فهرست مطالب

دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال نوزدهم شماره 1 (پیاپی 46، بهار 1385)
  • سال نوزدهم شماره 1 (پیاپی 46، بهار 1385)
  • تاریخ انتشار: 1385/01/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی میرفضایلیان، حکیمه سیادت * صفحه 6
    دندانپزشکی یکی از شاخه های پزشکی می باشد که همیشه از فتوگرافی سود برده است. هدف اصلی از این کار، گردآوری اطلاعات تکمیلی برای پرونده بیماران است که می تواند شامل نمایش مراحل درمانی نیز باشد. یک عکس می تواند، ارتباط بین دندانپزشک و لابراتوار را تسهیل نماید. در سالهای آتی، اهمیت کنترل کیفیت در دندانپزشکی، افزایش خواهد یافت و تصاویر فتوگرافی بهترین وسیله برای بررسی کیفیت درمان ها می باشد؛ بنابراین خیلی غیر عادی به نظر می رسد که سخنرانی و یا مقاله ای در دندانپزشکی بدون تصویر ارایه گردد. دوربین و متعلقات آن باید در دسترس و کارکرد با آن آسان باشد. اگر چه انواع مختلفی از دوربین و ملحقات آن را می توان خریداری کرد و بلافاصله برای تهیه تصاویر کلوز - آپ مورد استفاده قرار داد؛ ولی باید توجه داشت که همه تولید کنندگان، دوربین های مناسب دندانپزشکی تولید نمی کنند و در بسیاری از موارد توصیه های فروشندگان صحیح نمی باشد. امید است مقاله حاضر بتواند راهنمای مناسبی در انتخاب و به کارگیری تجهیزات مناسب در کلینیک دندانپزشکی باشد.
  • مریم قوام *، محمدعطایی، فرنوش فلاح زاده صفحه 16
    زمینه و هدف
    معرفی کامپوزیت های packable در سالهای اخیر، امکان ترمیم دندانهای خلفی با این مواد را فراهم آورده است. هرچند کاهش انقباض پلیمریزاسیون و نزدیکی ضریب انبساط حرارتی آنها به دندان، استرس وارده به ساختمان دندان را کاهش می دهد؛ اما ویسکوزیته بالا، ممکن است سبب تطابق کمتر شود؛ بنابراین به طور واضح نمی دانیم که آیا این مواد می توانند سبب استحکام ساختمان دندان شوند یا خیر؟ هدف از مطالعه حاضر ارزیابی مقاومت به شکست دندانهایی است که به روش های مختلف جایگزینی و curing، با کامپوزیت packable یا هیبرید ترمیم شده اند.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی - مداخله ای 75 دندان پره مولر سالم به صورت تصادفی به 5 گروه 15 تایی تقسیم شدند. گروه اول به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد و بر روی بقیه دندانها ابتدا حفرات مزیواکلوزودیستال مشابه یکدیگر تراش داده شد. در گروه دوم، دندانها با کامپوزیت اسپکتروم (هیبرید) به روش incremental و با شدت نوری 500 mw/cm2 پر شدند. در گروه سوم، از کامپوزیت (packable) Surefil، با روش incremental و شدت نوری 500 mw/cm2 استفاده شد. دندانهای گروه چهارم و پنجم با کامپوزیت Surefil و روش bulk پر شدند. با این تفاوت که در گروه چهارم شدت نوری 500 mw/cm2 و در گروه پنجم روش ramp (100-900 mw/cm2) به کار رفت. بعد از ترموسایکل، نیروی مقاومت به شکست توسط Universal Testing Machine ارزیابی شد. برای تعیین درجه تبدیل مونومر به پلیمر (DC یا Degree of Conversion) در عمیق ترین ناحیه از روش FTIR (Fourier Transformation Infrared) استفاده شد که روش کار در گروه های مورد آزمایش (A-D) مشابه با گروه های آزمایش مقاومت به شکست (2-5) بود. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و Tukey HSD برای بررسی نتایج استفاده و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    مقاومت به شکست در گروه کنترل به صورت معنی داری بیش از سایر گروه ها بود؛ ولی در بین گروه های ترمیم شده تفاوتی از لحاظ آماری وجود نداشت. DC برای کامپوزیت اسپکتروم به طور قابل توجهی بیشتر از Surefil بود. روش bulk و شدت نوری 500mw/cm2 سبب کاهش DC گردید. DC در روش bulk و شدت نوری بالا به روش ramp با روش incremental و شدت نوری 500 mw/cm2 تفاوت معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    روش جایگزینی، شدت و نحوه تابش و نوع کامپوزیت بر مقاومت دندانها به شکست، اثری نداشت. استفاده از کامپوزیت packable به روش bulk و با شدت نور 500 mw/cm2 یا کمتر در حفرات به عمق 4 میلیمتر و یا بیشتر به دلیل عدم حصولDC مناسب توصیه نمی شود.
    کلیدواژگان: کامپوزیت هیبرید، کامپوزیت packable، مقاومت به شکست، درجه تبدیل مونومر به پلیمر، روش لایه گذاری، روش bulk
  • فریده حقیقتی*، سولماز اکبری صفحه 26
    زمینه و هدف
    امروزه به علت افزایش تقاضای بیماران برای تامین حداکثر زیبایی، پوشش سطح عریان ریشه، اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. از میان تکنیک های ارایه شده، بیشترین احتمال بازسازی انساج پریودنتال با استفاده از اصول (GTR) Guided Tissue Regeneration اتفاق می افتد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه بالینی روش GTR-based root coverage با غشای کلاژنه و پیوند استخوان و روش (SCTG) Subepithelial Connective Tissue Graft (کنترل مثبت) در درمان تحلیل های لثه ای انجام شد.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی 11 بیمار (9 زن و 2 مرد، 25-52 ساله) با 31 تحلیل لثه ای کلاس I و II میلر (عمق تحلیل £ 2 میلیمتر) مورد بررسی قرار گرفتند. ضایعات جهت درمان تحلیل لثه به صورت تصادفی در دو گروه SCTG و GTR تقسیم شدند. متغیرهای مطالعه شامل عمق تحلیل (RD)، سطح چسبندگی بالینی(CAL) و عمق پروبینگ (PD) در مید باکال و عرض تحلیل در سطح CEJ بودند که قبل از مداخله و 6 ماه بعد اندازه گیری شدند، یافته ها توسط آزمون آماریIndependent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    با مقایسه نتایج اولیه و 6 ماه بعد مشاهده شد، هر دو روش به صورت معنی داری باعث کاهش عمق تحلیل (=GTR 2.1 میلیمتر، 2.3=SCTGمیلیمتر، P<0.0001) و بهبود سطح چسبندگی بالینی (GTR= 2.1 میلیمتر، =SCTG 2.5 میلیمتر، P<0.0001) شدند. بعد از 6 ماه متوسط پوشش ریشه با روش GTR، 62% و با روش SCTG، 74 % به دست آمد.
    نتیجه گیری
    براساس مطالعه حاضر، در هر دو روش، نتایج کلینیکی مشابه هم بودند. استفاده از غشای کلاژنه و یک پیوند استخوان، ممکن است نیاز به برداشت بافت پیوندی از خود بیمار را بر طرف نماید.
    کلیدواژگان: پوشش ریشه، بازسازی هدایت شده بافتی، تحلیل لثه، پیوند نسج همبندی
  • حبیب حاجی میرآقا *، سعید نوکار، زیارتعلی نعمتی، آزاده خاجوی صفحه 37
    زمینه و هدف
    مرحله سمان کردن یکی از مهمترین مراحل، در تکنیک تهیه ترمیمهای پرسلنی محسوب می شود؛ ولی اطلاعات محدودی در ارتباط با میزان استحکام باند سیستمهای رایج سرامیکی- به خصوص سرامیک های IPS-Empress2، در دسترس می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان استحکام باند برشی میان سرامیک هایIPS-Empress2 و سه نوع سمان رزینی Dual-Cure و مقایسه آنها با یکدیگر انجام شد.
    روش بررسی
    در این بررسی تجربی آزمایشگاهی،30 جفت بلوک سرامیکی از نوعIPS-Empress2 به شکل دیسک و به ضخامت 5/2 میلیمتر و قطرهای 8 و 10 میلیمتر آماده شدند. پس از سندبلاستینگ و پاکسازی اولتراسونیک، سطح کلیه نمونه ها توسط اسید هیدروفلوریک 9% به مدت 60 ثانیه اچ شد؛ سپس در سه گروه 10 تایی، توسط سه سیستم رزینی باندینگ سرامیک ها، شامل Panavia F2 ، Variolink II و Rely X ARC دو به دو به یکدیگر باند شدند. پس از نگهداری کلیه نمونه ها در محیط آبی، با حرارت 137 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت، عمل ترموسایکلینگ به تعداد 500 سیکل، بین درجه حرارتهای 5 و 55 درجه سانتیگراد، به مدت یک دقیقه در هر محیط، صورت گرفت. استحکام باند برشی برحسب مگاپاسکال، با کمک دستگاه Instron با سرعت 5/0mm/min اندازه گیری شد. اطلاعات موجود با استفاده از آزمون آماری One Way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه دو به دو گروه ها به روش Tukey HSD انجام شد. در انتها نوع شکست با کمک میکروسکوپ الکترونی (SEM) ارزیابی گردید. 05/0P< به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    اختلاف آماری معنی داری بین استحکام باند برشی انواع سمانها یافت شد (05/0P<). سمانVariolink II دارای بیشترین میزان استحکام باند با مواد سرامیکیIPS-Empress2 بود؛ همچنین ترکیبی از انواع شکستها مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج مطالعه حاضر، سمانVariolink II با بیشترین درصد وقوع شکست cohesive، دارای بیشترین استحکام باند با سرامیک هایIPS-Empress2 بود.
    کلیدواژگان: استحکام برشی، سمان رزینی، سرامیک
  • فرشته شفیعی *، مهران مرتضوی، مهتاب معمارپور صفحه 46
    زمینه و هدف
    یکی از مشکلات رایج در ترمیم های کامپوزیتی، ریزنشت از لبه های ترمیم می باشد. استفاده از سیستم های چسبنده که باند مطلوب با دندان برقرار می کنند، می تواند در کاهش ریزنشت موثر باشد. تحقیق حاضر با هدف مقایسه چهار سیستم چسبنده عاجی در کاهش میزان ریزنشت ترمیم های کامپوزیت رزین در دندانهای شیری و دایمی انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، حفرات کلاس V در 80 دندان کانین شیری و 80 دندان پره مولر دایمی کشیده شده سالم انسان، به گونه ای که حاشیه اکلوزالی حفرات در مینا و لبه لثه ای آنها در حدود 1 میلیمتر پایین تر از CEJ قرار داشته باشد، تعبیه گردید. دندانها به دو بخش دایمی و شیری که هر کدام شامل 4 گروه 20 تایی بودند، تقسیم شدند. حفرات در چهار گروه دندانهای دایمی توسط چهار سیستم چسبنده شامل،Scotchbond Multipurpose، Single Bond، Clearfil SE Bond و Prompt L-Pop و با کامپوزیت رزین های مربوطه ترمیم گردیدند. همین روند در 4 گروه دندان شیری انجام گرفت. پس ازپرداخت ترمیم ها و انجام ترموسیکل، نمونه ها در محلول فوشین 0.5% به مدت 24 ساعت نگهداری شدند. بعد از آن در جهت باکولینگوالی برش داده شده و برای بررسی نفوذ رنگ در زیر استریومیکروسکوپ قرار گرفتند. جهت مقایسه ریزنشت بین گروه ها از آزمون کروسکال والیس و آزمون تکمیلی Dunn استفاده گردید و 0.05>P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بررسی بر روی چهار سیستم چسبنده در دندانهای دایمی در مارجین اینسیزالی و لثه ای و در مارجین اینسیزالی دندانهای شیری اختلاف معنی داری نشان داد (به ترتیب P=0.000، P=0.002، P=0.000). با مقایسه عملکرد هر یک از سیستم های آزمایشی به طور جداگانه بین دندانهای دایمی با شیری و در دو مارجین اینسیزالی و لثه ای تفاوت قابل ملاحظه ای مشاهده نشد. تنها PLP اختلاف آماری واضحی را در ریزنشت مارجین لثه ای نشان داد (P=0.009). به طوری که کاربرد PLP در دندانهای شیری نسبت به دایمی، سیل سرویکالی بهتری را نشان داد. CSEB نتایج قابل قبولی را در کاهش ریزنشت حاشیه سرویکالی و اینسیزالی دندانهای شیری به همراه داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    عملکرد سیستم های SBMP، SB و CSEB در دندانهای شیری و دایمی، می تواند با نتایج قابل قبول کلینیکی همراه باشد و تنها PLP (به استثنای مارجین لثه ای شیری) در کاهش ریزنشت، عملکرد ضعیفی را نشان می دهد. با توجه به اهمیت سهولت و کوتاهی مراحل کلینیکی در کودکان و نیز نتایج مطلوب CSEB در دو حاشیه مینایی و عاجی دندانهای شیری، به نظر می رسد که می توان از این سیستم در کاهش ریزنشت ترمیم های کامپوزیت رزین بهره گرفت.
    کلیدواژگان: ریزنشت، دندان شیری و دایمی، سیستم چسبنده، ترمیم کامپوزیت رزین
  • فریبا گلبیدی*، علی طاهریان صفحه 55
    زمینه و هدف
    اکریل ها یکی از پر استفاده ترین مواد در دندانپزشکی هستند که از خصوصیات مهم آنها قابلیت انحلال و جذب آب می باشد. با توجه به اینکه تاکنون در مورد این دو خصوصیت اکریل ایرانی تحقیقی صورت نگرفته، مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری و مقایسه میزان قابلیت انحلال و جذب آب اکریل گرما سخت ایرانی اکروپارس با اکریل گرما سخت ملیودنت (مورد تایید ADA)، انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه آزمایشگاهی حاضر، مطابق با استاندارد شماره 2571 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و استاندارد شماره 12 ADA و استاندارد شماره 1567 ISO انجام گرفت. از هر نوع اکریل 6 نمونه به شکل دیسک با ابعاد 50x0.5 میلیمتر تهیه گردید. نمونه ها ابتدا در دسیکاتور و سپس داخل oven به مدت 24 ساعت نگهداری شده و پس از آن توزین گردید؛ سپس در داخل آب غوطه ور شده و 7 روز در oven نگهداری و دوباره توزین گردیدند. نمونه ها به مدت 24 ساعت در دسیکاتور و داخل oven قرار داده شدند تا مجددا خشک شوند و سپس دوباره وزن آنها اندازه گیری شد. پس از جمع آوری اطلاعات در رابطه با میزان جذب آب و قابلیت انحلال، داده ها با استفاده از آزمون من ویتنی و One sample t مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین جذب آب در اکریل ملیودنت 0.01 mg/cm2 ±0.76 یا 1 μg/mm3±30.5 و در اکریل اکروپارس 0.009 mg/cm2 ±0.77 یا 0.87 μg/mm3±30.7 بود. همچنین میانگین قابلیت انحلال در اکریل اکروپارس 0.001 mg/cm2 ±0.062 یا 0.13 μg/mm3±2.5 و در اکریل ملیودنت 0.001 mg/cm2 ±0.042 یا 0.097 μg/mm3±1.7 بود. بررسی های آماری نشان داد که میانگین جذب آب آکریل های اکروپارس و ملیودنت با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشت (P=0.9)؛ ولی میانگین قابلیت انحلال این دو نوع اکریل تفاوت معنی داری نشان داد (P=0.002).
    نتیجه گیری
    میزان جذب آب اکریل اکروپارس مطابق با استاندارد های موجود می باشد، در صورتی که قابلیت انحلال آن بیشتر از حد استاندارد های موجود است. این مساله احتمالا ناشی از بیشتر بودن میزان مونومر باقیمانده بعد از پخت، نوع و میزان عوامل cross linking و پلاستی سایزرها و یا بیشتر بودن مواد افزودنی محلول در آب موجود در ترکیب اکریل اکروپارس می باشد. در خصوص آکریل ملیودنت نیز میزان جذب آب مطابق با استانداردهای موجود و میزان قابلیت انحلال کمی بیشتر از حد استاندارد است.
    کلیدواژگان: جذب آب، قابلیت انحلال، اکریل گرما سخت، اکریل اکروپارس
  • محمد اسلامی*، نصرت الله عشق یار، فرشته انسانی، صفورا سیفی صفحه 64
    زمینه و هدف
    اهمیت وضعیت گیرنده های هورمونی در سرطان سینه در زمینه تشخیص، پیش آگهی و پاسخ به هورمون درمانی ثابت شده است. تومورهایی که هم گیرنده پروژسترون و هم استروژن دارند، به هورمون درمانی بهتر از تومورهای فاقد گیرنده پاسخ می دهند؛ همچنین تشابه بین بافت پستان و غدد بزاقی به دلیل وجود ساختمانهای آسینی و مجاری اثبات گردیده و همراهی کارسینومای سینه و غدد بزاقی گزارش شده است. به این ترتیب این سوال مطرح می شود که آیا تومورهای غدد بزاقی گیرنده پروژسترون را express می کنند؟ ولی نتایج تحقیقات اخیر ضد و نقیض بوده و در این مورد اختلاف نظر زیادی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی expression گیرنده پروژسترون در پلئومورفیک آدنوما و آدنوئید سیستیک کارسینومای غده بزاقی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی، 29 بلوک پارافینه انتخاب گردید (14 نمونه پلئومورفیک آدنوما و 15 نمونه آدنوئید سیستیک کارسینوما) و مقاطع تهیه شده از آنها به روش هماتوکسیلین و ائوزین و سپس ایمونوهیستوشیمی با آنتی بادی پروژسترون رنگ آمیزی شد؛ سپس تعداد سلولهای رنگ گرفته با شمارش توسط Eye piece graticule (لنز مدرج چشمی) مشخص گردید. اگر میزان رنگ گرفتگی بیشتر از 5% بود، مثبت در نظر گرفته شد، و در صورتی که کمتر از 5% سلولها رنگ گرفته بودند، ایمونوراکتیویتی منفی محسوب گردید؛ همچنین وجود این گیرنده در پارانشیم تومور، سلولهای استروما (فیبروبلاست)، سلولهای آماسی و آندوتلیال عروق و غدد بزاقی اطراف تومور بررسی شد. یافته ها توسط آزمون آماری t و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    Expression گیرنده پروژسترون در 15 نمونه آدنوئید سیستیک کارسینوما و 13 نمونه پلئومورفیک آدنوما منفی بود. تنها در یک نمونه پلئومورفیک آدنوما ایمونوراکتیویتی شدید با این نشانگر در تومور وجود داشت. در 12 نمونه غده بزاقی نرمال اطراف تومور ایمونوراکتیویتی خفیف تا متوسط مشاهده شد. در اکثر موارد، سلولهای اندوتلیال، فیبروبلاست و التهابی، هیچ گیرنده پروژسترونی را نشان ندادند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر، عدم expression گیرنده پروژسترون در آدنوئید سیستیک کارسینوما و پلئومورفیک آدنومای غدد بزاقی را نشان داد.
    کلیدواژگان: پلیومورفیک آدنوما، آدنویید سیستیک کارسینوما، گیرنده پروژسترون، ایمونوهیستوشیمی
  • حمید محمود هاشمی * صفحه 74
    زمینه و هدف
    ساخت کارپول های دندانپزشکی در کارخانه های متعددی در دنیا انجام می شود که در ایران این کار توسط شرکت دارو پخش صورت می گیرد. مطالعه حاضر، با هدف مقایسه کیفی و کمی کارپول دارو پخش و دو کارپول وارداتیSeptodont (ساخت فرانسه) و Ecocaine (ساخت ایتالیا) از نظر قدرت و پایداری بی حسی و نیز بررسی کیفیت فیزیکی، انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 70 فرد سالم مراجعه کننده به درمانگاه جراحی فک و صورت بیمارستان شریعتی انتخاب و پس از گرفتن رضایت نامه آگاهانه، در قسمت فوقانی پیشانی آنها با استفاده از هر کدام از کارپول های بی حسی، به میزان 0.1 سی سی تزریق انجام شد. در زمانهای معین وسعت بی حسی توسط جراح دهان و فک و صورت اندازه گیری گردید و نیز کیفیت تزریق با کارپول های یاد شده توسط 11 جراح مقایسه و بررسی شد؛ سپس ابعاد مختلف کارپول ها با هم مقایسه گردید. جهت مقایسه آماری بین وسعت ناحیه بی حس شده توسط سه فرآورده در هر مقطع زمانی (فاز I) از آزمونRepeated measure ANOVA و جهت مقایسه میزان رضایتمندی جراحان (فاز II) از آزمون Friedman استفاده شد. P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از نظر وسعت و طول مدت بی حسی، هیچگونه اختلاف معنی داری بین سه کارپول یاد شده وجود نداشت. رضایتمندی جراحان از کاربرد آنها تقریبا یکسان بوده و هر سه نوع کارپول قابلیت آسپیراسیون داشتند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، سه نوع کارپول مورد بررسی دارای کیفیت یکسان بودند.
    کلیدواژگان: لیدوکایین، کارپول های دندانپزشکی، بی حسی موضعی، اسپیراسیون
  • مهدی شهرابی*، بهمن سراج، علیرضا حیدری صفحه 79
    زمینه و هدف
    رادیوگرافی معمول ترین روش تعیین طول ریشه در درمانهای اندودنتیک می باشد که استفاده از آن در کودکان به دلیل خطرات اشعه، تداخل تصویر جوانه دندانهای دایمی با ریشه دندانهای شیری و عدم همکاری، مشکلاتی را به همراه دارد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی دقت یک وسیله الکترونیکی تعیین طول کانال دندان (Dentaport ZX) در اندازه گیری طول کانال دندانهای شیری در شرایط In vivo انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه ارزیابی روش های تشخیصی، بافت پالپی 52 دندان (115 کانال) که قرار بود کشیده شوند خارج شد. طول کانال ریشه دندانها توسط دستگاه Dentaport ZX تعیین گردید؛ سپس دندانها کشیده شدند و طول حقیقی کانال دندانها با فایل شماره 15 K-Type با دقت mm 0.1 به وسیله کولیس اندازه گیری و با هم مقایسه شد. اطلاعات با استفاده از آزمونهای اسمیرنوف کلوموگروف، chi-square، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی درون گروهی و سطح معنی داری p<0.05 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تفاضل اندازه گیری های طول کانال دندانهای شیری از دو طریق چشمی و با دستگاه، 0.384 ± 0.170 میلیمتر بود. بیشترین انحراف از طول واقعی کانال بین 0.2- تا 0.2+ میلیمتر و دقت دستگاه در حد فاصل 0.5 ± میلیمتر از فورامن آپیکال 92.17% و در حد فاصل 0.2± میلیمتر از فورامن آپیکال 66.96% بود (P<0.05).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، استفاده از Dentaport ZX برای درمان اندودانتیک دندانهای شیری می تواند مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آپکس یاب الکترونیکی، Dentaport ZX، درمان اندو، دندان شیری
  • سکینه آرامی*، معصومه توسطی خیری، روزبه بشر، محمد علی نادعلی صفحه 84
    زمینه و هدف
    کنترل عفونت مبحث مهمی در دندانپزشکی است. چنانچه روش های کنترل عفونت موثر در رابطه با تجهیزات یا سطوح کار انجام نگیرد، عوامل بیماری زا می توانند به بیماران بعدی منتقل شوند. با توجه به اینکه بعضی از وسایل یا سطوح کار آلوده، استریل نمی گردند، باید توسط مواد ضد عفونی کننده مناسب ضد عفونی شوند. در مطالعه حاضر میزان تاثیر ضد ویروسی سه ماده ضد عفونی کننده، هیپوکلریت سدیم با رقت 1 به 100 از محلول 5% هیپوکلریت سدیم (سفید کننده خانگی)، هیپوکلریت با رقت 1 به 10 از محلول 5% هیپوکلریت سدیم و دکونکس AF50 بر روی ویروس HBV، بررسی شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مداخله ای قبل و بعد (before after)، سرم 26 نفر از افراد مبتلا به هپاتیت B به وسیله روش PCR جهت حضور ویروس HBV بررسی شد. 9 مورد HBV PCR مثبت شد؛ سپس 36 پلیت از سرم های آلوده تهیه شد. 9 پلیت به عنوان کنترل بدون آلودگی باقی ماند و 27 پلیت به سه گروه 9 تایی تقسیم گردید و هر گروه با یکی از محلولهای 0.5% و 0.05% هیپوکلریت سدیم و محلول دکونکس AF 50 ضد عفونی گردید؛ سپس سواب های آغشته به BSAS (Bovine Serum Albumin Sodium Chloride) روی پلیت ها کشیده شد و از طریق محیط ترانسفر به آزمایشگاه ویرولوژی انستیتو پاستور انتفال داده شد. در این واحد پس از استخراج DNA ویروس HBV، با کیت تجارتی HBV و با استفاده از روش PCR (Polymerase Chain Reaction) باندهای مورد نظر قابل مشاهده و بررسی گردید. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از آزمون آماری Cochrane انجام گرفت و <0.05 p به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه، نشان داد که در بین گروه های مورد بررسی، هیچ یک از نمونه های ضدعفونی شده با هیپوکلریت سدیم 0.5% آلودگی نداشت؛ در حالی که در مورد نمونه های ضدعفونی شده با هیپوکلریت سدیم 0.05%، میزان آلودگی 11.1% و در نمونه های ضدعفونی شده با دکونکس AF50، میزان آلودگی 44.4% بود. اختلاف آماری معنی داری بین نمونه های هیپوکلریت 0.5% و دو گروه دیگر مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    هیپوکلریت سدیم 0.5% قادر به حذف HBV می باشد.
    کلیدواژگان: HBV، اثر ضد ویروسی، هیپوکلریت سدیم، دکونکس 50AF
  • مهدی تبریزی زاده *، فتح الله بوذرجمهری، محمدحسن اخوان کرباسی، فرزاد مازیار صفحه 91
    زمینه و هدف
    سرب به عنوان یکی از خطرناک ترین سموم فلزی موجود در جهان شناخته شده و ورود آن به بدن می تواند منجر به بروز مسمومیتهای حاد و مزمن با طیف گسترده ای از علایم سیستمیک و دهانی گردد. مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری میزان سرب خون در کارگران معدن سرب کوشک یزد و ارزیابی ارتباط آن با عوارض دهانی در این افراد، انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تحلیلی، 70 نفر از کارگران معدن سرب کوشک یزد و 70 نفر از کارگران کارخانه نساجی یزدباف به عنوان گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا برای تمامی افراد مورد بررسی، پرسشنامه ای حاوی اطلاعات دموگرافیک، سوالات پزشکی و علایم دهانی تکمیل گردید؛ سپس از هر فرد نمونه خون تهیه و میزان سرب خون با دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. اطلاعات با استفاده از آزمونهای t، Chi-Square و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سرب خون در گروه مورد 7.06 μg/dl و در گروه شاهد 4.97 μg/dl بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود (0.039=P). سه نفر از افراد گروه مورد، دارای سرب خون بالای 20 μg/dl بودند. بین دو گروه مورد و شاهد از لحاظ وجود علایمی مانند، عصبی بودن، خستگی مزمن، وجود خط سرب، پیگمانتاسیون مخاط، التهاب لثه، سوزش زبان، کاهش احساس چشایی و افزایش DMF اختلاف معنی دار آماری دیده شد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر و با توجه به این که سرب خون کارگران معدن در محدوده مجاز قرار داشت، علایم و عوارض مشاهده شده، ارتباطی با مسمومیت سیستمیک سرب نداشت. تماس مستقیم مخاط دهان با سرب از طریق هوای تنفسی و یا شرایط دشوار کار در معدن، می تواند به عنوان عامل این مشکلات محسوب شود. انجام بررسی بر روی کارگران معادن مشابه و ارزیابی علایم آنها، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سرب خون، عوارض دهانی، کارگران معدن سرب
  • بهمن سراج*، اصغر رامیار، راحیل احمدی، سارا قدیمی صفحه 99
    (LCH) Langerhans cell histiocytosis یک بیماری نادر با انفیلتراسیون سلولهای لانگرهانس، هیستیوسیت، لنفوسیت و ائوزینوفیل ها می باشد. اتیولوژی این بیماری کاملا مشخص نشده است. بیماری می تواند به صورت لوکالیزه یا منتشر و حاد یا مزمن دیده شود. در بسیاری از مواقع تظاهرات دهانی به عنوان اولین علایم بیماری بروز پیدا می کنند. در مقاله حاضر، یک مورد از Langerhans Cell Histiocytosis در یک پسر بچه 3 ساله که به دلیل لقی شدید دندانها و بوی بد دهان مراجعه نموده بود، گزارش شده است. در رادیوگرافی این بیمار ضایعات متعدد استئولیتیک با حدود مشخص در ماگزیلا و مندیبل و در بررسی هیستولوژیک ساختمان نسجی متشکل از پرولیفراسیون سلولهای تک هسته ای شبه هیستیوسیت همراه با ائوزینوفیل و سایر سلولهای آماسی مشاهده شد. بیمار علایم دیابت بی مزه را نشان می داد و در آزمایش خون موارد بررسی شده در حد طبیعی بود.
    کلیدواژگان: لانگرهانس سل هیستیوسیتوزیس، هیستیوسیتوز X، تظاهرات دهانی
|
  • A. Mirfazaelian, H. Siadat* Page 6
    Dentistry has always benefited from photography as an adjunct tool in diagnosis treatment planning and presentations. The main reason for taking dental photographs is to provide documents and supplements for treatment. A photograph facilitates communication between dentists and laboratories. Quality control will become more important to dental practice in near future and photographs can be used by dentists as self-checking tools. Nowadays performing lectures or publications without presenting pictures is inconceivable. The camera system must be easy to use and accessories should be always available. Although a good variety of equipments are now available and can be used for close-up photography, the special requirements of dental clinical photography are not always provided by the manufacturers and dealer's recommendations are not always correct. This article tries to help the readers to find and use the most suitable equipments for their routine dental practice.
  • M. Ghavam*, M. Ataee, F. Fallahzade Page 16
    Background And Aim
    With recent introduction of packable composites, it is claimed that they apply less stress on tooth structure because of reduced polymerization shrinkage, and similarity of coefficient of thermal expansion to tooth structure. However, the high viscosity may in turn cause less adaptation, so it is not clearly known whether these materials strengthen tooth structure or not. The aim of this study was to evaluate fracture resistance of maxillary premolars, receiving hybrid or packable composite restorations with different methods of application and curing.
    Materials And Methods
    In this experimental study, seventy five intact premolars were randomly assigned to five groups of 15 teeth each. One group was maintained intact as the control group. Similar MOD cavities were prepared in the other teeth. The teeth in group two were restored with Spectrum in incremental layers and light cured with 500 mw/cm2 intensity. The third group were filled with Surefil and cured with light intensity of 500 mw/cm2. The groups four and five were restored with Surefil in bulk technique with two different modes: 500 mw/cm2 intensity and a ramp mode (100-900 mw/cm2) respectively. After thermocycling, force to fracture was assessed and degree of conversion (DC) at the bottom of cavities was evaluated for different modes and methods. The curing and placement methods in groups tested for DC (A to D) were the same as fracture resistance groups (2 to 5). Data were analyzed using one way ANOVA and Tukey HSD tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    All the restored groups showed significantly less fracture resistance than the control group, but had no significant difference among themselves. DC of Spectrum was higher than Surefil. Bulk method with 500 mw/cm2 light intensity, significantly decreased DC. DC in bulk method with high light intensity was not significantly different from incremental method with 500 mw/cm2 light intensity.
    Conclusion
    Placement techniques, light intensity and type of composite had no influence on the fracture resistance. The use of packable composite with bulk technique and 500 mw/cm2 intensity or less is not recommended in 4 mm depth cavities due to insufficient DC.
    Keywords: Fracture resistance, degree of conversion, Hybrid composite, Packable composite, Bulk technique, Incremental technique
  • F. Haghighati *, S. Akbari Page 26
    Background And Aim
    Increasing patient demands for esthetic, put the root coverage procedures in particular attention. Periodontal regeneration with GTR based root coverage methods is the most common treatment used. The purpose of this study was to compare guided tissue regeneration (GTR) with collagen membrane and a bone graft, with sub-epithelial connective tissue graft (SCTG), in treatment of gingival recession.
    Materials And Methods
    In this randomized clinical trial study, eleven healthy patients with no systemic diseases who had miller’s class I or II recession defects (gingival recession 2mm) were treated with SCTG or GTR using a collagen membrane and a bone graft. Clinical measurements were obtained at baseline and 6 months after surgery. These clinical measurements included recession depth (RD), recession width (RW), probing depth (PD), and clinical attachment level (CAL). Data were analyzed using independent t test with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    Both treatment methods resulted in a statistically significant reduction of recession depth (SCTG=2.3mm, GTR=2.1mm P<0.0001). CAL gain after 6 months was also improved in both groups (SCG= 2.5mm, GTR=2.1mm), compared to baseline (P<0.0001). No statistical differences were observed in RD, RW, CAL between test and control groups. Root coverage was similar in both methods (SCTG= 74.2%, GTR= 62.6%, P=0.87).
    Conclusion
    Based on the results of this study, the two techniques are clinically comparable. Therefore the use of collagen membrane and a bovine derived xenograft may alleviate the need for connective tissue graft.
    Keywords: Guided Tissue Regeneration, Connective tissue, Collagen membrane, Recession
  • H. Hajimiragha*, S. Nokar, Z. Nemati, A. Khajavi Page 37
    Background And Aim
    Cementation is one of the most critical steps of the porcelain restoration technique. However¡ limited information is available concerning the bond strength of current ceramic bonding systems. The aim of this study was to evaluate the shear bond strength of three dual-cure resin cements to IPS-Empress2 ceramics.
    Materials And Methods
    In this experimental study¡ 30 pairs of IPS-Empress 2 ceramic discs were fabricated with 10 and 8 mm diameters and 2.5 mm thickness. After sandblasting and ultrasonic cleaning¡ the surfaces of all specimens were etched with 9% hydrofluoric acid for 60 seconds. Then¡ the three groups of 10 bonded specimens were prepared ceramic bonding resin systems including Panavia F2¡ Variolink II and Rely X ARC. After storage in 37±1c water for 24 hours and thermocycling in 5c and 55c water for 500 cycles with 1-minute dwell time¡ the shear bond strengths were determined using Instron machine at speed of 0.5mm/min. Data were analyzed by One Way ANOVA test. For multiple paired comparisons¡ the Tukey HSD method was used. The mode of failure was evaluated by scanning electro microscope (SEM). P
    Result
    Significant differences were found between different cement types (P
    Conclusion
    Based on the results of this study¡ according to the highest mode of cohesive failure¡ Variolink II seems to have the strongest bond with IPS-Empress2 ceramics.
    Keywords: Shear strength, Resin cement, Ceramic
  • F. Shafiei*, M. Mortazavi, M. Memarpoor Page 46
    Background And Aim
    Although the use of adhesive systems can be effective in decreasing microleakge, it is still a major problem in composite resin restorations. The aim of the present study was to evaluate the marginal sealing ability of resin composite restorations using four dentin bonding systems in both primary and permanent teeth.
    Materials And Methods
    In this experimental study, one hundred and sixty extracted human teeth (80 primary and 80 permanent) were selected. All of the samples received a class V cavity preparation on the buccal surfaces (The coronal half in enamel and the gingival half in cementum or dentin). Each group was then divided into four subgroups each containing 20 teeth. Four different dentin bonding systems (Scotchbond Multipurpose, Single Bond, Clearfil SE Bond and Prompt L-Pop) were used in each subgroup. Then the cavities were filled with composite resin (Z100 for SBMP and Clearfil AP-X for Clearfil SE Bond). Samples were thermocycled, immersed in 0.5% basic fuschin, cut faciolingually and evaluated for dye penetration using a binocular stereomicroscope. Kruskal-Wallis and Dunn tests were used for comparison of microleakage between groups with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    The results showed that: There was significant difference in microleakage among four adhesive systems in both incisal and gingival margins of permanent teeth and in incisal margin of primary teeth (P=0.000, P=0.002, P=0.000 respectively). There was no significant difference in microleakage of restorations with each of four systems between permanent and primary teeth in both incisal and gingival margins except for PLP, which showed a significant different microleakage in the cervical margins (P=0.009). PLP showed better cervical seal in primary teeth compared to permanent teeth. Clearfil SE Bond showed acceptable results at incisal and cervical margins in primary teeth in comparison to other bonding systems.
    Conclusion
    Based on the results of this study, CSEB, SB and SBMP systems showed acceptable clinical results in primary and permanent teeth. Only PLP showed weak results in reducing microleakage. CSEB can be used successfully in primary teeth because of simplicity and reducing leakage in primary dentin and enamel.
    Keywords: microleakage, primary teeth, Permanent teeth, Bonding system, composite resin
  • F. Golbidi*, A. Taherian Page 55
    Background And Aim
    Water sorption and solubility are important properties of acrylic resins. Denture base acrylic resins have low solubility. This solubility results from the leaching out of unreacted monomer and water soluble additives into the oral fluids. The solubility of denture bases can cause oral soft tissue reactions. In addition, water absorbed into this material acts as a plasticizer and decreases the mechanical properties such as hardness, transverse strength, fatigue limit and also can change the color and dimensional stability. The aim of this study was to compare the water sorption and solubility of Acropars and Meliodent heat cure acrylic resins.
    Materials And Methods
    This experimental study was performed on the basis of ADA specification No.12 and ISO No.1567 and standards NO: 2571 of Institute of Standards & Industrial Research of Iran. Six disc form samples of each acrylic resin were prepared, with the dimension of 50×0.5 mm. After desiccating, the samples were kept in an oven for 24 hours and weighed. Then they were immersed in water, kept in oven for 7 days and weighed again. After this phase, the samples were carried to a dessicator, for 24 hours and kept in an oven for drying and were weighed for the third time. Data were analyzed with Mann Whitney and one sample t-test. P<0.05 was considered as the limit of significance.
    Results
    Water sorption mean values were 30.5±0.1 µg/mm3 or 0.76±0.01 mg/cm2 for Meliodent samples and 30.7±0.87 µg/mm3 or 0.77±0.009 mg/cm2 for Acropars samples. No significant difference was observed in water sorption of these two materials (P=0.9). Meliodent acrylic resin showed lower solubility (1.7±0.097 µg/mm3 or 0.042±0.001 mg/cm2) than Acropars acrylic resin (2.5±0.13 µg/mm3 or 0.062±0.001 mg/cm2) (P=0.002).
    Conclusion
    Acropars heat cure acrylic resin matched well with the requirements of the international standards for water sorption, but its solubility was not favorable. This problem is probably the result of high concentration of residual monomer, the amount and type of cross linking agents and plasticizers as well as the amount of water soluble additives in this material.
    Keywords: Sorption, heat cure acrylic resin, solubility, acrylic resins
  • M. Eslami*, N. Eshghyar, F. Ensani, S. Seifi Page 64
    Background And Aim
    The hormone receptor status in breast cancer has been pivotal in determining the likelihood of response to hormonal manipulation. Tumors which are both estrogen and progesterone receptor positive are much more likely to respond to anti-hormone therapy than negative tumors. There is well-established similarity between breast tissue and salivary glands. The aim of this study was to evaluate the progesterone receptor expression in pleomorphic adenoma and adenoid cystic carcinoma of salivary glands.
    Materials And Methods
    In this descriptive study, immunohistochemical staining with progesterone antibody was performed on 14 pleomorphic adenoma (PA) and 15 adenoid cystic carcinoma (ACC) paraffin blocks. The percentage of positive cells was determined using an eye piece graticule. Immunoreactivity was categorized as either positive (reactivity more than 5%) or negative (reactivity less than 5%). In addition the existence of progesterone receptor in tumor cells, stromal cells (fibroblasts), inflammatory cells and salivary glands around tumors was evaluated. Data were analyzed with T and Mann Whitney U tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    Immunohistochemical staining for progesterone receptor was negative in 15 ACC and 13 PA. Only one case of PA showed immunoreactivity for progesterone receptor. Also, 12 normal salivary glands around tumor were positive. Inflammatory cells, endothelial cells and fibroblasts did not show immunoreactivity in most cases.
    Conclusion
    The results indicate the lack of progesterone receptor expression in ACC and PA of salivary glands.
    Keywords: pleomorphic adenoma, Adenoid cystic carcinoma, progesterone receptors, Immunohistochemistry
  • H. Mahmood Hashemi* Page 74
    Background And Aim
    Several factories produce dental cartridge in the world. In Iran, Daroupakhsh company is responsible for this task. The aim of this study was evaluate some properties of daroupakhsh cartridge and compare them with two imported ones: Ecocaine (made in Italy) and Septodont (made in France).
    Materials And Methods
    In this experimental study, 70 healthy patients from maxillofacial clinic of Shariaty hospital were selected. After obtaining informed consent, 0.1 cc of each carpule was injected to the patient's frontal region and the extent of anesthesia was measured at different time intervals. Also the quality of injections was evaluated by 11 surgeons. The dimensions of the three cartridges were also measured and compared together. Data were analyzed by repeated measure ANOVA and Friedman with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    There was no significant difference in extent and duration of anesthesia among the studied cartridges. Surgeons were equally satisfied of all three kinds of cartridges. All of the cartridges were aspirable.
    Conclusion
    Based on the results of this study, the three studied cartridges had similar properties.
    Keywords: Dental cartridge, Local anesthesia, Aspiration, Lidocaine
  • M. Shahrabi*, B. Seraj, A. Heidari Page 79
    Background And Aim
    Radiography is the most commonly used technique in root canal length determination, but its application in pedodontics is difficult due to many problems such as radiation hazards, superimposition of permanent teeth buds and uncooperative children. The aim of this study was to investigate the accuracy of an electronic apex locator (Dentaport ZX) in measuring the root canal length of primary teeth in vivo.
    Materials And Methods
    In this test evaluation study, pulp tissues of 52 primary teeth planned to extraction were removed and the canal length were measured by Dentaport ZX. After extraction, real lengths of canals were measured by using# 15 K-Type file with 0. 1 mm accuracy and both measurements were compared. Data were analyzed by Smirnov Kolmogorov, chi-square, ANOVA and intraclass correlation and p<0.05 was considered as the limit of significance.
    Results
    The difference between the canal lengths measured by eye and Dentaport ZX was–0.17±0.384 mm. Maximum deviation of the real length of canals was between-0.2 to+0.2 mm from apical foramen. Accuracy of Dentaport ZX in the range of-0.2 to+0.2 from apical foramen was 66.96% and in the range of-0.5 to+0.5 from apical foramen was 92.17%.
    Conclusion
    Based on the results of this study, the use of Dentaport ZX in endodontic treatment for primary teeth could be advisable.
    Keywords: Electronic Apex Locator, Dentaport ZX, primary teeth, endodontic treatment
  • S. Arami*, M. Tavassoty Kheiri, R. Bashar, Ma. Nadali Page 84
    Background And Aim
    Infection control is an important issue in dentistry. Without an efficient infection control, pathogens left on instruments and working surfaces will have potential danger to patients’ health. In this research, antiviral effect of three disinfectants: 0.5% sodium hypochlorite 0.05% sodium hypochlorite and Deconex 50 AF, on HBV was investigated.
    Materials And Methods
    In this interventional (before-after) study serums of 26 HBV positive patients were analyzed by PCR HBV analysis and 9 contaminated species were obtained to test three disinfectants. 36 agar plates were prepared with the contaminated serums. 27 of the plates were disinfected in 3 separate groups with the above mentioned solutions. Nine remaining plates were not disinfected (control). Swabs wetted by BSAS (Bovine Serum Albumin Sodium Chloride) medium were applied on the surface of the plates and the were kept in the transferred medium and sent to virology-lab of Pasteur Institute. HBV DNA were detected by commercial kit of HBV PCR (polymerase chain reaction) method. Data were analyzed by Cochrane test with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    None of samples disinfected with 0.5% sodium hypochlorite showed contamination. 11/1% of samples disinfected with 0.05% sodium hypochlorite and 44/4% of samples disinfected with Deconex 50 AF remained contaminated. Statistical analysis showed a significant difference between 0.5% sodium hypochlorite and the other groups.
    Conclusion
    Our findings revealed that 0.5% sodium hypochlorite solution is a strong and efficient disinfectant against HBV. Key Words: HBV Sodium hypochlorite.
    Keywords: HBV, Deconex 50 AF, Antiviral effect, 'sodium hypochlorite
  • M. Tabrizizadeh*, F. Boozarjomehri, Mh. Akhavan Karbasi, F. Maziar Page 91
    Background And Aim
    Lead is one of the most dangerous metallic poisons which can lead to acute and chronic poisoning with a broad range of systemic and oral signs. The aim of this study was to evaluate the relationship between the prevalence of oral complications and blood lead level in workers employed in Koushk lead mines, Yazd province.
    Materials And Methods
    This analytical study was conducted on 70 subjects employed in Koushk lead mines and 70 workers in Yazdbaf textile factory as control group. A questionnaire including demographic information and medical questions was completed for each case and oral manifestations were recorded, as well. Blood samples were taken from subjects and blood lead level was measured by atomic absorption spectrophotometer. Data were analyzed using t, Chi-Square and Mann Whitney tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    The mean lead level was 7.06 µg/dl in case group and 4.97µg/dl in control group (P= 0.039). In case group, 3 subjects had blood lead level more than 20µg/dl. Statistical analysis showed significant differences regarding neurologic disorder, chronic fatigue, existence of lead line, mucous pigmentation, gingivitis, tongue burning, taste sense reduction and DMF between case and control groups (P<0.05).
    Conclusion
    Based on the results of this study, since the mean blood lead level in mine workers was in normal limits, the observed symptoms were not related to systemic poisoning. Direct contact of the oral mucosa with the lead in breathing air or other factors related to overall health problems in mine workers may be responsible for the present findings. Further studies are recommended on similar subjects working in different conditions.
    Keywords: Blood lead level, Oral manifestations, lead mine workers
  • B. Seraj*, A. Ramyar, R. Ahmadi, S. Ghadimi Page 99
    Langerhans cell histiocytosis (LCH) is a rare disease with formation of granulomatous infiltrations consisting of Langerhans cells, histiocytes, lymphocytes and eosinophilic granulocytes. The ethiopathogenesis of the disease has not been fully clarified yet. It can occur as focal or disseminated form - acute or chronic. Oral manifestations may be the first signs. This article reports a case of a 3 year old boy with LCH suffering from severe dental mobility and foul breathe. Radiographically, the lesions appeared as well-defined radiolucent defects in maxilla and mandible. The microscopic findings consisted of sheet like arrangements of histiocytes with a mixture of eosinophils and other inflammatory cells. Biochemical tests were within normal limits.
    Keywords: Langerhans cell histiocytosis, Histiocytosis X, Oral manifestations