فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 31 (بهار 1386)
  • پیاپی 31 (بهار 1386)
  • 146 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1386/12/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • الماس تاجریان صفحه 7
    نقد فمینیستی یا زن مدارانه با بیشینه ای سی و پنج ساله، یکی از روش های معتبر نقد ادبی معاصر است که هدف آن اعتراض به نحوه ارائه شخصیت های زن در ادبیات، به ویژه ادبیات داستانی است.شخصیت زن در آثار نویسندگان مرد معمولا متناسب با فرهنگ مرد سالارانه از الگوهای کلیشه ای پیروی می کند که نمایش دهنده برداشت ها و انتظارات نویسنده از جنس زن است و او را به صورت موجودی تابع و در حاشیه نشان می دهد. شخصیت های زن در داستان های بیژن نجدی در چند محور قابل بررسی است: 1- اصلی یا فرعی بودن آنها در داستان. 2- جامع یا ساده و ایستا یا پویا بودن. 3- نقشی که این اشخاص در داستان و روند شکل گیری حوادث دارند و تاثیر مثبت یا منفی که بر رویدادها، اشخاص و نتیجه داستان می گذارند. علی رغم برجستگی های داستان نجدی به لحاظ ساختار و زبان، در این گفتار از بررسی ساختار، سبک، مضمون و سایر عناصر داستان پرهیز شده و اشاره ای مختصر به موضوع و مضمونن در حد ضرورت و در راستای هدف نقد است. 10 داستان از مجموع 30 داستان کوتاه و کامل به جا مانده از نجدی بررسی شده است.
    کلیدواژگان: فمینیسم، شخصیت پردازی، نقد فمینیستی، بیژن نجدی
  • دکتر مریم حیدری صفحه 24
    شعر، فقط وسیله ابراز تخیل و احساسات شخصی محسوب نمی شود؛ بلکه این قابلیت را دارد که وظایف گوناگونی برعهده بگیرد. از جمله این وظایف، روایت کردن داستان است. غزل، در شکل سنتی خود، فرزند قصیده است؛ اما به مرور از قصیده جدا شده و ساختار ویژه خود را یافته است. غزل سنتی، به لحاظ صورت، گسسته نماست؛ یعنی پیوند مستحکمی میان ابیات ندارد؛ اما غزل روایی از هندسه خاص و مستحکمی پیروی می کند: مقدمه، تنه و نتیجه گیری. در این مقاله ضمن توضیح و تبین ساختار غزل روایی، غزلی از عطار با این رویکرد، تحلیل می شود.
    کلیدواژگان: شعر، غزل، غزل روایی، روایت، کارکرد شعری، ساختار
  • فرزاد قائمی صفحه 39
    اعتقاد به وجود جهانی مثالی که پیش از خلق دنیای مادی موجود بوده است، اگر چه بیشتر به افلاطون و نظریه عالم مثلی او منسوب می شود، ریشه در اندیشه های زرتشت و اعتقاد به جهان فروشی دارد. این باور در اندیشه فلاسفه و عرفای اسلامی نیز رسوخ کرده، از آن به «اعیان ثابته»، «عالم مثل معلقه» و... تعبیر شده است. چنین تفسیری از وجود دو گانه (جهان «مثالی و عالم»سایه«)، در اندیشه و جهان بینی مولانا نیز به روشنی قابل مشاهده است. در اندیشه یونگ نیز وجود»کهن الگو«ها را در گنجینه جهانی ماورای ادراک مادی (»ناخود آگاه جمعی«)، می توان تفسیر جدیدی از همان صورتهای مثالی و عالم مثلی و شکل علمی و انسان شناسانه ای از آن تفکر کهن فلسفی دانست؛ همه ی این نظریه ها بر پایه صدور معقول در محسوس و نزول از وحدت به کثرت و نظام سلسله مراتبی استوار است. چنین دیدگاه هایی وقتی به تبلور ادبی می انجامند، شکلی از ادبیات تمثیلی یا رمزی را به وجود می آورند که درون مایه ای دوگانه به اثر می بخشد (»ممثل به«ملموس و»ممثل«مجرد). این جستار،ضمن مقایسه این اندیشه ها در آرای زرتشت، افلاطون، مولانا و یونگ (با تاکید بر آثار و افکار مولانا) و سیری در تحول و ارتباط ماهوی این اندیشه ها از دیدگاهی تطبیقی، به بررسی نمودهای چنین فلسفه ای در آثار و مکتب های ادبی می پردازد که در ارتباط سمبولیسم غربی و ایده آلیسم افلاطونی، ادبیات تمثیلی مولانا در مثنوی و قرائت های یونگ از اصالت خلاقیت ناخود آگاه و ادبیات رمزی متجلی شده است.
    کلیدواژگان: مثنوی، زرتشت، جهان مثالی، تمثیل، فروشی، مکتب زرتشت
  • دکتر محمدکاظم کهدویی، دکتر سیدکاظم موسوی، فاطمه همایون صفحه 62
    نیست انگاری هدایت، از جمله مقولاتی است که بارها مورد توجه پژوهشگران ادبیات معاصر قرار گرفته است؛ اما آنچه در این مقاله بدان پرداخته شد، مقایسه مراحل ششگانه نیست انگاری نیچه با نحوه نگرش و اندیشه هدایت خواهد بود. نیچه در بیان مراحل نیست انگاری، داستان خطای بشر را در شش مرحله بیان می کند. با اندکی دقت در «بوف کور» هدایت، می توان تمامی این مراحل ششگانه را در این اثر نیز مشاهده کرد. او نیز همچون نیجه از اعتقاد به یک حقیقت مطلق و ذهنی آغاز می کند؛ پا به پای او که در هیئت پیرمرد قوزی در داستان ظاهر شده است، مراحل مختلفی را طی می کند و آن گونه که نیچه بیان کرده است، قصد دارد از تاریکی وهم به سوی روشنایی خرد پیش آید؛ اما آنچه اهمیت دارد این است که هدایت بر خلاف نیچه، در نهایت- حتی پس از طی این مراحل نیز- خود را اسیر دنیای مه آلودی می بیند که از آن سوی آن کاملا ناآگاه است و آنچه در انتهای مرحله آخر از مراحل ششگانه برای نیچه تحقق می یابد، هیچ گاه برای او صورت واقعی و عملی پیدا نمی کند.
    کلیدواژگان: نیست انگاری، نیچه هدایت، پیرمرد خنزر پنزری، داستان یک خطا
  • دکتر فاطمه مدرسی، ساحره حقی صفحه 87
    آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، ارکان زیبا شناسی در دو مجموعه شعری م. سرشک است. باید توجه داشت که وحدت و تناسب و توازن در تصویر آفرینی های سرشک نقش عمده ای ایفا می کنند. در حوزه زبانی خاصه در قسمت واژگانی و نحوی، ارکان و اصول علم زیبا شناسی برجستگی و زیبایی خاصی به اشعارش بخشیده است. این ویژگی ها به صورت کامل و منسجم در تمامی اشعارش به ویژه در هزاره ی دوم آهوی کوهی خود را به خوبی نمایان می سازد. در این مجموعه نمی توان شعری یافت که از انسجام و استحکام برخوردار نباشد. از آنجایی که سرشک آشنایی کاملی با اصول زیبایی شناسی دارد، تمام ویژگی های زیبا شناسی در اشعارش بارز و آشکار است.
    کلیدواژگان: زیباشناسی، وحدت، تناسب، توازن
  • دکتر معصومه موسایی صفحه 108
    در این مقاله، نگارنده بر آن است که شخصیت «بانو گشسب» در منظومه «بانو گشسب نامه» با «آرتمیس» خدا بانوی یونانی، مطابقت دارد و از این رو می توان گفت: رواج اساطیر یونانی از جمله اسطوره آرتمیس، در منطقه ای که سراینده «بانو گشسب نامه» می زیسته، در شکل گیری چنین داستانی، تاثیر به سزایی داشته است.
    کلیدواژگان: بانوگشسب، بانو گشسب نامه، آرتمیس، اسطوره، اساطیر ایرانی، اساطیر یونانی
  • دکتر شهناز ولی پور هفشجانی صفحه 122
    جورج لوکاچ منتقد و نظریه پرداز بزرگ نقد مارکسیستی با تاکید بر فرم و شکل اثر ادبی در مقابل محتوای آن، مارکسیسم عامیانه را که بیش از هر چیز به محتوای اثر توجه می کرد، مورد انتقاد قرار داد و از سوی دیگر با تاکید بر بر اینکه هنر باید از زندگی برخاسته و محتوای انسانی داشته باشد، فرمالیسم را رد کرد. از جملات کلیدی اوست که: «هنر از زندگی بر می خیزد و خلاقانه آن را باز می کند.» دخالت ذهن خلاق نویسنده در باز آفرینی واقعیات زندگی، بیان کننده این نکته است که از نظر جورج لوکاچ، ناتورالیسم که به گزارش صرف واقعیت، بسنده می کند؛ رفتاری منفعلانه با زندگی دارد. لوکاچ هم چنین مدرنیسم را نقد کرد؛ زیرا در این نوع متون، واقعیت به شکل تکه تکه عرضه می شود و شخصیت ها بیمارگونه و بریده از دنیا هستند. حال آنکه از نظر او، رمان رئالیستی باید یک کل منسجم با شخصیت هایی نمونه وار (تیپیک) باشد که زندگی و مسائل خاص آنان، مسائل عام و اساسی بشریت را آشکار کند. این دیدگاه از دو جنبه نقد شده است: یکی از این لحاظ که او الگویی خاص برای رئالیسم عرضه می کند و معتقد است که هر چه جز این باشد، اثری رئال نیست و دوم، از این جنبه که نویسنده را ملزم و متعهد می کند چشم انداز آینده بشر را بر اساس تحولات هر عصر ارائه کند. لوکاچ هم چنین اولین کسی بود که بحث ساختارها را مطرح کرد و بعدها گلدمن در ساخت و پرداخت نظریه «ساختگرای تکوینی» از آن سود برد. به عقیده لوکاچ رابطه ادبیات و جامعه نه در محتوا، بلکه در ساختارهاست؛ یعنی میان ساختارهای اثر ادبی و ساختارهای ذهنی یک جامعه که شکل دهنده آگاهی جمعی جامعه است، رابطه ای وجود دارد و ادبیات باید با ارائه چشم اندازی برای آینده بشر، این آگاهی جمعی را از حالت «ناخودآگاه» به حالت «خودآگاه» برساند.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی ادبیات، نقد مارکسیستی، فرم، محتوا، واقعیات اجتماعی، رئالیسم، ایدئوژی، آگاهی طبقاتی، ساختارهای ذهنی، ساختارهای ادبی، شی وارگی، آگاهی جمعی، سرمایه داری
|
  • Almas Tajerian Page 7
    Feministic criticism is one of the standard contemporary approaches that opposes to the way that female characters are presented in the literature. A female character in the works of male writers usually conforms to the views of a male-dominant culture, which follows the stereotypical molds in which the character is analyzed, and indicates that the author's expecta• tions of the. character are usually minimal and secondary to the dominant male. Female characters in Bijan Najdi's stories could be explored by the following perspectives: (1) Their major or minor role in the stories. (2) their simple/ sophisticated or static/ dynamic roles (3) The effect of their. role in the formation of events in the story. on these grounds, stories of the collection of his 30 short stories are briefly criticized.
    Keywords: Feminism, personification, Feministic Criticism, Bijan Najdi
  • Maryam Heydari Page 24
    The poetry is considered not only the means of expressing imagination and personal feelings but also has the capacity of undertaking diversified functions. One of these functions is the narration of the story. The lyric as a poetic form is an issue of the elegy but with the passage of time being de• tached from elegy has got the special structure. Traditional lyric seems dis• connected in its form as it lacks a strong connection among the verses but narrative lyric follows a specific structure and form. The article "Analysis of the structure and form of narration in the Persian lyric" is composed of three parts: preface, body and conclusion of the article. By explaining and elaborating the structure and form of the narrative lyric, a lyric of Attar is analyzed in this context.
    Keywords: poetry, lyric, narrative lyric, narration. poctic function, Structure
  • Farzad Ghaemi Page 39
    The belief that Idealistic world has existed before material world, has been frequently attributed to Plato. However its origin dates back to Zoroaster ideology about Fravashi world. This theory influenced on the thoughts of Islamic philosophers and mystics as Rumi. In the theory of Jung, archetypes existence in Collective Unconscious can be a new interpre• tation or anthropological and psychological form of that ancient theory. These theories in literature, form the allegorical or symbolic literary structure which give such works a lwo-fold content. In this paper, the theories of Zoroaster, Plato, Rumi and Jung were compared (with especial reference to Rumi thought). and connections between these philosophies and literature and its samples in the literary works will be explored.
    Keywords: Masnavi, Zoroaster, Idealistic world, allegory (parable), Fravashi, Zoroastrianism
  • Mohammad Kazem Kehdoui, Fatemeh Homayoun Page 62
    The way Nihilism is portrayed in Hedayat's works has regularly been stud• ied by researchers in literature. This paper tries to look at the six stays of Nihilism as portrayed by Nietzsche and the compare them to the style used the story of Human Mistake to depict Nihilism. By careful reading of "Buof-e koor", one realizes that the six phase Nihilism as stated by Nietzsche is Present in Hedayat's work. Hedayat has tried to portray the six phase Nihilism in the character of shabby old man ("pirmard-e xenzer penzerii"): Authore of "bouf-e koor" follows this old man to come out of the end of the story and to reach wisdom; the only difference is that in the end, contrary to Nietzsche, Hedayat is still engulfed in a mystic and misty world, whose fate and entity is a mystery to him. He is not as accomplished as Nietzsche in any of the sixth steps and his Nihilism never becomes practical.
    Keywords: Nihilism, Hedayat, Nietzsch, The story of a mistake, the old man. (xenzer penzeri)
  • Fatemeh Modarresi, Sahereh Haghi Page 87
    What in this research are studies are aesthetics elements in two collections of M.Sereshk's poems. It should be noticed that unity, proportion and equilibrium have main role in image creation of sereshk. In verbal part specially in word and grammar elements and basis of aesthetics science exempt special embossment to his poet, in this case his poet has been never gone out of this range. This par ticular appear perfect in all of his poets especially in"hezarcye dovvome ahooye koohi". In this collection can not find a poet has solidity. From where since sereshk has perfect acquaintance with aesthetics basis all aes thetics basis in his poets is evident.
    Keywords: aesthetic, unity, proportion, equilibrium
  • Masoumeh Musai Page 108
    This article aisms to demonstrate that the character of "Banugosasb" is identical to Artemis, the Greek goddess. Hence, it could be argued that the spread of Greek mythology in the poet's region has had a great impact on the nature of this story.
    Keywords: Banu gosasb, Banu gosasb nameh, Artemis, Myth, Iranian mythology, Greek mythology
  • Shanaz Valipour Page 122
    Georges Lokacs, the great critic and theoretician ofthe Marxist Criticism, with emphasizing the form of literary work,criticized the Trite Marxist which stresses the content of literary work.On the other hand,by emphasizing that the art must originate from life and have human content,he rejected For• malism.He says that art originates from life and reconstrncts it creatively. The intervention of the creative mind of the author in reconstructing the! ife realities refers to this point that,for Lokacs, Naturalism which reports the mere realities,has a passive response towards life.He also criticized Modernism.According to him,in this kind of novel,the reality is repre• sented piece by piecc,the characters are problematic and separate from the world.For him,the realist novel must be a coherent whole with typical characters whose life and specific problems display their specific and fun• damental problems of humanity.He was the first to talk about "strnctures". Later,Goldman bcnefittcd from them in developing "The Genetic Strnctur• alism".For Lokacs.the relationship between Literature and Society exists not in content but in strucfures.N amely,there is a relationship between the literary work structures and the mental strnctures of a society,which forms the society's Collective Conscience.
    Keywords: The Sociology of Literature.Marxism Criticism, Form, Content.Social realities, Class Conscience, Mental. Structures.Litcrary Stru ctures, Reification, Collective Conscience, Capitalism