فهرست مطالب

چغندر قند - سال بیست و دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1385)
  • سال بیست و دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1385)
  • 130 صفحه، بهای روی جلد: 5,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1385/09/21
  • تعداد عناوین: 8
|
  • کیوان فتوحی، محمود مصباح، سیدیعقوب صادقیان مطهر، ذبیح الله رنجی، محمدرضا اوراضی زاده صفحه 1
    به منظور ارزیابی 20 توده اصلاحی چغندرقند از نظر تحمل به شوری، آزمایشی در شرایط تنش و بدون تنش شوری در مزرعه ایستگاه تحقیقات کشاورزی میاندوآب در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی طی سال1380 اجرا شد. ارزیابی تحمل به شوری در مزرعه ای با هدایت الکتریکی خاک12 دسی زیمنس برمتر و شوری آب 2/11 دسی زیمنس بر متر و اسیدیته آن 6/7 انجام شد. صفات مختلف زراعی اندازه گیری شده شامل عملکرد ریشه، درصد قند، نیتروژن، سدیم، پتاسیم، و درصد پوشش سبز در مزارع با تنش شوری و بدون آن بوده است. ارزیابی در شرایط گلخانه به صورت آزمایش فاکتوریل در طرح پایه کاملا تصادفی با دو فاکتورA (20 ژنوتیپ) وB (دو سطح آب مقطر و آب شور با کلرورسدیم با هدایت الکتریکی16 دسی زیمنس بر متر) با مصرف محلول غذایی هوگلند اجرا گردید. صفات درصد جوانه زنی، قدرت جوانه زنی، سرعت جوانه زنی و درصد استقرار در گلخانه اندازه گیری شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از آزمایش گلخانه ای از تبدیل آرکسینوس استفاده گردید. تجزیه واریانس و مقایسه میانگین صفات اندازه گیری شده نشان داد که تنوع زیادی بین ژنوتیپ های ازنظر عملکردریشه، عملکردقند و میزان ناخالصی ها وجود دارد. تنش شوری باعث کاهش عملکردریشه و عملکردقند، به ترتیب 77 و 36درصد و هم چنین کاهش درصد استقرار به میزان 75درصد در ژنوتیپ های مورد مطالعه شد. شاخص نسبت سدیم به پتاسیم به عنوان معیار مناسبی جهت غربال ژنوتیپ های متحمل به شوری در شرایط مزرعه تشخیص داده شد. ارزیابی براساس شاخص تحمل به تنش شوری در شرایط مزرعه نشان داد که توده گرده افشان C3.3 (تتراپلویید مولتی ژرم) با شاخص 3/0 و عملکرد 48/25 تن در هکتار تحمل مناسبی در شرایط شوری دارد. در شرایط گلخانه براساس همین شاخص، ژنوتیپ های 14 و 15 به ترتیب با 54/0 و 52/0 و استقرار حدود 50 و 40درصد متحمل ترین ژنوتیپ های گرده افشان در شرایط شوری تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: تنش شوری، چغندرقند، ژنوتیپ، شاخص تحمل به تنش، میاندوآب، نسبت سدیم به پتاسیم
  • سعید واحدی، محمود مصباح، رضا امیری، محمدرضا بی همتا، ولی الله یوسف آبادی، مجید دهقانشعار صفحه 19
    به منظور تعیین مهم ترین صفات مؤثر بر عملکردریشه و عیارقند در ژرم پلاسم منوژرم چغندرقند، تعداد 75 هیبرید F1 منوژرم در سه طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال 1383 در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه شهید عبدالرسول مطهری در کرج مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این بررسی صفات عملکردریشه، طول ریشه، قطر ریشه، ارتفاع طوقه، قطر طوقه، عیار قند، نیتروژن آلفا آمینو، سدیم، پتاسیم، نسبت های سدیم به پتاسیم، پتاسیم به عیارقند، نیتروژن به عیارقند، هم چنین ضریب قلیائیت، عملکرد شکرسفید، قندملاس، شکر قابل استحصال، عملکردشکر، یکنواختی ریشه، نمره رشد و راندمان استحصال اندازه گیری و برآورد شدند. تجزیه واریانس به صورت مستقل در هر آزمایش انجام و از میانگین تیمارها برای تجزیه های آماری استفاده شد. تجزیه عاملی به روش مؤلفه های اصلی، کل صفات مورد مطالعه را به سه عامل عیارقند خالص، عملکردریشه و قند و خصوصیات ظاهری ریشه تقسیم نمود. در تجزیه رگرسیون مرحله ای برای عملکردریشه به عنوان متغیر تابع و سایر صفات به عنوان متغیرهای مستقل به ترتیب عملکردشکر، عیارقند، عملکرد شکرسفید، ضریب قلیائیت، قطر ریشه و ارتفاع طوقه به عنوان مهم ترین صفات شناسایی شدند که اثرات عملکردشکر، شکرقابل استحصال و قطر ریشه در عملکردریشه مثبت بود. هم چنین صفات مهم تعیین کننده عیارقند به ترتیب شکرقابل استحصال، نسبت سدیم به پتاسیم و راندمان استحصال بودند. در نهایت تجزیه همبستگی کانونیک نشان داد که با افزایش طول و قطر ریشه و کاهش قطر طوقه، میزان ناخالصی های ریشه کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: تجزیه به عامل ها، تجزیه رگرسیون مرحله ای، تجزیه همبستگی کانونیک، چغندرقند، صفات زراعی، مرفولوژی ریشه، منوژرم
  • مصطفی حسین پور، علی سروش زاده، مجید آقاعلیخانی، داریوش فتح الله طالقانی، محمد خرمیان صفحه 35
    به منظور تعیین تاثیر مقادیر مختلف آب آبیاری در بهار بر کارایی مصرف آب و عملکرد کمی و کیفی چغندرقند، این آزمایش در سال های 1382 و 1383 در مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد دزفول اجرا گردید. در این تحقیق پنج تیمار مقدار آب آبیاری به روش قطره ای و براساس درصدی از نیاز آبی گیاه (25، 50، 75، 100 و 125درصد) و دو رقم چغندرقند منوژرم ایرانی شامل رقم رسول و شیرین در قالب طرح آماری کرت های یکبار خردشده با چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. کرت های اصلی به سطوح آبیاری و کرت های فرعی به رقم اختصاص داده شد. سال های آزمایش ازنظر بیشتر خصوصیات کمی و کیفی چغندرقند با یکدیگر اختلاف معنی داری نشان دادند، در صورتی که بین تیمارهای آبیاری تنها ازنظر عملکرد ریشه، نیتروژن مضره، درجه قلیائیت، کارایی مصرف آب آبیاری بر پایه عملکردریشه و شکر اختلاف معنی دار وجود داشت. افزایش مصرف آب، عملکرد ریشه و درجه قلیائیت را افزایش داد و موجب کاهش نیتروژن مضره و کاهش کارایی مصرف آب آبیاری برای عملکرد ریشه و شکر شد. بالاترین عملکرد ریشه، 84 تن در هکتار مربوط به تیمار آبیاری با تامین 100درصد نیاز آبی گیاه و کمترین عملکرد ریشه، 76 تن در هکتار مربوط به تیمار آبیاری با تامین 25درصد نیاز آبی گیاه بود. بالاترین کارایی مصرف آب آبیاری برای عملکرد ریشه و شکر مربوط به تیمار 25درصد تامین آب به ترتیب 7/18و 6/2 کیلوگرم بر مترمکعب آب مصرفی بود. ارقام مورد مطالعه در هیچ یک از ویژگی های کمی و کیفی و کارایی مصرف آب آبیاری اختلاف معنی داری نداشتند. هم چنین افزایش مصرف آب موجب افزایش شاخص سطح برگ، تعداد برگ و وزن تر برگ های مرده و کاهش نسبت وزن ریشه به اندام هوایی، درصد ماده خشک برگ و ریشه گردید. باتوجه به عدم وجود اختلاف معنی دار بین تیمارهای آبیاری از نظر عملکرد شکر و در نظرگرفتن شاخص های کارایی مصرف آب آبیاری در شرایط مورد مطالعه تیمار آبیاری تامین 25درصد نیاز آبی گیاه در بهار به روش آبیاری قطره ای قابل توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: چغندرقند پاییزه، دزفول، صفی آباد، عملکرد، کارایی مصرف آب، مقادیر آبیاری
  • امیر نورجو، فریبرز عباسی، مهدی بقایی کیا، علیرضا جدایی صفحه 53
    کشاورزی پایدار به منظور تامین نیاز های غذایی بدون استفاده بهینه از منابع آب میسر نخواهد شد. در این میان باتوجه به کمبود منابع آب در کشور، اتخاذ روش های کم آبیاری و افزایش کارآیی مصرف آب با هدف افزایش تولید به ازاء هر واحد آب مصرفی و استفاده بهینه از منابع محدود آب، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. این تحقیق به منظور تعیین اثرات کم آبیاری روی چغندرقند در دشت میاندوآب انجام شد. آزمایش بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی به صورت اسپلیت پلات با سه سطح آبیاری(100، 75 و 50 درصد نیاز آبی) در کرت های فرعی و سه دور آبیاری (7، 10 و 14 روز) درکرت های اصلی با چهار تکرار در سال های 1378 و 1379 اجرا گردید. کم آبیاری موجب کاهش معنی دار عملکرد ریشه و شکر قابل استحصال شد. نرخ این کاهش در شکر قابل استحصال کمتراز عملکرد بود و علت آن تاثیر مثبت کم آبیاری در افزایش درصدقند بود. کم آبیاری تاثیر مثبت روی برخی از صفات کیفی ریشه نشان داد. بیشترین عملکرد ریشه از تیمار D7S100 (دور 7روز و تامین 100درصد نیاز آبی) با 71/67 تن در هکتار و حداقل آن با 7/49درصد کاهش عملکرد از تیمار D14S50 به دست آمد. تاثیر کم آبیاری در کاهش عملکرد در دورهای طولانی تر آبیاری بیشتر از دورهای کوتاه مدت بود. اعمال 50درصد کم آبیاری منجربه کاهش شدید عملکردریشه شد و ضمن عدم پذیرش در بین زارعین، تولید را نیز غیراقتصادی می کند. با درنظر گرفتن کارایی مصرف آب براساس شکر قابل استحصال و پرهیز از سطح آبیاری 50درصد، آبیاری با دور 10 روز و اعمال 25درصد کم آبیاری(D10S75) قابل توصیه است. در این گزینه مقدار مصرف آب نسبت به تیمارD7S100 معادل 29درصد کاهش می یابد. این در حالی است که عملکرد ریشه 23/5درصد و شکر قابل استحصال 6/16درصد کاهش داشته است. نرخ کاهش عملکرد در مقایسه با کاهش مصرف آب به طور قابل ملاحظه ای کمتر بوده و در واقع می توان با آب صرفه جویی شده سطح کشت را افزایش داد.
    کلیدواژگان: چغندرقند، کارایی مصرف آب، کم آبیاری، کمیت، کیفیت، میاندوآب
  • داریوش فتح الله طالقانی، سعید صادق زاده، حمید نوشاد، مجید دهقانشعار، قاسم توحیدلو، فرحناز حمدی صفحه 67
    خاک های زراعی ایران اکثرا از نظر ماده آلی فقیر هستند لذا استفاده از موادآلی می تواند راه کاری مؤثر در جهت بهبود ساختمان و خصوصیات فیزیکی و شیمیائی خاک، افزایش عملکرد محصول و رسیدن به یک کشاورزی پایدار باشد. این تحقیق به منظور بررسی تاثیر مصرف کوددامی بر عملکرد کمی و کیفی محصول چغندرقند طی سال های 1379 تا 1383 در مزرعه آزمایشی مؤسسه تحقیقات چغندرقند واقع در کرج انجام شد. طرح به صورت بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار و با سه تیمار شامل: بدون مصرف کوددامی (شاهد)، مصرف 30 و60 تن کوددامی در هکتار به صورت کرت های ثابت اجرا شد. تناوب اعمال شده شامل: گندم – چغندرقند بود که در دو دوره به اجرا درآمد. به منظور کاهش اثر سوء مصرف کوددامی بر خصوصیات کیفی چغندرقند، مقادیر کوددامی موردنظر در فصل پائیز و قبل از کشت گندم مصرف شد. در محصول گندم، صفات مهم ازقبیل عملکرد دانه و وزن کل ماده خشک مورد ارزیابی قرار گرفتند.نتایج نشان داد که عملکرد ریشه در زراعت چغندرقند با مصرف کوددامی بطور معنی دارافزایش می یابد. هر چند مصرف کوددامی (حتی قبل از کشت گندم) باعث کاهش درصد قند شده بود، ولی درنهایت عملکرد شکر در هکتار افزایش یافت. عملکرد شکر از 78/5 تن در هکتار در تیمار بدون مصرف کوددامی، به 73/6 تن درهکتار در تیمار با مصرف 30 تن کوددامی رسید. در تیمار مذکور درصد کربن آلی خاک مزرعه آزمایشی از 81/0 به 94/0 درصد افزایش یافت. شاخص بهبود شرایط فیزیکی خاک مزرعه نیز که وزن مخصوص ظاهری خاک در عمق 20-0 سانتی متری بود، از 46/1 در تیمار بدون مصرف کوددامی به 38/1 گرم بر سانتی متر مکعب در تیمار 30 تن کوددامی درهکتار کاهش یافت که نشان دهنده بهبود شرایط فیزیکی خاک مزرعه آزمایشی بود.
    کلیدواژگان: تناوب، چغندرقند، خصوصیات شیمیائی خاک، خصوصیات فیزیکی خاک، کرج، کوددامی، گندم، ماده آلی، وزن مخصوص ظاهری خاک
  • سلیم فرزانه، محمد ضعیفی زاده، رئوف سیدشریفی، مجید دهقانشعار، جابر اسودی صفحه 79
    به منظور تعیین فرمول مناسب کودی نیتروژن، فسفر و پتاسیم جهت افزایش کمیت و کیفیت بذر پلی ژرم چغندرقند، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سال های 1376 لغایت 1378 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل واقع در حسن باروق با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای کودی: N0P0K0، N90P150K150، N90P120K120، N90P90K90، N90P90K120، N60P60K60، N30P60K60 کیلوگرم در هکتار بودند. نتایج حاصل نشان داد که بین تیمارها از نظر ارتفاع بوته و تعداد ساقه اصلی اختلاف معنی داری در سطح احتمال پنج درصد و از لحاظ عملکرد بذر و درصد جوانه زنی اختلاف معنی دار در سطح احتمال یک درصد وجود دارد. بیشترین عملکرد بذر مربوط به تیمارهای90P90K90 N وN90P90K120 بود. تیمارN90P90K120 علاوه بر دارا بودن حداکثر عملکردبذری، بیشترین درصد جوانه زنی را داشت.
    کلیدواژگان: اردبیل، پتاسیم، جوانه زنی، چغندرقند بذری، فسفر، کمیت و کیفیت بذر، نیتروژن
  • شجاعت زارع، حسنعلی شهبازی صفحه 91
    به منظور بررسی کارایی اقتصادی پنج مدیریت کشت چغندرقند شامل سه سیستم کشت پرنهاده، متوسط نهاده و کم نهاده با دو سیستم رایج(حذف سه دورآبیاری بعداز سبزشدن در سیستم های پرنهاده و متوسط نهاده) در استان خراسان، آزمایشی در مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان طی سال های 1381 و 1382 اجرا گردید. به منظور بررسی اقتصادی این سیستم ها، از روش برنامه ریزی خطی و تحلیل نهایی استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که از نظر عملکرد ریشه، تیمار کشت پرنهاده با 11/52 تن در هکتار، بالاترین و تیمار متوسط نهاده با حذف سه دور اول آبیاری بعد از سبزشدن، با 89/35 تن در هکتار، کمترین عملکردریشه را دارا بوده و تیمار کم نهاده دارای بالاترین میزان راندمان آب مصرفی و تیمار متوسط نهاده که دارای بالاترین نرخ بازده اقتصادی بود، بعداز این تیمار قرار گرفت، ضمن این که تغییر قیمت آب منجر به تغییر در انتخاب تیمار بهینه گردید.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی خطی، تحلیل حساسیت، پرنهاده، چغندرقند کارایی اقتصادی، کم نهاده، راندمان مصرف آب
  • لادن شفیعی، محمدعلی جواهری، زهرا پورجوپاری صفحه 109
    افزایش بازده عوامل تولید از طریق بهبود کارایی کشاورزان یکی از مهم ترین مباحث مطرح در اقتصاد کشاورزی هر کشور می باشد. در این مقاله به منظور بررسی عوامل مؤثر بر کارایی تولیدکنندگان چغندرقند با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شده در شهرستان بردسیر 150 کشاورز انتخاب شدند، اطلاعات لازم از طریق تکمیل پرسشنامه در سال زراعی 84-1383 جمع آوری و مورد پردازش قرار گرفت. ارزیابی کارایی چغندرکاران و عوامل مؤثر بر آن با استفاده از توابع تولید و هزینه مرزی تصادفی صورت گرفت. میانگین کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی برای چغندرکاران شهرستان بردسیر به ترتیب 81، 69 و 56درصد به دست آمد. نتایج حاصله نشان می دهد: امکان افزایش کارایی بهره برداران و بالتبع تولید چغندرقند با استفاده بهتر از منابع وجود دارد. بررسی عوامل مؤثر بر عدم کارایی فنی چغندرکاران، نشان دهنده رابطه معنی دار عواملی از قبیل تحصیلات، تعداد قطعات زمین، میزان دسترسی به اعتبارات و تاخیر در زمان اولین آبیاری با عدم کارایی فنی می باشد.
    کلیدواژگان: ارزیابی، بردسیر، تخصیصی و اقتصادی، چغندرقند، کارایی فنی، نمونه گیری طبقه بندی شده
|
  • K. Fotouhi, M. Mesbah, S.Y. Sadeghyan, Z. Ranji, M.R. Orazi Zadeh Page 1
    In order to evaluate salinity tolerance in 20 sugar bee genotypes, an experiment was conducted in two fields with salinity (EC= 12 ds/m, pH= 7.6) and non-salinity stress, in the form of RCBD at Miandoab Agricultural Research Station. Different morphological and physiological traits such as root yield, sugar percentage, white sugar percentage, Molasses, N, Na, K, syrup purity and green cover percentage were recorded in salinity and non-salinity conditions. Germination percentage, seed vigor and establishment percentage were measured separately in a greenhouse experiment in karaj, using a factorial experiment based on CRD with two factors A (20 genotypes and B(two levels of salinity of 16 and distilled water). Arcsin transformation was used to analyze the data obtained from the greenhouse experiment. Results of the experiments showed a high variability among the genotypes and origins. Salinity stress caused 77% and 36% decrease in root yield and white sugar yield, respectively. The Na/K ratio was identified as a suitable criterion for selection of the tolerant salinity genotypes in field condition. The index of tolerance to stress was calculated for all of the genotypes and showed that the genotypes C3.3 (Tetraploid Multigerm) with index of 0.3 and 25.48 ton/ha yield had a good tolerance under field salinity conditions.In the greenhouse condition, genotypes C3.3 (Tetraploid Multigerm), 19669-p5 had a good tolerance under farm salinity conditions.
  • S.Vahedi, M. Mesbah, R. Amiri, M.R. Bihamta, V. Yosefabadi, M. Dehghanshoar Page 19
    To determine the most important traits affecting root yield and sugar content in monogerm germplasm of sugar beet, 75 monogerm F1 hybrids were evaluated in three separate experments conducted in randomized complete block desing (RCB) with four replications at Abdo–al–Rasoul Research Farm, Karaj in 2004. Root yield, root length, root diameter, crown height, crown diameter, sugar content, α–amino–nitrogen, sodium, potassium, K/Na ratio, K/SC ratio, N/SC ratio, alkality coefficient, white sugar yield, molasses, white sugar content, sugar yield, root uniformity, growth score and purity were measured. Mean of treatments were used for statistical analysis. Factor analysis by principal component methods, revealed that all of the traits could interpret in three factors, white sugar content, root yield and morphological charactors of root. Stepwise regression analysis for root yield as dependent variable ad other traits as independent variables, showed the importance of sugar yield, sugar content, white sugar yield, alkality coefficient, root diameter and crown lenghth. The relationships among root yield with sugar yield, white sugar content and root diameter were positive. Also, white sugar content, K/Na ratio and purity contributed largely to the sugar content. Canonical correlation revealed that increasing of root length and diameter and decreasing of crown diameter accompanied by decreasing root impurities.
  • M. Hosseinpour, A. Sorooshzadeh, M. Aghaalikhani, D. F. Taleghani, M. Khorramian Page 35
    To study the effect of variable irrigation in spring on water use efficiency, quantity and quality of root and sugar yield of two sugar beet cultivars Shirin and Rasolan, an experiment was conducted at Safiabad Agriculctura Research Center during 2003-04 and 2004-05 cropping seasons. The experiment was designed in a split plot with four replications in which five water supply treatments 25, 50, 75,100 and 125 percent of the plant water requirment (PWR) as drip irrigation were in main plots and two sugar beet cultivars in subplots. There was a significant difference between years for most of the sugar beet yield parameters, whereas differences among water supply treatments were significant only for root yield, α-N, alkalinity, and irrigation water use efficiency (IWUE) of root and sugar yield. Increasing of water volume increased root yield and alkalinity and decreased IWUE for sugar and root yield. The 100 and 25% PWR treatments had the highest (84t/ha) and the lowest (76t/ha) root yield, respectively. The 25% PWR treatment had the highest IWUE for root and sugar yield which were 18.7 and 2.6 kg/m3, respectively. There was no significant difference between cultivars for any of yield parameters. Increment of water supply increased leaf area, leaf number and fresh dead leaves (leaf+petiole) and reduced root/shoot ratio, and dry matter of leaf and root. Based on the results of this experiment, the 25% PWR as drip irrigation in spring, can be recommended for autumn sugar beet in Dezful region.
  • A. Nourjou, F. Abbasi, A. Jodaee, M. Bagaeekia Page 53
    Sustainable agriculture for producing food is not possible without optimal use of water resources. Because of the limitation of water resources, deficit irrigation would be essential to increase water productivity. In order to evaluate the effects of deficit irrigation on quality and quantity of sugar beet, an experiment was carried out in a farm in Miandoab Agricultural Research Station for 2 years(1999-2000). The experiment was conducted in a split–plot design on the basis of randomized complete blocks with three levels of irrigation (100%, 75% and 50%) and three irrigation intervals (7,10,14 days) in four replications. The analysis of two years results indicated that there was a significant difference at 1% level among deficit irrigation and root yield and sugar yield. Deficit irrigation decreased root yield and sugar yield, but because of the positive effect of deficit irrigation on sugar beet quality, the rate of root yield decrease was more than the rate of sugar yield. D7S100 treatment (irrigation interval 7 days and full irrigation), providing 100% of water need of plant, produced the highest root yield (67.71 t/ha) but in D14550 treatment root yield decreased by 48.7 percent. The effects of deficit irrigation was more on longer irrigation intervals. The results also indicated that the 50 percent levels of irrigation resulted in less root yield and sugar yield which may not be accepted by farmers, Therefore it cannot be recommended. Considering water productivity, and avoiding S50 treatment, treatment D10S75 is recommended for the region. With 28.9% reduction in water use, there was only 23.5% and 16.6% reduction in root yield and sugar yield, respectively.
  • D.F. Taleghani, S. Sadeghzadeh Hemayati, H. Noshad, M. Dehghanshoar, Gh. Tohidloo, F. Hamdi Page 67
    The use of organic fertilizer brings about an increase in the organic matter of soil and the microbiological activities. Generally as the soil in many parts of Iran is poor, the use of manure is suggested for improvement of soil structure and physical and chemical properties to increase yield and to reach a sustainable agriculture. This investigation was conducted during 2001-2004 in Karaj at the experimental station to study the effects of different amounts of manure on quality and quantity of sugar beet. The experiment was carried out in a complete block design with three replications in permanent plots for no-manure, 30ton manure/ha and 60ton manure/ha treatments. A cereal-sugar beet rotation for two cycles was followed in the experimental field. Manuring was done in autumn before wheat planting in order to avoid any detrimental effect on beet quality. Beet quantitative and qualitative traits along with physical and chemical properties of the soil were recorded. The results showed that the use of manure increased the grain weight (of wheat) and total yield significantly. Wheat crop yield of 4.17t/ha in the no-manure increased to 5.41t/ha in 30t manure/ha treatment. The white sugar yield increased significantly from 5.78 to 6.78 t/ha using manure, although the sugar content suffered a decrease. The 60t/ha treatment increased the organic carbon of the soil from 0.81 to 0.94 percent. Furthermore, manuring improved the soil physical condition with apparent specific weight of soil at 0-20 cm depth which decreased from 1.46 g/cm3 in no-manure treatment to 1.38 g/cm3 in 30ton manure/ha, while the water capacity of soil improved significantly by the increase of soil organic matter. Moreover, crop nutrition was improved by manuring of the soil and diminished the need for chemical fertilization. Manuring with 30ton manure/ha before wheat cultivation is justified
  • S. Farzaneh, M. Zaifizadeh, R. Seidsharifi, M. Dehghanshoar, J. Asoudi Page 79
    To determinate the most proper N.P.K. fertilizer level for increasing the quality and quantity of polygerm seeds of sugar beet, an experiment was conducted in randomized complete block design with three replications in 1998-2000 at Research Farm of Faculty of Agriculture, Azad University of Ardabil (Hassan Barog). Fertilizer treatments were: N30P60K60, N90P90K90, N0P0K0, N90P150K150, N90P120K120, N90P90K120 and N60P60K60. The results showed that generally in all treatments, plant height and number of main stems significantly differed at 5 percent and seed yield and germination percentage differed at 1 percent level of probability. The highest seed yield was obtained from N90P90K90 and N90P90K120 treatments. In addition, the treatment N90P90K120 had the highest germination percentage.
  • Sh. Zare, H.A.Shahbazi Page 91
    In ordet to investigate economic efficiency of five cultural systems in sugar beet crop, including high input, medium input low input, high and medium inputs without 3 times irrigation after emergence, an experiment was conducted over two years (2002-2003) in Agricultural and Natural Resources Research Center of Khorasan. These systems were analysed by marginal analysis and linear programming methods. Results showed significant difference among treatments for root yield, sugar and white sugar yield, sugar and white sugar content, sodium, potassium, α - amino azote and molass sugar.The maximum yield (52.11 ton/ha), was obtained from high input treatment and the minimum yield 35.89 (ton/ha) was obtained for medium input traetment without 3 times irrigation. Economic analysis showed that, low input treatment had the highest water efficiency followed by medium input treatment which had the highest economic rate of return. Beside, change in price of water, led to change the optimum treatment.
  • L. Shafie, M. Javaheri, Z. Pourjopary Page 109
    In order to study the effective factors in sugar beet production, evaluation of technical, allocative and economical efficiency of sugar beet producers in Bardsir city, 150 sugar beet producers were questioned by classified method. Data were collected through questionnaire forms filled by producers in 2004-05. The stochastic frontier production and cost function method were used to analyze the data. The results showed that, average rate of technical, allocative and economic efficiencies in Bardsir were 69%, 81% and 56%, respectively. The effects of the number of field, education, and time of the last irrigation were evident on sugar beet producers technical efficiency.