فهرست مطالب

اپیدمیولوژی ایران - پیاپی 4 (تابستان 1385)
  • پیاپی 4 (تابستان 1385)
  • 80 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1385/05/17
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید مرتضی صفوی، ربابه شیخ الاسلام، زهرا عبدالهی، محسن تقوی، سعید صادقیان شریف، الهان صادق زاده، سمیه محمدیان صفحه 1
    مقدمه و اهداف
    عنصر آهن یکی از مهمترین عناصر ضروری مورد نیاز در طی دوران بارداری می باشد که در رشد و تکامل جنین در داخل رحم و زایمان سالم و بی خطر نقش اساسی دارد. این مطالعه به هدف بررسی وضعیت کم خونی، فقر آهن و کم خونی ناشی از آن در زنان باردار ایرانی به جهت اتخاذ استراتژی های هدفمند از سوی سیاست گذاران حوزه سلامت طراحی و اجرا شده است.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی، 4368 زن باردار حاضر در ماه های 5 تا 9 حاملگی به روش خوشه ایاز 11 اقلیم مختلف کشور انتخاب شدند. سطوح هموگلوبین، هماتوکریت، متوسط حجم گلبول قرمز و فریتین سرم اندازه گیری شد. و شیوع کم خونی، کم خونی فقر آهن و فقر آهن در کل کشور و به تفکیک اقلیم ها تعیین شد. 21.5% از زنان باردار با سن حاملگی 5 تا 9 ماهه ی ایرانی مبتلا به کم خونی هستند، 42.7% آنها مبتلا به فقر آهن بوده و نسبت به ابتلا به کم خونی فقر آهن در آنان 10.4% برآورد می شود. شیوع کم خونی در زنان باردار مناطق روستایی کشور به طور معنی داری بیش از مناطق شهری است) به ترتیب 27.8% - 22.2% در مقایسه با) 21.6% - 17.1% = 95Cl%(و بیشترین شیوع کم خونی و هماتوکریت پایین در زنان باردار اقلیم 5) سیستان و بلوچستان، جنوب کرمان و جنوب خراسان(مشاهده شد) به ترتیب 44.2%، 40.5%(و کمترین میزان شیوع کم خونی در زنان باردار اقلیم 6)اصفهان، یزد، کهکیلویه و بویراحمد و شمال کرمان(وجود داشت) به ترتیب 9.0%، 10.8%(
    نتایج
    مصرف مکمل آهن)حتی به صورت نا منظم(نیز در کاهش احتمال ابتلا به کم خونی موثر بود اما تاثیر آن بر کمبود هماتوکریت فقط در نمونه هایی دیده شد که مصرف مکمل آهن را به صورت منظم گزارش نموده بودند.
    نتیجه گیری
    کم خونی همچنان یکی از مشکلات بهداشتی زنان باردار کشور به حساب می آید و گر چه تداوم برنامه مکمل یاری در آنان باید مد نظر قرار گرفته شود اما رفع پایدار کم خونی در زنان باردار کشور نیازمند ارایه مداخلات جامع تر به گونه ای می باشد که تمامی گروه های هدف به خصوص زنان سنین باروری را مورد هدف قرار دهد.
    کلیدواژگان: کم خونی، فقر آهن، مکمل آهن، هموگلوبین، هماتوکریت، زنان باردار
  • مینو محمد شیرازی، فروغ اعظم طالبان، معصومه غفارپور صفحه 11
    مقدمه و اهداف
    مولتپیل اسکلروز یا ام اس شایع ترین بیماری عصبی در بزرگسالان جوان و شایع ترین بیماری خودایمنی دستگاه عصبی در همه سنین است. در حال حاضر بیش از چهل هزار بیمار مبتلا به ام اس در ایران وجود دارد که تعداد آنان رو به افزایش است. علیرغم نقش شناخته شده تغذیه در سیر بیماری و کنترل عوارض آن، بررسی وضعیت تغذیه این گروه از بیماران در ایران از نظرها دور مانده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی میزان دریافت روزانه درشت مغذی ها در بیماران تهرانی مبتلا به ام اس و مقایسه آن با مقادیر مرجع است.
    روش کار
    یکصد و هشت بیمار به طور تصادفی از میان بیماران انجمن ام اس ایران) سال 1383-1384 (انتخاب شدند. برای هر بیمار یک پرسشنامه اطلاعات فردی و بیماری تکمیل شد. میزان دریافت مواد غذایی توسط سه یاد آمد 24 ساعته خوراک و یک بسامد مصرف نیمه کمی یکساله ثبت گردید. مقادیر به دست آمده با استفاده از راهنمای تبدیل مقیاس های خانگی به مقادیر وزنی بر اساس گرم تبدیل و توسط برنامه Nutrionist-3 پردازش شد. سپس میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر دریافت برای هر یک از درشت مغذی ها توسط نرم افزار SPSS محاسبه گردید. جهت مقایسه با مقادیر مرجع از آزمون T استفاده شد.
    نتایج
    انرژی حاصل از چربی تام و چربی های اشباع در بیماران مبتلا به ام اس ساکن تهران بیش از مقادیر توصیه شده روزانه و انرژی حاصل از چربی ها دارای یک پیوند دوگانه کمتر از مقادیر توصیه شده بود. همچنین مقدار مطلق دریافت پروتئین در این گروه از بیماران بیش از مقادیر مرجع و دریافت روزانه فیبر کمتر از مقادیر توصیه شده روزانه گزارش شد. نمایه توده بدن در 14.8% بیماران کمتر از حد طبیعی و در 38% بیماران بیش از میزان طبیعی بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر، توصیه به کاهش دریافت چربی کل، چربی های حیوانی و اشباع، جایگزین کردن منابع پروتئینی حیوانی با منابع گیاهی و دریافت کافی فیبر منطقی به نظر می رسد. در راستای تامین این اهداف، مصرف بیشتر میوه، سبزی، غلات کامل و حبوبات در رژیم غذایی روزانه این بیماران پیشنهاد می گردد. بررسی وضعیت تغذیه، محاسبه نیاز روزانه و آموزش روش تغذیه صحیح در بیماران ایرانی مبتلا به ام اس ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروز، درشت مغذی، رژیم غذایی، ایران
  • سحرناز نجات، علی منتظری، کاظم محمد، سید رضامجدزاده، نازنین سادات نبوی، فرهاد نجات، سیدمسعود نبوی، کورش هلاکویی نایینی صفحه 19
    مقدمه و اهداف
    افرادی که از بیماری های مزمن رنج می برند علاوه بر ناتوانی های جسمانی دچار عوارض روانی این شرایط محدود کننده می گردند لذا تنها اندازه گیری سلامت جسمانی این بیماران کافی نیست، کیفیت زندگی مفهومی فراتر از سلامت جسمانی است و لازم است به عنوان یکی از پیامدهای مهم به صورت مستقل سنجیده شود. این مطالعه نیز به منظور بررسی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتپیل اسکلروزیس در مقایسه با جمعیت سالم و عوامل موثر بر آن با استفاده از ابزار عمومی و کلی WHOQOL-BREF (World Health Organization Quality of Life-BREIF) انجام شد. این پرسشنامه 4 دامنه ی سلامت جسمانی، سلامت روان، رابطه اجتماعی، و سلامت محیط را شامل می شود. هر دامنه امتیازی بین 4 تا 20 دارد که امتیاز بالاتر نشان دهنده کیفیت زندگی بهتر است.
    روش کار
    این مطالعه به صورت مقطعی انجام شد. در این مطالعه 145 پرونده به صورت سیستماتیک از بین 2250 پرونده افراد ساکن تهران عضو انجمن بیماران مولتیپل اسکلروزیس انتخاب گردید و پرسش نامه WHOQOL-BREF از طریق مصاحبه تلفنی برای آنان تکمیل شد. برای بررسی عوامل موثر بر کیفیت زندگی این گروه از بیماران از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. امتیاز دامنه های مختلف بیماران با نتیجه حاصل از تکمیل این پرسش نامه در نمونه ای تصادفی از جمعیت سالم شهر تهران که در مطالعه ای که به صورت همزمان و جهت روان سنجی پرسش نامه WHOQOL-BREF انجام گرفته بود، مقایسه شد.
    نتایج
    میزان پاسخگویی در این مطالعه 97% بود. 73.8% شرکت کنندگان را زنان تشکیل می دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 36.5 با انحراف معیار 10.4 بود. میانگین امتیازات دامنه سلامت جسمانی در این گروه از بیماران (SD=3.2) 11.5 به دست آمد. امتیاز هر چهار دامنه کیفیت زندگی در این بیماران کمتر از گروه سالم بود. در رگرسیون خطی، متغیرهای شدت بیماری و میزان تحصیلات متغیرهای موثر بر امتیاز این دامنه ها بودند.
    نتیجه گیری
    در این گروه از بیماران امکان استفاده از پرسش نامه WHOQOL-BREF جهت سنجش کیفیت زندگی وجود دارد، هر چند توصیه می گردد برای فراهم نمودن امکان اندازه گیری پیامدهای بالینی در کارآزمایی های بالینی سوالاتی مخصوص این بیماران به این پرسش نامه اضافه شود. از طرفی طراحی مداخلاتی مانند آموزش و اشتغال جهت بالا بردن کیفیت زندگی این گروه از بیماران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکروزیس، کیفیت زندگی، پرسشنامه سازمان جهانی بهداشت، ایران
  • علی اردلان، کورش هلاکویی نایینی، اریک نوجی، رونالد لاپورته، محمدرضا افلاطونیان، محمود نکویی مقدم صفحه 25
    مقدمه و اهداف
    تفاوت چشم گیر تعداد مرگ و مصدومیت در زلزله های مختلف، حتی با بزرگی یکسان، نیاز به بررسی عوامل موثر را ایجاد می کند. هدف این مطالعه تعیین عوامل موثر سازه ای و برخی خصوصیات فردی در وقوع مرگ و صدماتی است که در ارتباط مستقیم با زلزله 5 دی ماه 1382 بم روی داده اند.
    روش کار
    جمعیت مطالعه، ساکنین منطقه زلزله زده بم در روزهای نوزدهم و بیستم پس از زلزله بودند. در یک مطالعه مقطعی 420 خانوار ساکن منطقه زلزله زده بم در روزهای نوزدهم و بیستم پس از زلزله با روش نمونه گیری خوشه ایمبتنی بر موقعیت جغرافیایی بررسی شدند و اطلاعات مربوط به اعضاء خانواری که در زمان زلزله در داخل ساختمان قرار داشتند از نظر خصوصیات ساختمان و بروز مرگ و صدمات سرپایی و بستری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار 8.0 STATA و با استفاده از رگرسیون لجستیک انجام گرفت.
    نتایج
    در این مطالعه 2089 نمونه، شامل 1089 مرد (%52.1) و 1000 زن (%47.9) بررسی شدند. دراین موارد، 369 مورد مرگ) %95Cl= 14.3-%21.1، 17.7%(و 122 مورد) %95Cl=4.5-%7.1، %5.8 (مصدومیت منجر به بستری و 319 مورد مصدومیت سرپایی) %95Cl= 12.6-%17.8، %15.3 (در ارتباط مستقیم با زلزله روی داده بود. عوامل موثر بر بروز مرگ عبارت بودند از: تخریب ساختمان) %95Cl=3.56-%11.29، OR=%6.34 (، حضور در ساختمان های خشت و گلی %95Cl=1.03-3.40، OR=%1.87 (، سن زیر 6 سال) %95Cl= 2.17-7.11، OR= %3.93 (و سن 56-65 سال) %95Cl= 1.23-5.15، OR= %2.52 (الگوی مشابه، به جز تاثیر نوع ماده اصلی ساختمان، در عوامل موثر بر مصدومیت بستری و سزپایی مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه عوامل موثر بر مرگ، تخریب کامل ساختمان، حضور در ساختمان های ساخته شده با مواد سنتی و سن پایین و بالا بودند. عوامل موثر بر صدمات بستری و سرپایی نیز عبارت بودند از تخریب کامل ساختمان و سن پایین و بالا. این مطالعه اولین مطالعه اپیدمیولوژی تحلیلی است که به بررسی عوامل موثر بر مرگ و صدمات در کشور زلزله خیز ایران پرداخته است.
    کلیدواژگان: بلایا، زلزله، مرگ، صدمه، ایران، بم
  • نفیسه عبدالهی، عباسعلی شهریار سمنانی، غلامرضا روشندل، سیما بشارت، حمیدرضا جوشقانی، عبدالوهاب مرادی، خدابردی کلوی، صبا بشارت، علی جباری، محمد جواد کبیر، سیداحمد حسینی، سیدمهدی صداقت، احمد دانش، دانیال روشندل صفحه 35
    مقدمه و اهداف
    هرچند که مطالعات متعددی در رابطه با عفونت هپاتیت B انجام شده است ولی همچنان جنبه هایی از اپیدمیولوژی بیماری ناشناخته باقی مانده است. مطالعات مبتنی بر جمعیت کمی در این خصوص در ایران انجام شده است لذا مطالعه فوق به منظور بررسی شیوع سرولوژیک هپاتیت B در استان گلستان انجام شده است.
    روش کار
    جمعیت مورد مطالعه کلیه افراد 25-65 ساله ساکن در مناطق شهری و روستایی استان گلستان بودند که براساس نمونه گیری خوشه ایتعداد 1850 نفر از آنان انتخاب و با مراجعه به درب منازل، از آنان جهت تکمیل پرسش نامه و انجام آزمایشات دعوت به عمل آمد. نمونه خون گرفته شده از نظر نشان گرهای سرمی ویروس هپاتیت B) HBsAg،HBcAb (به وسیله روش الیزا بررسی و نتایج در گروه های مختلف سنی و جنسی مقایسه شد. برای آنالیز داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و Stata استفاده شد.
    نتایج
    هزار و هشتصد و پنجاه هزار نفر از افراد، تحت غربال گری مارکرهای هپاتیت B قرار گرفتند. شیوع استاندارد شده سنی و جنسی (Age & Sex Standardized Prevalence) برای موارد HBsAg مثبت، (%95Cl= 7.6-11.7) %9.7 بود. شیوع استاندارد شده سنی برای موارد HBsAg مثبت در مردان (%10.8) بیشتر از زنان (%8.6) بود) %95Cl= 0.9-1.7، OR=1.28 (. شیوع موارد HBsAg مثبت در افراد مجرد به طور معنی داری بالاتر از افراد متاهل بود) %95Cl=1.29-3.5، OR= 2.13 (. شیوع موارد مثبت HBsAg در افراد ساکن شهر بالاتر از روستایی ها بود (%95Cl=0.9-2.3، OR=1.46 (. شیوع استاندارد شده سنی و جنسی برای موارد HBcAb مثبت در این مطالعه، %36.1 بود. این یافته در زنان بیشتر از مردان) %95Cl=1.19-1.8،OR=1.46 (و در افراد متاهل بیشتر از افراد مجرد بود (%95Cl=1.02-2.45،(OR= 1.58.. همچنین شیوع موارد HBcAb مثبت در مناطق شهری بالاتر از مناطق روستایی بود) %95Cl=1.09-1.6،OR=1.34 (.
    نتیجه گیری
    براساس این مطالعه شیوع موارد مثبت HBsAg در استان گلستان بالاتر از سطح گزارش شده توسط سازمان جهانی بهداشت برای ایران بوده است. این میزان حتی از مقادیر مطالعات قبلی انجام شده در ایران نیز بالاتر است. این مساله به خصوص برای سیاست گذاران امر سلامت در استان گلستان حائز اهمیت بوده و برنامه ریزی های اساسی برای پیشگیری از آن را می طلبد.
    کلیدواژگان: هپاتیت b، شیوع، ایران، گلستان
  • حمید سوری، محسن رحیمی، حسین محسنی صفحه 41
    مقدمه و اهداف
    شواهد زیادی وجود دارد که مدیریت را یکی از مشاغل پر استرس معرفی می کند. به مساله ی استرس های شغلی در میان مدیران صنایع کمتر پرداخته شده است. هدف تحقیق، تعیین میزان شیوع انواع استرس های شغلی در مدیران گروه صنعتی سایپا و نیز ارتباط این استرس ها با عوامل شغلی دموگرافیک، تعیین عوامل ایجاد کننده ی استرس های شغلی در مدیران و عوارض ناشی از استرس های شغلی بر سلامت و عملکرد آنان می باشد.
    روش کار
    استرس های شغلی مدیران برای انواع عوامل استرس زا در محیط کار براساس معیارهای مختلف با استفاده از پرسش نامه خود تکمیلی و در جلسات گروهی اندازه گیری و سنجیده شدند. در مجموع از تعداد 496 مدیر واجد شرایط جهت این مطالعه 440 نفر پرسش نامه را تکمیل کردند. در این مطالعه از 12 ابزار سنجش استرس شغلی برای تعیین استرس های شغلی مدیران گروه صنعتی سایپا استفاده شد. استرس های شغلی مدیران برای انواع عواکل استرس زا در محیط کار براساس معیارهای مختلف، از جمله عوامل شغلی هم چون فشار زمان، ساعت کار و برنامه ی زمانی، مدیریت محیط کار، تصمیم گیری در محیط کار، عوامل استرس زای مدیریتی شامل عوامل ذاتی، نقش سازمانی، توسعه سازمان، ساختار و جو سازمانی، روابط با سازمان، و تلاقی سازمانی با محیط خارج کار و سایر عوامل مانند شرایط کار، عوامل ارتباطی، عوامل مربوط به شغل، سازماندهی و تقابل امور خانه و محل کار تعیین شد.
    نتایج
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه 43.6 سال با انحراف معیار 7.3 سال و محدوده 27 تا 65 سال بود. ه طور کلی بیش از %98 مدیران مورد مطالعه خود را در معرض استرس های شغلی می دانستند و میزان شیوع استرس شغلی به طور کلی معادل %49.5 بود. مهمترین عوامل استرس زای شغلی بین افراد مورد مطالعه به ترتیب استرس ناشی از تصمیم گیری در کار (%99.1)، فشار زمان (%97.3)، ساعت کار و برنامه ی زمانی (%73.8)، استرس ناشی از مدیریت محیط کار (%50.5)، مشکلات استرس زای شغلی یا مدیریتی اخیر (%21.1)، و استرس ناشی از عوامل فیزیکی محیط کار (%23.1) بود. مدیران حوزه های خدمات فنی/ نگهداری- تعمیرات، مهندسی و تولید بیشتر در معرض استرس های شغلی بوده اند. شیوع استرس های شغلی در افراد پایین تر در رده های مدیریتی بیشتر از سایرین بود و مدیران جوانتر نیز بیشتر در معرض استرس های شغلی بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق و مقایسه آن با تحقیقات قبلی نشان داد که مدیران بسیار بیشتر از سایر کارکنان در معرض استرس های شغلی قرار دارند و میزان شیوع استرس شغلی در مدیران گروه سایپا نسبت به سایر جوامع بالاتر است. از آنجا که استرس های شغلی مدیران می تواند تاثیرات نامناسبی بر سلامت افراد و تولید در سازمان داشته باشد، لازم است به مساله مورد پژوهش از طرف مدیریت ارشد گروه توجه بیشتری شود و برنامه ریزی های مداخله ای مناسب در سطح سازمان و اقدامات موثر در سطح افراد برای کنترل و پیش گیری استرس های شغلی در مدیران مورد مطالعه صورت پذیرد.
    کلیدواژگان: مدیران، استرس شغلی، صنایع خودروسازی
  • جواد رفیع نژاد، ایوب نوراللهی، عزت الدین جوادیان، انوشیروان کاظم نژاد، خدیجه شمشاد صفحه 51
    مقدمه و اهداف
    پدیکولوزیس عفونت جهانی و مسری پوستی در دنیا می باشد. در تمام دنیا آلودگی به شپش سر Pediculus humanus capitis غالبا بین دانش آموزان سنین 6-11 سال شایع تر است. به منظور تعیین شیوع Pediculus humanus capitis و بررسی برخی فاکتورهای دخیل در اپیدمیولوژی Pediculus مطالعه ای توصیفی- تحلیلی در سال 1383 در بین بچه های دبستانی در شهرستان املش، استان گیلان انجام شد.
    روش کار
    به منظور تعیین وضعیت اپیدمیولوژیکی، کلیه 4244 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی از 95 مدرسه به صورت تمام شماری مورد ارزیابی قرار گرفته و نتایج حاصله براساس آزمون آماری کای دو (chi-squre) و نسبت شانس Odds Ratio مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت بررسی وجود شپش از شانه های مناسب استفاده شد و شرایط مو و فاکتورهای مورد مطالعه شامل نوع مدرسه، موقعیت مدرسه، سطح تحصیلات والدین، تعداد دفعات استحمام در هر هفته، تعداد افرادی که از یک اتاق خواب مشترک استفاده می کنند، تعداد دفعات شانه زنی، حساسیت میزبان، تعداد افراد خانوار، مدل مو، جنس و طول مو از طریق پر کردن پرسش نامه کسب شد.
    نتایج
    نتایج این مطالعه نشان داد که بین نوع مدرسه، موقعیت مدرسه، تحصیلات و شغل والدین، وجود آب دایم لوله کشی، تعداد هم اتاقی، دفعات شانه زنی، محل و دفعات استحمام، جنس دانش آموز، احساس خارش، تعداد اعضاء خانواده، وجود مربی بهداشت، اندازه و حالت مو با آلودگی به شپش سر ارتباط معنی داری وجود دارد (P<0.05). در حالی که بین میزان آلودگی و شوره سر، بافته بودن مو، رنگ مو، سن دانش آموز، پایه تحصیلی و فصل ارتباط معنی داری وجود نداشت (P>0.05). متوسط آلودگی در شهرستان %9.20 برآورد شد.
    نتیجه گیری
    دلیل میزان بالای شیوع پدیکولوزیس در بین بچه های مقطع ابتدایی را می توان شرایط بهداشتی ضعیف و نیز عدم دسترسی به آب لوله کشی دایم ذکر نمود. کنترل بهداشتی موی سر بچه ها توسط مربیان بهداشتی امری ضروری است. این مطالعه اولین مطالعه اپیدمیولوژیکی انجام شده در شهرستان املش با شرح جزییات دخیل در اپیدمیولوژی این آلودگی است و نشان می دهد که آلودگی به شپش سر هنوز به عنوان یک مشکل اساسی در جوامع با امکانات زندگی و سطح بهداشت پایین و وضعیت بد اقتصادی مطرح است.
    کلیدواژگان: شپش سر، اپیدمیولوژی، فاکتورهای خطر، دانش آموزان مقطع ابتدایی، املش، ایران
  • عباس فدایی، فرهاد مصدق، منصور علیمرادی، محمد امین پورحسینقلی صفحه 65
    مقدمه و اهداف
    سالانه حدود دو میلیون نفر از مسلمانان جهان در مراسم حج شرکت می نمایند. حجاج بایستی در مدت زمان محدود اعمال خود را در یک فضای فیزیکی محدود انجام دهند، لذا تراکم جمعیت باعث ایجاد تماس های نزدیک غیر قابل اجتناب می شود، که خود می تواند باعث شیوع بیماری های مختلف عفونی و مسری شود.
    با توجه به اینکه شایع ترین شکایت حجاج در این سفر علایم تنفسی شبه آنفلوانزا است که باعث اختلال در انجام اعمال حج می شود، با مطالعه حاضر، اثر بخشی واکسیناسیون آنفلوانزا بر سندرم تنفسی شبه آنفلوانزا حجاج را می توان اندازه گیری نمود و از آن جهت برنامه ریزی های آتی استفاده نمود.
    روش کار
    در این مطالعه که به صورت کار آزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی 156 زائر شهرستان ابهر انجام شد، به ترتیب ورود به جلسات توجیهی در مسجد و نیز به تفکیک جنس به صورت یک در میان واکسن و دارونما تزریق شد و اطلاعات توسط فرد واکسیناتور به عنوان گیرنده داروی A یا B ثبت گردید. سپس این افراد در طول سفر حج از نظر علایم سندرم تنفسی حاد مورد بررسی قرار گرفته و روزانه در پرونده فردی حجاج ثبت گردید. پرونده ها پس از بازگشت از حج توسط فرد سوم)مجری طرح(بر اساس قرار گرفتن زائر در گروه A یا B طبقه بندی شده و اطلاعات پرونده استخراج و در تهایت با مشخص شدن واکسن و دارونما در مورد نتایج بحث و آنالیز صورت گرفت.
    نتایج
    یکصد و چهل و هفت نفر از زائران طی مدت حج بیماری سندرم تنفسی حجاج را تجربه کردند که %90.5 از کل زائران را تشکیل می دادند. در گروه مورد %93 زائران و در گروه شاهد %96 زائران بیمار شدند و اختلاف معنی داری از نظر در صد ابتلا مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    واکسیناسیون آنفلوانزا در پیش گیری از بیماری سندرم تنفسی حجاج سال 1381 تاثیری نداشت، لذا می توان توصیه نمود که واکسن آنفلوانزا فقط برای کسانی که اندیکاسیون دیگری غیر از سفر حج ندارند تجویز نشود. لیکن جهت اخذ سیاست های مناسب پیش گیرانه، همچنان به تحقیقات بیشتری نیاز است.
    کلیدواژگان: واکسن، آنفلوانزا، حج، عفونت ریوی