فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال هفتم شماره 4 (پیاپی 26، زمستان86)
  • سال هفتم شماره 4 (پیاپی 26، زمستان86)
  • تاریخ انتشار: 1386/10/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سیمین حسینیان*، مه سیما پورشهریاری و فاطمه نصرالله کلانتری صفحه 367
    هدف
    این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه رابطه بین شیوه های فرزندپروری مادران و عزت نفس دانش آموزان دختر ناشنوا و شنوا در مقطع متوسطه شهر تهران، انجام پذیرفته است.
    روش
    روش تحقیق توصیفی با تاکید بر همبستگی است و نمونه آماری شامل 69 دانش آموز دختر ناشنوا و 82 دانش آموز دختر شنوای مقطع متوسطه و مادران هر دو گروه بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت و پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری t استودنت برای گروه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین شیوه های فرزندپروری مادران دانش آموزان ناشنوا و شنوا تفاوت معناداری وجود ندارند (P<0.01) بیشتر مادران هر دو گروه نمونه از شیوه فرزندپروری مقتدرانه بهره می گیرند. بین عزت نفس دانش آموزان ناشنوا و شنوا تفاوت معنادار وجود دارد (P<0.01)، بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه مادران با عزت نفس فرزندان در هر دو گروه ناشنوا و شنوا رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    از آنجا که یافته های پژوهش حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین شیوه های فرزندپروری و عزت نفس دانش آموزان ناشنواست، ارایه آموزش های لازم به والدین این دانش آموزان برای رابطه بهتر و موثرتر با آنها، ضرورتی موکد است.
    کلیدواژگان: فرزندپروری، عزت نفس، ناشنوایی
  • سیده مریم هاشمی نسب*، علیرضا آقا یوسفی، احمد علی پور صفحه 385
    هدف
    این پژوهش به منظور بررسی رابطه بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی و مادران آنها اجرا شده است.
    روش
    برای رسیدن به اهداف و آزمون فرضیه های مربوط، از میان کودکان کم توان ذهنی در شمال شهر تهران در جایگاه حوزه ای جغرافیایی با امکانات اقتصادی نسبتا گسترده تر و شهر همدان به مثابه شهری متوسط و دورتر از مرکز شهر، یک نمونه 356 نفری انتخاب شدند که از این تعداد نمونه، 43.8 درصد نمونه از شهر همدان و 56.2 درصد نمونه از شمال تهران از طریق روش نمونه گیری تصادفی در شمال تهران و همه اعضای جامعه در همدان انتخاب شدند و داده ها از طریق پرسشنامه های نشانگر بهزیستی شخصی - مقیاس بزرگسالان (PWI-A) و نشانگر بهزیستی شخصی- مقیاس نارسایی های شناختی (PWI-ID) جمع آوری شدند.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده بر حسب توزیع t نشان داده است که بین بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی در دو جنس دختر و پسر، تفاوت معناداری وجود ندارد، اما بین نمرات بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی در شهر همدان به گونه ای معنادار، بیشتر از همتایان آنها در شمال تهران است. نتایج همچنین نشان دادند که بهزیستی شخصی مادران در دو شهر همدان و تهران نیز یکسان هستند. با این حال، محاسبه ضریب همبستگی پیرسون، حاکی از وجود رابطه ای مستقیم بین بهزیستی شخصی مادران و کودکان آنها بود؛ به این معنا که با افزایش بهزیستی شخصی در مادران، این شاخص در کودکان کم توان ذهنی آنها نیز افزایش خواهد یافت. این یافته با آنچه در پژوهش های مشابه در دیگر کشورها به دست آمده، یکسان است.
    نتیجه گیری
    بهزیستی شخصی مادران با بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی ارتباط دارد، اما بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی پسر و دختر متفاوت نیست.
    کلیدواژگان: بهزیستی شخصی، کودکان کم توان ذهنی، مادران کودکان کم توان ذهنی
  • مرضیه دهقانی *، شعله امیری و حسین مولوی صفحه 407
    هدف
    این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی- اسنادی بر درک مطلب دانش آموزان نارساخوان دختر پایه چهارم ابتدایی در دبستان های منطقه 3 آموزش و پرورش اصفهان پرداخته است.
    روش
    این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه مورد مطالعه را همه دانش آموزان نارساخوان دختر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1386-1385 تشکیل می داد. نمونه های پژوهش 30 نفر از دانش آموزان نارساخوان دختر بودند که پس از اجرای آزمون سنجش توانایی خواندن، چک لیست نارساخوانی، آزمون درک مطلب و فرم B آزمون هوشی کتل، بر اساس دو ملاک نارسایی در خواندن و درک مطلب انتخاب شدند و افراد گروه نمونه به طور تصادفی در سه گروه 10 نفری، دو گروه آزمایشی (آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی) و یک گروه کنترل جایگزین شدند. سپس دو گروه آزمایشی در 8 جلسه 45 دقیقه ای به مدت یک ماه و نیم تحت آموزش قرار گرفتند و در پایان جلسات، پس آزمون درک مطلب بر روی سه گروه انجام گرفت.
    یافته ها
    تحلیل و مقایسه اطلاعات به دست آمده از نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون درک مطلب سه گروه آموزش اسنادی، آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (P<0.001). تفاوت میانگین ها نشان داد که نمرات پس آزمون درک مطلب گروه آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی از گروه آموزش اسنادی بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های به دست آمده، می توان این احتمال را مطرح کرد که آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی در مقایسه با آموزش اسنادی، تاثیر بیشتری بر درک مطلب دانش آموزان نارساخوان داشته است.
    کلیدواژگان: آموزش اسنادی، راهبردهای فراشناختی، اسنادی، درک مطلب، نارساخوان
  • مهناز استکی*، حسن عشایری، احمد برجعلی، مصطفی تبریزی و علی دلاور صفحه 425
    هدف
    پژوهش حاضر به مقایسه دو روش آموزش دو نیمکره مغز و آموزش موسیقی با توجه به سازماندهی مجدد مدارهای عصبی مغز در کاهش علایم حساب نارسایی دانش آموزان دختر پرداخته است.
    روش
    با استفاده از روش آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون سه گروهی، از میان دانش آموزان حساب نارسای پایه دوم و سوم دبستان (مناطق 6 و 7) و بهره گیری از روش غربالگری با چک لیست وارسی تشخیصی حساب نارسایی DSMVI کلیه دانش آموزان مشکوک به نارسایی شناسایی شدند، سپس آزمون هوشی و کسلر کودکان، نقشه برداری مغزی با دستگاه بایومد و آزمون پیشرفت ریاضی ایران کی - مت اجرا و از میان کسانی که حساب نارسا تشخیص داده شدند، به صورت تصادفی 20 دانش آموز انتخاب و در سه گروه (آموزش موسیقی، آموزش دو نیمکره مغز و کنترل) جایگزین شدند. گروه های آزمایشی به مدت 16 جلسه آموزشی (هر جلسه 1.5 ساعت) تحت آموزش قرار گرفتند. پس از اجرای آموزش ها مجددا همه آزمون ها در سه گروه اجرا شد. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (مانوا، T و کروسکال والیس) تحلیل شد.
    یافته ها
    تحلیل نتایج نشان داد که بین کاهش علایم حساب نارسایی گروه های آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین آموزش موسیقی و آموزش دو نیمکره سبب تغییرات فعالیت های بیوالکتریک و فعال شدن مناطق پیشانی، آهیانه و برخی دیگر مراکز مغزی درگیر با ریاضیات شد و آموزش دو نیمکره مغز سبب کاهش علایم حساب نارسایی دانش آموزان شد و در همه حیطه های مربوط به حساب نارسایی (مفاهیم، کاربرد و عملیات) تاثیر داشت.
    نتیجه گیری
    گروه های آزمایشی عملکرد بالاتری نسبت به گروه کنترل در ریاضی نشان دادند و با استفاده از روش های یادشده می توان سازمان دهی مجدد مدارهای نورونی در مغز به وجود آورد و علایم مربوط به حساب نارسایی را کاهش داد.
    کلیدواژگان: حساب نارسایی، آموزش موسیقی، آموزش دو نیمکره مغز، نقشه برداری مغزی
  • بتول ماندنی*، علی حسین سازمند، مژگان فرهبد، مسعود کریملو و ماشاءالله ماندنی صفحه 449
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مداخلات کار درمانی بر یکپارچگی بینایی - حرکتی کودکان با اختلال ویژه یادگیری است.
    روش
    در این پژوهش که از نوع مداخله ای است، 58 نفر از مراجعین به مرکز مشکلات ویژه یادگیری شهر تهران با آزمون مهارت های بینایی - حرکتی (TVMS-R) مورد ارزیابی قرار گرفتند و از بین آنها مراجعین پایه دوم، سوم و چهارم به تعداد 23 نفر، برای ارایه مداخلات کاردرمانی انتخاب شدند. این کودکان از نظر بینایی و شنوایی سالم و بهره هوشی آنها طبیعی بود. نمونه ها به روش بلوک های تصادفی به دو گروه مداخله (11 نفر) و مقایسه (12 نفر) تقسیم شدند. در مرحله بعد، مداخلات کاردرمانی به مدت 16 جلسه در گروه مداخله صورت گرفت و مجددا با آزمون TVMS-R ارزیابی هر دو گروه انجام شد. آزمون TVMS-R مشتمل بر 8 طبقه است و بر اساس کپی کردن تصاویر هندسی ارزیابی را انجام می دهد. این آزمون در سال 1381 در پژوهشکده کودکان استثنایی، استاندارد شده است.
    یافته ها
    در بررسی نمره کل آزمون TVMS-R، آزمون t زوجی اختلاف معناداری را در گروه مقایسه، قبل و بعد از مداخله نشان نداد. (P=0.4) اما در گروه مورد اختلاف معناداری دیده شد (P=0.001). آزمون t مستقل نیز اختلاف معناداری را قبل از مداخله بین دو گروه مورد و شاهد نشان نداد (P=0.07) در صورتی که بعد از مداخله، اختلاف معنادار بود (P=0.001).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که مداخلات کاردرمانی بر مهارت های یکپارچگی بینایی - حرکتی در کودکان با اختلال ویژه یادگیری مراجعه کننده به مرکز مشکلات ویژه یادگیری، به طور معناداری موثر بوده است.
    کلیدواژگان: مداخلات کاردرمانی، یکپارچگی بینایی، حرکتی، کودکان با اختلال ویژه یادگیری
  • لیلا اکرمی*، سید محمود میرزمانی، عباس داورمنش فمحمد رضا محمدی و اکبر بیگلریان صفحه 467
    هدف
    هدف پژوهش حاضر، بررسی مشکلات دوره بلوغ (رفتاری و جنسی) دختران کم توان ذهنی و مقایسه آن با مشکلات دوره بلوغ در دختران عادی در شهر تهران است.
    روش
    این پژوهش مطالعه ای تحلیلی از نوع مقطعی است. تعاد 90 نفر دختر کم توان ذهنی و 90 نفر دختر عادی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای، به صورت گروه نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای بررسی مشکلات رفتاری در دوره بلوغ از چک لیست رفتاری آخنباخ (فرم CBCL) و برای بررسی مشکلات جنسی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله آزمون های آماری t مستقل، یومن ویتنی، خی دو، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که دختران کم توان ذهنی در دوره بلوغ حالت هایی چون گوشه گیری، اضطراب/ افسردگی، پرخاشگری، مشکلات اجتماعی، مشکلات توجه، درونی سازی و مشکلات جنسی در آنها نسبت به دختران عادی بیشتر مشاهده می شود و در مقیاس های شکایت جسمانی، مشکلات تفکر، رفتار بزهکارانه و برونی سازی بین دو گروه، تفاوتی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که دختران کم توان ذهنی در مقایسه با دختران عادی با داشتن بهره هوشی پایین و اختلال در رفتار سازشی، در حل مشکلات فردی و اجتماعی نقص عمده دارند؛ بنابراین بلوغ و تغییرات همراه با آن می تواند مشکلاتی را برای این افراد و خانواده های آنها ایجاد کند.
    کلیدواژگان: کم توان ذهنی، نوجوانی، بلوغ، مشکلات رفتاری، مشکلات جنسی
  • خبرها و کنگره ها
    صفحه 493
|
  • Seemeen Hosseinian*, Mahseema Poorshahriari, Fatemeh Nasrollah Kalantari Page 367
    Objective
    The aim of this study was to compare the relationship between mothers’ parenting styles and self-esteem in high school girl students with and without hearing loss in Tehran.
    Method
    59 high school girl students with and 82 without hearing loss were recruited and Coopersmit’s self-esteem, and Baumrind’s parenting styles questionnaires were used to collect the data.
    Results
    No significant difference was observed between mothers’ parenting styles in the two groups. There exists a significant difference between students with and without hearing loss selfesteem.
    Conclusion
    This study provides evidence about maternal parenting styles and self-esteem in students with hearing loss.
    Keywords: Parenting styles, self, esteem, hearing loss
  • Seyyedeh Maryam Hashemi Nasab*, Alireza Agha Yousefi, Ahmad Alipour Page 385
    Objective
    This study compared personal well-being of children with mental retardation in north of Tehran and Hamadan, and examining the likely relationship between personal well-being of children and their mothers.
    Method
    356 pair of mother-child participants were recruited randomly (43.8% from Hamadan and 56.2% from Tehran). Personal Well-being Index-Adults (Cummins, 2005) and Personal Well-being- Intellectual Disability Form were administered.
    Results
    No significant difference was observed between the children, and their mothers in these two cities. However, children with mental retardation in Hamadan showed higher scores in personal well-being in comparison with their peers in north of Tehran.
    Conclusion
    There exists a relationship between personal well-being of children with mental retardation and their mothers.
    Keywords: Personal well, being, Children with mental retardation, Mothers
  • Marzieh Dehghani, Shole Amiri, Hosien Molavi Page 407
    Objective
    The purpose of this research was to determine the efficacy of attributional and metacognitive-attributional strategies training on reading comprehension of fourth grade female elementary students with dyslexia in Isfahan.
    Method
    30 subjects were randomly selected, and assigned to 3 groups (two experimental groups and one control group). The reading comprehension test was administered as the pre– and post- test to all groups. The two experimental groups received 8 sessions of 45 minutes training. The control group did not receive training.
    Results
    Covariance analysis showed that there were significant differences among mean scores of reading comprehension in the 3 groups. The mean scores of metacognitive-atributional strategies was significantly bigger than the mean scores of atrributional training.
    Conclusion
    The training of attributional and metacognitive strategies could enhance reading comprehension in students with dyslexia.
    Keywords: Attributional training, metacognitive, attributional strategies, reading comprehension, dyslexa
  • Mahnaz Esteki*, Hasan Ashayery, Ahmad Borjali, Moustafa Tabrizy, Ali Delavar Page 425
    Objective
    The purpose of this study was to compare the effectiveness of music training and bilateral brain training with regard to reorganization of brain in reduction of dyscalculia symptoms in female students (aging 7-9).
    Method
    An experimental pre-post test design (tree groups), and a sample consisting of 20 dyscalculia students were selected randomly, and divided into three groups (music training group, bilateral brain training group and control group). A checklist for dyscalculia diagnosis (APA, 1994), Keymath Test, Wechsler Intelligence Test, Brain-Mapping were used to collect the data.
    Result
    The findings of research show that music training and bilateral brain training could reduce dyscalculia symptoms and made bioelectric activities in brain (frontal, parietal…). Bilateral brain training reduced symptoms of dyscalculia in all of fields.
    Conclusion
    Such bilateral brain training and music training could be used to reduce symptoms of dyscalculia disorder.
    Keywords: Dyscalculia, music training, bilateral brain training, brain mapping
  • Batool Mandani*, Ali Hossein Sazmand, Mojgan Farahbod, Masood Karimloo, Mashallah Mandani Page 449
    Objective
    This investigation studied the effect of occupational therapy interventions on the visual–motor integration in children with learning disorders (LD).
    Method
    Test of Visual–Motor Skills-Revised” (TVMS-R) were administered on 58 students with LD. TVMS-R has 8 categories and it is based on copying some geometric designs. All of the categories need visual–motor integration skill. From this students, 23 subjects from second, third and fourth grades were selected, and randomly were divided into two groups, case group (11) and control group (12). Then case group received occupational therapy interventions for 16 sessions. As the post test, TVMS-R was administered for the two groups.
    Result
    Findings displayed significant difference in visual–motor skill and its parts such as visual–motor integration between case and control groups. (p = 0.01).
    Conclusion
    Occupational therapy interventions had significant effect on the visual–motor integration skill in children with LD.
    Keywords: Occupational therapy interventions, visual–motor integration, learning disorders
  • Leila Akrami*, Mahmood Mirzamani, Abbas Davarmanesh, Mohammad Reza Mohammadi, Akbar Biglariyan Page 467
    Objective
    The aim of the present research is to compare puberty problems in adolescent girls with and without mild mental retardation (MMR) in Tehran.
    Method
    In this analytical and cross- sectional research, 90 subjects with MMR, and 90 subjects with normal condition were chosen using method of cluster random sampling. The Child Behavior Check list (CBCL) performed to investigate behavioral problems and in order to study sexual problems a researcher-made questionnaire was used.
    Results
    The analyses indicated that rate of anxiety, depression, social problems, attention problems, internalizing and sexual problems in period of puberty in girls with MMR are greater than the normal group. On the other hand, no significant difference was found on somatic complaints, thought problems, delinquent behavior and externalizing between the 2 groups.
    Conclusion
    This research could unfold some important aspects of behavioral and sexual problems in adolescent girls with MMR.
    Keywords: Mild mental retardation (MMR), adolescence, puberty, behavioral problems, sexual problems