فهرست مطالب

  • پیاپی 22 (زمستان 1385)
  • تاریخ انتشار: 1385/10/11
  • تعداد عناوین: 14
|
  • جواد آقازاده، مژگان لطفی صفحه 339
    زمینه و هدف
    درک (دریافت) و ادراک (احساس) دو جزء هر تجربه حسی هستند. دریافت حسی (sensory reception)جریان اطلاعات درباره محیط داخلی یا خارجی از راه حسی است. انسان ها از طریق دریافت و سازمان بندی تحریکات حسی، خود را از محیط پیرامون آگاه می سازند این ادراک و سازمان بندی تحریکات، ادراک حسی نامیده می شود. هنگامی که مددجویی در یک موسسه مراقبت بهداشتی پذیرفته می شود با محرک هایی که از نظر کمیت و کیفیت نسبت به محرک های آموخته شده قبلی متفاوتند روبرو می شود و همین امر منجر به ایجاد تغییرات حسی در وی می گردد. بیماری که در بخش ICU بستری می شود از یک سو به دلیل شرایط بحرانی و از سوی دیگر به علت اقدامات درمانی پیچیده ای که روی او صورت می گیرد، در معرض گرانباری و یا محرومیت حسی است. این مطالعه با هدف تعیین تجارب حسی بیماران بستری در ICU انجام گرفت.
    روش کار
    این بررسی یک مطالعه توصیفی است. حجم نمونه 45 نفر و نمونه گیری به روش تصادفی ساده صورت گرفت. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ای مشتمل بر 3 بخش استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داده که واحدهای مورد پژوهش در بیش از 80% موارد به هیچ وجه، خیلی کم و یا فقط در بعضی موارد دریافت حسی ناخوشایند را تجربه کرده بودند (فاقد گرانباری حسی). اما بررسی واکنش های عاطفی نشان داد که 39/8% درد، 18/5% اضطراب، 12% ترس، 7/4% خشم و عصبانیت و 9/0% احساس نفرت را تجربه کرده بودند که به نظر می رسد احتمالا به دلیل محرومیت حسی ناشی از کمبود ملاقات با خانواده و کمبود آگاهی در مورد بیماری باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه حاضر بیماران در ICU واکنش های عاطفی ناخوشایند متعددی را تجربه می کنند. جهت به حداقل رساندن این تجارب آموزش به بیمار و افزایش زمان ملاقات پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: تجارب حسی، بیماران مراقبت های ویژه، گرانباری حسی، محرومیت حسی
  • مسعود انتظاری اصل، دکتراحد اعظمی، فیروز امانی، سولماز خراسانی صفحه 345
    زمینه و هدف
    اکثر افرادی که نیاز به ترانسفوزیون خون و فرآورده های خونی پیدا می کنند، بیماران بدحالی هستند که به دلیل خونریزی، آنمی ناشی از بیماری مزمن، اختلالات انعقادی، مشکلات پلاکتی و سایر موارد مشابه مورد درمان قرار می گیرند با توجه به مشکلات و هزینه بالای تامین خون سالم و همچنین عوارض متعدد ناشی از ترانسفوزیون خون و فرآورده های خونی لازم است که تجویز فرآورده های مذکور براساس معیارهای علمی و فقط در صورت ضرورت انجام گیرد. مطالعه حاضر برای بررسی موارد ترانسفوزیون انجام گرفته در یک بیمارستان جراحی و سوختگی و تشخیص موارد غیرضروری ترانسفوزیون در یک مقطع شش ماهه صورت گرفته است.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی برروی150 نفر از بیمارانی که در نیمه اول سال 1382 در بیمارستان فاطمی اردبیل مورد تجویز خون و فرآورده های خونی قرار گرفته بودند، انجام گرفته و بر اساس وضعیت بالینی و معیارهای آزمایشگاهی و شواهد موجود در پرونده بیماران و بر مبنای استانداردهای موجود در منابع علمی در مورد ضروری یا غیرضروری بودن ترانسفوزیون آنان تقسیم بندی صورت گرفته است. اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از بین 150 بیماری که تحت ترانسفوزیون قرار گرفته بودند 46 مورد (25/7%) خون کامل، 92 مورد (51/4%) گلبول متراکم، 36 مورد(20/1%) FFP (Fresh Frozen Plasma) و 5 مورد (2/3%) پلاکت دریافت کرده بودند. محل ترانسفوزیون در 60 مورد (40%) بخش مراقب های ویژه، 31 مورد (20/7%) بخش جراحی، 28 مورد (18/7%) اتاق عمل، 11 مورد(7/3%) بخش ارتوپدی، 10 مورد(6/7%) بخش سوختگی و 9 مورد(6%) بخش اورژانس بود. از نظر سنی، بالاترین میزان در گروه سنی40 20 سال(32/7%)بوده و از نظر جنسی (67/3%) بیماران مذکر بودند. از نظر ضرورت ترانسفوزیون، با توجه به معیارهای علمی26/08% بیماران در گروه خون کامل، 30/44% در گروه گلبول قرمز، 47/22% در گروه FFP و 80% در گروه پلاکت دریافت غیرضروری داشته اند.
    نتیجه گیری
    با توجه به هزینه بالای تهیه خون سالم و فرآورده های خونی و نیز نظربه مشکلات متعددی که می تواند پس از ترانسفوزیون خون و فراورده های خونی در بیمار ایجاد شود، تجویز این فرآورده ها در بیماران باید با دقت بیشتر و بر اساس معیارهای مشخص علمی انجام گیرد. درصد بالای موارد غیرضروری تجویز خون و فرآورده های خونی در مطالعه حاضر نیاز به توجه بیشتر در این زمینه را ضروری می سازد.
    کلیدواژگان: ترانسفوزیون خون، فرآورده های خونی، خون کامل، گلبول متراکم، پلاسمای منجمد تازه
  • یوسف بافنده، داوود داغستانی صفحه 351
    زمینه و هدف
    بیماران با کارسینوم اسکواموس سل (Squamous Cell Carcinoma) مری و آدنوکارسینوم محل اتصال مری به معده (Gastroesophageal Junction) پیش آگهی بدی دارند. در مراحل پیشرفته تومور امکان درمان قطعی وجود ندارد و بیماران به تسکین علایم به ویژه اختلال بلع برای بهبود کیفیت زندگی نیاز دارند. نشان داده شده است که تعبیه استنت در مری سریع تر بوده و با مدت اثر طولانی تر موجب تسکین علایم می شود. طی سال های اخیر در ایران استنت های خود بازشونده مری قابل دسترسی است. مطالعه حاضر با هدف گزارش نتایج اصلاح اختلال بلع با استفاده از استنت ها به ویژه انواع پلاستیکی آن با قابلیت جابجایی، انجام شده است.
    روش کار
    این مطالعه آینده نگر در60 بیمار مبتلا به تنگی ناشی از سرطان های بدخیم مری و GEJ با آناستوموزی که طی سال های1380 تا 1384 جهت تعبیه استنت به بخش آندوسکوپی بیمارستان امام تبریز ارجاع شده اند، انجام شده است. اختلال بلع پنج درجه ای، در فواصل زمانی قبل از تعبیه استنت، سه روز بعد و سپس در طی مدت پیگیری متوسط 6/6± 7/6 ماه تعیین شده است. برای تعیین محل، طول و علت تنگی، مطالعه باریمی و آندوسکوپی انجام شد. قبل از تعبیه استنت تنگی ها تا قطر 15 میلیمتر گشاد شد. در نهایت داده های جمع آوری شده به کمک آزمون های همبستگی، تی و مجذور کای تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    در 12 بیمار استنت فلزی پوشش دار (Wallstent)، در 47 مورد استنت پوشش دار قابل جابجایی (Polyflex) و در یک بیمار استنت فلزی دو جداره استفاده شد. بازشدن استنت ها در تمام بیماران موفقیت آمیز بود. اختلال بلع به طور قابل ملاحظه ای با تمام انواع استنت ها در مقایسه با زمان مراجعه و سه روز بعد (p<0/001) و طی زمان پیگیری (p<0/05) بهبودی یافت. جابجا شدن استنت ها به طرف معده در 16 بیمار (32%) مشاهده گردید که همگی طی 1-3 ماه بعد از تعبیه انجام یافته بود. استنت های قابل جابجایی با مداخله آندوسکوپیک باز شدند. رشد تومور در انتهای استنت در چهار مورد (8%) اتفاق افتاد. بیماران به طور متوسط مدت6/6±7/6 ماه بعد از تعبیه استنت زنده بودند. در هیچ کدام از بیماران مستقیما به علت تعبیه استنت فوت اتفاق نیفتاد.
    نتیجه گیری
    استنت های خود باز شونده پلاستیکی (SEPS (Self Exapandable Plastic Stent اثر خیلی خوبی در تسکین اختلال بلع دارند. تعبیه آنها در اکثر بیماران راحت، بی خطر و موفقیت آمیز بوده و با عوارض و مرگ و میر کمتری همراه است.
    کلیدواژگان: بدخیمی مری، محل اتصال مری به معده، استنت
  • شیرین ببری، ناصر خلجی صفحه 357
    زمینه وهدف
    پیراستام از ترکیبات محرک مغزی است که عملکرد سیستم عصبی را تقویت می کند. تشکیل حافظه ترکیبی از روندهای مختلف است که عوامل متفاوتی قادر به اختلال در آن هستند. با توجه به افزایش احتمال قرارگیری در معرض میدانهای مغناطیسی در سالهای اخیر واثرات مطرح این میدانها برروندتثبیت حافظه مطالعه مذکور طرح ریزی گردید تا نقش این دو عامل در ارتباط با حافظه مشخص شود.
    روش کار
    دراین مطالعه یازده گروه ده تایی از موش های سفید صحرایی نر، نژاد ویستار با متوسط وزنی 25±275 گرم و سن 4-3 ماه انتخاب گردید. گروه کنترل توسط روش اجتناب غیر فعال آموزش دیده، و24 ساعت بعد آزمون شدند. چهار گروه از موش ها جهت بررسی اثرات میدان مغناطیسی بلافاصله پس از آموزش به ترتیب برای مدت 8و1،4،6ساعت در معرض میدان مغناطیسی با شدت 5 میلی تسلا و 50 هرتز قرار گرفتند. شش گروه دیگر یک ساعت قبل از آموزش، پیراستام با دو دوز 250 میلی گرم بر کیلو گرم و 500 میلی گرم بر کیلوگرم به فرم خوراکی دریافت نموده وبلافاصله پس از آموزش برای مدت 8،6،4ساعت در معرض میدان مغناطیسی قرارگرفتند. آزمون فراخوانی در تمام گروه ها 24 ساعت بعد از آموزش صورت گرفت.
    یافته ها
    قرارگیری موش ها در معرض میدان مغناطیسی برای مدت یکساعت اثر معنی داری بر تثبیت حافظه نداشت در حالیکه اعمال میدان مغناطیسی درسه گروه دیگردر مقایسه با گروه کنترل به طور معنی دار تثبیت حافظه را مختل نمود(p<0/05).تجویز پیراستام با دو دوز ذکر شده در گروه های فوق اثر معنی داری در بهبودتثبیت حافظه داشت (p<0/05).
    نتیجه گیری
    قرارگیری در معرض میدان مغناطیسی با شدت کم به صورت حاد قادر به جلوگیری از تثبیت حافظه است واستفاده از پیراستام از بروز اختلالات ناشی از میدان مغناطیسی برتثبیت حافظه جلوگیری می کند
    کلیدواژگان: تثبیت حافظه، فراخوانی، یادگیری، میدان الکترومغناطیسی، پیراستام
  • رحمان پرنیا، داریوش سوادی اسکویی*، سید عباس موسوی صفحه 363
    زمینه و هدف

    سکته مغزی پس از بیماری های قلبی و سرطان سومین علت شایع مرگ و شایعترین اختلال ناتوان کننده نورولوژیک است. با توجه به شیوع بالای خونریزی داخل مغزی و مرگ و میر آن، بررسی فراوانی عوامل خطرزا و نیز میزان مرگ و میر آن بر حسب اندازه و محل خونریزی امری لازم و ضروری به نظر می رسد.

    روش کار

    با مطالعه پرونده 157 بیمار خونریزی داخل مغزی و مشخص شدن اندازه و محل خونریزی در سی تی اسکن و پیگیری بیماران در طول بستری از نظر میرایی، پرسشنامه ها تکمیل گردید. سپس اطلاعات از طریق نرم افزار آماری SPSS نسخه 13 آنالیز گردید.

    یافته ها

    از بین 157 نفر بیمار 57/9% زن و بقیه مرد بودند. میزان مرگ و میر 37/6% بود. شایعترین رده سنی مبتلایان در محدوده 79-70 سال بود. پوتامن (39/4%) بیشترین فراوانی را از لحاظ محل خونریزی داشت. از لحاظ اندازه خونریزی افراد زنده بیشترین فراوانی را در اندازه زیر 20 سانتی متر مکعب و فوت شده ها در 100-21 میلی متر مکعب وجود داشت. بین اندازه خونریزی و میزان مرگ و میر ارتباط معنی دار آماری وجود داشت (p<0/05). خونریزی داخل بطنی در گروه فوت شده ها بیشترین فراوانی را داشت و ارتباط آماری معنی داری از لحاظ خونریزی داخل بطنی بین دو گروه وجود داشت(p<0/05). سابقه بیماری قلبی ارتباط معنی داری با مرگ و میر داشت (p<0/05).

    نتیجه گیری

    در بیماران مورد مطالعه مشخص گردید که وسعت خونریزی و وجود خونریزی داخل بطنی با میزان مرگ و میر بیماران سکته مغزی ارتباط دارد

    کلیدواژگان: خونریزی داخل مغزی، مرگ و میر، عوامل خطر زا، اندازه خونریزی
  • سیما خاوندی زاده اقدم صفحه 368
    زمینه و هدف
    مطالعات مختلف جنبه های روانی - اجتماعی زایمان را مطرح نموده، به طوری که اهمیت این جنبه ها کمتر از عوامل طبی و مامایی نبوده است. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که با هدف تعیین تاثیر حمایت مداوم حین زایمان توسط فرد همراه بر روند و پی آمد زایمان در زنان نخست حامله انجام شد.
    روش کار
    افراد شرکت کننده در پژوهش شامل کلیه زنان در محدوده سنی 30-18 سال، با حاملگی ترم، تک قلو، نمایش سر، شروع خودبخودی زایمان و بدون عوارض بارداری بودند، که از میان آنها 50 نفر در گروه آزمون (همراه دار) و 50 نفر در گروه شاهد (بدون همراه) مورد بررسی قرار گرفتند. افراد همراه دانشجویان مامایی بودند و حمایت ها شامل صحبت کردن، دلداری، لمس و نوازش، تشویق، اطمینان بخشی و فراهم سازی راحتی فیزیکی (کمک در تغییر وضعیت، خنک کردن با بادبزن دستی، برطرف ساختن خشکی لب ها) بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون تی، کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر صورت گرفت.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که حمایت مداوم حین زایمان توسط فرد همراه باعث کاهش طول فاز فعال زایمان (p<0/01)، کاهش زایمان به طریقه سزارین (p=0/026) و افزایش نمره آپگار دقیقه اول (p=0/015) و شروع زودتر تغذیه با شیر مادر می شود (p<0/01). همچنین یافته ها نشان داد که طول مرحله دوم زایمان، آپگار دقیقه پنجم در دو گروه تفاوت معنی داری ندارند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که حمایت مداوم حین زایمان نتایج زایمان را بهبود می بخشد
    کلیدواژگان: حمایت مداوم، پی‎آمد زایمان، زایمان طبیعی، حاملگی اول
  • مریم ذاکری حمیدی، سعیده ضیایی، انوشیروان کاظم نژاد صفحه 374
    زمینه و هدف
    دیسمنوره از شکایات شایع در بیماری های زنان می باشد که گاهی با مشکلات گوارشی همراه است. هدف این مطالعه بررسی اثر درمانی ویتامین E بر علایم گوارشی همراه دیسمنوره اولیه نظیر تهوع،استفراغ و اسهال بوده است.
    روش کار
    این مطالعه به روش تجربی، تصادفی انجام گرفت. به تعداد 300 دانش آموز دختر با دیسمنوره اولیه پرسشنامه ای جهت بررسی مشکلات گوارشی ناشی از دیسمنوره اولیه ارایه گردید و بعد از بررسی پرسشنامه 128 نفر که علایم گوارشی همراه دیسمنوره را داشتند وارد مطالعه شدند که 69 نفر از این افراد در گروه مورد و 59 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند. دو روز قبل پریود و سه روز اول پریود روزانه به گروه مورد چهار عدد قرص ویتامین E 100 واحدی(400واحد) و به گروه شاهد چهار عدد پلاسبو به صورت جویدنی به مدت چهار ماه تجویر شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS و با بکار بردن آزمون کای اسکوئر با ضریب اطمینان 95% (α=0/05) انجام شد.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده نشان داد که ویتامین E در مقایسه با پلاسبو در کاهش مشکلات گوارشی همراه دیسمنوره اولیه در ماه دوم درمان تفاوت معنی داری ندارد (p=0/67) در حالیکه در ماه چهارم درمان بین تاثیر ویتامین E و پلاسبو در کاهش مشکلات گوارشی همراه دیسمنوره اولیه اختلاف آماری معنی داری دیده شد (p=0/001).
    نتیجه گیری
    ویتامین E به عنوان درمانی موثر جهت بهبود علایم گوارشی دیسمنوره اولیه از ماه دوم درمان موثر می باشد.
    کلیدواژگان: دیسمنوره اولیه، ویتامین E، علایم گوارشی، تهوع، استفراغ، اسهال
  • بهرام سهرابی، بهناز پور اصغر، سعید دستگیری صفحه 379
    زمینه و هدف
    تحقیقات مختلف، نتایج متضادی را در ارتباط با فزونی میزان مرگ و میر زودرس بعد از انفارکتوس حاد میوکارد در زنان نسبت به مردان گزارش کرده است. این نتایج بصورت خام و بعد از تعدیل بر اساس سن و سایر تفاوت ها گزارش شده است. این مطالعه با این فرض که جنسیت مونث در مرگ ومیر زودرس بعد از انفارکتوس حاد میوکارد نقش مهمی را ایفا می کند، انجام گرفت.
    روش کار
    در این تحقیق بمدت 6 ماه از تاریخ 82/4/1 لغایت 82/9/30 تمام بیمارانی که تشخیص نهایی آنها انفارکتوس حاد میوکارد بود (80 زن و 174 مرد) با در نظرگرفتن عوامل خطر بیماری های عروق کرونری، شرایط بالینی در هنگام پذیرش، اقدامات درمانی در بیمارستان و هنگام ترخیص، حوادث بالینی در بیمارستان و مرگ و میر بیمارستانی و در طی یک ماه، بعد از ترخیص از بیمارستان، مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    شانس نسبی برای مرگ در بیمارستان در زنان نسبت به مردان برابر 2 با فاصله اطمینان 95% (4/208 -951/0) بود. میزان نسبت شانس برای مرگ در طی یک ماه بعد از انفارکتوس حاد میوکارد بعد از ترخیص از بیمارستان در زنان نسبت به مردان برابربا 586/4 با فاصله اطمینان 95% (16/252- 1/294) بود.این میزان بعد از تعدیل بر اساس سن برابر با 15/3 با فاصله اطمینان 95% (11/579- 0/857) بود. بعد از تعدیل بر اساس تمام تفاوت ها شانس نسبی 5/387 با فاصله اطمینان 95% (22/393 - 1/296) بود. زنان در شرایط بالینی وخیم در مقایسه با مردان مراجعه تاخیری داشتند. زنان کمتر از مردان تحت درمان با استرپتوکیناز، آسپرین، بتا بلوکر و اقدامات تشخیصی و درمانی تهاجمی قرار گرفتند و بیشتر از مردان بلوک کننده های کانال های کلسیم و نیترات دریافت کردند.
    نتیجه گیری
    زنان در مقایسه با مردان ریسک بالاتری برای مرگ و میر زودرس (در طی یک ماه بعد از انفارکتوس حاد میوکارد، بعد از ترخیص از بیمارستان) دارند و سن بالا مهمترین عامل بالقوه قابل توجیه برای این احتمال خطر بالا نمی باشد.
    کلیدواژگان: انفارکتوس حاد میو کارد، استرپتوکیناز، آسپرین، بتا بلوکر، بلوک کننده های کانال های کلسیم، جنس
  • فریبا صادقی موحد صفحه 387
    زمینه و هدف
    اختلال روانی، یک بیماری با تظاهرات روانشناختی یا رفتاری همراه با افت کارآیی بیمار است. شیوع اختلالات روانپزشکی در برخی جوامع حتی به میزان 30% جمعیت گزارش شده است. با توجه به شیوع بالای اختلالات روانی در جامعه و بویژه میزان بالای مراجعین به کمیسیون های روانپزشکی و استفاده برخی مراجعین از شیوه تمارض جهت اخذ انواع منافع ثانوی لزوم اطلاعاتی جامع در مورد شیوع این اختلالات وجود دارد. این مطالعه با هدف شناسایی میزان شیوع اختلالات روانپزشکی در مراجعین به کمیسیون روانپزشکی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی طی 2 سال ازمهر 1380 لغایت مهر 1382 در افراد مراجعه کننده به کمیسیون روانپزشکی بیمارستان فاطمی اردبیل انجام شد. ابزار به کار رفته، پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه با بیماران مراجعه کننده جهت تکمیل پرسشنامه بوده است. نتایج به دست آمده توسط آمار توصیفی و نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از 315 فرد مراجعه کننده به کمیسیون روانپزشکی، بیشترین فراوانی مربوط به افراد عقب مانده ذهنی با 68 نفر(25/3%) و اختلالات خلقی با تعداد 60 نفر (22/3%) بود. لکنت زبان 27 نفر (10%)، اختلالات شخصیتی 26 نفر (9/7%)، اختلالات اضطرابی 25 نفر(9/3%)، اسکیزوفرنی 20 نفر (7/4%)، اختلالات سوماتوفرم 11 نفر (4/1%) IQ مرزی 10 نفر (3/7%)، نوروز 8 نفر(2/9%)، هیستری 6 نفر(2/2%) واختلالات خواب 4 نفر (1/4%) و سایکوز حاد 3 نفر (1/1%) در درجات بعدی قرار داشتند. 28 نفر(8%) جهت معافیت از خدمت سربازی مراجعه کرده بودند که از این تعداد 6 نفر(21%) مشمول شرایط معافیت روانپزشکی گردیدند. همچنین از کل مراجعین 17 نفر (5/3%) از کار افتاده اعلام گردیدند.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش، بین سن، جنس، سطح تحصیلات، محل سکونت، شغل با بیماری های روانی در مراجعین به کمیسیون روانپزشکی رابطه معنی داری به دست نیامد، ولی بین وضعیت تاهل و از کارافتادگی با بیماری های روانی رابطه معنی داری وجود داشت. شایع ترین دلایل مراجعه به کمیسیون پزشکی، عقب ماندگی های ذهنی ولی هیستری اختلالات خواب و سایکوز از شیوع کمتری برخوردار بودند.
    کلیدواژگان: کمیسیون روانپزشکی، اختلالات روانپزشکی، اختلالات روانشناختی، هیستری
  • حسام عبدالحسین پور، مجتبی ملک، محمد محمدی، غلامرضا بخشنده پور صفحه 392
    زمینه و هدف
    خونریزی های تاخیری مغز پس از تروما (DTICH) یکی از انواع خونریزی های مغزی می باشد که بعد از 6 ساعت اول پس از ضربه به سر اتفاق می افتد و در سی تی اسکن اولیه ای که در 6 ساعت اول پس از ضربه از بیمار به عمل می آید مشاهده نمی شود. از آن جایی که DTICH یکی از مهمترین عوامل صدمات ثانوی مغزی در بیماران باترومای سر می باشد و با توجه به این نکته که DTICH در صورت تشخیص به موقع به خوبی قابل درمان بوده و در صورت درمان سریع از میزان مرگ و میر و ناتوانی در این بیماران به طور قابل توجه ای کاسته می شود و همچنین تشخیص این مورد از نظر منع تجویز داروی ضد انعقادی به بیماران یاد شده بسیار مهم است، این مطالعه جهت بررسی فراوانی عوامل مرتبط با بروز DTICH طرح ریزی شد.
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع مورد شاهدی بود که در مرکز ترومای استان سمنان انجام شد. در این مطالعه کلیه بیماران با ضربه به سر مراجعه کننده به این مرکز از تاریخ 81/7/1 لغایت 83/12/30 مورد بررسی قرار گرفتند. بیمارانی که سی تی اسکن اولیه بدون خونریزی مغزی داشته و بنا به ضرورت، حداقل شش ساعت بعد از تروما از آنان سی تی اسکن مجدد اخذ شده بود و در سی تی اسکن مجدد، دچار هماتوم شده بودند تحت عنوان DTICH وارد مطالعه شدند. همچنین 40 نفر از بیمارانی که در طی مدت پژوهش دچار ضربه به سر شده بودند، امادر بررسی های به عمل آمده خونریزی اولیه و تاخیری مغزی نداشتند بعنوان شاهد انتخاب شدند.گروه شاهد از نظر سن و جنس با گروه مورد مطالعه، همسان سازی شدند. سپس ضمن تعیین میزان بروز DTICH در کل بیماران با هماتوم، ارتباط بعضی عوامل خطر شامل سردرد، له شدگی مغزی، شکستگی جمجمه، کاهش سطح هوشیاری و شدت ضربه وارده به سر در دو گروه، مورد بررسی قرار گرفت. سپس کلیه داده ها با استفاده از آزمون مجذور کای و محاسبه نسبت شانس(odds ratio) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بررسی ها نشان داد که فراوانی DTICH 10/6% بوده و بین بروز DTICH و شکستگی جمجمه،کاهش سطح هوشیاری (p<0/002)، له شدگی و شدت ضربه (p<0/001)، ارتباط معنی داری وجود دارد (0/001=p). اما بین رخداد DTICH و سر درد مقاوم ارتباط معنی داری به دست نیامد.
    نتیجه گیری
    مواردی مانند شکستگی جمجمه، له شدگی، شدت ضربه و همچنین رخداد وقایعی مانند کاهش سطح هوشیاری در بیماران باترومای سر که در سی تی اسکن اولیه آنان هماتوم مغزی مشاهده نمی شود، می تواند علامت خطری برای بروز DTICH در بیمار باشد.
    کلیدواژگان: خونریزی تاخیری مغزی، ضربه مغزی، له شدگی مغزی، کاهش سطح هوشیاری، هماتوم مغزی
  • قدرت محمدی، مسعود نادر پور صفحه 398
    زمینه و هدف
    اتو اسکلروزیس از علل عمده کاهش شنوایی هدایتی در سنین مختلف می باشد، که گاها تشخیص آن با تکیه به علایم کلینیکی واودیولوژیکی مشکل می باشد. تشخیص وجراحی زود هنگام آن شنوایی نرمال به بیمار خواهد داد. هدف از انجام این مطالعه نشان دادن ارزش تمپانوتومی تجسسی در کشف بیمارانی است که اتواسکلروزیس عامل کاهش شنوایی بوده و با توجه به علایم کلینیکی و اودیولوژیکی تشخیص آنها ممکن نبوده است.
    روش کار
    نمونه مورد مطا لعه از نوع آینده نگر در 33 بیما ر بوده که (18نفر مونث و 15 نفر مذکر) با کاهش شنوایی هدایتی مشکوک به اتواسکلروزیس در مرکز آموزشی و درما نی امام خمینی تبریز در فا صله فروردین 1382-1378 بستری و تحت عمل تمپانوتومی تجسسی قرارگرفتند که در30 نفر آنها (16 نفر مونث و14نفر مذکر) اتواسکلروزیس در موقع عمل تائید شد، و استاپدکتومی شدند. تمام بیماران تا سه هفته بعد از عمل از نظر فلج فاسیال، عدم پاسخ به درمان، ویا بد تر شدن وضعیت شنوایی، سرگیجه، احتمال پرفوراسیون پرده و سایر عوارض معاینه و همچنین تست های ادیولوژیک مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات مربوطه ثبت و بعد با سایر منابع مقایسه گردید.
    یا فته ها: شیوع این بیماری در جنس مونث نسبت به جنس مذکر بیشتر بود و بیماران اکثرا در دهه سوم وچهارم برای درمان مراجعه می کردند ولی سابقه کاهش شنوایی را از دهه دوم و سوم داشتند. در این مطا لعه شیوع خانوادگی نسبت به سایر آمارهای جهانی کمتر بود ولی کاهش شنوایی از نوع هدایتی نسبت به سایر آمار شیوع بیشتری را نشان می دا د. بهبود شنوایی قابل توجهی در درصد بالایی از بیماران مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    توجه به زمان مناسب عمل جراحی استاپدکتومی خیلی مهم می باشد. چرا که هر چه بیما ران با کاهش شنوایی کمتری عمل شوند نتایج بهتری خواهند داشت. لذا تمپانوتومی تجسسی در بیمارانی که کاهش شنوایی هدایتی دارند ومشکوک به اتواسکلروزیس هستند باعث تشخیص زودرس و درمان آن می شود.
    کلیدواژگان: اتواسکلروزیس، تمپا نوتومی، استاپدکتومی، فیکساسیون زنجیره استخوانی
  • فریده مصطفی زاده، مهرناز مشعوفی، معصومه رستم نژاد صفحه 403
    زمینه و اهداف
    میزان سزارین در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته است. به علت عوارض زیاد بعد از عمل، دوره نقاهت طولانی و هزینه بالای زایمان به طریق جراحی و سایر عوارض، زایمان طبیعی به عنوان روش رایج توصیه شده است. با توجه به افزایش زایمان به طریقه سزارین و سهولت پذیرش آن از سوی عامه مردم به نظر می رسد که نگرش زنان باردار و پرسنل بهداشتی نسبت به انتخاب نوع زایمان موثر است. این پژوهش به منظور بررسی نگرش پرسنل بهداشتی و زنان باردار نسبت به زایمان طبیعی وسزارین و همچنین مقایسه این نگرش در دوگروه زنان باردار و پرسنل بهداشتی انجام شده است.
    روش کار
    این بررسی یک مطالعه توصیفی مقایسه ای است که برروی 84 نفر پرسنل بهداشتی و300 نفر زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل در سال 83 انجام شد. نگرش نمو نه های مورد مطالعه بوسیله پرسشنامه لیکرت جمع آوری شد وسپس با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری T.test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج بررسی نشان داد که 30/1% از زنان باردار و 50% پرسنل بهداشتی نگرش مثبت نسبت به زایمان طبیعی داشتند. یافته ها نشان داد که بین نگرش پرسنل بهداشتی و زنان باردار نسبت به زایمان سزارین یا طبیعی تفاوت معنی دار وجود داشت (0/001=p).
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه نگرش پرسنل بهداشتی در مقایسه با زنان باردارنسبت به زایمان طبیعی مثبت تر بود. بنابراین به نظر می رسد قشر جوان و باردار جامعه نیاز به آموزش بیشتر و افزایش آگاهی وتغییرنگرش نسبت به روش های زایمانی دارند.دراین میان نقش آموزشی پرسنل بهداشتی باتوجه به نگرش بالا می تواند موثر باشد.
    کلیدواژگان: زایمان طبیعی، سزارین، پرسنل بهداشتی، زنان باردار
  • حمید میرزایی، سلطانعلی محبوب، کریم کاظمان الانق، گیتی کریم صفحه 409
    زمینه و هدف
    سالمونلا یکی از مهمترین باکتری های بیماری زا با منشاء مواد غذایی بوده و سالمونلا تیفی موریوم شایع ترین گونه آن در بروز مسمومیت های غذایی می باشد. لاکتوباسیلوس کازئی، بیفیدو باکتریوم بیفدوم و بیفیدو باکتریوم آنگولاتوم جزء پروبیوتیک ها می باشند که اثرات بسیار مفیدی در مصرف کنندگان ایجاد می کنند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر متقابل پروبیوتیک های فوق با سالمونلاتیفی موریوم در شرایط آزمایشگاهی و رشد در محیط آب پپتونه سنتتیک به منظور ارزیابی اولیه تاثیر مصرف پروبیوتیک ها در پیشگیری و درمان مسمومیت های غذایی انسان با منشاء سالمونلا تیفی موریوم می باشد.
    روش کار
    ابتدا جهت فعال سازی، سوش های باکتریایی لیوفیلیزه در ارلن مایرهای حاوی محیط آب پپتونه تزریق و 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد قرار گرفتند و در مرحله بعد هرکدام از باکتری های پروبیوتیک و سالمونلا تیفی موریوم فعال شده بصورت مجزا و توامان در محیط آب پپتونه تزریق و 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد گرم خانه گذاری شدند. سپس تعداد باکتری های پروبیوتیک و سالمونلا تیفی موریوم موجود در آنها به ترتیب در محیط های (MRS و BGA) بصورت کشت سطحی شمارش شد. این عملیات برای هرکدام از آزمایشات 10 بار تکرار و در نهایت در مورد هرکدام از آنها متوسط تعداد سالمونلا تیفی موریوم در هر میلی لیتر از محتویات ارلن حاوی سالمونلای تنها و سالمونلای همراه با پروبیوتیک و نیز متوسط تعداد باکتری پروبیوتیک در هر میلی لیتر از محتویات ارلن حاوی پروبیوتیک تنها و پروبیوتیک همراه با سالمونلا با استفاده از آزمون آماری تی مستقل مورد مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    رشد توامان لاکتوباسیلوس کازئی و بیفید وباکتریوم آنگولاتوم بطور معنی دار رشد سالمونلا تیفی موریوم را مهار می کند (0/05< p) ولی اثر مهاری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم معنی دار نبود و رشد سالمونلا تیفی موریوم بصورت توامان تاثیر معنی داری بر رشد باکتری های فوق نشان نداد.
    نتیجه گیری
    مصرف محصولات حاوی لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم آنگولاتوم می تواند در جلوگیری از بروز عفونت با سالمونلاتیفی موریوم و درمان آن مفید واقع شود.البته انجام مطالعات بیشتر در این زمینه بویژه در شرایط بدن موجودات زنده ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: سالمونلا تیفی موریوم، بیفیدو باکتریوم بیفیدوم، بیفیدو باکتریوم آنگولاتوم، رشد توامان، تاثیر متقابل باکتریال
  • ودود نوروزی، ایرج فیضی، فیروز امانی، پونه زمانی صفحه 417
    زمینه و هدف
    درد به صورت یک مکانیسم دفاعی برای بدن است که به دنبال بروز آسیب در بافت های مختلف بدن ایجاد می شود، بروز درد را می توان از اکثر زخم های جراحی انتظار داشت، با توجه به نتایج کلینیکی نامطلوب ناشی از درد که پس از جراحی ایجاد می شود، هدف از انجام این مطالعه بررسی کیفیت کنترل درد پس از عمل جراحی آپاندکتومی می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی مقطعی به روش آینده نگر، تعداد 200 نفر از بیماران تحت جراحی آپاندکتومی به صورت تصادفی انتخاب شدند. کنترل درد، دربیماران باروش تزریق داخل عضلانی داروهای مخدر به فاصله 8 ساعت بود.کلیه بیماران در 12 ساعت پس از اتمام عمل جراحی مورد مطالعه قرار گرفته و تخمین شدت درد بر اساس درجه بندی صفر تا 10 صورت گرفت. اطلاعات لازم جمع آوری و درنرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    101 نفر (50/5%) از افراد زن وبقیه مرد بودند. در 123 نفر (61/5%) از بیماران داروی پتیدین، 51نفر (25/5%) متادون و در 26 نفر (13%) پنتازوسین جهت کنترل درد استفاده شد. در 98 نفر (49%) از بیماران درد شدید پس از عمل جراحی وجود داشت. میزان شدت درد در داروی پنتازوسین با 21 نفر (80/7%) بیشتر از داروهای دیگر بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به عوارض و مشکلات متعددی که در نتیجه درد پس از جراحی آپاندکتومی در بدن ایجاد می شود، لازم است کنترل درد در بیماران با دقت بیشتر انجام گیرد و توجه بیشتر در این زمینه ضروری است
    کلیدواژگان: درد، کنترل درد، دردپس از جراحی، آپاندکتومی
|
  • Javad Agazadeh, Mojgan Lotfi Page 339
    Background And Objectives
    Perception and Feeling are two parts of each sensory experience. Sensory reception of information proceeding about internal or external environment is conducted by sensory root. Humans inform themselves of their surrounding by receiving and organizing sensory stimulants. This conception and stimulant organization is called sensory reception. When a help seeker is admitted to a health care organization, he/she encounters stimulants which are different in quality and quantity from past stimulants and this causes sensory changes in him. The patient who is admitted to ICU ward is exposed to overburden or sensory deprivation due to some critical situations and complex methods of therapy.
    Methods
    This is a descriptive study which was performed on 45 cases using simple random sampling method. A three-part questionnaire was used to collect the data which were analyzed using descriptive statistics.
    Results
    The findings showed that the subjects experienced no, very little or occasional unpleasant sensory reception in more than 80% of the cases (without sensory overburden). But the assessment of emotional reactions indicated 39.8% had experienced pain, 18.5% anxiety, 12% fear, 7.4% anger and 0.9% hating, which probably happened because of sensory deprivation arising from less family visiting and lack of knowledge about disease.
    Conclusion
    Since patients in ICU experience some unpleasant emotional reactions, in order to decrease this experience, it is recommended to educate the patients and increase the duration of visiting time.
    Keywords: Sensory Experience, ICU Patients, Sensory Overburden, Sensory Deprivation
  • Masoud Entezari Asl, Ahad Azami, Firooz Amani, Solmaz Khorasani Page 345
    Background and Objectives
    Most of the people who need blood and blood products transfusion, are the critic cases under transfusional therapy for their bleeding, chronic disease anemia, clotting disorders, platlet problems and so on. Considering the problems and high costs of providing safe blood and due to the transfusional complications, it is necessary for the blood products to be used based on scientific standards and only in the time of emergency. This study examined the cases of transfusion in a surgery and burning hospital and to determine the unnecessary cases of transfusion in a period of six months.
    Methods
    This descriptive study was performed on 150 patients under blood and blood products transfusion in Ardabil Dr Fatemi hospital during 2003. Necessary and unnecessary cases of transfusion were categorized according to the patients clinical situations, laboratory criteria, the evidence existing in their records and on the basis of standards documented in the literature. The data were analyzed by SPSS software.
    Results
    Among 150 cases transfused, 46 (25.7%) received whole blood, 92 (51.4%) packed cell, 36 (20.1%) FFP and 5 (2.3%) platlet. The ward of transfusion was ICU in 60 cases (40%), surgery ward in 31 (20.7%), operation room in 28 (18.7%), orthepedic ward in 11 (7.3%), burning ward in 10 (6.7%) and emergency ward in 9 (6%). Highest rate belonged to 20 to 40 age-group (32.7%). 67.3% of the cases were male transfusion, based on documented criteria, with regard to the necessary of 26.08% of the cases in whole-blood group, 30.44 in packed cell group, 47.22 in FFP group and 80% in platlet group received umecessary transfusion.
    Conclusions
    Considering the high cost of preparation of safe blood and blood products and regarding the problems which can affect the patients after transfusion, these products should be used carefully and on the basis of the documented. The high rate of unnecessary transfusion of blood and its products at the present reseaech demands more attention in this regard.
    Keywords: Blood Transfusion, Blood Products, Whole Blood, Packed Cells, FFP
  • Yousef Bafandeh, Davood Daghestani Page 351
    Background and Objectives
    Patients with esophageal SCC and GEJ adenocarcinoma have a poor prognosis. The advanced stage tumor is not amenable to cure and requires palliation, specially to relief dysphagia and to improve quality of life. Esophageal stenting has been shown to be faster, and longer lasting method of palliation. Esophageal expandable stents have been available recently in IRAN. The aim of this study was to report the results of our experience to relief dysphagia by means of stents, specially plastic removable types.
    Methods
    This was a prospective trial in 60 patients with strictures due to malignant esophageal and /or GEJ cancers and those who had undergone anastomotic procedure during 2001 to 2005. These patients referred to endoscopy clinic of Tabriz Immam hospital for stenting. Dysphagia was scored according to a 5-point scale before stenting, 3 days after, and later during follow-up period of a mean of 7.6±6.6 months. Barium study and endoscopy was done for evaluation of site and length of stricture, and its etiology. Strictures were dilated up to 15 mm before stenting. The data were analyzed using correlation test, Chi-sqare and T- tests.
    Results
    Covered metallic Wallstent was used in 12 patients removable covered polyflex stents in 47 and double lumen metal stent in only one case. Stents were successfully deployed in all cases. Dysphagia improved significantly by all stent types compared with the presenting status, after 3 days (p<0001) and during follow up period (p<0.05). Distal displacement of stents was seen in 16 (32%) patients, all of which happened during 1-3 months after insertion. In polyflex stents, the way restored by endoscopic intervention. Tumor overgrowth at the end of stent was seen in 4(8%) of the cases. Mean period of survival was 7.6± 6.6 months. In no case was the death directly attributable to the procedure.
    Conclusions
    Self-expandable plastic stents (SEPS), have favorable efficacy in palliating dysphagia. Their insertion is easy, with low risk and successful and associated with a lower rate of complications, morbidity and mortality in majority of the patients.
    Keywords: Esophageal Malignancy, Esophago, Gastric Junction, Stent
  • Shirin Babri, Naser Khalajy Page 357
    Background and Objectives
    Piracetam is a nootropic compound, which acts as a nervous system enhancer. Different processes are involved in memory formation and various parameters are able to disturb it. Due to increase of exposure possibility to electromagnetic fields in recent years and the effects of theses fields on memory consolidation, this investigation designed to clear the relation between these parameters and memory consolidation.
    Methods
    In this research eleven groups of male wistar rats (ten rats in each group) with a mean weight of 275±25 gr aging 3-4 months were studied. To evaluate the effects of electromagnetic field, four groups of rats were exposed to 5mT/50HZ electromagnetic field for 1,4,6 and 8 hours respectively immediately after training. In other six groups 250mg/kg or 500 mg/kg piracetam were administered orally one hour before training. They were also exposed to electromagnetic field for 4,6,8 hours respectively immediately after training,. Retrieval test was performed 24 hours later in all groups.
    Results
    1 hour exposure on EMF had no meaningful effect on memory consolidation, however, in other three groups the electromagnetic fields impaired memory consolidation significantly compared to the control group (p<0.05). Piracetam administration with two mentioned doses significantly improved memory consolidation (p<0.05).
    Conclusions
    Acute exposure to low intensity magnetic field can disturb memory consolidation and piracetam administration can prevent it.
    Keywords: Memory Consolidation, Retrieval, Learning, Electromagnetic Field, Piracetam
  • Rahman Parniya, Darioush Savadi Oskuei, Seyedabbas Mousavi Page 363
    Background and Objectives

    Stroke is the third cause of mortality after cardiovascular diseases and cancer. It is also the most common debilitating neurologic disorder. Considering the high prevalence of intracerebral hemorrhage (ICH) and its mortality, it seems quite necessary to study the frequency of ICH risk factors and its mortality related to size and region of hemorrhage.

    Methods

    157 ICH patient units were studied to determine hemorrhage size and region via CT Scan reports. Patients were followed to record the mortality and a questionnaire was filled out for them. The data were analysed by SPSS version 13.

    Results

    Females constituted 57.9% of the 157 patients and the rest were males. Mortality rate was 37.6%. Most of the patients were in 70-79 years age group. Hemorrhage had the highest frequency found in putamen (39.4%). Hemorrhage size less than 20 cm3 had the highest frequency among living patients and hemorrhage size in a range of 20-100 cm3 was most common among expired patients. There was a statistically significant relationship between mortality and hemorrhage size (P<0.05). Intraventricular hemorrhage was more frequent among expired patients (p<0.05). There was also a statistically significant relationship between a history of cardiovascular disease and mortality rate (P<0.05).

    Conclusions

    Intraventricular hemorrhage and hemorrhage size were significantly related to mortality rate.

    Keywords: Intracerebral Hemorrhage, Mortality Rate, Risk Factors, Hemorrhage Size
  • Sima Khavandizadeh Aghdam Page 368
    Background and Objectives
    Different studies have emphasized the psycho-social aspects of delivery, so that these aspects are no less important than medical and midwifery factors. This is a quasi- experimental study, the main objective of which was to evaluate the effects of the continuous labor support from a supportive companiom on the process and outcome of labor in primigravida.
    Methods
    50 women in supported group (case) and 50 without supporative companion (control) were selected. All women were between 18-30 years, and had term pregnancy, single fetus, cephalic presentatation or spontaneous onset of labor without any complications. The supportive companions were students of midwifery. The support consisted of talking, touching, reassurance, soothing, giving encouragement and physical comfort (e.g, helping to change position, keeping lips wet and cooling). The data were analyzed using student t-test, chi-square and Fisher test.
    Results
    The findings showed that the continuous labor support by a companion reduced length of active phase (p<0.01), cesarean section (p=0.026) and increased APGAR score in the first minute (p=0.015) and led to the early onset of breast feeding (p<0.01). Duration of second labor and fifth-minute Apgar were not significantly different in two groups.
    Conclusions
    This study showed that the continuous labor support can result in better outcomes in deliveries.
    Keywords: Continuous Labor Support, Outcomes of Labor, Normal Delivery, Primigravida
  • Maryam Zakeri Hamidi, Saeideh Zeiyaei, Anooshirvan Kazem Negad Page 374
    Background and Objectives
    Dysmenorrhea is a common complaint among women, which is occasionally accompanied by gastro-intestinal problems. This study was designed to consider the therapeutical effects of vitamin E on gastro-intestinal symptoms such as nausea, vomiting and diarrhea due to primary dysmenorrhea.
    Methods
    This was an experimental randomized study. A questionnaire was given to three hundred girl students suffering from primary dysmenorrhea. Then 128 girls who had gastro- intestinal symptoms accompyning dysmenorrhea entered the study. 69 subjects were assigned to case group and 59 to control group. From two days before the period until three days after it, four pills of vitamin E (400IU) daily were given to the case group and four chewing placebo were given to the control group as well, for four months. The data were analyzed by SPSS using Chi-square test.
    Results
    The findings showed no significant difference between the two groups in terms of gastro-intestinal symptoms after two months of treatment. But after four months of treatment there was a significant difference in the gastro-intestinal symptoms between the two groups (p=0.001).
    Conclusions
    Vitamin E is effective to be used after the second month of treatment to treat the gastro-intestinal symptoms in girls with primary dysmenorrhea.
    Keywords: Primary Dysmenorrhea_Vitamin E Gastro-Intestinal Symptoms_Nausea_Vomiting_Diarrhea
  • Bahram Sohrabi, Behnaz Pourasghar, Saeid Dastghiri Page 379
    Background and Objectives
    Different studies have reported conflicting results on increased rate of early mortality after acute myocardial infarction (AMI) in females compared to males after adjustment for age and other confounding factors. The female gender plays a crucial role in early mortality after AMI. The aim of this study was to assess the role of gender as an important key factor in early mortality after acute myocardial infarction.
    Methods
    In this research, patients (80 females and 174 males) with acute myocardial infarction were studies for six months (2003-2004) in terms of risk factors of coronary artery diseases, clinical conditions at admission, treatment modalities in the hospital and at the time of discharge, clinical accidents at the hospital and mortality and during one month after acute myocardial infarction and after being discharged.
    Results
    Intrahospital mortality odds ratio for females compared to males was 2 (confidence interval 95%: 0.951-4.208). Mortality odds ratio during one month after acute myocardial infarction and discharge for females compared to males was 4.586 (confidence interval 95%: 1.294-16.252). This rate after adjustment for age was 3.15 (confidence interval 95%: 0.857-11.579) and after adjustment for confounders was 5.387 (confidence interval 95%: 1.296-22.393). In severe clinical conditions females referred to hospitals with more delay compared to men. Females were treated less than males with streptokinase, aspirin, betablockers and invasive diagnostic and treatment procedures. They received calcium channel blockers and nitrate much more than males.
    Conclusions
    Females in comparison with males were at higher risk for early mortality (during one month after acute myocardial infarction and discharge). Age was not considered as the most important and potential factor for this higher rate.
    Keywords: Acute Myocardial Infarction, Streptokinase, Aspirin, Betablockers, Calcium Channel Blockers, Gender
  • Fariba Sadeghi Movahhed Page 387
    Bakcground &
    Objectives
    A psychiatric disorder is an illness with psychogical or behavioral manifestations accompanied with impaired functioning. The prevalence of psychiatric disorders is reported up to 30% in some communities. Regarding the high prevalence of psychiatric disorders in the society especially the high number of people referring to psychiatric commissions where some cases malinger with the aim of getting some secondary advantages, it seems necessary to have comprehensive information about the prevalence of these disorders. This study was an attempt to determine the prevalence of psychiatric disorders among people to psychiatric commission of Fatemi hospital, Ardabil.
    Methods
    This descriptive study was conducted on people referring to psychiatry commission of Fatemi hospital from 2001 until 2003. A questionnaire filled through interviewing the subjects was used to collect the data. These data were analyzed by SPSS using descriptive statistics.
    Results
    In this research out of 315 patients, the highest frequency related to mental retards with 68 (25.3%) cases. 60 (22.3%) cases had behavioral disorder, 27 (10%) stammering 26 (9.7%) personality disorders, 25 (9.3%) anxity disorders, 20 (7.4% schizophrenia, 11 (4.1%) somatoform disorder, 10 (3.7%) borderline IQ, 8 (2.9%) nevrosis, 6 (2.2%) histertic disorder, 4 (1.4%) sleep disorders and 3 (1.1%) acute psychosis. Also, 28 (8%) people referred for getting exemption from military service only 6 (21%) of whom had the qualifications for exemption. Moreover, 17 (5.3% of all the subjects were disabled.
    Conclusions
    No significant relationship was found between age, sex, education, residence and job with psychiatric disorders. However, there was a significant relationship between marital status and disablement with psychiatric disorders. The most common causes of referring to the psychiatry commission were mental retardness and histery whereas sleep disorders and psychosis were the least important ones.
    Keywords: Psychological Disorder, Psychiatry Commission, Psychological Disorders, Mental Retardness, Histery
  • Hesam Abdolhoseinpour, Mojtaba Malek, Mohammad Mohammadi, Gholamreza Bakhshandepour Page 392
    Background and Objectives
    Delayd post-traumatic intracranial hemorrhage (DTICH) is a kind of brain hemorrhage which occurs after the first six hours of the head trauma, and is not detected in the initial CT Scan taken from the patient in the first 6 hours after the trauma. As DTICH is one of the most important factors in occurance of secondary brain injuries in patients with head trauma, its early diagnosis and treatment could significantly decrease mortality and morbidity of these patientes. This diagnosis is a contraindication to anti-coagulant therapy. This study was conducted to determine the frequency of factors associated with DTICH incidence.
    Methods
    This was a case-control study conducted in Semnan trauma center. In this research all the patients with head trauma who referred to Emdad hospital between 2002 and 2004 were studied and the data about the delayed post-traumatic intracranial hemorraege (20 cases) were included. Then, beside determining the incidence of DTICH in the patients with hemorrhage, some risk factors such as headache, contusion, reduction level of conciousness, skull fracture and impact intensity to the head were compared with a control group (40 cases) who had head trauma without primary or delayed hemorrhage. The groups were age and sex-matched. The data were analyzed using Chi-aquare and computing odds ratio.
    Results
    This study showed that the frequency of DTICH was 10.6%. There was a meaningful relationship between DTICH and skull fracture, reduction of conciousness level, contusion and impact intensity. But, there was no meaningful relationship between DTICH and intractable headache.
    Conclusions
    The results indicated that cases such as skull fracture, contusion, impact intensity and findings such as the reduction of consciousness in patients with head trauma (with no hemorrhage in the first CT scan), can be the risk factors for DTICH.
    Keywords: Delayd Brain Hemorrhage, Head Trauma, Brain Contusion, Conciousness Impairment, Intracranial Heamatoma
  • Ghodrat Mohammadi, Masoud Naderpoor Page 398
    Background and Objectives
    Otosclerosis is one of the causes of conductive hearing loss in different ages, the diagnosis of which sometimes becomes difficult using clinical and audiological symptoms. The early diagnosis and surgical treatment of this disorder will give a normal hearing to the patient. The goal of this study was to determine the role of exploratory tympanotomy in revealing the patients with hearing loss as a result of otosclerosis which is impossible to be diagnosed based on clinical and audiological, symptoms.
    Methods
    This prospective study was conducted on 33 patients (18 females and 15 males) with conductive hearing loss suspected to otosclerosis, who were admitted to oto-rhino-laryngology department of Imam Khomeini hospital from 1999 to 2003 and underwent exploratory tympanomy. In 30 patients (16 females) otosclerosis was revealed during operation all of these patients underwent stapedectomy. During three weeks after surgery, the patients were examined in terms of facial paralysis, non-response to treatment, deterioration of hearing ability, dizziness, the probability of tympanic perforation and other complications. Audiological tests were also studied. The obtained data were recorded and compared with findings of other researches.
    Results
    The prevalence of the disease in women was more than men, and the majority of the patients had referred to be treated in the third and fourth decade of their life, while they had a history of hearing loss from the second or third decade of their life. The positive family history was below compared to other studies, but conductive hearing loss was more prevalent. This treatment led to hearing improvement in majority of the patients.
    Conclusions
    Considering the proper time for stapedectomy is very important since better results can be abtained if the patients are operated with lower degrees of hearing loss. Thus, exploratory tympanotomy leads to early diagnosis and treatment in patients with conductive hearing loss suspected to otosclerosis.
    Keywords: Otosclerosis, Tympanotomy, Stapedectomy, Ossicular Fixation
  • Farideh Mostafazadeh, Mehrnaz Mashoufi, Masoumeh Rostamnegad Page 403
    Background and Objectives
    Ceasarean section (CS) has increased in rate during the past years. Due to postoperative complications, long recovery time and high costs of surgery, normal delivery is recommended as a routine method. Regarding the increase in the number of CS and its acceptability on the part of the public, it seems that women’s as well as health personnel's attitudes play an effective role in selecting the termination method. The aim of this study was to evaluate and compare pregnant women’s and health personnel's attitude toward termination procedures.
    Methods
    This was a descriptive and comparative study. 84 health personnels and 300 pregnant women who referred to Ardabil health centers in 2002 were selected. These subject's attitudes were collected through Likert questionnaire and the collected data were analyzed by SPSS, using t-test.
    Results
    The findings showed that 30.1% of women and 50% of health personnels had positive attitudes towards normal delivery. The findings also indicated that there was a significant difference between pregnant women and health personnels in their attitudes toward normal delivery and cesarean (p=0.001).
    Conclusions
    Since health personnels had a more positive attitude towards normal delivery than pregnant women did, it seems that the young as well as the pregnant individuals in society need more education and awareness to be able to change their attitudes towards delivery methods. Health personnel, due to their high positive attitude towards normal delivery, can play a more beneficial role in this regard.
    Keywords: Normal Delivery, Cesarean Section, Attitude, Health Personnels, Pregnant Women
  • Hamid Mirzaei, Soltanali Mahboob, Karim Kazeman Alanag, Gity Karim Page 409
    Background and Objectives
    Salmonella is amongst the most important food-borne pathogens and s. typhimurium is the most common species causing food infection. L. casei, B. bifidum and B. angulatum are among probiotics with siginificant benefical effects in consumers. The purpose of this study was to investigate the interaction of the mentioned probiotics with s. typhimurium in vitro and growth in synthetic peptone water medium to evaluate the provisional effects of probiotic consumption in prevention and treatment of s. typhimurium food infection in humans.
    Methods
    In order to activate the lyophilized bacteria, they were inoculated in erlene meyer containing peptone water and incubated at 37 °C for 24 hours. The activated probiotics and s. typhimurium were then incubated separately and together in peptone water medium for 24 hours at 37 ° c. Then, the number of their probiotic bacteria and S.typhimurium were counted in MRS and BGA media using surface plate method. This procedure was repeated 10 times for each experiment and a mean number of s. typhimurium in each ml of erlene meyer containing s. typhimurium alone and with probiotics and also the mean number of probiotic bacteria in each ml of erlene meyer containing probiotic alone and with salmonella were compared using independent t-test.
    Results
    Co-cultural growth of L.casei and B.angulatum significantly inhibits s. typhimurium growth (P<0.05) but the inhibitory effect of B.bifidum was not meaningful and the co-culture of S.typhimurium had no meaningful effect on the growth of the above bacteria.
    Conclusions
    Consumption of products containing L.casei and B.angulatum could have benefical effects in prevention and treatment of S.typhimurium infection although more in vivo researches should be carried out in this regard.
    Keywords: S.typhimurium, B.Bifidum, B.angulatum, Co, culture, Bacterial Interaction
  • Vadood Norouzi, Eiraj Feizy, Firooz Amani, Pouneh Zamani Page 417
    Background and Objectives
    Pain acts as a defensive mechanism of body, which occurs following tissue damage. It is expected in surgical wounds. With regard to negative clinical outcomes resulting from surgery pain, this study was conducted to investigate the quality of pain control after appendectomy. Methds: In this descriptive, cross- sectional and prospective study, 200 patients undergoing appendectomy were randomly selected. Pain control in all of the patients was managed for 8 hours using narcotics injected intramuscularly. The patients were studied during 12 hours after surgery. The rating scale of 0-10 grade was used to estimate pain severity. The collected data were analysed by SPSS.
    Results
    From 200 patients experiencing appendectomy, 101 (50.5%) were female and 99 (49.5%) were male. Pain was controlled with pethidine, methadon and pentazocin in 123 (61.5%), 51 (25.5%) and 26 (13%) patients, respectively. In 98 (49%) patients there was severe pain following the surgery. The most severe pain belonged to 21 (80.7%) patients who received pentazocin.
    Conclusions
    With regard to multiple complications and problems resulting from pain after appendectomy, careful control of pain and more attention is necessary.
    Keywords: Pain, Pain Management, Post Operative Pain, Appendectomy