فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 15 (پاییز و زمستان 1386)
  • پیاپی 15 (پاییز و زمستان 1386)
  • 185 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1387/05/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مریم حسینی صفحه 9
    مولانا در سرودن مثنوی و غزلیات بی مانند خود از واژه ها و ترکیبات به صورت تازه ای استفاده کرده و مفهوم و معنای تازه ای به آنها بخشیده است. دسته ای از آن ها را می توان در مجموعه ترکیب های تازه زبان فارسی طبقه بندی کرد و دسته ای از آن ها در زمره امثال و کنایات قرار می گیرند، و بعضی به صورت رمز و سمبل در دیوان پیدا می شوند. از جمله واژه هایی که در زبان استعاری مولانا صورتی رمزی و نمادین می یابد واژه نردبان است. مولانا نه تنها با ترکیبات تازه ای که با این کلمه می سازد به غنای زبان فارسی کمک می کند، بلکه با کاربرد نمادین آن حال و هوای تازه ای هم به آن دسته از غزلیات خود می بخشد که به نوعی در جهت رسیدن به بام آسمان و عرش الهی و دیدار با آن برترین است.
    مقاله حاضر ابتدا به بررسی چگونگی کاربرد واژه نردبان در زبان کتب مذهبی چون قرآن و کتاب مقدس می پردازد و پس از آن با استفاده از شواهدی از ادعیه و احادیث ثابت می کند که نردبان از سمبل های دینی و عرفانی Transcendental جهانی و اسلامی و ایرانی است.
    پس از آن به ترکیباتی که در شعر فارسی پیش از مولانا ساخته شده اشاره می شود. با این واژه در زبان فارسی مثل هایی ساخته شده که با استناد به کتاب های امثال و حکم بعضی ازآنها ذکر می شود. نردبان و ترکیبات آن بخصوص در شعر سنایی و عطار مورد مداقه و مطالعه قرار می گیرد و پس از آن کاربرد استعاری و رمزی آن در مثنوی و غزلیات شمس بررسی می شود.
    کلیدواژگان: نردبان، مولانا، غزلیات شمس، مثنوی، زبان عرفانی
  • احمد رضایی صفحه 41
    بحث درباره فصاحت و بلاغت دستگاه های گوناگون متن از قبیل دستگاه واژگانی، نحوی و بلاغی از دیر باز مورد توجه پژوهشگران و منتقدان آثار ادبی بوده است. در مطاوی هر یک از کتابهای بلاغی، درباره چنین موضوعاتی بحث شده است و همه آنان بر فصاحت و بلاغت ساختارهای مختلف متن و دوری از ابهام تاکید کرده اند.
    بحث اصلی نیز درباره این مساله است که: سخن باید در نهایت فصاحت و دوری از هرگونه پیچیدگی به مخاطب عرضه شود؛ گذشته از این می توان گفت مبحث فصاحت و بلاغت در چنین کتابهایی عمدتا ذوقی و استحسانی است و تعریف و چارچوب دقیقی برای آن ارائه نشده است؛ امروز نمی توان با همان معیارها، متون را نقد و ارزیابی نمود. در دوران کنونی «مقوله ابهام در ادبیات» توجه بسیاری از منتقدان را به خود معطوف داشته است تا جایی که افرادی مانند امپسون به تالیف کتاب مستقلی در این باره مبادرت کرده اند؛ منتقدان ادبی در دوران معاصر نیز بر این مقوله تمرکز نموده و آن را در حوزه های مختلف ادبیات بویژه درحوزه های معنایی بررسی کرده اند.
    در این پژوهش، نگارنده، ضمن مرور مختصر مقوله فصاحت و بلاغت در ادب فارسی و بررسی دیدگاه های صاحب نظران معاصر درباره ابهام، ابهامهایی را که از طریق ساختارهای بلاغی، بویژه تشبیه، حاصل می شود، باذکر شواهد بررسی نموده و به این نتیجه می رسد که بسیاری از ابهام های دستگاه بلاغی شعر معاصر، از ابهام در ساختارهای تشبیهی ناشی می شود.
    کلیدواژگان: فصاحت و بلاغت، ابهام، شعر معاصر، تشبیه
  • نسرین فلاح، محمدرضا صرفی، محمدصادق بصیری، احمد امیری خراسانی صفحه 67
    از جمله بررسی هایی که در روشن کردن شیوه روایت ها به موفقیت چشمگیری دست یافته است، تجزیه وتحلیل تودورف وروش او در بررسی قصه های عامیانه است. او نخست بر اساس نوع ارتباط منطقی واحدهای ساختاری، دو نوع روایت را از یکدیگر تمیز می دهد: روایت اسطوره ای و روایت ایدئولوژیک. وی با بر شمردن ویژگی های روایت اسطوره ای، این نوع روایی را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار داده است. تودورف با کشف ساختار این گونه روایتی، نظریه دستور جهانی خود را ارائه کرده است.
    این نوشته ضمن بر شمردن ویژگی های روایت های اسطوره ای و ایدئولویک به بررسی نوع روایی هفت پیکر از این دیدگاه می پردازد و به این نتیجه می رسد که هفت پیکر در ردیف روایت های اسطوره ای یا بدون روانشناسی است.
    کلیدواژگان: هفت پیکر، ساختار روایت، نظریه تودورف، روایت اسطوره ای، روایت ایدئولوژیک (روانشناختی)
  • حسن ذوالفقاری صفحه 89
    منظومه های غنایی یکی از گسترده ترین ساحت های ادبی است. این حوزه بسط یافته شعر تغزلی فارسی و در ادامه شعر غنایی است. آمیختن داستان با شعر و ارائه آن در قالب مثنوی و پدید آمدن شاهکارهایی چون ویس و رامین و منظومه های عاشقانه نظامی این حوزه را رونق بخشید.
    بهرام و گلندام یکی از منظومه های غنایی است که در قرن نهم و دهم توسط شاعری به نام امین الدین محمد، متخلص به صافی، از اهالی سبزوار سروده شده است. این منظومه در برخی منابع به شمس الدین کاتبی نیشابوری منسوب است. در این مقاله، ضمن رد این انتساب، منظومه و سراینده آن معرفی می شود، پس از گزارش داستان، به اجمال بن مایه های داستانی آن مورد بررسی قرار می گیرد.
    هدف از این مقاله معرفی یکی از منظومه های معروف نزد مردم، و معطوف داشتن توجه خوانندگان به ارزش های داستانی آن است.
    کلیدواژگان: بهرام و گلندام، منظومه عاشقانه، امین الدوله محمد صافی، بن مایه های داستانی
  • رمضان بهداد صفحه 113
    زبان فارسی همان طور که بعداز اسلام با زبان عربی که یک زبان سامی است ارتباط داشته و دارد و الفاظ زیادی را با آن رد و بدل کرده است، پیش از اسلام هم با زبان های سامی دیگری که در بین النهرین رواج داشته اند، ارتباط و تبادل واژه ای داشته است، ولی چگونگی این مبادلات امروزه برای ما روشن نیست و تنها بعضی واژه های فارسی را مشاهده می کنیم که نوعی شباهت به الفاظ عربی دارند، ولی از زبان عربی وارد زبان فارسی نشده اند و بنابراین احتمال می دهیم که از زبان های سامی بین النهرین و پیش از اسلام وارد زبان فارسی شده باشند، ولی در زمینه نفوذ الفاظ فارسی آن زمان به زبانهای سامی طرف مبادله آن تقریبا چیزی نمی دانیم.
    کلیدواژگان: فارسی، سامی، واژه، تبادل، هزوارش، پیش از اسلام
  • مریم اکبری موسی آباد، منصوره زرکوب صفحه 127
    ابونواس، شاعر ایرانی الاصل، از شعرای بنام عصر عباسی است. در دیوانش می توان آمیزه ای از فرهنگ عصر او، به ویژه فرهنگ ایرانی را مشاهده کرد و آن را سندی موثق از تاریخ وفرهنگ ایران زمین دانست که در قرن دوم هجری تالیف شده است. این امر در شعرهای باده گساری شاعر مشهودتر است؛ چراکه سراینده مجال آن را یافته است تا از قیودی که موضوعاتی چون مدح خلفا برایش به همراه داشته رهایی یافته، میدان را برای تاختن اسب سرکش قلمش مهیا ببیند. ابونواس در اشعار خود بارها بر سنتهای کهن عربی شوریده و به ایرانیت خود مباهات کرده است.
    در ویژگی هایی که برای منادمان ویاران میخواره اش برمی شمرد جلوه هایی از فرهنگ نژاد آریایی را به وضوح می توان دید. آزادگی، راستی، خضوع ودانایی از مهمترین ویژگی های یاران اوست.
    کلیدواژگان: ابونواس، یاران باده گساری، آزادگی، راستی، فروتنی
  • قدیمه احمدیان، خیریه عچرش صفحه 149
    مردم از دوره جاهلی با غزل آشنا بوده اند و در این زمینه اشعار زیبایی از خود بر جای گذاشته اند. غزل در دوره جاهلی وسیله بود نه هدف و جنبه مادی داشت اما غزل در دوره اسلامی مستقل شد و مانند دوره قبل وسیله نبود بلکه هدف و غایت بود. دین جدید و قرآن همانگونه که چیزهای بسیاری را تحت تاثیر قرار داد، بر شعر نیز تاثیر گذاشت. شعر، در این دوره، رنگ عفت و پاکی به خود گرفت. و به دو گرایش بادیه نشینی و شهرنشینی تقسیم شد، غزل در گرایش اول غزلی عفیف و پاک بود و بیشتر در میان مردم چادر نشین که زندگی فقیرانه داشتند رایج بود. فقر و تهیدستی و محرومیت دست به دست هم دادند و روان و زبان مردم راتزکیه گرداند. اما غزل شهرنشینی بیشتر در شهرها بود؛ آنجا که مردم زندگی مرفه و آسوده ای داشتند. از معروفترین شاعران غزل سرا «قیس بن الملوح (مجنون) و جمیل بثنیه و کثیر عزه و عروه و توبه» را می توان نام برد.
    کلیدواژگان: غزل پاک، عفت، دوره جاهلی، جمیل بثینه، بیابان
  • صفحه 173
    1) این نمایه مربوط به شماره های 9 تا 15 کاوش نامه است که از حالت «مجموعه»، به حالت اختصاصی «زبان و ادبیات» تغییر یافته است.
    2) نمایه حاضر در دو بخش تنظیم گردیده است. 1- نمایه بر اساس نام مؤلف یا مترجم؛ 2- نمایه بر اساس عنوان. در نمایه اول، پس از نام مؤلف یا مترجم، شماره مجله و شماره صفحات آغاز و پایان مقاله آمده است. در نمایه دوم، عنوان مقاله، شماره مجله و صفحه آغاز و پایان مقاله ذکر شده است.
|
  • Maryam Hoseini Page 9
    In composing Masnavi and formidable sonnets, Mulana used new terms and compounds which have rendered fresh meanings to his poetry. A group of them can be categorized in collection of new Persian terms, and the others in proverbs, irony and symbols. One of these terms which can be found in his metaphorical language is ladder that takes the form of a symbol. He used it not only to make new compounds that brought about a new joyful atmosphere to highten Persian language but also to make a means to reach the kingdom of Almighty. The present article aims at the usage of the term ladder in religious books such as the Quran and the Holy Book. Later, it proves that ladder is a religious and transcendental symbol of Iranian, Islamic and world Languages. To support the argument the compounds made in pre_Mulavi`s poetry will be considered. by referring to Amsal – al – Hekam examples of these compounds will be shown with particular indication to the poetrty of Attar and Sanaee. Finally, the metaphorical and symbolical usage of the term in Masnavi and Shams` sonnets will be examined.
  • Ahmad Rezaei (Phd) Page 41
    Literary researchers and critics have long been obsessed with the discussions on eloquence and rhetorics of various textual structures such as lexical, syntactic, rhetoric structures, and so on. The point is that the speech should be stated to the addressee in its most eloquent form and away from any ambiguities to the possible extent. Contemporarily, many critics have taken an interest in the issue of ambiguity in literature and studied it in the different areas of literature, especially semantics. Reviewing the issues of eloquence and rhetorics in Persian literature and investigating the perspectives of the contemporary researchers on ambiguity are what the current research studies. The ambiguities occurring through rhetorical structures, particularly simile, are shown while citing instances. The study reveals that many of the ambiguities of the rhetorical structure of the contemporary poetry result from the ambiguity in the structures of similes.
  • Nasrin Fallah, Mohammad Reza Sarfi (Phd) Page 67
    Among succesful studies expounding the mechanism of narratives, one can mention Todorov`s method of analysis in studing folktales. First, on the basis of logical relationship of structural units, he differentiates between two kinds of narration: methological narration and ideological narration. By describing the features of mythological narration, he has attended to this narratology from different aspects. by discovering the structure of this kind of narration Todorov has put forward his global grammer theory. This article, besides describing the features of mythological and ideological narration, studies the kind of narratology of Haft peikar from this point of view. It is evident that the determination of the kind of narration. is an introduction to discovering the structure of the work and its effective application. so first I will explain Todorov`s theory. Then, besides explaining the feature of narration types, I study Haft peikar.Finally, the type of Haft peikar narratology will be presented.
  • H. Zolfaghari (Phd) Page 89
    Lyric is one of the most extensive literary genres. This field is the extended Persian lyric poetry and the continuation of iambic verse. Associating narrative with poetry and presenting it in the form of couplet poem and creating masterpieces such as Nezami's Khamseh and Vis and Ramin made this field flourish.Bahram and Golandam is one of the lyrics that a poet named Aminoddin Mohammad with the pen name Safi from Sabzevar has recited in ninth and tenth centuries. The verse has been attributed to Shamsoddin Katebi Neyshaboori in some sources. In this article, the relation is rejected and after the account of the narrative, the verses and the person that has recited it are introduced. We also consider briefly its narrative motifs.The objective of this article is to introduce one of the famous verses in the opinion of people so that the readers may understand its stylistic and linguistic values and also its plots.
  • Ramazan Behdad (Phd) Page 113
    Persian language has had relationship to Semitics before and after Islam in exchanging words and expressions. After Islam, Persian language has been related to Arabic and this relation has continued until the present day. Before Islam, this relation existed in some Semitic languages and flourished in Mesopotamia such as Chaldean, Assyrian, Bobylon, Syriac, Aramaic. From Achaemenian period, there are some remaining inscriptions on stones, but these inscriptions are without any signs of the Semitics. The reason for this may be that the language of these inscriptions had been formal and royal and the writers intended to use pure Persian language. In the manuscripts and inscriptions which have been left of Parthian and Sassanid periods, there are about one thousand words that are considered to be Aramaic or Syriac and called Hozvaresh. This term has been, for the first time, mentioned by Ibn al – Nadim in his compilation Al – Fihrist. In dialogues and every day speeches, we are sure that many or some Semitic words were used, About their characteristics and qualities, however, we do not know anything authentically. In the present Persian language, there are some words that somehow resemble Arabic words, but they are not Arabic, such as " afsoos" meaning; alas, near Arabic "asaf" and "ostovar" meaning; "solid" near Arabic " rasi" and also " faravan, meaning, plenty, near Arabic " mawfur" or " mutawaffir". In this article, I have tried to prove that such kind of words in modern Persian language have Semitic roots and somehow entered Persian during the periods preceeding Islam.
  • Maryam Akbari Musa Abadi, Mansooreh Zarkoob (Phd) Page 127
    Abu-Novas, an Iranian poet, is one of the famous poets of the Abbasid reign. His collected poems represent an amalgam of his contemporary cultures particularly Iranian culture to the point that they may be regarded as the main representative of the Iranian history and culture in the 2nd century A.H. This issue is mainly evident in his carousing poems in which he is free to go beyond the limits imposed on him such as the necessity for praising the Caliphs, writing whatever he likes. In such poems, he protests against the old Arabic traditions and prides since he was proud of being an Iranian poet. Some aspects of the Aryan race are manifested through descriptions of his companions, the most important of which are freedom of spirit, honesty, modesty and wisdom.
  • Qhadimeh Ahmadian, Khairieh Echresh (Phd) Page 149
    People have been familiar with sonnets since Ignorance Age and they have left behind a a number good poems. Sonnet age was a means in ignorance not an end and had corporeal aspects but sonnets ahained. independence in the Islamic period.They were not a means as before but were an end with a specific purpose. The new religion and the Quran affected the development of sonnets. Poems in this period. were pure and appeared to be common between the nomads who lived in slums. Poverty and destitution purified. the spirits and language of people. But civil sonnts were to the cities where civilized people were living in ease and comfort. The most famous sonneteers were Gheys ben Almeloh (Majnoon), Jamil Bothneya, Kaseer Azeh, Orvah, and Tobah.
  • Abstracts
    Page 3