فهرست مطالب

حیات - سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 32، بهار 1386)
  • سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 32، بهار 1386)
  • 90 صفحه، بهای روی جلد: 8,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1386/11/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • راهنمای نویسندگان مقالات
    صفحه 3
  • مرضیه شبان، فرهاد رمضانی بدر صفحه 5
    زمینه و هدف
    تجزیه و تحلیل سؤالات فرآیندی است که کیفیت و کمیت سؤالات و کل آزمون با آن ارزیابی می شود. این مطالعه با هدف تعیین میزان تاثیر تجزیه و تحلیل سؤالات آزمون های پایان ترم بر کیفیت طراحی سؤال توسط اعضای هیات علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است.
    روش بررسی
    بررسی حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است. در این مطالعه سؤالات آزمون یکی از دروس تدریس شده توسط هر یک از اعضای هیات علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال دوم 84-83 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج همراه توصیه های آموزشی به صورت یک جزوه به هر یک از آنان ارایه شد. سپس در نیمسال اول 85-84، سؤالات طرح شده توسط همان اعضای هیات علمی تجزیه و تحلیل و با نتایج نیمسال 84-83 مقایسه گردید. از تعداد 33 نفر عضو هیات علمی 27 نفر قبل از مداخله و 21 نفر بعد از مداخله در تحقیق شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها چک لیست پنج قسمتی شامل فرم ظاهری متن سؤالات و گزینه ها، فرم ظاهری کل آزمون، روایی محتوا، سطح سؤال در حیطه شناختی و نکات اجرایی آزمون بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری t، پیرسون، اسپیرمن و آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
    یافته ها
    قبل از مداخله 1056 سؤال و بعد از مداخله 803 سؤال مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج مقایسه شد. بین شکل متن سؤالات و گزینه ها (001/0p<)، سطح سؤالات در حیطه شناختی (05/0p<)، و تحلیل گزینه های انحرافی (001/0p<) قبل و بعد از مداخله اختلاف معنادار آماری وجود داشت. اما بین ضریب دشواری و ضریب تمیز سؤالات، شکل آزمون، روایی محتوا و نکات اجرایی آزمون ها قبل و بعد از مداخله اختلاف معناداری وجود نداشت. همچنین آزمون آماری پیرسون ارتباط آماری معناداری بین متغیرهای سن (004/0=p، 535/0-=r) و سابقه کار (003/0=p، 546/0-=r) با ضریب دشواری نشان داد.
    نتیجه گیری
    مقایسه وضعیت کمی و کیفی سؤالات طراحی شده پایان ترم توسط اعضای هیات علمی دانشکده پرستاری و مامایی در دو نیمسال مقطع کارشناسی نشان داد که ارایه نتایج تجزیه و تحلیل سؤالات به همراه جزوه های آموزشی به اعضای هیات علمی در ارتقای طراحی سؤالات از جنبه های شکل متن سؤالات و گزینه ها، سطح سؤالات در حیطه شناختی و گزینه های انحرافی نقش مثبت داشته است.
    کلیدواژگان: تجزیه و تحلیل سؤالات، طراحی سؤالات، اعضای هیات علمی، پرستاری
  • محمد علی مروتی شریف آباد، نوشین روحانی تنکابنی صفحه 17
    زمینه و هدف
    دیابت شایع ترین بیماری ناشی از اختلال متابولیسم، با عوارض دراز مدت است. خودمراقبتی یکی از ارکان کنترل بیماری می باشد. بیماران دیابتی اگر منافع برنامه های خودمراقبتی را درک نمایند تبعا موانع رفتارهای خودمراقبتی ضعیف جلوه می نماید (منافع خالص) و احتمال انجام برنامه های خودمراقبتی بیشتر می شود. این پژوهش با هدف تعیین وضعیت منافع و موانع درک شده و ارتباط آن ها با رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت یزد انجام شده است.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی، بر روی 120 بیمار دیابتی مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت یزد، انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه دو قسمتی بوده، بخش اول مربوط به مشخصات فردی و بخش دوم جهت ارزیابی سازه های منافع درک شده، موانع درک شده و رفتارهای خودمراقبتی بیماران دیابتی بوده که به صورت مصاحبه ای تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
    یافته ها
    آزمودنی ها به طور متوسط 88% نمره قابل اکتساب منافع درک شده را به دست آوردند، ضمن آن که آن ها 75/25% موانع پیش بینی شده در راه انجام رفتارهای خودمراقبتی را درک کرده بودند. 79/62% بیماران رفتارهای خودمراقبتی را انجام می دادند. با افزایش طول دوره دیابت کاهش معنادار در منافع درک شده مشاهده گردید. منافع درک شده همچنین با رفتارهای خودمراقبتی همبستگی مستقیم و معنادار داشت (01/0=p). بین موانع درک شده و رفتارهای خودمراقبتی نیز همبستگی معنادار و معکوس مشاهده شد (01/0=p)، منافع خالص با رفتارهای خودمراقبتی با 01/0=p همبستگی مستقیم داشت. همچنین منافع درک شده و موانع درک شده با یکدیگر با 01/0=p همبستگی معنادار معکوس داشتند. متغیرهای منافع و موانع درک شده 2/28% از تغییرات رفتارهای خودمراقبتی را پیشگویی نمودند که موانع درک شده قدرت پیشگویی کننده قوی تری داشت.
    نتیجه گیری
    بیماران دیابتی هر چه بیشتر منافع خودمراقبتی را درک کرده باشند، بیشتر از خودمراقبت می نمایند و این ادراک در صورتی تقویت و منجر به عمل می شود که موانع انجام مراقبت دیابت تا حد امکان به حداقل برسد. لذا جهت ارتقای کیقیت زندگی این بیماران، باید در برنامه ریزی های آموزشی به این عوامل مهم توجه شود.
    کلیدواژگان: دیابت، خودمراقبتی، منانع درک شده، موانع درک شده
  • شادان پدرام رازی، شیوا سادات بصام پور، انوشیروان کاظم نژاد صفحه 29
    زمینه و هدف
    آسم یک بیماری مزمن تنفسی است که مشکل عمده بهداشتی در اغلب نقاط دنیا می باشد. کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آسم به علت درمان طولانی و حملات بیماری تحت تاثیر قرار می گیرد. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی است. نمونه ها (386 نفر) از بین بیماران مبتلا به آسم مراجعه کننده به درمانگاه ریه بیمارستان امام خمینی تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای شامل 2 بخش بود. بخش اول مربوط به مشخصات فردی و بخش دوم در مورد کیفیت زندگی بیماران بود. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه از اعتبار محتوا و برای تعیین اعتماد آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
    یافته ها
    اکثریت واحدهای مورد مطالعه زن، متاهل، بی سواد و در دامنه سنی 50-41 سال بودند. به لحاظ ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیشترین واحدهای مورد بررسی در ابعاد جسمانی، روانی و خواب و استراحت دارای کیفیت نامطلوب و در بعد اجتماعی-شغلی نسبتا مطلوب برخوردار بودند. کیفیت زندگی کلی 1/45% بیماران نسبتا مطلوب و 3/45% نامطلوب بود. بین جنس، سن، تحصیلات و درآمد با کیفیت زندگی نیز ارتباط آماری معنادار مشاهده گردید (05/0p<).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت زندگی کلی واحدهای مورد مطالعه نامطلوب و نسبتامطلوب بوده است لذا باید برای درمان و مراقبت از آن ها برنامه ریزی دقیق تری به عمل آید.
    شواژه های کلیدی: کیفیت زندگی، آسم، مراجعین به درمانگاه ریه
    زمینه و هدف
    آسم یک بیماری مزمن تنفسی است که مشکل عمده بهداشتی در اغلب نقاط دنیا می باشد. کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آسم به علت درمان طولانی و حملات بیماری تحت تاثیر قرار می گیرد. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع توصیفی است. نمونه ها (386 نفر) از بین بیماران مبتلا به آسم مراجعه کننده به درمانگاه ریه بیمارستان امام خمینی تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای شامل 2 بخش بود. بخش اول مربوط به مشخصات فردی و بخش دوم در مورد کیفیت زندگی بیماران بود. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه از اعتبار محتوا و برای تعیین اعتماد آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
    یافته ها
    اکثریت واحدهای مورد مطالعه زن، متاهل، بی سواد و در دامنه سنی 50-41 سال بودند. به لحاظ ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیشترین واحدهای مورد بررسی در ابعاد جسمانی، روانی و خواب و استراحت دارای کیفیت نامطلوب و در بعد اجتماعی-شغلی نسبتا مطلوب برخوردار بودند. کیفیت زندگی کلی 1/45% بیماران نسبتا مطلوب و 3/45% نامطلوب بود. بین جنس، سن، تحصیلات و درآمد با کیفیت زندگی نیز ارتباط آماری معنادار مشاهده گردید (05/0p<).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت زندگی کلی واحدهای مورد مطالعه نامطلوب و نسبتامطلوب بوده است لذا باید برای درمان و مراقبت از آن ها برنامه ریزی دقیق تری به عمل آید.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، آسم، مراجعین به درمانگاه ریه
  • ماندانا میرمحمدعلی ئی، زهره خاکبازان، انوشیروان کاظم نژاد، فاطمه عباس زاده صفحه 35
    زمینه و هدف
    زنان با حاملگی پرخطر با تغییراتی در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی روبرو می شوند که این تغییرات می تواند بر کیفیت زندگی و افسردگی آنان تاثیر داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر نوع حاملگی (پرخطر و طبیعی) بر کیفیت زندگی و افسردگی در زنان باردار انجام گرفته است.
    روش بررسی
    این بررسی، یک مطالعه تحلیلی از نوع مورد شاهدی است که بر روی100 نفر (50 نفر گروه مورد، 50 نفر گروه شاهد) از زنان بارداری که جهت انجام مراقبت های دوران بارداری به مراکز بهداشتی - درمانی دانشگاه علوم پزشکی کاشان مراجعه کرده بودند، انجام گرفته است. نمونه ها به صورت تصادفی انتخاب شدند، سپس با توجه به تعریف حاملگی پرخطر و حاملگی طبیعی، در یکی از دو گروه حاملگی طبیعی (گروه شاهد) و حاملگی پرخطر (گروه مورد) قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه سه قسمتی شامل مشخصات فردی، پرسشنامه فرم کوتاه (sf-36) و پرسشنامه سنجش افسردگی بک بود.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که میانگین امتیاز کسب شده کیفیت زندگی در مادران باردار با حاملگی پرخطر (83/1620/53) پایین تر از مادران باردار با حاملگی طبیعی (48/1282/62) بوده است و بین میانگین نمرات افسردگی در حاملگی طبیعی (44/58/9) با حاملگی پرخطر (15/934/15) اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین کیفیت زندگی و افسردگی در هر دو گروه مادران با حاملگی پرخطر و حاملگی طبیعی (7/0-=r) ارتباط معناداری را نشان داده است (001/0p<).
    نتیجه گیری
    کیفیت زندگی در زنان باردار با حاملگی پرخطر در مقایسه با زنان باردار با حاملگی طبیعی پایین تر است. همچنین میزان افسردگی در این زنان بیشتر از زنان باردار با حاملگی طبیعی است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، افسردگی، حاملگی
  • نگین هادی، فریبا برازنده صفحه 43
    زمینه و هدف
    امروزه به دلیل شهرنشینی، تغییر الگوی مصرف غذا و کاهش فعالیت های بدنی، زمینه برای بروز انواع بیماری های مزمن فراهم آمده است. شیوه صحیح زندگی می تواند خطر بروز بیماری های مزمن را کم کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوه زندگی پرستاران که نقش مهمی را در آموزش شیوه صحیح زندگی به گروه های مختلف مردم ایفا می کنند، صورت پذیرفته است.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مقطعی است. جامعه مورد مطالعه را پرستاران شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل می دهند. حجم نمونه 300 نفر و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. اطلاعات جمع آوری شده با بهره گیری از آزمون های آماری t، ANOVA، کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن و نرم افزار آماری SPSS ویرایش 5/11 تجزیه و تحلیل گردید و 05/0p< از نظر آماری معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان داد که 54% آزمودنی ها وضعیت تغذیه متوسط، 3/60% فعالیت فیزیکی در حد متوسط، 38% وضعیت بهداشت روان متوسط و 24% وضعیت بهداشت روان مطلوب داشته اند. 6/44% افراد در بهداشت فردی و 62% در پیشگیری از بیماری ها نمره نامطلوب گرفته اند. 3/96% از آزمودنی ها سیگار نمی کشیده اند و 7/95% از آن ها هرگز الکل مصرف نمی کردند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد پرستاران، با وجود داشتن دانش و آگاهی در زمینه انواع بیماری ها و نقش مهمی که در قبال آموزش رفتارهای صحیح به بیماران دارند، خود از شیوه زندگی مطلوبی بر خوردار نیستند.
    کلیدواژگان: شیوه زندگی، پرستاران، بیماری های مزمن غیر واگیر
  • زیبا تقی زاده، نضال آژ، عباس مهران صفحه 55
    زمینه و هدف
    شناسایی عوامل خطرساز برای زایمان زودرس و وزن کم موقع تولد که زمینه ساز بیماری ها و عوارض نوزادی است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وزن زیاد موقع تولد در نوزادان و یا حاملگی های طولانی مدت در جوامعی که مصرف بالای ماهی با اسید چرب امگا-3 دارند، مؤید اثر این اسید چرب بر افزایش رشد و وزن جنین داخل رحم و در نتیجه کاهش میزان زایمان زودرس و کم وزنی نوزادان هنگام تولد می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کوهورت از میان زنان باردار مراجعه کننده به درمانگاه های استان گیلان، تعداد 1200 نفر که دارای ویژگی های ورود به مطالعه بودند، از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و از هفته 16 بارداری به طور آزادانه وارد مطالعه شدند. اطلاعات مربوط به مصرف ماهی هر ماه و اطلاعات مربوط به سن حاملگی و وزن موقع تولد نوزاد، بعد از زایمان توسط پرسشنامه معتبر و برگه ثبت اطلاعات جمع آوری و با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در بین مادرانی که در دوران حاملگی بیش از 3 بار، 3-1 بار و کمتر از 1 بار در ماه مصرف ماهی داشتند، به ترتیب 5/94%، 91% و 5/91% آنان 37 هفته کامل بارداری را پشت سرگذاشتند. در میان نوزادان این مادران، وزن هنگام تولد بیش از 3000 گرم به ترتیب 7/75%، 7/74% و 2/71% بود. ارتباط آماری معنادار بین مصرف ماهی بیش از 3 بار در دوران بارداری با کاهش زایمان زودرس (001/0p<) و افزایش وزن هنگام تولد نوزادان (05/0p<) مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    مصرف ماهی یک عامل مؤثر جهت کاهش احتمال زایمان زودرس و وزن کم هنگام تولد محسوب می شود. لذا تدوین و ارایه برنامه های آموزشی تغذیه برای زنان باردار ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: غذاهای دریایی، زایمان زودرس، وزن کم حین تولد، اسیدهای چرب با زنجیره طولانی امگا، 3
  • منصوره علی اصغرپور، شیوا سادات بصام پور، ناصر بحرانی صفحه 63
    زمینه و هدف
    بخش های همودیالیز از مراکزی است که به علت وجود وسایل و تجهیزات پزشکی، ماشین های همودیالیز و انجام فرآیند همودیالیز متاسفانه محیط مناسبی برای شیوع عفونت های بیمارستانی می باشد. به همین دلیل مطالعه حاضر جهت بررسی نحوه به کارگیری روش های کنترل عفونت توسط کارکنان مراکز همودیالیز انجام گرفته است.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است. در این تحقیق کلیه مراکز همودیالیز بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران که 4 مرکز می باشد، بررسی گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل یک پرسشنامه سه قسمتی و همچنین 5 برگه مشاهده مربوط به مشخصات محیط فیزیکی، نحوه ضدعفونی کردن محیط، ماشین های همودیالیز و وسایل مشترک مصرفی و نحوه به کار بستن روش های محافظتی توسط کارکنان بود. اطلاعات جمع آوری شده توسط نرم افزار کامپیوتری SPSS و آمار توصیفی جهت دستیابی به اهداف پژوهش استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که به لحاظ مشخصات محیط فیزیکی، یکی از مراکز در سطح نسبتا مطلوب و سایر مراکز در سطح نامطلوب بوده اند. نحوه به کارگیری روش های ضدعفونی و پاک سازی در مورد محیط فیزیکی در 50% مراکز در سطح مطلوب و در 50% نسبتا مطلوب، در مورد سطوح و لوله های ماشین های همودیالیز کلیه مراکز در سطح مطلوب، در مورد وسایل مشترک مصرفی در بخش های همودیالیز کلیه مراکز در سطح نسبتا مطلوب و در مورد به کار بستن روش های محافظتی توسط کارکنان، 25% مراکز در سطح نسبتا مطلوب و 75% دیگر در سطح نامطلوب بوده اند.
    نتیجه گیری
    به طور کلی یافته های پژوهش نشان می دهد که نحوه به کارگیری روش های کنترل عفونت توسط کارکنان مراکز همودیالیز چندان مطلوب نیست.
    کلیدواژگان: کنترل عفونت، روش های محافظتی، مراکز همودیالیز
  • شهناز گلیان تهرانی، زهرا منجمد، عباس مهران، لیلا هاشمی نسب صفحه 73
    زمینه و هدف
    شرایط کاری در بعضی از حرفه ها به ویژه ارایه دهندگان مراقبت های بهداشتی به گونه ای است که روزانه در محل کار با عوامل استرس زای زیادی مواجه می شوند. این استرس می تواند تاثیرات ناگواری بر وضعیت سلامت روانی آن ها داشته باشد. با توجه به مشکلات حرفه ای خاص رشته مامایی این مطالعه با هدف تعیین وضعیت سلامت روانی ماماهای شاغل در بیمارستان های دولتی شهر تهران و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی انجام شد. جهت انجام پژوهش کلیه ماماهای واجد شرایط شاغل در بیمارستان های دولتی شهر تهران (370 نفر) که مایل به شرکت در پژوهش بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد GHQ-12 بود. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری 2 و نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که 1/35% واحدهای مورد پژوهش از سلامت روانی مطلوب برخوردار نیستند. وضعیت سلامت روانی ماماها با سطح تحصیلات (001/0p<)، وضعیت اقتصادی (04/0=p)، وضعیت تاهل (001/0p<) و نوبت کاری (02/0=p) آنان ارتباط معنادار داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه مبنی بر بالا بودن میزان اختلالات روانی در جامعه مورد پژوهش انجام مطالعات تکمیلی به منظور شناسایی عوامل شغلی مرتبط با این پدیده و اقدام در جهت رفع آن ها، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: ماما، وضعیت سلامت روانی، عوامل مرتبط
  • صفحه 81
|
  • Shaban M., Ramezani Badr F. Page 5
    Background and Aim
    Item analysis is a process in which both test items (questions) and student's answers are examined in order to assess the quality and quantity of the items and test as a whole. The purpose of this study was to investigate the effect of analysis of multiple choice test items of summative exams on quality of the test design by faculty members of Tehran Nursing and Midwifery School. Methods & Materials: A quasi experimental method (pre-test and post-test) without control group was used in this study. After a pilot study, 33 nursing faculty members of school of nursing and midwifery at Tehran University of Medical Sciences were chosen through census sampling. Then one of their exams designed in the second semester (83-84) were chosen to be analyzed. The analysis results were reported to the faculty members. Then their designed tests for the next semester were analyzed again. The analysis was carried out using a checklist which included item structure, whole structure of exam, content validity, and levels of thinking skills reflected in questions and criteria for holding an exam. Moreover, for the quantitative analysis of questions, item difficulty and discrimination index were calculated. Item distracter analysis was examined by calculating the percentage of examinees who selected incorrect alternatives. Integrated t-test, Pearson and Spearman correlation coefficients, and Fisher's exact test were used for the statistical analysis.
    Results
    1056 questions before presenting the feedback and 803 questions at the end were analyzed and then the results were compared. According to the results, there was a significant difference between before and after intervention in variables item structure (P<0.001), levels of thinking skills (P<0.05), and item distracter analysis (P<0.001).While there was not significant difference between item difficulty, discrimination index, whole structure of exam, content validity, and criteria that should be considered on holding of an exam. Although, Pearson correlation coefficient showed that variables such as age (r=-0.535, P=0.004), and years of services (r=-0.546, P=0.003) with difficulty index were statistically significant.
    Conclusion
    The results emphasized that item analysis, providing feedback to the faculty members and offering educational booklets to assist them were effective means on improving some qualitative and quantitative items analysis measures.
  • Morowatisharifabad Ma, Rouhani Tonekaboni N. Page 17
    Background and Aim
    Diabetes is the most common disease due to metabolism disorder with long term complications. Self-care is a basic factor in control of the disease. If diabetic patients perceive the benefits of self-care behaviors, then the perceived barriers will decrease(net benefit) and the likelihood of engaging in self-care behaviors will increase. This study was carried out with the aim of determining perceived benefits/barriers to self-care behaviors and it's relation with practicing self-care behaviors among diabetic patients referred to Yazd diabetes research center.Methods & Materials: This is a cross-sectional study. Study subjects (n=120) were selected among patients referred to Yazd diabetes research center. Data were collected using a two-section questionnaire. The first section was to assess demographic characteristics of the subjects and the second section was to assess perceived benefits and barriers and self care behaviors constructs.
    Results
    Perceived benefits score among the patients was 88 per cent and perceived barriers score was 27.75 per cent. Self-care behavior was done by 62.79 per cent of the patients. There was a significant relationship between perceived benefits and diabetes duration. Perceived benefits was also positively correlated with self care behaviors (P=0.01). There was also a negative correlation between perceived barriers and self-care behaviors (P=0.01). Net benefit also had a direct correlation with self-care behavior with P=0.01. Perceived benefits and perceived barriers also had a negative correlation with each other with P=0.01. Perceived benefits and barriers accounted for 28.2 percent variance of self-care behaviors.
    Conclusion
    Perceiving benefits of self-care behaviors by diabetic patients will cause an increase on practicing self-care behaviors and this will be more possible if the barriers to self-care behaviors be minimized. Therefore, for promotion of diabetic patient's quality of life, attention to these important factors is recommended.
  • Pedram Razi Sh, Bassampour Sh, Kazemnejad A. Page 29
    Background and Aim
    Asthma, as a chronic respiratory disease, is a major health problem worldwide. The quality of life of asthmatic patients is affected by long-term treatment and continuous episodes of asthmatic attacks. The aim of this study is to assess the quality of life in asthmatic patients.Methods & Materials: This descriptive study carried out among randomly selected asthmatic patients (n=386) referred to lung clinic in Imam Khomeini hospital, Tehran. Data were collected using a two-section questionnaire. The first section was to assess demographic characteristics of the subjects and the second section was to assess the quality of life. Validity of the questionnaire was evaluated using content validity and reliability was determined using a-kronbach.
    Results
    The results showed that the majority of subjects were female, married, illiterate, and in the 41-50 age group. 45.1 per cent of study subjects had relatively appropriate quality of life. Quality of life in 45.3 per cent of the patients was inappropriate. There were significant statistical relationship between sex, age, education, economic status and quality of life (P<0.05).
    Conclusion
    According to the findings, in general, quality of life was inappropriate and relatively appropriate. So comprehensive programs for treatment and care of these patients should be planned.
  • Mirmohammadali M., Khakbazan Z., Kazemnejad A., Abbaszadeh F. Page 35
    Background and Aim
    Women with high risk pregnancy experience changes in their personal, family, and social life that affect their quality of life and mental status. The aim of this study was to determine the effect of type of pregnancy (normal or high risk) on quality of life and depression levels in pregnant women.Methods & Materials: In this case-control study, a total of 100 women (50 women with normal pregnancies and 50 women with high risk pregnancies) who referred to the prenatal clinics of Kashan Medical University were studied. Subjects were randomly selected and then allocated in the normal (control) or high risk (case) groups. Data were gathered using a three-part questionnaire that included demographic characteristics, the Short Form 36 Health Survey (SF-36) to assess the quality of life, and the Beck Depression Inventory (BDI) to assess the levels of depressive symptoms.
    Results
    In this study, the results revealed that the mean score of the quality of life was lower in the women with high risk pregnancy (53/20±16/83) in comparison with the women with normal pregnancy (62/18 12/48). The mean of the BDI scores in high risk pregnancies (15/34±9/15) were significantly higher than in normal pregnancies (9/8±5/44). Depression has strong negative correlation with quality of life in both women with high risk and normal pregnancies (P<0.001).
    Conclusion
    To sum up, it is very important to identify women that are at risk and help them to promote their quality of life.
  • Hadi N., Barazandeh F. Page 43
    Background and Aim
    Due to increasing urbanization, diet changes, and sedentary lifestyle in today's world, the incidence of certain chronic diseases is dramatically increased. This study is designed to investigate the lifestyle of nurses as individuals that play an important role in educating healthy lifestyle in different groups of people.Methods & Materials: This cross-sectional study was carried out on 300 nurses working in Shiraz University Hospitals as study group. Subjects were selected through stratified random sampling by means of a questionnaire including different questions about lifestyle. The statistical tests of the 11.5 version of SPSS software were used for data analysis; these tests included t-test, One-Way ANOVA test, Kruskal Wallis H-test and Spearman correlation. P-Value was considered statistically significant at >0.05.
    Results
    Research analysis showed that 54% of the study group had average conditions in their diet, 60.3% had moderate physical activity and 76% had intermediate and poor conditions in mental health. 44.6% of individuals had got poor grades in personal health care and 62% had got poor grades in disease prevention activities. 96.3 per cent of nurses did not smoke and 95.7 per cent of individuals did not ever consume alcohol.
    Conclusion
    According to the results of this study, nurses, in spite of being educated and having important role in patient's education, do not have desirable lifestyle
  • Taghizadeh Z., Ajh N., Mehran A. Page 55
    Background and Aim
    It is important to identify modifiable causes of preterm delivery and low birth weight; which are strong predictors of infant's later health status and survival. Research findings show that there are less low birth weight and preterm labors in the communities that have high intake of sea food. Consumption of Sea foods rich in w3 fatty acid can increase birth weight by prolonging gestation and reduce the risk of occurrence of preterm delivery.Methods & Materials: In this prospective cohort study, samples (n=1200) were selected among pregnant women with different pattern of seafood intake at 16th week of pregnancy receiving routine antenatal care in Gilan prenatal clinics. Subjects were selected by random sampling method. Women who had risk factors for preterm delivery or fish allergy were excluded. During 2004-2005 the pregnant women were visited monthly to determine their dietary habits (seafood intake). Infant's weight and mother's gestational age were determined at the time of delivery. Data were collected by means of a validated self-determined questionnaire and a check- list. Statistical analysis was carried out using SPSS statistical software package.
    Results
    Results showed that the per cent of term delivery (more than 37 gestational weeks) in women with more than 3 times, 1-3 times, and less than once sea food intake in a day is respectively 94.5%, 91%, and 91.5%. Moreover, birth weights more than 3000 gram in the neonates of these women were respectively 75.7%, 74.7%, and 71.2%. There was significant relationship between more than 3 times consumption of sea food in a month with gestational age (P<0.001) and birth weight (P<0.05).
    Conclusion
    Sea food consumption is effective in decreasing preterm delivery and low birth weight. Related nutritional educational programs for pregnant women are
  • Aliasgharpoor M., Bassampoor Sh, Bahrani N. Page 63
    Background and Aim
    Hemodialysis centers are highly susceptible to nasocomial infections due to application of hemodialysis machines, medical equipment, and invasive techniques and devices. This research was carried out in order to evaluate methods of infection control using by staff of hemodialysis centers.Methods & Materials: In this descriptive study, all hemodialysis units in hospitals of Tehran University of Medical Sciences (n=4) were studied. Data were gathered using a 3-section questionnaire as well as five series of check-lists that were designed to evaluate physical characteristics of the units, methods of disinfection processes of the units, hemodialysis machines, and common equipment, and finally precaution measurements using by the staff. Data were described using SPSS statistical software.
    Results
    Research findings showed that just one of the study units was appropriate regarding physical characteristics of the units. Method of disinfection of hemodialysis centers was appropriate in 50 per cent of the study units and it was relatively appropriate in the rest. Disinfection of hemodialysis machines was appropriate in all units. Regarding disinfection of the shared equipment, all units were relatively appropriate. In 25 per cent of the units, staff had relatively appropriate precaution measurements and the rest (75 per cent) had inappropriate measurements.
    Conclusion
    Results showed that the methods of infection control using by the staff of hemodialysis centers in hospitals of Tehran University of Medical Sciences were not appropriate.
  • Golyan Tehrani Sh, Monjamed Z., Mehran A., Hasheminasab L. Page 73
    Background and Aim
    Working conditions in some professions particularly among health care providers result in exposure to various stressors in daily work life that can affect mental health status. Regarding specific conditions that midwives encountered in their workplace, this study investigates mental health status among midwives working in Tehran's public hospitals and its related factors.Methods & Materials: In this cross-sectional study all midwives working in Tehran's public hospitals who had inclusion criteria (n=370) were studied. Data were gathered using GHQ-12 questionnaire and then were analyzed using chi-square statistical test.
    Results
    The results showed that 35.1% of subjects had not good mental health. Midwive's mental health was significantly related to their educational level (P<0.001), economic statue (P=0.04), marriage status (P<0.001) and shift work (P=0.02).
    Conclusion
    Regarding high prevalence of poor mental health status among midwives, it is recommended to investigate related occupational factors in order to improve working conditions of midwives working in hospitals