فهرست مطالب

علوم زمین - پیاپی 66 (زمستان 1386)
  • پیاپی 66 (زمستان 1386)
  • 194 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1387/06/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • صفحه 1
  • محمدحسین آدابی، مریم جمالیان صفحه 2
    منطقه مورد مطالعه در باختر ایران مرکزی و در 32 کیلومتری باختر خمین قرار دارد و از نظر زمین ساختی در بخش میانی زون سنندج- سیرجان و در محور ملایر- اصفهان واقع است. سازندهای کرتاسه زیرین در این ناحیه، به صورت دگرشیب بر روی سازندهای تریاس بالایی- ژوراسیک قرارگرفته اند. با پیشروی دریا رسوبات ماسه سنگی-کنگلومرایی برجای گذاشته شده که بعدا با پیشروی بیشتر دریا، رسوبات آهکی کرتاسه زیرین ته نشین شده است. این رسوبات در طی فازهای کوهزایی سیمرین میانی (اواسط دوگر، باژوسین- باتونین) و لارامید (کرتاسه بالایی) چین خورده اند. واحدهای کربناتی در ناحیه رباط، سنگ میزبان کانی زایی سرب و روی است. ستبرای واقعی این واحد ها در دامنه جنوبی کوه اره گیجه حدود 256 متر، در دامنه شمالی کوه اره گیجه حدود 230 متر و در دامنه جنوبی کوه برآفتاب 408 متر است. مطالعات فسیل شناسی اوربیتولینها نشان داده است که آهکها سن آپسین دارند.
    نتایج حاصل از بررسی عناصر اصلی، جزئی و ایزوتوپهای پایدار اکسیژن 18 و کربن 13 و رفتار آنها نسبت به یکدیگر، ترکیب کانی شناسی اولیه مخلوط کلسیت-آراگونیت را نشان می دهد که قابل مقایسه با سنگ آهکهای با ترکیب کانی شناسی مخلوط کلسیت-آراگونیت سازند مزدوران در کپه داغ به سن ژوراسیک پسین است. مطالعات سنگ نگاری و ژئوشیمیایی حاکی از این است که سنگ آهکهای منطقه عمدتا تحت تاثیر دیاژنز جوی در یک سامانه دیاژنزی کاملا باز قرار داشته اند. محاسبات دمای دیرینه بر پایه سبک ترین ایزوتوپ اکسیژن نشان می دهد دمای دیاژنتیکی حدود oC 75بوده است.
    کانسار سرب و روی رباط از نوع دیاژنتیک-اپی ژنتیک و از نوع کانسار چینه کران بوده و با کانسارهای تیپ دره می سی سی پی (MVT) قابل مقایسه است. شیوه تشکیل کانسار به این صورت بوده است که آبهای جوی پس از گذر از درزه ها و شکستگیها، همراه با آبهای ناشی از تراکم و فشردگی شیلهای حوضه ای (ناشی از پدیده آب زدایی) تحت تاثیر شیب زمین گرمایی گرم شده اند. این آبها پس از شستشوی مواد از مسیر خود باردار شده و توسط کمپلکسهای کلریدی توسط سیالات حمل شده اند. آبها این عناصر را در لایه کربناتی ته نشست داده اند. دگرسانی مشاهده شده در منطقه عمدتا از نوع سیلیسی (ژاسپیروییدی) و دولومیتی است.
    کلیدواژگان: کانی شناسی اولیه، کانسارسازی، معدن رباط، ایزوتوپهای اکسیژن و کربن
  • محمدحسین خلقی، منصور وثوقی عابدینی صفحه 24
    باتولیت صفاخانه در شمال باختری ایران (47 کیلومتری جنوب باختر شاهین دژ) واقع است. این باتولیت در لبه پهنه ساختاری ایران مرکزی قرار دارد و سنگهای کرتاسه را بریده است. سن رادیومتری پدیدار شدن این باتولیت برای نخستین بار با روش K - Ar، 69/5میلیون سال تعیین شده است. این سن، بیانگر زمان کرتاسه پسین- پالئوسن و رخداد زمین ساختی لارامید است. بررسی ژئوشیمیائی این باتولیت نشان می دهد که قسمت عمده ماگمای تشکیل دهنده این باتولیت ماگمای گوشته ای بوده است که درآن تحولاتی از نوع تفریق بلوری و آغشتگی صورت گرفته است. تفریق بلوری باعث تشکیل سنگهای متفاوت به ترتیب از نوع کوارتزمونزونیت، کوارتزمونزودیوریت، تونالیت، گرانودیوریت، مونزوگرانیت شده است. ماگمای مولد این سنگها از نوع کلسیمی – قلیایی (کلکو آلکالن) و بیشتر متاآلومین است. خصوصیات سنگهای این باتولیت با گرانیتهای تیپ «I» از گونه کالدونین قابل مقایسه است. از نظر موقعیت زمین ساختی ویژگیهای این باتولیت با گرانیتوییدهای کمان آتشفشانی (VAG) مطابقت دارد.
    کلیدواژگان: ایران، گرانیت، کرتاسه، ذوب بخشی، آمیختگی ماگمایی، کلسیمی، قلیایی، متاآلومین، سن پرتوسنجی
  • صمد علیپور صفحه 40
    غار آبی یاریم قیه در نقطه صفر مرزی ایران و ترکیه دارای آب زلال و کاملا شفاف است. بارندگی میانگین ناحیه 250 میلی متر در سال و با دمای میانگین سالانهC° 9 در اقلیم نیمه خشک قرار دارد. دمای آب درون غارC° 9/5 درجه و دمای درون آنC° 9 است. دوره یخبندان از آبان تا فروردین و طول روزهای یخبندان 108 روز در سال است. سنگهای در برگیرنده آن الیگوسن - میوسن اما خود غار بسیار جوان ودر مراحل ابتدایی تشکیل خود می باشد. غار با حجم 9600 متر مکعب از دو بخش خشک با مساحت 631 متر مربع و بخش آبدار با حجم 4700 متر مکعب و ژرفای 4 تا 6 مترتشکیل شده است. ساختار غار شامل یک فروچاله در سطح بالایی و ساختار گسلی در داخل است. ارتفاع سقف آن 10 متر اما در بعضی نقاط دراثر سقوط دارای چندین متر افتادگی است. آزمایش میکروبی و شیمیایی نشان می دهد که آب غار عاری از هر نوع آلودگی میکروبی بوده و قابل شرب است. pH آب آن 36/7 و فلوئور آن در مقایسه با فلوئور بالا درآبهای این ناحیه که تا ((ppm 4/5 اندازه گیری شده، (ppm) 1/7 است که در دامنه مجاز برای شرب قرار می گیرد.
    در مجاورت غار، تالاب یاریم قیه با وسعتی حدود 5 کیلومتر مترمربع در خاور غار واقع شده است. ارتفاع سطح آب آن 1414 متر ودر مقایسه با ارتفاع1410 متری سطح آب داخل غار 2 متر بالاتر است. اگر چه در شبانه روز 500 متر مکعب آب از غار برداشت می گردد اما این برداشت، تغییری در ارتفاع سطح آب غار ایجاد نمی کند. ترازیابی ارتفاع آب غار و تالاب نشان می دهد که گرادیان هیدرولیکی آب از تالاب به طرف غار است و با توجه به اینکه هیچ آب دیگری به غار وارد نمی شود لذا غار به طور دائم و مستقیم از تالاب تغذیه می شود. غار یاریم قیه فاقد جلوه های زیبای معمول در غارهای با کاربری گردشگری است. لذا برای حفظ کیفیت آب غار از هر نوع آلودگی زیست محیطی و ثابت نگهداشتن رابطه اکوسیستم غار و تالاب بر اساس رده بندیهای استاندارد، باید دسترسی به آن جز در موارد علمی و بازدیدهای ویژه محدود گردد
    کلیدواژگان: غار، غار یاریم قیه، شناسایی غار، تالاب، یاریم قیه، ماکو
  • محمدجعفر محمدزاده، حمید آقابابایی، آینور ناصری صفحه 60
    مقدار کربن آلی کل (Total Organic Carbon) موجود در سنگ منشا هیدروکربن یکی از پارامترهای حائز اهمیت در ارزیابی آن است. این پارامتر نه تنها در مطالعات ژئوشیمیایی هیدروکربن مورد استفاده قرار می گیرد، بلکه در بررسی میزان گسترش سنگ منشا نیز نقش بسزایی دارد به گونه ای که با افزایش TOC، احتمال حضور سنگ منشا افزایش می یابد وکاهش آن بیانگر عدم گستردگی سنگ منشا در یک ژرفای معلوم است. بنابراین وجود روشی که بتواند به برآورد هر چه بهتر آن کمک کند، لازم است. شبکه های عصبی مصنوعی یکی از روش های عددی حل مسئله است که با الگو برداری از عملکرد شبکه های عصبی زیست شناختی به تحلیل مسائل پرداخته و اقدام به برآورد، رده بندی و... می کند.
    این مقاله با هدف معرفی ساختار و چگونگی عملکرد شبکه های عصبی، اقدام به برآورد مقدار مواد آلی کل موجود در سنگ منشا هیدروکربن در میدان نفتی بینک با استفاده از اطلاعات چاه پیمایی می کند. نتایج حاصل، بیانگر این مطلب است که شبکه پرسپترون چند لایه(Multi-Layer Perceptron) بهترین شبکه ای بود که برای برآورد استفاده شد که دارای یک لایه میانی با 6 گره ونوع الگوریتم آموزشی پس انتشار مومنتم باتابع تحریک تانژانتی بود. پس از آموزش شبکه، مقدار خطای برآورد 0013/0 حاصل شد. پس ازآن، داده های آموزشی و غیر آموزشی آزموده شدند و در نهایت مقایسه بین مقادیر واقعی TOC و برآورد انجام گردید که نتیجه مطلوب R=0.9956 حاصل شد. در پایان، تحلیل حساسیت روی پارامترهای موثر در بر آورد انجام گردید و بر اساس آن، پارامتر تخلخل نوترونی (NPHI) به عنوان موثرترین و حساس ترین پارامتر و DT به عنوان پارامتری با کمترین حساسیت موثر در برآورد شناخته شدند.
    کلیدواژگان: برآورد TOC، شبکه های عصبی، سنگ منشاء هیدروکربن، مواد آلی، بینک
  • مهدی سالاری راد، مهدی ایران نژاد، میرزاآقا محمدی صفحه 68
    کانسارهای مس طارم سفلی از مجموعه کانسارهایی است که در زون طارم قرار دارد و شامل چندین کانسار مس اکسیده بوده که از معروف ترین آنها می توان به سه کانسار چیذه، آقدره و یمقان اشاره کرد. در این مقاله به مقایسه اقتصادی دو روش سمنتاسیون و استخراج حلالی برای بازیابی مس از محلول فروشویی شده این کانسارها پرداخته شده است. برای ارزیابی اقتصادی، به علت گوناگونی کانسارها از نظر میزان ذخیره و ظرفیت تولید، دو ظرفیت تولید (ظرفیت بالا: 2000 تن ظرفیت پایین: 90 تن کانسنگ در روز) دو روش فروشویی (لیچینگ) و دو روش بازیابی در نظر گرفته شد. با در نظر گرفتن این سه عملیات (ظرفیت تولید، روش فروشویی و روش بازیابی) در مجموع 8 گزینه ارزیابی شد. هزینه های سرمایه ای با استفاده از روش های مرتبه بزرگی(قانون شش دهم) و هزینه عملیاتی با توجه به نتایج آزمایشها برآورد شد. برای مقایسه اقتصادی از روش NPV (ارزش فعلی خالص) استفاده شد. نتایج ارزیابی نشان داد که ارزش فعلی خالص گزینه ظرفیت بالا، بیش از ظرفیت پایین و ارزش فعلی خالص گزینه های فروشویی همزنی بیشتر از فروشویی حوضچه ای است. همچنین مشخص شد که ارزش فعلی خالص سمنتاسیون در ظرفیت پایین بیشتر از استخراج حلالی بوده در حالی که در ظرفیت بالا، عکس این مطلب صادق است. بنابراین، برای ظرفیتهای کوچک تر یا مساوی 90 تن کانسنگ در روز، روش ارجح بازیابی از محلول از نظر اقتصادی، سمنتاسیون است ولی برای ظرفیتهای بزرگ تر یا مساوی 2000 تن کانسنگ در روز روش استخراج حلالی مناسب است.
    کلیدواژگان: کانسارهای اکسیده مس، بازیابی از محلول، مقایسه اقتصادی، سمنتاسیون، استخراج حلالی
  • کامران گشتاسبی، مرتضی احمدی، یاسر نعیمی صفحه 74
    موقعیت سطح بحرانی شکست و ضریب اطمینان کمینه مربوط به آن، دو جزء مکمل در تحلیل پایداری شیروانیهای خاکی هستند. برای یافتن سطح بحرانی شکست، اغلب از روش های جستجوی مختلفی مانند جستجوی شبکه ای استفاده می شود که بدین منظور نرم افزارهای رایانه ای متعددی تا کنون تهیه شده و در بیشتر این نرم افزارها، از روش های جستجوی بی اعتبار و غیرقابل اطمینان استفاده شده است. در این مقاله، از روش مونت کارلو که روشی موثر و معتبر است، استفاده می شود و در نهایت اعتبار این روش مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: ضریب اطمینان، روش جستجو، سطح بحرانی شکست، مونت کارلو
  • مهدی تلخابلو، ناصر حافظی مقدس، محمدرضا نیکودل، علی ارومیه ای، مهدی شفیعی فر صفحه 86
    مصالح سنگی، از جمله مصالح طبیعی هستند که در ساخت انواع سازه های حفاظتی سواحل، بویژه موج شکنهای توده سنگی به کار می روند. ویژگیهای مهندسی سنگها، از جمله دوام و مقاومت آن در برابر عوامل مخرب و مهاجم حاکم بر محیطهای دریایی، از مهم ترین ویژگیهایی است که مصالح مورد استفاده در ساخت سازه های دریایی باید از آن برخوردار باشند. دوام، تابعی از ویژگیهای سنگ و محیط یا شرایطی است که در آن قرار می گیرد. ضرورت ارزیابی ویژگیهای مهندسی مصالح سنگی مصرفی در این سازه ها از دیدگاه دوام و زوال پذیری با توجه به اهمیت اقتصادی و گاه نظامی بنادر و تسهیلات ساحلی احداث شده در نوار ساحلی جنوب ایران مشخص می شود. در این مقاله، ضمن بررسی مصالح سنگی مصرفی و گرفتن بیش از 800 نمونه از این مصالح از حدود 27 موج شکن توده سنگی احداث شده در طول حدود 1000 کیلومتر از سواحل جنوب کشور، از بندر عامری تا چابهار، و توجه به نتایج حاصل از بررسیهای مشاهده ای و انجام آزمایشهای مهندسی سنجش دوام، روابط تجربی از برقراری ارتباط بین پارامترهای فیزیکی، مقاومتی و دوام داری سنگها استخراج شده و در پایان معیارهای انتخاب سنگ برای سه گروه سنگهای آهکی، آذرین و سنگهای زیستی تخریبی(صدف سنگها) به طور مجزا پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: ویژگیهای مهندسی سنگها، موج شکن توده سنگی، دوام داری، سواحل جنوب ایران
  • نرگس هاشمی، جمشید درویش صفحه 108
    مطالعات انجام شده در رسوبات پلیستوسن خاور ایران، منجر به کشف و شناسایی مجموعه ای از بقایایی استخوانی شده که عمدتا متعلق به علفخواران منقرض شده از راسته فردسمان و زوج سمان بوده اند. از فردسمان، بقایای دندانی اسبها و از زوج سمان، بقایای استخوانی و دندانی انواع گیاهخواران اهلی و وحشی، کرگدن، گراز و جانورانی یافت شده است که بعضی از آنها امروزه به کلی از بین رفته اند. وجود دندان رینوسروسها در ناحیه مورد مطالعه، رسوبات مراغه، حوضه Linxia در چین و سایر نواحی نشان می دهد که پس از انقراض زیای مراغه، مجموعه مشابهی در خاور ایران استقرار یافته و شرایط اقلیمی اواخر سنوزوییک در حوضه مدیترانه، باختر و مرکز اوراسیا گرم و مرطوب بوده است.
    کلیدواژگان: پلیستوسن، فردسمان، زوج سمان، زیای مراغه
  • محمد محجل، لیلی ایزدی کیان صفحه 116
    منطقه آلمابولاغ در بخش شمال باختری پهنه سنندج سیرجان و در15 کیلومتری باختر همدان قرار دارد. در این منطقه، سه واحد اصلی سنگ چینه ای شناسایی شده است: واحد رسوبی- آتشفشانی آلمابولاغ در زیر، واحد کربناتی چنار شیخ در بخش میانی و اسلیتهای همدان در بخش بالایی. این مجموعه که در رخساره شیست سبز دگرگون شده، در یک ساختار گنبدی بزرگ قرار می گیرد. در این تکتونیتها، چهار مرحله دگرشکلی شناسایی گردید که سه مرحله آن با تشکیل چینها همراه بوده است ولی دگرشکلی مرحله چهارم با عملکرد گسلها شناخته می شود که ساختار چینها را قطع کرده است. آثار دگرشکلی اول، با تشکیل چینهای نسل اول و همچنین برگوارگی مرتبط با آن شناخته شده است. دگرشکلی دوم با چین دادن سطح محوری چینهای نسل اول و برگوارگی موازی با آن شکل گرفته است. این چینها به صورت یال موازی و تنگ با سطح محوری خوابیده تا مایل و محور تقریبا افقی به همراه برگوارگی نسل دوم به صورت برگوارگی موازی سطح محوری شکل گرفته اند. شواهد چین خوردگی در نسل دوم، ساز و کار چین خوردگی را خمش-جریان (flexural flow) و جریان غیر فعال Passive flow)) تایید می کند. عملکرد دگرشکلی سوم در منطقه باعث چین خوردن برگوارگی نسل دوم و تشکیل چینهای نسل سوم به صورت باز با سطح محوری تقریبا قائم و محور افقی وتشکیل برگواره سوم از نوع برگوارگی کنکره ای شده است. ساز و کار تشکیل این چینها بیشتر خمشی- لغزشی(flexural slip) است. هندسه عوامل ساختاری مرحله غالب (مرحله دوم) در ساختار گنبدی منطقه آلمابولاغ نقش توده نفوذی را در این هندسه با چرخش آنها در چهارچوب یک ساختار گنبدی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: چین خوردگی مکرر، تکتونیت، ساختار گنبدی، آلمابولاغ همدان، پهنه سنندج، سیرجان
  • محمود صادقیان، محمدولی ولی زاده صفحه 134
    توده گرانیتوییدی زاهدان(با وسعتkm2 750) با روند کلی NW-SE در بخش میانی نوار گرانیتوییدی زاهدان سراوان واقع است. این توده، سنگهایی با ترکیب گرانیت، گرانودیوریت و دیوریت را در بر دارد و همچنین توسط تعداد زیادی دایک با ترکیب آندزیتی - داسیتی قطع شده است. سنگهای دگرگونی ناحیه ای با سن ائوسن میانی، توسط این توده قطع شده اند. در این تحقیق، ساز وکار جایگزینی بخش شمالی توده زاهدان در پرتو روش ناهمسانگردی خودپذیری مغناطیسی(AMS) مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که گرانیتهای توده زاهدان از نوع پارا مغناطیسی (با خودپذیری مغناطیسی کمتر از μSI 500) هستند در حالی که گرانودیوریتها و دیوریتها از نوع فرو مغناطیسی (با خودپذیری مغناطیسی بیش از μSI 500) هستند. خطوارگیها و برگوارگیهای مغناطیسی این توده نفوذی، کم شیب کم و نزدیک به افقی است. سنگهای دیوریتی که محدوده کم وسعتی را به خود اختصاص می دهند، دارای خطوارگیها و برگوارگیهای مغناطیسی با شیب زیاد و نزدیک به قائم هستند، از این رو به عنوان زون تغذیه کننده یا محل صعود ماگمای تغذیه کننده این بخش از توده گرانیتوییدی زاهدان در نظر گرفته شده اند. خطوارگیها و برگوارگیهای مغناطیسی بسیار کم شیب، گویای آن است که توده گرانیتوییدی زاهدان به صورت یک سیل جایگزین شده است. عملکرد یک حرکت برشی کم شیب در به وجود آمدن فضای مناسب برای جایگزینی این توده گرانیتوییدی نقش بسزایی داشته است.
    کلیدواژگان: سازوکار جایگیری، توده گرانیتوییدی، زاهدان، ناهمسانگردی خودپذیری مغناطیسی، خطوارگیها و برگارگیهای مغناطیسی، زون تغذیه کننده
  • ندا قاضی پور، علی ارومیه ای، ایمان انتظام، فرهاد انصاری، مرتضی پیروز صفحه 160
    ناپایداری دامنه ها و ریزشهای سنگی همواره از خطرات اصلی در مسیر جاده ها در مناطق کوهستانی بوده و جاده کرج- چالوس از این خطر مستثنی نیست. به منظور ارزیابی خطر سنگ ریزش در مسیر راه ها، روش های متعددی وجود دارد که در این تحقیق از روش محاسبه مخروط افت استفاده شده است. در این روش، متناسب با ابعاد هندسی و شیب دامنه، نحوه حرکت سنگ ریزش و میزان گسترش و پراکندگی آنها در طول دامنه و در نهایت تاثیری که روی مسیر راه می گذارد، بررسی می شود. با استفاده از داده های رقومی و با بهره گیری از نرم افزارهای تخصصی، مناطق مستعد سنگ ریزش در طول مسیر راه شناسایی شدند. خطر سنگ ریزش برای شیب دامنه ها و برای دو زاویه بحرانی محاسبه شده و نتایج به صورت نقشه های پهنه های خطر سنگ ریزش ارائه شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که خطر سنگ ریزش رابطه مستقیمی با شیب دامنه های سنگی و شرایط توپوگرافی آن دارد. همچنین نوع سنگ در گسترش و شکل گیری جابه جایی سنگ ریزشها نقش مهمی ایفا می کند.
    کلیدواژگان: سنگ ریزش، نظریه مخروط افت، استعداد سنگ ریزش، جاده چالوس، ناپایداری دامنه ای
  • هیرش فتاحی، محمدجواد ولدان زوج، محمدرضا مباشری، مریم دهقانی صفحه 170
    روش تداخل سنجی راداری با بهره گیری از اطلاعات فاز تصاویر مختلط SAR، توانایی بالایی در تهیه مدل ارتفاعی زمین با دقت متر و اندازه گیری جابه جاییها و تغییرشکلهای پوسته زمین با دقت زیر سانتی متر در پوششی پیوسته و وسیع دارد. عوامل محدودکننده مختلفی چون عدم همبستگی هندسی و زمانی، تغییرات جوی و نوفه گرمایی سنجنده راداری موجب ایجاد نوفه در اینترفروگرام و ایجاد مشکل در عملیات بازیابی فاز و کاهش دقت نتایج می شود. در این پژوهش، از تبدیل موجک در حوزه مختلط برای کاهش نوفه اینترفروگرام استفاده شده است. بر خلاف روش های دیگر چون روش چندمنظره و تبدیل فوریه در پنجره های کوچک اینترفروگرام، روش پیشنهاد شده در این پژوهش، نوفه را باوجود حفظ قدرت تفکیک مکانی و بدون نیاز به پنجره ای کردن اینترفروگرام، کاهش می دهد. نتایج اعمال این فیلتر بر داده های شبیه سازی شده و واقعی و مقایسه آن با فیلترهای موجود، نشان دهنده توانایی بالای تبدیل موجک در کاهش نوفه اینترفروگرام است.
    کلیدواژگان: تداخل سنجی راداری، اینترفروگرام، حوزه مختلط، کاهش نوفه، تبدیل موجک
  • زهرا صادقی، حسین مهدیزاده، محمود صادقیان صفحه 182
    توده گرانیتوییدی کوه شاه در شمال خاور نقشه زمین شناسی 1:100000 بافت واقع است. این توده دارای ترکیب سنگ شناسی آلکالی فلدسپار گرانیت، گرانیت، گرانودیوریت، کوارتزدیوریت، دیوریت و گابرو و در بین سنگهای آتشفشان تخریبی ائوسن تزریق شده است. در نمودارهای تغییرات، روندهای عناصر اصلی نمونه های مورد مطالعه نشانگر پیوستگی طیف ترکیب سنگ شناسی توده گرانیتوییدی کوه شاه و تشکیل آن از راه تفریق یک ماگمای بازی (بازالتی) اولیه است. از نظر تقسیم بندیهای زایشی، این توده گرانیتوییدی از نوع گرانیتوییدهای I و سری مگنتیت است. با توجه به ویژگیهای ژئوشیمیایی، این توده گرانیتوییدی دارای ماهیت متالومین و کلسیمی- قلیایی پتاسیم متوسط تا بالاست. نمودار های بهنجار شده عناصرکمیاب و ناسازگار سنگهای سازنده این توده نسبت به کندریت و گوشته اولیه، غنی شدگی ماگمای سازنده آنها را از عناصر کمیاب سبک ناسازگار و تهی شدگی از عناصر کمیاب سنگین نشان می دهد. این ویژگی از خصوصیات بارز سنگهای کلسیمی- قلیایی کمان آتشفشانی زونهای فرورانش حاشیه قاره ای است. با توجه به نمودارهای مختلف تمایز محیط زمین ساختی، این توده گرانیتوییدی از نوع VAG(گرانیتهای کمان آتشفشانی) است و حاصل فرورانش صفحه اقیانوسی نوتتیس به زیر صفحه قاره ای ایران مرکزی است.
    کلیدواژگان: سنگ زایی، ژئوشیمی، سنگهای گرانیتوییدی، کوه شاه، بافت، ایران
|
  • M.H. Adabi, M. Jamalian Page 2
    The studied area is located at the middle structural zone of Sanandaj-Sirjan in Malayer-Esfahan axis. Lower Cretaceous sequence disconformably overlay the Triassic-Jurassic sequences. The sediments have been folded during Middle Cimerian (Bajocian-Batonian) and Laramian (Upper Cretaceous) orogenic phases. The carbonate sequences are the host rock of Pb and Zn mineralization in Robat area. The true thickness of the sequence in south and north slopes of Aregijeh Mountain are 256 m and 230 m respectively and in the south slope of BarAftab Mountain is 408 m.Major and trace elements such as Ca, Mg, Sr, Na, Fe, Mn, Sr/Na, Sr/Mn, Sr/Ca and δ18O and δ13C isotope values in carbonates are used for recognition of original mineralogy. Trace elements and oxygen and carbon isotopes indicate a mixed calcite-aragonite original mineralogy. Petrographic and geochemical studies indicate that carbonates affected mostly by meteoric diagenesis in an open system. Paleotemperature calculation, based on lightest oxygen value, indicates that the diagenetic temperature was about 75ºc. The genetic types of ore deposits in Robat area is a kind of diagenetic-epigenetic forms, controlled by hydrothermal fluids at low temperature, similar to the Mississippi Valley Type deposits (MVT). The model of ore formation is illustrated below: The passage of meteoric waters through fractures and faults removed Pb, Zn and Mg from shale layers and precipitated the elements in the limestone rocks. The shale layers above the limestone sequences played as a feeder trap for lead and zinc deposits. Siliceous (jasperoid) and dolomitic alteration are the main alterations in the area.
  • M. H. Kholghi, M. Vossoughi Abedini Page 24
    Safakhaneh batholith, situated at 47 km southwest of Shahin Dezh, northwest of Iran, is located in the central Iran structural zone intersecting the Cretaceous rocks. The absolute age of the batholith, determined for the first time by K - Ar method, has been calculated 69.535 Ma. showing upper Cretaceous - Paleocene epoch and Laramide tectonic orogeny. Geochemical investigations of the batholith show that the major part of the batholith is of mantle magma, in which magmatic changes of the crystalline differentiation and contaminations have occurred. The crystalline differentiation has caused the formation of different rock types of quartz monzonite, quartz monzodiorite, tonalite, granodiorite and monzogranite respectively. Primary magma of the rocks is of calc - alkaline and generally metaluminous. The specifications of batholith rocks can be compared with the I - Type Caledonian granites. From the tectonic point of view, the specifications of the batholith can be comparable with the volcanic arc granitoids (VAG).
  • S. Alipour Page 40
    Yarim-ghayeh cave, located in the border of Iran and Turkey, is hosted by the Oliogocene-Miocene limestone body. Its in and outside rough topography implies that the cave is very young and infact in the beginning stage of its formation. Overall volume is 9600 m3 with 631 m2 dry area and 4700 m3 occupied by water with 4 to 6 meters in depth. Structurally, the cave has been formed by a fault system cause a sinkhole form on the top of the cave aproximately of 10000 m2. Its water is clean and clear with pH of 7.36 and its fluorine is only 1.7 ppm compared to 4.5 ppm in Maku area. Yarimghayeh playa with an area of 5 m2 is in the close eastern part of the cave with permenant water flow. Elevation of the water surface of playa is 1414 m which is 2 m higher than the water surface of the cave (1412 m). 500 m3 water is daily pumped out without any change in water level. Since there is no any other water flowing to the cave, therefore, the playa is supplying the cave water system. The ecosystem of the cave and playa are tight together and any change in one will affect the other. To protect its water quality from contamination, access to this small scale cave must be restricted except for scientific research.
  • M. J. Mohammadzadeh, H. Aghababaei, A. Naseri Page 60
    The amount of total organic carbon (TOC) is one of the most important parameter in evaluating hydrocarbon source rock. This parameter is not only used for hydrocarbon geochemical studies but also plays an important role in evaluating the extension of hydrocarbon source rock. As the increase in TOC may indicate the presence of source rock, the depletion of TOC reveals no extension of source rock in a certain depth. Therefore the need for a powerful tool in this aspect is essential. One of the linear methods for solving such problem is artificial neural network, a biologically inspired computing method which has an ability to learn; self adjusted and are trained, capable of classification, image processing and different problem analysis, with an attempt to estimate. This paper presents the features and framework for application of neural network in estimating TOC for hydrocarbon source rock in Binak oil field, Bushehr province, using well log data. The results of this study reveal that Multi-Layer Perception (MLP) is the optimum network which was used for TOC estimation. MLP topology was a hidden layer with 6 nodes, back propagation momentum learning algorithm and tangent activation function. After training is completed, the estimated error calculated as 0.0013, and then the network performance was tested upon training and testing data. Ultimately the predicted TOC values were compared with the actual one which showed a reliable network performance (R=0.9956). Finally the sensitivity analysis was attempted on effective parameters and based on neutron porosity parameter (NPHI) found to be as the most sensitive, and the sonic travel time (DT), the least sensitive parameters in estimating TOC.
  • M. Salari Rad, M. Irannejad, M.A. Mohammadi Page 68
    The Tarom Sofla copper ore zone includes several oxidized copper ore deposits, the most famous being Cheeseh, Aghdarreh and Yamaghan deposits. In view of the diversity of reserves and productivity of ore deposits in the area, two production capacities (high: 2000 tpd and low: 90 tpd), two leaching processes and two methods of recovery were considered to compare the economics of cementation vs. solvent extraction for recovering copper from leach solutions of these ores. Taking all the three parameters (production capacity, leaching processes and methods of recovery) into consideration eight alternatives were evaluated. Capital costs were estimated by employing order of magnitude calculations while operating costs were estimated by scaling up lab- scale costs. Economic comparison was made by the NPV method. The results showed that the NPV of the high capacity model was higher than the low capacity model while vat leaching has a lower NPV than agitation leaching. Similarly it was shown that cementation for the low capacity model has a higher NPV than solvent extraction while for the high capacity model the order is reversed. Hence it is concluded that for capacities less than or equal to 90 tpd cementation is the economically preferable method for recovering copper from leach solutions but for capacities greater than or equal to 2000 tpd solvent extraction is the better option.
  • K. Goshtasbi, M. Ahmadi, Y. Naeimi Page 74
    Locating the critical slip surface and the associated minimum factor of safety are two complementary parts in a slope stability analysis. A large number of computer programs exist to solve slope stability problems. Most of these programs, however, have used inefficient and unreliable search procedures to locate the global minimum factor of safety. This paper presents an efficient and reliable method to determine the global minimum factor of safety coupled with a modified version of the Monte Carlo technique. Examples are presented to illustrate the reliability of the proposed method.
  • M. Talkhablou, N. Hafezimoghaddas, M. Nikodel, A. Uromeihy, M. Shafiefar Page 86
    Rocks are natural materials used in a variety of coastal protection structures, especially in rubble mound breakwaters. Engineering properties of rocks, such as durability and resistance to degradation factors of the marine environments are important properties which construction material of marine structures should behave. Rock durability is a function of rock properties and condition of environment in which the rock will be used. Regarding the economical importance of constructed coastal ports and facilities in coast lines of south Iran, it is necessary to evaluate the engineering properties of rocky construction materials in such structures from durability and degradation point of view. In this study, by investigating and sampling the used rock material in 27 constructed rubble mound breakwaters along the 1000 km south Iran's coastlines, from Amery Port in western part to Pasabandar Port in 85 km east Chabahar, and regarding the observations that collected in field visual investigations and engineering tests of durability examination, the experimental relationship between physical, mechanical and durability parameter of studied rocks have been concluded and consequently criterion to select the suitable rock of three groups of rocks limestone, igneous rock and bioclastic sedimentary rock (lomashell) have been presented individually.
  • N. Hashemi, J. Darvish Page 108
    The Pleistocene sediments in the east of Iran belong mostly to extinct herbivores of Order Pressiodactyle and Arssiodactyle. The tooth remains of Equidae from Pressiodactyle, bones and tooth remains of domestic and wild herbivores such as Rhinoceros that some of which are extinct today have been found. The existence of Rhinoceros teeth in the study area, Maragheh sediments, Linxin basin in China and other areas indicate that after the extinction of fauna in Maragheh, a similar fauna was formed and the climate in the Late Cenozoic in Mediterranean basin, Western and Central Eurasia were warm and humid.
  • M. Mohajjel, L. Izadi Kian Page 116
    Almabolagh region is located in northwestern part of the Sanandaj-Sirjan zone of Zagros orogen in western Iran. This area is located 15 km to the west of Hamadan. Three rock units consisting of volcani-sediments (Almabolagh sequence) at the lower part, carbonate (Chenarsheikh sequence) in the middle, and slate (Hamadan slate) at the upper part are identified. These rocks that are metamorphosed at green schist facies have been exposed in a dome structure. Four stages of deformation (D1,. .., D4) are identified in the tectonites. D1 structures include first generation folds and related axial planar schistosity. D2 structures are recognized by tight to isoclinal, recumbent shallowly plunging folds, with horizontal to sub-horizontal axial plane schistosity which is the predominant foliation in this area. The mechanism of folding in this stage is flexural shearing and passive flow. D3 structures are identified by the third generation foliation that is weakly developed parallel to the axial surface of related upright, open to gentle folds. The third generation folds were produced by flexural slip mechanism. A dome structure generated by intrusion of magmatic batholith in this region and structural elements of the main deformation stages (D2) were rotated.
  • M. Sadeghian, M. V. Valizadeh Page 134
    Zahedan granitoidic pluton with general NW-SE elongation is located in the middle part of the Zahedan-Saravan granitoidic belt. It includes granites, granodiorites and diorites and it is also cut by numerous of andesitic to dacitic dikes. The regional metamorphic rocks of the area, with the age of Eocene, have been intruded by this pluton. In this research, emplacement mechanism of the northern part of Zahedan pluton has been studied with the aid of anisotropy of magnetic susceptibility (AMS) method. The results show that granitic rocks of the Zahedan pluton belong to paramagenitic granites (µSI) while diorites and granodiorites belong to ferromagentic granites (µSI). The magnetic lineations and foliations of the pluton mainly have low dip or sub-horizontal. In contrast, dioritic rocks which cover a small area, have magnetic lineations and foliations with high dip (sub-vertical). Therefore, dioritic rocks are considered as the feeder zone or the ascent location of the magma for this part of the Zahedan granitoidic pluton. Very low dip magnetic lineations and foliations suggest that Zahedan granitoidic pluton has been emplaced as sill. The activity of a very low dip simple shear movement has an important role in preparing a suitable space for emplacement of this granitoidic pluton.
  • N. Ghazipour, A. Uromeihy, I. Entezam, F. Ansari, M. Pirouz Page 160
    Karaj-Chaloos Road is always considered as the most hazardous road due to rockfalls and landslide events. The road, located in the Central Alborz Mountains, is a vital route connecting Tehran and the southern part of Alborz to the northern part and the resort areas along the Caspian Sea. The aim of this paper is to study and evaluate the potential of rockfalls and landslides along the middle part of the route. The study area has a very complicated geological and geomorphological condition and many deep cuts were made along the road to provide a safe passage through the mountains. Since most of the slope instabilities along the road are of rockfall type, cone-fall theory proposed by Evans and Hungr (1993) was used to analyze and predict the rockfalls along the route.The results show that the potential of rockfall is directly related to morphology and higher for steeper slopes. Rock type and the geological structures of the slopes also influence the rockfall potential in the study area.
  • H. Fattahi, M. J. Valadan Zouj, M. R. Mobasheri, M. Dehghani Page 170
    Interferometric Synthetic Aperture Radar (InSAR) technique using phase information has demonstrated its abilities in topographic mapping and measuring surface deformation with the precision of meter and sub-centimeter, respectively in a very high spatial resolution. However, various limiting factors such as spatial and temporal decorrelation, atmospheric effects and thermal noise of the radar sensor introduce different types of noise into the interferograms, which makes the phase unwrapping too difficult to obtain the accurate results. In this study, an algorithm for noise suppression is presented based on wavelet transform in the complex domain. The high-frequency data due to the phase jumps is not appeared in the complex domain. Therefore, the wavelet coefficients obtained in the complex domain include mostly the noise. The wavelet coefficients of the noisy interferogram are then filtered using the threshold computed from the related wavelet band. In comparison with the other noise reduction methods such as multi-look processing and those based on Fourier transform in small windows, the proposed algorithm can reduce the noise while keeping the spatial resolution without the need for windowing the interferogram. Quantitative and qualitative evaluations of the results obtained by the new method applied on the simulated and real noisy data show high performance of the wavelet transform in noise reduction.
  • Z. Sadeghi, H. Mehdizadeh, M. Sadeghian Page 182
    Kuh- Shah granitoidic pluton is located in the NE part of 1:100000 geological map of Baft. Lithological composition of this pluton includes Alkali- feldspar granite, granite, granodiorite, quartzdiorite, diorite and gabbro. This pluton has been intruded in volcaniclastics of Eocene age. On the variation diagrams the trends of major and trace elements of studied samples indicate the continuity of lithological compositional range of this pluton and they have been from differentiation of a basic (basaltic) magma. From the genetic classification point of view the studied granitoidic pluton is from I type granite and it belongs to magnetite series. Based on the geochemical features Kuh-Shah granitoidic pluton is metaluminous with high and medium potassic calc-alkaline nature. High amounts of LILE and low amount of HFSE on the spider diagrams show that the parental magma of these rocks have been enriched from trace elements and incompatible elements. Based on the tectonic setting discrimination diagrams, this pluton is belong to VAG type and therefore it has been resulted from subduction of neotethys oceanic crust beneath the central Iran continental crust.