فهرست مطالب

دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 48، پاییز 1385)
  • سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 48، پاییز 1385)
  • تاریخ انتشار: 1385/08/16
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حکیمه سیادت، علی میرفضایلیان صفحه 6
    تصاویر دندانپزشکی پرتره به طور وسیع در درمان های ارتودنسی، جراحی ارتوگناتیک و پروتز مورد استفاده قرار می گیرند. در صورتی که قرار باشد تصاویر استاندارد ثبت شوند، موقعیت بیمار باید براساس راهنمای مشخصی تنظیم گردد تا قابل تکرار باشد. عکسبرداری دندانی متشکل از ثبت تصویر وضعیت دندانها، بافتهای نگهدارنده، رادیوگرافی، کست ها و اشیا است که در این مقاله اصول استاندارد نمودن نمای روبرو و نیمرخ مورد بحث قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: تهیه تصاویر، دندانپزشکی، رخ و نیم رخ
  • یدالله سلیمانی شایسته، سید حسین محسنی صالحی منفرد، سولماز اسکندریون صفحه 14
    زمینه و هدف
    روش های درمانی رژنریتیو یکی از راه های درمانی ضایعات پریودنتال می باشند که سعی در بازسازی کامل انساج ازدست رفته در اثر بیماری های پریودنتال را دارند. استفاده از فرآورده های ماتریکس مینا (Emdogain) امروزه به واسطه توانایی های خاص این ماده، در بین روش های رژنریتیو از توجه خاصی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر فرآورده های ماتریکس مینا و دبریدمان ساده در درمان ضایعات استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی (Clinical Trial)، 24 ضایعه استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال مشابه با عمق پاکت 5 میلیمتر یا بیشتر و حد چسبندگی کلینیکی 6 میلیمتر یا بیشتر و عمق ضایعه استخوانی 3 میلیمتر یا بیشتر، مورد بررسی قرار گرفت. ضایعات به صورت تصادفی به دو گروه تست و کنترل تقسیم شدند. قبل از درمان، بیماران گروه تست و کنترل از لحاظ Plaque Index، Gingival Index و متغیرهای عمق پاکت، حد چسبندگی کلینیکی و بازسازی استخوانی (Bone level) تفاوت معنی داری نشان ندادند. در گروه کنترل ضایعات با روش دبریدمان ساده و در گروه تست با استفاده از EDTA و فرآورده های ماتریکس مینا (Emdogain) درمان شدند. یافته های به دست آمده از اندازه گیری های متغیرها قبل و بعد از درمان در دو گروه با استفاده از آزمون آماری Greenhouse-Geisser از گروه General Linear Model ارزیابی و میزان تاثیر دو روش با هم مقایسه گردید. P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    متوسط تغیرات حاصل در سه متغیر، عمق پاکت (Probing Pocket Depth)، سطح چسبندگی کلینیکی (Clinical Attachment Level) و بازسازی استخوان (Bone Level) در ارزیابی های 3 و 6 ماه پس از جراحی در گروه تست به صورت معنی داری از گروه کنترل مطلوب تر بود.
    نتیجه گیری
    استفاده از فرآورده های ماتریکس مینا به عنوان یک روش مطلوب در درمان ضایعات استخوانی دو و سه دیواره پریودنتال پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کارآزمایی بالینی، فرآورده های ماتریکس مینا، اتیلن دی آمین تترااستیک اسید (EDTA)، جراحی رژنریتیو، ضایعه دو و سه دیواره استخوانی، دبریدمان ضایعه
  • کاظم خسروی، محمدرضا مالکی پور، فرزانه شیرانی صفحه 24
    زمینه و هدف
    بازسازی صحیح دندان بدون پالپ برای اطمینان از موفقیت درمان ریشه، بسیار قابل اهمیت است. استفاده از پست و کور اغلب برای گیر و تقویت رستوریشن نهائی در این دندانها توصیه می گردد، ولی یکی از مهمترین مشکلات در درمان دندانهای درمان ریشه شده، زمانی است که ریشه ها به عللی دارای کانالهای گشاد بوده و امکان استفاده از پست فراهم نباشد. دیواره نازک ریشه پروگنوز موفقیت آمیز طولانی مدت دندان را خدشه دار می نماید. به نظر می رسد، استفاده از مواد و تکنیک های چسبنده، ریشه دندانهای نابالغ با دیواره نازک را تقویت نموده و استفاده از پست در آنها میسر می گردد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی امکان تقویت داخل ریشه ای با استفاده از روش های مختلف تقویت ریشه بود.
    روش بررسی
    در این بررسی آزمایشگاهی، 72 دندان سنترال ماگزیلای سالم که در اندازه، شکل و آناتومی ریشه مشابه بودند، انتخاب شدند. پس از درمان ریشه در 60 عدد از دندانها از یک فرز لابراتواری آکریلی به منظور نازک کردن ناحیه سرویکالی ریشه و شبیه سازی آن به دیواره های عاجی نازک دندانهای نابالغ استفاده شد. تراش سرویکالی ریشه از طریق حفره دسترسی پالاتالی صورت گرفت و تا 5 میلیمتر زیر CEJ گسترش پیدا کرد. 12 دندان باقیمانده در ناحیه سرویکالی ریشه تضعیف نشدند (کنترل مثبت). سپس ترمیم دندانها به این صورت انجام گرفت: در گروه کنترل مثبت ترمیم حفره دسترسی با کامپوزیت رزین همراه با عامل چسباننده عاجی (Dentin Bonding Agent) انجام شد. در گروه دوم حفره دسترسی با کامپوزیت و عامل چسباننده عاجی به تنهایی تا حد CEJ ترمیم گردید (گروه کنترل منفی). در گروه سوم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با سمان رزینی (Enforce) و یک پست پیش ساخته تا 5 میلیمتری زیر CEJ تقویت گردید. در گروه چهارم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین همراه با عامل چسباننده عاجی توسط یک پست پلاستیکی شفاف آماده شده، تقویت شد. در گروه پنجم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین و عامل چسباننده عاجی همراه با یک پست ریختگی و در گروه ششم ناحیه سرویکالی تضعیف شده با کامپوزیت رزین و عامل چسباننده عاجی همراه با یک پست پیش ساخته تقویت شد. تمام نمونه ها پس از مانت کردن، تحت آزمایش شکست قرار گرفتند. نیروی لازم برای شکست در نمونه ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و دانکن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    مقاومت به شکست در گروه اول و دوم اختلاف آماری معنی داری را با سایر گروه ها نشان داد. طبق یافته های این مطالعه بالاترین مقاومت به شکست برای گروه اول ثبت شد، در حالی که پایین ترین مقاومت به شکست برای گروه دوم به دست آمد. تمامی روش ها با اختلاف قابل ملاحظه ای نسبت به گروه کنترل منفی مقاومت به شکست بالاتری را نشان دادند. مقاومت به شکست گروه های سوم و چهارم و پنجم اختلاف آماری معنی داری با یکدیگر نداشت و گروه ششم با اختلاف معنی داری بالاتر از سایر گروه ها قرار گرفت.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج مطالعه حاضر، استفاده از یک عامل چسباننده عاجی و کامپوزیت رزین، ریشه دندانهای نابالغ با دیواره های نازک را تقویت می کند و استفاده از پست را در آنها آسان می نماید.
    کلیدواژگان: مقاومت به شکست، دندانهای قدامی، تقویت ریشه، دیواره های نازک ریشه
  • همایون علاقه مند، هنگامه صفرچراتی، فرامرزقاسم زاده آذر صفحه 29
    زمینه و هدف
    یکی از فاکتورهای بسیار مهم و حیاتی در به دست آوردن خواص فیزیکی و کارآیی کلینیکی مواد ترمیمی هم رنگ دندان، پلیمریزاسیون کافی می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی میزان سایش کامپوزیت های سخت شده توسط دستگاه لایت کیور LED (Light Emitting Diodes) و مقایسه آن با سیستمهای لایت کیور هالوژن انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه آزمایشگاهی، 20 نمونه کامپوزیت لایت کیور Tetric Ceram رنگ A3 به ضخامت 2 میلیمتر و طول و عرض 10 میلیمتر در مولد برنجی، با زمان تابش نور به مدت 40 ثانیه و با فاصله یک میلیمتر از سطح تهیه شد. 10 نمونه توسط دستگاه LED (دیودهای تابنده نور) و 10 نمونه توسط دستگاه هالوژن پلیمریزه شدند. جهت انجام عمل سایش دستگاه سایش با قابلیت اعمال بار ساخته شد. پس از قرارگیری به مدت 10 روز در آب مقطر، نمونه ها در دستگاه سایش به ترتیب در دورهای سایشی 5000، 10000، 20000، 40000، 80000 و 120000 سیکل تحت نیروی 2 کیلوگرم و با ساینده ای از جنس کروم کبالت با قطر12/1 میلیمتر ساییده شد و قبل و بعد از پایان هر دور سایشی توسط ترازوی الکترونیکی با دقت 4-10 وزن شدند. آزمونهای t وpaired samples t برای بررسی نتایج مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین وزن نمونه ها در هر دو گروه پس از انواع دورهای سایشی با قبل از سایش تفاوت آماری معنی داری را نشان داد (P<0.05). در گروه هالوژن دورهای سایشی 5000 و 10000 با دورهای سایشی 40000، 80000 و 120000 اختلاف معنی داری داشتند. در گروه LED دور سایشی 5000 با 20000 و دور سایشی 20000 با 120000 اختلاف معنی داری را نشان داد. میزان سایش در کامپوزیت های سخت شده توسط نور هالوژن با LED اختلاف معنی داری نداشت (P<0.05).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دستگاه های LED و هالوژن از نظر مقاومت به سایش ترمیم کامپوزیتی اختلاف معنی داری با یکدیگر نشان نمی دهند.
    کلیدواژگان: سایش، کامپوزیت، دستگاه لایت کیور، درجه پلیمریزاسیون، هالوژن، دیودهای تابنده نور
  • عباس منزوی، سمین دخت زراتی، طاهره جعفرزاده، محمدحسین امینی صفحه 35
    زمینه و هدف
    استفاده از رستوریشن های موقت، یکی از فازهای مهم درمانی در بیماران نیازمند پروتز ثابت می باشد. موادی که جهت ساخت این گونه رستوریشن ها مورد استفاده قرار می گیرند، باید دارای خصوصیات فیزیکی مطلوبی باشند. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی برخی خواص فیزیکی رزین های Tempron، Trim، Duralay (آریادنت) و Acropars TRII از نظر استحکام خمشی (TS)، زمان سخت شدن (ST)، میزان انقباض در هنگام پلیمریزیشن (PS) و تغییرات دما در حین پلیمریزیشن (TR) انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی از چهار آزمون استفاده گردید. در آزمون بررسی TS، از هر گروه از رزین ها، 5 نمونه هم اندازه مکعب مستطیل شکل تهیه شد. نمونه های مذکور در دستگاه اینسترون تحت اعمال نیرو قرار گرفتند. پس از اعمال نیرو توسط دستگاه اینتسترون بر نمونه های مزبور و وقوع شکستگی در آنها، میزان TS محاسبه گردید. در آزمون بررسی ST (در هر گروه 5 نمونه)، توسط دستگاه Gilmore needle، میزان ST محاسبه گردید. در آزمون بررسی PS، از هر گروه از رزین ها، 11 نمونه استوانه ای شکل تهیه و در مدت 24 ساعت میزان انقباض ناشی از پلیمریزیشن توسط میکرومتر دیجیتالی محاسبه شد. در آزمون بررسی افزایش دمای ناشی از پلیمریزیشن TR، پس از مخلوط نمودن پودر و مایع رزین (در هر گروه 8 نمونه)، توسط ترمومتر دیجیتالی به فاصله هر 10 ثانیه و به مدت 15 دقیقه، افزایش دما ثبت گردید. از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Tukey HSD جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده و 05/0p به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در آزمون بررسی TS، نمونه های رزین Trim صرفا خم شده و دچار یک دفورمیشن پلاستیک شدند، ولی شکستگی در آنها ایجاد نگردید. در این آزمون، دو گروه Tempron و Duralay (آریادنت) اختلاف آماری معنی داری نداشتند (P=0.5)، ولی Acropars TRII با دو رزین دیگر اختلاف معنی دار داشت و TS آن به طور قابل توجهی کمتر بود (P<0.01). در آزمون بررسی ST، اختلاف بین همه گروه ها معنی دار بود (P<0.01). کمترین ST مربوط به Acropars TRII (7 دقیقه) و بیشترین مربوط به Tempron (53/9 دقیقه) بود. در آزمون بررسی PS خطی، فقط اختلاف بین Trim و Acropars TRII معنی دار بود (P<0.01)، ولی بین بقیه گروه ها اختلاف معنی دار نبود (P<0.05). پس از 120 دقیقه، روند انقباض در Trim و Tempron تقریبا متوقف شده بود، ولی این روند در دو رزین دیگر به میزان کم ادامه داشت. در آزمون بررسی افزایش دما حین پلیمریزیشن، اختلاف بین رزین ها معنی دار بود (P<0.05). متوسط بیشترین افزایش دما مربوط به Duralay و کمترین دما مربوط به Trim بود.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر، در مجموع رزین Trim بر بقیه رزین ها برتری داشت. Acropars TRII از نظر استحکام خمشی، ضعیف تر از بقیه بود و Duralay و Tempron به ترتیب بیشترین افزایش دما در هنگام پلیمریزیشن را نشان دادند.
    کلیدواژگان: رستوریشن موقت، خصوصیات فیزیکی، استحکام خمشی، زمان سخت شدن، انقباض خطی پلیمریزیشن، حداکثر افزایش دما
  • مریم خلیلی، مریم شجاعی صفحه 45
    زمینه و هدف
    لیکن پلان بیماری مزمن پوستی مخاطی با تظاهرات کلینیکی متفاوت می باشد. نمای هیستوپاتولوژیک ضایعه اختصاصی نبوده و می تواند در سایر بیماری ها مشاهده شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین برخی خصوصیات کلینیکی و پاتولوژیک موارد لیکن پلان دهانی پس از بازنگری در بایگانی بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
    روش بررسی
    در این بررسی case series، بایگانی گروه آموزشی پاتولوژی در فاصله سالهای 1347 تا پایان سال 1381 مورد بررسی قرار گرفت و نمونه های واجد تشخیص لیکن پلان و ضایعات وابسته، مجزا شد. پس از بازنگری اسلایدهای میکروسکوپی و تایید تشخیص، با مراجعه به پرونده بیماران، اطلاعات بالینی شامل سن و جنس بیمار، محل ضایعه، تشخیص بالینی و افتراقی، سابقه پزشکی بیمار و خصوصیات هیستوپاتولوژیک با بررسی اسلایدهای میکروسکوپی استخراج شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمونهای آماری T، ANOVA، Chi-square و Post Hoc Tukey با سطح معنی داری P<0.05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از مجموع 402 مورد استخراج شده با تشخیص هیستوپاتولوژیک لیکن پلان و ضایعات وابسته در نهایت 251 مورد با تشخیص قطعی لیکن پلان دهانی مورد بررسی قرار گرفت. میانگین سنی بروز ضایعه 42 سال با طیف سنی 5-83 سال بود. 4/50% بیماران مرد و 6/49% زن بودند. شایعترین شکل بالینی ضایعه فرم زخمی و متوسط زمان حضور ضایعه 4/18 ماه بود. شایعترین محل درگیری، مخاط باکال و پس از آن زبان و لثه گزارش شده بود. لکه سفید، خطوط ویکهام و اریتم مخاطی شایعترین نمای بالینی ضایعه بودند. در بین یافته های میکروسکوپی پاراکراتوز در 1/65% موارد، اورتوکراتوز در 1/31% موارد و باند ائوزینوفیلیک در 2/60% نمونه ها مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه بار دیگر لزوم ارتباط یافته های کلینیکی و هیستوپاتولوژیک در تشخیص صحیح لیکن پلان دهانی را خاطر نشان می سازد.
    کلیدواژگان: لیکن پلان دهانی، ضایعات پوستی مخاطی، هیستوپاتولوژی
  • مهرداد پنج نوش، غلام رضا شیرانی، پروانه جز قنبری صفحه 53
    زمینه و هدف
    در سالهای اخیر با توجه به افزایش میزان تصادفات و تروماهای وارده به ناحیه فک و صورت، استفاده از CT اسکن به عنوان جایگزین یا همراه رادیوگرافی معمولی افزایش یافته است، بنابراین توانایی های رادیوگرافی های متداول مانند واترز در تشخیص شکستگی ها مورد سؤال است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت تشخیصی و تکرار پذیری رادیوگرافی واترز با CT اسکن در تشخیص شکستگی های midface انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه بررسی تست ها 42 بیمار ترومایی که با تشخیص شکستگی midface، در بخش جراحی فک و صورت بیمارستان شریعتی بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. رادیوگرافی واترز و CT اسکن این بیماران به طور جداگانه توسط یک رادیولوژیست فک و صورت و یک جراح فک و صورت تفسیر شد، سپس حساسیت، ویژگی و تکرار پذیری رادیوگرافی واترز در آشکار نمودن شکستگی ناحیه midface با استفاده از آزمون آماری Cohen''s Kappa ارزیابی گردید.
    یافته ها
    حساسیت و ویژگی رایوگرافی واترز در تشخیص شکستگی midface توسط رادیولوژیست به ترتیب 79/31 و 35/95% و توسط جراح به ترتیب 59/29% و 75/93% بود. بالاترین درصد تکرارپذیری تشخیص شکستگی midface با استفاده از CT اسکن و رادیوگرافی واترز توسط رادیولوژیست 67/66% مربوط به شکستگی بینی و توسط جراح 33/58% مربوط به تنه زایگوما بود. بالاترین میزان توافق تشخیص شکستگی midface بین جراح و رادیولوژیست با استفاده از CT اسکن در قوس زایگوما (95/78%) و با استفاده از رادیوگرافی واترز در شکستگی بینی (5/62%) بود.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج این مطالعه، رادیوگرافی واترز برای تشخیص شکستگی های دیواره لترال اوربیت، لبه تحتانی و کف اوربیت، قوس گونه، درز فرونتو زایگوما، درز زایگوماتیکو ماگزیلا، دیواره لترال سینوس ماگزیلا و II Lefort، از توان نسبتا خوبی برخوردار است، ولی برای تشخیص شکستگی های دیواره داخلی اوربیت، دیواره قدامی، خلفی و داخلی سینوس ماگزیلا قدرت کافی نداشته و باید از رادیوگرافی های معمولی دیگر یا CT اسکن به عنوان مکمل تشخیصی استفاده شود.
    کلیدواژگان: CT اسکن، رادیوگرافی واترز، شکستگی های Midface
  • معصومه حسنی طباطبایی، فریده گل بابایی، بتول شریعتی صفحه 66
    زمینه و هدف
    دندانپزشکان به دلیل مواجهه شغلی با آمالگام دندانی در معرض استنشاق بخار جیوه هستند که در صورت تجمع بیش از حد مجاز جیوه در بدن، سلامتی آنها به مخاطره خواهد افتاد. اندازه گیری جیوه ادرار روشی قابل اعتماد برای ارزیابی میزان مواجهه با جیوه ناشی از آمالگام می باشد. مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری جیوه ادرار دندانپزشکان شهر تهران و تعیین تاثیر برخی عوامل شخصی و محیطی بر روی آن انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی تحلیلی، 211 دندانپزشک از همه نقاط تهران (مرکز، شمال، جنوب، شرق و غرب) به صورت تصادفی در فاصله زمانی 1381-1383مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ادرار در روز مورد نظر گرفته شد و پرسشنامه ای محتوی سوالات درباره مشخصات فردی مانند سن و سابقه کار، طرز کار با آمالگام، مشخصات محیط کار و وضعیت سلامت، تکمیل گردید. نمونه های ادرار با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری جذب اتمی بدون شعله آنالیز شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای ناپارامتریک کروسکال والیس، من ویتنی و Kendall’s استفاده و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین جیوه ادرار دندانپزشکان 95/3 ± 1/3 میکروگرم بر لیتر بود. بین ساعات کار در روز و جیوه ادرار و بین ساعات کار در هفته و جیوه ادرار همبستگی مثبت معنی داری وجود داشت P=0.006)). بین سن دندانپزشکان عمومی و میزان جیوه ادرار، ارتباط معنی دار بود P=0.008)). بین جیوه ادرار و تعداد پرکردگی ها و تعویضها در متخصصان ترمیمی همبستگی معنی داری وجود داشت P=0.039)). بین جیوه ادرار و سابقه کار دندانپزشکان عمومی، ارتباط معنی دار بود P=0.034)). از نظر جیوه ادرار دندانپزشکان عمومی، بین کسانی که تعداد ترمیمهای آمالگام موجود در دهان آنها کمتر یا مساوی با پنج عدد بود با کسانی که تعداد بیشتر از پنج عدد داشتند، تفاوت معنی داری وجود داشت P=0.027)). بین میزان جیوه ادرار و نوع آمالگام مصرفی (کپسولی یا فله ای) ارتباط معنی داری وجود داشت P=0.001)). بین میزان جیوه ادرار و سایر عوامل مورد مطالعه مانند نحوه خارج کردن جیوه اضافی، نگهداری آمالگام سفت شده، نگهداری آمالگام خام، وجود و عدم وجود تهویه ارتباط معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه میانگین جیوه ادرار دندانپزشکان شهر تهران از حد مجاز استانداردهای بین المللی (WHO-OSHA) کمتر بود که استفاده ازآمالگام های کپسولی و رعایت دقیق بهداشت جیوه در این مساله تاثیر مستقیم دارد. با توجه به این که افراد مورد مطالعه در این تحقیق بیشتر دندانپزشکان شاغل در درمانگاه های دولتی و نیمه دولتی بودند، سطح بهداشت کلی و به تبع آن بهداشت جیوه در این مراکز در حد قابل قبولی قرار داشت.
    کلیدواژگان: آمالگام دندانی، جیوه آمالگام، جیوه ادرار، آمالگام کپسولی
  • افشین خورسند، مژگان پاک نژاد، فاطمه وکیلی صفحه 76
    زمینه و هدف
    در پیشرفت بیماری های پریودنتال، ریسک فاکتورهای متعددی به طور مستقیم تاثیر دارند، همچنین برخی بیماری های سیستمیک به طور غیر مستقیم به عنوان فاکتور مستعد کننده در جهت وخامت آنها عمل می کنند. یکی از این فاکتورها استئوپروز یا پوکی استخوان است که از عمده ترین دلایل آن، رکود فعالیت فیزیکی به خصوص در زنان postmenopause می باشد و در کشور ما تقریبا رو به افزایش است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی وضعیت پریودنتال خانمهای مبتلا به استئوپروز و استئوپنی مراجعه کننده به بخش سنجش تراکم استخوان بیمارستان لقمان در سال 1382 و مقایسه آن با گروه کنترل انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه مورد- شاهد براساس بررسی BMD(Bone Mineral Density) یا تراکم استخوانهای کمر و ران با روش DEXA (Dual Energy XRay Absorptiometry) انجام شد. 60 نفر از افراد مراجعه کننده به بخش دانسیتومتری یا سنجش تراکم استخوان بیمارستان لقمان به طور تصادفی انتخاب و به سه گروه 20 نفری استئوپروتیک، استئوپنیک و نرمال تقسیم شدند. پس از بررسی رادیوگرافی و معاینات کلینیکی اندکس های پریودنتال شامل PI (Plaque Index)، TL (Tooth Loss)، GR (Gingival Recession)، PPD (Pocket Depth Probing)، PBI (Papilla Bleeding Index) ارزیابی شد. یافته ها با استفاده از آزمونهای کروسکال والیس و دان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    شاخصهای PBI، PI و TL به طور معنی داری در گروه استئوپروتیک بیش از گروه استئوپنیک و نرمال بود، ولی در مورد PPD تفاوتی بین سه گروه مشاهده نشد. به دلیل ناچیز بودن تحلیل لثه در افراد مورد مطالعه این شاخص مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار نگرفت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد، استئوپروز تاثیری در افزایش بروز بیماری پریودونتال نداشته باشد، زیرا بیشتر از این که بر روی کمیت استخوان تاثیر داشته باشد، بر روی کیفیت آن موثر است. در مبتلایان به استئوپروز معمولا کمبود کلسیم و بالا رفتن سن منجر به کاهش فعالیت جسمانی شده و بهداشت بیمار تحت تاثیر قرار می گیرد، بنابراین تظاهرات پریودونتال با خونریزی از لثه یا ژنژیویت بروز می کند.
    کلیدواژگان: استئوپروز، استئوپنی، پریودنتیت، یائسگی
  • وحید سلطان کریمی، سید مسعود بیان زاده * صفحه 84
    زمینه و هدف

    سمان موقت ایرانی Tem Band ساخت شرکت گلچای، به عنوان جایگزین مناسبی برای سمان های موقت خارجی، بدون گذراندن آزمایشهای کیفیت در یک مرکز دانشگاهی به بازار معرفی گردیده است که لازم است تحقیقات بیشتری در خصوص این سمان انجام شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی زمان سخت شدن (setting time)، ضخامت لایه ای (film thickness)، استحکام فشاری (compressive strength)، میزان حلالیت (solubility) و میزان آرسنیک سمان موقت ایرانی Temp Band ساخت شرکت گلچای و سمان موقت خارجی Temp Bond ساخت کارخانه Kerr و مقایسه آن دو با استاندارد انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی، از هر سمان 12 نمونه تهیه گردید و آزمایشهای تعیین زمان سخت شدن، ضخامت لایه ای، استحکام فشاری، میزان حلالیت بر طبق استانداردISO 3107 و همچنین میزان آرسنیک براساس استاندارد ASTMD 6052، بر روی سمان ها انجام گرفت و میانگین آنها محاسبه شد. داده ها با استفاده از آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و P<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین زمان سخت شدن سمان ایرانی، 5 دقیقه و47 ثانیه و نمونه خارجی، 4 دقیقه و 17 ثانیه و میانگین ضخامت لایه ای سمان ایرانی 67/6 میکرون و نمونه خارجی 08/4 میکرون، بدون مشاهده اختلاف آماری معنی دار در هر دو مورد بود. استحکام فشاری سمان ایرانی، 67/5 مگاپاسکال و سمان خارجی، 5/8 مگاپاسکال بود که دارای اختلاف آماری معنی دار بودند p<0.001)). میزان حلالیت سمان ایرانی m/m 28/2% و میزان حلالیت سمان خارجی m/m 42/2% بود. نتایج به دست آمده در محدوده قابل قبول استاندارد ISO 3107 قرار داشت. میزان آرسنیک در هر دو سمان قابل مشاهده و تعیین نبود، ولی میزان سرب موجود در سمان ایرانی معادل حداکثر میزان مجاز استاندارد ASTMD 6052 بود.

    نتیجه گیری

    طبق نتایج این تحقیق امکان استفاده از هر یک از این سمان های موقت، در شرایط مختلف کلینکی تعریف شده براساس خواص فیزیکی آنها وجود دارد، ولی به منظور بررسی کاملتر سمان ایرانی، بررسی biocompatibility آن ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: زمان سخت شدن، ضخامت لایه ای، استحکام فشاری، حلالیت، آرسنیک، سمان موقت
  • حسن درریز *، بانو ایلخان صفحه 91
    زمینه و هدف

    امروزه پلیمرها جایگاه بسیار ویژه ای را در تمامی رشته های دندانپزشکی دارا می باشند. با بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی رزین ها و پیشرفتهای زیادی که در زمینه بهبود باند شیمیایی رزین به فلز صورت گرفته، رزین های لابراتواری نسل دوم، در شرایط کلینیکی خاص به عنوان ماده ترمیم انتخابی، مطرح هستند. برای بهره مندی از مزایای سیستم فلز- رزین باید این پیوند استحکام قابل قبولی در کلینیک داشته باشد، در غیر این صورت ترمیم مقاومتی در دهان نخواهد داشت. مطالعه حاضر با هدف مقایسه استحکام پیوند ماده سرومر تارجیس با دو آلیاژ noble (نقره، پالادیوم، طلا) و پایه (نیکل، کروم، بریلیوم) و نیز بررسی نقش شوک حرارتی بر روی پیوند تارجیس با آلیاژها، به صورت in vitro انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی، برای تهیه نمونه های یکسان به کمک مولد فلزی نمونه های مومی آماده شد و عملیات سیلندرگذاری و ریختگی با آلیاژها انجام گرفت. از هر آلیاژ 10 نمونه تهیه شد و اتصال تارجیس به نمونه های فلزی توسط عامل باندینگ targis link که اسید بهینه شده اسید فسفریک است، طبق توصیه کارخانه انجام گرفت. کل نمونه ها 24 ساعت در آب °C37 نگهداری شدند و نیمی از نمونه های هر آلیاژ تحت 1000 سیکل حرارتی در دو دمای 5 و 55 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. روش آزمایش برای بررسی استحکام باند، تست برشی پلانار بود. نمونه ها توسط دستگاه Instron با سرعت mm 5/0 در دقیقه تحت نیرو قرار گرفتند. سپس نیروی برشی از تقسیم نیرو بر سطح مقطع محاسبه گردید. برای مقایسه میانگین قدرت باند بین چهار گروه از آنالیز واریانس دوطرفه و برای مقایسه میانگین دو آلیاژ از آزمون t استفاده شد. برای تعیین چگونگی تداخل اثر ترموسایکلینگ و نوع آلیاژ بر قدرت باند، آزمون من ویتنی به کار برده و p<0.05 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    دو گروه آلیاژ (نجیب و پایه) بدون در نظر گرفتن شوک، اختلاف معنی دار آماری با یکدیگر نداشتند 0.136)=P)، ولی در دو گروه شوک حرارتی اختلاف معنی دار بود P=0.000)). نوع آلیاژ و عامل شوک حرارتی دارای اثر متقابل (interaction) بودند، به عبارت دیگر ترکیب آلیاژ و شوک دارای اختلاف معنی دار بود 0.003)=P). در آلیاژ نجیب اختلاف میانگین قدرت باند قبل و بعد از ترموسایکلینگ از نظر آماری معنی دار بود 0.009)=P)، ولی در آلیاژ پایه اختلاف میانگین قدرت باند قبل و بعد از ترموسایکلینگ معنی دار نبود 0.29)=P). بیشترین استحکام (09/19 مگاپاسکال) مربوط به گروه Degubond-4 قبل از ترموسایکلینگ یا شوک حرارتی بود. کمترین استحکام (21/8 مگاپاسکال) مربوط به گروه Degubond-4 بعد از شوک حرارتی بود.

    نتیجه گیری

    این مطالعه نشان داد که ترموسایکلینگ بسته به نوع آلیاژ، اثر مشخصی در کاهش قدرت باند دارد. در آلیاژ نجیب پس از ترموسایکلینگ قدرت باند کاهش قابل توجهی داشت که با توجه به یکسان بودن نوع رزین و روش آماده سازی سطح آلیاژها، این امر مربوط به خواص حرارتی و ترکیبات متفاوت دو آلیاژ از نظر توانایی تولید اکسیدهای شرکت کننده در باند می باشد.

    کلیدواژگان: استحکام باند برشی، رزین سرومر، آلیاژ پایه، آلیاژ نجیب (noble)، تارجیس
  • حمیدرضا عبدالصمدی*، شهرزاد نظری، فرشید میرمطلبی، مهدی شیرین زاد صفحه 100

    تارودنتیسم یک ناهنجاری نادر دندانی است که دندان مبتلا دارای تاج کشیده و بلند گردیده و محل انشعاب ریشه ها در جهت آپیکالی جابه جا می شود. در این مقاله یک مورد نادر از این آنومالی که به صورت دو طرفه در نمای رادیوگرافی دیده شد، معرفی گردید. در ضمن دندان مولر اول بالا سمت راست بیمار دچار پولپیت غیر قابل برگشت بود که تحت درمان کانال ریشه قرار گرفت و نحوه درمان دندان مذکور نیز ارایه شد.

    کلیدواژگان: تارودونتیسم، آنومالی، روت کانال تراپی
|
  • Mirfazaelian A., Siadat H. Page 6
    Dental portraits are predominantly used for orthodontics, orthognathic surgery and prosthetic dentistry. If these images are to be used for documentation, then the patient must be positioned in accordance with strict guidelines for further references. If the images are to be used to present an aesthetic impression of dental treatment there is more flexibility in positioning the patient. Dental photography is used to make pictures of teeth and surrounding tissues, radiographs, casts and other objects. In this section, standard principles for portrait pictures are explained.
  • Soleimani Shayesteh Y., Mohseni Salehi Monfared Sh., Eskandarion S. Page 14
    Background And Aim
    Intrabony periodontal defects are important problems in periodontology and up to now several ways have been suggested for their treatment. Treatment with enamel matrix derivatives (EMD) has been shown to enhance periodontal regeneration. There is limited information available from clinical trials regarding the performance of EMD in the treatment of periodontal intrabony defects. This study was designed to compare the clinical and radiographic effects of EMD treatment to that of open flap debridment (OFD) for two and three walled intrabony defects.
    Materials And Methods
    18 patients were included in this clinical trial which have 24 two and/ or three intrabony defects. Defects were randomly divided into two groups (test and control). Defects in test group were treated with flap surgery plus EMD and in control group with open flap debridment. At baseline and at 3 and 6 months follow up, clinical and radiographic measurements were performed. Data were analyzed using Greenhouse-Geisser test with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    At 3 and 6 months, mean probing pocket depth reduction was greater in the test group (EMD) (4.33 mm and 4.70 mm) compared to the OFD group (2.54 mm and 3.09 mm). Mean values for clinical attachment gain in the EMD group after 3 and 6 months were 4.29 mm and 4.98 mm, and in OFD group were 2.83 and 2.82 mm respectively. Radiographic bone gain measured by radiovisiography technique was greater in the EMD group compared to the OFD group (4.66 mm in EMD and 1.11 mm in OFD group after 3 months and 5.78 mm in EMD and 1.39 mm in OFD group after 6 months).
    Conclusion
    Based on the results of this study, treatment with flap surgery and EMD compared to open flap debridment, produced more favorable clinical improvements in two and three walled intrabony defects.
  • Khosravi K., Malekipour Mr., Shirani F. Page 24
    Background And Aim
    The structural rehabilitation of a pulpless tooth is critically important to ensure a successful restorative outcome following endodontic treatment. A post and core is often indicated for the retention and reinforcement of the final restoration. But, the clinical situation is significantly challenging if the root exhibits immature development or there is a thin root wall that can compromise the prognosis for a long- term successful treatment. The purpose of this in vitro study was to evaluate different methods of intraradicular reinforcement in structurally compromised roots.
    Materials And Methods
    In this experimental study, seventy two extracted intact maxillary central incisors with similar size, shape and root anatomy were selected. After root canal therapy in 60 teeth, an acrylic laboratory bur was used to thin the cervical area and simulate the thin dentinal walls of immature teeth. The preparation was performed through the palatal access and extended 5mm apical to CEJ. The remaining 12 teeth remained unprepared to serve as positive control group. Cases were randomly divided into six groups of 12 teeth each and restored as follows. In the 12 cervically unprepared teeth (positive controls) the composite resin with dentin bonding agent (DBA) was placed in access cavity and cured for 120 seconds. This technique was also applied to other groups when the access was restored with composite. In the second group, the access cavity was restored with composite only to the level of CEJ. In the third group the cervically prepared teeth were reinforced with cement resin (Enforce) and a prefabricated post was placed in 5mm apical to the CEJ. In the fourth group, the cervically prepared teeth were reinforced with composite resin and DBA by a clear plastic post. In the fifth group the cervically prepared teeth were reinforced with composite resin and dba and a cast post. In the sixth group the cervically prepared teeth were restored with composite resin and dba with a prefabricated post. All of the specimens were mounted by rubberized technique and tested in the Instron universal testing machine. The fracture loads in samples were analyzed with ANOVA and Duncan tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    Significant differences in fracture resistance were observed between the first and second groups compared with others. The highest fracture resistance values were recorded for first group while the lowest were registered for the second group. Fracture resistance of the third, fourth and fifth groups had no significant statistical differences with others and fracture resistance of sixth group was the highest with significant difference (P<0.05).
    Conclusion
    From this study, it may be concluded that the use of a dba and a composite resin in thin-walled roots reinforces the immature teeth and facilitates the use of post.
  • Alaghehmand H., Safarcherati H., Ghasemzadeh Azar F. Page 29
    Background And Aim
    Sufficient polymerization is a critical factor to obtain optimum physical properties and clinical efficacy of resin restorations. The aim of this study was to evaluate wear rates of composite resins polymerized by two different systems Light Emitting Diodes (LED) to and Halogen lamps.
    Materials And Methods
    In this laboratory study, 20 specimens of A3 Tetric Ceram composite were placed in brass molds of 2*10*10 mm dimensions and cured for 40 seconds with 1 mm distance from surface. 10 specimens were cured with LED and the other 10 were cured with Halogen unit. A device with the ability to apply force was developed in order to test the wear of composites. After storage in distilled water for 10 days, the specimens were placed in the wear testing machine. A chrome cobalt stylus with 1.12 mm diameter was applied against the specimens surfaces with a load of 2 kg. The weight of each samples before and after 5000, 10000, 20000, 40000, 80000 and 120000 cycles was measured using an electronic balance with precision of 10-4 grams. Data were analyzed using t test and paired t test. P<0.05 was considered as the limit of significance.
    Results
    Mean weight in both groups had statistically significant difference before and after all cycles (P<0.05). In halogen group 5000 and 10000 cycles led to significant difference with 40000, 80000 & 120000 cycles (P<0.05). In LED group 20000 cycles had significant difference with both 5000 and 120000 cycles (P>0.05).
    Conclusion
    Based on the results of this study, LED and halogen light curing units resulted in a similar wear rate in composite resin restorations.
  • Monzavi A., Zarati S., Jafarzadeh T., Amini Mh. Page 35
    Background And Aim
    Use of provisional restorations is one of the important phases in the treatment of patients who need fixed prosthesis. Some physical properties are required for these materials. The purpose of this study was the comparison of some physical properties of 4 kinds of resins: Trim, Tempron, Duralay (Aria Dent) and Acropars TRII.
    Materials And Methods
    In this experimental study, transverse-strength (TS), setting time (ST), polymerization shrinkage (PS) and temperature rise (TR) during polymerization were tested. In transverse strength test, 5 samples of each resin were made. TS testing was done with an Instron testing machine. ST testing (5 samples in each group) was done with Gilmore needle. In PS test, 11 cylindric samples were prepared from each resin and the shrinkage was examined with digital micrometer (up to 24 hours). In TR test, after mixing the powder and liquid of resins (8 samples in each group), the temperature rise was recorded with 10 seconds interval (up to 15 minutes). Data were analyzed with one-way ANOVA and Tukey HSD tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    In TS test, all samples of Trim were bent and no fracture was observed, while Tempron and Duralay showed no significant difference. Both Tempron and Duralay revealed high significant difference with Acropars TRII (P <0.01). In ST test, the difference between groups was significant (P<0.01). The lowest ST was observed in Acropars TRII (7 min), and the highest in Tempron (9.53 min). In PS test, significant difference was observed between Trim and Acropars TRII (P<0.01). PS was completed after 120 min in Tempron and Trim groups. However, PS continued to increase in other groups. In TR test, the difference between groups was significant (P<0.05). Duralay showed the highest TR and the lowest was seen in Trim.
    Conclusion
    In this study, Trim showed better properties than other studied groups. Acropars TRII had the lowest strength. The highest temperature rise was recorded for Duralay and Tempron, respectively.
  • Khalili M., Shojaee M. Page 45
    Background And Aim
    Oral lichen planus is a chronic mucocutaneous disease with various clinical expressions. The histopathologic features are not characteristic and may be seen in other diseases. The aim of this study was to determine the clinical and pathologic features of oral lichen planus in oral pathology department of dental school, Tehran university of medical sciences.
    Materials And Methods
    In this case series study, archive of oral pathology department from 1968 to 2002 was reviewed and cases diagnosed as lichen planus and related lesions selected. The diagnosis of oral lichen planus was confirmed by evaluation of microscopic slides. Clinical informations such as age, sex, site and duration of lesions and differential diagnosis as well as microscopic findings were recorded. Data were analyzed with SPSS software using t student, ANOVA, Chi-square and Post Hoc Tukey tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    From a total of 402 cases recorded as lichen planus and related lesions, 251 cases were confirmed for final analysis. The mean age of patients was 42 years (5 to 83 years). 50.4% of cases were men and 49.6% women. The most prevalent clinical type was the ulcerative form and the mean duration of disease was 18.4 months. Buccal mucosa was most frequently involved followed by the tongue and gingiva. A white patch, Wickham’s striae and mucosal erythema were the most prevalent clinical appearance and parakeratosis, orthokeratosis and eosinophilic band the most frequent microscopic features.
    Conclusion
    Based on the results of this study, the correlation of clinical and pathological findings in the proper diagnosis of oral lichen planus is emphasized.
  • Panjnoush M., Shirani Gh., Jozghanbari P. Page 53
    Background And Aim
    In recent years, CT scan has become available as an alternative to conventional radiography. To date, the utility of Waters view in detecting midface fractures has been rarely evaluated. The aim of this study was to compare the diagnostic accuracy and reliability of Waters radiography with CT scan in detecting midface fractures.
    Materials And Methods
    In this tests evaluation study, waters view and CT scan were performed for 42 patients with midface fracture admitted to maxillofacial surgery department of Shariati hospital. All images were observed and interpreted by an oral and maxillofacial radiologist and an oral and maxillofacial surgeon. Sensitivity, specificity and reliability for Waters view in detecting midface fractures were assessed by Cohen’s kappa test.
    Results
    Sensitivity and specificity for Waters view in detection of midface fratures by the radiologist were 31.79% and 95.35% and by the surgeon were 29.59% and 93.75% respectively. The highest reliability in CT scan and Waters view (in nasal fractures) by the radiologist was 66.67% and was 58.33% by the surgeon in buttress of zygoma. The highest agreement rate between the radiologist and the surgeon for CT scan was in zygomatic arch (78.95%) and for Waters view was in nasal fracture (62.5%).
    Conclusion
    Based on the results of this study, the specificity of Waters view is sufficient to diagnose fractures of lateral orbital wall, infraorbital rim, orbital floor, zygomatic arch, frontozygomatic suture, lateral wall of maxillary sinus and Lefort II fracture. The specificity is not sufficient to diagnose fractures of medial orbital wall and anterior, posterior and medial wall of maxillary sinus. Detection of these midface fractures needs other conventional radiographies or CT scan.
  • Tabatabaei M., Golbabaei F., Shariatei B. Page 66
    Background And Aim
    Dentists are exposed to mercury from dental amalgam in their routine occupational practice. Excess exposure to mercury is harmful and the measurement of mercury content of urine is a reliable and valid assessment of the level of mercury exposure from dental amalgam. The aim of this study was the measurement of urine mercury in dentists of Tehran and assessment of some possible related factors.
    Materials And Methods
    This cross-sectional study was performed randomly on 211 dentists in all regions in Tehran city (center, north, south, west, and east) between 1381 and 1383. Dentists were asked to give a sample of urine in the day of visit and to complete a questionnaire consisting of variables such as age, working history, handling of amalgam, environmental parameters and general health situation. Urine samples were analyzed by cold vapour atomic absorption spectrophotometry. Data were analyzed by Kruskall Walis, Kendall and Mann Whitney tests, with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    The mean of urine mercury content in Tehran dentists was 3.1 (± 3.95) which was lower than the international TLV (Threshold Limit Value). There was a significant relation between urine mercury level and working hours per day (P=0.006). This relation was observed with working hours per week too (P=0.006). In general dentists, there was a positive relation between urine mercury and age (0.008) as well as the practicing years (P=0.034). A significant relation was found between urine mercury and the number of amalgam repairs and replacements in restorative specialists (p=0.039). There was a significant relation between the number of amalgam fillings in the mouth and urine mercury in general practitioners (p=0.027). The type of amalgam (predosed capsules or bulk powder) had a significant effect on the urine mercury content (P=0.001). There was no significant relation between urine mercury and other variables of the study such as the squeezing of triturated amalgam, storage method of residual amalgam, method of storing mercury and office ventilation.
    Conclusion
    Based on the results of this study, the mean urine mercury content of dentists of Tehran was below the international TLV. The use of precapsulated amalgams had significant effect on the urine mercury. Most of the dentists were working in public or semiprivate clinics, so it is concluded that the level of general hygiene and specially mercury hygiene in these centers seems to be acceptable.
  • Khorsand A., Paknejad M., Vakili F. Page 76
    Background And Aim
    Several risk factors directly affect the development of periodontal diseases. Also some systemic diseases act indirectly as predisposing and aggrevating factors. Osteoporosis is one of these factors and one of its main causes is lack of physical activity in postmenopause period. The incidence of osteoporosis is increasing in our country. The goal of this study was to evaluate the periodontal condition of women with osteoporosis and osteopenia referred to bone densitometric division of Loghman hospital in 2003 and compare to control group.
    Materials And Methods
    In this case control study based on BMD (Bone Mineral Density) measurement of back and thigh using DEXA method, 60 patients referred to bone densitometric division of Loghman hospital, were randomly selected. Cases were divided into three groups, 20 with osteoporosis, 20 with osteopenia and 20 normal cases. Periodontal indices consisting of plaque index (PI), tooth loss (TL), gingival recession (GR), probing pocket depth (PPD) and papilla bleeding index (PBI) were evaluated by clinical and radiographic examination. Data were analyzed by Kruskall Wallis and Dunn tests with p<0.05 as the limit of significance.
    Results
    PBI, PI and TL were significantly higher in osteoporotic group than osteopenic and normal group. PPD was not different in the three groups. Due to the low prevalence of recession in our study, this parameter was not included in the statistical analysis.
    Conclusion
    It seems that osteoporosis does not increase the incidence of periodontal diseases because it affects bone quality rather than quantity. In osteoporosis calcium deficiency and increasing age lead to decreased physical activity and ultimately affect the patient's oral hygiene performance. Thus, periodontal manifestations are presented as gingival bleeding and gingivitis.
  • Soltan Karimy V., Bayanzadeh Sm. Page 84
    Background And Aim

    Iranian temporary cement, Tem Band, has been manufactured by Golchai company, and introduced to market as a suitable material but its properties have not been tested yet. The aim of this study was to investigate the setting time, film thickness, compressive strength, disintegration and arsenic content of Tem Band and Temp bond temporary cements and compare them to ISO 3107.

    Materials And Methods

    In this experimental study, 12 samples from each cement were obtained and setting time, film thickness, compressive strength, solubility and disintegration were tested according to ISO 3107. In addition, arsenic content was tested based on ASTM 6052. Data were analyzed with t-test and p<0.05 was considered as the limit of significance.

    Results

    The average setting time of Tem Band was 5 minutes and 47 seconds (4.17 minutes for Temp Bond), the average film thickness was 6.67 micrometer for Tem Band and 4.08 micrometer for Temp Bond. There was no difference between two cements regarding setting time and film thickness and for both was at the standard range. Compressive strength of Tem Band was 5.67 MPa and 8.5 MPa for Temp Bond. The difference was statistically significant but for both cements was less than standard (35 MPa). There was no significant difference regarding the solubility and disintegration tests. In both samples, the solubility and disintegration values were in standard ranges. Both cements did not contain arsenic but lead level was at the maximum standard range in Tem Band.

    Conclusion

    Considering these results, both cements are applicable to different clinical situations based on their physical properties. Studies on the biocompatibility of the Iranian cement is recommended.

  • Dorriz H., Eilkhan B. Page 91
    Background And Aim

    The improvement of the physical and chemical properties of resins as well as great advances achieved in the field of chemical bonding of resin to metal has changed the trend of restorative treatments. Today the second generation of laboratory resins have an important role in the restoration of teeth. The clinical bond strength should be reliable in order to gain successful results. In this study the shear bond strength (SBS) between targis (a ceromer) and two alloys (noble and base metal) was studied and the effect of thermocycling on the bond investigated.

    Materials And Methods

    In this experimental study, alloys samples were prepared according to the manufacturer. After sandblasting of bonding surfaces with 50µ AI2o3 Targis was bonded to the alloy using Targis I link. All of the samples were placed in 37°C water for a period of 24 hours. Then half of the samples were subjected to 1000 cycles of thermocycling at temperatures of 5°C and 55°C. Planear shear test was used to test the bond strength in the Instron machine with the speed rate of 0.5mm/min. Data were analyzed by SPSS software. Two-way analysis of variance was used to compare the bond strength among the groups. T test was used to compare the alloys. The influence of thermocycling and alloy type on bond strength was studied using Mann Whitney test. P<0.05 was considered as the limit of significance.

    Result

    The studied alloys did not differ significantly, when the samples were not thermocycled (P=0.136) but after thermocycling a significant difference was observed in SBS of resin to different alloys (P=000.1). Thermal stress and alloy type had significant interaction, with regard to shear bond strength (P=0.003). There was a significant difference in SBS before and after thermocycling in noble alloys (P=0.009), but this was not true in base metals (P=0.29). Maximum SBS (19.09 Mpa) belonged to Degubond 4, before thermocycling. Minimum SBS (8.21 Mpa) was seen in Degubond 4 after thermocycling.

    Conclusion

    The effect of thermocycling in reducing bond strength of resin to metal depends on the type of alloy. The noble metal studied is significantly affected by thermal tensions.

  • Abdolsamadi Hr., Nazari Sh., Mirmotalebi F., Shirinzad M. Page 100

    Taurodontism is a rare dental anomaly in which the involved tooth has enlarged and elongated body and pulp chamber with apical displacement of the pulpal floor. Endodontic treatment of these teeth is challenging because it requires identifying the number of root canals. A case of bilateral involvement of maxillary first molar teeth is presented. Endodontic treatment of the right maxillary first molar with taurodontism was indicated due to irreversible pulpitis. In this article, we described the procedure of root canal therapy for this case.