فهرست مطالب

یافته - سال نهم شماره 1 (پیاپی 31، بهار 1386)
  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 31، بهار 1386)
  • 74 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1386/02/11
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علیرضا مصداقی نیا، مسعود یونسیان، سیمین ناصری، علی جعفری، علی مرادی، فرحناز فرحدوست، لیلا یعقوبی صفحه 3
    مقدمه
    مواجهه های محیطی معمولا با عوامل شیمیائی، فیزیکی و میکروبیولوژیک رخ میدهد. سازمان جهانی بهداشت در گزارش سال 2002 خود بار منتسب به 25 عامل خطر را محاسبه نموده که 7 عامل از این عوامل محیطی تلقی میشود. با توجه به اینکه در خصوص موضوع آلودگی محیط زیست مطالعه ای جامع در تهران صورت نگرفته است این مطالعه به منظور بررسی آگاهی ساکنین شهر تهران از آلودگی های زیست محیطی و عوارض بهداشتی مربوطه و تعیین منابع اطلاعاتی آنان انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر بصورت مقطعی بر روی 1596 نفر از ساکنین بالای 18 سال شهر تهران انجام شده است. نحوه نمونه گیری بصورت تصادفی ساده بود. داده ها به روش مصاحبه تلفنی جمع آوری گردید. برای تعیین ارتباط متغیرهای کیفی از آزمون کای دو و در صورت لزوم از شاخص OR و حدود اطمینان آن استفاده شد. روایی سوالات در هر حیطه با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. پایایی ساختاری سوالات در هر حیطه با استفاده از روش تجزیه تحلیل مولفه های اصلی بررسی گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در مجموع 2/54% از افراد مورد بررسی دارای آگاهی مناسب در زمینه آلودگی های زیست محیطی و عوارض بهداشتی مربوطه بوده اند. آگاهی زنان، جوانان (گروه سنی 18 تا 20 سال)، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی در سطح دکترا، ساکنین غرب و شمال شهر و کسانی که منبع کسب اطلاعات آنها در این مورد رادیو و تلویزیون بوده در این زمینه بیشتر بوده است. اختلاف آگاهی افراد مورد بررسی در مورد آلودگی های زیست محیطی و عوارض بهداشتی مربوطه با تحصیلات و منبع کسب اطلاعات آنها از نظر آماری معنی دار بوده است.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این مطالعه گرچه آگاهی شهروندان تهرانی در مورد برخی از موضوعات زیست محیطی و نهادهایی که در زمینه کنترل آلودگی های زیست محیطی در کشور فعالیت دارند پایین به نظر میرسد اما در مجموع آگاهی مردم در تهران در این زمینه به ویژه در مشکلات بهداشتی ناشی از آلودگی هوا مناسب ارزیابی می گردد. با توجه به اهمیت نقش عوامل زیست محیطی در سلامتی جوامع و افزایش روز افزون آنها، بدلیل گسترش زندگی ماشینی به ویژه در شهرهای بزرگ کشور لازم است جهت شناسائی و کنترل این عوامل پژوهشهای مختلفی انجام شود. انجام مطالعات مداخله ای جهت پیدا کردن راهکار مناسب و عملیاتی کردن آنها از اولویت بسیار بالایی در این زمینه برخوردار است.
    کلیدواژگان: آلودگی های زیست محیطی، آگاهی، منابع اطلاعاتی، تهران
  • سپیده وهابی، معصومه غفارزاده، ناهید لرزاده، محمودرضا مرادخانی، بهروز فرزان، پریسا گرانقدر صفحه 15
    مقدمه
    درد و تهوع و استفراغ پس از عمل (PONV) از علل بزرگ ناخوشی پس از عمل و بیهوشی می باشند. فاکتور های بسیاری بر بروز آنها موثرند که یکی از آن فاکتور ها ممکن است سیکل قاعدگی باشد. در این تحقیق اثر فاز های مختلف سیکل قاعدگی بر میزان نیاز به داروی ضد درد و ضد استفراغ بعد از عمل جراحی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی آینده نگر دو سویه کور از 63 بیمار کاندید عمل جراحی ترمیم سیستوسل- رکتوسل که شرایط لازم برای ورود به مطالعه را داشتند، پس از گرفتن رضایت نامه، تاریخچه سیکل قاعدگی آنها گرفته شد. اولین روز قاعد گی قبلی را روز اول سیکل شمرده و روز انجام عمل جراحی بر اساس آن حساب گردید و بیماران به 4 گروه تقسیم شدند 1- فاز قاعدگی و قبل از قاعدگی (روز 25 تا 26) 2- فاز فولیکولار (روز 8 تا 12) 3- فاز تخمک گذاری (روز 13 تا 15) 4- فاز لوتئال (روز 20 تا 24). تمام بیماران بصورت استاندارد تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. پس از اتمام عمل در صورتیکه بیماران در ریکاوری درجه دردی بیش از 5 برطبق VAS (visual Analogue Scale) داشتند، مپریدین (mg/kg 1) وریدی دریافت کرده و سپس به بخش منتقل میشدند. در بخش در صورت وجود درد با درجه بیش از 5 بر طبق VAS مپریدین (mg/kg 1) عضلانی و در صورت استفراغ، متوکلوپرامید (mg/kg 3/0) وریدی آهسته برای بیماران تجویز می شد. طی 24 ساعت اول بعد از عمل درجه تهوع و استفراغ و درجه درد و نیز میزان نیاز به داروها در ریکاوری، بدو ورود به بخش و ساعتهای 6 و 12 و 18 و 24 بعد از عمل ثبت شد.
    یافته ها
    این مطالعه نشان داد که درجه PONV و میزان نیاز به متوکلوپرامید در 24 ساعت اول بعد از عمل به ترتیب در فاز لوتئال و فولیکولار بیشترین و در فاز قاعدگی و قبل از قاعدگی کمترین میزان را دارد، (64/41 X2=، 001/0 p<) (9/32 X2=، 001/0 P<). همچنین درجه درد و میزان مپریدین مورد نیاز جهت کنترل آن در 24 ساعت اول در فاز لوتئال و فولیکولار بیشترین و در فاز menstrual و Premenstrual کمترین میزان است (به ترتیب 001/0 P<، 2/22 X2=، 001/0 P<، 6/41 X2=). Ø
    بحث و نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که انجام کلیه عمل های جراحی بر اساس فاز سیکل قاعدگی ممکن است بروز PONV و دردمندی و میزان تجویز داروهای بعد از عمل و هزینه های بیمارستانی را کاهش دهد
    کلیدواژگان: PONV، درجه درد، فاز قاعدگی، مپریدین، متوکلوپرامید
  • رامین مهرداد، علیرضا حسینی صفحه 23
    مقدمه
    ید 125 از جمله مواد رادیو اکتیو است که در آزمایشگاه های تشخیص طبی در روش رادیو- ایمونواسی (RIA) برای سنجش های هورمونی مورد استفاده قرار می گیرد. در بسیاری از آزمایشگاه ها تعدادی از شاغلین با این ماده در تماس هستند. در مواجهه با این ماده خصوصا مواجهه داخلی، نگرانی از عوارض تشعشعات یونیزان وجود دارد. بنابراین اقدام های حفاظتی در برابر چنین مخاطراتی الزامی است. با توجه به اینکه تاکنون در کشور هیچ بررسی در مورد مواجهه با ید 125 انجام نشده این مطالعه طراحی و اجرا گردید.
    مطالعه حاضر سعی دارد با نگرشی مقطعی وضعیت رعایت استاندارد های حفاظتی در رابطه با ید 125 را در تعدادی از آزمایشگاه های تشخیص طبی بررسی نماید.
    مواد و روش ها
    مطالعه در 13 آزمایشگاه در سطح شهر قزوین در پاییز سال 84 انجام شده و 51 نفر از پرسنل این آزمایشگاه ها که در محیط کار با ید 125 سر و کار داشتند مورد بررسی قرار گرفتند. روش کار به صورت استفاده از چک لیست حفاظتی بود که توسط پژوهشگر در محل آزمایشگاه تکمیل شد. برای بررسی میزان رعایت تناسب سلامت و شغل از کلیه نمونه ها سابقه پزشکی،تستهای آزمایشگاهی مانند CBC و TSH، سابقه خانوادگی سرطان به ویژه در بستگان درجه اول و دوم اخذ گردید، در نهایت از نمونه ها معاینه بالینی به عمل آمد.
    یافته ها
    از نظر رعایت اقدامات حفاظتی مشاهده گردید که 82 % افراد از دستکش مناسب استفاده کرده و 61% از خوردن، آشامیدن واستعمال دخانیات ومواد آرایشی در محیط آزمایشگاه پرهیز می کنند، اقدام فوری در رفع آلودگی های سطوح کاری در 90% وشستشوی دست ها در 94% موارد اجرا می شد. افراد در حین کار در همه موارد با ویالهای باز سر و کار داشتند که امکان ایجاد آئروسل وجود داشت، فقط 2% افراد از سطوح جاذب بر روی میز کار استفاده می کردند و میزان استفاده از هود مناسب 54% بود. در هیچ موردی، معاینات بدو استخدام (از نظر تناسب برای شکل) و معاینات ادواری برای حفظ سلامتی انجام نگرفته بود.
    بحث و نتیجه گیری
    وضعیت رعایت استانداردهای حفاظت فردی در آزمایشگاه های مورد مطالعه مناسبتر از اقدامات حفاظتی مدیریتی بود، انتظار می رود باآموزش کارکنان و مدیران و همچنین جدیت در بازرسی از آزمایشگاه ها بتوان شرایط بهتری را به وجود آورد.
    کلیدواژگان: ید 125، حفاظت و ایمنی، سلامت شغلی، آزمایشگاه تشخیص طبی، رادیو اکتیو
  • هدایت نظری، پریسا نامداری*، محمد جواد طراحی، افسانه بدری زاده صفحه 29
    مقدمه

    افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانپزشکی و از علل شایع ناتوانی و مرگ زودرس است. این اختلال همچنین باعث افزایش هزینه های اقتصادی تحمیل شده به فرد و جامعه می گردد. اختلال های روانی عامل پانزده درصد ناتوانی ها و مرگ های زودرس در کشورهای رو به رشد هستند. بر اساس گزارش مشترک WHO و بانک جهانی، اختلال افسردگی در صدر ده علت مهم ناتوانی و از کار افتادگی در جهان است. بنابر این شناسایی این اختلال در افراد و برخورد صحیح و درمان به موقع افسردگی آنان برای فرد، خانواده و جامعه بسیار ارزشمند است.

    مواد و روش ها

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی مقطعی با هدف غربالگری اختلال افسردگی در جمعیت 64 20 ساله شهر خرم آباد بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ساکنین شهری در مناطق دوگانه شهرداری خرم آباد بود. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد شده بک با 21 پرسش بوده است که اختلال افسردگی را می سنجد. جمعیت هر یک از نواحی سه گانه در مناطق 2 و 1 شهرداری بصورت خوشه ایو چند مرحله ای انتخاب شدند. روش نمونه گیری مناطق خوشه ایو روش نمونه گیری خانوار نمونه گیری سیستماتیک بوده است. اطلاعات جمع آوری شده با روش آماری مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    از مجموع 2740 نفر 4/33% دارای علائم اختلال افسردگی بودند که از این میان 25% دارای افسردگی خفیف، 1% شدید و 4/7% متوسط بودند. بیشترین میزان افسردگی بین 65 50 سالگی و کمترین میزان 46 30 سالگی بود. افسردگی در زنان با اختلاف ناچیزی بیشتر از مردان بود (3/34% در مقابل 4/32%). بیشترین میزان افسردگی در افراد بیوه 3/43% و کمترین آن در متاهلین 29% بود. بیشترین میزان افسردگی در مشاغل مختلف، در کارگران ساده 6/47% و کارگران تخصصی 2/43% و کمترین آن در کارمندان حرفه ای با 2/16% بوده است. بر حسب تحصیلات بیشترین افسردگی با 4/17% در مقاطع سیکل و دیپلم و کمترین آن به ترتیب در افراد بی سواد و یا با تحصیلات کم 1/7% و 6/8% با تحصیلات دانشگاهی بود. کمترین میزان افسردگی با 5/3% در افراد با درآمد بالای 200 هزار تومان و بیشترین میزان افسردگی با 7/29% در افراد با درآمد کمتر از 200 هزار تومان بوده است. همچنین بین سن، تاهل، میزان تحصیلات، شغل، میزان درآمد خانوار، نوع مسکن و افسردگی ارتباط معنی داری بدست آمد (001/0 p<) ولی بین جنس، سکونت در مناطق مختلف و افسردگی ارتباط معنی داری وجود نداشت.

    بحث و نتیجه گیری

    ارائه خدمات بهداشت روانی مسئله ای است که در کشورها کمتر به آن توجه شده است. اما تجارب پزشکان و مطالعات همه گیرشناسی نشان می دهد که اختلال های روانی از بسیاری جهات بخصوص از نظر فراوانی و شیوع و همچنین از لحاظ نیروهای انسانی کمتر از بیماری های عفونی نیستند. بنابر این شناسایی این افراد، برخورد صحیح و درمان به موقع افسردگی آنان برای افراد، خانواده و جامعه بسیار ارزشمند می باشد و منجر به کاهش زیان های مادی و معنوی ناشی از آن می شود.

    کلیدواژگان: اختلال افسردگی، غربالگری، شیوع، اختلالات رفتاری
  • ماندانا ساکی، میترا صفا، حسین جزایری، پروین آستی، مژگان جاریانی، مژگان ساکی صفحه 35
    مقدمه
    محیط خانواده اولین محلی است که کودک استعدادها و توانائی های خود را در آن محیط شناسائی نموده و آنها را رشد و پرورش میدهد. چنانچه خانواده نتواند محیط مناسبی را برای رشد و تکامل شخصیت کودک خود محیا نماید، اساس کجروی های اجتماعی را در او پایه گذاری می کند. خانواده به عنوان یکی از عوامل اجتماعی و شخصیت به عنوان یکی از عوامل درونی مطرح، می توانند، زمینه مناسبی را برای رفتارهای بزهکارانه ایجاد نمایند، لذا انجام پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی و روانشناختی زنان و دختران فراری نگهداری شده در مراکز مداخله در بحران های اجتماعی استان لرستان در سال 1382 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی، تحلیلی است. نمونه گیری به روش سرشماری بوده و کلیه دختران و زنان نگهداری شده در مراکز مداخله در بحران در طول یک سال مورد بررسی قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها در این تحقیق از یک پرسشنامه دو قسمتی شامل مشخصات دموگرافیک و عوامل خانوادگی و پرسشنامه استاندارد شده SCL 90 استفاده شد. کلیه پرسشنامه ها از طریق مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی تکمیل گردیدند. اطلاعات پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    از 73 نمونه ای که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند اکثریت در رده سنی زیر 20 سال، خانه دار و دارای تحصیلات ابتدائی و راهنمایی بودند، اکثریت از فرزندان وسط خانواده بوده و سابقه مهاجرت از روستا به شهر داشتند. برخی از واحدهای مورد پژوهش سابقه زندان، وابستگی به مواد مخدر و انجام اعمال خلاف قبلی داشتند. برخی از اکثریت متاهلین علت فرار خود را ازدواج اجباری و مجردها درگیری شدید و کشمکش با والدین را علت اصلی فرار خود ذکر نمودند. همچنین یافته های تحقیق نشان داد 3/46% از واحدهای مورد پژوهش دارای فوبیا (ترس مرضی)، 3/64% دارای اختلال سایکوتیزم (روانپریشی)، 5/83% دارای اختلال هیپوکندریازیس (خود بیمار پنداری)، 4/90% دارای اختلال وسواسی جبری، 2/82% دارای افسردگی، 9/84% دارای اضطراب بیمارگونه، 6/68% پرخاشگری، 41% دارای اختلال پارانوئیدی و 2/56% دارای مشکل حمایت در روابط متقابل بودند. نتایج مطالعه نشان داد که بین فرار دختران و زنان با متغیرهایی مثل درگیری و کشمکش با والدین، ازدواج اجباری، بیسوادی یا سطح سواد پایین والدین، بیکاری و نداشتن درآمد والدین و سطح اقتصادی پایین خانواه ارتباط معنی دار وجود دارد. همچنین بین ویژگی های شخصیتی و عاطفی با فرار ارتباط معنی داری بدست آمد.
    بحث و نتیجه گیری
    خانواده در بروز بزهکاری نوجوان نقش اساسی و حیاتی دارد، لذا آموزش به خانواده ها جهت برقراری روابط گرم و صمیمی با بچه ها و توجه به خواسته ها و نیازهای روانی آنها توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای روانشناختی، زنان فراری، دختران فراری، مراکز مداخله در بحران
  • کاویان قندهاری، زهرا ایزدی مود صفحه 43
    مقدمه
    یافته های بالینی تاثیر گذار بر ناتوانی بیماران سکته مغزی حائز اهمیت است. زیرا وجود این عوامل می توانند در پیش آگهی و بهبودی بعدی بیمار تاثیر گذار باشند.
    مواد و روش ها
    بیماران پی در پی مبتلا به آنفارکت مغزی شده و بیمارانی که به طور متعدد در بیمارستان ولیعصرخراسان بستری شده بودند در سال 1384 در این مطالعه قرار گرفتند. وجود همی هیپوستزی، همی آنستزی، همی نگلکت و همونیموس همی آنوپسی در بیماران بررسی شد. مرتبه ناتوانی بیمار 72 ساعت بعد از سکته بر اساس معیار رانکین تعیین شد. آزمون T و فیشر برای تحلیل آماری میانگین مرتبه ناتوانی بکار رفت و p کمتر از05/0 معنی دار تلقی شد.
    یافته ها
    329 بیمار با سکته مغزی بررسی شدند. در گروه مورد مطالعه4/37% همی هیپوستزی، 8/13% همی آنستزی، 9/7% همی نگلکت و 3/7% همونیموس همی آنوپسی داشتند. میانگین ناتوانی در بیماران با همی آنستزی بطور معنی داری بیشتر از سایر بیماران بود (001/0 (p<. میانگین ناتوانی در افراد با همی هیپوستزی، همی نگلکت و همونیموس همی آنوپسی نسبت به افراد بدون آن تفاوت معنی داری نداشت و بترتیب 44/0 p=، 23/0 p= و 83/0 p= بود. میانگین ناتوانی در بیماران با تریاد همی آنستزی، همی نگلکت و همونیموس همی آنوپسی بطور معنی داری بیشتر از سایرین بود (001/0 p<).
    بحث و نتیجه گیری
    همی آنستزی موثرترین یافته بالینی تاثیر گذار بر ناتوانی مبتلایان به سکته مغزی است. وجود تریاد بالینی فوق تشدید کننده میانگین ناتوانی در این بیماران است.
    کلیدواژگان: اختلال حسی، نگلکت، آنوپسی، ناتوانی، سکته
  • ساسان توانا، ابراهیم نادی، مصطفی انصاری، فاطمه زراعتی، حمید هاشمی، خسرو مانی کاشانی، مهدی موالات صفحه 49
    مقدمه
    آسم یک بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است که با افزایش پاسخ دهی مجاری تراکئوبرونکیال، مشخص می شود. درمان انتخابی حمله حاد آسم، استفاده از آگونیست های استنشاقی کوتاه اثر مانند آلبوترول است که از طریق نبولایزر یا محفظه آسم یار(اسپیسر)مصرف می شود. دو مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای اثرات درمانی آلبوترول با استفاده از نبولایزر و محفظه آسم یار در بیماران مبتلا به حمله حاد آسم مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان مباشر کاشانی همدان انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه بصورت کارآزمایی بالینی از نوع قبل و بعد، بر روی 60 بیمار مبتلا به حمله حاد آسم انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه، سن 15 تا 65 سال، همکاری جهت انجام مانور اسپیرومتری توسط بیمار وحجم گاز خارج شده طی اولین ثانیه بازدم کمتر از 65 درصد قابل پیش بینی دراسپیرومتری بود. معیارهای خروج از مطالعه نیز ابتلا به COPD، بیماری قلبی- عروقی، پنومونی، پنوموتوراکس و یا سایر بیماری های سیستمیک و ریوی غیر از آسم برونشیال، نارسایی شدید تنفسی همراه با سیانوز و یا کنفوزیون، خانم های باردار و مصرف کنندگان دخانیات بود. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شده که بیماران هر دو گروه، به مقدار چهار دوز آلبوترول دریافت کردندکه دوز اول بلافاصله پس از انجام اسپیرومتری و سپس به فواصل نیم ساعته در طی دو ساعت اول بود. FEV1، FVC و % MEF25-75 هر دو گروه در بدو مراجعه و سپس 15 دقیقه پس از تجویز هر دوز دارو، محاسبه شد (1، 2).
    یافته ها
    آنالیز واریانس فاکتوریال مقایسه اثربخشی برونکودیلاتوری آلبوترول با دو روش استفاده از نبولایزر و اسپیسر نشان داد که هر دو روش استفاده از آلبوترول در تغییرات FEV1، FVC، FEV1/FVC و MEF25-75 بیماران مبتلا به حمله حاد آسم اثر یکسان دارند (05/0 P>). تغییرات FEV1، FVC، MEF25-75 و FEV1/FVC درنوبت های درمان، متفاوت بوده (05/0 P<) و تفاوتی بین اثردرمانی دوروش استفاده ازآلبوترول،درنوبت های مختلف درمان وجود نداشت (05/0 P>).
    بحث و نتیجه گیری
    جهت درمان بیماران مبتلا به حمله حاد آسم، یک آگونیست انتخابی مانند آلبوترول، می تواند به هرکدام از دو روش نبولایزر و یا اسپیسر مورد استفاده قرار گرفته و اثرات برونکودیلاتوری یکسانی، را ایجادنماید. با در نظر گرفتن قیمت ارزانتر شکل اسپری دارو در مقایسه با شکل محلول آن و از طرفی در دسترس نبودن دستگاه نبولایزر در برخی از مراکز درمانی،استفاده از شکل اسپری آلبوترول با محفظه آسم یار بر شکل نبولایزر آن ارجح می باشد.
    کلیدواژگان: آسم، آلبوترول، گردپاش ها و تبخیر کننده ها
  • فرحناز چنگاوی، فاطمه جنانی، پروین آستی، سهیلا اکبری صفحه 57
    مقدمه
    آیودی یکی از روش های مفید وموثرپیشگیری از بارداری است.امروزه انواع مختلف آیودی در بازار موجود می باشد که رایج ترین نوع مورد مصرف در مراکز بهداشتی درمانی کشورمان نوع CU t 380A می باشد. براساس مطالعات انجام شده انواع جدیدتر آیودی از جمله نوع CU safe 300 موثرتر وکم عارضه تراز انواع قبلی است وبه همین دلیل بسیار مورد پذیرش متقاضیان می باشد. مطالعه ای که توسط پژوهشگر وهمکاران چهارسال پیش در این زمینه انجام شد نشان داد عوارض جانبی زودرس آیودی از جمله خونریزی، درد و دفع خود به خودی آیودی طی چهار ماه اول بعد از جایگذاری در انواع CU safe 300 بسیار کمتر از انواع CU t 380 A بود. مطالعه حاضر جهت مقایسه عوارض دیررس این دو نوع آیودی بعمل آمد شاید نتایج آن بتواند راهگشایی برای گسترش استفاده از این روش مفید تنظیم خانواده گردد.
    مواد و روش ها
    این بررسی که یک مطالعه همگروهی است در آن 246 نفر از زنانی که طی چهارسال بصورت دو گروه (123 نفری) از آیودی CU safe 300 و CU t 380A استفاده نموده اند مورد بررسی مجدد قرار گرفتند. با استفاده از پرسشنامه وطی مصاحبه ای حضوری در مورد عوارض دیررس از جمله دفع خود بخودی و حاملگی ناخواسته، اطلاعات جمع آوری شد. در نهایت اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS وآزمون مجذور کای وتی زوج مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد آیودی CU safe 300 بسیار موثر تر وکم عارضه تر از انواع CU t 380A می باشد ومقایسه میزان شکست این دو آیودی با استفاده از آزمون تی زوج تفاوت معنی داری نشان داد.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش وهمخوانی با سایر مطالعات آیودی جدید CU safe 300 بسیار موثرتر وکم عارضه تر از آیودی های رایج است وتوصیه می شود در صورت امکان جایگزین آیودی های قدیمی تر گردد ویا در کنار سایرانواع مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آیودی، میزان شکست، CU t 380، CU safe 300، خرم آباد
  • مهرداد غلامی، محمدرضا عابدینی، حمیدرضا خسروی، سهیلا اکبری صفحه 63
    کلیات موضوع: کشف اشعه ایکس توسط رونتگن در نوامبر 1895 میلادی و بدنبال آن نتایج سودمندی که از انجام آزمایشات رادیولوژی تشخیصی، درتشخیص نهایی بیماری ها حاصل شد، استفاده روزافزون از اشعه ایکس را بدنبال داشت. از آنجاییکه تابش گیری های پزشکی عمده ترین بخش تابش گیری های مصنوعی را شامل می شود بلافاصله چند ماه پس از کشف اشعه ایکس، ناراحتی های چشمی و درماتیت شدید و پیشرونده در دست های پزشکان و متخصصین فیزیک ایجاد گردید، اما آثاردیررس ناشی از تابش گیری تقریبا 20 سال پس از کشف اشعه ایکس مشخص گردید.
    تاریخچه: برطبق بررسی های بعمل آمده تابش های یونساز خطر بالقوه ای در رشد جنین محسوب می گردند، لذا اجتناب از تابش گیری های غیرضروری در خانم های باردار به جز در مواردی که اندیکاسیون بالینی قوی وجودداشته باشد، توصیه می گردد، در این راستا رعایت استانداردهای رایج حفاظت در برابر اشعه شامل توجیه پذیری عمل، بهینه سازی روش های حفاظتی و محدودکردن دز اشعه دریافتی، با توجه به یکسان نبودن میزان حساسیت جنین درمراحل مختلف رشد و تکامل جهت جلوگیری از بروز آثار ناشی از تابش گیری الزامی است.
    بحث و نتیجه گیری
    باتوجه به فوایدغیرقابل انکارپرتوهای ایکس در تشخیص و درمان بیماری ها، گسترش روزافزون بکارگیری این پرتوها را شاهد هستیم در عین حال باتوجه به آثار سوماتیکی و ژنتیکی این پرتوها، لزوم بهره گیری از آخرین روش های حفاظت پرتوی الزامی است. حفاظت دربرابر اشعه نه تنها یک موضوع علمی، بلکه یک بحث فلسفی، اخلاقی وعقلایی است، لذامی بایست جهت جلوگیری از آثار زیانبار تابش گیری در جنین، ازتابش گیری غیر ضروری خانم های باردار اجتناب نمود، مگر اینکه اندیکاسیون بالینی قوی داشته باشد.
    کلیدواژگان: رادیولوژی تشخیصی، دز جنین، بارداری
  • بیژن خراسانی، عبدالرحیم قلی زاده پاشا صفحه 71
    مقدمه
    آپاندیسیت حاد یک بیماری شناخته شده است که تمامی کادر درمانی به نوعی از آن آگاهی دارند اما آپاندیسیت مزمن حتی در نزد بسیاری از پزشکان ناشناخته و گاهی به سختی به آن باور دارند. اگر چه تعداد بیماران مبتلا به آپاندیسیت مزمن در مقابل مبتلایان به آپاندیسیت حاد بسیار کم است اما نباید به واسطه شیوع کم بیماری، از آن غافل بود.
    علائم بالینی این بیماران شامل دردهای شکمی مزمن، طولانی مدت وعود شونده که بیشتر در ناحیه ربع تحتانی وراست شکمی است ودر اقدامات پاراکلینیکی عمده بیماران (ادرار، مدفوع و سونوگرافی شکم ولگن) نکته پاتولوژیکی خاصی وجود ندارد. دراین گونه بیماران درصورت تشخیص آپاندیسیت مزمن وآپاندکتومی علائم بیماران برطرف وبیماران بهبودی می یابند.
    معرفی مورد: بیمار، مرد 57 ساله ایی بود که حدود 15 سال از درد شکمی مزمن درناحیه ربع تحتانی راست شکم شکایت داشت ودرتمامی اقدامات تشخیصی نکته پاتولوژیکی یافت نشده بود ولی باتشخیص آپاندیسیت مزمن تحت عمل جراحی آپاندکتومی قرارگرفت و بهبودی کامل حاصل نمود.
    بحث و نتیجه گیری
    در بیمارانی که از درد شکمی طولانی و مزمن خصوصا در ناحیه ربع تحتانی راست شکم شکایت دارند، باید به فکر آپاندیسیت مزمن بود.
    کلیدواژگان: آپاندیسیت مزمن، درد شکمی، آپاندکتومی
|
  • Alireza Mesdaghinia, Masoud Yunesian, Simin Naseri, Ali Jafari, Ali Moradi, Farahnaz Farahdoust, Leila Yaghoubi Page 3
    Background
    Environmental exposures usually occur to chemical, physical and microbiological factors. WHO has evaluated related loading of 25 risk factors that 7 of these are environmental factors. With regard to the lack of comprehensive studies, this survey was carried out in Tehran to investigate the knowledge of the citizens on environmental pollutions, related health effects and their information sources.
    Materials And Methods
    Present survey was carried out on 1596 individual upper than 18 years old. Samples were taken randomly. Data was collected by phone interview. In order to determine correlation between qualitative variables, Chi -square test was used. In necessary condition OR index was used. Reliability of questions in any part was tested by principal component analysis.
    Results
    Results of this survey showed that in general 54.2% of people have a good knowledge about environmental pollution and health effects. The knowledge of women, youths (18 - 20years old), university educated people (PhD), westerns and northern, and those who had got their information from radio / TV is more than others. The knowledge of people about the environmental pollution and their health effects with education level and source of information had a significant difference. After elimination the effect of variables that probably interfere with knowledge of people, logistic regression was done. In this case, there was a correlation between education level and information sources. More than 80% of people got their information from radio and TV. Newspaper and social conversation were the next important sources, respectively.
    Conclusion
    Although Tehran citizen knowledge about some environmental problems and related institutions was low, in general, Tehran citizens knowledge about the problem and special health issues resulted from air pollution was good. With regard to importance of environmental factors in public health because of machinery life especially in large cities of our country, more research should be accomplished to identify and how to control them.
    Keywords: Environmental pollutions, knowledge, Information Sources
  • Sepideh Vahabi, Masoume Ghafarzade, Nahid Lorzade, Mahmood Reza Moradkhani, Behroz Frazan, Parisa Geranghadr Page 15
    Background
    Postoperative nausea, vomiting (PONV) and pain are common causes of postoperative morbidity. Menstrual cycle may be one of the several factors that influence the incidence of them. This study was done to evaluate the effect of menstrual cycle phase on the on the Meperidine and Metoclopramide consumption rate for controlling postoperative pain, nausea and vomiting.
    Materials And Methods
    On the basis of the menstrual cycle {pre ± menstrual (PD 25-6) follicular phase (PD 8-12) ovulatory phase (PD 13-15) and luteal (PD 20-24)}, 63 patients enrolled in this blinded, prospective study. All patients underwent a standardized surgery. Meperidine 1mg/kg was given to patients who had pain intensity more than 5 on Visual Analog Scale (VAS) intravascularly in recovery, and intramuscularly in the ward. Metoclopramide 0.3mg/kg was administered intravascularly to patients who had vomiting. A blinded person recorded PONV and pain score as well as required amount of Meperidine and Metoclopramide in the recovery and ward arrival time, 6, 12, 18 and 24 hours postoperatively.
    Results
    At the first 24 h post gynecological operation, PONV score was higher in luteal and follicular phase and lowest in pre ± menstrual phase (P< 0.001, X²= 41.64). The need for Metoclopramide in luteal phase was more than other phases (P < 0.001, X² =32.9). The highest pain score was in luteal phase (P< 0.001, X² =4.6) and the required dose of Meperidine was higher in luteal and follicular phase (P< 0.001, X² = 22.2).
    Conclusion
    We suggest that scheduling of surgery according to the menstrual phase may reduce the incidence of PONV and postoperative pain intensity as well as the required dose of Meperidine and Metoclopramide and hospitalization costs.
    Keywords: PONV, pain score, menstrual cycle phase, Meperidine, Metoclopramide
  • Ramin Mehrdad, Alireza Hosseini Page 23
    Background
    Iodin (I) 125 is one of the radioactive materials that is used in medical laboratories for hormonal evaluation in radioimmunoassay (RIA) method. In many laboratories sume of personnel are exposed to I125. When one of the staff is exposed to I125, especially internal exposure, there is concern about ionizing radiation effects. Therefore preventive measures against these hazards are required.
    Materials And Methods
    The present study was carried out in 13 medical laboratories in Qazvin city and 51 employees in autumn 2004.We used a safety checklist that filled by researcher at the field of laboratory.Fitness for work (FFW) assessment was done through paraclinic history (CBC, TSH) familial history of malignancy (first and secoundry family) and eventually physical examination.
    Results
    From all personel 82% used appropriate gloves and 61% avoided drinking, eating, smoking and cosmetic use in work place. 90% decontaminated working surfaces immediately and 94% washed hands at the end of tests. All of them were exposed to open vials that can potentially generate aerosols. Absorbent coverages on working surfaces were used only by 2% of employees and 54% used appropriate local ventilation (hood).Preemployment examinations (for FFW) and periodic medical surveillance weren done at all.
    Conclusion
    In the laboratories which we studied personnel protective measures was better than administrative controls, and it is expected that the conditions will be better by training of personnel and managers, and seriously auditing laboratories.
    Keywords: I125, safety, clinical lab, Occupational health, radioactivity
  • Hedayat Nazari, Parisa Namdari, Mohammad Javad Tarrahi, Afsaneh Badrizadeh Page 29
    Background

    Depressive disorder is one of the most prevalent mental disorders and causes disability and early death. This disorder leads to increased economic burden for people and society. Mental disorders are the cause of 15 percent of disability and early death in developing countries. According to the joint report of W.H.O and the word Bank, depressive disorder is the first one among the ten most important causes of disability and disablement all over the world. Thus the diagnosis and treatment of this abnormality is very important for patients, families and society.

    Materials And Methods

    The aim of this cross–sectional study was to screen the depressive disorder in people aged 20-64 in Khorramabad city. Data were collected by Beck Depression Questionnaire that detects depression. Khorramabad city has tow region and each region has three areas. The sample (2740 persons) was selected from all areas by a clustered and systematic sampling method. Data were analyzed by statistical software.

    Results

    33.4 percent had symptoms of depression. 25% of the affected patients had minor depression, 7.4% had moderate and 1% had sever depression. The prevalence of depression was highest in age group 50-64 years and lowest in age group 30-46 years. Depression was higher in women (34.3%) than men (32.4%). The highest rate of depression was in widowed (43.3%) and the lowest rate of prevalence was in married (29%). The rate of depression in non-specialists workers was higher (43.2%) than officers (16.2). The rate of depression in primary school and diploma person (17.4%) was higher than less educated or illiterates (7.1%) and university educated (8.6%) people. The lowest prevalence of depression was in persons with more than two million Rials salary (3.5%) and highest prevalence of depression was in persons with salary lower than two million Rials. the prevalence of depression was related to factors including age, marital status, educational status, occupation, family, salary and house status (p<0/001). But, there were not statistically significant related to sex, geographic area.

    Conclusion

    Mental health is usually neglected but, its prevalence and disability is not lower than infectious diseases according to the physician’s experiences and epidemiologic studies. Thus, appropriate diagnosis, management and treatment of it is very important for patinas, family and society and decreases economic and mental problems.

    Keywords: Depression, Screening, Prevalence
  • Mandana Saki, Mitra Safa, Hosein Jazayeri, Parvin Asti, Mozhgan Jariani, Mozhgan Saki Page 35
    Background
    Family environment is the first place in which child may recognize his potentialities and talents and tries to raise those potentialities. If family fails to provide the child with an appropriate situation to grow and evolve his character, he may develop the basis of social delinquencies.All kinds of crimes may form in the family. Studies show family as a social factor and character as an inner factor can create the grounds for the criminal behavior. The present study tries to investigate the psychological and personality factors learning people to run away from their homes.
    Materials And Methods
    The present survey is a descriptive- analytical study. The cases were selected by census method. All the women and girls who were kept in the intervening centers were studied during one year. A two-section questionnaire containing demographic, family characteristics as well as the standard questionnaire named SCL 90 were used for data collection. The questionnaire was completed using clinical interview. The data was analyzed using SPSS software.
    Results
    Among 73 cases participated in the study, 37.5% was under 20 years, 91.7% was housewife and 58.3% had elementary education, 58 % was of those who migrated from villages to towns. Most of them were among the mid born of the families. 36% had imprisonment, 30.6% had substance abuse, and 63.9% was among those who had previous crime records. 46.3% of the married ones mentioned compulsory marriage as the cause of leaving their homes. 41.7% had a bad economic situation. 25% of the children were criminal. 54.2% had challenges and disputes with parents which they mentioned this as the cause of leaving their homes. 46.3% of the participants had Phobia, 64.3% had psychotism, 83.5% had hypochondriasis, 90.4% had obsessive compulsive, and 82.8% had depression, 84.9 % anxiety, 68.6% was aggressive, 41% paranoid and 56.2% had supportive problems.
    Conclusion
    There is a significant relationship between leaving homes and variables such as challenges with parents, compulsory marriages, parents’ education and unemployment. Also there is a significant relationship between personal and emotional characteristics and running away from home.
    Keywords: Delinquency, Running away from home
  • Kavian Ghandhari, Zahra Eizadi Mavad Page 43
    Background
    Recognition of Clinical factors associated with disability of stroke patients is important, because they can affect the prognosis and future recovery following rehabilitation.
    Materials And Methods
    Consecutive stroke patients admitted in Valie-Asr hospital of Khorasan enrolled in a prospective study in 2005. Hemihyposthesia, hemianesthesia, hemineglect and homonymous hemianopsia were evaluated in the patients. Disability score was determined based on the Rankin scale at 72 hours post stroke. Mean of Rankin Disability Score (MRDS) was analysed by T and Fisher tests and p<0.05 regarded as significant.
    Results
    329 stroke patients were investigated. Hemihyposthesia, hemianesthesia, hemineglect and homonymous hemianopsia were found in 37.4%, 13.8%, 7.9% and 7.3% respectively. MRDS was significantly higher in patients with hemianesthesia than other stroke patients, p<0.001. MRDS of patients with each of hemihypoestheisa, hemineglect and homonyous hemianopsia was not significantly different than patients without these abnormalities, p=0.44, p=023 and p=0.83 respectively. Patients with triad of hemianesthesia, hemineglect and homonymous hemianopsia had significantly higher MRDS than others, p<0.001.
    Conclusion
    Hemianesthesia is the most important clinical causative factor of MRDS of the stroke patients. Presence of above triad predicts the highest MRDS in these patients.
    Keywords: Hemihyposthesia, Hemianesthesia, Hemineglect, Homonymous hemianopsia, Disability score
  • Sasan Tavana, Ebrahim Nadi, Mostafa Ansari, Fatemeh Zeraati, Hamid Hashemi, Khosro Mani Kashani, Mehdi Mavallat Page 49
    Background
    Asthma is an inflammatory and chronic disorder of trachobronchial tree that is associated with increased response to allergens. Treatment of acute attack of asthma is short acting b 2 agonist such as Albuterol that is used via a nebulizer or Metered-dose inhaler (MDI) with and attached spacer. Object of this study was evaluation of therapeutic effects of Albuterol via a nebulizer or MDI with an attached holding chamber in patients that had been referred to Emergency departement of Mobasher Hospital in Hamadan.
    Materials And Methods
    The present study was a clinical trial (before and after) in 60 patients that were suffered from acute attack asthma. Inclusion criterias were 16-65 years old age patients, FEV1, below 60% of predicted value, and cooperation for spirometry performance. Exclusion criterias were COPD, cardiovascular disorders, pneumonia, preumothorex, or their systemic or pulmonary disorders,severe respiratory failure with cyanosis or confusion, pregnancy and smoking. On arrival to the ED, all patients underwent spirometery and all of patients received oxygen and a single dose of 8 mg intravenous dexamethasone. Immediately thereafter patients were randomized to two groups.The study was designed as double blind trial. The first group patients received four puffs Albuterol attached to spacer and immediately distilled water via nebulizer. The second group patientts received 5 mg Albuterol solution via nebulizer after administration of placebo inhaler attached to holding chamber. All of the patients received a total of four treatment. The first dose was administered immediately after spirometry and then every 30 minutes. Spirometry was performed at entry between to the study and then 15 minutes after each treatment.
    Results
    Analysis of comparison of bronchodilating effects of salbutamol via nebulizer or MDI with attached to spacer showed similar effects in two methods (P>0.05). FEV1, FVC, FEV1/FVC changes were significant among four treatments in every group (P<0.05) but there was no difference between two methods among four treatments (P<0.05).
    Conclusion
    A short acting b 2-agonist such as Albuterol can be administer in patients with acute attack asthma with every two methods (nebulizer or MDI with attached spacer) and have similar bronchodilating effect.
    Keywords: Asthma, Albuterol, Salbutamol
  • Farahnaz Changavi, Fatemeh Janani, Parvin Asti, Soheila Akbari Page 57
    Background
    IUD is a useful and effective tool for family planning. Different kinds of this equipment are available at the market, but currently the most commonly used one in our country is CU T380A. Previous studies have shown that CU safe 300 is more effective and associated with less complications than CU t380A, thus it is more acceptable by users. The aim of this study was to determine and compare failure rate of CU T380A and CU safe 300 IUDS, four years after insertion.
    Materials And Methods
    The present research is a cohort study carried out on 246 women who referred to health clinics of Khorramabad four years ago. These women divided into two equal groups. One group used CU T380A and the other group used CU safe 300. The rate of unwanted delayed complications such as spontaneous bleeding, pregnancy and spontaneous repelling of the IUDs were assessed by a questionnaire. Data were analyzed by Chi square and paired T test.
    Results
    Failure rate of CU T380A was more than CU safe 300. Statistical tests showed significant differences between these two groups.
    Conclusion
    This study shows that new IUD (CU safe 300) which are smaller in size have less Failure rate and more acceptable by women, so their use is suggested in health clinics.
    Keywords: CU T380A, CU safe 300, IUD failure rate
  • Mehrdad Gholami, Mohammad Reza Abedini, Hamid Reza Khossravi, Soheila Akbari Page 63
    Background
    The discovery of the X-ray in November 1895 by the W. C. Roentgen caused the increasing use of x-ray, because of the benefits that patients get from the resultant the diagnosis. Since medical radiation exposure are mainly in artificial radiation sources, immediately after the x- ray discovery, progressive dermatitis and ophthalmic diseases were occurred in the early physicians and physicists. But delay effects were observed approximately 20 years after the x-ray discovery.History: Based on the studies, ionizing radiation is a potential hazard to the developing fetus, avoiding unnecessary radiation exposure to pregnant women is a standard practice in radiology, unless there are important clinical indications. Due to difference in stages of fetus development, using of the current radiation protection standards includes: justification of a practice, optimization of radiation protection procedures and dose limitation to prevent of serious radiation induced conditions is necessary.
    Conclusion
    Conversely the somatic and genetic effects of x-rays, since the X-ray has the benefit effects, special in diagnostic and treatment procedures, there is increasing use of x-ray, so using of the latest radiation protection procedures is necessary. Radiation protection not only is a scientific subject but also is a philosophy, Moral and reasonable. since the ionizing radiation is a potential hazard to the developing fetus, avoiding unnecessary radiation exposure to the pregnant women is recommended, unless in important clinical conditions.
    Keywords: Diagnostic radiology, fetal dose, Pregnancy
  • Bizhan Khorasani, Abdolrahim Gholizadeh Pasha Page 71
    Background
    Acute appendicitis is a completely known disease but for many physicians chronic appendicitis is unknown and some of them don believe in it. Although the number of people suffer from chronic appendicitis is much fewer than those who suffer from acute appendicitis, we shouldn ignore it. Clinical symptoms for these patients are chronic, longtime and recurrent abdominal pain, which is usually in the right lower quadrant of the abdomen. In the Para clinical examinations there isn any considerable pathological problem (in urine, stool, and sonography of the abdomen and pelvis.) By recognizing appendicitis and appendectomy, the symptoms will be vanished and the patients will recover.
    Case Presentation
    The case was a 57-year-old man who has complained from chronic abdominal pain in the RLQ area since 15years ago. No pathological problem had been found in all diagnostic process.
    Conclusion
    The problem was diagnosed as the chronic appendicitis and he underwent the appendectomy by laparoscopic procedure and was completely recovered.
    Keywords: Chronic Appendicitis, Abdominal pain