فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال چهاردهم شماره 2 (تابستان 1385)
  • سال چهاردهم شماره 2 (تابستان 1385)
  • 120 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1385/07/20
  • تعداد عناوین: 15
|
  • دکتر قاسم کریمی، دکتر علیرضا مؤمنی صفحات 3-8
    مقدمه
    درد یکی از عوارض جدی در بیماران پس از عمل جراحی لوزه کامی، می باشد. بنابراین نیاز است که دارویی به کار برده شود که علاوه بر نقش تسکینی و کاهش درد حداقل عوارض را داشته و مقرون به صرفه باشد و به وفور یافت شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر سوکرالفات بر کاهش شدت درد و میزان مصرف داروی استامینوفن به عنوان مسکن می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع تحلیلی و به روش کارآزمایی بالینی انجام می شود. در این روش 60 نفر از بیماران بالای هفت سال که در سال های 1383 و 1384 به بیمارستان آموزشی شهید صدوقی یزد مراجعه نموده اند. به صورت تصادفی و ترتیب مراجعه انتخاب و به دو گروه مورد مطالعه و شاهد تقسیم شدند. به هر دو گروه شربت آموکسی سیلین 40mg/kg/day و شربت استامینوفن 10mg/kg/dose داده شد. به گروه مورد محلول سوکرالفات 1gr/10cc و گروه کنترل شربت دایمتیکون cc10 داده شد که هر 6 ساعت غرغره نموده و سپس بلعیدند. شدت دردگلو با روش visual analog scale (از صفر تا پنج) و تعداد دفعات مصرف استامینوفن در پایان روز عمل، روز اول، روز دوم، روز سوم در پرسشنامه ی مخصوص، توسط شخص بیمار یا والدین بیمار تکمیل شد. ورود داده های تحقیق با نرم افزار SPSS انجام و جهت تجزیه و تحلیل مطالعه از آزمون آماری t.Test و 95% a= با حد معنی دار 05/0P< استفاده شد.
    نتایج
    میانگین شدت گلو درد بین دو گروه از نظر آماری معنی دار است. (0.001>P). میانگین مقدار مصرف استامینوفن در بین دو گروه نیز از نظر آماری معنی دار می باشد.(0.001>P) در این مطالعه سوکرالفات با مکانیسم پوشاندن بستر زخم لوزه باعث کاهش درد بیماران به عنوان یک متغیر (Subjective) و کاهش مصرف مسکن به عنوان یک متغیر (Objective) مشاهده گردید که با بررسی های انجام شده قبلی همخوانی دارد و عملکرد سوکرالفات به عنوان یک مسکن را اثبات می نماید.
    نتیجه گیری
    بنابراین با توجه به اثر بخشی سوکرالفات برای کاهش شدت درد پس از عمل جراحی و عوارض کم، قیمت مناسب و فراوانی آن توصیه می شود که به بیماران پس از عمل جراحی لوزه های کامی داده شود تا ناتوانی بیماران به حداقل برسد.
  • دکتر پیمان دبیرمقدم، دکتر شبنم آذری، دکتر فاطمه عزالدینی اردکانی، دکتر عبدالرضا صدرارحامی، دکتر حمیدرضا منصوریان صفحات 9-14
    مقدمه
    شکستگی های فک تحتانی از شایع ترین شکستگی های صورت متعاقب تروما می باشد که می تواند تاثیر عمیقی بر شکل صورت و عمل جویدن داشته باشد. تاکنون روش های تصویربرداری متعددی جهت تشخیص شکستگی فک تحتانی به کار رفته است ولی روش تصویربرداری انتخابی(Choice) هنوز مورد بحث است. این مطالعه با هدف کلی مقایسه سه روش تصویربرداری رادیوگرافی پانورامیک، سی تی اسکن آگزیال و کرونال و انتخاب یکی به عنوان روش تصویربرداری برگزیده (Choice) انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع Diagnostic study می باشد که برروی 45 بیمار بستری در بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان شهید صدوقی یزد در فاصله زمانی مرداد 1383 لغایت مرداد 1384 انجام شد. کلیه بیماران پس از انجام معاینه فیزیکی تحت سه روش تصویربرداری رادیوگرافی پانورامیک وسی تی اسکن کرونال وآگزیال وپس ازآن تحت عمل جراحی قرار گرفتند. یافته های حین عمل جراحی ثبت و به عنوان تشخیص قطعی قلمداد شد. سپس سه تست تشخیصی تصویربرداری با نتایج عمل جراحی مقایسه شد.
    نتایج
    میزان accuracy تشخیصی رادیوگرافی پانورامیک وسی تی اسکن کرونال وسی تی اسکن آگزیال به ترتیب در ناحیه کوندیل، ساب کوندیل و کورونوئید 7/87%، 7/87% و 1/71% و در ناحیه راموس، body و angle به ترتیب 90%، 6/96% و 6/86% و در ناحیه سمفیز، پاراسمفیز و آلوئولارریج 2/92%، 3/93% و5/95% بود که از نظر آماری تفاوت معنی داری بین accuracy رادیوگرافی پانورامیک و سی تی اسکن کرونال در هیچ ناحیه وجود نداشت. (درناحیه اول 1=P، در ناحیه دوم 074/0=P و در ناحیه سوم 772/0=P) اما در ناحیه اول با 026/0=P و در ناحیه دوم با 016/0=P، سی تی اسکن آگزیال به طور معنی داری دارای accuracy کمتری نسبت به سی تی اسکن کرونال داشت.
    نتیجه گیری
    باتوجه به ارزانتر بودن رادیوگرافی پانورامیک و قابلیت دسترسی بیشتر به آن و با توجه به ارزش تشخیصی یکسان آن با سی تی اسکن کرونال، رادیوگرافی پانورامیک روش انتخابی در تشخیص شکستگی های فک تحتانی می باشد.
  • دکتر سیدخلیل فروزان نی ا، دکتر رضا نفیسی مقدم، دکتر محمدحسن عبداللهی، دکتر صمد زارع، دکتر شراره برادران، دکتر سیدجلیل میرحسینی، دکتر حمیدرضا دهقان صفحات 15-22
    مقدمه
    امروزه سونوگرافی داپلر به عنوان ارجح ترین روش بیماریابی جهت بررسی تنگی شریان کاروتید در بیماران کاندید CABG ((Coronary Artery Bypass Grafting مطرح می باشد. هدف از این مطالعه، تعیین شیوع تنگی شریانهای کاروتید در بیماران فوق و بررسی ارتباط عوامل خطر شناخته شده آترواسکلروز با میزان تنگی مشاهده شده در سونوگرافی داپلر شریانهای کاروتید به منظور تعیین گروه های پر خطر جهت تنگی شریانی می باشد.
    روش بررسی
    در مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر 291 بیمار کاندید CABG تحت اسکن داپلر شریانهای کاروتید قبل از عمل قرار گرفتند. سپس اطلاعات مربوط به مورفولوژی شریانهای کاروتید و عوامل خطر تنگی کاروتید از قبیل سن، جنس، سابقه دیابت، فشار خون بالا، هیپرلیپیدمی، مصرف سیگار. بروئیت شریانهای کاروتید و غیره از بیماران اخذ و داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون آماری مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مقادیر Pکمتر از 0.05 معنی دار تلقی گردید.
    نتایج
    محدوده سنی بیماران بین 35 تا 95 سال بود (میانگین سنی 4/10±6/57 سال). از بین بیماران فوق 11 نفر (8/3%) سابقهCVA (Cerebrovascular Accident) و TIA (Transient Ischemic Attack) قبلی را می دادند. در معاینه فیزیکی 13 بیمار (5/4%) بروئیت شریان کاروتید داشتند. در سونوگرافی داپلر کاروتید به عمل آمده از بیماران، 127 بیمار (6/43%) دارای نتیجه نرمال، 59 بیمار (3/20%) تنگی خفیف (کمتر از 50%)، 97 بیمار (3/33%) تنگی متوسط (70-50%) و در 8 بیمار (7/2%) نیز تنگی شدید (بیش از 70%) مشاهده گردید. بین عوامل خطر از قبیل سابقه CVA یا TIA قبلی (0.297=P)، دیابت (0.476=P)، فشار خون بالا (0.110=P). هیپرلیپیدمی (0.08=P)، مصرف سیگار (0.401=P)، سن بیش از 60 سال (0.840=P)، جنس (0.730=P) و درگیری شاخه اصلی کرونر چپ در آنژیوگرافی (0.390=P) با تنگی کاروتید بیش از 50% ارتباط معنی داری یافت نگردید ولی بین سابقه انفارکتوس میوکارد قبلی (0.025=P) و سمع بروئیت بر روی شریانهای کاروتید (0.002=P) با تنگی بیش از 50% ارتباط معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه انجام روتین سونوگرافی داپلرشریانهای کاروتید در بیماران کاندید CABG در بیماران با سمع بروئیت برروی شریان های کاروتید و سابقه قبلی انفارکتوس میوکارد قویا توصیه می گردد. ضمنا وجود شیوع بالای (4/56%) درجات مختلف تنگی بدون علامت عروق کاروتید در بیماران کاندید CABG می باشد که توجه روزافزون به اقدامات پیشگیرانه و درمانی را گوشزد می نماید.
  • دکتر عبدالله جعفرزاده، دکتر حمیدرضا رشیدی نژاد، دکتر غلامحسین حسن شاهی، دکتر سید جلال منتظری فر، دکتر علی مظفری، دکتر سید محسن نژاد قادری صفحات 23-28
    مقدمه
    واکسیناسیون با آنتی ژن سطحی ویروس هپاتیت B (HBsAg) باعث تولید anti-HBs می گردد و حداقل تیتر مصونیت بخش آنتی بادی IU/L 10 تعیین شده است. مشاهده شده است که تیتر anti-HBs بعد از واکسیناسیون کاهش می یابد. مصونیت طولانی مدت در برابر ویروس هپاتیت B وابسته به دوام آنتی بادی anti-HBs و یا خاطره ایمونولوژیک قوی می باشد. در این مطالعه دوام anti-HBs و کارایی واکسن هپاتیتB در 10 سال بعد از واکسیناسیون اولیه در کودکان سالم بررسی گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع کوهورت است که بر روی نمونه های خون 146 کودک (10 سال پس از کامل شدن دوره اولیه واکسیناسیون هپاتیت B در دوره نوزادی) جمع آوری شد. بر روی نمونه سرم کودکان آزمایشات anti-HBs و anti-HBc و HBsAg با استفاده از روش ELISA انجام شد.
    نتایج
    در 10 سال پس از واکسیناسیون اولیه 146/70 (9/47%) کودکان دارای مقادیر مصونیت بخشی از آنتی بادی بودندIU/L) 10(anti-HBs>، با میانگین تیتر آنتی بادی IU/L 1/68. به علاوه 146/45 (82/30%) کودکان از نظر آنتی بادی anti-HBs منفی بودند. توزیع کودکان بر اساس غلظت آنتی بادی anti-HBs مشخص کرد که نسبت افراد با تیتر آنتی بادی IU/L 10-0، IU/L 100-10، IU/L 500-100 وIU/L 1000- 500 به ترتیب 1/52%، 6/24%، 5/20% و 7/2% می باشد. اگرچه HBsAg همه کودکان منفی بود اما آزمایش anti-HBc در 11 نفر (5/7%) مثبت گردید. میزان مصونیت و تیتر آنتی بادی در دختران و پسران مشابه بود.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که 9/47% از کودکان در 10 سال بعد از واکسیناسیون اولیه با واکسن نوترکیب هپاتیت B دارای مقادیر مصونیت بخشی از آنتی بادی بودند که بر اساس نتایج HBsAg و anti-HBc به نظر می رسد خاطره ایمونولوژیک مؤثری در کودکان وجود دارد. ضروری است مطالعات پیگیری دیگری برای تعیین مدت زمان دوام مصونیت طراحی گردد.
  • منیژه زکی زاده، دکتر احمدعلی صادقیان، معصومه باقری نسامی، دکتر رضاعلی محمد پورتهمتن، فاطمه سالمه، طاهره یعقوبی، سیدجلال عبدالمنافی صفحات 29-37
    مقدمه
    جمعیت مقیم زندان ها، در معرض خطر بالای عفونت هپاتیت C می باشند. در حال حاضر زندانیان به طور معمول از نظر این عفونت بررسی و غربال نمی شوند. تقریبا یک چهارم از دو میلیون نفر جمعیت زندانی مقیم در زندان های آمریکا آلوده به ویروس هپاتیت C می باشند. تزریق کنندگان مواد مخدر فعلا گروه اصلی در معرض خطر هستند. در سطح جهانی شیوع عفونت هپاتیت C در معتادین تزریقی 90-50% و بروز سالانه 30-10% است. زندان یک محیط پرخطر ابتلا به هپاتیت C به لحاظ مصرف بالای مواد مخدر و فعالیت های جنسی می باشد. هدف از این تحقیق تعیین شیوع سرولوژیک عفونت هپاتیت C و عوامل مرتبط با عفونت در زندانیان معتاد زندان خزرآباد ساری می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه Cross - Sectional می باشد. در شهریور 1380 در زندان معتادین خزرآباد ساری و به روش تصادفی ساده، از 312 نفر از زندانیان مرد معتاد نمونه خون گرفته شد. نمونه ها با کیت الیزا نسل سوم از نظر آنتی بادی HCV بررسی شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه و مصاحبه بود. 230 نفر (74%) از نمونه ها تمایل به تکمیل پرسشنامه داشتند. عوامل مرتبط با عفونت هپاتیت C در 82 معتاد آنتی بادی مثبت (گروه مبتلا) و 148 معتاد آنتی بادی منفی (گروه غیرمبتلا) مقایسه شدند. نمونه های دو گروه به لحاظ متغیرهای مداخله گر اختلاف معنی داری نداشتند. جهت تجزیه و تحلیل آزمونهای مجذور کای، تی و آنالیز چند متغیری رگرسیون لجستیک مورد استفاده قرار گرفتند.
    نتایج
    در 312 نمونه، تعداد 96 مورد آنتی بادی مثبت یافت شد. لذا شیوع سرولوژیک عفونت هپاتیت C در زندانیان معتاد 8/30% بود. عوامل عمده مرتبط با عفونت هپاتیت C در گروه مبتلا عبارت بودند از:سابقه اعتیاد (میانگین 174 ماه)، مدت محکومیت به زندان (میانگین 48 ماه)، روش مصرف مواد به ویژه تزریق (82%) انفیه (44%)، سابقه مصرف الکل به مدت بیش از 5 سال (60%)، خالکوبی (66%)، استفاده مشترک از سرنگ (31%) و تیغ (53%)، روابط نامشروع جنسی (74% >)، ضرب و جرح (31%)، و نوع ماده مخدر به ویژه هروئین (90%) وحشیش (64%) (05/0P<). در تحلیل رگرسیون لجستیک، میزان خطر نسبی با فاصله اطمینان 95% برای عوامل خطر مرتبط با عفونت HCV به این شرح است: خالکوبی 100، روابط نامشروع جنسی 97/4، سابقه عمل جراحی 23/6.
    نتیجه گیری
    در زندانیان معتاد، آلودگی به عفونت هپاتیت C شیوع قابل توجهی دارد وانجام رفتارهای پرخطر و ناسالم از عوامل اصلی آلودگی می باشد.
  • دکتر مهرداد روغنی، دکتر توراندخت بلوچ نژاد مجرد، معصومه سجادی، الهه کاوندی، فاطمه کارگر شریف صفحات 38-43
    مقدمه
    هیپرآلژزی یکی از علایم بارز دیابت قندی در میان مدت محسوب می شود که بر کیفیت زندگی افراد مبتلا تاثیر دارد. با توجه به وجود شواهد تحقیقاتی مبنی بر اثر ضد دیابتی و ضد دردی سیاهدانه، در این بررسی اثر ضد دردی تجویز خوراکی سیاهدانه در موشهای صحرایی دیابتی القاء شده توسط استرپتوزتوسین در مراحل حاد و مزمن آزمون فرمالین مورد ارزیابی قرار گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع تجربی است که بر روی موشهای صحرایی نر (n = 60) انجام و موشها به طور تصادفی به شش گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با سیاهدانه، کنترل دریافت کننده سدیم سالیسیلات، دیابتی، دیابتی دریافت کننده سدیم سالیسیلات، و گروه دیابتی تیمار شده با سیاهدانه تقسیم شدند. برای دیابتی شدن از داروی استرپتوزوتوسین استفاده گردید. دو گروه تحت تیمار، با سیاهدانه نیز پودر مخلوط شده این گیاه را با غذای استاندارد موش (25/6%) دریافت نمودند. برای آنالیز آماری از آزمون One-way ANOVA استفاده گردید.
    نتایج
    نمرات درد در موشهای دیابتی پس از گذشت دو ماه در دو فاز حاد و مزمن به دنبال تجویز کف پایی فرمالین بیشتر از موشهای کنترل بود (p = 0.031 و p = 0.034) و درمان با سیاهدانه به مدت دو ماه موجب کاهش معنی دار در نمرات درد در مقایسه با گروه دیابتی در مراحل حاد و مزمن گردید (p = 0.008 و p = 0.009). ضمنا با تجویز سدیم سالیسیلات به موشهای دیابتی، کاهش معنی دار در نمره درد فقط در مرحله مزمن آزمون فرمالین مشاهده گردید (p = 0.009). از طرف دیگر کاهش معنی دار در نمرات درد در گروه کنترل تیمار شده با سیاهدانه در مقایسه با گروه کنترل نیز در هر دو فاز مشاهده گردید (p = 0.046 و p = 0.039).
    نتیجه گیری
    تجویز خوراکی سیاهدانه به مدت دو ماه موجب کاهش معنی دار میزان احساس درد در مدل تجربی دیابت قندی القا شده توسط استرپتوزوتوسین گردیده و می تواند به عنوان یک درمان پتانسیل و کمکی در هیپرآلژزی دیابتی مطرح گردد.
  • زهرا غضنفری، سکینه محمدعلیزاده، فرشته عزت طلب صفحات 44-50
    مقدمه
    امروزه سرطان پستان یکی ازشایع ترین علل مرگ میر ومهم ترین عامل نگران کننده سلامتی درجهان می باشد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی – مقطعی است که به منظوربررسی دانش، نگرش و عملکرد زنان شاغل در شهر چالوس در زمینه پیشگیری از سرطان پستان انجام گرفته است. نمونه پژوهش شامل 612 نفر از زنان شاغل درکلیه دوایر دولتی شهر چالوس بودند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های مرکزی و پراکندگی، آزمون های مجذور کای، فیشر، کروسکال والیس، آنالیز واریانس یکراهه، آزمون تی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
    نتایج
    یافته های تحقیق نشان دادکه بیشترین واحدهای مورد پژوهش درگروه سنی39 –30 سال (7 /39 %)، شغل فرهنگی (4/39 %)، متاهل (5/83%)و فاقد سابقه خانوادگی سرطان پستان (9/94%)بودند. نتایج همچنین نشان داد که اکثریت واحدهای موردپژوهش از نگرش مثبتی برخورداربودند. به طوری که میانگین کل نمره نگرش 89/51% از 60 نمره می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که بین دانش و نگرش زنان ارتباط مثبت ضعیف (33/0 =r) وجود دارد. در ارتباط بین دانش و عملکرد ارتباط معنی دار آماری(05/0p<) وجود داشت. همچنین بین دانش زنان با انجام خودآزمایی پستان، فاصله زمانی انجام آن و زمان انجام خودآزمایی پستان ارتباط معنی دار آماری (001/0>p، 001/0>p) وجود داشت. همچنین بیشترین میزان دانش در گروه علوم پزشکی وتحصیلات لیسانس و بالاتر بود. نتایج پژوهش نشان داد در مقایسه نمره نگرش با سن، شغل و میزان تحصیلات زنان تفاوت معنی دار آماری (به ترتیب: 001/ 0 pp، 05/0> p) وجود داشت.
    نتیجه گیری
    یافته های تحقیق نشان داد بیشتر افراد مورد مطالعه علیرغم داشتن نگرش مثبت، از آگاهی و عملکرد خوب و بالایی برخوردار نبودند.
  • فرشاد درویشی هرزویلی، دکتر زهره حجتی، دکتر مجید متولی باشی صفحات 51-55
    مقدمه
    گونه های استرپتومایسس، باکتری های رشته ای گرم مثبت و هوازی هستند که ازخاک جدا می شوند و دامنه وسیعی از آنتی بیوتیک ها را تولید می کنند. استرپتومایسس گریزئوس آنتی بیوتیک استرپتومایسین و اسپور را حتی در محیط مایع تولید می کنند. دسته ژنی تولید آنتی بیوتیک استرپتومایسین دارای ژن strR است که پروتئین تنظیم کننده اختصاصی این دسته ژنی را کد می نماید. هدف از این تحقیق جداسازی و تایید سریع استرپتومایست های تولید کننده آنتی بیوتیک استرپتومایسین به ویژه استرپتومایسس گریزئوس از خاک های ایران است تا برای افزایش تولید آنتی بیوتیک استرپتومایسین درستکاری شوند.
    روش بررسی
    دراین تحقیق از یک محیط کشت نیمه اختصاصی ابتکاری جدید به نام میحط کشت FZmsn برای جداسازی استرپتومایست ها از محیط های طبیعی به کار رفت. 50 کلنی رشد یافته بر روی محیط کشت FZmsn بر اساس خصوصیات مورفولوژیکی و مطالعات میکروسکوپی به عنوان سویه های استر پتومایسس جداسازی شد. یک جفت پرایمر اختصاصی برای شناسایی ژن strR به وسیله نرم افزار اولیگو طراحی گردید.
    نتایج
    با تکنیک Colony-PCR، شش کلنی از کلنی های سویه های استرپتومایسس به عنوان کلنی های استرپتومایسس گریزئوس تعیین شد.
    نتیجه گیری
    از سویه های استرپتومایسس بومی به منظور درستکاری ژنتیکی استرپتومایسس گریزئوس جهت افزایش تولید آنتی بیوتیک استرپتومایسین استفاده خواهد شد
  • دکتر ماهرخ ایمانی مقدم، دکتر منا اعتمادی سجادی صفحات 56-60
    مقدمه
    استئواسکلروز ایدیوپاتیک از ضایعات رادیواپک شایع استخوان فک است. این ضایعه بدون علامت بوده و اغلب در رادیوگرافی های مختلف به طور تصادفی کشف می گردد. هدف از این مطالعه بررسی خصوصیات رادیوگرافیک استئواسکلروز ایدیوپاتیک در استخوان های فکین در مراجعین به بخش رادیولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی تعداد 300 رادیوگرافی پانورامیک متعلق به 125 مرد و 175 زن مراجعه کننده به بخش رادیولوژی که به دلایل مختلف تهیه شده بود، از نظر وجود استئواسکلروز ایدیوپاتیک مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مربوط به هر رادیوگرافی شامل: محل، تعداد، شکل و اندازه ضایعه، نوع ارتباط با دندان و دامنه دانسیته ضایعه (ترابیکولار-کورتیکال) و نیز اطلاعات مربوط به سن، جنس و سابقه ابتلای به بیماریهای سوء جذب گوارشی و نارسایی مزمن کلیوی بیماران با استفاده از آزمون های مجذور کای t-student, مورد تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    از کل رادیوگرافی های مورد بررسی فقط در 27 بیمار (9%)، 40 مورد استئواسکلروز ایدیوپاتیک به اشکال و اندازه های مختلف (2cm 09/1 > و > 2 cm 04/0) مشاهده شد که اغلب حدودی مشخص (65%) و دانسیته ترابیکولار (5/62%) داشتند. بیشتر ضایعات در فک پایین خصوصا در ناحیه پرمولر دوم (5/47%) و مولر اول (5/42%) و اکثرا بدون ارتباط با دندان (5/57%) بودند. بیشترین فراوانی این ضایعات به ترتیب در دهه های سنی دوم (6/29%)، سوم و چهارم زندگی (9/25%) بود.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده با مطالعات قبلی مشابهت داشت. به علاوه 3/1 از افراد مبتلا به استئواسکلروز ایدیوپاتیک نارسایی مزمن کلیوی نیز داشتند.
  • فاطمه سادات ایزدی آونجی، محمد افشار، علی حاجی باقری صفحات 61-67
    مقدمه
    تکنیک های نوتوانی ریه جهت کاهش ناتوانی و افزایش مشارکت بیمار در فعالیت های فیزیکی و اجتماعی و روی هم رفته بهیود کیفیت زندگی برای افراد با بیماری های تنفسی مزمن طراحی شده اند. اما نقش این تکنیک ها هنوز مبهم باقی مانده است. این مطالعه اثر آموزش تنفس با لب های جمع شده ((PLB را روی عملکر د تنفسی، گازهای خون شریانی و فعالیت های روزانه زندگی بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن انسدادی ریه (COPD) بررسی می کند.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه از نوع نیمه تجربی به روش قبل و بعد است که روی 40 بیمار مبتلا به COPD در بیمارستان شهید بهشتی کاشان انجام شد. اسپیروگرام و آنالیز گازهای خون شریانی ((ABG قبل و بعد از سه ماه تمرین تنفس با لب های جمع شده انجام شد و جهت بررسی فعالیت روزانه زندگی از یک پرسشنامه (AQ20) استفاده شد. آزمون رتبه ای نشانه ای ویلکاکسون و آزمون های توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از مورد استفاده قرار گرفت.
    نتایج
    مطالعه نشان داد که بعد از سه ماه تمرین تنفسی میزان اشباع اکسیژن خون شریانی به طور معنی دار(002/0=P) افزایش داشت. اگرچه در PaO2 افزایش دیده شد ولی تغییرات آن معنی دار نبود. به علاوه کاهش معنی داری (014/0=P) در میزان PaCo2 و تعداد تنفس(0001/0=P)مشاهده شد. سطح فعالیت های روزانه زندگی (ADL) نیز افزایش قابل ملاحظه ای نشان داد (0001/0< p). فشار هوای بازدمی اجباری در ثانیه اول (FEV1%) و ظرفیت حیاتی اجباری (FVC) تغییر معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان داد که آموزش تنفس با لب های جمع شده باعث بهبود عملکرد ریوی، گازهای خون شریانی وافزایش میزان فعالیت های روزانه زندگی می شود. بنابراین باید آموزش تمرینات تنفسی در برنامه های فیزیوتراپی تنفسی بیماران مبتلا به COPD گنجانده شود تا کیفیت زندگی آنان بهبود یابد.
  • دکتر جلیل مدرسی، دکتر حیدر مهدوی، دکتر رسول محمودی صفحات 68-71
    مقدمه
    بیحس نشدن دندانهای آماسی پدیده کلینیکی شناخته شده ای است و هدف از این مطالعه بررسی اثر تجویز ایبوپروفن بر کیفیت بیحسی بیمارانی است که دارای پالپ آماسی می باشند.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی از 40 بیمار مراجعه کننده به کلینیک خصوصی و دانشکده دندانپزشکی استفاده شد بیمارانی در مطالعه شرکت داده شدند که دارای پالپ آماسی و درد شبانه در یکی از دندانهای مولر یا پرمولر فک پایین بودند دو دندان در همان نیمه فک به عنوان کنترل در نظر گرفته شد. برای بررسی کیفییت بیحسی از پالپ تستر استفاده گردید. بیمارا ن به دو گروه 20 نفری به صورت تصادفی تقسیم شدند پس از ثبت درجه پالپ تستر برای دندانهای مورد نظر به بیماران گروه اول 400میلی گرم ایبوپروفن و در گروه دیگر پلاسبو تجویز گردید و پس از یک ساعت نیمه فک به وسیله تزریق بلاک بیحس شد پس از بوجود آمدن علایم بیحسی بافت نرم، مجدا درجه پالپ تستر برای دندانهای مورد نظر ثبت گردید. در این مطالعه شاخص جدیدی به نام درجه حساسییت دندان تعریف شده است که برابر عکس درجه پالپ تستر می باشد و بین مقدار صفر و یک قرار دارد.
    نتایج
    یافته های به دست آمده در هر دو گروه قبل و بعد از تجویز دارو وبیحسی بوسیله تست آماری مقایسه شد درجه حساسییت دندان پس از تجویز ایبوپروفن نسبت به گروه پلاسبو کاهش بیشتری پیدا کرد و تفاوت آماری معنی دار نشان داد(0.001=P). که معرف اثر ایبوبروفن بر افزایش کیفییت بیحسی می باشد.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان برای افزایش اثر بیحسی در بیماران با پالپ آماسی، از تجویز ایبوپروفن (در صورتی که مورد عدم تجویز نباشد) یک ساعت قبل از عمل استفاده کرد.
  • گزارش مورد
  • دکتر صغری یاسائی، دکتر پریچهر کفایی صفحات 72-76
    درماتیت تماسی نوعی فرآیند التهابی پوست و مخاط در برابر عوامل محرک خارجی یا داخلی می باشد و می تواند به دو دسته تماسی تحریکی و تماسی آلرژیک تقسیم بندی شود. نیکل یکی از مواد بسیار شایعی است که ایجاد درماتیت تماسی آلرژیک می کند و در وسایل ارتودنسی نیز کاربرد فراوان دارد. واکنش التهابی نسبت به این ماده در درمان ارتودنسی معمولا به صورت استوماتیت است و مواردی به صورت التهاب گوشه لب یا Angular Cheilitis گزارش نشده در این مقاله 4 مورد Angular Cheilitis به دنبال درمان ارتودنسی در یک مطب ارتودنسی را گزارش کرده و به بررسی علل و درمان آنها می پردازیم.
  • دکترمحمدرضا شجاع، دکتر منیژه مهدوی صفحات 77-81
    هدف
    معرفی یک مورد کاهش بینایی شدید یکطرفه و کاپینگ دو طرفه عصب اپتیک ثانویه به متاستاز کارسینوم برونکوژنیک ریه به مغز معرفی بیمار: خانم 48 ساله ای، با شکایت کاهش شدید بینایی چشم چپ بدون علایم درد یا قرمزی چشم وبدون هیچ گونه یافته سیستمیک مراجعه نمود. در معاینه، دید چشم چپ، شمارش انگشتان از 4 متری ورفلکس مارکوس گان چشم چپ (3 مثبت) بود همچنین cupping غیر قرینه عصب اپتیک همراه با اختلال میدان بینایی در چشم چپ مشاهده شد که در بررسی نورولوژیک، تومور متاستاتیک مغز ثانوی به کانسر ریه تشخیص داده شد.
    نتیجه گیری
    در موارد کاپینگ غیر قرینه عصب اپتیک وفشار طبیعی چشم قبل از مطرح کردن تشخیص گلوکوم با فشار طبیعی باید ضایعات نورولوژیک وتومورهای مغزی را نیز مد نظر داشته باشیم.
  • مقالات خودآموزی
  • دکتر محمد افخمی اردکانی، دکتر مریم رشیدی صفحات 82-92
  • د کتر جمشید آیت اللهی، دکتر علیرضا نواب اعظم، دکتر فاطمه عزالدینی اردکانی صفحات 93-101