فهرست مطالب

  • پیاپی 19 (تابستان 1380)
  • تاریخ انتشار: 1380/05/11
  • تعداد عناوین: 15
|
  • نگاهی به شرح های نهج البلاغه
    دکتر مصطفی بروجردی صفحه 1

    از زمانی که شریف رضی در سال 400 ه'' ق کار جمع و تدوین نهج البلاغه را به پایان رسانید، تا امروز که بیش از هزار سال از عمر این کتاب شگفت انگیز در حوزه فرهنگ اسلامی می گذرد، توجه اندیشمندان و معرفت پژوهان رشته های مختلف اسلامی از ادب گرفته تا تاریخ، اخلاق، عرفان، حکمت و کلام، سیاست و حکمرانی و مدیریت، به این کتاب به عنوان یکی از مهمترین منابع قابل استناد و قابل تامل جلب شده است.
    سنت شرح نویسی بر متون دینی قدمتی طولانی دارد. کتابهای مقدس ادیان مختلف از سوی عالمان دینی با دقت و تامل مورد بررسی های دقیق و موشکافانه قرار گرفته اند. در تاریخ اسلام، پس از قرآن کریم که اصلی ترین و اصیل ترین منبع تمامی مسلمانان بشمار می رود، تقریبا هیچ کتاب مقدس دیگری، بسان نهج البلاغه مورد شرح و تفسیر قرار نگرفته است. شارحان با انگیزه های گوناگون اقدام به شرح نویسی می کرده اند: توضیح واژگان دشواریاب، شرح مبانی کلامی، فلسفی موردنظر، تحلیل و تبیین حوادث تاریخی که به اجمال ذکر شده اند، ذکر نکات ادبی و بلاغی، استفاده وعظگونه و اخلاقی از متون دینی و به تعبیری کمک به گسترش فرهنگ معنوی، نقل و نقد آرا شارحان پیشین، نقد و بررسی اسنادی و اثبات صحت روایات، و حتی اثبات قدرت علمی نویسندگان شرح، در زمره این انگیزه ها بشمار می روند.
    در هر حال، انگیزه شارحان هرچه که بوده یا خواهد بود، ما اکنون وارث انبوهی از شرحهای گوناگون بر نهج البلاغه هستیم که کم وبیش دارای مزایا و کاستیها، کژی ها و راستی ها و درستی ها و نادرستی هاست. اما این همه، جزئی از فرهنگ مکتوب اسلامی بشمار رفته و بر ما است که در شناسایی همه - یا اهم آنها - هرچند به اجمال، بکوشیم

  • مرگ و مرگ اندیشی
    دکتر سید یحیی یثربی صفحه 2
    واژه مرگ، مانند کلمه زندگی، هستی و پیدایش، مفهوم روشن و عامی دارد که بر کسی پوشیده نیست. اما در آن سوی این مفهوم همگانی و روشن، چیزی قرار دارد که شاید هرگز برای کسی درست و دقیق معلوم نگردد و شناخته نشود. علی7 در اسرار و رموز مرگ می فرمایند:«ایها الناس، کل امری لاق ما یفر منه فی فراره؛ والا جل مساق النفس، والهرب منه موافاته. کم اطردت الا یام ابحثها عن مکنون هذا الا مر فابی ا ا لا اخفاه. هیهات! علم محزون!»(1)«هر که از مرگ بگریزد، در همین فرارش با مرگ روبرو خواهد شد! چرا که اجل در کمین جان است و سرانجام گریزها، هم آغوشی با آن است! وه که چه روزگارانی در پی گشودن راز مرگ بودم! اما خواست خدا این بود که این اسرار همچنان فاش نشوند! هیهات! چه دانشی سر به مهر!».
    اما در میان این پدیده های میرا و فانی، تنها انسان است که از این سرنوشت، یعنی مردن خبر دارد. همه جانداران می میرند، ستارگان و کهکشان ها فرو می پاشند، اما نمی دانند که می میرند و نمی فهمند که خواهند مرد! جز انسان که می داند و می فهمد که خواهد مرد.
    انسان هم از آغاز پیدایش مرگ آگاه، نیست. بلکه به تدریج با مفهوم مرگ آشنا می شود.
    موجوداتی که مرگ ندارند و نیز موجوداتی که از مرگ خود آگاه نیستند، از مرگ دلهره نداشته نگران هم نیستند. اما انسان با آگاه شدن از مرگ، مخصوصا با آگاه شدن از مرگ خود، دچار اضطراب و نگرانی شده، چندین پرسش اساسی درباره مرگ، بر ذهن و اندیشه او سنگینی می کنند
  • تاریخ و فلسفه تاریخ
    رضا داوری اردکانی صفحه 3
    از دانشمند عزیز صاحبدلی که مرا به نوشتن این مقاله تشویق کرد، بسیار متشکرم؛ زیرا این دعوت و تشویق نه فقط موجب شد که بعد از مدت ها دوباره زمانی - هر چند کوتاه - به مطالعه در نهج البلاغه بپردازم و جان و دل را از عطر و نشاط آن معطر سازم، بلکه مرا برانگیخت که به بعضی شروح نهج البلاغه و کتاب هایی که درباره علی7 و کلمات و سخنان او نوشته اند، رجوع کنم. درباره این بزرگ، بسیار نوشته اند و البته صاحبان این نوشته ها همگی صاحب نظر و محقق نبوده اند. مردی که صاحب ولایت عظما است، هرکس به او اندکی نزدیک شود، از بزرگیش دچار هیبت می شود و در دل نسبت به او احترام و محبت حس می کند. طبیعی است که ذکر جمیلش در افواه همه باشد و هرکس میل کند که چیزی راجع به او بگوید یا بنویسد. به این جهت در مورد حضرت علی7 بسیار سخن ها گفته شده و در مجموعه این گفته ها همه گونه سخن از سنجیده ترین و سزاوارترین سخن ها تا حرف های معمولی و سطحی می توان یافت و این از یک جهت شادی بخش و ستایش انگیز است، و از سوی دیگر تاسف آور و مایه دریغ. اگر بعضی از این نویسندگان حسن نیت و قصد اظهار ارادت نداشتند، می توانستیم آنان و ناشران نوشته ها و گفته هایشان را ملامت کنیم که چرا لا اقل درنیافته اند و نگفته اند که قصد اظهار ارادت داشته و ران ملخ به حضرت سلیمان پیشکش می کنند.
    آیا نوشته من نیز یکی از آنها است؟ امیدوارم که این وجیزه ناچیز در بارگاه فضل و کرمش نامقبول نیفتد. نکته ای که باید ذکر شود این است که مضمون این نوشته در آثار متقدمان ظهور تفصیلی ندارد و اگر مطرح شده بر کنار از بعضی سوء تفاهم ها نبوده است و به این جهت نتوانسته ام چنانکه رسم است به تتبع و رعایت رسوم و شرایط آن بپردازم و به این جهت توقع دارم که این یادداشت را با ملاک های روش تتبع نسنجند که بر شرمساریم افزوده می شود. نوشته من در حقیقت نه تتبع است، نه گزارش؛ بلکه جست وجویی است از روی دلبستگی و وسواس برای درک نگاه تاریخی نهج البلاغه و مخصوصا متضمن درخواستی است از فرمانروای ملک سخن و راهگشای طریق هدایت که نویسنده این سطور را راهی به درک معنای دشوار تاریخ در نهج البلاغه بنماید و او را از زمره محرومان بیرون آورد.
    در مطالعه نهج البلاغه متن عربی را با چهار و گاهی پنج ترجمه از ترجمه های متاخر پیش رو داشته ام؛ اما در نقل مطالب بیش تر از ترجمه استاد دکتر سید جعفر شهیدی استفاده کرده ام
  • سعادت
    صفحه 4
    از دانشمند عزیز صاحبدلی که مرا به نوشتن این مقاله تشویق کرد، بسیار متشکرم؛ زیرا این دعوت و تشویق نه فقط موجب شد که بعد از مدت ها دوباره زمانی - هر چند کوتاه - به مطالعه در نهج البلاغه بپردازم و جان و دل را از عطر و نشاط آن معطر سازم، بلکه مرا برانگیخت که به بعضی شروح نهج البلاغه و کتاب هایی که درباره علی7 و کلمات و سخنان او نوشته اند، رجوع کنم. درباره این بزرگ، بسیار نوشته اند و البته صاحبان این نوشته ها همگی صاحب نظر و محقق نبوده اند. مردی که صاحب ولایت عظما است، هرکس به او اندکی نزدیک شود، از بزرگیش دچار هیبت می شود و در دل نسبت به او احترام و محبت حس می کند. طبیعی است که ذکر جمیلش در افواه همه باشد و هرکس میل کند که چیزی راجع به او بگوید یا بنویسد. به این جهت در مورد حضرت علی7 بسیار سخن ها گفته شده و در مجموعه این گفته ها همه گونه سخن از سنجیده ترین و سزاوارترین سخن ها تا حرف های معمولی و سطحی می توان یافت و این از یک جهت شادی بخش و ستایش انگیز است، و از سوی دیگر تاسف آور و مایه دریغ. اگر بعضی از این نویسندگان حسن نیت و قصد اظهار ارادت نداشتند، می توانستیم آنان و ناشران نوشته ها و گفته هایشان را ملامت کنیم که چرا لا اقل درنیافته اند و نگفته اند که قصد اظهار ارادت داشته و ران ملخ به حضرت سلیمان پیشکش می کنند.
    آیا نوشته من نیز یکی از آنها است؟ امیدوارم که این وجیزه ناچیز در بارگاه فضل و کرمش نامقبول نیفتد. نکته ای که باید ذکر شود این است که مضمون این نوشته در آثار متقدمان ظهور تفصیلی ندارد و اگر مطرح شده بر کنار از بعضی سوء تفاهم ها نبوده است و به این جهت نتوانسته ام چنانکه رسم است به تتبع و رعایت رسوم و شرایط آن بپردازم و به این جهت توقع دارم که این یادداشت را با ملاک های روش تتبع نسنجند که بر شرمساریم افزوده می شود. نوشته من در حقیقت نه تتبع است، نه گزارش؛ بلکه جست وجویی است از روی دلبستگی و وسواس برای درک نگاه تاریخی نهج البلاغه و مخصوصا متضمن درخواستی است از فرمانروای ملک سخن و راهگشای طریق هدایت که نویسنده این سطور را راهی به درک معنای دشوار تاریخ در نهج البلاغه بنماید و او را از زمره محرومان بیرون آورد.
    در مطالعه نهج البلاغه متن عربی را با چهار و گاهی پنج ترجمه از ترجمه های متاخر پیش رو داشته ام؛ اما در نقل مطالب بیش تر از ترجمه استاد دکتر سید جعفر شهیدی استفاده کرده ام
  • ایمان
    امیر دیوانی صفحه 5
    با مطالعه قرآن کریم و احادیث در می یابیم که در میان واژه های به کار گرفته شده در آن ها، واژه هایی وجود دارد که در آثار علمی و فکری بشری، کمتر به چشم می خورد. واژه های وحی، تقوا، ایمان، توکل، تفویض، احسان و... از آن جمله است.
    چنین واژگانی اگر در آثار بشری هم به چشم بخورد، افراض و انتخاب آن ها از ویژگی های منابع یاد شده است؛ به طوری که هر کتابی با این واژگان سخن بگوید، غالبا کتاب های دینی یا ناظر به مباحث دینی به حساب می آیند. این درست است که واژه های یاد شده در میان مردم رایج بوده است، اما این هم مسلم است که مراد واقعی خداوند و نمایندگان معصوم او از آن ها باید کشف گردد. مراد واقعی بی ارتباط با معنای متداول نیست اما عینا همان محتوا را در مجموعه متون دینی ندارد و معنای دقیق تر آن را باید با مراجعه فنی به همان مجموعه به دست آورد.
    در این میان واژه «ایمان» جایگاه ویژه ای دارد. حقیقتی که پیامبران الهی از انسان در مقابل ارمغان های بی بدیل خود طلب می کردند.
    در درک معنای واقعی الفاظ یاد شده باید با مراجعه به متون اصلی دین، ویژگی ها و خصوصیات و آثار آن ها را گرد آوریم. هر یک از آن ویژگی ها عهده دار توضیح بخشی از مراد است. در انجام چنین کاری تا می توانیم باید به طور جمعی عمل کنیم. به تعبیر سلبی، نباید فقط بخشی از متون اصلی دین را در پژوهش خود وارد کنیم و از بخش های دیگر صرف نظر کنیم. هر تفسیر یا نظریه ای درباره یک امر دینی، از جمله فهم واژگان، باید با کل گزاره های دینی مواجه شود تا جای گاه اصلی خود را در نظام معرفتی دین باز یابد. اگر در تحقیق خود چنین جامعیتی را در نظر نگیریم نتیجه کار اگر اشتباه نباشد ناقص خواهد بود.
    حال با توجه به آن چه گذشت، روش سامان یافتن این تحقیق از این قرار است که نخست مختصات، ویژگی ها و آثار «ایمان» را مخصوصا از کلمات امام متقیان امیرالمؤ منین علی7 برمی گیریم و با یافتن آیات متناظر با آن سخنان درصدد برمی آییم تا با طراحی یک مدل - که برگرفته از کلمات ایشان است - همه مختصات و آثار یاد شده و مرتبطات آن ها را در آن مدل گرد آوریم
  • مدارک و اساتید نهج البلاغه در گفتگو با آیت الله رضا استادی
    صفحه 6
    قبسات: در دهه های گذشته آثار متعددی درباره مصادر نهج البلاغه نوشته شده است. حضرت عالی نیز در این زمینه رساله ای با عنوان مدارک نهج البلاغه دارید؛ - همان گونه که مرحوم سید عبدالزهرا حسینی کتابی مفصل با نام «مصادر نهج البلاغه و اسانیده» فراهم کرده اند. - با عنایت به حجم این کارها، آیا «مدرک یابی» برای نهج البلاغه را کاری پایان یافته می دانید، و یا این که چون در سال های گذشته برخی از مصادر روائی و متون تاریخی برای نخستین بار چاپ شده است، باید این کوشش را ادامه داد و مدارک دیگری نیز یافت؟
    آیت ا استادی: در مورد نهج البلاغه از حیث سند یک شبهه واهی و دو پرسش مطرح است که باید توضیح و پاسخ داده شود.
    شبهه این است که برخی از دانشمندان اهل تسنن گفته اند که شاید نهج البلاغه ساخته و پرداخته سید رضی یا سید مرتضی باشد و استناد آن به علی بن ابی طالب7 واقعیت نداشته باشد. انگیزه القای این شبهه، گویا این بوده که نتوانسته اند و یا نخواسته اند خطبه شقشقیه و برخی از مطالبی را که در نهج البلاغه درباره حقانیت شیعه و خلافت بلافصل علی بن ابی طالب7 است بپذیرند.
    پرسش اول این است که آیا هر کدام از خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه مانند احادیث مثلا کتاب کافی سند دارد یا نه؟
    پرسش دوم این است که در صورت سند داشتن، سندها یا بخشی از سندها صحیح اصطلاحی (به همان معنایی که در کتاب های علم الحدیث و اصول فقه یاد شده) می باشد؛ به طوری که بتوان در مسائل فقهی مانند سایر احادیث صحیح السند به آن ها استناد کرد یا نه؟
    درباره آن شبهه، به حق گفته شده: به اندازه ای این شبهه سست و بی اساس است که نیاز به پاسخ ندارد اما در عین حال، برای اثبات این که مطالب نهج البلاغه در کتاب هایی که بخشی از آن ها حتی پیش از تولد سید رضی تالیف شده، موجود است، پژوهش های ارزنده ای انجام گرفت و روشن شد که علاوه بر شانزده موردی که در خود نهج البلاغه، مدرک آن ها یاد شده، می توان بیش از صد کتاب از مصادر نهج البلاغه را نام برد
  • قلب
    محمد تقی فعالی صفحه 7
    در این مقاله تلاش شده است که موضوع پراهمیت قلب از دیدگاه امام علی7 تبیین و بررسی شود.
    مؤ لف در ابتدا معنای لغوی قلب مورد بحث قرار می گیرد و نتیجه گرفته می شود که ماهیت قلب از نظر قرآن و امام علی7 همان نفس و روح آدمی است و قلب در دست خداست. از این رو عضو حیاتی انسان، قلب و امور باطنی است که اگر درون انسان اصلاح گردد، ظاهر پیرو است اما عکس آن صادق نیست آدمی می تواند به قلب خود از طریق قرآن و وحی الهی شکوفایی و حیات ببخشد، و آن را با معارف الهی عجین کند. محل ایمان قلب است و چون ایمان امر تشکیکی است، بنابراین قلب نیز توسعه پذیر خواهد بود و جامعه ای از آرامش عمومی برخوردار است که قلب های آنها از آرامش برخوردار باشد و قلب نیز جز با یاد خدا آرام نمی گیرد.
    قلب به معنای دگرگون ساختن و نیز ظاهر و باطن آمده است: «اقلبه نزع قلب ها». قلب گاهی به معنای وجه خالص یک شی می آید، چنان که بر فؤ اد و عقل نیز دلالت دارد.(1)تاج العروس هم تقریبا معانی سابق را متذکر می شود، افزون بر آن که می گوید: «قلبه اصاب قلب ها»،(2) روش زبیدی آن است که معنای لغات را از دیگر منابع لغوی معروف به عاریت می گیرد، و گاه چیزی به آن می افزاید.
    مفردات که بیشتر به معانی قرآنی واژه ها نظر دارد با تنوع بیشتری به توضیح معنای این واژه پرداخته است. اولین معنایی که برای این واژه بیان کرده، دگرگون ساختن و چیزی را از یک رو به روی دیگر کردن است؛ مثلا قلب لباس به معنای آن است که لباس را از یک رو به روی دیگر کنیم. معنای انقلاب، انصراف است. از این جهت به قلب انسان قلب گفته می شود که تقلب و دگرگونی آن بسیار است. قلب گاهی بر عقل و فهم دلالت دارد. چنان که فرمود: «و طبع علی قلوبهم فهم لایفقهون» توبه/ 87 یا در آیه دیگر فرمود: «و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه». اسرا/
  • معرفت وحیانی
    محمد باقر سعیدی روشن صفحه 8
    قوام نبوت و بعثت انبیا وحی و ارتباط غیبی خدا با انسان های برگزیده ای است که پیام آور هدایت الهی بر بشریت اند. وحی در صحنه عالم طبیعت چهره می گشاید، اما خود، پدیده ای فرا طبیعی و به دور از دسترس نامحرمان است و تنها جان ملکوتی پیام گیران الهی در کانون بارش آن آبشار صفابخش قرار می گیرد. راز چگونگی آن اتصال حضوری و ارتباط روحانی بر غیر وحی آوران پوشیده است. اما ره آورد آن حضور تکرارناپذیر بعثت پیامبر در سوق آدمیان به سوی تعالی وجودی است. نهضت های اصلاحی پیامبران یک حقیقت تاریخی است که آثار ژرف فرهنگی و معنوی آن را نمی توان در جای جای تاریخ حیات بشر نادیده انگاشت. انسان های معمولی گرچه به طور مستقیم و بی واسطه نمی توانند مخاطب و گیرنده وحی آفریدگار باشند، لکن تناسب و هم آوایی پیام آن پاکدامنان صادق الهی با جان و فطرت درونی و خرد انسانی باعث آن است که او هرگز خود را بی نیاز از چراغ وحی نبیند.
    تحلیل و تفسیر ماهیت وحی و چگونگی آگاهی یابی پیامبران، برای ما غایبان از صحنه های حضور ربانی امری نامقدور است؛ اما آثار وحی محمدی6 یعنی قرآن، بر بلندای تاریخ بشر با حضور مدلل و بانگ رسا هماره از همگان می خواهد که در آن بیندیشند و اگر در الهی بودن آن تردیدی داشته آن را پدیده ای انسان ساخته می پندارند، به حکم این که خود نیز انسان اند، - به معنای عام - همه توان و نیروهای خود را در کار اندازند و مانند آن را بسازند، اگر درماندند مطمئن باشند که این کتاب پرتوی از علم الهی و رهاورد وحی پروردگار به محمد 6 است.(1) از سوی دیگر با خرسندی می توان در تاریخ ظهور وحی قرآنی شخصیتی چون علی بن ابی طالب را یافت که از همان آغاز رسالت پیامبر اسلام همپای رسول ا شاهد وحی آسمانی بوده است: «قل کفی با شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب.» رعد/ 43 این گواه صادق تجلیات وحی قرآنی برای ما گفتنی های بسیار دارد
  • براهین اثبات وجود خدا
    محمد محمدرضایی صفحه 9
    یکی از مسائل بسیار اساسی برای آدمی، مسئله وجود خدا است. اعتقاد و یا عدم اعتقاد به خدا، در زندگی انسان، بسیار نقش آفرین است. اگر کسی به دلیلی، به وجود خدا اعتقاد پیدا کند، تمام اعمال و حرکات او صبغه خاصی به خود می گیرد و اگر هم بی اعتقاد به خدا باشد، باز اعمال او رنگ و بویی دیگر پیدا می کند.
    بنابراین انسان باید قبل از هر شناختی به این مسئله بپردازد که آیا واقعا برای انسان و عالم، خدایی وجود دارد، یا این که انسان و عالم بر اثر صدفه و تصادف پدید آمده، و آدمی نیز در زندگی هیچ وظیفه و هدفی جز ادامه زندگی و لذت بردن ندارد. از این رو، که امیرالمؤ منین علی7 می فرماید: «معرفه ا سبحانه، اعلی المعارف»(1) امام7 حتی توحید و اعتقاد به خدای یگانه را، حیات و جان نفس و روح می داند: «التوحید حیاه النفس»(2) نیز از ایشان نقل شده است که سرلوحه دین، شناخت خدا است؛ «اول الدین معرفته»(3) آدمی نیز با تمام وجود خود این دقیقه را در می یابد که شناخت خدا، در درجه نخست اهمیت قرار دارد.
    اولین مسئله در وادی شناخت خدا، شناخت وجود او است. در کلمات امیرالمؤ منین، استدلال بر وجود خدا به طور مستقل کمتر مشاهده می شود و عنوانی تحت براهین اثبات وجود خدا، در کلمات آن حضرت نمی توان یافت.
    دلیل این مطلب می تواند دو امر باشد:1. امیرالمؤ منین علی7 خداشناسی و خداجویی را امری فطری می داند؛ همان گونه که فرموده اند: خداوند قلب ها را با اراده و محبت خود، و عقلها را با معرفت خود سرشته است:«اللهم خلقت القلوب علی ارادتک وفطرت العقول علی معرفتک»(4) در جایی دیگر می فرمایند: «عجبت لمن شک فی ا وهو یری خلق ا»(5) این سخن برگرفته از آیه ای در قرآن است: «افی ا شک فاطر السموات والارض» ابراهیم/ 102. دلیل دیگر آن است که مخاطبان امیرالمؤ منین7 اشخاصی بودند که به وجود خدا باور داشتند. آنان بیش تر محتاج تصحیح اعتقاداتشان بودند، نه تاسیس.
    آری، در لابه لای کلمات امام7 می توان دلایلی را بر اثبات وجود خدا یافت. نگارنده در حد بضاعت خود، هشت دلیل بر اثبات وجود خدا در کلمات حضرت7 یافته است؛ هرچند که راه های منتهی به خدا، به عدد نفوس خلایق است
  • گذری بر نهج البلاغه در گفتگو با آیت الله جعفر سبحانی
    با آیت ا جعفر سبحانی صفحه 10
    قبسات: حضرتعالی در ابتدا در باب ضرورت ها، بایستگی ها و خلا های موجود در مورد شخصیت و زوایای اندیشه و زندگی حضرت علی7 و کتاب گران سنگ نهج البلاغه، که نیازمند تلاش عالمان مسلمان باشد، توضیحاتی بیان فرمایید.
    آیت ا سبحانی: زندگانی امیرمؤ منان علی7 را می توان به پنج بخش قسمت کرد:1. از ولادت تا بعثت که ده سال به طول انجامیده است.
    2. از بعثت پیامبر تا هجرت که سیزده سال تمام در مکه بوده است.
    3. از هجرت تا رحلت پیامبر که ده سال بوده است.
    4. از رحلت پیامبر تا خلافت ظاهری که بیست و پنج سال تمام می باشد.
    5.از آغاز خلافت تا شهادت در محراب عبادت.
    نویسندگان درباره بخش های چهار گانه زندگانی آن حضرت قلم فرسایی کرده اند و به حق نیم رخ روشنی از زندگی آن امام همام ترسیم کرده اند؛ مگر یک بخش از زندگانی آن حضرت که همان دوران انزوا و سکوت شکوه مند اوست. یعنی از رحلت پیامبر تا آغاز خلافت. کمتر کسی توانسته است در این مورد به نوآوری هایی دست یابد. این جانب نیز در «فروغ ولایت» در این بخش تلاشی انجام داده ام ولی مسلما کافی نیست، لازم است
  • عقل و تعقل
    رضا برنجکار صفحه 11
    تاریخ عقل و تعقل، همزاد تاریخ بشری است؛ وجه ممیز انسان از موجودات دیگر، عقل او است، و آدمی با تعقل به حیات انسانی خویش ادامه می دهد. به فرموده امام علی7 الانسان بعقله؛(1) «انسان به عقل خود انسان است.» و باز می فرمایند: اصل الانسان لبه؛(2) «اصل انسان خرد او است.» بنابراین تاریخ تعقل با پیدایش آدم آغاز می شود.
    معمولا در کتاب های تاریخ فلسفه گفته می شود تعقل در سواحل آسیای صغیر و در منطقه ایونیا باظهور طالس و آناکسیمندرشروع شده است و پیش ازآن مردم در دوران تخیل می زیسته اند. این سخن اگر درست باشد، که چنین نیست، تنها درباره شروع نوع خاصی از تعقل صادق است،نه درباره پیدایی تعقل و خردورزی به معنای کلی آن. البته توجه به عقل و تعقل فلسفی و به سخنی دیگر، تعقل در باب تعقل فلسفی و نقد و بررسی آن امری متاخر است و بر اساس اطلاعات مکتوب و باقیمانده، ابتدا در زمان سوفسطائیان و سقراط به شکلی ناقص مطرح شده است. پس از آن در عصر جدید با فرانسیس بیکن و رنه دکارت و جان لاک بار دیگر مسئله معرفت و به خصوص تعقل،مورد توجه جد ی قرار گرفت و درآثار ایمانوئل کانت به اوج خود رسید و مساوی با فلسفه شد و در نهایت به علم معرفت شناسی جدید انجامید.
    هنگامی که به مباحث مطرح شده در تاریخ فکر و فلسفه نظر می کنیم، می بینیم که عقل افلاطون با عقل ارسطو، عقل متکلمان با عقل عارفان، عقل دکارت با عقل کانت و... تفاوت می کند و هر کس معنای خاصی از آن را اراده کرده است. این جااست که پیچیدگی مسئله خود را نشان می دهد و معلوم می شود که تلقی انسان ها از چیزی که انسان بودن آنها به آن است، یکسان نیست. لازمه این اختلاف نظر آن نیست که بگوییم هر کس عقل خاصی داردکه متفاوت و متباین با عقل دیگران است؛ بلکه می توان گفت این اختلاف به دلیل اختلاف در تفسیر عقل است.
    اختلاف در تفسیر را نیز می توان به کارکردهای متفاوت عقل و قابلیتهای گوناگون آن بازگرداند. بدین سان اهمیت بررسی عقل و تعقل از دیدگاه امام علی7 روشن می شود؛ چرا که خداوند متعال با فضل خویش آن امام حکیم را از عالی ترین درجه عقل بهره مند ساخته است و هم اواست که می تواند مفسر عقل و تبیین کننده تعقل و مسیرهای درست آن باشد
  • توحید
    سیدجعفر سیدان صفحه 12
    اشاره مقاله حاضر به موضوع توحید از دیدگاه امام علی بن ابی طالب7 می پردازد. از این رو، مباحث دیگر مقوله خداشناسی، که آن امام پاک نهاد از آن ها سخن گفته است، در این مقاله گنجانیده نشده اند.
    آنچه در زیر می آید، عنوان های مباحث مقاله است که کوشیده شده است با بهره جویی از روایات امام علی7 به بحث و بررسی درباب آنها پرداخته شود:1. اهمیت و آثار توحید؛2. معنا و اقسام توحید؛3. ادله توحید؛4. ویژگیهای توحید.. اهمیت و آثار توحیدبی گمان، اصل توحید از جایگاهی والا در میان اصول اعتقادی دینی برخوردار است به گونه ای که دیگر اصول اعتقادی، بر این اصل استوار گشته اند. بنابر همین حقیقت است که امام علی7 بر توحید و نیز آثار و پیامدهای اعتقاد به توحید بسی ارج می نهد و از آن بسیار سخن می گوید.
    در روایتی، آن حضرت از رسول خدا6 نقل می فرماید: «التوحید نصف الدین»(1) و خود نیز می فرماید:«خداوند در میان اعضای بدن آدمی، مقام زبان را افزون کرده است و قرآن را به توحید گویا نموده است.»(2)امام7 در برخی احادیث فضیلت و پاداشی بسیار ارجمند برای یکتاپرستی و ایمان به یگانگی خداوند برشمرده است؛ چنان که می فرماید:«هیچ بنده مسلمانی زبان به لا اله الا الله نمی گشاید مگر آن که این گفتارش هر سقفی را فرو می شکافد و فرا می رود و به گناهی از او نمی رسد مگر آن که از میانش برمی دارد و از حرکت باز می ایستد تا سرانجام به همچون خودی رسد و آرام گیرد.»(3)امام رضا7 در پایان حدیث سلسله الذهب به واسطه علی7 از پیامبر اسلام6 نقل می کند که جبرئیل امین از خداوند متعال نقل کرده است
  • حیات عارفانه امام علی
    صفحه 13
    حیات، نحوه خاص از هستی است که مبدا ظهور علم و قدرت شده و عامل هماهنگ کننده «اندیشه علمی» و «انگیزه عملی» است، به طوری که اندیشه علمی بر انگیزه عملی اشراف و نظارت داشته و انگیزه عملی تحت هدایت اندیشه علمی، به صورت کوشش عینی ظهور می یابد.
    هر اندازه حیات، قوی تر باشد موجب شکوه اندیشه علمی و قدرت انگیزه عملی خواهد بود و هر اندازه اندیشه و انگیزه نیرومندتر باشد کاشف کمال حیات و شدت آن است. گرچه از قدرت هر کدام می توان به نیرومندی دیگری پی برد لیکن راه عمیق در استدلال، پی بردن از سبب (حیات) به مسبب، (اندیشه و انگیزه) است و راه سهل و سمح پی بردن از مسبب، یعنی اندیشه و انگیزه به سبب، یعنی حیات است؛ زیرا دسترسی به حقیقت حیات و همچنین پی بردن به نحوه حیات شخص معین دشوار است، ولی تا حد ی از بررسی علم و عمل او می توان با درجه وجودی حیات آن شخص آشنا شد و درباره کیفیت زیستن او سخن گفت؛ چون انگیزه عملی تحت رهبری اندیشه علمی سامان می پذیرد و اوج و حضیض آن وامدار صعود و هبوط اندیشه علمی است و هماره «عزم عملی» با هدایت «جزم علمی» تحقق می یابد و با وزن علم، موزون عمل در میزان حق و باطل و صدق و کذب و حسن و قبح توزین می شود. از این رو اختصاص بحث به بررسی اندیشه علمی و انصراف از گفت وگو در مدار انگیزه عملی به نظم صناعی و منطقی نزدیک تر است
  • دانشنامه امام علی (ع)، گامها و آرمانها - گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر رشاد
    صفحه 14
    قبسات: ضمن سپاسگزاری از محضر جناب عالی به خاطر فرصتی که در اختیار مجله قرار دادید، خواهشمند است درمورد پیشینه و روند پایه ریزی و پدیدآیی این طرح عظیم، برای آگاهی خوانندگان فرهیخته مجله توضیحاتی را بیان بفرمائید؟
    حجه الاسلام والمسلمین رشاد: بسم الله الرحمن الرحیم از سال 1378 طرحی در پژوهشگاه درخصوص تبیین ابعاد گوناگون فکری، علمی حضرت امام - سلام الله و رضوانه علیه - باعنوان دانشنامه امام خمینی در دست اجرا بود، مطرح شد که از آنجا که الگوی امام، حضرت امیرالمؤ منین7 بودند و اندیشه های حضرت امام سایه سنت و سیره حضرت امیر - ارواحنا فداه - تلقی می شود لهذا باید مجموعه ای با عنوان اندیشه نامه امام علی تدوین شود. از دیگرسو دوستان ما در کارشناسی ها به این جا رسیده بودند که امروز اندیشه های ناب دینی، به ویژه در مباحث اجتماعی که غالبا در تعالیم و کلمات امام علی7 متجلی و متبلور است، باید برای نسل جوان هرچه روشن تر تبیین بشود، تا اگر در رفتار دینداران و اصحاب دین و ارباب سیاست، چالش و لغزشی به چشم می خورد، نسل امروز اینها را در ارزیابی کل دین و دینداری، قیاس نگیرند. و اصولا نسل معاصر (ایرانی و غیرایرانی، عامه و نخبه) بیش از هر زمان دیگری محتاج آشنایی با تعالیم و سیره امیرالمؤ منین7 است. بر این مبنا در همان سال، اجرای طرحی به نام اندیشه نامه امام علی7 نیز پیش بینی شد و تمهیدات اولیه نیز صورت بست، هنگامی که در پیام نوروزی رهبر فرزانه انقلاب، سال 79 به نام فرخنده امیرالمؤ منین نامیده شد این موضوع در پژوهشگاه مورد توجه مضاعف قرار گرفت و در همین حین علامه بزرگوار آیت الله جوادی آملی پیشنهادی را به مسئولین ستاد سال امیرالمؤ منین7 عرضه فرمودند، با عنوان «صد مقاله از صد دانشمند و اندیشمند درباره حضرت امیر»، و سرانجام حسن تلاقی اعلام سال امیرالمؤ منین و پیشنهاد تالیف مجموعه صد مقاله، و طرح ما؛ زمینه ساز تحقق این طرح عظیم شد و ستاد بزرگداشت سال امیرالمؤ منین7 - که زیرنظر شورای عالی انقلاب فرهنگی تاسیس و مشغول فعالیت شد - این پروژه را به ما پیشنهاد کرد. و به این ترتیب کار طراحی نهایی انجام و اجرای طرح به طور جدی آغاز شد. و عمده ی اعتبار موردنیاز تحقیق و تالیف آن را ستاد امیرالمومنین7 تعهد کرد. و هزینه های جانبی و چاپ نیز از در پژوهشگاه پیش بینی شد
  • سرمقاله
    صفحه 15