فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 48 (زمستان 1385)
  • پیاپی 48 (زمستان 1385)
  • 104 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1385/10/19
  • تعداد عناوین: 9
|
  • راهنمای نویسندگان
    صفحه 2
  • فروغ رفیعی، سیده فاطمه حق دوست اسکویی، منصوره یادآور نیکروش صفحه 7
    زمینه و هدف
    پرستاری در بخش سوختگی نیازمند مراقبت ویژه می باشد و پاسخ های عاطفی شدیدی را در کارکنان بر می انگیزد. هر پرستاری که از بیماران سوختگی مراقبت می کند، می داند که تنیدگی بخشی از پرستاری سوختگی است و مسائل سازمانی، مشکلات مربوط به بیماران و کار تیمی در مراکز سوختگی واکنش های شدیدی را در این کارکنان بر میانگیزد و تداوم این امر منجر به فرسودگی شغلی کارکنان شده و مراقبت پرستاری را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. مقاله حاضر به عنوان بخشی از پژوهشی وسیع به هدف تعیین ماهیت پاسخ پرستاران سوختگی به فرسودگی شغلی تدوین شده است.
    روش بررسی
    در این پژوهش از روش تحقیق کیفی گراندد تئوری استفاده شد. 38 نفر از طریق نمونه گیری هدفدار و نظری در مطالعه شرکت کردند و داده ها با استفاده از مصاحبه های بدون ساختار و مشاهده با مشارکت جمعآوری گردید. به منظور تحلیل داده ها از روش مقایسه مداوم استفاده شد.
    یافته ها
    شرکت کنندگان در پاسخ به تنیدگی و فرسودگی شغلی ابعادی منفی را نمودار کردند. این پاسخ ها بهصورت ابعاد عاطفی، نگرشی، روان تنی، رفتاری و سازمانی پدیدار شد. ابعاد عاطفی در قالب استیصال شخصی و حرفه ای، ابعاد نگرشی در قالب از خود بیگانگی و منفی نگری، ابعاد روان تنی بهصورت فرسایش جسمی و روانی، ابعاد رفتاری در قالب عدم تحمل و توجیه کردن و ابعاد سازمانی بهصورت رفع تکلیف کردن و زوال عملکرد نمایان شدند.
    نتیجه گیری
    فرسودگی شغلی تمام ابعاد وجودی شرکت کنندگان در مطالعه را متاثر ساخت و به همین نسبت، مراقبتهای پرستاری را تحت تاثیرات منفی خود قرار داد. فرایند کنش ها و تعاملات کارکنان پرستاری در طول زمان و در پاسخ به موقعیت ها و بافت مراکز سوختگی پدیدار شد. جهت تعدیل واکنش های منفی پرستاران و بهبود کیفیت مراقبتهای پرستاری، لازم است عوامل خرد و کلان حاکم بر مراکز سوختگی تهران تعدیل گردد. به علاوه توجه مدیران پرستاری به علائم و نشانه های فرسودگی شغلی، و همچنین اجرای برنامه های کاهش تنیدگی مفید خواهد بود.
    کلیدواژگان: گراندد تئوری، فرسودگی شغلی، مراقبت پرستاری، بخش سوختگی
  • مرتضی رضایی آدریانی، فضل الله احمدی، آرمان فاتحی، عیسی محمدی، سقراط فقیه زاده صفحه 25
    زمینه و هدف
    امروزه رضایتمندی بیماران، به عنوان یکی از شاخص های مهم جهت ارزیابی کیفیت ارائه مراقبت ها در نظر گرفته می شود. محدودیت حرکت پس از انجام آنژیوگرافی جهت کاهش خونریزی، با ایجاد خستگی، میزان رضایتمندی بیماران از مراقبت های ارائه شده را، تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تغییر پوزیشن بر شدت خستگی و میزان رضایت بیماران و همچنین پایش بیماران از نظر میزان بروز عوارض (خونریزی و هماتوم) می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی بود، جامعه پژوهش از افراد ایرانی تبار 80 – 18 ساله ای که آنژیوگرافی تشخیصی غیر اورژانسی از طریق شریان فمورال را تجربه کرده بودند، تشکیل شد. نمونه ها پس از نمونه گیری به روش در دسترس، به صورت تصادفی به دو گروه شاهد و آزمون تخصیص داده شدند (35 نفر در هر گروه). گروه آزمون با روش مد نظر، و گروه شاهد طبق پروتکل رایج، پوزیشن دهی شدند. شدت خستگی و میزان رضایتمندی با استفاده از مقیاسهای دیداری و میزان خونریزی و هماتوم با استفاده از خط کش طراحی شده، اندازهگیری شدند. در این پژوهش 70 بیمار (گروه آزمون و شاهد، هر یک 35 نفر) شرکت داشتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری تی تست، مجذور کای، آنالیز واریانس با اندازه های تکراری، و تعیین همبستگی بین متغیرها استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که شدت خستگی در ساعت ششم، هشتم و صبح روز بعد از آنژیوگرافی به میزان معنی داری در گروه آزمون کمتر از گروه شاهد و میزان رضایتمندی در ساعت سوم، ششم، هشتم و صبح روز بعد از آنژیوگرافی به میزان معنی داری در گروه آزمون بیشتر از گروه شاهد بوده است (05/0 >P). مجموع کل میزان خونریزی و هماتوم در دو گروه تفاوت معنی داری با یکدیگر نشان نداد (05/0
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که تغییر پوزیشن بیماران پس از آنژیوگرافی با کاهش شدت خستگی و افزایش میزان رضایتمندی بیماران، بدون افزایش خطر خونریزی و تشکیل هماتوم همراه بوده است.
    کلیدواژگان: تغییر پوزیشن، آنژیوگرافی، خستگی، رضایت، خونریزی، هماتوم
  • اعظم حبشی زاده، زهره ونکی، حسن ناوی پور صفحه 37
    زمینه و هدف
    ایفای نقش مناسب مدیران پرستاری باعث افزایش تعهد حرفه ای و ارتقاء اعتماد به نفس در پرستاران خواهد شد. در حالیکه اهمیت رفتارهای مدیریتی و تاثیر این رفتارها بر روحیه پرستاران از مباحث مهم مدیریتی می باشد. هدف این تحقیق تعیین تاثیر ایفای نقش مربیگری توسط سوپروایزران بالینی بر روحیه پرسنل پرستاری میباشد.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر از نوع نیمهتجربی است که به صورت قبل و بعد و در دو گروه شاهد و آزمون صورت گرفت. یکی از بیمارستانهای آموزشی شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس 8 بخش داخلی-جراحی این بیمارستان به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه آزمون و شاهد که هر یک شامل 4 بخش داخلی- جراحی بودند، تقسیم گردید. سوپروایزرانی که در دوره بهسازی مدیران شرکت کرده بودند به عنوان سوپروایزران گروه آزمون، نظارت بر بخشهای گروه آزمون را بر عهده داشتند، این سوپروایزران نیز به صورت تصادفی انتخاب شده بودند. 27 پرستار در هر دو گروه شاهد و آزمون انتخاب شدند. این پرستاران از نظر ویژگی های فردی همسان بودند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بررسی روحیه کاری پرستاران بود. برنامه ایفای نقش مربیگری در دو مرحله انجام شد: مرحله اول، آشناسازی مدیران پرستاری با برنامه بهسازی مدیریت و در مرحله دوم، بهسازی محیط با طراحی راهنمای به کارگیری نقش های مربیگری توسط سوپروایزران در نظارت بالینی. برنامه اجرای نقش مربیگری توسط سوپروایزران بالینی به مدت 16 هفته به طول انجامید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 2 قسمتی اطلاعات دموگرافیک و قسمت بررسی روحیه کاری پرستاران بود.
    یافته ها
    با استفاده از آزمون آماری مجذورکای تفاوت معنی داری بین دو گروه شاهد و آزمون از نظر ویژگی های فردی (سن، جنس، وضعیت استخدامی و...) مشاهده نشد. میانگین نمره روحیه پرستاران گروه آزمون قبل از مداخله 30/59 و بعد از مداخله 30/71 بود (001/0P<). در گروه شاهد میانگین نمره روحیه قبل از مداخله 33/69 و بعد از مداخله 07/64 بود (020/0P<). بدین ترتیب، ایفای نقش مربیگری توسط سوپروایزران بالینی باعث افزایش میانگین نمره روحیه پرستاران شده بود.
    نتیجه گیری
    یکی از راه های افزایش روحیه پرستاران به کارگیری روش های اصولی نظارتی و رهبری است. لذا با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش میتوان ایفای نقش مربیگری توسط سوپروایزران بالینی را به عنوان یک روش نظارتی و رهبری نوین و اصولی پیشنهاد کرد.
    کلیدواژگان: مربیگری، سوپروایزر بالینی، روحیه پرستاران
  • معصومه استوار، فریبا نصیری زیبا، سیمین تعاون، حمید حقانی صفحه 47
    زمینه و هدف
    امروزه بیماری های مقاربتی به عنوان یک معضل بزرگ بهداشتی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مطرح می باشند و مطالعات قبلی نشان داده که هر روز حدود یک میلیون نفر به یکی از بیماری های مقاربتی (سالانه 333 میلیون مورد در جهان) آلوده می شوند. هدف این مطالعه تعیین آگاهی و نگرش زنان در مورد بیماری های مقاربتی و ایدز و عوامل مرتبط با آن بود.
    روش بررسی
    این مطالعه به روش توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش زنان سنین باروری 49-15 سال با حداقل سواد خواندن و نوشتن بودند. تعداد نمونه 500 نفر بود، که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. پس از تکمیل پرسشنامه ها به سووالات آگاهی و نگرش و براساس امتیاز حاصل شده آگاهی و نگرش طبقهبندی گردید. سپس ارتباط بین این دو متغیر مورد بررسی قرار گرفت. محیط پژوهش شهرستان اندیمشک بود.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که میانگین سنی زنان 9±18/27 سال بود. از نظر تحصیلات 8/62درصد دیپلم و بالاتر بودند. فقط 2/11درصد زنان از آگاهی خوب برخوردار بودند.همچنین 4/52 درصد نمونه ها دارای نگرش منفی نسبت به راه های انتقال و روش های پیشگیری از بیماری های مقاربتی و ایدز بودند.آنالیز واریانس ارتباط معنی دارآماری را بین آگاهی با سن (002/0=P)، تحصیلات(00/0=P)، شغل(00/0=P)، شغل(008/0=P) و تحصیلات همسر (025/0=P) و همچنین بین نگرش با سن (00/0=P)، تحصیلات (00/0=P)، شغل(003/0=P)، نشان داد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین آگاهی و نوع نگرش ارتباط مستقیم وجود دارد (00/0=P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه،آگاهی مناسب در مورد بیماری های مقاربتی و ایدز به تغییر نگرش و رفتارهای مناسب می انجامد و از ترس و وحشت بی مورد می کاهد. قشر زنان جامعه نیاز به آموزش بیشتری در این زمینه دارند. رسانه های گروهی را می توان به عنوان محور آموزشی در این زمینه در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، بیماریهای مقاربتی، ایدز
  • سمیه غفاری، عیسی محمدی صفحه 55
    زمینه و هدف
    اجرای برنامه ترخیص بیماران، یکی از مفاهیم کلیدی مراقبت های پرستاری است. پرستار در برنامه ترخیص به بررسی بیمار و خانواده وی، تعیین نیازهای مراقبتی آنها و آموزش به خانواده جهت انجام مراقبت صحیح می پردازد. علی رغم فوائد فراوان برنامه ترخیص، برای بیمار، خانواده و جامعه، عملا در بالین اجرا نمی شود. لذابررسی علل عدم اجرای برنامه ترخیص، یافتن و ارائه راهکارهایی عملی در جهت اجرای بهینه این برنامه در محیط بالین امری ضروری می باشد. این پژوهش با هدف تعیین علل عدم اجرای برنامه ترخیص توسط پرستاران در بیمارستان و ارائه راهکارهای مناسب جهت رفع و یا کاهش این مشکل صورت گرفته است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی با رویکرد حل مساله است که بر روی 115 نفر پرستار شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش نمونه گیری غیراحتمالی انتخاب شده بودند، انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای پژوهشگر ساخته مبنی بر سه بخش بود: قسمت اول مربوط به اطلاعات دموگرافیک شامل 12 گزینه، قسمت دوم شامل 24 علت جهت اولویت بندی علل موثر در عدم اجرای برنامه ترخیص در سه حیطه موانع شناختی و نگرشی(5 مورد)، موانع مدیریتی و تجهیزاتی (9 مورد) و موانع ساختاری (10مورد) و قسمت سوم شامل 2 سوال باز به منظور تعیین نظرات اصلی و درخواست ارائه راه حل مناسب از نظر نمونه ها برای رفع مشکل مربوطه بود. امتیاز مربوط به هر گزینه در قسمت دوم بین 0-3 در نظر گرفته شد. اعتبار ابزار به روش تعیین اعتبار محتوی توسط نظر 10 نفر از اساتید مجرب پرستاری مورد تایید قرار گرفت. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، 5 علت از نظر سه گروه به عنوان موانع اصلی عدم اجرای برنامه ترخیص ذکر شدند که در 2 دسته با عناوین: بارکاری بالای پرستاران علی رغم شرایط نامناسب محیط کاری و عدم آشنایی پرستار، بیمار و خانواده وی در مورد برنامه ترخیص به دلیل عدم اطلاع رسانی کافی و عدم برگزاری کلاسهای ضمن خدمت، قرار گرفتند. همچنین علل ساختاری با بالاترین مقدار میانگین (04/2)، از بین سه حیطه مورد نظر به عنوان موانع اصلی عدم اجرای برنامه ترخیص توسط نمونه ها تعیین گردید.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به یافته های مطالعه و اهمیت اجرای برنامه ترخیص در بهبود کمی و کیفی مراقبتها، راهکار برتربا عنوان تشکیل گروه های تخصصی و ویژه با شرکت سوپروایزرهای آموزشی و یک نفر از پرسنل با سابقه بخش و مربیان مرتبط دانشکده به منظور تدوین و نشر بسته های آموزشی مناسب، با همکاری دانشجویان در دفاتر پرستاری و دانشکده ها در جهت اجرای این برنامه پیشنهاد گردید.
    کلیدواژگان: پرستار، برنامه ترخیص، بیمارستان
  • رضا مسعودی، فاطمه الحانی صفحه 67
    زمینه و هدف
    اگرچه در دهه اخیر پیشرفتهای چشمگیری در زمینه آموزش عالی خصوصا در زمینه پزشکی و پرستاری به وجود آمده است، ولی وجود موانع و مشکلات آموزش بالین پرستاری نیاز به بررسی دارد، زیرا شناخت و پیداکردن راه حل مناسب برای هر کدام ازآنها منجر به ارتقا سطح آموزش خواهد شد. از این رو مطالعه حاضر به منظور تعیین مسایل و مشکلات مربیان پرستاری با سابقه کم در زمینه آموزش بالین و ارائه راهکار مناسب می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی با روش حل مساله، در ارتباط با مشکلات آموزش بالین کلیه مربیان پرستاری با سابقه کمتر از 5 سال دانشگاه های دولتی شهر تهران (شامل 40 نفر) در سال 1385 صورت پذیرفت. ابزار پژوهش پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه های مشکلات ویژه مربیان با سابقه کمتر از 5 سال بود.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد، مشکلات حیطه های مختلف به ترتیب اولویت عبارتند از: در حیطه فردی «تعیین محل کارآموزی بدون توجه به گرایش یا تجارب قبلی مربی» با (134) امتیاز؛ در حیطه ایفای نقش «ارزشگذاری نامناسب از طرف مسئولین دانشکده در ایفای نقش مربی» با (5/162) امتیاز، در حیطه ساختار سازمانی و مسائل آموزش بالین؛ «عدم وجود رابطه سازمانی هماهنگشده و مشخص بین آموزش و بالین» با (175) امتیاز؛ در حیطه تعامل «تعامل ناکافی بین مربی تازهکار و همکاران بالین» با (5/152) امتیاز؛ در حیطه امکانات و تجهیزات «محدودیت محیط فیزیکی و فضای نامناسب جهت برنامه های آموزشی و کنفرانسها و...» با (150) امتیاز؛ در حیطه رضایتشغلی «کمبود امکانات لازم برای پیشگیری از صدمات حین کار» با (180) امتیاز و در حیطه احساس خودکارآمدی «احساس خودکارآمدی مربوط به توانایی بحث در رابطه با ایده ها و نظریات مربیان با سابقه کمتر از 5 سال با مسئولین دانشکده» با کمترین امتیاز (5/312).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش و بررسی راهکارهای هر حیطه با توجه به معیارها و ضوابط ویژه، تشکیل”کمیته کیفیت آموزش در بالین “به عنوان مناسبترین راهکار برای کاهش مشکلات آموزش بالین پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: مربیان پرستاری با سابقه کم، آموزش بالینی، کمیته کیفیت آموزش در بالین
  • رقیه صمیمی، دریادخت مسرور، فاطمه حسینی، مهرآسا تمدن فر صفحه 83
    زمینه و هدف
    ارتقاء بهداشت و تامین سلامت افراد جامعه از ارکان مهم پیشرفت جوامع می باشد.شواهد موجود نشان می دهد که بین سبک زندگی و سلامت عمومی همبستگی وجود دارد.بالغ بر 53 درصد علل مرگ و میر افراد جامعه با سبک زندگی آنها ارتباط دارد. اهمیت موضوع سبک زندگی وعلل مرتبط با آن محققان را بر آن داشته که به بررسی سبک زندگی و سلامت بپردازند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط سبک زندگی با سلامت عمومی دانشجویان دانشکده های (پرستاری و مامایی، پیرا پزشکی، علوم پایه پزشکی،بهداشت، مدیریت و توانبخشی) بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع همبستگی بوده، کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل پذیرفته شده قبل از سال 1384 که در یکی از رشته های دانشگاه علوم پزشکی ایران در یکی از مقاطع تحصیلی (کاردانی،کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا) که قبل از پذیرش در دانشگاه فاقد اختلالات روانی، بیماری مزمن و معلولیت بودند جامعه پژوهش را تشکیل می داد. تعداد نمونه شامل00 13دانشجوکه شامل 864دختر و 436پسر در محدوده سنی 44-18 سال بودند از این تعداد 486 نفر ساکن خوابگاه و 814نفر غیر خوابگاهی بودند. روش نمونه گیری بصورت طبقه ای بر اساس دانشکده محل تحصیل، جنس و وضعیت سکونت دانشجویان بود. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه مشتمل بر سه بخش دموگرافیک، سبک زندگی در ابعاد (ورزش، تغذیه، سیگار کشیدن، رعایت اصول ایمنی و کنترل استرس) و سلامت عمومی با 28 سووال بود.
    یافته ها
    براساس نتایج آزمون کای دو، سلامت عمومی با ورزش (000/0P=)، تغذیه (000/0P=)، سیگارکشیدن (027/0P=)، رعایت اصول ایمنی (000/0P=)،کنترل استرس (000/0P=) و جنس دانشجویان ارتباط معنی دار و با سن، دانشکده محل تحصیل ووضعیت سکونت ارتباط نداشت. سلامت عمومی با ابعاد سبک زندگی ارتباط معکوس معنی دار داشت (000/0P=).
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش نشان داد که دانشجویان در زمینه ورزش وضعیت نامطلوبی داشتند. جهت ارتقاء فعالیت ورزش دانشجویان فراهم نمودن امکانات ورزشی مناسب در محیط دانشگاه همچنین تشویق دانشجویان به منظور استفاده از این امکانات ورزشی در جهت ارتقاء سبک زندگی و سلامت عمومی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، دانشجویان، سلامت عمومی
  • اعظم سلطانی، مهوش دانش کجوری، شراره صفوی، فاطمه حسینی صفحه 95
    زمینه و هدف
    تهوع و استفراغ بارداری یکی از مشکلات اوایل بارداری است که تحمل آن برای زنان باردار سخت میباشد و در 50 تا 80 درصد از زنان باردار به درجات مختلف دیده می شود. این مشکل نه تنها بر سلامت جسمی مادر اثر می گذارد، سلامت روانی و کارکردهای اجتماعی و خانوادگی او را نیز به مخاطره می اندازد. علت تهوع و استفراغ بارداری ناشناخته است ولی بعضی از عوامل در ایجاد و شدت آن موثر می باشند. هدف مطالعه تعیین فراوانی و شدت تهوع و استفراغ بارداری و عوامل مرتبط با آن بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مقطعی بود. جامعه پژوهش کلیه زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان بودند. نمونه شامل 700 زن باردار با سن حاملگی 6 تا 16 هفته بود. نمونه گیری به صورت چند مرحلهای انجام شد. محیط این پژوهش درمانگاه های مراقبتهای دوران بارداری مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان بود. داده ها به وسیله پرسشنامه جمع آوری شد.
    یافته ها
    فراوانی تهوع و استفراغ بارداری در زنان 7/69 درصد و 4/37 درصد تهوع و استفراغ خفیف، 7/46 درصد متوسط و 16درصد تهوع و استفراغ شدید داشتند. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد از بین کلیه عوامل در نظر گرفته شده بین تهوع و استفراغ مادر بیمار (03/0P=)، داشتن بیماری حرکتی (000/0P=)، داشتن سابقه تهوع با استشمام بو (000/0P=)، سابقه سندرم قبل از قاعدگی (000/0P=) و بارداری ناخواسته با تهوع و استفراغ بارداری ارتباط معنی دار وجود داشت و با انجام آزمون رگرسیون چندگانه بین میگرن (000/0P=)، سابقه بیماری حرکتی (001/0P=)، سابقه تهوع با استشمام بو (001/0P=)، سن منارک (000/0P=)، سابقه سندرم قبل از قاعدگی (000/0P=) و سطح حمایت اجتماعی (000/0P=) با شدت تهوع و استفراغ بارداری ارتباط معنی دار وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که تهوع و استفراغ بارداری از فراوانی قابل توجهی برخوردار است و بعضی از عوامل با تهوع و استفراغ بارداری و شدت آن ارتباط دارد، لذا پیشنهاد می شود در ارائه مراقبتهای دوران بارداری این عوامل مورد توجه قرار گیرند.
    کلیدواژگان: تهوع و استفراغ، بارداری، شدت تهوع و استفراغ، عوامل مرتبط
|
  • F. Rafii, Sf. Haghdoost Oskouie, M. Yadavar Nikravesh Page 7
    Background and Aim
    Nursing care in a burn center is demanding intensive care which provokes emotional responses among staff. Every nurse who cares for a patient with burn injury, knows that stress is a part of working in this field and organizational problems and issues related to the patients in these centers leads to intense reactions in the staff which finally results in burnout and exerts negative influences on nursing care. Therefore, the objective of this paper as part of an extensive research was identifying the nature of burn nurse's responses to burnout.
    Material and Method
    Grounded theory was used in this study. Thirty- eight participants were recruited by purposeful and theoretical sampling and data were generated by unstructured interviews and participant observations. Constant comparison was used for data generation in this study.
    Results
    Participants represented negative dimensions in response to stress and burnout. These responses emerged as emotional, attitudinal, psychosomatic behavioral, and organizational dimensions. Emotional dimension included personal and professional desperation attitudinal dimension included depersonalization and negativity psychosomatic, responses included physical and psychological attrition behavioral response included intolerance and justification and organizational dimension included irresponsiveness care and declining performance.
    Conclusion
    Burnout impressed all dimensions of participant's entities and in this way, influenced quality of nursing care negatively. The process of actions and interactions of the nursing staff emerged as a response to situations and context of burn centers during time period. These responses sometimes were represented spontaneously, and sometimes as means for reducing the influence of environmental stressors. Some of these responses focused on the kind of care, and some involved feelings and emotions of the participants. But the participant's bodies were also the target of some responses. Modifying macro and micro conditions governing burn centers is necessary. Nurse administrators concerning about signs and symptoms of burnout, and also executing stress management programs will reduce stress and distress in the nurses and also improve the quality of nursing care.
  • M. Rezaei Adaryani, F. Ahmadi, A. Fatehi, E. Mohammadi, S. Faghih Zadeh Page 25
    Background and Aim
    Patient's satisfaction is one of the most important indices for evaluating quality of care. Restricting patients to be bed rest after angiography leads to minimize the complications bleeding which is always accompanied by patient's fatigue and dissatisfaction. The objective of this study is to assess the effect of changing patient's position on the levels of fatigue and satisfaction and to monitor the amount of bleeding and hematoma after angiography.
    Material and Method
    This study was a quasi-experimental design with accessible sampling on Iranian patients (with 18-80 years old) who had undergone non-emergency angiography, were randomly allocated to experimental or control group (35 patients in each group). A demographic questionnaire, visual analog scale to measure the fatigue intensity and the level of satisfaction, and a specific ruler to measure the amount of bleeding and hematoma were used to collect data. The experimental group was treated with the modified positioning compared to the control group with routine protocol.
    Results
    To analyze the data, t-test, chi square, ANOVA with repeated measure and correlation tests were used. The study finding showed that the control group had significantly higher fatigue scores, and lower satisfaction scores than the experimental group at 3, 6, 8 hours and on the next morning after angiography (P<0.05). There also was no significant difference in the amount of bleeding and hematoma in the experimental group compared to the control group (P>0.05).
    Conclusion
    According to the study results, modifying positioning of the patients after angiography is associated with decreased level of fatigue and increased satisfaction level without increasing the risk of bleeding and hematoma.
  • A. Habashizade, Z. Vanaki, H. Navipor Page 37
    Background and Aim
    Currently, the most concern in the clinical nursing practice is the increasing problems related to the low morale in nurses. However, the importance of managerial behaviors and their influence on nurse's morale are obvious. Therefore, the objective of this study was to investigate "the effects of coaching role of clinical supervisors on staff nurse's morale ".
    Material and Method
    A quasi-experimental research with pre and post-test in two groups (experimental and control) was conducted in one of the teaching hospitals in Tehran which was selected randomly. There were eight medical–surgical units that randomly allocated in two groups. The study samples included 54 nurses, 27 nurses in each group of experimental and control. Data was gathered in two periods of pre and post intervention by a Staff Nurse Morale Questionnaire. The intervention had two stages the first was orientation: nursing management development program and the second was optimizing environment by designing an applied supervision guide for coaching roles of supervisors. After this stage, clinical supervisors played coaching role for 16 weeks as coaching role players.
    Results
    The Chi-square test revealed no significant differences between the two groups of experimental and control regarding individual characteristics (such as age, gender, job…). The mean scores of nursing morales in the experimental group at pre and post-intervention were 59.30 and 71.30 respectively that the difference was statistically significant (P<0.001) whereas in the control group the mean of morale scores at pre and post-intervention were 69.33 and 64.07, that the reduction was significant (P<0.020). Therefore, coaching role playing by clinical supervisors resulted to staff nurses’ morale improvement.
    Conclusion
    One of the approaches for improvement of nursing morale is applying suitable supervision and leadership methods. Thus, according to the study findings, coaching role playing by supervisors as a novel principle of supervision and leadership can be used for nurse's morale promotion.
  • M.Ostovar, F. Nassiriziba, S.Taavoni, H. Haghani Page 47
    Background and Aim
    Today, sexually transmitted diseases are developed as a threatened health problem in the developed and developing countries. According to several studies, approximately one million people are affected by sexually transmitted diseases per day, with 333 millions cases in the world. The objectives of the study were to assess knowledge and attitude of women towards sexually transmitted diseases, and AIDS and the relating factors.
    Material and Method
    The design was descriptive study. The study sample consisted of 500 literate women from 15 to 49 years old in reproductive age. In this study the stratified random sampling was used. The instrument for data collection was a questionnaire. After completing the questionnaires, the scores of knowledge and attitude were categorized and then the association between knowledge and attitude, was determined in women in Andimeshk.
    Results
    The results showed that the mean and standard deviton of age scores in women, was 27.18±9. Most of the women (62.8%) had diploma in education. Only 11.2% of women were well-informed and had high knowledge level. Also 52/4% of the subjects had negative attitude in the transmitting ways of sexually transmitted diseases, and preventive strategies of AIDS. The analysis of variance showed significant correlation between knowledge and the variables of age (P=0.002), education (P=0.000), job (P=0.000), and the spouse's job (P=0.008) and partner's education (P=0.025). Also there were signifcant correlation between attitude and age (P=0.000), education (P=0.000), and job (P=0.003). Pearson correlation coeffiaent showed that there was a direct significant relationship between knowledge and attitude (P=0.000).
    Conclusion
    Based on the study findings, appropriate knowledge about sexually transmitted diseases and AIDS leads to desired attitude and behavior, and reducing unreasonable fear. It seems that most of women need more education in this field with mass media.
  • S. Ghafari, E. Mohamadi Page 55
    Background and Aim
    Discharge planning for patients, is seen as a key concept in the delivery of nursing care. Despite the advantages of discharge planning for patients, family and society, the definition and performance of this planning in hospital is ambiguous, and practically it is not performed in hospital. Therefore the objective of this study was to assess the reasons of lack of discharge planning performance by nurses.
    Material and Method
    The design was a descriptive study with problem solving method, that carried out to determine the reasons of lack of discharge planning performance by nurses and introduce proper solutions to solve or reduce this problem. So a questionnaire was developed, then validated by 10 academic members. The sample of this study was 115 subgects in 3 groups: nurses, headnurses and supervisors of teaching hospitals of Tehran University of Medical Sciences.
    Results
    The three groups mentioned 5 reasons as the main barriers of lack of discharge planning performance, that divided into 2 parts nurse's high working load with inappropriate situation of their working environment, and the lack of acquaintance of nurses, patients and their families about discharge planning, related to lack of sufficient information and in service education. Also, the structural reasons with the higest mean score (M=2.04) from the three domains were determined as the main reason of the lack of discharge planning performance. For data analysis, SPSS software was used.
    Conclusion
    According to study result the importance of discharge planning to increase the quality and quantity of nursing care, the best solution determined as: formation of specialized groups with participating of education supervisors, one of clinical experienced nurses and lecturers in order to write and develop proper educational packages with students cooperation in nursing office and departments is recommended.
  • R. Masoodi, F. Alhani Page 67
    Background and Aim
    Althorgh remarkable achievement in higher education system, especially in the nursing and medical fields are emerged, there are still several obstacles regarding clinical nursing education concerning novice and less-experienced mentors. Therefore, the objective of this study was to investigate novice nursing mentors’ problems and providing sound solutions as influencing factors of promoting quality of education.
    Material and Method
    This study was a descriptive analytical design with problem solving approach for nursing mentors regarding clinical educational problems (including 40 novice mentors with less than 5 years experience) in Tehran State Universities, 2006. The data collection tool included demographic and specific nursing mentor's problems questionnaires.
    Results
    Analysis of data showed, the problems of education in different aspects with their priority included: 1: personal domain (determining the place of practical education regardless of the mentor’s previous experiences) with the highest score of ‘134, 2: role performance problems, (inappropriate evaluation of the mentor’s role performance by the faculty authorities) with the highest score of ‘162.5, 3: organizational structure problems (lack of a clear and coordinated organizational relationship between education and practice field) with the highest score of ‘175. 4: interaction communication problems (inadequate interaction between the novice mentor and the other clinical colleagues) with the highest score of ‘152.5, 5: equipment and facilities problems (the limitation of physical environment and inappropriate space for educational programs, conferences, etc.) with the highest score of ‘150, 6: job satisfaction problems (lack of necessary equipments for reducing in-service probable injuries and harms) with the highest score of ‘180,’ and finally, 7: perceived self-efficacy problems (the ability of discussing the novice mentor’s ideas and opinions with the faculty members) with the minimum score of 312.5.
    Conclusion
    According to the study findings and considering appropriate approaches of each domains based on special criteria, establishment of a "Committee of Nursing Clinical Education Quality" would be necessary as the most appropriate strategy for reducing nursing clinical education problems.
  • R. Samimi, D. Masrure Rodsary, F. Hosseini, M. Tamadonfar Page 83
    Background and Aim
    Health promotion and its maintenance are considered important elements in social development. Evidence implies that there is relationship between lifestyle and general health. Approximately 53% of the reasons of mortality rates is related to people's lifestyle. The impotance of lifestyle and related reasons have made the researchers to explore the issues of life style and health. The objective of this study was to determine the relationship between lifestyle and general health in university students. Material & Methode: The study was a correlational descriptive design. One thousand and three hundred students consisted of 864 females and 436 males with 18-44 years old (486 subjects were living in dormitory) participanted in this study. The sampling method was stratified based on the school, gender and residency situation. The data were collected by questionnaires including a demographic deta sheet, lifestyle questionnaire (physical activity, nutrition, smoking, safety measures, stress management) and general health-questionnaire with 28 items.
    Result
    The Chi square revealed significant relationships between general health and physical activity (P=0.000), nutrition (P=0.000), smoking (P=0.027), safety measure (P=0.000), stress management (P=0.000), and gender (P=0.01). No significant relationships were found between general health and age, school, and residency situation of the students. Also there were significant negative relatioships between general health and lifestyle dimensions.
    Conclusion
    According to the findings, the students had not an optimal level of physical activity. Therefore providing facilities related to physical activity and body fitness programs in the students and encorraging them to use these facilities are recommended.
  • A. Soltani, M. Danesh Kajuri, Sh. Safavi, F. Hosseini Page 95
    Background and Aim
    Nausea and vomiting are the most common problems in early pregnancies which 50% to 80% of the women have experienced them in different degrees. This problem leads to physical and psychological disordes and may damage family relations and social functions of pregnant women. Although, the etiology of the problem is not known but some risk factors influence on this situation. Therefore, the objective of this study was to assess the frequency and severity of nausea and vomiting in pregnancy and the related factors among pregnant women.
    Material and Method
    The design of the study was a cross-sectional study. The study population was all the pregnant women attending to health centers in Hamedan. The sample size was 700 pregnant women with gestational age of 6 to 16 weeks. The sampling method, was multistage sampling and the study setting was the prenatal clinics in health centers in Hamedan. The data collection was a questionnaire.
    Results
    The study results showed that, the frequency of nausea and vomiting was %69.7 with the categorization of mild, moderate and severe (%37.4, %46.7 and %16) respectively. Also, according to the logistic regression analysis, there were significant relationships between nausea vomiting and motion sickness (P=0.000), smelling an odor (P=0.000), premenstrual syndrome (P=0.000) and unwanted pregnancy as influencing factors on inducing nausea and vomiting. Besides, multiple regression analysis test indicated significant independent correlations between severity of nausea-vomiting and migraine headache (P=0.000), motion sickness (P=0.001), smelling an odor (P=0.001), age of menarche (P=0.000), premenstrual syndrome (P=0.000) and social support (P=0.000).
    Conclusion
    According to the study results, the frequency of nausea and vomithing was considerable and special care and attention is needed to control the related factors of nausea and vomiting in pregnant women.