فهرست مطالب

علوم زمین - پیاپی 63 (بهار 1386)
  • پیاپی 63 (بهار 1386)
  • 184 صفحه، بهای روی جلد: 5,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1386/09/25
  • تعداد عناوین: 19
|
  • صفحه 1
  • محمد رهگشای، ایمان منصف، هادی شفائی قدم، محمد محجل صفحه 2
    مطالعات پتروفابریکی، ساختاری و ژئوشیمیایی تکتونیتهای الترامافیک زون دگرگونی خاوری مجموعه افیولیتی خوی نشان می دهد که این سنگها حاوی پهنه های برشی دما پایین با امتداد شمال باختری - جنوب خاوری هستند که جهت جریان گوشته ای دما بالا تا دما متوسط با امتداد شمال خاوری - جنوب باختری را قطع کرده اند. ریزساختارها در این تکتونیتها، یک تحول فابریکی را از بافتهای پورفیروکلاستیک تخت و دوکی شکل (مربوط به دگرشکلیهای دما بالا تا دما متوسط بخشهای گوشته ای) به سمت بافتهای میلونیتی (با دگرشکلی دما پایین درون پهنه های برشی) نشان می دهند. مطالعه الگوهای جهت یابی ترجیحی شبکه ای کانی الیوین در نمونه های با دگرشکلی دما بالا و دما متوسط گوشته ای لغزش را بر روی سیستمهای (010) [100] دما بالا و تنش پایین و (0kl) [100] دما متوسط (بیش از 1000 درجه سانتی گراد) نشان می دهند در حالی که الگوهای جهت یابی ترجیحی شبکه ای کانی الیوین در نمونه های با دگرشکلی دما پایین درون پهنه های برشی، گویای سیستم لغزش (001) [100] دمای پایین (1000 درجه سانتی گراد) است. اسپینلهای همراه این پریدوتیتها با تغییرات چشمگیر عدد کروم (10 تا 90 Cr # =) و عدد منیزیم (90 تا50 Mg # =) همراه می باشند. کلینوپیروکسنها عموما غنی از کروم بوده که نشان دهنده ذوب بخشی محدود این پریدوتیتهاست. تغییرات شدید ترکیب شیمیایی اسپینلها می تواند به فرایند ذوب بخشی و تبلور دوباره این کانی طی فاز جداشدگی سنگ کره گوشته ای و توسعه پهنه های برشی مرتبط باشد.
    کلیدواژگان: مجموعه افیولیتی خوی، تکتونیتهای الترامافیک، پهنه های برشی، جهت یابی ترجیحی شبکه ای، سیستم لغزش
  • فرهاد ملک قاسمی، وارطان سیمونز صفحه 18
    هدف از این مطالعه، تعیین زایش رخدادهای منگنز اطراف هشترود، با نگرشی ویژه به منطقه ایده لو جوکندی است. در این منطقه کانی سازی پراکنده و نسبتا گسترده منگنز صورت گرفته که منشا آن از نوع چشمه های آب گرم و به شکل سطحی است. کانی سازی عمدتا به شکل توده ای و رگه ای است. به خاطر وجود چشمه های آب گرم و آثار آنها در محدوده مطالعاتی، می توان نتیجه گیری کرد که ترکیبهای آهن و منگنز به صورت محلول در ترکیب آبهای گرم منطقه شرکت داشته اند و توسط همین چشمه ها بر سطح زمین نهشته شده و یا به داخل شکستگیها و گسلهای موجود در بین سنگهای منطقه نفوذ کرده و سبب کانی سازی شده اند. نوع کانی منگنز به طور عمده پیرولوزیت و پسیلوملان، و کانیهای همراه آن، ژیپس، تراورتن، باریت و ژاسپر می باشند.
    کلیدواژگان: منگنز، پیرولوزیت، پسیلوملان، گرمایی، زایش
  • حسین اصیلیان مهابادی، یعقوب لاسمی صفحه 30
    سازند های کژدمی و سروک (گروه بنگستان) به طور عمده از سنگهای کربناتی تشکیل شده اند. به منظور بررسی رخساره ها، محیطهای رسوبی و چینه نگاری سکانسی سازندهای یاد شده در شمال باختری فارس، 4 برش چینه نگاری برداشت شده است که شامل برشهای نمک کنگان، خارتنگ، خورموج (فارس ساحلی) و شاه نشین (فارس نیمه ساحلی) هستند.
    رخساره های کربناتی سازندهای کژدمی و سروک در کمربندهای رخساره ای پهنه کشندی (A)، تالاب (B)، سدی (C) و دریای باز (D) نهشته شده اند. رخساره های ماسه سنگی سازند کژدمی (زبانه های معادل سازند بورقن) از نوع کوارتزآرنایت است که به احتمال زیاد در محیط ساحلی رسوب گذاری شده اند.
    بررسی رخساره های سازندهای مطالعه شده در شمال باختر منطقه فارس و مقایسه آنها با محیطهای رسوبی امروزی و قدیمی نشان می دهد که رخساره های سازندهای کژدمی و سروک در سکوی کربناتی از نوع رمپ (Ramp) نهشته شده اند.
    چینه نگاری سکانسی سازندهای کژدمی و سروک نشان می دهد که سازند کژدمی در ناحیه مورد مطالعه بجز کوه نمک کنگان که دارای یک توالی رسوبی(توالی 2) است، در بردارنده دو توالی رسوبی (توالیهای 1 و 2) به سن آلبین پیشین تا پسین است. سازند سروک در کوه نمک کنگان دارای یک توالی (توالی 3) به سن آلبین پسین تا سنومانین پیشین و در برشهای دیگر دربردارنده چهارتوالی رسوبی (توالیهای 3 تا 6) به سن آلبین پسین تا تورونین است. مرز زیرین توالی1، مرز زیرین توالی2 در نمک کنگان و مرزهای زیرین و بالایی توالی 6 ناپیوستگی نوع 1 و بقیه مرزها ناپیوستگی نوع 2 است.
    کلیدواژگان: چینه نگاری سکانسی، محیطهای رسوبی، سازند کژدمی و سروک، شمال باختر منطقه فارس، جنوب باختر ایران
  • داود مختاری صفحه 40
    گسل تبریز که در ادامه شمال باختری خود گسل شمالی میشو را نیز شامل می شود با روند شمال باختری- جنوب خاوری خود دارای سازوکاری راستالغز با مولفه راست بر است و یکی از لرزه خیزترین گسلهای ایران در ناحیه آذربایجان است. مطالعات به عمل آمده در قسمتهای مختلف این گسل حاکی از وجود آثار ریخت شناختی متعدد ناشی از فعالیتهای زمین ساختی در راستای آن است. آبگیرهای فرونشستی از جمله این آثار هستند که با وجود اهمیت آنها از نظر زمین شناختی، زمینریخت شناختی و زمین ساختی مطالعه ای در ایران در مورد آنها صورت نگرفته است. لذا، بررسی آبگیرهای فرونشستی به عنوان یکی از آثار زمین ریختی گسلهای راستالغز برای شناسایی گسلهای فعال، مهم ترین هدف این مقاله است که با بررسی آبگیر قوری گل بستان آباد، آبگیر خشک گردنه پیام، آبگیر خشک ارلان و آبگیر خشک قوری گل میشوداغ، سعی شده است این مهم حاصل گردد.
    تمامی این آبگیرها به وسیله گسلهای راستالغز و عادی محصور شده اند که سازوکار آنها بر پایه اطلاعات حاصل از بررسی منابع و مشاهدات میدانی و مطالعه آثار زمین ریختی آنها از قبیل انحراف رودخانه ها، پادگانه های رودخانه ای نامتقارن و مخروط افکنه ها مورد شناسایی قرار گرفته است. با توجه به یافته های این پژوهش در مورد هر یک از حوضه های انباشتی فوق و پرشدگی این حوضه ها با نهشته های بسیار جوان کواترنری، می توان آبگیرهای دایر و یا خشک تشکیل شده در راستای گسل تبریز و شمالی میشو را دلیلی بر فعال بودن این گسلها دانست و رویداد زمین لرزه های نسبتا قوی را در چنین مناطقی پیش بینی نمود.
    کلیدواژگان: آبگیر فرونشستی، گسل راستالغز، گسل تبریز، گسل شمال میشو
  • خسرو خسروتهرانی، مسیح افقه، وحید احمدی صفحه 50
    در این تحقیق دو مقطع چینه شناسی از رسوبات سازندهای جهرم و آسماری انتخاب شده است. این مقاطع شامل برشهای صدرا و دودج بوده که در مجموع 645 متر از رسوبات پالئوسن پسین تا میوسن پیشین میانی را نشان می دهد. با مطالعه رخساره های میکروسکوپی 360 مقطع میکروسکوپی و بررسی 12 نمونه تجزیه کیفی و کمی عناصر موجود با استفاده از روش X.R.F شرایط محیطی بیوتوپهای در برگیرنده هر یک از زیست زونهای شاخص روزن داران به دقت شناسایی شده است. به طور کلی روزن داران شاخص شناخته شده در این مقاطع به ترتیب از قدیم به جدید عبارتست از:Miscellanea sp.، Kathina sp.، Fallotella alavensis Mangin، Opertorbitolites sp.، Alveolina sp.، Lituonella ruberti Stache، Rhapydionina urensis Sirel، Orbitolites complanatus Lamark، Somalina stefaninii Silvestri، Dictyoconus sp.، Coskinolina liburnica Atache.، Nummulites fabianii Prever، Silvestriella tetraedra Gumbel.، Nummulites fichteli Michelotti، Austrotrillina howchini Schlumberger، Meandropsina anahensis Henson.
    با توجه به فراوانی، نوع پوسته و نسبت درصد عناصر موجود در بیوتوپ هر زیست زون روزن داران در مقاطع فوق به لحاظ نوع روند تغییرات دیرینه بوم شناسی محیط رسوبات پالئوسن پسین تا الیگوسن میانی می باشد.
    کلیدواژگان: فارس، سازند جهرم، سازند اسماری، زیست زون، دیرینه بوم شناسی
  • سیدسعید محمدی، منصور وثوقی عابدینی، محمد پورمعافی، محمدهاشم امامی، محمدمهدی خطیب صفحه 60
    توده گرانیتوییدی بی بی مریم با وسعت حدود 5 کیلومترمربع درون نوار افیولیت ملانژ خاور ایران، در پهنه ساختاری سیستان واقع شده، این توده نفوذی از تونالیت- کوارتزدیوریت وگرانودیوریت تشکیل شده است. کانیهای مافیک شامل هورنبلند و بیوتیت در کوارتزدیوریت- تونالیت هستند. وجود آنکلاوهای میکرودیوریتی درتونالیتها و نبود آن درگرانودیوریت از ویژگیهای توده مورد مطالعه است. بافتهای پرتیتی و گرانوفیری در گرانودیوریتها به ترتیب بیانگر کم بودن فشار بخار آب و سرد شدن به نسبت سریع در ژرفای کم است.
    بررسی ژئوشیمیایی سنگهای مورد مطالعه نشان دهنده ویژگی کلسیمی- قلیایی و متاآلومین تا پرآلومین است. بررسی عناصر کمیاب در نمودارهای عنکبوتی بیانگر کاهش Nbو تمرکز بالای عناصر K، Rb، Ba و Thاست که می تواند نشان دهنده آغشتگی ماگمای اولیه حاصل از ذوب بخشی گوشته با مواد پوسته ای باشد. با وجود اینکه توده نفوذی بی بی مریم سنگهای اولترامافیک را قطع نموده است، ویژگیهای سنگ نگاری و ژئوشیمیایی پلاژیوگرانیتهای اقیانوسی را نداشته و بیشتر ویژگیهای آن با گرانیتوییدهای نوع Iقابل مقایسه است. از نظر جایگاه زمین ساختی در رده گرانیتوییدهای کوهزایی و در گروه VAGقرار می گیرد.
    کلیدواژگان: ایران، گرانیتویید، نهبندان، کلسیمی، قلیایی، متاآلومین، پرآلومین
  • مهدی معظمی گودرزی، بهرام رضایی، احمد امینی صفحه 72
    چکیده در این تحقیق، امکان آهن زدایی نمونه بوکسیت دیاسپوری پرآهن با استفاده از روش گرماشیمیایی برای نخستین بار مطالعه شده است. بدین منظور، نمونه در دماهای 600 تا 1100 درجه سانتی گراد کلسینه گردید و آزمایشهای اسیدشویی با استفاده از اسید کلریدریک بر روی آن انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده با افزایش دمای کلسیناسیون، به تدریج انحلال پذیری آلومینیم و آهن در اسید کاهش می یابد ولی افزایش دمای کلسیناسیون تا بیش از 900 درجه سانتی گراد سبب انحلال انتخابی آهن نسبت به آلومینیم در اسید می شود. بررسی عوامل موثر بر اسیدشویی نشان داد که دمای انحلال اثر گذارترین پارامتر بر بازیابی آهن از نمونه به محلول اسیدی است به نحوی که با افزایش آن از 20 تا 95 درجه سانتی گراد، می توان با حفظ ماهیت انتخابی فرایند، بازیابی آهن را از 89/7 درصد به 02/81 درصد افزایش داد. در ادامه مدت زمان 120 دقیقه، غلظت اسید 50 درصد، ابعاد خردایش کوچک تر از 210 میکرون و درصد جامد 15 به عنوان مقادیر بهینه دیگر پارامترها انتخاب شد که در نتیجه بازیابی آهن در محلول تا 5/96 درصد افزایش یافت.
    کلیدواژگان: آهن زدایی، بوکسیت دیاسپوری، آزمایشهای گرماشیمیایی، اسیدشویی، اسید کلریدریک، کلسیناسیون
  • سیدمحمود حسینی نژاد، مهدی یزدی، منصوره قبادی پور، حسین غلامعلیان صفحه 78
    نهشته های سازند جیرود در برش کلاریز با توالی نسبتا ستبری از ماسه سنگ، شیل و سیلتستون سرخ، سفید و قهوه ای رنگ آغاز می شود و در ادامه به لایه های دولومیتی زرد رنگ، آهک، آهکهای شیلی و مارنی فسیل دار تبدیل می گردد. این سازند با ناپیوستگی فرسایشی بر روی سازند میلا واقع شده و به طور پیوسته با آهکهای سازند مبارک پوشیده می شود. در این توالی، فسیلهای فراوان و متنوعی از کنودونتها و بازوپایان شناسایی شد. بر اساس پخش و پراکندگی بازوپایان دو زیست زون تجمعی، و بر مبنای کنودونتها چهار زیست زون تجمعی با سن فامنین و استرونین تعیین شد. ضمن اینکه زیست زونهای محلی بازوپایان با زیست زونهای محلی کنودونتی تطابق داده شده است. زیست زون شماره 1 بازوپادار معادل زیست زونهای کنودونتی Older than late crepida zone and romboidea to late trachytera zone با سن فامنین زیرین است. زیست زون شماره 2 بازوپادار معادل زیست زونهای کنودونتی postera to late expansa zone and praesulcata zone با سن فامنین بالایی است.
    شواهد دیرینه شناسی و چینه نگاری نشان می دهد که رسوبات فرازنین در این منطقه وجود ندارد.
    کلیدواژگان: کلاریز، بازوپا، کنودونت، دونین، فامنین، البرز، سازند جیرود
  • سیدهادی حسینی، حمید آقابابایی، یاشار پوررحیمیان صفحه 86
    چالزنی به عنوان یکی از پرهزینه ترین مراحل معدن کاری روباز، از پیچیدگی بسیار زیادی برخوردار است. پارامترهای فراوانی به طور همزمان بر فرایند چالزنی تاثیر می گذارند که مطالعه هر پارامتر نیازمند شناخت تاثیر ویژگیهای ماده سنگ و توده سنگ است.
    در مقاله حاضر، از میان پارامترهای ساختاری توده سنگ، شیب داری سامانه درزه ها مورد مطالعه قرار گرفته است. طی مطالعات ابتدا با تحلیل هندسی شرایط نفوذ و عبور مته از سطح درزه و شرایط مختلف شیب داری به صورت ریاضی مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه با انجام مدل سازی فیزیکی هر یک از شرایط هندسی، آهنگ نفوذ مته چهار پره صلیبی با استفاده از روش دورانی اندازه گیری شده است. در پایان با توجه به نتایج عددی حاصل از آزمایشها، رابطه ریاضی بین زاویه شیب درزه نسبت به امتداد چالزنی وآهنگ نفوذ ارائه شده است. بر اساس رابطه ارائه شده، با کاهش زاویه بین سطح درزه و امتداد چالزنی، آهنگ نفوذ مته در توده سنگهای درزه دار به صورت خطی کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: چالزنی، توده سنگ، درزه، شیب داری، آهنگ نفوذ مته
  • حسن محسنی، سعید خدابخش، امیرحسین صدر، فرهاد آلیانی صفحه 92
    سنگ نوشته بیستون در کناره شمالی جاده کرمانشاه به همدان و در فاصله کیلومتری شهرکرمانشاه بر روی صخره های آهکی کنار جاده نقش بسته است. انحلال سطح سنگ نوشته سبب تخریب بخشی از این میراث بی نظیرشده است. سن سنگهای مورد مطالعه در محدوده کتیبه یاد شده کرتاسه زیرین است و در پیرامون شبکه گسترده ای از راندگیها بویژه در شمال- شمال باختری قرار گرفته اند که از جمله آنها می توان به راندگی پراوکه از روستای نژیواران تا حوالی کرمانشاه ادامه دارد و شبکه راندگیهای بین روستای نادرآباد تا اشرف آباد اشاره کرد. بدین خاطر، آهکهای منطقه به شدت تکتونیزه هستند. شبکه درزه ها در این منطقه به شعاع یک کیلومتر به مرکزیت سنگ نوشته اندازه گیری و تحلیل شدند. دو دسته درزه اصلی در این منطقه توسعه یافته و باعث تشدید انحلالآهکها در ناحیه بیستون شده است. لایه در بردارنده سنگ نوشته متشکل از میکرایت فسیل دار (مادستون تا وکستون) با قطعات زیست آواری از جنس جلبکهای آهکی با ترکیب اولیه آراگونیتی بوده است و مقداری روزن داران و پلت نیز در بین آنها دیده می شود. به علت توسعه درزه ها و وجود اجزای ناپایدار آراگونیتی، این آهکها در محیط دیاژنزی جوی متحمل انحلال شده و تشدید روند انحلال منجر به کارستی شدن آهکها شده است. تخلخل قالبی، حفره ای، کانالی، و غاری ازجمله شواهد تایید کننده روند گسترش انحلال در منطقه است. مشاهده حفره های انحلالی به ابعاد چند میلی متر تا ده ها سانتی متردرسطح زمین گویای این موضوع است. توسعه درزه ها به همراه شیب لایه بندی سبب هدایت سیالهای جوی به سوی سطح (دیواره) سنگ نوشته شده است. در نتیجه در محلهای ریزش آب، چندین حفره در سطح سنگ نوشته ایجاد شده و باعث آسیب فراوان آن می شود. با توجه به جهت شیب لایه بندی و گسترش شبکه کارستی در آهکهای ناپایدار از لحاظ سنگ شناسی، تنها راه حل ممکن دور نمودن سیالهای نفوذی خورنده از سطح سنگ نوشته و انحراف مسیر تخلیه طبیعی آنهاست.
    کلیدواژگان: دیاژنز، بیستون، کارست، درزه، سنگ نگاری، کربنات
  • رحیم شعبانیان، خسرو خسروتهرانی، ایرج مومنی صفحه 98
    مطالعه مقاطع مختلف چینه شناسی از سنگهای پرمین در شمال باختری ایران نشان می دهد که این توالی در بخش جنوبی از سازندهای دورود، روته، نسن و در برشهای زال و ایلانلو از سازندهای دورود، سورمق، جلفا و الی باشی تشکیل یافته است. از تحلیل جامعه فسیلی روزن داران در توالیهای کربناتی پرمین این ناحیه و مقایسه آن با تجمعات میکروفسیلی دیگر بخشهای ایران و کشورهای همجوار قلمرو تتیس، سن واحدهای آهکی در مقاطع چینه شناسی زال و ایلانلو، کوبرگاندین تا دوراشامین ودر برشهای دیگر کوبرگاندین تا جلفین است. نبود اشکوبهای یاختاشین، بلورین در تمام پهنه آذربایجان گسترش دارد.
    بررسیهای صحرایی، مطالعات سنگ شناسی و رخساره های میکروسکوپی بیانگر چندین فاز پیشروی و خروج از آب در این توالیهاست.
    مقایسه برشهای چینه ای مورد مطالعه از نظر محتوا و ترکیب فسیلی، رخساره های سنگی و ستبرای واحدهای سنگی بیانگر حاکم بودن شرایط متفاوت زمین شناسی در قسمتهای شمالی و جنوبی این بخش در طی دوره پرمین بوده است.
    کلیدواژگان: روزن داران کف زی، نبود رسوبی، پرمین، آذربایجان، ایران
  • مهدی خدامی، اسدالله محبوبی، رضا موسوی حرمی، سادات فیض نیا صفحه 110
    حوضه آبخیز رودخانه لاتشور جزئی از حوضه آبخیز کویر مرکزی ایران است که در استان تهران و در شمال خاوری شهرستان پاکدشت واقع شده است. این حوضه شکلی کشیده داشته و مساحت آن بیش از 2/22 کیلومتر مربع است. منطقه مورد مطالعه در زون ساختاری البرز مرکزی قرار گرفته و واحدهای سنگی سازنده آن سازندهای سرخ نئوژن، هزاردره و پادگانه های آبرفتی هستند. همچنین براساس مطالعات انجام شده طرح کانال رودخانه لاتشور در بالادست از نوع بریده بریده با بستر گراولی و در پایین دست از نوع مآندری با پیچش کم و زیاد است. مطالعات رسوب شناسی در طول کانال اصلی این حوضه نشان می دهد که 3 عامل اصلی (تغییرات ناگهانی شیب بستر ناشی از تغییرات سنگ شناسی، ورود سرشاخه های فرعی و رخداد سیلابهای مکرر) باعث تغییر در بافت رسوبات کف کانال و بر هم زدن پیوستگی طولی پارامترهای مختلف اندازه ذرات شده است. رخساره های سنگی شناسایی شده در این حوضه شامل رخساره های گراولی (Gmm، Gmg، Gcm، Gt)، ماسه ای (St، Sp، Sl، Sh) و گلی (Fl، Fr) می باشند. با توجه به رخساره های سنگی موجود در کانال اصلی رودخانه لاتشور، عناصر ساختاری شکل گرفته در این سامانه رسوبی شامل: 1) بار گراولی و اشکال لایه ای (Element GB)، 2) رسوبات با رشد جانبی (Element LA)، 3) ماسه با اشکال لایه ای (Element SB) و 4) رسوبات ریز دانه (Element FF) می باشند. با توجه به رخساره های رسوبی و عناصر ساختاری شناسایی شده در کانال اصلی رودخانه لاتشور، مدلهای رسوبی این رودخانه تفسیر و ارائه گردیده است که از بالادست به سمت پایین دست حوضه، شامل رودخانه بریده بریده با بار گراولی و کم ژرفا (Shallow gravel braided river)، رودخانه بریده بریده با بار گراولی (Gravel wandering river)، رودخانه مآندری با بار گراولی (Gravel meandering river)، رودخانه مآندری با بار ماسه ای (Sandy meandering river) و رودخانه مآندری با بار ریزدانه (Fine grain meandering river) می باشد. این داده ها می توانند در مطالعات رسوب شناسی و مدیریتی رودخانه در حوضه های مشابه در ایران مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: رودخانه لاتشور، رسوب شناسی، رخساره سنگی، عناصر ساختاری، مدل رسوبی
  • هادی قاسمی، احسان ذبیحی، امین روشندل کاهو، مهدی زارع صفحه 124
    رکوردهای جنبش نیرومند زمین لرزه بم به منظور بررسی شکل تابع کاهیدگی در بسامدهای مختلف در محدوده 8/0 تا 18 هرتز، مورد استفاده قرار گرفته اند. طیف دامنه رکوردهای مورد استفاده برای تخمین پارامتر چشمه و پارامترهای کاهیدگی با استفاده از روش تجزیه مقادیر تکین وارون شده اند. بعد از تصحیح اثر گسترش هندسی توابع کاهیدگی، مقادیر ضریب کیفیت از تابع بسامد QB=95f1.0 پیروی می کنندکه همبستگی خوبی با نتایج مشابه دیگر نواحی فعال زمین ساختی جهان داشته و می تواند به عنوان پارامتر ورودی پایه برای مطالعات آتی تحلیل خطر در منطقه بم لحاظ گردد.
    کلیدواژگان: بم، ضریب کیفیت، جنبش نیرومند زمین، تحلیل خطر زمین لرزه
  • فرج الله فیاضی، محمد نخعی، راضیه لک صفحه 130
    دریاچه مهارلو یک حوضه رسوبی درون قاره ای بسته در جنوب باختر ایران است. وسعت دریاچه حداکثر 280 کیلومترمربع و ژرفای میانگین آن در زمان پرآبی 5/1 متر است. سطح آب دریاچه متاثر از حجم آبهای سطحی و زیرزمینی وارده به آن، بارندگی در سطح دریاچه و میزان تبخیر است. تیپ آبهای وارده به دریاچه به طور عمده سولفاتی و بیکربناتی و متاثر ازسازندهای زمین شناسی حوضه آبریز است. بررسی روند تکاملی دریاچه مهارلو با کمک داده های منتشر شده از سال 1354 تا 1381و نتایج حاصل ازتجزیه تعداد 230 نمونه برداشت شده مربوط به سه وضعیت خشک، کم آبی و پر آبی(تابستان1380، تابستان 1381 و بهار1384) انجام گرفته است. تیپ شورابه در دوره های زمانی کوتاه مدت بسیار متغیر است. در مسیر تکاملی شورابه ابتدا مقادیر Na و Cl افزایش می یابد و تیپ شورابه از نوع Na-Mg-Cl می شود. در ادامه تبخیر و کاهش تراز آب، هالیت ته نشست می کند و مقدار سدیم و کلر کاهش می یابد و تیپ شورابه از نوع Mg-Cl-SO4 می شود. اما مسیر تکاملی شورابه هنوز ادامه داشته و با ادامه تبخیر، شورابه از نوع Mg-SO4-Cl می شود. مسیر تکاملی شورابه دریاچه مهارلو در مسیرIII نمودار تکامل شورابه ها است در نتیجه آبهای غالب وارده به حوضه، می بایست از نوعCa+Mg HCO3 > باشد. در حالی که در شرایط کنونی آبهای وارده و قابل مشاهده به دریاچه اغلب از نوع HCO3 << Ca+Mg است علت آن آبهای بیکربناتی غیر قابل رویتی است که به صورت چشمه های کارستی از بستر دریاچه وارد آن می شود. به نظر می رسد، از محل گسل در کف دریاچه آبهای بیکربناتی خارج می شود.
    کلیدواژگان: نمودار تکامل شورابه، دریاچه مهارلو، ژئوشیمی شورابه
  • افشین اکبرپور، ایرج رسا، محمود مهرپرتو صفحه 140
    محدوده اکتشافی مسجد داغی جلفا در ورقه زمین شناسی 1:100000 جلفا قرار دارد. این محدوده، از نظر زمین شناسی ساختاری بخشی از زون البرز باختری- آذربایجان است. قدیمی ترین رخنمونهای سنگی در محدوده مورد مطالعه مربوط به فلیشهای ائوسن است که به طور گسترده در بخش جنوبی و شمال خاوری محدوده دیده می شود. بخش دیگر رخنمونهای سنگی محدوده را به طور عمده مجموعه سنگهای آتشفشانی آندزیت- تراکی آندزیت تشکیل می دهدکه تحت تاثیر عملکرد توده های نفوذی درونی کوارتز مونزونیتی قرار گرفته و دگرسانی فیلیک و فیلیک کربناتی را در محدوده مورد مطالعه ایجاد کر ده اند. کانی سازیها به طور عمده در مجموعه آتشفشانی به صورت رگه های سیلیسی- باریتی نمود یافته وتوده کوارتزمونزونیتی نیز از نظر وجود کانی سازی مس پورفیری حائز اهمیت است.
    نتایج دگرسانی در محدوده مورد مطالعه به دو بخش تفکیک شده است. بخش اول مربوط به دگرسانی در محدوده مورد مطالعه و بخش دوم مربوط به هاله های اطراف رگه های کانی سازی شده براساس ترانشه های حفر شده در محدوده های کانی سازی است که هر کدام به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته اند. بررسی نتایج در اطراف زونهای دگرسانی حاشیه رگه ها نیز شامل دگرسانی سریسیتی، دگرسانی سیلیسی، دگرسانی پروپیلیتیک و کلریتی و دگرسانی آلونیتی (ژاروسیتی) است.
    نتایج حاصل از مطالعات دگرسانی در اطراف رگه های کانی سازی شده با توجه به دگرسانی متنوع گسترش یافته نشان دهنده کانسار طلای اپی ترمال است که دگرسانی آلونیتی از نوع ژاروسیت یکی از نشانه های مهم وجود آن است. نتایج حاصل از دگرسانی و گسترش زونهای دگرسانی به صورت منظم نشان دهنده احتمال وجود کانسار مس پورفیری (دگرسانی پتاسیک، دگرسانی فیلیک، دگرسانی آرژیلیک و دگرسانی پروپیلیتیک) است که توسط گمانه DH-8 این نتیجه قابل تصور است.
    کلیدواژگان: دگرسانی، کانی شناسی، کانی سازی، سیالها، رگه کانی سازی شده، مسجد داغی، جلفا، ایران
  • جمشید احمدیان، محمدهاشم امامی، محمدرضا قربانی، مامورو موراتا صفحه 154
    مجموعه گرانیتوییدی کال کافی (شمال خاوری انارک) در زون ساختاری ایران مرکزی موسوم به بلوک یزد قرار دارند. این مجموعه، متشکل از طیف ترکیبی گسترده ای از گابرو تا گرانیت قلیایی با سن ائوسن میانی است. بررسیهای سنگ نگاری، ژئوشیمیایی و کانی شناسی نشانگر آن است که گرانیتوییدهای پتاسیک به عنوان یکی از اعضای این مجموعه، ویژگیهای متمایزی را از خود نشان می دهند. از نظر ژئوشیمیایی گرانیتوییدهای پتاسیک با مقادیر بالاتر پتاسیم و مقادیر پایین تر سدیم،کلسیم، تیتانیم، باریم، استرانسیم و عناصر خاکی کمیاب از دیگر واحدهای کال کافی قابل تفکیک است. همچنین گرانیتوییدهای پتاسیک دارای ویژگی آهنی هستند، حال آن که دیگر واحدهای نفوذی مجموعه کال کافی از ماهیت منیزیمی برخوردارند. فراوانی پایینعناصر خاکی کمیاب در گرانیتوییدهای پتاسیم بالا حاکی از آن است که این سنگها نمی توانند توسط فرایند تفریق ماگمایی با دیگر واحدها مرتبط باشند. این امر می تواند نشانگر نقش متفاوت فرایندهای سنگ زایی در شکل گیری آنها باشد. گرانیتوییدهای پتاسیک احتمالا از ذوب بخشی سنگهای پوسته ای به وجود آمده اند.
    کلیدواژگان: گرانیتویید پتاسیک، کال کافی، تفریق ماگمایی، ذوب بخشی، الگوی عناصر خاکی کمیاب، ایران
  • محبوبه حسینی برزی، مهدی جعفرزاده صفحه 164
    هدف این مطالعه، بررسی رخساره ای، محیط رسوبی و خاستگاه سازند آسماری (الیگو- میوسن)، به منظور تبیین سازوکار آمیختگی نهشته های کربناتی- تبخیری با رسوبات آواری، در فروبار دزفول، در رشته کوه زاگرس است. بررسی مقاطع نازک به دست آمده از این سازند در چاه های 11، 85 و 89، در میدان نفتی اهواز، نشان دهنده پنج رخساره کربناتی- تبخیری، مرتبط با یک رمپ کربناتی و 2 رخساره تخریبی گل سنگی و ماسه سنگی از بخش ماسه سنگی اهواز است. وارد کردن داده های حاصل از نقطه شماری 50 نمونه انتخاب شده از ماسه سنگ اهواز، بر روی نمودارهای Qt93.34F4.10L2.59 و Qm86.75F4.10Lt9.15، خاستگاه زمین ساختی این بخش ماسه سنگی را کراتون عربستان دانسته و بر چرخه دوباره رسوبی دلالت می کند. از سوی دیگر، این داده ها، به انضمام شواهد سنگ شناختی به دست آمده، سنگ منشا این ماسه سنگها را رسوبی- دگرگونی درجه پایین تا متوسط نشان می دهد. بدین ترتیب، نتایج مذکور در کنار دیگر شواهد مرتبط با سازوکار های آمیختگی، مانند تغییرات در ورود رسوب به حوضه (sediment supply)، منحنی جهانی سطح آب دریاها و تکامل زمین ساخت ناحیه ای و محلی، شش مرحله تکاملی را در محیط رسوبی سازند آسماری، نشان می دهد. روند تکاملی به دست آمده مبتنی بر نهشت بر روی یک رمپ کربناتی-تبخیری بوده که سازوکار های متفاوتی، منجر به ورود رسوب آواری به این رمپ شده و در نهایت یک سری مخلوط سیلیسی آواری-کربناتی- تبخیری را ایجاد کرده است. زمان یابی دقیق وقایع، نیازمند مطالعات تکمیلی است.
    کلیدواژگان: محیط رسوبی ماسه سنگها، برخاستگاه زمین ساختی، سازوکار آمیختگی
  • بهروز رفیعی، عباس امینی منش صفحه 183
    در این مقاله، کانسارگل سرشور در منطقه تفرش، استان مرکزی، مورد مطالعه قرارگرفته است. این مواد بخشی از سازند تخریبی سرخ زیرین متعلق به الیگوسن است که برای رسیدن به آنها چاه هایی تا ژرفای 30 مترحفر می شود. ستبرای لایه گلی در نقاط مختلف متفاوت بوده و از 1 سانتی متر تا 2 متر تغییر می کند. رنگ گل سبز زیتونی بوده، دارای لمس صابونی است و با جذب آب به حالت خمیری و ژله ای تبدیل می شود. از این خمیر و ژله به عنوان شامپو برای شستشوی سر و حتی بدن و نیز برای درمان برخی از بیماریهای جلدی مانند کهیر و جوش استفاده می شود. مطالعه دانه سنجی نشان می دهدکه 3/92 درصد از نمونه گل سرشور کوچک تر از 2 میکرون است. تجزیه های شیمیایی، XRD و IR این بخش از نمونه بیانگر وجود حدود 91 درصد مخلوط لایه نامنظم ایلیت اسمکتیت دوهشت وجهی با بار لایه ای بالا و 9 درصد کائولینیت است.
    کلیدواژگان: گل سرشور، تفرش، پراش پرتو ایکس، فرو سرخ و تجزیه شیمیایی
|
  • M. Rahgoshay, I. Monsef, H. Shafaii Moghadam, M. Mohajjel Page 2
    Petrofabric, structural and geochemical study of the ultramafic tectonites in the Khoy ophiolitic complex suggest that these tectonites including low-temperature NW-SE shear zones cut the high-temperature to medium-temperature NE-SW mantle flow direction. Microstructures in these tectonites, record a fabric transition from oblate porphyroclastic and oblong porphyroclastic textures (related to the high- and medium-T deformations in mantle sections) to mylonitic textures (with low-T deformation in the shear zones). The study of olivine LPO patterns in high- and medium-T deformation samples of mantle shows slip on the (010) [100] high-temperature-low stress and (0kl) [100] moderate-temperature systems (up to 1000o) while olivine LPO patterns in the low-T deformation samples within the shear zones indicate gliding along (001) [100] low-temperature slip system (800-900o). Spinels in these peridotites show high variations in Cr number (10 to 90) and Mg number (50 to 90). Cpxs rich in Cr suggest a low degree of partial melting in these peridotites. The very variable composition of the spinels may be the result of partial melting process and recrystallization of these minerals in the mantle lithosphere during the detachment phase and the development of the shear zones.
  • F. Malekghasemi, V. Simmonds Page 18
    The purpose of this study is to determine the genesis of the manganese occurrences around the Hashtroud city, with special regard to Idahlu- Jokandy region. In this region Mn mineralization is sparse and rather extensive. Mineralization has originated from hot springs and precipitated on the earth surface. The mineralization is mainly massive and vein form. Due to the presence of hot springs and their traces in the study area, it can be concluded that Fe and Mn components were in the hot springs as solution and precipitated on the earth surface or penetrated into existing fractures and faults of the region by the hot springs and consequently caused the mineralization. The main Mn minerals are pyrolusite and psylomelane accompanied by gypsum, travertine, barite and jasper.
  • D. Mokhtari Page 40
    Tabriz fault, oriented NW to SE, on its NW continuation that includes Mishow northern fault, is a right- lateral strike-slip fault and one of the most seismically active zones in Azerbaijan of Iran. Studies on different parts of this fault indicate that there are numerous geomorphologic features due to tectonic activities along it. Sag ponds are one of the features that in spite of their importance from geologic, geomorphologic and tectonic point of view have not been studied in this area. Therefore, this paper attempts to study several sag ponds along Tabriz and northern Mishow faults including Bostan-Abad Ghouri-ghol, Payam, Aralan, and Mishow Ghouri-ghol dry sag ponds. An introduction to sag ponds as a geomorphic effect of the strike-slip faults to recognition of active faults is the main goal of the paper. All of these sag ponds are bounded by stike-slip and normal faults, subjects for previous investigations, field observations and geomorphic indices such as offset and deflected drainage and displaced terraces and alluvial fans. Obtained results from sag ponds and infilling of these basins by young Quaternary deposits indicate that Tabriz and northern Mishow faults are active faults, capable of generating relatively strong earthquakes in the future.
  • Kh. Khosrotehrani, M. Afghah, V. Ahmadi Page 50
    In this research, two stratigraphic sections were chosen from the late Paleocene to early Miocene (Jahrum and Asmari Formations). These sections includes Sadra and Dodaj plus 645 meters of late Paleocene to early Miocene scdiments. For this investigation 360 thin sections were prepared and 12 samples analysed by XRF. We studied Biotope that includes biozone. These index biozones and percentage of elements that appears in biotope are identified. Principally index foraminifers, identified in the studied sections, are listed bellow: Miscellanea sp. Kathina sp., Fallotella alavensis Mangin, Opertorbitionlites sp. Alveolina sp. Lituonella ruberti Stache, Rhapydionina urensis Sirel, Orbitolites complanatus Lamark, somalina Stefaninii Silvestri, Dictyoconus sp. Coskinolina liburnica Atache., Nummulites fabianii Prever, Silvestriella tetraedra Gumbel., Nummulites fichteli Michelotti, Austrotrillina howchini Schlumberger, Meandropsina anahensis Henson. Regarding the frequency, type of wall and biotope percentage ratio of each foraminiferal biozone, there are different biotopes that indicate change in the trend of paleoecologic conditions of the late Paleocene to Oligocene sediments.
  • S. S. Mohammadi, M. Vossoughi Abedini, M. Pourmoafi, M. H. Emami, M. M. Khatib Page 60
    Bibi Maryam Granitoid body with 5 km2 exposure area is located in the east Iranian ophiolite mélange belt in Sistan suture zone. This intrusive body consists of tonalite- quartzdiorite and granodiorite. The main mafic minerals are hornblende and biotite in quartzdiorite-tonalite. Existence of microdioritic enclave in tonalite and its absence in granodiorites is one of the main characteristics of the body. Perthitic and granophyric textures in granodiorites represent low water vapor pressure and relatively fast crystallization, respectively. Geochemical study of rock samples shows that the body is calc-alkaline and metaluminous to peraluminous. Trace element patterns in spider diagrams represent a trough for Nb and enrichment for K, Rb, Ba and Th that indicate contamination by crustal materials. Although Bibi Maryam intrusive body cuts the ultramafic rocks, it lacks petrographic and geochemical characteristics of oceanic plagiogranites. The geochemistry of the body is comparable with I-type granitoids and based on tectonic setting it can be classified as orogenic and VAG type.
  • M. Moazemi Goodarzi, B. Rezaei, A. Amini Page 72
    In this paper, iron removal studies on high iron diasporic bauxite by thermochemical treatment was investigated for the first time. For this purpose, bauxite samples were calcined in temperatures between 600 and 1100°C and then leached with hydrochloric acid. Obtained results revealed, in spit of gradual decrease in both iron and aluminum extraction with rising calcination temperature, iron extraction to aluminum extraction is selective at calcination temperature above 900°C. Leaching studies of calcined sample at 900°C proved that leaching temperature is the most important parameter for iron dissolution in acid and rising leaching temperatures from 20 to 95°C increases iron extraction over 70%. The other optimum parameters are: leaching time120 minutes, acid concentration 50% V/V, grinding size of 210 µm, pulp density of 15% solid by weight. As a result of optimizing parameters, 96.5% of bauxite iron content removed successfully with 88.5% aluminum recovery and solid residue iron content, i.e., the obtained concentrate, decreased from 27.02 to 1.59%.
  • S.M. Hosseini-Nezhad, M. Yazdi, M. Ghobadi-Pour, H. Gholamalian Page 78
    Geirud formation deposits of Kalariz in the Eastern Alborz start with a relatively thick sequence of sandstone, shale, and red, white and brown colored siltstone changing into yellow dolomitic layers, fossiliferous limestone and shaly or marly limestone. This formation lies over Mila formation with a disconformity and covered transitionally by limestones of Mobarak formation. In the above mentioned sequence, numerous and various conodonts and brachiopods were identified. Based on the distribution of brachiopoda, two assemblage zones and based on the conodonts, four assemblage zones were recognized with Famennian and Strunian age. The first brachiopoda biozone, equivalent to the first and second conodont biozones, belongs to early Famennian age (older than late crepida zone and romboidea to late trachytera zone) and the second Brachiopoda biozone which is equivalent to conodont biozone of number three and four has the late Famennian age (postera to late expansa zone and praesulcata zone). Paleontological and stratigraphical evidence indicates that Frasnian sediments are absent in the study area.
  • S.M. Hoseinie, H. Aghababaei, Y. Pourrahimian Page 86
    Drilling is one of the most expensive stages of open pit mining and has more complexity. In drilling process many parameters influence simultaneously, where studying each parameter requires recognition of the effects of the characteristics of the rock mass and its material. In this paper, the main aim was directed to investigate the joints dipping among the structural parameters of the rock mass. In the course of study, geometrical condition of penetration and transition of drill bit from joint surface were analyzed and different conditions of dips considered mathematically. This was followed by physical modeling of each of the geometrical conditions and penetration rate of cross bit measured by using rotary drilling system. Based on the numerical results obtained from experiments, mathematical equation between angles of joint dip with respect to drilling prolongation and penetration rates was presented. Furthermore, in conformity with the presented equation, by decreasing relative angle of joints dip, penetration rate of drill bit in jointed rock masses decreases linearly.
  • H. Mohseni, S. Khodabakhsh, A. H. Sadr, F. Aliani Page 92
    Bisotun inscription located on the mid-way of Hamedan- Kermanshah road (40 km to Kermanshah city), is carved on limestone cliffs exposed in the area. Dissolution of the inscription caused serious damage to the most important heritage of the country. The area comprises massive gray limestones of the Lower Cretaceous as a part of high Zagros thrust belt. Accordingly, the limestones are extensively tectonized and two main joint sets are developed in the area. Joint study was performed in an area of one km around the inscription. Thereby, it is revealed that these joint sets had impact on the dissolution of limestones. Limestone beds containing inscription are composed of mudstone to bioclastic algal wackestones. Original mineralogy of these algal bioclasts was aragonite. A few foraminifers and pellet also occur in some samples. Extensive jointing and unstable original mineralogy of limestone components lead to the dissolution of limestones in a meteoric condition. Evidences such as moldic, vuggy, canal, and cavern porosity suggest a meteoric diagenetic environment. Vugs up to centimeter scale in the field observations are evidences of karstification in the area. Jointing and dip direction of the bedding plane cut across the middle part of the inscription; conduct the corrosive rainfall precipitation toward the inscription surface. Consequently dissolution pit and holes were developed on it. Apparently the only practical way for remediation is to keep the inscription surface away from these corrosive waters. Considering the dip direction of the bedding plane, jointing on limestones and karstification in the area, it is recommended to drain the waters from bedding plane through a canal in a considerable distance from the inscription surface.
  • R. Shabanian, Kh. Khosrow Tehrani, I. Momeni Page 98
    Various stratigraphical sections of the Permian rocks in the northwest of Iran (Azerbaijan) shows that this sequence consists of Doroud, Ruteh, and Nesen formations in the southern flanks and Doroud, Surmaq, Julfa and Ali-Bashi formations in Zal and Illanlu sections. The analysis and study of forminifera assemblages in the carbonate sequence of the area and the comparison of these microfossils with other parts of Iran and neighbouring countries indicate that the age of carbonate units is Kubergandian to Dorashamian in Zal and Illanlu areas and Kubergandian to Djulfian in others sections. Throughout the Azerbaijan, Lower Permian shows a great hiatus. Field investigation, rock and microfacies studies show many progressive and regressive phases in the Permian sequence of Azerbaijan.
  • M. Khoddami, A. Mahboubi, R. Moussavi-Harami, S. Feiznia Page 110
    The Lateshur Watershed is a part of Central Iranian drainage basin located northeast of the city of Pakdasht in northeastern Tehran Province. This watershed has an elongate form and its surface area is more than 22.2 square kilometer. It is a part of central Alborz zone and geologically is composed of Neogen red beds units, Hezardareh Formation and Quaternary alluviums. Geomorphologic studies show that this watershed is within an anticline and surrounded by Dahaneh Mountains in the south and Gara-aghaj Mountains in the north respectively. Structural and lithological variability have a very important role in the formation of this watershed; therefore, the watershed has the same trend as structures (NW-SE). Based on this study, the Lateshur River has a braided pattern with gravelly bed. Sedimentological studies along rivers in Lateshur basin show that three basic factor (sudden changes in slope gradient, floods events and distributaries) are the main reasons for changes in texture of bed load sediments within the channel as well as the break in sedimentary links. Lithofacies identified in this watershed include gravelly (Gmm, Gmg, Gcm, Gt), sandy (Sp, Sm, St, Sh) and muddy (Fl, Fr). Based on lithofacies, Boundary surface and current direction architecture elements identified in main river of Lateshur basins include: (1) Gravel bars and Bed forms [Element GB], (2) Lateral Accretion deposits [Element LA], (3) Sandy bed forms [Element SB] and (4) Fine grain classtic deposits [Element FF]. Also, based an lithofacies and architectural elements, Facies models have been purposed for the Lateshur river from upstream toward downstream as fallows: Shallow gravel braided river, Gravel wandering river, Gravel bed meandering river, Sandy meandering rive and Fining grain meandering river.
  • H. Ghasemi, E. Zabihi, A. Roshandel Kahoo, M. Zare Page 124
    Strong motion records from the 2002 Bam Earthquake are used to investigate the shape of attenuation function in several frequencies ranging between 0.8 to 18 Hz. Amplitude spectra of the records are inverted to find source scaling factor and attenuation parameters using Singular Value Decomposition method (SVD). After correcting the obtained attenuation functions for geometrical spreading effect, the values of Qβ follow the frequency dependent relation, =Qβ 0/195ƒ, which is in good agreement with similar results in other tectonically active regions in the world and could be served as a basic input parameter for future seismic hazard studies in the region of bam.
  • F. Fayazi, M. Nahkaei, R. Lak Page 130
    Maharlou lake located in southwest of Iran is an intra-continental sedimentary basin. Its area is about 280 km2 extended with an average water depth of 1.5 m during wet seasons. The water level in the lake is controlled by several factors such as runoff volume from Maharlou catchment, underground water seepage, and direct rainfall over the lake and also evaporation. Generally, hydrochemical analysis of water resources showed that the water types are mainly bicarbonates and sulfates due to geology of the surrounding areas. Hydrochemical investigation has been carried out for a time period between 1975 and 2002 using previously published analyses together with new collected water samples. 230 samples were collected during summer 2001, summer 2002 and spring 2005. Results show a change in the brine type through time; with an Mg-SO4-Cl type in 1970 to an Mg-Cl-SO4 type in 2001 and currently Na-Mg-Cl brine type, in recent time, which is comparable with Great Salt Lake in USA. Due to changes in diluted water compositions from HCO3 ≥ (Ca + Mg) to HCO3<< (Ca + Mg), the path of brine on the Eugster and Hardie flow diagram changes from row III to the path II, indicating that the bicarbonate water comes into the lake from a fault occurring in the lake floor.
  • A. Akbarpour, A. Rasa, M. Mehrpartou Page 140
    The Masjeddaghi area is a part of Alborz-Azarbaijan Zone and located in the Jolfa 1:100000 geological map sheet. The oldest rock units cropped out widely in the south and northeast of the area belong to the Eocene flysch-type sediments. The other outcrops consist mainly of volcanic rock complex of andesites and trachyandesites affected by quartz monzonite intrusion and caused alteration of phyllic and carbonate phyllic type. The mineralization in volcanic complex is also accompanied by quartz and barite veins. The study of alterated zone around veins shows sericite, silicified, prophillitic, chloritic and alunite (jarosite) alterations. Investigation of alteration zones around mineralized veins shows epithermal gold ore in which alunitic alteration (jarocite) is the most important characteristics. The result of the study on alteration and extension of altered zones in the whole study area give rise to the probability of porphyry type copper deposit (potassic, phyllic, argillic and prophylitic alteration zone).
  • J. Ahmadian, M. H. Emami, M. R. Ghorbani, M. Murata Page 154
    Kal-e Kafi granitoid complex is a part of Central Iranian structural zone called Yazd block. This complex is composed of a wide spectrum of plutonic rocks ranging from gabbro to alkalike granite with age range of Upper Eocene-Lower Oligocene. Potassic granitoid shows geochemical and mineralogical characteristics distinct from other plutonic rocks in the complex. The potassic granitoids are peralkaline and ferroan while other plutonic rocks in the complex are alkaline to calc-alkaline and magnesian. With respect to REE abundances and patterns, the potassic rocks of the complex are different from other Kal-e Kafi granitoids. Low REE abundances of the potassic granitoids indicate that the rocks could not be related to other plutonic bodies through magmatic differentiation. This would probably demonstrate that different petrogenetic processes were involved in petrogenesis of the potassic granitoids. The potassic granitoids are likely to be the consequence of crustal partial melting.
  • M. Husseini Barzi, M. Jafarzadeh Page 164
    Petrofacies analyses of Asmari Formation carried out on thin sections, obtained from oil wells of number 11, 85 and 89 in Ahvaz oil field, show 5 carbonate-evaporate microfacies associations (related to a carbonate ramp) and 2 siliciclastic petrofacies. Point counting data plotted on Qt93.34F4.10Lt2.59 and Qm86.75F4.10L9.15 diagrams imply the cratonic and recycled orogen tectonic provenance. Furthermore, these results and the other petrographic evidences indicate a source rock with sedimentary and low to medium degree metamorphic composition for Ahvaz sandstone. Combining the obtaind results with global sea level changes, variation in sediment supply and regional and local tectonic evolution, assisted us to recognize 6 evolutionary stages for Samara basin. In fact, Asmari Formation deposited in a carbonate-evaporate ramp with different amount of sediment influx through the time.
  • B. Rafiei, A. Amini Manesh Page 183
    Mineralogy of clay deposits named Gel-E-Sarshour, mainly mined in Central Province, Tafresh area, has been studied. This material is mined from Oligocene Lower Red Formation in wells up to 30 m depth. Clay layers have different thicknesses from 1 cm to 2 m in different parts. It comes in olive green and has a soapy touch. The clay will change to paste if mixed with water and used mainly as shampoo as well as treatment for some of the skin diseases. Grain size analysis has shown that 92.3% of the material is <2μ. XRD, IR and chemical analysis have established that the main constituents of < 2μ fractions of Gel-E-Sarshour are: 91 % high layer charge, dioctahedral mixed-layered illite/smectite and 9 % kaolinite.