فهرست مطالب

تحقیقات حمایت و حفاظت جنگل ها و مراتع ایران - سال پنجم شماره 1 (پیاپی 9، 1386)
  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 9، 1386)
  • 104 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1386/09/11
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فرشاد حقیقی، محمود محمدی، وحیدرضا منیری صفحه 1
    یکی از آفات مهم محصولات کشاورزی، مرتعی و جنگلی ملخ ها هستند. گونه های مختلفی از ملخ های بومی در استان چهارمحال و بختیاری روی گیاهان مرتعی و محصولات کشاورزی فعال می باشند. مهمترین گونه ای که در سالهای اخیر افزایش جمعیت داشته Bradyporus latipes معروف به ملخ بادمجانی یا ملخ شکم بادمجانی است. بیولوژی این ملخ در استان طی سالهای 1381-1379 در مهمترین کانونهای فعالیت آفت، شامل منطقه دوتو شهرکرد و مراتع اطراف شهر بن و در آزمایشگاه با پرورش حشره بررسی شد. همزمان با بررسی های صحرایی، آزمایش مقایسه ای با استفاده از سموم کارباریل، فنیتروتیون، B.T.Deltaplus، دیملین و شاهد به دو روش محلول پاشی و طعمه مسموم انجام شد و نتایج مرگ و میر پس از زمانهای مختلف در قالب یک آزمایش فاکتوریل با پایه طرح کاملا تصادفی مورد تجزیه آماری قرار گرفته و مقایسه میانگین ها با استفاده از آزمون دانکن در سطح 5% انجام شد. نتایج بدست آمده نشان داد حشره دارای یک نسل در سال است. زمستان گذرانی بصورت تخم بوده و فعالیت آفت از نیمه اسفند شروع و تا اواخر خرداد سال بعد بطول می انجامد. این ملخ دارای پنج سن پورگی است. حشره پلی فاژ بوده و دامنه میزبانی حداقل 40 گیاه مرتعی از خانواده های مختلف گیاهی دارد. تغییرات ناگهانی دما هنگام تفریخ تخم ها در اسفند ماه و بارندگی های مستمر روی پوره ها از عوامل تاثیر گذار در کاهش آفت بودند. مهم ترین دشمنان طبیعی آفت، شامل سار (Buteo buteo L.)، گنجشک (Petronia petronia L.)، کلاغ (Corvus frugilegus L.)، لارو سوسکهای خانواده Meloidae، زنبورهای خانواده Sphecidae، مگس های Asilidae و دو گونه مگس پارازیتوئید اختصاصی به نام های Sarcophila meridionalis Verves و Wolfhartia bella Macquart بود. در آزمایش مقایسه سموم، نتایج نشان داد که به طور کلی در روش محلول پاشی تلفات بیشتر بوده و اختلاف معنی داری با روش طعمه مسموم از خود نشان داد(05% p <). همچنین بین سموم نیز اختلاف معنی داری وجود داشت. سم فنیتروتیون دارای بالاترین و B.T.Deltaplus دارای کمترین تاثیر بود. دیملین و کارباریل نیز در میان این دو سطح آماری قرار گرفتند. بعلاوه میزان تاثیر دیملین روغنی روی آفت بسیار بیشتر از دیملین پودری بود (05% p <)، ولی بین تلفات جنس نر و ماده در مورد کلیه سموم بکار رفته اختلاف معنی داری در هر دو روش وجود نداشت (05% p <).
    کلیدواژگان: ملخ شکم بادمجانی، بیولوژی، کنترل، دشمنان طبیعی، مراتع، چهارمحال و بختیاری
  • مظفری سعادت، صادقی سید ابراهیم، محمود محمدی، علی بیتا صفحه 17
    گیاه جاشیر با نام علمی Prangos ferulacea (L.) Lindl. متعلق به خانواده چتریان و از گیاهان مرتعی است که به صورت علوفه برای تغذیه دام مورد استفاده قرار می گیرد. به دلیل اهمیت گیاه جاشیر از نظر دارا بودن مواد تغذیه ای مناسب برای دام ها و همچنین اهمیت آن به عنوان یک گیاه دارویی، شناسایی عوامل تهدید کننده و خسارتزای این گیاه مرتعی و بررسی روش هایی برای کنترل آن ها از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از عوامل خسارتزا به این گیاه مرتعی، سوسک بذر خوار جاشیر Pachymerus acaciae (Col.: Bruchidae) است که با تغذیه از بذر گیاه جاشیر، هر ساله خسارت بسیار زیادی را به این گیاه وارد می کند. طی سالهای 84-1381 زیست شناسی این آفت در شرایط طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد و نیز در آزمایشگاه مورد بررسی قرارگرفت. برای این منظور 10 ایستگاه مرتعی جاشیر، هر یک به مساحت حدود ده هکتار، انتخاب گردید و از زمان شروع رویش گیاه جاشیر تا پایان برداشت آن هر دو هفته یکبار مورد بازدید قرار گرفت. درهر منطقه، پلات های یک مترمربعی درجهات مختلف تعیین شده و با نمونه برداری تصادفی در محدوده پلاتها، درصد آلودگی گیاه جاشیر به آفت در هر منطقه تعیین شد. به علاوه مرحله رشدی آفت در هر تاریخ نمونه برداری ثبت گردید. همچنین با انتقال نمونه هایی از مراحل مختلف زندگی آفت و پرورش آن ها در آزمایشگاه، زیست شناسی آفت در شرایط آزمایشگاهی نیز مورد بررسی قرار گرفت. آفت تنها یک نسل در سال دارد. این حشره زمستان را به صورت شفیره و در میان بقایای گیاه جاشیر و یا درون بذور یا روی آنها در انبارها سپری می نماید. در نیمه اول اردیبهشت فعالیت حشرات کامل در طبیعت مشاهده می شود. حشرات ماده تخم های خود را به صورت انفرادی و پراکنده روی میوه ها و به ندرت روی ساقه های گل دهنده در نزدیکی گلهای گیاه جاشیر قرار می دهند. لاروها به صورت انفرادی بر روی بذرها و یا درون ساقه یا درون بذر فعالیت دارند و با تغذیه از بذر، تمام محتویات آن را از بین می برند. پس از تغذیه کامل، لاروها به طرف پائین ساقه حرکت کرده و درون ساقه یا درون بذر جاشیر یا در داخل خاک در نزدیکی ریشه گیاه با تنیدن تارهای سفید رنگ به دور خود به شفیره تبدیل می شوند. خسارت سوسک بذرخوار روی بذر جاشیر با توجه به ارتفاع منطقه متفاوت بود. کمترین میزان آلودگی در ارتفاع 2400 متر از سطح دریا به میزان 10% در منطقه کاکان و بیشترین آن به میزان 89% در ارتفاع 2250 متر از سطح دریا و در منطقه دره گرم دیده شد. گونه ای زنبور با فعالیت انگلی روی شفیره های آفت جمع آوری گردید. میزان پارازیتیسم این زنبور روی شفیره های آفت در مناطق مختلف استان بین 48-13% در سال 1383 و 44-17% در سال 1384 تعیین گردید
    کلیدواژگان: جاشیر، سوسک بذرخوارجاشیر، زیست شناسی، میزان آلودگی، کهگیلویه و بویر احمد
  • سعید باقری، بیژن تاجوند، یدالله خواجه زاده، حسن عسگری صفحه 26
    ملخ بال کوتاه بلوط Esfandiaria obesa از آفات اختصاصی بلوط در شمال شرق استان خوزستان می باشد که به دلیل تغذیه شدید از برگهای درختان بلوط(100% در درختان آلوده) به عنوان آفت بومی جنگلهای این مناطق گزارش شده است. در این بررسی، چند آفت کش بیولوژیک جهت کنترل پوره های سن 1 و2 این آفت مقایسه شده و کنترل آفت بر روی تنه درخت به منظور دست یابی به مؤثرترین آفت کش آزمون گردید. تیمارهای مختلف شامل دیمیلین روغنی، فرآورده تجاری Green muscle® (Metarhizium anisopliae var. acridum)، مالاتیون و شاهد (آب) در 3 تکرار (برای سال 1382) و دیمیلین روغنی، Green muscle ®، فنیتروتیون، فرآورده ای از قارچ Beauveria bassiana و شاهد (آب) در 4 تکرار (در سال 1383) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی اعمال شده و هر آزمایش دو بار در سال تکرار شد. میزان درجه تاثیر ترکیبات با استفاده از فرمول Schneider-Orelli محاسبه شد. نتایج آزمایش های مختلف نشانگر تاثیر بیشتر Green muscle ®(با میانگین تلفات 100-2/98 درصد) نسبت به سایر تیمارها بود. دیمیلین روغنی با 17/78-65/64 درصد تلفات، در مرتبه بعدی قرار داشت. فنیتروتیون، مالاتیون و فرآورده قارچ Beauveria bassiana به ترتیب با میانگین تلفات 02/40-48/32، 97/30-73/3 و صفر درصد تلفات در این نوع کاربرد اثرات قاطع و قابل اعتنایی برای کنترل این ملخ از خود نشان ندادند.
    کلیدواژگان: ملخ بال کوتاه بلوط، دیمیلین روغنی، فنیتروتیون، مالاتیون، Beauveria bassiana، Metarhizium anisopliae (Green muscle®)
  • ناصر فرار، سید ابراهیم صادقی، حسن عسکری، غلامحسین اسدی، سیدرضا گلستانه صفحه 39
    مگس Pales murina از خانواده Tachinidae از مهمترین عوامل کنترل کننده طبیعی پروانه برگ خوار کنار Thiacidas postica در استان های جنوبی کشور است. برای بررسی زیست شناسی مگس P. murina، یک جفت مگس نر و ماده، با آب و عسل و نیز یک شاخه 10 سانتیمتری نازک واجد برگ و گل درخت کنار در یک قفس پرورش در شرایط 2±25 درجه سانتیگراد، رطوبت 5 ± 55 درصد و دوره روشنایی 16 ساعت قرار داده شد. حشرات بالغ مگس P. murina بین 15 تا 25 روز قبل از ظهور پروانه برگ خوار کنار، در اواسط اسفند ماه در طبیعت ظاهر شده و بلافاصله جفت گیری کردند. میانگین طول دوره قبل از تخم گذاری، تخم گذاری و پس از تخم گذاری به ترتیب 5±23، 6±20 و 4± 15 روز به طول انجامید. تخم گذاری در زیر برگ درختان کنار با میانگین 735 عدد تخم انجام گرفت. طول دوره لاروی در P. murinaبسته به طول دوره زندگی میزبان و سن لاروی میزبان متفاوت می باشد. میانگین طول دوره لاروی میزبان در آزمایشگاه از 3± 16 روز در لاروهای سن پنجم میزبان تا 6±30 روز در لاروهای سن سوم میزبان متفاوت بود. در نمونه هایی از پیش شفیره میزبان که مرحله دیاپوز را می گذراندند، طول مدت لاروی برخی از نمونه ها طولانی تر شد. میانگین طول عمر حشرات نر 2/3±8/33 و در ماده ها 2/3±4/54 روز محاسبه گردید. نحوه پارازیتیسم این مگس، لارو- پیش شفیره است. فعالیت انگلی این مگس معمولا از سن سوم تا پنجم لاروی حشره میزبان آغاز شده و در مرحله پیش شفیرگی کامل گردید. از زمان تشکیل پوپاریوم تا ظهور مگس بالغ در 76 % از نمونه ها با میانگین1 ±5/8 روز (بین 7 تا 10 روز) و در 14 % از نمونه ها با میانگین 5±3/23 (بین 15 تا 30 روز) به طول انجامید. این مگس هنگام تابستان گذارانی لارو پروانه برگ خوار کنار در طبیعت (ماه های خرداد، تیر، مرداد و شهریور) دارای فعالیت انگلی روی گونه دیگری از خانواده Lymantriidae بنام Euproctis sp. (برگ خوار درختان آکاسیا، کونوکارپوس و کنار) می باشد. همچنین تعدادی از لاروهای مگس بصورت دیاپوز و غیرفعال در بدن پیش شفیره های در حالت دیاپوز واقع شدند. میانگین در صد پارازیتیسم پیش شفیره ها در طی سه سال از 38% در اردیبهشت تا 88% در دی ماه متفاوت بود.
    کلیدواژگان: Pales murina، پروانه برگ خوار کنار، درختان کنار، بوشهر
  • کریم سعیدی صفحه 55
    پروانه ابریشم باف ناجور(Lep.: Lymantriidae) Lymantria dispar L. یکی از مهم ترین آفات درختان جنگلی و زینتی دنیا است. گیاهان میزبانی که توسط لاروهای پروانه ابریشم باف ناجور مورد تغذیه قرار می گیرند، دارای تاثیر معنی داری روی رشد و نمو این حشره می باشند. کیفیت و کمیت غذا عوامل اساسی در بقاء لاروها و شفیره ها و در نهایت روی تغییرات جمعیت پروانه ابریشم باف ناجور می باشند. در این بررسی مقدار مصرف غذا، ادامه حیات، طول مراحل مختلف زندگی و میزان باروری پروانه ابریشم باف ناجور بر روی پنج میزبان مختلف یعنی سیب (Malus domestica)، تبریزی (Populus nigra)، سپیدار(Populus alba)، بلوط (Quercus sp.) و گلابی (Pyrus communis) در شرایط آزمایشگاهی و شرایط طبیعی منطقه یاسوج مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج این آزمایشها آشکار ساخت که مقدار کل سطح برگ خورده شده توسط یک لارو، طی مرحله زندگی آن بر روی میزبان سیب (M. domestica) 1014 سانتیمتر مربع و بیش از سایر میزبانها بوده است و همچنین مشخص شد که لاروها پس از مختصری تغذیه از برگهای سپیدار و گلابی از بین می روند. طول عمر مراحل مختلف زندگی این حشره بر روی سیب و تبریزی با بلوط در شرایط آزمایشگاه اختلاف معنی دار دارد. تحت شرایط این آزمایشها، تفاوت معنی داری بین طول دوره زیستی لارو حشره بر روی سیب و تبریزی وجود نداشت. میزان تمایل به تغذیه از سیب و تبریزی بطور بارزی بیشتر از بلوط می باشد. میانگین وزن شفیره های ماده تولید شده روی سیب، تبریزی و بلوط به ترتیب 1440، 1320 و 1100 میلی گرم بوده و از آنجایی که تعداد تخمهایی که به وسیله حشرات ماده گذاشته می شود، با وزن شفیره های ماده ارتباط مستقیم دارد، بنابراین میزان باروری حشره کامل لاروهایی که روی سیب پرورش یافته اند، با تولید شفیره های ماده با میانگین وزن 1440 میلی گرم و شاخص تولیدمثل 19/3، بیش از لاروهایی است که روی تبریزی با شاخص تولیدمثل 59/2 و بلوط با شاخص تولیدمثل، 41/2 پرورش یافته اند. نتایج مصرف غذا، حیات و طول دوره زندگی حالتهای مختلف این حشره نمایانگر وجود عوامل بازدارنده تغذیه در سپیدار و گلابی می باشد.
    کلیدواژگان: ابریشم باف ناجور، منبع غذایی، ویژگیهای زیستی، شرایط آزمایشگاهی، یاسوج
  • ابراهیم عزیزخانی، ابراهیم صادقی، غلامرضا رسولیان، مجید توکلی، رسول امید، وحیدرضا منیری، حمید یارمند صفحه 66
    این بررسی طی سالهای 1384-1382 به منظور جمع آوری و شناسایی زنبورهای گالزای خانواده Cynipidae روی گونه های بلوط موجود در استان لرستان انجام گرفت. در این استان دو گونه بلوط Quercus infectoria و Quercus. brantii وجود دارد که الگوی پراکنش آنها با یکدیگر کاملا متفاوت بوده و از این رو براساس نحوه پراکنش گونه های بلوط موجود در استان 3 منطقه برای نمونه برداری انتخاب گردید. این مناطق شامل قلایی، نوژیان و شوراب بودند. زمان نمونه برداری با توجه به شرایط آب و هوایی استان و براساس زمان رشد گالهای مختلف، به گونه ای انتخاب می شد که در زمان نمونه برداری، گالها مرحله بلوغ خود را طی کنند. گالها پس از جمع آوری در کیسه های نایلونی قرار داده شده و به همراه برچسب مشخصات به آزمایشگاه منتقل می شدند. در آزمایشگاه، گالها جهت حصول اطمینان از خالص بودن آنها به دقت مورد بررسی قرار گرفته و در صورتی که گال دیگری همراه آنها وجود داشت حذف می گردید. پس از خالص سازی، گالها شمارش شده و در ظروف پرورش قرار داده می شدند. نمونه ها در آزمایشگاه و تحت شرایط موجود آن، 3±19 در اواسط پاییز و زمستان و 2±25 درجه سانتیگراد در اوایل بهار و تابستان و رطوبت نسبی حدود 50 تا 60 درصد پرورش داده می شدند. نمونه ها هر چهار روز یکبار مورد بررسی قرار گرفته و حشرات خارج شده از گالها براساس خانواده، جنس و گونه تفکیک و به همراه اتیکت مربوطه به شیشه حاوی الکل 75 درصد منتقل می شد. براساس نتایج حاصل از این بررسی در مجموع، 26 نوع گال از روی قسمتهای مختلف (مانند شاتون، جوانه، میوه و برگ) هر دو گونه بلوط Q. infectoria و Q. brantii جمع آوری گردید که از این تعداد، 11 گونه زنبور گالزا روی بلوط Q. brantii و 13 گونه نیز روی Q. infectoria فعال هستند. تمام گالهای جمع آوری شده روی بلوط Q. infectoria. مربوط به نسل غیرجنسی زنبورهای گالزا بوده و در مقابل، روی بلوط Q. brantii بیشترین تعداد گال (7 گال) توسط نسل جنسی و 5 گال نیز به وسیله زنبورهای نسل غیرجنسی ایجاد می شود. در میان زنبورهای گالزا تخصص میزبانی بسیار بالایی وجود دارد و از این رو هیچ گونه گال مشترکی را نمی توان روی دو گونه بلوط Q. brantii و Q. infectoria پیدا کرد. پراکنش زنبورهای گالزای Cynipidae در استان لرستان، مستقیما تابع الگوی پراکنش گونه های بلوط در سطح این استان می باشد.
    کلیدواژگان: بلوط، لرستان، زنبور گالزا، Quercus infectoria و Quercus brantii
  • افسانه مظاهری، بیژن حاتمی، جهانگیر خواجه علی، سید ابراهیم صادقی، یوسف نمازی صفحه 80
    زیست شناسی و تغییرات جمعیت سوسک شاخک بلند سارتاAeolesthes sarta Solsky (Col., Cerambycidae) در سالهای 1383 و 1384 هر دو هفته یک بار و در مراحل حساس زندگی آفت، هر هفته با قطع یک درخت کامل و نیز دو شاخه اصلی از دو درخت دیگر اوجا، مطالعه شد. با شکافتن قطعات بریده شده، وضعیت آفت از نظر تعداد تخم، لارو، شفیره و حشرات کامل ثبت گردید. تعداد و طول نسل آفت نیز با آلوده سازی مصنوعی 35 اصله درخت سالم در شرایط کنترل شده به دقت تعیین شد. روند خروج حشرات کامل از محلهای زمستان گذرانی با بازدید روزانه از تنه و شاخه های بریده درختان آلوده داخل قفس بررسی گردید. نتایج نشان داد که اولین حشرات کامل اواسط فروردین از محفظه شفیرگی خارج شدند و روند خروج تا پایان اردیبهشت ادامه یافت. اوج تخم ریزی آفت در اواسط اردیبهشت، تقریبا 2 هفته پس از اوج خروج حشرات کامل، مشاهده شد. در مجموع دوره تخم ریزی حدود 50 روز به طول انجامید. اواسط اردیبهشت لاروهای سن اول ظاهر شدند و در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد بیشترین تراکم را داشتند. بیشترین فراوانی لاروهای جدید در دهه سوم خرداد و اوج فراوانی شفیره ها اواسط شهریور بود. دوره شفیرگی حدودا 2 هفته برآورد گردید. اولین حشرات کامل نسل جدید دهه اول شهریور در محفظه های شفیرگی ظاهر شدند و اوج تشکیل آنها اوایل آبان بود. دوره رشد و نمو لاروی در لاروهایی که در سال اول به شفیره تبدیل شدند، به طور میانگین به 158 روز و برای لاروهای دوساله حداکثر به 484 روز رسید. بنابراین، دوره یک نسل آفت 1 یا 2 سال تعیین شد، به نحوی که 35 درصد جمعیت چرخه زندگی خود را در یک سال و 65 درصد باقی مانده در دو سال تکمیل نمودند. زمستان گذرانی این آفت نیز به صورت لارو و حشره کامل بود.
    کلیدواژگان: Cerambycidae، سوسک شاخک بلند سارتا، Aeolesthes sarta، زیست شناسی، تغییرات جمعیت
  • سید عبدالله میر حسینی مقدم، محمدرضا طاهرزاده صفحه 96
    سطح زیر کشت باغهای فندق در استان گیلان براساس آخرین آمار گرفته شده از سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان در سال 1385 بالغ بر 12000 هکتار بوده که بیشترین آنها در منطقه اشکورات رودسر قرار دارند. در سالهای اخیر ضمن بازدید از باغها و انبارهای سنتی، نگهداری فندق در نقاط مختلف استان گیلان (رودسر، لاهیجان، صومعه سرا و آستارا) نمونه های مشکوک و بیمار (لکه برگی ها، خشکیدگی سرشاخه ها، پژمردگی ها و کپک زدگی میوه ها) از اندام های هوایی، زمینی و میوه های انبار شده جمع آوری و به آزمایشگاه انتقال داده شد. در آزمایشگاه انواع لکه برگی ها از نظر وضعیت ظاهری، وجود یا عدم وجود اندام های بارده قارچ با چشم غیرمسلح و یا به کمک بینوکولر با بزرگنمایی 10-4 برابر مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین جهت تشخیص عوامل بیماریزای غیراجباری نمونه های جمع آوری شده، روی محیط های کشت مصنوعی WA، MA، CMA و PDAکشت داده شدند و عوامل بیماریزا جداسازی شده و سپس کشت خالص از آنها تهیه گردید. برای کشت اندام های آلوده و مشکوک، قطعات کوچکی از محل بافت ناحیه سالم و آلوده به ابعاد 3 تا 5 میلی متر تهیه، پس از شستشو با آب معمولی به مدت 2-1 دقیقه با محلول سوبلیمه 1 درهزار ضدعفونی شده و دوباره با آب مقطر سترون 3-2 بار شستشو گردیدند که در ادامه پس از خشک شدن نمونه ها روی کاغذ صافی سترون در اتاقک کشت روی محیط های مصنوعی کشت داده و در داخل انکوباتور 25 درجه سانتی گراد قرار گرفتند. جهت اثبات بیماریزایی قارچ های خالص شده از روی لکه برگی ها و خشکیدگی سرشاخه ها، پس از خالص سازی قارچ های جداشده با استفاده از سوسپانسیون اسپور و یا تک ریسه کردن، عمل مایه زنی روی اندام های هوایی نهالهای دو ساله فندق گلدانی و در مواردی هم روی برگها و شاخه های بریده شده فندق در داخل دسیکاتور صورت گرفت. قبل از عمل مایه زنی برای سهولت کار، با نوک سوزن سترون زخم های خفیف در محل تلقیح ایجاد گردید. نمونه های شاهد در شرایط مشابه با آب مقطر و یا آگار سترون مایه زنی گردیدند.
    در خصوص قارچ Verticillium روی نهال فندق، نخست برش کم عمقی در محل طوقه ایجاد گردید و سپس مقداری از محیط کشت حاوی قارچ فعال را برداشته و در زیر پوست قرار داده و روی آن با ورقه پارافیلم سترون پوشش داده شد. نمونه های شاهد در شرایط مشابه با آگار سترون مایه زنی گردیدند. درخصوص مایه زنی گونه های Fusarium، نخست قارچ خالص شده را روی دانه های ارزن سترون در داخل ارلن تکثیر و با خاک سترون داخل گلدان مخلوط نموده و نهالهای جوان فندق در داخل آن کاشته شد. قبل از کاشت جهت تسهیل مایه زنی، روی ریشه های فندق با سوزن سترون شده زخم های سطحی ایجاد گردید. نمونه های شاهد با آگار سترون حاوی ارزن در شرایط مشابه مایه زنی گردیدند. کلیه نمونه های تیمار شده همراه شاهد در اتاقک رشد با درجه حرارت 24 تا 26 درجه سانتی گراد و نور متناوب 12 ساعته قرار داده شدند و جهت تامین رطوبت نسبی سعی گردید کف اتاقک رشد هر روز آب پاشی شود.
    برای دست یابی به درجه ها یا میزان آلودگی درختان فندق به بیماری کلیدی لکه برگی Mamianiella coryli و با توجه به شدت آلودگی این قارچ در منطقه، در زیاز و آغوزبن کندسر اشکورات چهار باغ انتخاب و از هر باغ 20 درخت و از روی هر درخت 400 برگ بطور تصادفی در جهت های مختلف کنده و میزان آلودگی برگها با نمره دادن از 1 تا 5 (درجه های آلودگی 1، 2، 3، 4 و 5 به ترتیب %20-1، %40-21، %60-41، %80-61 و %95-81 آلودگی سطح برگ) تعیین گردید.
    براساس نتایج حاصل از نمونه برداری هایی که از باغهای فندق استان صورت پذیرفت، در مجموع 16 ایزوله قارچ جداسازی و خالص شده و با توجه به منابع موجود مورد شناسایی قرار گرفتند که قارچ هایDiplodia theaborme، Alternaria alternata، Pestalotiopsis macrospora، Colletotrichum gleosporioides، Phyllactinia corylea و Mamianiella coryli از روی برگ و سرشاخه ها و قارچ های Phomopsis sp.، Fusarium semitectum، Fusarium anthophillum و Verticillium sp. از روی ریشه و طوقه جداسازی شده و بیماریزا تشخیص داده شدند. همچنین قارچ های Rhizopus sp.، Trichothecium sp.، Aspergillus sp.، Cladosporium cladosporides، Penicillium sp.و Aspergillus flavusاز انبارهای باغداران از روی میوه جداسازی و خالص گردید.
    در بررسی میزان آلودگی درختان فندق مناطق زیاز و آغوزبن کندسر اشکورات به قارچ Mamianiella coryli که عامل خزان نابهنگام و زودرس برگها و نهایتا نقصان محصول فندق می گردد، مشخص شد که بیشترین خسارت این بیماری در باغهای فندق منطقه آغوزبن کندسر با میانگین آلودگی 20 درصد در سطح برگها می باشد.
    کلیدواژگان: فندق، قارچ های جدا شده، اهمیت اقتصادی، گیلان
  • علی دهقانی، بیژن تاجوند، جعفر ارشاد صفحه 99
    در تابستان و پاییز سال 1384 طی بازدیدهای انجام شده از عارضه خشکیدگی درختان خنجوک یا کلخونگ (Pistacia khinjuk Stocks.) شهرستان ایذه و عرصه های روستای دلی، علائم بیماری شامل خشکیدگی برگها، ریزش شدید برگها و خزان زودرس، خشکیدگی سرشاخه ها، بدشکلی و هیپرتروفی سرشاخه ها بر روی درختان خنجوک مشاهده (شکلهای 1و2) و از درختان آلوده نمونه برداری گردید. آلودگی در همه درختان مشاهده شده در منطقه دیده شد و در اغلب درختان آلوده، خشکیدگی به طور کامل در برگها و سرشاخه ها و تغییر شکل سرشاخه ها وجود داشت. نتایج نمونه برداری، بررسیها و اندازه گیریهای میکروسکوپی و ریخت شناسی عامل بیماری و مشاهدات بافت شناختی به تشخیص گونه قارچ Pileolaria terebinthi (DC.) Cast.، به عنوان عامل بیماری زنگ بنه یا پسته کوهی در استان خوزستان منجر گردید. قبلا آلودگی به این بیماری از جنگلهای بنه (Pistacia mutica Fisch. et Mey) در استان فارس گزارش شده است. این زنگ تک پایه بوده و طی سالهای اخیر وقوع فراگیر و همه گیری آن در شرق استان خوزستان روی درختان خنجوک مشاهده گردیده است. از آنجایی که بیماری از نقطه نظر حفظ ذخایر توارثی می تواند تهدیدی برای این ژرم پلاسم ارزشمند منطقه ای باشد، بررسی های سبب شناسی با در نظر گرفتن ارتفاع منطقه، سن درختان و موضوع دیرزیستی و حساسیت آنها، وقوع توالی اکوسیستم و یا تغییرات اقلیمی و پیشنهاد راهکارهای اجرایی و یا پیش آگاهی های اقلیمی منطقه ای درخصوص امکان کنترل گسترش بیماری از مناطق جنوب کشور به نواحی مرکزی (پسته کاریها) و شمالی تر، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: Pileolaria terebinthi، خنجوک، زنگ بنه، همه گیری
  • مهدی افروزیان، حسین توکلی، رضا ظهیری صفحه 101
    گونه گیاهی آمودندرون Ammodendron persicum با نامهای محلی دیودال، چوب آتش، چراغ چوب، شن درخت، درخت شنی و خار گرگ موسوم است. این گونه از زیر تیره پروانه آساها و متعلق به تیره بقولات (Fabacea = Leguminosae) می باشد. آمودندرون در ایران عمدتا در منطقه زیرکوه قائن و به صورت محدود در منطقه گزیک بیرجند و خاش رویش دارد (توکلی، 1382). طی بازدیدی که در اواخر فروردین ماه سال 1385 از رویشگاه آمودندرون واقع در زیر کوه قائن بعمل آمد، فعالیت تعداد قابل توجهی از لاروهای یک آفت برگ خوار روی این گیاه مشاهده گردید که در مرحله سن آخر لاروی و تعدادی نیز در حال تشکیل پیله های شفیرگی بودند. این حشره پس از تغذیه کامل از برگهای دیودال در انتهای سرشاخه ها با تنیدن تارهای سفید رنگی بدور خود، گلها و برگهای انتهای سرشاخه ها را بهم چسبانده و در بین آنها تبدیل به شفیره می شود. حداکثر تعداد لارو مشاهده شده بر روی یک درختچه آمودندرون 31 عدد شمارش گردید. نمونه های لارو و پیله های شفیرگی جهت پرورش آزمایشگاهی جمع آوری گردید. در آزمایشگاه حشرات کامل در مورخ 12/ 2/ 1385 ظاهر شدند. نمونه های حشرات کامل این آفت جهت شناسایی به بخش تحقیقات رده بندی حشرات مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور ارسال گردید و تحت نام علمی Apopestes spectrum (Esper, 1787) (Lep.: Erebidae) شناسایی گردید. توضیح اینکه این گونه قبلا جزء خانواده یNoctuidae و زیر خانوادهCatocalinae بوده است. گیاهان مختلف از تیره یFabaceae مانند Genista pilosa، Cytisus scopariusو Spartium junceum به عنوان میزبان های این آفت نامبرده شده اند. بررسی منابع علمی موجود مشخص نمود که این آفت در کشورهای شرق آسیا، هندوستان، ترکمنستان، تاجیکستان و... انتشار دارد. شایان ذکر است که در بررسی منابع انجام شده، گزارش خسارت این آفت بر روی آمودندرون تاکنون ذکر نشده است و این اولین گزارش از خسارت این آفت بر روی آمودندرون در ایران می باشد.
    کلیدواژگان: Apopestes spectrum، آمودندرون، برگ خوار، خسارت
  • سعید باقری، جلیل علوی صفحه 103
    طی بررسی های انجام شده برای شناسایی فون بال ریشکداران جنگلها و مراتع خوزستان در دی ماه 80 از روی Vitex pseudo-negundo (Hausskn.) Hand–Mzt. (بنگرو، بنگله، جاز) در باغ گیاه شناسی فدک دزفول، گونه ای تریپس جمع آوری و توسط دکتر zur Strassenتحت عنوانDendrothrips karnyi Priesner (Thys.: Thripidae) شناسایی و تایید شد. پیش از این، چهار گونه دیگر از این جنس از ایران گزارش شده بود و این اولین گزارش از وجود گونه یاد شده در ایران می باشد. مشخصات این گونه به شرح زیر است: حشره کوچکی است به رنگ سفید تا زرد سفید، بدون نقاط تیره؛ طول بدن ماده ها 900-1050 میکرون بوده و نر این حشره ناشناخته است. بال جلو به صورت یکنواخت سفید و موهای روی رگبال جلویی و عقبی هم رنگ سطح بال می باشد. کناره های ترژیت شکمی دارای شبکه های چند ضلعی بزرگ است. شاخک هشت بندی، بندهای 1-5 شاخک بطور یکنواخت سفید است؛ گاهی اوقات بند 2 خاکستری روشن همچنین بند 5 نیز به رنگ سفید خاکستری می باشد. بندهای 6-8 قهوه ای تا قهوه ای تیره هستند. این گونه از روی Vitex agnus–castus نیز گزارش شده است.
    کلیدواژگان: Dendrothrips karnyi، تریپس، بنگرو، Vitex pseudo، negundo، خوزستان، ایران