فهرست مطالب

دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال بیستم شماره 4 (پیاپی 53، زمستان 1386)
  • سال بیستم شماره 4 (پیاپی 53، زمستان 1386)
  • تاریخ انتشار: 1386/10/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهدی تبریزی زاده، زاهد محمدی، محمد جواد برزگر بفرویی صفحه 263
    چکیده:
    زمینه و هدف
    مهر و موم نمودن کانال ریشه پس از خارج کردن پالپ به ویژه در کانال های عفونی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. در این راستا مواد متعددی معرفی شده اند. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی قابلیت مهر و موم کنندگی اپیکالی MTA به عنوان ماده پرکننده کانال در مقایسه با تکنیک استاندارد تراکم جانبی گوتاپرکا بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی از 36 دندان تک کانال سنترال و کانین فک بالای انسان استفاده شد. پس از آماده و ضد عفونی کردن دندان ها توسط محلول 1% هیپوکلریت سدیم، تاج آنها از ناحیه سرویکال قطع شد. سپس دندان ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه MTA (15n=)، گروه گوتاپرکا و سیلر AH26 (15n=) و گروه های کنترل منفی و مثبت که هر کدام شامل سه دندان بودند. کانال دندان ها در هر چهار گروه با روش back step آماده سازی شد. پس از پر کردن کانال ها با مواد مورد نظر تمام دندان ها به مدت 72 ساعت در داخل رنگ متیلن بلو 1% قرار گرفتند. سپس شفاف سازی دندان ها انجام پذیرفت و در نهایت میزان نفوذ رنگ با استفاده از میکروسکوپ اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده با تست آماری T با 05/0P< به عنوان سطح معنی داری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار نفوذ رنگ در گروه گوتاپرکا و سیلر1/2± 1/1 میلی متر و در گروه MTA 1/2 ± 4/3 میلی متر بود. آنالیز آماری تفاوت بین دو گروه آزمایش معنی دار بود (013/0=P).
    نتیجه گیری
    بر اساس مطالعه حاضر به نظر می رسد که پرکردن کانال با استفاده از گوتاپرکا و سیلر AH26 مهر و موم اپیکالی بهتری نسبت به MTA ایجاد می کند ولی انجام مطالعات با روش های متفاوت مثل نفوذ میکروبی برای بررسی دقیقتر توانایی قابلیت مهر و موم کنندگی MTA ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: پرکردن کانال، MTA، نفوذ رنگ، ریزنشت آپیکال
  • شاهین کسرایی، محمد جواد عصاری، حمیدرضا عبدالصمدی، خسرو مانی کاشانی، سوما عرب زاده صفحه 268
    چکیده:
    زمینه و هدف
    امروزه دندانپزشکی زیبایی به عنوان یک درمان جدایی ناپذیر از دندانپزشکی مدرن مورد قبول واقع شده است. در این میان سفیدسازی دندان ها روشی موثر، ایمن و محافظه کارانه در درمان دندان های بدرنگ و تغییر رنگ یافته می باشد. اگرچه درمان سفیدسازی اغلب در دندان های قدامی صورت می گیرد اما ممکن است در هنگام قرار دادن ژل بوسیله تری، ژل سفید کننده در تماس با ترمیم های آمالگام قبلی بیمار قرار گرفته و موجب خوردگی آمالگام، تسهیل در حل شدن فازهای آمالگام و افزایش آزادسازی جیوه از آن گردد. جیوه آزاد شده طی درمان سفیدسازی دندان ها به روش تری می تواند جذب شده و موجب افزایش سطح جیوه بدن گردد. هدف از این مطالعه تعیین و مقایسه مقدار جیوه آزاد شده از آمالگام های ایرانی و خارجی، هچنین کروی و مخلوط در دو وضعیت پرداخت شده و پرداخت نشده پس از تاثیر ژل کربامید پراکساید16% بود.
    روش بررسی
    این مطالعه به روش تجربی آزمایشگاهی بر روی 256 قرص آمالگام ایرانی و خارجی با شکل ذرات کروی و مخلوط صورت گرفت. نمونه های تهیه شده در آب مقطر قرار گرفته و بر اساس نوع آمالگام،هچنین شکل ذرات و وضعیت پرداخت سطح به گروه های مجزا تقسیم شدند. نمونه های گروه های آزمون در ژل کربامیدپراکساید 16% Nite White و گروه کنترل در بافر فسفاته با 5/6 =pH به مدت 14 و 28 ساعت قرار گرفتند. پس از این مرحله مقدارجیوه آزاد شده از گروه ها با استفاده از سیستم آنالیز جیوه AVA-440 (Thermo Jarrell Ash model SH/229) با روش جذب اتمی بخار سرد اندازه گیری گردید. یافته های به دست آمده با آزمون های t،ANOVA چهار طرفه و سه طرفه تجزیه و تحلیل گردید. 05/0P< به عنوان سطح معنی داری درنظر گرفته شد.
    یافته ها: ژل کربامید پراکساید 16% Nite White موجب افزایش قابل توجه آزادسازی جیوه از آمالگام های تمامی گروه های آزمون گردید (05/0P<). مقدار آزاد شدن جیوه از آمالگام های ایرانی نسبت به آمالگام های خارجی بیشتر بود (05/0P<). نتایج نشان داد که آمالگام های کروی و مخلوط به لحاظ آزادسازی جیوه تحت تاثیر ژل سفیدکننده از نظر آماری تفاوت معنی دار نداشتند (05/0P>). مقدار آزاد شدن جیوه از آمالگام های ایرانی و خارجی وابسته به زمان بود (05/0P<). همچنین با توجه به ترکیب آلیاژ آمالگام (ایرانی ویا خارجی) مقدار جیوه آزاد شده از آمالگام پرداخت نشده بیشتر از جیوه آزاد شده از آمالگام های پرداخت شده بود (05/0P<).
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که قرارگیری آمالگام در معرض ژل کربامید پراکساید 16% مقدار جیوه آزاد شده از آمالگام را افزایش می دهد. نوع آمالگام مدت زمان قرارگیری و وضعیت پرداخت سطحی تاثیر معنی داری در مقدار آزادسازی جیوه از آمالگام تحت اثر ژل سفیدکننده دارد. از آمالگام ایرانی جیوه بیشتری آزاد گردید.
    کلیدواژگان: ژل کربامید پراکساید، Nite White، آمالگام، سفید کردن دندان، جیوه، صیقلی نمودن
  • حکیمه سیادت، علی میرفضائلیان، مرضیه علی خاصی، محسن محمد علیزاده صفحه 276
    چکیده:
    زمینه و هدف
    یکی از فاکتورهای مهم در موفقیت ایمپلنت های دندانی تطابق لبه ای casting و اباتمنت در ایمپلنت های سمان شونده می باشد. overhang و gap در مارجین ایمپلنت می تواند سبب لقی، تحلیل استخوان کرستال، peri-implantitis و از دست رفتن اسئواینتگریشن شود. علیرغم دقت در مراحل واکس آپ، سیلندرگذاری و ریختگی، عدم تطابق لبه ای اجتناب ناپذیر است. هدف از این تحقیق تعیین میزان gap و overhang در ناحیه finish line کوپینگ های فلزی می باشد که با سه روش casting با دو نوع آلیاژ بر روی ایمپلنت های ITI تهیه شده اند.
    روش بررسی
    در این بررسی تجربی آزمایشگاهی چهل و هشت آنالوگ اباتمنت به صورت تصادفی به شش گروه تقسیم شدند. گروه اول: burn-out cap که با آلیاژ قیمتی بگوستار ریخته شد. گروه دوم: impression cap که با آلیاژ قیمتی بگوستار ریخته شد. گروه سوم: wax-up مستقیم بر روی آنالوگ اباتمنت که با آلیاژ قیمتی بگوستار ریخته شد. گروه چهارم: burn-out cap که با آلیاژ غیرقیمتی Verabond 2 ریخته شد. گروه پنجم: impression cap که با آلیاژ غیرقیمتیVerabond 2 ریخته شد. گروه ششم: wax-up مستقیم بر روی آنالوگ اباتمنت که با آلیاژ غیرقیمتی Verabond 2 ریخته شد. جهت یکسان سازی نمونه ها واکس آپ به ضخامت 7/0 میلی متر انجام شد، سپس یک ایندکس پوتی تهیه گردید. از ریمر جهت تصحیح finish line تمام گروه ها استفاده شد. کلیه فریم ها بر روی آنالوگ اباتمنت قرار داده شدند. سپس نمونه ها در آکریل شفاف قرار داده و توسط دستگاه ایزومت برش داده شدند. کلیه گروه ها توسط دستگاه پالیش پرداخت و با اولتراسونیک تمیز شدند. سپس نمونه ها در حدفاصل casting وanalogue در مارجین مزیالی و دیستالی نمونه های برش خورده توسط SEM از نظر اندازه گپ و Overhang با بزرگنمایی 200 مورد ارزیابی قرار گرفتند. متوسط میزان gap و overhang مارجین ها برای هر گروه محاسبه شد. داده ها توسط تست آماری Multivariate و تست post-hoc Bonferroni با α=0.05 آنالیز شد.
    یافته ها
    میزان gap در سه روش کستینگ burn out cap و impression cap وwax up و با دو نوع آلیاژ (BegoStar, Verabond 2) با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند (056/0p=). میزان gap در سه روش کستینگ burn out cap و impression cap وwax up صرف نظر از نوع آلیاژ با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند (092/0p=). میزان gap در نمونه های ساخته شده از آلیاژ طلا به طور معنی داری کمتر از نمونه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال بود)001/0(p<. میزان overhang در سه روش کستینگ و با دو نوع آلیاژ با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند (093/0p>). میزان overhang گروه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال به طور معنی داری کمتر از نمونه های ساخته شده با آلیاژ طلا بود (001/0p<). میزان overhang در نمونه های basemetal که با روش impression cap ریخته شده بودند بیش از دو روش کستینگ دیگر بود (001/0p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به محدودیت های این مطالعه میزان gap در نمونه های ریخته شده با آلیاژ طلا کمتر از نمونه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال بود. میزان overhang گروه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال کمتر از نمونه های ساخته شده از آلیاژ طلا بود. میزان overhang در نمونه هایی که با روش ایمپرشن کپ ریخته شده اند بیش از دو روش casting دیگر بود.
    کلیدواژگان: Dental implant، Impression cap، Burn out cap، Marginal gap، Overhang، Finish line، Overextended margin، Marginal fit، Dental alloy، Marginal discrepancy
  • ابراهیم امین صالحی، صفورا امامی اردستانی صفحه 286
    چکیده:
    زمینه و هدف
    استفاده از پست های تقویت شده با فایبر در دندان های درمان ریشه شده به واسطه خواص مطلوب آنها افزایش یافته است. اما مساله مهم گیر این پست ها در داخل ریشه می باشد که با بررسی اثر استفاده از مواد و روش های مختلف در کیفیت باند می توان بهترین راه حل را پیشنهاد نمود. هدف این تحقیق ارزیابی تاثیر باندینگ های light-cure و dual-cure بر میزان استحکام باند یک نوع فایبرپست کامپوزیتی در بخش های مختلف ریشه به روش push-out به صورت آزمایشگاهی می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 20 دندان اندو شده به صورت تصادفی به 2 گروه 10تایی تقسیم شدند. در گروه اول باندینگ dual-cure، Scotchbond Multi-Purpose Plus (SBMP) (3M ESPE/USA) و در گروه دوم باندینگ light-cure، Single Bond (SB) (3M-ESPE/USA) طبق دستور کارخانه سازنده به کار برده شد. از سیمان رزینی Rely X ARC (3M ESPE/USA) داخل کانال ها استفاده و پستGlassix (Harald.Nordin SA/Switzerland) جایگذاری شد. 8 میلی متر کرونالی هر پست سیمان شده در کانال ریشه به وسیله دیسک الماسی به قطر 1/0 میلی متر به 3 قسمت مساوی تقسیم شد و قطعات توسط کاغذ سمباده نرم خیس پرداخت شدند و به ضخامت 2 میلی متر رسیدند. سپس نیرو در دستگاه Zwick از سمت اپیکال با سرعت mm/min1 تا زمان تغییر مکان پست وارد شد. برای آنالیز داده ها از آزمون های آماری one-sample Kolmogorov-Smirnov، ANOVA و T-test استفاده و 05/0 P<به عنوان سطح معنی داری درنظر گرفته شد.
    یافته ها
    اختلاف معنی دار بین دو باندینگ در ناحیه میانی مشاهده شد که در گروه SBMP میزان استحکام باند بیشتر بود)02/0(P=. در گروه SB میزان استحکام باند در ناحیه تاجی بیشتر از نواحی میانی و انتهایی بود)05/0(P<، در حالیکه دو ناحیه اخیر با هم اختلاف معنی داری نداشتند)05/0(P>. در گروه SBMP نیز میزان استحکام باند در سه ناحیه مختلف ریشه با هم تفاوت معنی داری نداشتند) 117/0(P=.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه در مطالعه حاضر میزان استحکام باند در نواحی مختلف ریشه در صورت استفاده از باندینگ dual-cure یکنواخت تر و در نواحی میانی و انتهایی بیشتر از باندینگ light-cure بود می توان استفاده از باندینگ dual-cure جهت سیمان کردن پست های کامپوزیتی در داخل کانال ریشه را توصیه نمود.
    کلیدواژگان: پست های تقویت شده با فایبر، تست push، out، استحکام باند، باندینگ
  • طاهره حسین زاده نیک، مریم حبیبی، بنفشه گلستان، حمیدرضا باریکانی صفحه 294
    چکیده:
    زمینه و هدف
    chin cup به عنوان یک وسیله ارتوپدیک در درمان بیماران Cl III اسکلتی به کار می رود. میزان حرکت چانه به سمت جلو و تغییرات استخوانی این ناحیه در بهبود نمای صورتی بیماران Cl III اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه تعیین میزان تغییرات مورفولوژیک سمفیز به دنبال درمان با chin cup در بیماران Cl III اسکلتی می باشد.
    روش بررسی
    این کارآزمایی بالینی به منظور ارزیابی تاثیر chin cup بر روی مورفولوژی سمفیز، بر روی 14 بیمار Cl III اسکلتی تحت درمان باchin cup انجام شد و در کل 28 سفالومتری قبل و بعد از درمان این بیماران مورد بررسی قرار گرفت. 7 شاخص جهت توصیف مندیبل و رابطه آن با سمفیز در حین درمان، توسط آنالیز Ricketts تعیین شد و 4 شاخص دیگر که سمفیز را به تنهایی در نظر می گرفت اندازه گیری و آنالیز آماری شد. کلیه متغیرها قبل و بعد از درمان توسط paired t test مقایسه شدند و جهت بررسی میزان همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد. در این مطالعه سطح معنی داری a برابر 05/0 درنظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این آنالیز داده ها نشان داد که ارتفاع سمفیز پس از درمان افزایش یافت (02/0=P)، عمق سمفیز پس از درمان کاهش می یافت (04/0=P) و چرخش سمفیز در جهت پایین و عقب بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق بیانگر این است که در بیماران Cl III که از نظر اسکلتی مبتلا به پروگناتیسم مندیبل می باشند، با استفاده از chin cup تغییراتی در مورفولوژی سمفیز در جهت عرضی ایجاد می شود که در بهبود پروفایل بیماران موثر می باشد. همچنین در بیمارانی که مشکل افزایش رشد ورتیکالی نداشته باشند، تغییرات عمودی سمفیز متعاقب درمان با این وسیله مطلوب است. در ضمن علاوه بر سمفیز، مندیبل و راموس هم تغییرات ابعادی در جهت پایین و عقب دارند.
    کلیدواژگان: سمفیز فک پایین، ناهنجاری Cl III، Chin cup
  • مریم بیدار، جلیل توکل افشاری، فاطمه شهرامی صفحه 300
    چکیده:
    زمینه و هدف
    استئوبلاست ها و سلول های لیگامان پریودنتال سلول های اصلی برای ترمیم زخم های پس از قطع انتهای ریشه هستند. تماس مستقیم سلول های استئوبلاست با مواد پرکردگی نقش حیاتی در ترمیم زخم های جراحی دارد. چسبندگی و گسترش سلول ها بر سطح مواد، فاز ابتدایی برای فانکشن سلول است. هدف از این مطالعه ارزیابی مورفولوژی و چسبندگی سلول های استئوبلاست انسان (رده سلولی MG-63) در مجاورتIRM، MTA تیره، MTA سفید و سیمان پرتلند به عنوان مواد پرکننده انتهای ریشه و ترمیم کننده پرفوراسیون ها توسط SEM است.
    روش ارزیابی: در این مطالعه آزمایشگاهی سلول های استئوبلاست استئوسارکوم انسان از بانک سلولی انستیتوپاستور ایران تهیه و در مدیوم RPMI-1640 کشت داده شدند. مواد مورد آزمایش براساس دستور کارخانه سازنده مخلوط شده و در مجاورت سلول های استئوبلاست قرارگرفتند. پس از روزهای اول، سوم و هفتم دیسک های حاوی مواد به همراه سلول های رشد کرده بر سطح آنها فیکس شدند و توسط اسکن میکروسکوپ الکترونی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بسیاری از سلول های استئوبلاست پس از 7 روز بر سطح هر سه ماده MTA تیره و سفید و سیمان پرتلند چسبیدند و به شکل پهن (flat) یا نسبتا گرد (round) ظاهر شدند. در مجاورت IRM سلول ها به صورت کاملا گرد بدون هیچگونه چسبندگی و گسترش مشاهده شدند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر دلالت بر این دارد که سلول های استئوبلاست انسان در مجاورت MTA تیره و سفید و سیمان پرتلند به عنوان مواد پرکننده انتهای ریشه پاسخ مطلوبی نشان می دهند.
    کلیدواژگان: استئوبلاست، MTAتیره، MTA سفید، سیمان پرتلند، میکروسکپ الکترونی اسکن کننده
  • آرش دباغی، محمد جواد طهماسبی، نغمه کرباسی، حامد تابش صفحه 307
    چکیده:
    زمینه و هدف
    خصوصیات سنسیتومتریک فیلم های گروه F تحت تاثیر شرایط ظهور و ثبوت قرار می گیرد، در نتیجه با توجه به عرضه فیلم های Fو E در بازار ایران، این مطالعه با هدف ارزیابی خصوصیات سنسیتومتریک فیلم کداک InSight در شرایط ظهور و ثبوت مطب های دندانپزشکی و مقایسه آن با فیلمEktaspeed Plus انجام شد.
    روش بررسی
    در این بررسی تجربی آزمایشگاهی به کمک یک استپ وج 14 پله ای از فیلم های (EP) Ektaspeed Plus و (IP) InSight در شرایط یکسان رادیوگرافی به عمل آمد. فیلم ها طی شش روز متوالی به دو طریق دستی و اتوماتیک در محلول چامپیون (محصول شرکت ایکس ری ایران تحت نظارت چامپیون انگلستان) ظاهر و ثابت گردیدند. هم زمان با ظهور و ثبوت فیلم های اکسپوز شده، از فیلم های اکسپوز نشده EP و IP جهت ثبت میزان دانسیته(Base plus Fog density) B+F استفاده شد. سرعت و کنتراست فیلم ها پس از رسم منحنی مشخصه آنها و براساس تعاریف ISO اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ANOVA یک طرفه و T با 05/0P< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    فیلم IP بین 20 تا 22% سریعتر از فیلم EP بود (20% در شرایط ظهور و ثبوت دستی و 22% در شرایط اتوماتیک). فیلم IP در شرایط اتوماتیک همیشه در محدوده سرعت F قرار داشت ولی در شرایط ظهور و ثبوت دستی در روزهای نخست (محلول نو) در محدوده F و درروزهای پایانی (محلول کهنه) در محدوده E قرار گرفت. کنتراست هر دو نوع فیلم در سیستم اتوماتیک مشابه هم ولی در سیستم دستی درفیلم EP بیشتر بود. میزان دانسیته B+F در هر دونوع فیلم در محدوده استاندارد (کمتر از35/0) بود و با افزایش عمر محلول کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    فیلم InSight یک فیلم F است که سرعت آن حداقل 20% بیشتر از فیلم Ektaspeed Plus می باشد و ظهور و ثبوت آن در شرایط عادی مطب در محلول تازه منجر به کاهش تابش اشعه به بیمار می شود. کهنگی محلول تا 6 روز سرعت آن را کاهش می دهد ولی کیفیت تصویر آسیبی نمی بیند و استفاده از آن سبب کاهش اکسپوژر بیمار می گردد.
    کلیدواژگان: رادیوگرافی، فیلم دندانی، سرعت، ظهوروثبوت دستی، ظهوروثبوت اتوماتیک، سنسیتومتری، فیلم E، فیلمF
  • حمید محمود هاشمی، پریسا شکری صفحه 313
    چکیده:
    زمینه و هدف
    حرکات قطعه پروگزیمال در پی عقب راندن قطعه دیستال در استئوتومی های راموس از پیامد های ناخواسته جراحی ارتوگناتیک است. استئوتومی ورتیکوساژیتال داخل د هانی روش نسبتا جدیدی از استئوتومی راموس است که به نظر می رسد از نظر تئوریک قادر باشد تا حرکات قطعه پروگزیمال را به حداقل برساند. در این مطالعه تغییرات عرض اینترگونیال مندیبل و زاویه flaring راموس ها در پی انجام دو تکنیک استئوتومی با یکدیگر مقایسه شده است.
    روش بررسی
    در این تحقیق که به صورت کارآزمایی بالینی انجام شد، 20 بیمار با پروگناتیسم مندیبل بدون آسیمتری انتخاب شدند. 10 بیمار تحت جراحی Intraoral Verticosagittal Ramus Osteotomy (IVSRO)و 10 بیمار تحت جراحیBilateral Sagittal Split Ramus Osteotomy (BSSRO) به منظور set-back فک پایین قرار گرفتند. عرض اینترگونیال و زاویه flaring راموس ها در رادیوگرافی های قبل از عمل و یک و 12 هفته بعد عمل اندازه گیری و ثبت شد. مقادیر تغییرات با استفاده از آزمون آماری کوواریانس بین دو گروه با 05/0P< به عنوان سطح معنی داری مقایسه گردید.
    یافته ها
    تغییرات عرض اینترگونیال و زاویه flaring راموس در هر گروه بعد از عمل به فاصله یک و 12 هفته معنی دار بود. در زمان های یک و 12 هفته پس از جراحی تغییرات عرض اینترگونیال در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت (5/0P=). تغییرات ایجاد شده در flaring راموس ها نیز بعد از یک و 12 هفته بین دو گروه اختلاف معنی داری نداشت (به ترتیب 9/0 P=و 3/0P=).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر دو تکنیک مورد مطالعه از نظر تغییرات عرض مندیبل و زاویه flaring راموس ها بعد از عمل اختلاف قابل توجهی با یکدیگر ندارند.
    کلیدواژگان: استئوتومی ساژیتال اسپلیت دو طرفه، استئوتومی ورتیکو ساژیتال داخل د هانی، عرض اینترگونیال، flaring
  • یدالله سلیمانی شایسته، افشین خورسند، بهروز حبیبی صفحه 318
    چکیده:
    زمینه و هدف
    یکی از چالش های علم پریودنتیکس زیبایی و به خصوص بازسازی پاپیلای بین دندانی از دست رفته می باشد. تاکنون تکنیک های متفاوتی جهت بازسازی پاپیلا ابداع و تجربه شده است که از نظر ثبات نتایج بدست آمده، به طور کامل قابل پیش بینی نیستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه امکان بازسازی پاپیلای بین دندانی توسط پیوند بافت همبند با و بدون استفاده از ماده Emdogain در بیماران مبتلا به این عارضه انجام شد.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی 40 پاپی تحلیل رفتهClass II (طبقه بندی (Nordland Tarnowدر 18 بیمار (14زن و 4مرد) مورد مطالعه قرار گرفتند. پاپی ها به طور تصادفی به دو گروه درمانی تقسیم شدند. گروه تست بوسیله پیوند بافت همبند و Emdogain و گروه کنترل به وسیله پیوند بافت همبند به تنهایی، تحت درمان قرار گرفتند. شاخص های پریودنتال شامل ارتفاع پاپیلا (فاصله عمودی راس پاپیلا تا سمت اپیکال نقطه تماس بین دندانی یا (PH)، عمق پاکت پریودنتال (PPD) و سطح چسبندگی بالینی (CAL) قبل از درمان و 3 و 6 ماه بعد از درمان اندازه گیری شدند. در روز دهم و ماه اول پس از درمان فقط ارتفاع پاپیلا اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون اندازه های تکراری (repeated measures) با 05/0P< به عنوان سطح معنی داری استفاده شد.
    یافته ها
    در گروه کنترل میانگین ارتفاع پاپیلا از 89/0 38/3 به 93/0 85/2 در ماه سوم و 95/0 90/2 در ماه ششم رسید. میانگین PPD از68/0 8/2 به 70/0 55/2 در ماه سوم و 25/1 06/3 در ماه ششم رسید. میانگین CAL از 29/1 88/3 به 25/1 79/3 در ماه سوم و 44/1 11/4 در ماه ششم رسید. در گروه با emdogain میانگین ارتفاع پاپیلا از 91/0 98/2 به 55/1 45/2 در ماه سوم و 48/1 55/2 در ماه ششم رسید. میانگین PPD از 49/1 75/2 به 38/1 63/2 در ماه سوم و 39/1 88/2 در ماه ششم رسید. میانگین CAL از 24/1 75/3 به 45/1 01/4 در ماه سوم و 63/1 28/4 در ماه ششم رسید. آزمون اندازه های تکراری تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه درمانی از نظر مقادیر ارتفاع پاپیلا، PPD و CAL نشان نداد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه، کاربرد پیوند آزاد بافت همبندی با یا بدون emdogain در بازسازی ارتفاع پاپیلای بین دندانی، کاهش PPD و بهبود CAL تفاوت معنی داری با هم ندارند و افزایش ارتفاع ایجاد شده در پاپیلا در هر دو گروه از نظر کلینیکی به حدی نبود که رضایت بیمار را جلب نماید.
    کلیدواژگان: پاپیلای بین دندانی از دست رفته، emdogain، بازسازی پاپیلای بین دندانی
  • سکینه آرامی، معصومه توسطی خیری، معصومه حسنی طباطبایی، اسماعیل یاسینی، ایوب پهلوان، مریم قوام، منصوره میرزایی، حمید کرمانشاه، شوری فروتن صفحه 324
    چکیده:
    زمینه و هدف
    توانمندی روش ها و مواد موجود برای ضدعفونی سطوح کار از اهمیت زیادی برخوردار است. در مطالعه ای که در سال 1382 برای بررسی میزان آلودگی بخش ترمیمی به عفونت HBV انجام شد، بعد از مشاهده آلودگی قسمت های نیمه بحرانی بخش به ویروس هپاتیت B استفاده روزانه از محلول ضدعفونی کننده هیپوکلریت سدیم 5% با رقت 2:100 و استفاده از روکش های یک بار مصرف توصیه گردید. هدف از این مطالعه ارزیابی وضعیت بخش از لحاظ آلودگی به HBV در شرایط فعلی (استفاده روزانه از محلول ضدعفونی کننده هیپوکلریت سدیم 5% با رقت 2:100 و استفاده از روکش های یک بار مصرف) بود.
    روش بررسی
    این تحقیق در دو مرحله انجام شد: در مرحله اول که از نوع مقطعی بود آلودگی بهHBV در 17 قسمت از سطوح و وسایل بررسی شد. این 17 قسمت عبارت بودند از: تیوب های کامپوزیت، نمونه رنگ، بطری های سمان، شیر دستشویی مخصوص هپاتیت، دستگیره کشوی نگهداری مواد، کلید و پریزهای برق، گوشی تلفن، دستگیره درب ورودی، دستگیره درب اتاق پرسنل، دستگیره فور، دستگیره آمالگاماتور، محل قرارگیری کپسول در آمالگاماتور و جا صابونی. در مرحله دوم که از نوع مداخله ای بود، آلودگی بهHBV در 10 ناحیه از یونیت ها، همچنین سه ناحیه از دو دستگاهlight cure (نوک،دسته و کلید) قبل وبعد از ضدعفونی بررسی شد. نمونه برداری به وسیله سواب پنبه ای استریل و محلول ترانسپورت BSAS (Bovine Serum Albumin in Sodium Chloride) انجام شد. بررسی نمونه ها از نظر آلودگی به HBV در انستیتو پاستور ایران و به روش واکنش زنجیره پلیمراز (PCR) صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده ازبخش اول مطالعه، نشان دهنده عدم آلودگی 17 قسمت نمونه برداری شده از سطوح و وسایل بود. در بخش دوم مطالعه از 96 جایگاه نمونه برداری شده از قسمت های مختلف یونیت ودستگاه های light cure، قبل و بعد از ضدعفونی، تنها یک جایگاه قبل از ضدعفونی آلوده به HBV بود که آلودگی پس از ضدعفونی رفع گردید.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه حاضر، ضدعفونی با رقت 2:100 از محلول هیپوکلریت سدیم 5% و استفاده از روکش های یکبار مصرف در رفع آلودگی HBV موثر بوده است.
    کلیدواژگان: ضدعفونی، تجهیزات دندانپزشکی، هیپوکلریت سدیم
|
  • Tabrizizadeh M., Mohammadi Z., Barzegar Bafruyi Mj Page 263
    Background And Aim
    Sealing the root canal system is of great importance in endodontic treatment especially in infected teeth. Several materials have been introduced for this purpose. The aim of the present study was to evaluate the sealing ability of MTA as an orthograde root filling material and compare it with laterally condensed gutta-percha with sealer.
    Materials And Methods
    Thirty-six extracted human maxillary central and canine teeth were used in this experimental study. After preparation and surface disinfection with 1% NaOCl solution, the crowns of the teeth were cut at cemento-enamel junction.Roots were randomly divided into four groups: two experimental groups of 15 roots each (gutta-percha with AH26 sealer and MTA) and two control groups of 3 roots each (positive and negative). After root canal preparation and filling, the sealing ability of each technique was assessed by immersion in 1% methylene blue dye for 72 hours. Then the teeth were cleared and the extent of dye penetration was measured with a stereomicroscope. Data were analyzed by T-test with P<0.05 as the level of significance.
    Results
    The results showed that the mean microleakage was 1.1mm (SD=2.1) in the gutta percha group and 3.4mm (SD= 2.1) in the MTA group.This difference was statistically significant (P=0.013).
    Conclusion
    Based on the results of this study, canal obturation with gutta-percha and AH26 sealer may provide a better apical seal compared with MTA. However, further studies on microbial leakage are needed for more precise evaluation of the sealing ability of MTA.
  • Kasraie Sh., Assary Mj., Abdosamadi Hr., Mani Kashani Kh., Arabzadeh S. Page 268
    Background And Aim
    Nowadays, esthetic dentistry has become an important part of modern dentistry. Bleaching is considered as a conservative, safe and effective way for treatment of discolored teeth. Although bleaching is commonly used on anterior teeth, the bleaching gel may come into contact with patient's former amalgam restorations and result in corrosive effects, dissolution of amalgam phases and increasing release of mercury. Mercury released from dental amalgam during mouthguard bleaching can be absorbed and increase the total mercury body burden. The aim of this study was to determine the amount of mercury released from Iranian and foreign brands of amalgams with spherical and admixed particles, polished and unpolished, after 16%carbamide peroxide gel application.
    Materials And Methods
    This experimental in vitro study was performed on 256 Iranian and foreign amalgam samples with spherical and admixed particles. The provided samples were put in distilled water and classified according to the type of amalgam, shape of particles and quality of surface polishing. The test samples were placed in Nite White 16% carbamid peroxide gel and control samples were put in phosphate buffer (Ph=6.5) for 14 and 28 hours. The amount of released mercury was calculated using AVA-440 Mercury Analysis System (Thermo Jarrell Ash model SH/229) with cold-vapor atomic absorption. Data were analyzed using t-test, four way and three way ANOVA tests with P<0.05 as the level of significance.
    Results
    16% Nite White carbamide peroxide gel caused a significant increase in amount of mercury released from amalgams in all groups (P<0.05). Mercury release from Iranian amalgam was higher than that from the foreign brands (P<0.05). There was no significant difference in mercury released from spherical and admixed amalgams (P>0.05). The amount of mercury released from Iranian and foreign amalgams was time dependent (P<0.05). Furthermore, the amount of mercury released from unpolished amalgams was higher than polished ones (P<0.05).
    Conclusion
    The present study indicated that exposure of amalgam to 16% Nite White carbamide peroxide gel causes a significant increase in mercury release from the amalgam which is significantly influenced by the brand, exposure time, and surface polishing.
  • Siadat H., Mirfazaelian A., Alikhasi M., Mohammad Alizadeh M. Page 276
    Background And Aim
    An important criterion for success assessment of implant-supported prostheses is marginal fit. Vertical and horizontal discrepancy can result in loosening of the prosthetic screw, crestal bone resorption, peri-implantitis and loss of osseointegration. Despite careful attention to waxing, investing, and casting, marginal discrepancies are inevitable. The aim of this study was to evaluate the marginal gap and overhang in three casting methods with two different alloys in ITI implants.
    Materials And Methods
    In this experimental in vitro study 48 analog abutments were randomly divided into six groups as follows: 1) burn out cap + BegoStar, 2) impression cap + BegoStar, 3) conventional wax up + BegoStar, 4) burn out cap + Verabond2, 5) impression cap + Verabond2, 6) conventional wax up + Verabond2. Waxing was done in 0.7 mm thickness verified by a digital gauge and a putty index was made for all groups. Reamer was used for correction of the finish line after casting in all groups. Castings were seated on analog abutments and embedded in acrylic resin. Specimens were sectioned by isomet instrument and polished and cleaned by ultrasonic cleaner for 10 min. The marginal gap and overextended margins of castings were examined under a Scanning Electron Microscope (SEM) (X200). The mean gap and margin overextension were calculated for each group. Data were analyzed by multivariate analysis and Bonferroni post-hoc test with p<0.05 as the level of significance.
    Results
    No significant difference in gap size was observed among the three casting methods with two alloys (P=0.056). The marginal gap was not different in the studied casting methods (P=0.092). Gold alloy crowns showed lower marginal gaps compared to base metal alloy crowns (P<0.001). No significant difference in overhang size was observed among casting methods with two alloys (P=0.093). Base metal alloy crowns showed less overhang compared to gold alloy crowns (P<0.001). There was a significant correlation between overhang and use of impression cap in base metal alloys (P<0.001).
    Conclusion
    Based on the results of this study, vertical discrepancy of frameworks made with gold alloy were less than those made with base metal alloy. Base metal alloy demonstrated less overhang. Conventional wax up or using burn out caps produced less horizontal discrepancy.
    Keywords: Dental implant, Impression cap, Burn out cap, Marginal gap, Overhang, Finish line, Overextended margin, Marginal fit, Dental alloy, Marginal discrepancy
  • Aminsalehi E., Emami Ardestani S. Page 286
    Background And Aim
    The use of fiber reinforced posts in endodontically treated teeth has become increasingly common. But their retention in root canals must be considered seriously. The aim of this study was to evaluate the effect of light-cure and dual-cure bondings on regional bond strength of a fiber composite post.
    Materials And Methods
    In this experimental in vitro study, 20 endodontically treated teeth were randomly divided into two groups. In the first group, a dual-cure bonding (Scotchbond Multi-Purpose Plus, 3M ESPE/USA) [SBMP] was used and in the other group, a light-cure bonding (Single Bond, 3M ESPE/USA) [SB] was applied according to the manufacturer's instructions. A dual-cure resin cement (Rely X ARC, 3M ESPE/USA) was used to cement the post (Glassix, Harald Nordin SA,Switzerland). Coronal 8mm of cemented posts were sectioned in equal thirds using a 0.1mm diamond disc. Each slice was polished by a soft and wet abrasive paper in order to get a 2mm thickness. Loading was performed by a testing machine (Zwick/Germany) at a speed of 1mm/min until the post was dislodged. Data were analyzed using one-sample Kolmogorov-Smirnov, T and ANOVA tests with P<0.05 as the level of significance.
    Results
    There was a significant difference between the two adhesive systems in the middle third of the canal block with higher bond strength in SBMP group (p=0.02). In SB group the bond strength of the cervical region was higher than the middle and apical thirds (p<0.05). In SBMP group, there was no statistically difference between bond strength of the three regions (p=0.117).
    Conclusion
    Based on the results of this study, dual-cure bonding could be recommended for composite post cementation into root canals, because its bond strength was more uniform in different regions of root and greater in the middle and third regions.
  • Hosseinzadeh Nik T., Habibi M., Golestan B., Barikani Hr. Page 294
    Background And Aim
    Chin cup is an orthopedic appliance for treating growing skeletally Cl III patients. The amount of chin forward movement in addition to morphologic changes in bony structure, determines the final profile of treated patients. The aim of this study was to evaluate the amount of morphologic changes of symphysis after chin cup therapy in skeletally Cl III patients.
    Materials And Methods
    In this clinical trial, twenty eight cephalometries before and after chin cup therapy of 14 skeletally Cl III patients were analyzed. Landmarks introduced by Ricketts were determined to evaluate the symphysis and describe its relation to mandible. َAlso four additional measurements regarding the symphysis individually were evaluated and analyzed. Data were analyzed by paired t and pearson tests with P<0. 05 as the level of significance.
    Results
    The results showed that the height of symphysis increased after treatment (P=0. 02), but its depth decreased (P=0. 04). The sysmphysis turned down and back.
    Conclusion
    These findings suggest that in Cl III malocclusions with a prognathic mandible, chin cup therapy creates changes in the horizontal dimension of symphysis morphology, which improves the Cl III profile. If the patient isnt a vertical grower, vertical changes of symphysis would be desirable. In addition, changes in the vertical dimension of the mandible (body and ramus) could be observed as a backward and downward rotation.
  • Bidar M., Tavakol Afshari J., Shahrami F. Page 300
    Background And Aim
    Osteoblasts and periodontal ligament cells play a major role in wound healing after root end resection. The interaction of osteoblasts with filling materials is critical in healing of surgical lesions. The aim of this study was to evaluate the morphology and adhesion of human osteoblasts (MG-63 cell line) in contact with IRM, gray MTA, white MTA and Portland cement (PC) as root end filling materials.
    Materials And Methods
    In this in vitro study, human osteoblasts of osteosarcoma were provided from the cell bank of Iran Pasteur Institute, and cultured in RPMI 1640 medium. Test materials were mixed according to the manufacturer's instructions and placed in contact with osteoblast cells. After the first, third and seventh days discs of materials with grown cells were fixed and examined by scanning electron microscopy.
    Results
    Results showed that after 7 days most of the osteoblasts were attached to the surface of both gray and white MTA and PC and appeared flat or round, however cells adjacent to IRM were round without any adhesion and spread.
    Conclusion
    Based on the results of this study, human osteoblasts have a favorable response to gray and white MTA and Portland cement compared to IRM.
  • Dabaghi A., Tahmasbi Mj., Karbasi N., Tabesh H. Page 307
    Background And Aim
    Processing conditions affect sensitometric properties of X-ray films. In this study, we aimed to evaluate the sensitometric characteristics of InSight (IP), a new F-speed film, in fresh and used processing solutions in dental office condition and compare them with Ektaspeed Plus (EP).
    Materials And Methods
    In this experimental in vitro study, an aluminium step wedge was used to construct characteristic curves for InSight and Ektaspeed Plus films (Kodak Eastman, Rochester, USA).All films were processed in Champion solution (X-ray Iran, Tehran, Iran) both manually and automatically in a period of six days. Unexposed films of both types were processed manually and automatically to determine base plus fog density. Speed and film contrast were measured according to ISO definition. Data were analyzed using one-way ANOVA and T tests with P<0.05 as the level of significance.
    Results
    IP was 20 to 22% faster than EP and showed to be an F-speed film when processed in automatic condition and E-F film when processed manually. Also it was F-speed in fresh solution and E-speed in old solution. IP and EP contrasts were similar in automatic processing but EP contrast was higher when processed manually. Both EP and IP films had standard values of base plus fog (<0.35) and B+F densities were decreased in old solution.
    Conclusion
    Based on the results of this study, InSight is a F-speed film with a speed of at least 20% greater than Ektaspeed. In addition, it reduces patient exposure with no damage to image quality
  • Mahmood Hashemi H., Shokri P. Page 313
    Background And Aim
    Proximal segment movements following different methods of ramus osteotomy is one of the undesired consequences of orthognathic surgery. Theoretically, it seems that intraoral verticosagittal ramus osteotomy can minimize the movement of proximal segment. In this study, changes in intergonial distance and ramus flaring angles were evaluated and compared in transverse plane after mandibular set back by two osteotomy techniques.
    Materials And Methods
    In this randomized clinical trial 20 patients with mandibular prognathism without any asymmetry were selected and divided into two groups of 10 each.One group was treated by bilateral sagittal split ramus osteotomy and the other by intraoral verticosagittal ramus osteotomy technique. Intergonial width and inner ramal angle in transverse plane were measured on radiographs before and 1 and 12 weeks post surgery. Data were analyzed using covariance test with P<0.05 as the level of significance.
    Results
    Changes of intergonial distance and interramal angle in each group were significant after 1 and 12 weeks after surgery. No statistically significant difference was observed between the two studied groups.
    Conclusion
    According to the results of this study, there is no difference between bilateral sagittal split and intraoral verticosagittal ramus osteotomy techniques regarding mandibular width and ramus flaring changes.
  • Soleymani Shayesteh Y., Khorsand A., Habibi B. Page 318
    Background And Aim
    Improving esthetics is a major goal in periodontal treatments and specially reconstruction of dental papilla is of great importance. Different techniques have been developed, however the results are not completely predictable. The aim of the present study was to compare the possibility of papilla reconstruction using connective tissue graft with and without Emdogain.
    Materials And Methods
    In this clinical trial, 40 class II lost interdental papilla (Nordland- Tarnow classification) in 18 patients (4 male and 14 female) were studied. Samples were randomly devided into two groups. Case group was treated by connective tissue graft and emdogain (Straumann-USA) and controls were treated using connective tissue graft only. Periodontal parameters including papilla height (PH), periodontal pocket depth (PPD) and clinical attachment level (CAL) were measured before surgery, and 3 and 6 months after treatment. At the tenth days and 1 month after treatment only the papilla height was measured. Repeated measures analysis was used for data analysis with p<0.05 as the level of significance.
    Results
    In the control group the mean papilla height changed from 3.38 0.89 to 2.85 0.93 on the 3rd month and 2.90 0.95 on the 6th month. The mean PPD changed from 2.8 0.68 to 2.55 0.70 on the 3rd month and 3.06 1.25 on the 6th month. The mean CAL changed from 3.88 1.29 to 3.79 1.25 on the 3rd month and 4.11 1.44 on the 6th month. In test group the mean papilla height changed from 2.98 0.91 to 2.45 1.55 on the 3rd month and 2.55 1.48 on the 6th month. The mean PPD changed from 2.75 1.49 to 2.63 1.38 on the 3rd month and 2.88 1.39 on the 6th month. The mean CAL changed from 3.75 1.24 to 4.01 1.45 on the 3rd month and 4.28 1.63 on the 6th month. These differences were not significant between the studied groups (P>0.05).
    Conclusion
    Based on the results of this study, use of connective tissue with or without emdogain is not effective in interdental papilla reconstruction.
  • Arami S., Tavassoti Kheiri M., Hasani Tabayabaie M., Yasini E., Pahlavan A., Ghavam M., Mirzaie M., Kermanshah H., Forootan Sh., Ahrabi S., Tabatabaian M., Mahrokh L. Page 324
    Background And Aim
    The efficiency of disinfecting materials and procedures in removal of contamination from dental surfaces and equipments is essential. In author's previous study, daily use of 2:100 dilution of 5% sodium hypochlorite in water and disposable covers were recommended since HBV contamination was found on semi-critical parts of the operative dentistry department. The aim of this study was to evaluate the HBV contamination following application of the recommended procedures.
    Materials And Methods
    The study was conducted in two parts. In the first cross-sectional part, samples were collected from 17 sites of dental surfaces. In the second interventional part samples were collected from 10 sites of 9 dental and 3 sites of 2 light cure units, before and after disinfection with 5% sodium hypochlorite solution diluted to 2:100. Sterile cotton swabs moistened with sterile BSAS (Bovine Serum Albumin in Sodium Chloride) solution were used for sampling. Samples were tested by PCR technique in Pasteur Institute, Iran.
    Results
    None of the samples collected in the first part of the study showed contamination. In the second part of the study, from 96 samples taken from various parts of dental and light cure units, before and after disinfection, there was only one HBV contaminated site before disinfection which showed no contamination after disinfection.
    Conclusion
    Based on the results of this study, disinfecting procedure with 5% sodium hypochlorite solution diluted to 2:100 along with using disposable covers is effective in preventing HBV contamination.