. تعیین فراوانی و شدت این سندرم و علایم و نشانه هایی که آن را همراهی می کنند هدف مطالعه حاضر می باشد.
    کلیه دانشجویان دختر که در دانشکده های پرستاری - مامایی و مدیریت و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1384 مشغول به تحصیل بودند. (500 نفر(، در پژوهش شرکت داده شدند. هر یک از دانشجویان برای 2 ماه فرم یادداشت روزانه علایم پیش از قاعدگی (PDSD) را تکمیل کرده و عودت می دادند. معیار انجمن روانپزشکان آمریکا (APA) معیار تشخیصی PMS بود. برای تعیین شدت PMS و علایم و نشانه ها، میانگین امتیازات قایل شده برای دو سیکل قاعدگی، در نظر گرفته می شد که از صفر تا 3 متفاوت بود.
    از مجموع 500 نفر دانشجویی که در پژوهش شرکت داده شدند 255 نفر فرم ها را تکمیل نموده و باز گرداندند. از بین 255 نفر، 78.43 درصد (200 نفر(از PMS رنج می بردند. از بین مبتلایان 62 درصد دارای PMS خفیف 36 درصد متوسط و 2 درصد شدید بودند، 24 درصد از مبتلایان از نظر خلقی و 3 درصد از نظر رفتاری دارای علایمی در حد شدید بودند، ولی از نظر علایم جسمی این درصد صفر بود. علایم و نشانه های جسمی و خلقی با علایم رفتاری ارتباط معنی دار و مثبت داشت (P=0.00). بین علایم جسمی و خلقی نیز ارتباط مثبت و معنی داری مشاهده شد (P=0.00).
    با توجه به شیوع بالای سندرم پیش از قاعدگی و وجود علایم خلقی در دانشجویان مورد پژوهش تحقیقات در زمینه یافتن عوامل موثر در PMS در جامعه زنان ایرانی و همچنین درمان این اختلال برای آینده پیشنهاد می شود. شناخت علایم و نشانه های PMS در گزینش استراتژی های درمان کمک کننده می باشد.
    کلیدواژگان: سندرم پیش قاعدگی، علایم و نشانه های سندرم پیش از قاعدگی سیکل قاعدگی، تشخیص و درمان PMS
  • پانوئه سیدروغنی، طاهره اکبرشریفی، ربابه شکرابی، حمید حقانی صفحه 67
    مهارت در ارایه خدمات پرستاری در کیفیت مراقبت های بهداشتی تاثیر گذار است. ماهیت عملی و بالینی پرستاری ایجاب می کند که آموزش مهارت های بالینی به نحوی برنامه ریزی شود که فرصت مشاهده، تقلید، انجام عمل تحت نظارت و دریافت بارخورد برای دانشجوی پرستاری فراهم شود.
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی بود که با هدف تعیین نظر دانشجویان سال آخر پرستاری در مورد سطح مهارت های بالینی کسب شده در دوران تحصیل در دانشکده های پرستاری مامایی ایران، تهران شهید بهشتی انجام شد. نمونه های پژوهش 251 نفر دانشجوی ترم هفت و هشت بودند که پس از توضیح کامل و کسب رضایت، پرسشنامه خود ایفا در اختیار آنان قرار داده شد.
    نتایج حاکی از آن بود که مهارت های مربوط به بررسی علایم حیاتی با میانگین 87.5 در سطح «تبحر» کسب شده بودند. مهارت های مربوط به تزریقات، سرم و دارو دادن و مهارت های مربوط به کنترل عفونت و مراقبت از زخم به ترتیب با میانگین 79.23 و 77.76 در سطح «تسلط» کسب شده بودند. بیش از 90 درصد دانشجویان فرصت انجام مهارت های فوق را یک بار یا بیشتر پیدا کرده بودند. مهارت های مربوط به حفظ بهداشت فردی و جابجایی بیمار، جمع آوری نمونه های آزمایشگاهی، تامین نیازهای تغذیه ای، اکسیژن رسانی و باز نگه داشتن راه های هوایی، رفع نیازهای دفعی به ترتیب با میانگین 66.79، 65.46، 65.29، 61.65، 57.92 در سطح «انجام مهارت تحت نظارت» کسب شده بودند و حدود 20 درصد دانشجویان اصلا این مهارت ها را انجام نداده بودند.
    با توجه به نتایج مشخص گردید تعداد قابل توجهی از دانشجویان در برخی از مهارت ها به سطح انجام مهارت تحت نظارت نرسیده بودند. لذا پیشنهاد شد تا در برنامه ریزی آموزش بالینی سطح مورد انتظار هر مهارت تعیین و شرایط دستیابی به آن در مرکز مهارت ها فراهم شود. انجام پژوهش هایی در زمینه سطح کسب شده مهارت ها در سایر حیطه ها و بررسی علل و عوامل عدم دستیابی به سطح مورد انتظار نیز توصیه شد.
    کلیدواژگان: مهارت های بالینی، دانشجوی پرستاری، سطح مهارت، یادگیری مهارت های روان حرکتی
|
  • M. Farahaninia, M. Abbasi, A. Givari, H. Haghani Page 7
    In Holistic Nursing, human being is a complex multidimensional creature. Spiritual dimension is the most prominent aspect of human being, which affects individual's health. Therefore, it seems that providing spiritual focused-care is an important domain of nursing performance. The purpose of this study was to determine and to compare, the perspectives of the first and fourth year baccalaureate nursing student regarding spiritual well being and spirtual care. The design was a comparative study, and the data collection instruments, were Spiritual Well-Being (SWB), Spiritual Perspective Scale (SPS) and Nursing Spiritual Care Perspective Scale (NSCPS). From 350 students of first and fourth year of Nursing Schools of Iran, Tehran and Shahidbeheshti universities, 283 students participated in the study. The results showed that, there were not any significant differences between the two groups considering their spiritual well-being. In other words, 98.8% of the first year and 100% of the fourth year students were in the group of moderate spiritual well-being. Besides, the mean and standard deviation of spiritual scores were 4.45 (0.65) and 4.33 (0.76) for the first and fourth year students respectively, which was not statistically significant. Although fourth year students had been involved in a 4-year nursing education curriculla, their scores of spirituality were the same as the first year students. So, the researchers strongly suggest that the revisions of the curriculum may be necessary in a way to investigate the spiritual aspect of life with nursing education programs. Further studies need to be undertaken to gain more insights into longitudinal investigations and the use of new tools as data collection instruments, especially suitable to Iranian Culture. Other studies is recommended to evaluate the effect of education on spiritual development in students.
  • H. Rostami, M. Mirzaie, A. Lotfi Sadigh, H. Moayyed, A. Mazaheri, A. Mirzaie Page 15
    Eye trauma is a major problem in emergency rooms that could be prevented in the world. Over 0.5 milion individuals lose their vision due to eye trauma. Eye trauma is a major cause of monocular blindness. After occupational trauma, eye trauma at home, is a second cause (15-41%) of blunt trauma. Therefore in this study, we investigated home eye trauma in the emergency unit of Alavi Eye Center, in Tabriz. The design was a retrospective study from March, 2003 to December, 2003 to investigate 305 patients with eye trauma that occurred at home and refered to the emergency unit of Alavi Hospital. In this study, SPSS used for data analysis. About 53.8% of the patients participated in this study were males and 46.2% were females. Mean age of the patients was 26.3 years. Most of the cases were children under 10 years old (with 7.9% females and 15.4% males). There was a significant relationship between eye trauma at home and age. Corneal abrasion was the most common type of trauma (32.7%), and blunt trauma was the most common cause of the eye trauma (20.7%) that were similar results with the other studies. With regard to the prevalence of home eye trauma at younger age, the investigators concluded that education of mothers is a key measure. In fact nurses play an important role to previde the information regarding eye trauma prevention.
  • P. Foroghi Rad, F. Abbasi Marani, Sh. Safavi, H. Haghani Page 23
    Home, the most fundamental institution in the society, is established for comforting and security feelings. Therefore, WHO in a Fact Sheet of the "Maternal Support" in 1986, emphasized that home: "is the most suitable place for majority of Laboring Women and delivery for child birth". To determine the women's reasons of home delivery preference and its complications in koohdasht city 750 women were selected in the year 1381 in this study.The design was a descriptive study and the data were gathered through a questionnaire.The study findings revealed that the woman's reasons for home delivery based on the financial problems (32%), personal willingness (39.9%), past home delivery positive experience (37.2%), short time delivery duration because of the fear of complications during transportation to hospital (35.7%), unavailability of their husbands during labor (20.5%). A also adverse pregnancy outcomes, such as early hemorrhage, inertia, constipation, urinary retention, perineal laceration, in women with home delivaries were perceived less than the women with hospital deliveries. Because many complications occur in the home deliveries, it is recommended that low risk pregnant women should be under support and midwifery care of educated midwives as well as organized, health care systems.
  • G. Moridi, F. Seyedalshohadaee, N. Hossainabasi Page 31
    Women are vulnerable population, particularly in their menopause period. During the last few decades, one of the health care concerns in women is the phenomenon of menopause with its complications and psychological disorders. Seemingly, knowledge regarding signs and complications of menopause could help women to cope and may improve quality of life in this period. This research was a quasi experimental study (before and after). The aim of this study was to investigate the effect of health education training program on quality of life of women with menopause. In this research, the data gathering instrument was a questionnaire consisted of knowledge and menopause quality of life (MENQOL) items. A health education program design based on the pretest data and the post test data was within two weeks after the last session of performing the educational program. Data analysis showed that, the mean and standard deviation of participant's age were 45.5 yeary and (2.15) and the mean and standard deviation of knowledge scores, before education was 13.7 (2.4) and after education was 17 (2.92). The overall knowledge score, significantly improved after the education (t=4.39, P<0.000). The finding of this research, showed that quality of life of the women after intervention consisted of four dimensions, vasomotor (t=2.12, P<0.04), psychosocial (t=4.17, P<0.000), physical (t =4.6, P<0.000), and sexual (t =2.1, P<0.004) that significantly improved as well. Also, this study showed that the knowledge of women about signs and complications of menopause were less than the level expected. It is suggested that women should receive special education programs regarding menopause to increase their knowledge. It can be concluded that, it is necessary to educate the women, before the menopausal stage occurs, through lectures, radio, TV programs, magazine, newspaper etc. That could improve women's quality of life.
  • M. Hasanpour, R. Mohammadi, F. Dabbaghi, Sf. Oskouie, M.Yadavar Nikravesh, M. Salsali, M. Nooritajer Page 39
    The 21st century is the era of continuous changes in the way modern medical and scientific world functions, thus the need for adaptation in complex systems becomes paramount. In such a dynamic society optimum standard of survival may depend on the ability of individuals and groups to investigate multiple alternatives or choices and finally make wise decisions. Therefore, the need for critical thinking skills is an absolute vitality for today’s health science professionals. Education is the most powerful tool in developing learning skills and the main aim of every educational institution is to assist students and trainees to achieve such end. Besides professional competency, the main aim of medical sciences education is to develop students’ ability in decision making ability and problem solving, and leading them to become efficient critical thinkers. Critical thinking skills are vital in coping with the unprecedented rapid changes occurring in health care field. In order to cope with the complexity of today’s medical issues, nurses and physicians need to equip themselves to critical thinking ability so that they can offer the most effective services and treatments for their patients and clients. It seems that there is challenge in training capable and skilful graduates in Iran medical education system. Hence, essential actions are needed to uplift the standard of medical education in this country. To this end, urgent priority should be given both to development and improvement of critical thinking skills of students and trainees of health field. First, based on authors’ experiences, some of the barriers for critical thinking skills nursing of students is reviewed. Then, based on literature review and panel of experts’ viewpoints a suggested solution in a graphical format, is suggested. Planning for an urgent action is also suggested to improve critical thinking skills of students and trainees in health field which seemingly is a challenge in iran nursing education system.
  • F. Shojaei, M. Asemi, A. Najaf Yarandi, F. Hosseini Page 49
    As a matter of the fact, patient with a disability and chronic diseases such as heart failure, suffer from many health related problems. Promoting health and quality of life of these patients will be feasible, if they could promote their self care behaviours. In order to assess self care behaviours of these patient and its relationship with quality of life, we conducted a correlationel descriptive study which 250 participants selected by random sampling, and a questionnaire used as a data gathering instruments. The study findings showed that a statistically significant relationship was existed between self care behaviours and the quality of life (P=0.00). We also found that 76.4% of the participants possessed undesirable and less desirable levels of quality of life. 74% of the patients had moderate and low scores of self care behaviours to sum up the results, the study findings showed that the majority of the sample group had unsatisfactory self care behaviours and quality of life scores. Therefore, systematic self care educational programs are of great need to be held by nurses,whom had been trained and academically educated for this goal.
  • F. Shahpoorian, Z. Mahmoodi, F. Hosseini, F. Bastani, S. Parsay Page 57
    Premenstrual syndrome is one of the most common disorder in women with reproductive age. The aim of this paper was to investigate the frequency and the intensity of this syndrome and the related signs and symptoms. Five hundred students who were enrolled at BS level in the academic year 1384 at the schools of nursing-midwifery as well as the school Management of IUMS, were included in the study. They were asked to complete the premenstrual daily symptom diary (PDSD) for 2 months. The students with PMS, were confirmed according to the APA criteria and their intensity were assessed by the mean of scorces of each sign which varied from 0 to 3. In this study, the response rate was about 50% (255). Out of the 255 students, 200 students (78.43%) were sufferring PMS to some degrees (62% mild, 36% moderate, 2% severe). Mood symptoms in 24% and the behavioral symptoms in 3% of the subjects were in severe level. None of the students suffered from sever physical symptoms. The study results revealed a significant positive relationship between behavioral symptoms and physical mood symptoms (r=0.55, r=0.398, P=0.00) respectively. Also there was a significant relatinship between physical symptoms and mood symptoms (r=0.305, P=0.00). In this study the investigators concluded that PMS can be considered as a common disorder in young iranian women at the reproductive age. To detect and diagnose the PMS related symptoms, could help provide the most effective treatment strategies. Future studies is recommended to find out the risk factors of the PMS and appropriate therapies.
  • P. Seyed Roghani, T. Akbarsharifi, F. Ruzbeh, R. Shekarabi, H. Haghani Page 67
    The quality of health care mainly depends on how nurses work, which is the most important part of hospital services. The practical and clinical nature of nursing necessitates clinical education to be planed in order to provides the chance of observing, imitating, supervising and have a feed back for nursing students. Determining senior nursing student’s opinions about clinical skills level acquisited during their training period, a descriptive study was carried out in which data were collected through a self report questionnaire. The research focused on 251(221 female and 30 male) senior nursing students of Iran, Tehran and Shahid Beheshti Universities of Medical Sciences. The results revealed that the skills related to "assessment of vital signs" with the average of (87.5) was acquisited in level of "Experienced" or level (5). Skills related to "drug administration" and "infection control and wound care" with the averages of 77.76, 79.23 respectively were acquisited in level (4) or "Master". Moreover, more than 90% of the study sample had the opportunity to perform mentioned skills more than once. The skills related to "maintaining personal hygiene and movement", "collecting laboratory samples", "providing nutrition needs", "oxygenation and opening airways" and "providing urinary and bowel elimination" with the averages of 57.92, 61.65, 65.29, 65.46, 66.79 respectively were acquisited in level of "Supervised" or level(3). Meanwhile 20% of students never performed such skills the investigators. It is concluded that although the level of "Supervised" is known as an expected level, most clinical skills are gained at this level or higher, but most of the students did not accomplished this level at all. So it is suggested that the expected level has to be well defined and the achievement to this level be provided in training programs. It also would be beneficial if researchers conduct studies on other domain of nursing skill.