فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی مازندران - پیاپی 58 (خرداد و تیر 1386)
  • پیاپی 58 (خرداد و تیر 1386)
  • 170 صفحه، بهای روی جلد: 5,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1386/06/05
  • تعداد عناوین: 19
|
  • حمید عبادی، افسانه برقعی *، محمدرضا ربیعی، مسعود مالی، ماریا طالبی صفحات 1-8
    سابقه وهدف

    سرگیجه وضعیتی خوش خیم حمله ای(BPPV) شایع ترین علت سرگیجه است. پاتوفیزیولوژی این بیماری امروزه براساس نظریه سنگ مجرا (canalolithiasis) توصیف می شود. این مطالعه به منظور مقایسه اثر دوروش مانور فیزیکی و تجویز دارو در درمان BPPV انجام گرفته است.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی روی 45 بیمار مبتلا به BPPV انجام شده است. بیماران طی اولین معاینه به صورت تصادفی انتخاب و براساس سن و جنس و علت بیماری همسان سازی و سپس به دو گروه تقسیم شدند. 22 نفر تحت درمان دارویی با بتاهیستین و 23 بیمار تحت درمان با مانور ایپلی (Epley) قرار گرفتند. میزان بهبودی هر گروه با آزمون هال پایک (Hall Pike) و شرح حال یک هفته و یک ماه بعد ارزیابی شد.

    یافته ها

    یک هفته بعد از درمان 3/58 درصد در گروه دارو و 1/94 درصد در گروه مانور، آزمون هال پایک منفی داشتند، میزان بهبودی شکایات نیز از همه بیماران سوال شد که یک هفته بعد از درمان 77/39 درصد بیماران گروه دارو و 52/81 درصد بیماران گروه مانور بهبود یافتند که این اختلاف به لحاظ آماری معنی دارا می باشد (001/0 < P، 338/4- Z=) یک ماه بعد از درمان 83/56 درصد گروه دارو و 96/86 درصد گروه مانور بهبود یافتند (01/0P< و 36/3- =Z) اختلاف بین میزان بهبودی یک هفته و یک ماه بعد از درمان در گروه دارو معنی دار بود(01/0P< و85/2 =Z) ولی در گروه مانور اختلاف معنی داری به دست نیامد.

    استنتاج

    مانور ایپلی در کنترل کوتاه مدت علائم BPPV بسیار موثرتر از دارو عمل می کند و روش مناسبی برای درمان این بیماری می باشد.

    کلیدواژگان: سرگیجه وضعیتی خوش خیم، مانور ایپلی، بتاهیسیتن
  • شهرام علا، مجید سعیدی، فریبرز عشقی، پرستو میرزا بیگی، نسرین رحمانی صفحات 9-16
    سابقه و هدف
    مطالعات متعددی جهت دستیابی به کاهش درد پس از هموروئیدکتومی (Hemorrhoidectomy) انجام شده است که از آن ها می توان به نقش سم بوتولیسم، مهار نواحی خلفی اطراف مقعد با روپیواکائین 75/0 درصد، و پماد 2/0 درصد نیتروگلیسرین اشاره نمود. ولی نمی توان از آن ها به طور معمول برای کاهش درد هموروئیدکتومی استفاده نمود. از طرفی مشخص شده است که مترونیدازل خوراکی نیز درد پس از هموروئید کتومی را کاهش می دهد. لذا مطالعه حاضر اثربخشی مترونیدازل موضعی(10 درصد) را در کاهش دردهای پس از جراحی و درد پس از دفع در هموروئیدکتومی (برای کاهش عوارض عمومی دارو) مورد بررسی قرار می دهد.
    مواد و روش ها
    ابتدا فرمولاسیون مناسب از پماد مترونیدازل 10 درصد تهیه شد و در ادامه با یک مطالعه کارآزمایی بالینی دو سو بی خبر، آینده نگر و تصادفی، درد پس از هموروئیدکتومی با استفاده از مترونیدازل موضعی (10 درصد) و فرآورده دارونما که در ناحیه جراحی استعمال می شدند، مقایسه شد. درد، با استفاده از معیار دیداری- قیاسی VAS(Visual analog scale) در ساعات ششم، دوازدهم و بیست و چهارم و همچنین روزهای دوم، هفتم و چهاردهم پس از جراحی ارزیابی شد. مصرف مخدر، مسکن و مشکلات بعد از جراحی ثبت شد.
    یافته ها
    47 بیمار به صورت تصادفی انتخاب شدند، 25 نفر در گروه مترونیدازل و 22 نفر در گروه دارونما قرار گرفتند. بیماران گروه مترونیدازل موضعی در مقایسه با گروه دارونما در ساعات ششم و دوازدهم و روزهای اول، دوم، هفتم و چهاردهم به طور مشخص (P<0.04) درد کم تری داشتند.از نظر میزان مصرف مخدر، تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد البته به استثنای ساعت دوازدهم پس از جراحی که دو گروه تفاوت معنی داری در این مورد داشتند (05/0P<). بیمارانی که در گروه مترونیدازل بودند، مسکن کم تری در مقایسه با گروه دارونما دریافت کردند و تفاوت دو گروه در روزهای دوم و هفتم از این نظر معنی دار بود (049/0P= و 024/0P=). درد پس از دفع نیز در روز دوم پس از جراحی در گروه مترونیدازل به طور معنی داری کاهش یافت (016/0P=).
    استنتاج
    مترونیدازل موضعی (10 درصد) مشکلات پس از جراحی را در ساعات ششم و دوازدهم و همچنین روزهای اول، دوم، هفتم و چهاردهم پس از هموروئیدکتومی کاهش داد. درد پس از دفع نیز در مقایسه با گروه شاهد کم تر شد. علی رغم این نتایج برای استفاده وسیع از این فراورده، در بالین نیاز به مطالعه بیش تری می باشد.
    کلیدواژگان: مترونیدازول، هموروئیدکتومی، درد، موضعی
  • فریبرز عشقی، روح الله عبدی، حسن خانی، عطاء الله فضل الله پور، مینا الوندی پور، حمید طیبی فرد صفحات 17-29
    سابقه و هدف
    ارزیابی انسدادهای مشکوک مجاری صفراوی به کمک روش های رایج قدیمی مانندسونوگرافی، پرتو نگاری رایانه ای(CT) و یا روش های تهاجمی دیگر انجام می گیرد. تصویربرداری مجاری صفراوی و لوزالمعده (Cholangiopancreatography) به روش رزونانس مغناطیسی روشی کم خطر و غیر تهاجمی است که از قدرت تشخیصی مناسبی در سیستم کبدی و صفراوی برخوردار است. هدف از این مطالعه، مقایسه قدرت تشخیصی تصویربرداری مجاری صفراوی به روش رزونانس مغناطیسی، سونوگرافی کبد و مجاری صفراوی و آزمون های عملکردی کبد در ارزیابی های قبل از عمل جراحی برداشتن کیسه صفرا همراه با انسدادهای مشکوک مجاری صفراوی است.
    مواد و روش ها
    بیماران شرکت کننده در این مطالعه، نامزد تاخیری عمل جراحی برداشتن کیسه صفرا به روش باز و دارای عوامل خطرساز سنگ مجاری صفراوی و به تبع آن، مشکوک به انسدادهای مجاری صفراوی بوده اند و روش های تشخیصی تصویربرداری مجاری صفراوی به روش رزونانس مغناطیسی، کبدی و مجاری صفراوی و آزمون های عملکردی کبد را قبل از عمل جراحی مزبور انجام داده اند. سپس تمام بیماران تحت عمل جراحی برداشتن کیسه صفرا به روش باز همراه با تصویربرداری مجاری صفراوی حین عمل در مرکز آموزشی- درمانی امام خمینی ساری در بین سال های 84-1382 قرار گرفتند. بیماران تا 3 ماه هر ماهه از نظر عوارض احتمالی بعد از عمل پی گیری شدند.
    یافته ها
    30 بیمار(11مرد و 19 زن) با میانگین سنی32/13± 93/53 سال و محدوده سنی 75- 38 سال همه ارزیابی های قبل و حین عمل جراحی مزبور را انجام دادند. در روش تصویربرداری به روش رزونانس مغناطیسی، حساسیت 81/81، ویژگی 50/87 و کارایی 33/83 درصد، در روش سونوگرافی، حساسیت 18/18، ویژگی 50/87 و کارایی 66/36 درصد و در روش آزمون های عملکردی کبد، حساسیت 54/54، ویژگی 50/37 و کارایی 50 درصد به دست آمد.
    استنتاج
    تصویربرداری مجاری صفراوی به روش رزونانس مغناطیسی روشی بسیارسالم وکم تهاجم بوده و برای تعیین وجود سنگ های احتمالی در بیماران مشکوک به انسداد مجاری صفراوی در مقایسه با سایر روش های تشخیصی، کارایی بسیار بالایی دارد. نویسندگان این مقاله، در صورت عدم دسترسی پزشکان به انجام تصویربرداری مجاری صفراوی به روش رزونانس مغناطیسی،آن را فقط برای اصلاح مواردمنفی کاذب سونوگرافی و یا وجودیافته های آزمایشگاهی سرمی مشکوک و فاقد نتایج سونوگرافی مشخص توصیه می کنند و استفاده از چهارچوب تشخیصی ارائه شده برای ارزیابی این گروه از بیماران را پیشنهاد می کنند.
    کلیدواژگان: کلانژیوگرافی به روش رزونانس مغناطیسی، سونوگرافی کبد ومجاری صفراوی، تست های عملکردی کبد، کوله سیستکتومی، انسدادهای مشکوک مجاری صفراوی
  • محمدرضا جلالی ندوشن، علی دواتی، اعظم توکلی فر صفحات 30-36
    سابقه و هدف
    سرطان پستان شایع ترین بدخیمی در زنان محسوب می گردد. در طی50 سال گذشته میزان بروز سرطان پستان به طور قابل توجهی در ایالات متحده افزایش یافته؛ به طوری که تقریبا از هر 8 زن یک نفر مبتلا می شود. ظهور bcl2 در بیش از نیمی از سرطان های پستان دیده شده است. ظهور بیش از حد Bcl-2 با سرطانی شدن و کاهش مرگ برنامه ریزی شده (Apoptosis) در پاسخ به مسمومیت های سلولی مرتبط می باشد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی ظهور ژن bcl2 در سرطان پستان و ارتباط آن با درجه بدخیمی، مرحله تومور، و درگیری گره های لنفاوی می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش مقطعی بر روی 75 بیمار مبتلا به سرطان پستان بیمارستان شهید مصطفی خمینی (83-1379) انجام گرفت. پس از آماده سازی، از نمونه، برش بافتی گرفته شد. یکی از برش های بافتی تومور و گره های لنفاوی با روش هماتوکسیلین و ائوزین، رنگ آمیزی گردید. لام دیگری به روش ایمنی- بافتی- شیمیایی با آنتی بادی پلی کلونال از نظر bcl2 بررسی شد.تمامی لام ها توسط آسیب شناس واحد، مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون مربع کای، من ویتنی و توسط نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 01/54 و با انحراف معیار 52/12سال بود. 3/69 درصد بیماران درگیری غدد لنفاوی داشتند، 3/41 درصد نمونه ها bcl2 مثبت بودند. در این بررسی بین ظهور bcl2 و مرحله بندی تومور (stage) و نیز درگیری غدد لنفاوی ارتباط معنی داری یافت نشد. تنها بین ظهور bcl2 و درجه بدخیمی (grade) ارتباط معنی داری مشاهده گردید(006/0P<).
    استنتاج
    به نظر می رسد، bcl2 عامل موثری در پیش آگهی سرطان پستان می باشد. جهت به دست آوردن نتایج قطعی و تعیین نقش bcl2 در پیش آگهی سرطان پستان بررسی همزمان سایر نشانگرهای تومور، ارزشمند می باشد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، bcl2، درجه بدخیمی، مرحله تومور
  • مسعود پریش، عطا محمودپور، نادر قره داغی، سروین سنایی صفحات 37-42
    سابقه و هدف
    شل کننده های عضلانی امروزه به عنوان یکی از داروهای اساسی جهت فراهم آوردن شرایط مناسب لوله گزاری تراشه و جراحی می باشند. با توجه به این که در اکثر شرایط، نیاز به لوله گذاری تراشه در زمان کوتاه می باشد و اکثرا شل کننده های غیر قطبی موجود دارای شروع اثر نسبتا طولانی هستند، در این مطالعه تکنیک مقادیر اولیه (Priming) در مورد داروی آتراکوریوم و پانکرونیوم جهت ایجاد شلی سریع و مطلوب در هنگام لوله گذاری تراشه مقایسه شد.
    مواد و روش ها
    65 بیمار با کلاس یک ASA در این مطالعه آینده نگر وارد شدند و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه «الف» پانکرونیوم و در گروه «ب» آترکوریوم تجویز شد. در ابتدا مقادیر اولیه (Priming) به صورت 20 درصد مقدار کلی شل کننده تزریق شد. با دستگاه محرک عصبی محیطی، قدرت کشش عضلانی (Twitch) ثبت شد و با از بین رفتن بیش از 80 درصد قدرت کشش عضلانی لوله گذاری انجام شد. زمان از بین رفتن کامل کشش عضلانی نیز ثبت شد.
    یافته ها
    متوسط زمان تزریق مقادیر اولیه شل کننده تا زمان لوله گذاری در گروه پانکرونیوم 47/94 ثانیه و در گروه آتراکوریم 9/142 ثانیه بود که با همدیگر اختلاف معنی داری داشتند(01/0p<). اگر جهت لوله گذاری تراشه تا زمان از بین رفتن پاسخ کشش عضلانی صبر شود، باز هم زمان مربوط به پانکرونیوم به طور قابل توجهی کوتاه تر از آتراکوریوم خواهد بود (01/0p<).
    استنتاج
    در تکنیک Priming، با پانکرونیوم زمان لوله گذاری تراشه به طور قابل توجهی کوتاه تر از آتراکوریوم می باشد. بنابراین در صورت نیاز به شلی سریع تر و با توجه به شرایط بیمار، پانکرونیوم شل کننده بهتری از آتراکوریوم می باشد.
    کلیدواژگان: پانکرونیوم، آتراکوریوم، Priming، لوله گذاری تراشه
  • حسن راعی*، مهناز کسمتی، محمدرضا زادکرمی صفحات 43-56
    سابقه و هدف

    در تحقیق قبل نشان داده شد که عصاره گل بابونه (Matricaria Chamomilla) در پدیده درد و اضطراب در موش نر و ماده به طور وابسته به جنس عمل می کند. در این تحقیق اثر عصاره هیدروالکلی این گیاه بر رفتار فعالیت حرکتی در حضور و غیاب غدد جنسی در موش سوری نر و ماده بالغ از نژاد NMRI در آزمون میدان باز مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    حیوانات در گروه های 7 تایی سالم، شم، فاقد غدد جنسی و دریافت کننده عصاره هیدروالکلی بابونه (mg/kg 30 و mg/kg50) تقسیم شدند. دستگاه پایش فعالیت حرکتی (Motor Activity Monitor) جهت ارزیابی شاخص های فعالیت حرکتی (تعداد حرکت خطی، تعداد حرکات کلیشه ای و تعداد حرکات بلند شدن بر روی پاها (Rearing) در آزمون میدان باز برای کلیه گروه ها مورد استفاده قرار گرفت. جهت ارزیابی آماری داده ها از روش آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون t و متعاقبا از آزمون توکی استفاده شد.

    یافته ها

    1) عصاره هیدروالکلی بابونه به میزان 50 میلی گرم بر کیلوگرم، شاخص های فعالیت حرکتی را در موش های نر، هم در حضور و هم در غیاب غدد جنسی کاهش داد. 2) عصاره هیدروالکلی بابونه به میزان 50 میلی گرم بر کیلوگرم شاخص های فعالیت حرکتی را در موش های ماده، هم در حضور و هم غیاب غدد جنسی افزایش داد. 3) حذف غدد جنسی در موش های نر اثری بر میزان شاخص های فعالیت حرکتی نداشت.4) حذف غدد جنسی در موش های ماده شاخص های فعالیت حرکتی را کاهش داد.

    استنتاج

    با توجه به شواهد موجود به نظر می رسد عصاره هیدروالکلی گل بابونه با تحت تاثیر قرار دادن برخی عوامل وابسته به جنس مانند سیستم های نوروشیمیایی فعالیت حرکتی را در موش سوری نر و ماده تحت تاثیر قرار می دهد و احتمالا بخشی از این اثر در موش های ماده، وابسته به گیرنده های هورمون های جنسی است.

    کلیدواژگان: گل بابونه، میدان باز، فعالیت حرکتی
  • هاله اخوان نیاکی، سیامک شفیع زاده، بهشته اصغری، علی بنی هاشمی، ماندانا عزیزی صفحات 57-64
    سابقه و هدف
    با توجه به میزان تولد سالانه تالاسمی ماژور در کشور، پیشگیری از این بیماری از طریق تشخیص پیش از تولد از اولویت های بهداشتی است. در ایران در 20-10 درصد افراد ناقل تالاسمی، جهش ژنی ناشناخته باقی می ماند. در چنین مواردی بررسی پیوستگی ژنی با استفاده از جایگاه های چند شکلی داخل یا نزدیک ژن برای ردیابی کروموزوم حامل جهش یا طبیعی، جهت تشخیص پیش از تولد، قابل انجام است. جایگاه SspI که برای اولین بار در ایران مورد بررسی قرار می گیرد، داخل اینترون II ژن بتاگلوبین قرار دارد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی چند شکلی این جایگاه در جمعیت استان مازندران می باشد.
    مواد و روش ها
    خون محیطی 211 فرد ناقل تالاسمی ساکن استان مازندران تهیه شد. پس از استخراج DNA و تکثیر ناحیه ژنی بتاگلوبین حاوی جایگاه چند شکلی SspI با استفاده از روش واکنش زنجیره پلی مراز (PCR)، اثر آنزیم SspI با استفاده از ژل آگاروز ارزیابی شد.
    یافته ها
    از 422 کروموزوم بررسی شده، 6/20 درصد برای جایگاه SspI منفی بود. جایگاه های منفی تقریبا به میزان برابر با آلل های سالم و جهش یافته همراه بودند (9/11 درصد و 3/14 درصد).
    استنتاج
    از بررسی جایگاه SspI برای ردیابی کروموزوم های حاوی آلل سالم و جهش یافته ژن بتاگلوبین می توان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تالاسمی، بتاگلوبین، پلی مورفیسم، SspI، مازندران
  • فرزانه واشقانی فراهانی، ذلیخا عطارد، فاطمه اصغری، فرشاد نقش وار صفحات 65-71
    سابقه و هدف
    طبق نظر انجمن متخصصان زنان و زایمان در آمریکا، زایمان زودرس، به صورت تولد نوزاد قبل از 37 هفته کامل بارداری تعریف می شود. میزان بروز آن 8 تا 11 درصد می باشد. زایمان زودرس یکی از علل مهم مرگ و میر و بیمارگنی نوزادان به شمار می آید و از نظر سبب شناسی، عفونت تحت بالینی دستگاه تناسلی فوقانی، در بروز این مشکل، مطرح می باشد. هدف این مطالعه اندازه گیری فریتین دهانه رحم، به عنوان یک نشانگر التهابی و عفونی، در هفته22 تا 26 بارداری و بررسی رابطه مقدار آن با بروز زایمان زودرس خود به خودی در آینده می باشد.
    مواد و روش ها
    طی یک مطالعه مورد- شاهدی آشیان گرفته (nested case-control)، 300 خانم بارداربا حاملگی تک قلو در هفته های 22 تا 26 بارداری، وارد مطالعه شدند. میزان فریتین در ترشحات دهانه رحم با روش سنجش پرتو- ایمنی (Radio Immuno Assay) اندازه گیری شد، با پی گیری نمونه ها، 28 بیمار که زایمان زودرس داشتند در گروه مورد و 28 بیمار که زایمان ترم داشتند، در گروه شاهد قرار گرفتند. بیماران دو گروه همانند سازی شدند.سپس فریتین اندازه گیری شده بین 2 گروه با هم مقایسه گردید.جهت تجزیه و تحلیل آماری از برنامه نرم افزاری SPSS، آزمون T برای متغیرهای کمی و آزمون مربع کای برای متغیرهای کیفی استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین فریتین در گروه مورد ng/ml 5 5/54 در برابر 59/1 39/36 در گروه شاهد)001/0< Pv) می باشد. همچنین هرچه مقدار فریتین موضعی بیش تر باشد، زایمان زودرس در سن بارداری پایین تری رخ می دهد.
    استنتاج
    بر اساس نتایج این مطالعه، افزایش فریتین دهانه رحم در هفته 22 تا 26 بارداری به طور معنی داری با بروز زایمان زودرس خود به خودی، رابطه مثبت دارد.
    کلیدواژگان: زایمان زودرس، بارداری، فریتین
  • حافظ تیرگر فاخری، فریبرز عشقی صفحات 72-78
    سابقه و هدف
    هلیکوباکترپیلوری (HP) در ایجاد التهاب و زخم معده، زخم اثنی عشر و سرطان معده نقش اساسی دارد. ریشه کنی HP سبب پیشگیری از عود زخم و عوارض آن می شود. در کشورهای توسعه یافته، عود عفونت HP بعد از ریشه کنی موفق، نادر و غیر معمول است ولی در کشورهای در حال توسعه و قوع عود عفونت امکان پذیر بوده و میزان آن در مناطق مختلف جهان، متفاوت گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی میزان عود عفونت HP حداقل دو سال پس از خاتمه درمان موفقیت آمیز می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه بر روی بیمارانی که زخم اثنی عشر در آن ها براساس آندوسکوپی مشخص گردید و وجود HP بر اساس آزمون اوره آز سریع به اثبات رسید، صورت گرفت. این بیماران با رژیم های مختلف بر علیه HP درمان شدند و ریشه کنی عفونت حداقل 3 ماه پس از خاتمه درمان با آزمون تنفسی اوره حاوی کربن نشاندار (14 C UBT) به اثبات رسید. حداقل 2 سال پس از اولین UBT منفی با میانگین 26 ماه (30- 24 ماه) مجددا این بیماران بر اساس علائم بالینی و 14C UBT مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    80 بیمار شامل 51 مرد و 29زن با متوسط سن 99/10 ± 53/40 سال با محدوده سنی (79-20 سال) وارد مطالعه شدند که بر اساس UBT دوم در 11 نفر (75/13 درصد) عود عفونت HP به اثبات رسید.
    استنتاج
    علی رغم درمان موفقیت آمیز اولیه و ریشه کنی HP، میزان عود عفونت HP بالا است که این موضوع می تواند استراتژی درمان و پی گیری بیماران را تحت تاثیر قرار دهد.
    کلیدواژگان: هلیکو باکترپیلوری، عود، UBT
  • علیرضا دلاوری، نگار حری، سیامک عالیخانی، محمدمهدی گویا، علیرضا مهدوی، سیدمحسن حسینی، ساسان حقیقی، پیوند امینی، مسعود امینی صفحات 79-86
    سابقه و هدف

    مطالعات مختلف مطرح کننده تفاوت شیوع پرفشاری خون (HTN) در جوامع شهری و روستایی می باشند. هدف از این مطالعه، مقایسه شیوع HTN و وضعیت پی گیری، درمان و کنترل آن بین جامعه شهری و روستایی بالای 20 سال ایران بوده است.

    مواد و روش ها

    به عنوان بخشی از طرح کشوری بررسی عوامل خطر بیماری های غیرواگیر در سال 1383، این مطالعه مقطعی بر روی 75132 نفر از افراد بالای 20 سال انجام گردید. در تمامی افراد فشارخون 2 بار به روش استاندارد اندازه گیری و پس از جمع آوری اطلاعات مربوط به میزان آگاهی، پی گیری و مصرف دارو، داده های حاصله بین جمعیت شهری و روستایی مقایسه شد.

    یافته ها

    شیوع خام HTN در جامعه شهری و روستایی به ترتیب 5/30 درصد (50/30-496/30: %95 CI) و 2/29 درصد (21/29- 19/29: %95 CI) و شیوع تطبیق داده شده سنی 09/26 درصد و (094/26 - 086/26: %95 CI) 03/26 (025/26- 015/26: %95 CI) بود. درصد آگاهی از فشار خون، درمان و کنترل آن در جامعه روستایی کم تر از جامعه شهری بود.

    استنتاج

    با توجه به یکسان بودن شیوع تطبیق داده شده سنی HTN در جامعه شهری و روستایی این دو جامعه بار یکسانی بر سیستم بهداشتی ما دارند. با در نظر گرفتن پایین بودن میزان آگاهی و کنترل HTN در جامعه روستایی، و نقش محوری سیستم بهداشتی روستایی در کمرنگ کردن این تفاوت، تقویت بیش تر این سیستم توصیه می شود.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، شیوع، شهری، روستایی
  • قاسمعلی خراسانی، میترا محمودی، کوروش وحیدشاهی، لیلا شهبازنژاد، محمد غفاری چراتی صفحات 87-100
    سابقه و هدف
    آموزش طب سرپایی از مهم ترین بخش های آموزش پزشکی بوده و به خاطر ارتباط عمیق آن با آینده کاری پزشک، امروزه مورد توجه ویژه قرار گرفته و مطالعات مختلفی برای بررسی کیفیت و طراحی راهکارهای ارتقاء آن صورت می گیرد، کشور ما در زمینه مطالعات جامع در این زمینه با نقص روبروست. هدف از انجام این مطالعه بررسی کیفیت آموزش درمانگاهی از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش توصیفی و مقطعی انجام گردید: جامعه مورد مطالعه دانشجویان و دستیاران رده های بالینی و اعضای هیات علمی بالینی بودند که به شیوه نمونه گیری آسان مبتنی بر دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های حاوی 22 سوال در مورد متغیرهای زمینه ای و آموزشی و دیدگاه پاسخ دهندگان در مورد شرایط محیطی، فعالیت مستقل و نظارت اساتید و آموزش خاص درمانگاهی بود. روائی پرسشنامه به شیوه تائید روایی محتوا (content validity) توسط مشاوره با صاحب نظران و پایایی آن با آزمون مجدد (85/0 = r) کنترل گردید پس از جمع آوری اطلاعات، آنالیز در نرم افزار Spss13 با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های مجذور کا و t انجام پذیرفت.
    یافته ها
    ضریب بازگشت 70 درصد بود. میانگین سنی 36 استاد شرکت کننده در مطالعه 7/8 6/43 سال و میانگین سنی 144 دانشجوی شرکت کننده در مطالعه 6/3 25 سال بود. دیدگاه اکثر دانشجویان (3/88 درصد) نسبت به کیفیت موجود آموزش درمانگاهی منفی بود در صورتی که دیدگاه بیش تر اساتید (7/66 درصد) به کیفیت موجود مثبت بود. دیدگاه فراگیران رده های پایین تر، منفی تر بود. تفاوت معنی داری بین بخش های مختلف در دیدگاه کلی نسبت به آموزش درمانگاهی وجود نداشت. دیدگاه اساتید و دانشجویان در مورد مناسب نبودن وضعیت فیزیکی درمانگاه همخوانی داشت، اما در مورد امکان انجام فعالیت های مستقل فراگیران (00/0 = p)، آموزش نسخه نویسی (00/0 = p) مدیریت درمانگاه (004/0 = p) و نظارت و اصلاح اساتید (00/0 = p) تفاوت نظر معنی دار وجود داشت چنانکه فراگیران تمامی موارد فوق را در حد کم و خیلی کم بیان نمودند که متفاوت با نظر اساتید بود.
    استنتاج
    دیدگاه کلی در مورد وضعیت موجود آموزش درمانگاهی (به ویژه دیدگاه فراگیران) منفی بوده و عوامل مهم تر منفی شدن این دیدگاه، امکان کم فعالیت مستقل، عدم نظارت فعال اساتید، عدم آموزش نسخه نویسی و آموزش تشخیص های افتراقی و فضای فیزیکی نامطلوب می باشد.
    کلیدواژگان: آموزش درمانگاهی، اساتید، دانشجویان، دیدگاه
  • کبرا عابدیان، صغری خانی، زهره شاه حسینی، علی یزدان پناه صفحات 101-108
    سابقه و هدف
    تزریق واکسن سرخک- سرخجه (MR) به خانم باردار ممنوع است و توصیه شده بعد از تزریق MR تا 3 ماه، حاملگی صورت نگیرد. از طرفی ابتلاء مادر باردار یا در معرض قرار گرفتن او نیز در برابر این بیماری ها، پیامدهایی را در بر داشته است. لذا با توجه به اجرای طرح کشوری تزریق MR به افراد زیر 25 سال، بررسی فراوانی پیامدها و ناهنجاری های مادرزادی در نوزادان متولد شده از مادران واکسینه شده در طول اجرای این طرح در استان مازندران انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این مطالعه هم گروهی تاریخی (historical cohort) به طور سرشماری بر روی 1031 نمونه در سطح استان مازندران انجام شد که در میان آنان 406 زن باردار بدون اطلاع از وضعیت بارداری، واکسن MR را دریافت کرده بودند. اطلاعات این مادران به همراه اطلاعات 493 مادر باردار که در طی سال های 81 و82 واکسینه نشده بودند، مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرارگرفت. اطلاعات توسط پرسشنامه از روی پرونده بهداشتی و تماس تلفنی برای حصول اطمینان از واکسینه شدن و یا نشدن مادر، جمع آوری شد. سپس پردازش اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گردید.
    یافته ها
    پیامد نامطلوب حاملگی در مجموع شامل 58 مورد (5/6درصد) در بین کل نمونه ها بود که در 24 نفر (38/41 درصد) از گروه شاهد و 34نفر (62/58 درصد) از گروه مورد مشاهده شد و به ترتیب فراوانی عبارت بوده از: زایمان زودرس 27 نفر (57/46 درصد)]8 نفر (62/29 درصد) در گروه شاهد و 19 نفر (38/70 درصد) در گروه مورد[، وزن زیر 2500 گرم هنگام تولد 19 نفر (75/32 درصد)]12نفر (16/63 درصد) درگروه شاهد و 7 نفر (84/36 درصد) در گروه مورد[، مرده زایی 6 نفر(34/10درصد)]1 نفر(67/16درصد) در گروه شاهد و 5 نفر(33/83 درصد) در گروه مورد[و سقط 6 نفر (34/10درصد)]2نفر(33/33درصد) درگروه شاهد و 4 نفر (67/66درصد) درگروه مورد[و فقط 1 مورد محدودیت رشد داخل رحمی درگروه شاهد وجود داشت. به طورکلی بین دوگروه واکسینه شده و نشده ازنظر پیامد نامطلوب حاملگی تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0 P>).
    استنتاج
    نتایج این تحقیق و سایر تحقیقات مشابه به این مفهوم نمی باشد که واکسیناسیون بر علیه سرخجه در حاملگی بی خطر و مجاز است، بلکه تاکید بر آن دارد که اگر زنان باردار به طور اتفاقی واکسینه شوند باید از نظر خطر احتمالی پی گیری و مورد مشاوره قرار گیرند.
    کلیدواژگان: بارداری، واکسیناسیون، واکسن MR
  • محترم احمدی، ابراهیم نصیری، سید عبدالله عمادی، رضاعلی محمدپور صفحات 109-116
    سابقه و هدف
    هرساله بیش از پنج میلیون نوزاد در سراسر دنیا می میرند که 19 درصد این مرگ ها به علت خفگی (Asphyxia) هنگام تولد است در استان های کشور ما، برای کاهش این مرگ و میر و اجرای احیاء علمی و صحیح، آموزش هایی در زمینه احیاء نوزادان به اجرا در آمد. لذا این مطالعه به منظور تعیین میزان آگاهی، نگرش و عملکرد،آموزش گیرندگان احیاء نوزاد در بیمارستان های دولتی تحت پوشش در سال 84 انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- مقطعی بوده وجامعه مورد مطالعه ماکلیه آموزش گیرندگان احیاء نوزاد بوده است که مستقیما باآسفیکسی زمان تولد نوزاد ارتباط داشتند لذا به تعداد137 نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند؛ که ارتباط مستقیم شغلی با نوزادان وآسفیکسی زمان تولد داشتند و حداقل یکسال قبل از انجام بررسی، دوره آموزشی احیاء نوزادان را به شکل کارگاه سه روزه گذرانده بودند. ابزار بررسی، پرسشنامه بود که درسه حیطه آگاهی، نگرش و عملکرد تدوین شد وبرای سنجش عملکرد از مولاژ استفاده گردید.
    یافته ها
    این بررسی مشخص نمود که بیش ترین نمونه هاماما (8/62 درصد)و زن (8/89 درصد) بوده اند. نتایج نشان داد 5/44 درصد افراد آگاهی خوب و 7/11 درصد آگاهی بسیارخوبی از احیاء نوزاد داشتند. بیش ترین آگاهی، مربوط به زمان فشردن قفسه (4/93 درصد) وروش تحریک تنفسی (1/89 درصد) بوده است و جمعا 34/96 درصد افراد نگرش بسیار خوب و خوبی نسبت به احیاء نوزاد داشتند. همچنین یافته ها نشان داد که تنها 4/38 درصد افراد مورد بررسی از عملکرد خوبی برخوردار بودند و نگرش آن ها از نظر جنس، تفاوت معنی داری داشت (01/00p< و عملکردشان نیز با شغل، تفاوت معنی داری را نشان داد (017/0P<). همچنین در بررسی ارتباط عملکرد با سن و سابقه کاری، رابطه معکوسی مشاهده شد که به ترتیب 25/0- =r و 26/0- = r بوده است.
    استنتاج
    اطلاعات به دست آمده نشان داد که میزان آگاهی و عملکرد افراد مورد مطالعه، متوسط، اما نگرش آن ها نسبت به احیاء نوزاد، خوب بوده است. لذا با توجه به نگرش مثبت افراد باید در جهت افزایش آگاهی و عملکرد آموزش گیرندگان مداخله نمود.
    کلیدواژگان: احیاء نوزادان، آسفیکسی
  • هدایت جعفری، روانبخش اسمعیلی، ابراهیم نصیری، جبار حیدری، رضاعلی محمدپور، قهرمان محمودی صفحات 117-124
    سابقه و هدف
    امروزه شیوه ودامنه ارائه خدمات درمانی به بیماران آنقدر تغییر و وسعت یافته است که فراهم کردن تمامی این خدمات در قالب بیمه خدمات درمانی از نظر اقتصاد بهداشت و درمان مقدور و میسر نمی باشد. مع الوصف بسیاری از مشتریان نیاز ویژه ای به بیمه های درمانی تکمیلی احساس نموده اند. این احساس نیاز هنگامی بارزتر شدکه این افراد احساس کردند بیمه درمانی تکمیلی، بیمه اولیه و فعلی آنها را کامل تر می کند. در سال های اخیر استفاده از نظرات مدجویان و میزان رضایت مشتری در بخش خدمات بهداشتی و درمانی به یک واقعیت غیر قابل انکار تبدیل شده است. این مطالعه با هدف تعیین میزان رضایت مندی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مازندران از خدمات بیمه درمانی تکمیلی در شهر ساری انجام شده است.
    مواد و روش ها
    روش مطالعه در این پژوهش توصیفی بود و 120 نفر ازبیماران سرپایی و بستری بیمه شده که حداقل یک بار از خدمات بیمه درمانی تکمیلی بهره مند شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که بعد از اطمینان از روایی و پایایی آن بامطالعه مقدماتی (pilot study) مورداستفاده قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و ابزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان داد که بیش ترین تعداد واحدهای مورد پژوهش یعنی 63 نفر(5/52 درصد) از جنس مذکر، 79 نفر (8/65 درصد) در سنین بین 49-30 سالگی، 63 نفر (5/52 درصد) با تحصیلات عالی و90 نفر (75 درصد) متاهل بوده اند. 54 نفر(45 درصد) به علت بیماری های قلبی- عروقی و گوارشی، سابقه بستری در بیمارستان و72 نفر (60 درصد) آنها نیز کم تر از 3 روزسابقه بستری داشته اند. جهت تشخیص بیماری در بیش تر آن ها (43 درصد) از سونوگرافی استفاده شده است. در رابطه با اهداف پژوهش، بیش تر آنها یعنی62 نفر (7/51 درصد) از واحدهای مورد پژوهش از نحوه برخورد کارکنان شرکت، 64 نفر (3/53) از میزان همکاری و 59 نفر(2/49) از پای بندی سازمان به تعهدات خود راضی بودند.
    استنتاج
    آزمون آماری کای دو نشان داد که بین عامل سن، سطح تحصیلات، تعداد دفعات بستری، علت بستری و اقدامات تشخیصی انجام شده و میزان رضایت مندی در این پژوهش رابطه معنی دار وجود دارد (001/0P<). این نتایج حکایت از شناخت و آگاهی، ارتباط با مراکز ارائه خدمات، نوع و کیفیت خدمات ارائه شده دارد. با استفاده از نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد یک برنامه ریزی منطقی و معقول از جانب دست اندرکاران مراکز ارائه خدمات انجام شود تا دامنه رضایت به حداکثر میزان خود برسد.
    کلیدواژگان: بیمه تکمیلی، رضایت مندی، بیمار
  • فرزاد متولی حقی، محمد کرمی، احمدعلی عنایتی، رقیه صفری صفحات 125-128
    سابقه و هدف
    سوسری ها از جمله ناقلین مکانیکی هستند که در انتقال عوامل بیماریزای مختلف نقش بسزایی دارند. مطالعه حاضر به منظور تعیین سطح حساسیت سوسری ها نسبت به حشره کش های پیر تروئید در بیمارستان های امام خمینی(ره) وبوعلی در سال 1383 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    کلیه آزمایشات به روش تماسی(Contact) انجام گرفت. دراین مطالعه پس ازجمع آوری سوسری های آلمانی از بیمارستان ها، نمونه ها به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. نمونه های جمع آوری شده با سه نوع حشره کش پرمترین 92 درصد- دلتا مترین 98 درصد و سایپرمترین 92 درصد مورد آزمایش قرار گرفتند. نمونه های آزمایش در گروه های 10 تایی با استفاده از حشره کش حل شده در استون و نمونه های شاهد با بوکال های آغشته به استون بدون سم در زمان های مورد نظر تماس داده شدند و پس از 24 ساعت نتایج مورد قرائت قرار گرفت. نتایج حاصله مورد تجزیه و تحلیل آماری به روش پروبیت قرار گرفت و خط رگرسیون و زمان تماس ترسیم گردید و نقاط LT50 - LT90 محاسبه گردید.
    یافته ها
    پس ازتماس سوسری ها با حشره کش های فوق در زمان های موردنظر و آنالیز پروبیت، نتایج زیر به دست آمد: LT50 برای حشره کش های پرمترین در بیمارستان امام خمینی 24/20، بیمارستان بوعلی 87/19 و برای سوش حساس 89/8 دقیقه و برای حشره کش های دلتامترین در بیمارستان امام خمینی 30/19، بیمارستان بوعلی 60/17 و برای سوش حساس 8/8 دقیقه و هم چنین سایپرمترین در بیمارستان امام خمینی 64/19، بیمارستان بوعلی 66/18 و برای سوش حساس 64/8 دقیقه. LT90 برای سوش های بیمارستان امام خمینی 91/42، 21/41، 38/37 دقیقه و در بیمارستان بوعلی 59/42، 88/40، 05/34 دقیقه و برای سوش حساس 58/17، 43/18، 28/ 17 دقیقه به دست آمد. نسبت مقاومت حشره کش های پیرتروئید بر روی سوش بوعلی برای پرمترین 23/2 برای دلتا مترین 2 و برای سایپرمترین 15/2 و در بیمارستان امام خمینی برای پرمترین2/2 برای دلتامترین 19/2 و برای سایپرمترین 27/2 بوده است.
    استنتاج
    با توجه به LT90-LT50 و هم چنین نسبت های مقاومتRR در نژادهای سوسری های آلمانی با حشره کش های پرمترین- دلتا مترین وسایپرمترین مورد آزمایش مشخص گردید که سوسری ها نسبت به این حشره کش ها دارای تحمل (Tolerance) هستند و با توجه به گسترش روند مقاومت به پیر تروئیدها در دنیا، این تحقیق استفاده از حشره کش های دیگر و روش های کنترل مناسب تر را مانند بهسازی محیط و مدیریت محیط سمپاشی متناوب و چرخشی و استفاده از روش های تلفیقی را جهت کنترل آفت مورد تاکید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: سوسری، حشره کش های پیرتروئید، مقاومت، حساسیت
  • پرویز یزدان پناه صفحات 129-133
    پارا پلژی اسپاستیک فامیلی گروهی از بیماری های ناهمگن نرون حرکتی می باشد که از نظر کلینیکی به وسیله ضعف بآرامی پیش رونده و اسپاستیسیتی اندام های تحتانی مشخص می شود. این بیماری در هر سنی می تواند اتفاق افتد ولی عمدتا در دوره بچگی یا در اوایل دوره بزرگسالی اتفاق می افتد. الگوی وراثت این بیماری عمدتا اتوزومال غالب می باشد ولی می تواند اتوزومال مغلوب و ندرتا x مغلوب باشد. شیوع این بیماری از 2 تا 3/4 مورد در 100000 جمعیت می باشد.
    در این مطالعه 5 و 3 بیمار از دو خانواده، با ضعف و گرفتگی اندام های تحتانی از دهه اول زندگی مراجعه کرده بودند.درمعاینه این بیماران حس طبیعی، اسپاستیسیتی مچ پاها، پاسخ های مثبت کفی پایی، رفلکس های وتری 2/4، راه رفتن روی نوک پاها و دچار کوتاهی زانوها و مچ بودند. الگوی وراثت بیماری در این بیماران اتوزومال غالب بود.
    کلیدواژگان: اسپاستیسیتی، پاراپلژی، بیماری نرون حرکتی
  • ابراهیم صالحی فر، سید حمزه حسینی صفحات 134-139
    سابقه و هدف
    بحران حرکت چشم حول محور قدامی- خلفی (Oculogyric crisis) یک واکنش دیستونیک حاد می باشد که به طور شایع با داروهای ضد روان پریشی خاص (Typical) اتفاق می افتد. تظاهرات دیستونیک با داروهای ضد روان پریشی غیرخاص (Atypical) نظیر کلوزاپین نادر می باشد. هدف از این مقاله، گزارش یک مورد نادر Oculogyric crisis ناشی از کلوزاپین می باشد که به طور موفقیت آمیزی با بی پریدین درمان شده است.
    مواد و روش ها
    بیمار خانم 42 ساله با تاریخچه 19 ساله اسکیزوفرنی بوده که تحت درمان با داروهای ضد روان پریشی خاص تیپیکال با قدرت بالا (High-potency)، ریسپریدون و لیتیوم در مقادیر و مدت زمان مناسب قرار داشته است. به علت پاسخ ناکافی به داروهای قبلی، کلوزاپین به میزان روزانه 25 میلی گرم شروع و به تدریج به روزانه 150 میلی گرم رسانده شد. در حین دریافت کلوزاپین، دو حمله Oculogyric crisis اتفاق افتاد که با بی پریدین درمان شد.
    یافته ها
    گرچه تمایل کم تر کلوزاپین به مهار گیرنده های دوپامینرژیکی D2 و اثرات ضد پاراسمپاتیکی آن ممکن است توجیه کننده بروز بسیار پایین واکنش های دیستونیک آن باشد، این واکنش ها ممکن است در برخی از بیماران اتفاق افتد و با بی پریدین قابل درمان است.
    استنتاج
    واکنش دیستونیک باید به عنوان یک عارضه جانبی کلوزاپین مد نظر پزشکان قرار بگیرد و براساس مورد گزارش شده، به نظر می رسد که بی پریدین درمان مناسبی برای این عارضه باشد.
    کلیدواژگان: کلوزاپین، دیستونی، Oculogyric Crisis، بی پریدین
  • مسعود گلپور، مریم قاسمی صفحات 140-144
    گرانولوم مخزن ماهی (Fish tank Granuloma) یا گرانولوماستخر شنا بیماری است که توسط مایکو باکتریوم مارینوم (مایکو باکتریوم آتیپیک از گروه فتوکروموژن ها) ایجاد می شود. بیمار آقایی 16 ساله ای است که در حدود یک سال قبل از مراجعه به پزشک، تماس مکرر با آب آکواریوم داشته است و دچار ندول های متعدد در پشت دست راست شده است. ضایعات، انتشار گره ای متوالی (اسپروتریکوئیدی) داشته و تا ناحیه زیربغل ادامه یافته اند. ندول ها کم کم بزرگ شده و تبدیل به تاول (Bulla) شده و به دنبال ترکیدن، زخمی شده اند. در نمونه گرفته شده از ضایعه، ارتشاح گرانولوم شامل گرانولوم های کوچک به همراه سلول های غول پیکر (Giant) لانگهانس دیده شد که با توجه به شرح حال بیمار و نتایج آسیب شناسی و کشت، تشخیص گرانولوم مخزن ماهی گذاشته و برای بیمار درمان با mg300 ریفامپین 2 بار در روز و اتامبوتول mg 800 در روز شروع شد. پس از شش ماه درمان، ضایعات فروکش کردند و جوشگاه های(Scars) کوچک فرو رفته سطحی بر جای گذاشتند.
    مطالعات انجام گرفته نشان می دهد که گرانولوم مخزن ماهی یک علت نادر عفونت پوستی است (شیوع سالانه آن 27/0 در هر 100000 نفر بوده است.) که تشخیص و درمان آن می تواند برای پزشکان مشکل ساز باشد. ولی گرفتن شرح حال مناسب و توجه به علائم بیمار می تواند در تشخیص و درمان این بیماری مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: مایکوباکتریوم مارینوم، Fish tank granuloma، آکواریوم، گرانولوم
  • قاسمعلی خراسانی، مژگان اسدی، زهرا یزدانزاد صفحات 145-146
    ماموپلاستی کاهشی ازجمله اعمال جراحی پلاستیک است که درسال های اخیر رو به افزایش می باشد. با توجه به شیوع نسبتا بالای سرطان پستان لازم است در ارزیابی قبل از عمل، این بیماری را در نظر داشته و پس از عمل نمونه های نسجی را از نظر پاتولوژی به دقت بررسی نمود. این گزارش شامل یک مورد کشف اتفاقی سرطان پستان در بیماری با پستان های خیلی بزرگ است، که در ارزیابی و ماموگرافی قبل از عمل شواهدی از بدخیمی، نداشته و نسج برداشته شده از پستان در نمای gross تومورال نبوده است. ولی بررسی میکروسکوپیک توسط پاتولوژیست وجود کانون هایی سرطانی (invasive ductal carcinoma) را در نمونه های ارسالی از پستان چپ گزارش نمود که بیمار متعاقبا تحت عمل جراحی ماستکتومی قرار گرفت. این گزارش اهمیت ارزیابی قبل از عمل و لزوم دقت در بررسی پاتولوژی نسوج برداشته شده از هر پستان را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: کشف اتفاقی، سرطان پستان، مامو پلاستی کاهشی
|
  • H. Ebadi, A. Borgheie, M. Mali, M. Talebi, M.R. Rabiei Pages 1-8

    Background and

    Purpose

    Benign paroxysmal positional vertigo (BPPV) is the most common cause of vertigo. Its pathophysiology is described by canalolithiasis theory. A safe and simple treatment has been proposed in recent years (canalith repositioning maneuver). This study has been performed to compare the effectiveness of physical maneuver and medical therapy in the treatment of BPPV.

    Materials And Methods

    The study was a clinical trial. Patients with BPPV (Being diagnosed based on positive Dix – Hallpike test and history) were randomized into 2 groups on first visit. They were matched for sex, age and cause of BPPV. 23 patients received Epley maneuver and 22 patients received Betahistine. Patients were evaluated at first week and first month after the beginning of the treatment.

    Results

    After one week, 58.3 % of patients in drug group and 94.1 % of patients in maneuver group had negative Hallpike test. After 1 week, all patients were asked about the resolution of symptoms. After 1 week, 39.77% of patients in drug group and 81.52 % of patients in maneuver group improved. This difference between the 2 groups was statistically significant (2 = -4/338 p< 0/001). After 1 month, 56. 83 % of patients in drug group and 86.98 % of patients in maneuver group improved (z =- 3/ 305 p<0/01). The difference of subjective improvement was statistically significant between 1 week and 1 month follow up in drug group (z = -2/85 p<0.01), this difference however was not statistically significant in maneuver group (z= -1.5 NS).

    Conclusion

    In short term the Epley maneuver is much more effective than medical therapy to control symptoms of BPPV and is the best treatment for this disease.

    Keywords: Benign paroxysmal positional vertigo (BPPV), Epley maneuver, Betahistine
  • Sh Ala, M. Saeedi, F. Eshghi, N. Rahmani, P. Mirzabeygi Pages 9-16
    Background and
    Purpose
    Topical metronidazole (10 percent) has been previously demonstrated to decrease post operative pain after hemorrhoidectomy. The aim of this study was to evaluate the effect of topical metronidazole (10 percent) on postoperative and after defecation pains of hemorrhoidectomy.
    Materials And Methods
    A double-blind randomized trial was conducted to compare post- hemorrhoidectomy pain using topical metronidazole (10 percent) to. placebo carrier applied to surgical site. Forty-seven patients were randomly selected to receive metronidazole (n=25) or placebo (n=22). Pain was assessed using a visual analog scale (VAS) preoperatively as well as on postoperative hours 6 and 12, and on days 1, 2, 7, and 14. The use of narcotic, additional analgesics and complications were recorded. (Pain scores were calculated and compared with baseline values and control group (t-test, SPSS ver.10).
    Results
    Patients in the topical metronidazole group had significantly less postoperative pain than those in the placebo group by the day 14 (P≤0.04). There was no significant difference in narcotic analgesic requirements between groups, except for hour 12 (P<0.05). In the metronidazole group, after defecation, pain was ranked significantly lower on day 2 (P=0.016) and patients required fewer additional analgesics postoperatively on days 2 and 7 (P≤0.04).
    Conclusion
    These finding indicate that topical 10 percent metronidazole significantly reduce post- hemorrhoidectomy discomfort and postoperative defecation pain is reduced compared with that of the placebo control group.
    Keywords: Hemorrhoidectomy, Pain, Metronidazole, Topical
  • F. Eshqi, R. Abdi, H. Khani, A. Fazlolallahpour, M. Alvandipour, H. Tayebi Fard Pages 17-29
    Background and
    Purpose
    Evaluation of suspected biliary obstruction is performed by common old methods such as Ultrasound, CT, and invasive cholangiography. These techniques have limitations due to the poor visualization of intraductal stones (US, CT) and the need for an invasive procedure (ERCP, PTC). Magnetic resonance cholangiography (MRC) is noninvasive imaging modality that provides good visualization of the hepatobiliary system. The aim of the present study was to determine the utility of Magnetic resonance cholangiography, Ultrasonography and Liver function test in preoperative assessment of patients with symptomatic cholecystolithiasis and suspected biliary obstruction.
    Materials And Methods
    Patients selected for elective open cholecystectomy with risk factors of common bile duct stones as suspected biliary obstruction underwent MRC, US, and Liver function test preoperatively. All patients underwent open cholecystectomy and intraoperative cholangiography in Imam Khomeini Hospital, Academic Medical Center of Medicine School, Mazandaran University of Medical Sciences, Sari, Iran from January 2003 to February 2006.
    Results
    30 patients (11 male, 19 female) with the mean age 53.93±13.32 years in a range of 38-75 years underwent all preoperative and operative assessments. 81.81% Sensitivity, 87.5% specificity and 83.33% efficacy in MRC 18.18% Sensitivity, 87.5% specificity and 36.66% efficacy in US, and 54.54% Sensitivity, 37.50% specificity and 50% efficacy in Liver function test were the results obtained for biliary stones.
    Conclusion
    MRC has excellent diagnostic accuracy in the detection of biliary disease. Due to its non-invasive nature, MRI may have advantages over invasive cholangiography when diagnosis is the major goal of the procedure.
    Keywords: Magnetic resonance cholangiography, Ultrasonography, Liver function test, Cholecystectomy, Suspected biliary obstruction
  • M.R. Jalali Nadoushan, A. Davati, A. Tavakoli Pages 30-36
    Background and
    Purpose
    The breast cancer is the most common malignancy in women. Bcl-2 expression has been determined in more than half of the cases of breast cancer. The purpose of this study was to determine the expression of bcl-2 gene in primary breast cancer and its correlation with grade, stage and axillary lymph node involvement.
    Materials And Methods
    The study was a cross-sectional one that was performed on 75 patients with breast cancer admitted to Mostafa Khomeini hospital (2000-2005). After preparing the samples, a tissue section from each sample was obtained. One of the tumoral sections and one of the lymph node sections were stained using H & E. We determined the type of the tumor, the number of lymph nodes, the stage and the grade of the tumor. We studied Bcl-2 with polyclonal antibody by IHC.
    Results
    Our study showed that 69.3% of patients had hymph node involvment. In addition, 41.3% of samples were positive for Bcl-2, 58.7% of samples were in stage II and many patients (42.7%) were in grade III. In this study, we didn’t find any relationship between bcl-2 and stage and lymph node involvment. We also found a significant association between bcl-2 and grade (P<0.006). Also, high bcl-2 expression was more frequent in high-grade tumor.
    Conclusion
    According to the results obtained from earlier studies and our study, it seems that bcl2 is a prognostic factor in breast cancer. But further investigations with more specimens and long-time follow-up are required to clarify the exact role of Bcl-2 in the prognosis of breast cancer.
    Keywords: Breast cancer, Bcl, 2, Grade, Stage
  • M. Parish, A. Mahmoodpoor, N. Gharahdaghi, S. Sanaie Pages 37-42
    Background and
    Purpose
    Neuromuscular relaxants are one group of the important drugs in providing good condition for tracheal intubation and operation. Rapid intubation is needed in most situations. Also, most of non- depolarizing relaxants almost have long onset time. We compared the priming with pancrunium and atracurium in providing good and rapid relaxation for tracheal intubation.
    Materials And Methods
    In this prospective study, 65 patients with ASA class I, II were randomized into two groups. Group A received pancrunium and group B received atracurium. Primimg dose was injected as 20% of total dose of relaxant. Twitching response was measured with peripheral nerve stimulator. Intubation was done when % 80 of the twitching response disappeared. The time of total disappearance of twitching response was also recorded.
    Results
    The mean time for the injection of the first dose of relaxant until the time of intubation was 94.47 seconds in group A and 142.9 seconds in group B, which were significantly different (P<0/01). If intubation until the time of twitch response is detained, the time gap of group A will again be less than group B (P<0/01).
    Conclusion
    In priming technique, the time of tracheal intubation with pancrunium is significantly less than atracurium. So, considering the patient's condition and the need for rapid relaxation, pancrunium could be is a better relaxant than atracurium.
    Keywords: Pancrunium, Atracurium, Priming, Tracheal intubation
  • H. Raei, M. Kesmati, M.R. Zadkarami Pages 43-56

    Background and

    Purpose

    Former studies showed that the Matricaria chamomilla hedroalcholic extract affects pain and anxiety of male and female mice sex-dependently. In this research we examined the effect of Matricaria chamomilla (chamomile) hydroalcholic extract on locomotor activity behavior in presence and absence of sex glands in adult male and female NMRI mice.

    Materials And Methods

    Animals were divided into groups of seven including intact, sham, gonadectomized and receiving hydroalcholic extract of chamomile (30 and 50 mg/kg i.p). Motor activity monitor system was used to evaluate locomotor activity parameters (number of line crossing movments, stereotype movments and number of rearing movments) in open field test on all groups.

    Results

    1) Hydroalcholic extract of chamomile (50 mg/kg dos) decreased motor activity parameters in presence and absence of sex glands in male mice. 2) Hydroalcholic extract of chamomile (50 mg/kg dose) increased motor activity parameters in presence and absence of sex glands in female mice.3) Gonadectomy did not have any effect on locomotor activity parameters on male mice.4) Gonadectomy decreased motor activity parameters on female mice.

    Conclusion

    It seems that chamomile extract influences motor activity parameters via some sex related factors like neurochemical systems in male and female mice. This effect may in part depend on sex hormones receptors in female mice.

    Keywords: Matricaria chamomilla, Open field test, Locomotor activity
  • H. Akhavan, Niaki, S. Shafiezadeh, B. Asghari, S.A. Banihashemi, M. Azizi Pages 57-64
    Background and
    Purpose
    Due to the high annual birth rate of thalassemia major in our country, its prevention by prenatal diagnosis is of important priority. Gene mutation remains unknown in 10-20% of thalassemia trait people in Iran. In these cases, linkage analysis using polymorphic sites which are located near or within the gene is necessary to follow the mutant or the normal chromosome. SspI polymorphic site which is studied for the first time in Iran is located in the second intron of beta globin gene. The aim of this study was to determine the polymorphism frequency of this site in Mazandaran province.
    Materials And Methods
    Peripheral blood of 211 thalassemia trait patients living in Mazandaran province was collected. After DNA extraction and amplification of the beta globin gene region containing the SspI polymorphic site, the effect of SspI restriction enzyme was evaluated on agarose gel.
    Results
    In 422 analyzed chromosomes, 20.6% were negative for SspI polymorphic site. Negative sites were almost equally associated with normal and mutant alleles (11.9% and 14.3% respectively).
    Conclusion
    SspI site analysis can be applied to follow the normal or mutant alleles of beta globin gene.
    Keywords: Thalassemia, Beta globin, Polymorphism, SspI, Mazandaran
  • F. Vasheghani, Z. Atarod, F. Asghari, F. Naghshvar Pages 65-71
    Background and
    Purpose
    Low serum ferritin levels correlate with low iron stores, whereas high levels are associated with an acute-phase reaction. Our objective was to determine whether elevated levels of ferritin in the genital tract can be a potential marker to identify patients at risk for spontaneous preterm delivery.
    Materials And Methods
    We performed a nested case-control study involving 28 women who had spontaneous preterm delivery. 28 term control subjects mathched for parity, age, education, previous history of PTL and vaginal bleeding selected from 275 women enrolled in the preterm prediction study of the prenatal care unit at Imam hospital. Cervical ferritin was measured using radoimmunoassay.
    Results
    Cervical ferritin levels were significantly higher in women who subsequently had spontaneous early preterm delivery (mean SD: 54.5 5 ng/ml VS 36.39 1.59 in control, P=0.001).
    Conclusion
    Elevated cervical ferritin levels in 22=24 weeks of gestation in asymptomatic women are associated with subsequent spontaneous preterm birth. Cervical ferritin, alone or in combination with other potential markers, maybe a useful tool to help identify high risk women who would potentially benefit from such prospective intervention. Until the identification of such clinical interventions in a clinical trial, the use of cervical ferritin for the prediction of preterm delivery remains experimental.
    Keywords: Ferritin, Acute, phase reactant, Preterm delivery, Pregnancy
  • H. Tirgar Fakheri, F. Eshqi Pages 72-78
    Background and
    Purpose
    Helicobacter pylori(HP) has an important role in the pathogenesis of gastritis, peptic ulcer and gastric cancer. The eradication of HP results in the prevention of the recurrence of peptic ulcer and its complications. In developed countries, the recurrence of infection is unusual and rare after the successful eradication of HP infection, however it is likely in developing countries and the rate is variable in different parts of the world. The aim of this study was to evaluate the recurrence rate of HP infection, at least 2 years after the successful eradication of HP infection.
    Materials And Methods
    Those patients with documented duodenal ulcer (according to endoscopy) and HP infection (according to rapid urease test) were included in this study. The patients were treated with different HP eradication regimens and the eradication was proved, using the 14C Urea Breathing Test (UBT). The patients were re-evaluated with 14C UBT at least 2 years after the first negative UBT result (mean duration: 36 months, ranging from 24 to 30 months).
    Results
    Eighty patients (51 males and 29 females) were included in the study. Mean age was 40.53 + 10.99 years (ranging from 20 to 79 years). HP infection recurrence was documented in 11 patients (13.75%).
    Conclusion
    Although HP eradication was performed successfully, the recurrence rate was significant. This can influence the therapeutic and the following up strategies of the patients.
    Keywords: Helicobacter pylori, Recurrence, Urea Breathing Test
  • A.R. Delavari, N. Horri, S. Alikhani, M.M. Gouya, A.R. Mahdavi, S.M. Hosseini, S. Haghighi, P. Amini, M. Amini Pages 79-86

    Background and

    Purpose

    Several studies have shown differences in HTN prevalence between urban and rural populations. The aim of this study was to compare the prevalence of HTN and the status of HTN awareness, treatment and control between Iranian urban and rural populations aged over 20 years.

    Materials And Methods

    As a part of a nation-wide survey in 2004 on risk factors of non-communicable diseases, a cross-sectional study was performed on 75.132 adults aged over 20 years. In all participants, blood pressure was measured for twice in a standard method, followed by a collection of data on patients’ awareness, treatment and control of HTN. The data were compared between urban and rural populations.

    Results

    The crude prevalences of HTN were 30.5% (CI 95%: 30.496- 30.50), 29.2% (CI 95%: 29.19-29.21), and age-adjusted prevalences were 26.09% (CI 95%: 26.086-26.094) and 26.03% (CI 95%: 26.015-26.025) for urban and rural populations, respectively. Rural residents were significantly less aware of HTN, its treatment and control than urban people.

    Conclusion

    Considering the similarity of age-adjusted HTN prevalence between Iranian rural and urban communities, there is the same burden on our health system. With respect to the lower degree of HTN awareness and control in rural residents, and the integral role of rural health system in diminishing the mentioned difference, further developments are recommended for system.

    Keywords: Hypertension, Prevalence, Urban, rural
  • Gh.A. Khorasani, M. Mahmoudi, K. Vahidshahi, L. Shahbaznejad, M. Ghafari Pages 87-100
    Background and
    Purpose
    Ambulatory medicine is one of the most important parts of medical education. Due to its profound relation with professional future of physicians, ambulatory medicine is especially under attention and many studies have been performed to survey its quality and to design some ways to promote it. There is obvious deficiency in our evidence about ambulatory medicine. The aim of this study was to survey the quality of teaching of the ambulatory medicine from the viewpoint of the faculty members and students of medical faculty of Mazandaran.
    Materials And Methods
    This was a descriptive and cross-sectional study. The study's population consisted of students, residents and clinical faculty members who were included by simple sampling. Data collection was performed by a questionnaire with 22 questions about demographic and educational variables as well as respondents’ opinions about environmental conditions, independent activities, instructors’ supervision, and social training in the ambulatory clinics. The validity of the questionnaire was controlled by content validity with expertise consultation, and its reliability was controlled by test-retest(r=0.85). Data were analyzed using spss13 software.
    Results
    Response rate was 79%, the mean age of 36 faculties was 43.6+- 8.7 years and 32% of them were female. The mean age of 146 students was 25+-3.6 years and 61% were female. The attitude of the majority of the students (88.3%) towards the quality of ambulatory teaching was negative, but majority of faculties (66.7%) had positive attitudes. There was no significant difference among teaching departments. Attitude of junior trainees was even worse. Attitude of faculty members and students was similar towards inappropriate physical environment of ambulatory clinics, but it was significantly different from independent activities of trainees in clinics (p=0.000) relational drugs prescription (p=0.000) management (p=0.004), and supervision of faculty members (p=0.000).
    Conclusion
    The overall attitudes towards the current condition of ambulatory teaching (especially trainees) were negative because of the impossibility of independent activities for trainees, low supervision of faculties, absence of teaching for rational drug prescription, differential diagnosis and management.
    Keywords: Ambulatory Medicine Teaching, Attending, Student, Attitude
  • K. Abedyan, S. Khani, Z. Shahhosseini, A. Yazdanpanah Pages 101-108
    Background and
    Purpose
    MR vaccination is prohibited among pregnant women, therefore pregnancy is recommended three months after vaccination. On the other hand, pregnant women acquiring these diseases face unwanted complications. We tried to determine the frequency of congenital disorders in the newborns of the vaccinated pregnant women under 25 years in Mazandaran province.
    Materials And Methods
    This historical cohort study was done by consent method on 1031 cases throughout Mazandaran province. 406 cases out of the population were vaccinated without prior information about their pregnancy. The data were collected by questionnaires through referring to their healthcare files and telephone contacts just to make sure about their vaccination conditions. The data obtained from these cases along with the data from 493 pregnant women who were not vaccinated during the years 2002-2003 were statistically analyzed.
    Results
    Pregnancy complications were observed in 58 (6.5%) subjects 24 (41.38%) in the control group and 34 (58.62%) in the case group. The rate of complications in the subjects under the study was as follows: premature delivery in 27 (46.57%) subjects 8 (29.62%) in the control group and 19 (70.38%) in the case group weight under 2500 gram at birth in 19 (32.75%) subjects 12 (63.16%) in the control group and 7 (36.84%) in the case group still birth in 6 (10.34%) subjects 1 (16.67%) in the control group and 5 (83.33%) in the case group abortion in 6 subjects (10.34%) 2 (23.33%) in the control group and 4 in (66.67%) in the case group. Only one person in the control group had intra uterine growth retardation. No significant pregnancy complication difference was observed between the case and the control groups in this study (P>0.05)
    Conclusion
    Results of this study and the related researches indicate that though MR vaccination during pregnancy is safe, the randomly performed vaccination of pregnant women, should be advised and the followed up for the probable unwanted complications.
    Keywords: Pregnancy, Vaccination, MR vaccination
  • M. Ahmady, E. Nasiri, S.A. Emady, R.A. Mohammad Poor Pages 109-116
    Background and
    Purpose
    There are more than five million neonatal death around the world of which %19 was because of Asphyxia at birth time. In our country, there has been educational program in order to decrease the mortality caused by Asphyxia and to practice a scientific method for resuscitation. This study was conducted to determine the rate of knowledge, attitude and practice for every learner of neonatal resuscitation in the governmental hospitals of Mazandaran province in 2005(1384).
    Materials And Methods
    current study was a descriptive cross sectional done on All Trainees who had professional direct contact with birth Asphyxia. We selected exactly 137 people who had attended Neonatal Resuscitation Workshop for three days.
    Results
    The subjects under the study were %62/8 midwife and %89/8 women. Data show that % 44.5 had good knowledge and % 11.7 had very good knowledge on neonatal Resuscitation. The highest acknowledge was %93/4 and %89/1 on chest compression and breath stimulation way respectively. Data also suggested that totally % 96.34 of the subjects had good and very good attitudes towards neonatal resuscitation. The results show that only % 38.4 of the subjects under the study had a good level practice and their attitudes in terms of age were significantly different (P<0.01). Also, their practice on job showed a significant difference (P<0.017). In the study, there was a converse relation between age and professional experience which was r = 0.25 and r = 0.26, respectively.
    Conclusion
    Results obtained suggest that the amount of knowledge and practice for the subjects under the study was average, but their attitudes towards neonatal resuscitation was good. There fore, according to the positive attitude of the subjects,there must be a trend to promote knowledge and practice.
    Keywords: Resuscitation, Asphyxia
  • H. Jafari, R. Esmaeeli, E. Nasiri, J. Haydari, R.A. Mohammadpour, Gh Mahmmodi Pages 117-124
    Background and
    Purpose
    The range of medical services is so large that rendering services under the support of medical insurance is not possible for the insurance companies. Many of the patients need the supplemental insurance, specially when this type of insurance completes the general medical insurance. Client's consent with the health service center is undeniable nowadays. This study was performed to determine the rate of working staff's consent at Mazandaran University of Medical Sciences of the supplemental insurance company in Sari.
    Materials And Methods
    In a descriptive study, 120 out patients and hospitalized patients who had benefitted from the supplemental insurance for once company underwent the study. Data collected by questionnaire were confirmed on account of P validity to be used in the pilot study. Also, data were analyzed in descriptive method with SPSS software.
    Results
    The obtained results were as follows 63 (%52.5) were male, 79 subjects aged 30-49 years (65.8%), 63 had higher education (52.5%), 90 were married (75%). 54 (%45) subjects were hospitalized with cardiovascular disease and digestive problems. Also 72 subjects (%60) had the history of 3 days hospitalization. Sonography was the method of treatment (43%) that was used for %43 of them. Regarding the purpose of the study, many of the subjects under the study, (51.7%), were satisfied with the supplemental insurance company in terms of behavior, 64 subjects (%53.3) with insurance compancy's cooperation and finally 59 subjects (%49.2) were pleased with the organization's commitment to its responsibility.
    Conclusion
    The X2 test showed that there is significant relationship among the age, education number of hospitalization, the reason of hospitalization, diagnostic procedures, and the rate of satisfactions p<0.001. This finding indicates knowledge, relation with the medical care centers, type and quality of rendered services. Therefore, it is suggested that a logical planning be conducted by the authorities of the insurance company to achieve the utmost degree of satisfaction.
    Keywords: Supplemental insurance, Satisfactions, Patient
  • F. Haghi, M. Karami, H.A. Enayati, R. Safari Pages 125-128
    Background and
    Purpose
    The medical importance of cockroaches is much greater than what has generally been realized. They are known to carry pathogenic viruses and bacteria such as escherichia coli, Staphylococcus aureus and salmonella species including S.typhi and S.typhimurium. As a result, their eradication is very important.
    Materials And Methods
    One of the best and effective ways of controlling cockoaches is thought to be the chemical method, which is performed by insecticides. It should be stated that the chemical treatment must be combined with enviromental sanitation, otherwise, the results will not be satisfactory. This study was carried out by using four different insecticides like: Permethrin 0.92% Deltamethrin 0.98% and Supermithrin 0.92% to evaluate their susceptibility and resistance. In this study, the cockroaches were collected from Imam Khomeini and Boo Ali Hospitals in Sari and were tested by different cocentrations of above -mentioned insecticides. Susecptibility of cockroaches was performed according to the standards of World Health Organization (W.H.O).
    Results
    In this study, all the strains of cockroaches were exposed to the concentration of the above-mentioned insecticides through surface contact method. Imam Khomeini strain showed the LT50 of 20/24, 19/30, 19/64 minutes and Boo Ali hospitals 19/87, 17/6, 18/66 minutes. For susceptible strain, 8/89, 8/8, 8/64 minutes were obtained to Permethrin, Deltamethrin and Sumithrin respectively. On the other hand, LT90 for Imam Khomeini strain were 42/91, 41/21, 37/38 minutes and Boo Ali hospitals 42/59, 40/88, 34/05 minutes. For susceptible strain, 17/58, 18/43, 17/28 minutes were obtained to Permethrin, Deltamethrin and Supermithrin respectively. In surface contact, the resistance ratio (RR) to pyrethroids insecticides (Permethrin, Deltamethrin and Supermithrin) of BoAli hospitals strain was 2/23, 2 and 2/15 respectively, while this ratio for Imam Khomeini strain was 2/2, 2/19 and 2/27.
    Conclusion
    Direct use of permethrin, Deltamethrin and supermithrin has developed the resistance of German cockroaches significantly.
    Keywords: Cockroaches, Pyrethroids, Susecptibility, Resistance
  • P. Yazdanpanah Pages 129-133
    The familial spastic paraplegia (FSP) is a heterogeneous group of motor neuron disorders characterized by slow progressive weakness and spasticity of lower limbs. The disorder can appear at any age, but it usually occurs in childhood or early adult life. The genetic pattern of this disease is mainly autosomal dominant trait, but occasionally as an autosomal recessive trait, and very rarely as an X-linked recessive disease. The prevalence of this disease ranges from 2.0 to 4.3 per 100000. In this study, there were 5 patients in a family and 3 in another family who had weakness and spasticity of lower limbs in the first decade of their life. In physical examination, there were normal sensation, ankles spasticity, extensor plantar reflexes, deep tendon reflexes 4.2, tip toe walking, contracture of knees and ankles. Genetic pattern of disease was these patients is autosomal dominant trait.
    Keywords: Spasticity, Paraplegia, Motor neuron disease
  • E. Salehifar, S.H. Hosseini Pages 134-139
    Background and
    Purpose
    Oculogyric crisis which is a dystonic reaction commonly caused by typical antipsychotics treatment of acute dystonias, rarely occurs with atypical antipsychotics like clozapine. The aim of this report was to describe a rare case of clozapine-induced oculogyric crisis successfully treated with biperiden. Case: The patient was a 42-year-old woman with a 19-year history of schizophrenia treated with high-potency typical antipsychotics, risperidone and lithium augmentation with appropriate doses and duration. Because of poor response to prior medications, she was prescribed clozapine started with 25 mg/d and gradually titrated up to 150 mg/d. She has experienced two episodes of oculogyric crisis treated successfully with biperiden.
    Discussion
    Although low affinity of clozapine for blocking D2 dopaminergic receptors and its anticholinergic activity may explain the significantly lower incidence of dystonic reactions, they may happen in some patients and could be suppressed with biperiden.
    Conclusion
    Clinicians should consider dystonic reaction as a possible clozapine adverse effect and on the basis of this report, clozapine-induced oculogyric crisis may be treated successfully with biperiden.
    Keywords: Clozapine, oculogyric, biperiden
  • M. Golpour, M. Ghasemi Pages 140-144
    Fish tank or swimming granuloma caused by Mycobacterium marinum is an opportunist pathogen commonly found in aquatic environments. We present a 16 year-old boy with frequent exposure to aquarium water who had several nodules (sprotrichoid forms) on his right hand. Pervious studies showed that fish tank granuloma is a rare skin infection (0.27 per 100,000 population in one year). However, taking proper history and considering the patient’s signs and symptoms could be helpful in diagnosis and treatment.
    Keywords: Mycobacterium marinum, Fish tank granuloma, Aquarium
  • Gh.A. Khorasani, M. Asadi, Z. Yazdanazd Pages 145-146
    Reduction mammaplasty is increasingly used for the treatment of discomfort associated with macromastia. Breast cancer is a tumor with the highest prevalence and incidence in women. As it can be expected, reduction mammaplasty specimens occasionally reveal breast cancer. So, before reduction mammaplasty, patients should be assessed for breast cancer risk and evaluated by physical examination and mammography. We report here the discovery of breast cancer in specimens from a patient who underwent elective breast reduction. Preoperative mammography showed no evidence of malignancy. But, final pathologic evaluation of reduction specimens revealed foci of “invasive ductal carcinoma” on the left side, therefore the patient underwent modified radical mastectomy. In conclusion, thorough preoperative clinical examination and mammography may reduce the rate of incidentally discovered cancer during reduction mammaplasty procedures. Pathologic examination of RM specimens is imperative, and sending all of them for pathologist is mandatory. These recommendations emphasize breast reduction as an opportunity for detection of occult potential fatal disease in higher risk groups.
    Keywords: Incidental, breast cancer, reduction mammaplasty