فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال بیست و چهارم شماره 2 (تابستان 1387)
  • سال بیست و چهارم شماره 2 (تابستان 1387)
  • 138 صفحه، بهای روی جلد: 25,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1387/08/15
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محمدعلی دری*، سیدعلی حسینی (حبیب)، محمدحسین لباسچی صفحات 117-125
    آگاهی از وضعیت تغییرات میزان هیپریسین در طبیعت به شناخت نیازهای گیاه علف چای(. Hypericum perforatum L) در شرایط زراعی کمک می کند. با توجه به پراکنش گیاه علف چای از ارتفاع صفر تا بیش از 2000 متر در زیستگاه طبیعی استان گلستان دو منطقه توسکاستان در شرق و درازنو در غرب گرگان برای بررسی میزان هیپریسین در رویشگاه طبیعی انتخاب شدند. برای نمونه برداری از گیاهان، ابتدا از پایین ترین سطح ارتفاعی تا بالاترین نقطه ای که این گیاه در این دو منطقه رویت شد هفت طبقه ارتفاعی (متر) تعریف شد که عبارتند از: 1) 450-150، 2) 750-450، 3) 1050-750، 4)1350-1050، 5) 1650-1350، 6) 1950-1650 و 7) 2250-1950 متر. نمونه های گیاهی در اوایل گلدهی از 25-20 سانتی متر انتهای سرشاخه گلدار برداشت شدند. با استفاده از فرمول C= E*100/K*g و میزان جذب در طول موج 590 نانومتر در دستگاه اسپکتروفتومتر، میزان هیپریسین هر نمونه تعیین گردید. اگرچه میزان هیپریسین با تغییرات ارتفاع در دو منطقه تغییرات داشته است، اما تنها در درازنو این تغییرات با ارتفاع همبستگی مثبت دارد. بالاترین میزان هیپریسین استخراج شده برای توسکاستان در طبقه ارتفاعی750-450، معادل 26/0 میلی گرم برگرم ماده خشک و برای درازنو در طبقه ارتفاعی2250-1950، برابر 25/0 میلی گرم بر گرم ماده خشک بدست آمد که نشان می دهد در هر یک از مناطق مورد مطالعه یک حد ارتفاعی وجود دارد که برای رشد این گیاه مناسب و بالاترین میزان تولید هیپریسین را دارد.
    کلیدواژگان: هیپریسین، علف چای (Hypericum perforatum L)، زیستگاه طبیتی، استان گلستان
  • غلامرضا ناصری*، معصومه مازندرانی، محمدباقر رضایی صفحات 126-134
    گیاه دارویی بابونه کبیر با نام علمی Tanacetum parthenium(L.) Schultz – Bip. یکی از مهمترین گونه های دارویی جنوب شرق استان گلستان است که اغلب در مناطق 800 تا 1250 متری حاشیه جاده ها و رودخانه ها، مناطق باز جنگلی، لابه لای صخره های مناطق پرشیب و حتی داخل مزارع باز رویش دارد. در این تحقیق ضمن مطالعه برخی نیازهای اکولوژیکی و اتنوفارماکولوژیک این گیاه، مواد موثره آن نیز مورد مطالعه قرار گرفت. سرشاخه های گلدار گیاه در خرداد ماه 1385 از یکی از رویشگاه طبیعی واقع در ارتفاع 1100 متری کوهستان زیارت جمع آوری گردید و پس از خشک کردن در دمای محیط به روش تقطیر با آب اسانس گیری شد. بازده اسانس 66/0% در گل آذین و 12/0% در برگ بدست آمد. ترکیبهای تشکیل دهنده اسانس توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) و دستگاه کروماتوگراف گازی متصل به طیف سنجی جرمی (GC/MS) مورد تجزیه قرار گرفت. بررسی و شناسایی کمی و کیفی ترکیبها با مطالعه طیفهای جرمی و محاسبه شاخصهای بازداری کواتس و سطح زیر پیک در کروماتوگرام GC صورت گرفت. از بیشترین ترکیبهای شناسایی شده در اسانس گل آذین، کامفور (3/53%)، آلفا-پینن (7/17%) و آلفا-بیزابولول اکسید بی (5/10%) و در برگها، کامفور (9/38%)، آلفا-پینن (4/8%)، ژرماکرن دی (3/6%) و گاما-ترپینن با 2/8% از مهمترین ترکیبهای موجود در اسانس بودند. ترکیبهای شناسایی شده در اسانس گل و برگهای گیاه، مصرف سنتی گیاه را توسط مردم بومی منطقه در تسکین درد و درمان التهابات مزمن مورد تایید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: Tanacetum parthenium (L)، اتنوفارماکولوژی، اسانس، کامفور، آلفا، پینن
  • زهره حبیبی*، فاطمه شهریاری، مریم یوسفی، یلدا کیا، علیرضا بصیری صفحات 135-147
    جنس مینا (Tanacetum) از خانواده کاسنی (Compositae) می باشد و در جنوب و جنوب شرقی اروپا، جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا یافت می شود. در این تحقیق، اندامهای هوایی گیاه Tanacetum canescens DC، در فصل گلدهی از اطراف سنندج جمع آوری شد و عصاره کلروفرمی آن مورد بررسی قرار گرفت. β-استیگماسترول و دو فلاونوئید به نامهای 5-هیدروکسی 7،6،''4- تری متوکسی فلاون و 5،''3- دی هیدروکسی 6، 7،'' 4- تری متوکسی فلاون از جمله ترکیبهایی بودند که از عصاره کلروفرمی جداسازی شده و پس از خالص سازی با استفاده از روش طیف بینی رزونانس مغناطیسی هسته مورد شناسایی قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: Tanacetum، Compositae، فلاونوئید، استیگماسترول، H NMR
  • نارگل احمدی محمودآبادی*، حسین مدنی، پروین محزونی صفحات 148-161
    کنگرفرنگی با نام علمی. Cynara scolymus L گیاهی از خانواده کاسنی (Compositae) است. در این تحقیق تاثیر عصاره هیدروالکلی کنگرفرنگی بر میزان گلوکز، لیپیدها و لیپوپروتئینهای سرمی در رت های دیابتی شده با آلوکسان منو هیدرات مورد بررسی قرارگرفت. همچنین اثر عصاره بر بافت پانکراس آسیب دیده بررسی شد و با داروی شیمیایی گلی بنکلامید مقایسه گردید. به این منظور از 20 رت نر بالغ به وزن متوسط 250-200 گرم در چهار گروه پنج تایی استفاده شد. به رت های گروه شاهد، هم حجم مواد تزریقی سرم فیزیولوژی تزریق گردید. رت های گروه دوم با دریافت آلوکسان منوهیدرات به میزان mg/kg/bw 120 دیابتی شدند. گروه سوم علاوه بر تیمار مشابه گروه دوم، گلی بنکلامید با دوز mg/kgbw 5/0 دریافت نمودند. گروه چهارم بعد از دیابتی شدن، عصاره هیدروالکلی کنگرفرنگی با دوز mg/kgbw 300 دریافت نمودند. تجویز مواد در همه گروه ها به صورت تزریق داخل صفاقی انجام گرفت. نتایج آنالیز آماری نشان داد که عصاره کنگرفرنگی میزان گلوکز، کلسترول، تری گلیسرید، VLDL و LDL را نسبت به گروه دیابتی به طور معنی داری کاهش می دهد و در مورد HDL نیز افزایش معنی داری را سبب می شود(p< 0/05). همچنین کنگرفرنگی میزان گلوکز را در حد گروه گلی بنکلامید کاهش داده است، اما در مقایسه با گروه شاهد تفاوت معنی داری دارد. اثر این گیاه بر سایر فاکتورهای مورد بررسی در حد گروه گلی بنکلامید و گروه شاهد می باشد (p> 0/05). نتایج مطالعات بافت شناسی، موید این بخش است. براساس نتایج بافت شناسی، عصاره تاثیر معنی داری در افزایش اندازه جزایر پانکراسی، تعداد سلولهای جزایر و میزان تکثیر سلولی نسبت به گروه دیابتی داشته است. این تحقیق نشان داد که عصاره هیدروالکلی کنگرفرنگی، تاثیر قابل توجهی در کاهش قند خون، لیپیدها و لیپوپروتئین های سرمی در موشهای صحرایی دیابتی شده دارد. همچنین عصاره در بازسازی بافت پانکراس آسیب دیده موثر بوده است.
    کلیدواژگان: دیابت، کنگر فرنگی (Cynara scalymus L)، آلوکسان منوهیدرات، گلی بنگلامید
  • کتایون احمدی*، فاطمه سفیدکن، محمدحسن عصاره صفحات 162-176
    گل محمدی با نام علمی (.Rosa damascena Mill) گیاهی درختچه ای و متعلق به تیره Rosaceae می باشد. کشور ما سابقه طولانی در کشت و پرورش این گیاه داشته است. سازگاری گل محمدی به شرایط آب و هوایی کشورمان، وجود فرهنگ دیرینه تولید و مصرف، رونق و تقاضای بازارهای جهانی محصولات ایران و به تبع آن اشتغال زایی و ارز آوری از جمله مسائلی است که توجه خاص به این گیاه را می طلبد. در این تحقیق، اثر روش های مختلف خشک کردن (آفتاب، سایه، آون 30 و 40 درجه سانتی گراد) بر کمیت و کیفیت اسانس گلبرگهای سه ژنوتیپ گل محمدی بررسی شد. اسانس کلیه نمونه ها به روش تقطیر با آب، استخراج و به وسیله دستگاه های GC و GC/MS تجزیه و شناسایی شد. نتایج نشان داد که اسانس گلبرگهای تازه دارای بالاترین کیفیت (درصد بالای ژرانیول و سیترونلول و کمترین میزان ترکیبات مومی) بود. بنابراین برای مقاصد اسانس گیری، لازم است بلافاصله پس از جمع آوری گلهای تازه، عملیات تولید اسانس صورت گیرد. نتایج حاصل از تاثیر روش های مختلف خشک کردن بر کمیت و کیفیت اسانس نشان داد که اسانس حاصل از گلبرگهای خشک شده در سایه نسبت به اسانس حاصل از روش های دیگر از لحاظ میزان اسانس دارای تفاوت معنی داری نبوده، ولی از لحاظ کیفیت دارای تفاوت چشمگیری است. به طوری که میزان سیترونلول و ژرانیول بالاتر بوده ولی درصد ترکیبهای مومی و سنگین کاهنده کیفیت اسانس کمتر می باشد. بنابراین در صورت نیاز به تهیه گلبرگ خشک جهت مصارف مختلف غیر از اسانس گیری، بهترین روش خشک کردن گل محمدی، برای حفظ مقادیر بالاتری از اسانس و اجزای معطر، خشک کردن در سایه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: Rosa damascena MiLL، گل محمدی، خشک کردن، اسانس گیری، گلبرگ تازه، سیترونلول، ژرانیول
  • مرتضی دشتی، محمدعلی آذربایجانی*، محمدباقر رضایی صفحات 177-188
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر استنشاق اسانس الکلی نعناع (.Menthe piperita L) بر توان هوازی و زمان رسیدن به آستانه بی هوازی مردان ورزشکار طراحی و اجرا شد. بدین منظور20 ورزشکار مرد (با میانگین سنی 4±20سال، قد 5±175 سانتی متر، وزن 2/4± 68 کیلوگرم و VO2max، 43/3±21/43 میلی لیتر برای هر کیلوگرم از وزن بدن در دقیقه) به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه 10 نفری تجربی (استنشاق اسانس الکلی نعناع) و گروه کنترل (استنشاق ترکیب آب و الکل) تقسیم شدند. ابتدا آزمودنیهای گروه تجربی به مدت 30 دقیقه ترکیبی از اسانس نعناع و الکل سفید را استنشاق کردند. سپس از آنها آزمون کانکانی و بعد از یک استراحت 15 دقیقه ای، آزمون بروس گرفته شد. گروه کنترل نیز در شرایط مشابه تمرین نمودند، با این تفاوت که ترکیب آب و الکل را استنشاق نمودند. برای مقایسه عملکرد هوازی و بی هوازی آزمودنیها در پیش آزمون از آزمون t برای گروه های مستقل و برای بررسی تاثیر استنشاق اسانس الکلی نعناع از روش تحلیل واریانس (ANOVA) یک طرفه استفاده شد. سطح معنی داری برای تمام مراحل محاسباتی (P≤0.05) در نظر گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد استنشاق اسانس الکلی نعناع با غلظتهای مختلف موجب افزایش معنی دار در توان هوازی (p≤0.013) و افزایش معنی دار در زمان رسیدن به آستانه بی هوازی شد (p≤0.012). تفاوت معنی داری در زمان مشابه در عملکرد جسمانی گروه کنترل مشاهده نشد. بهبود مشاهده شده در عملکرد جسمانی متعاقب استنشاق اسانس الکلی نعناع ممکن است به دلیل افزایش در حجم و ظرفیت ریوی و افزایش کارایی تنفسی و تحریک سیستم عصبی سمپاتیکی باشد. براساس نتایج بدست آمده از این مطالعه، ورزشکاران می توانند برای توسعه عملکرد جسمانی از استنشاق اسانس نعناع استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: توان هوازی، زمان رسیدن به آستانه بی هوازی، مردان ورزشکار، اسانس نعناع
  • پروین رامک*، فاطمه سفیدکن صفحات 189-197
    درمنه ایرانی (.Artemisia persica Boiss) با نام محلی جوشن از زمانهای قدیم به صورت سنتی در درمان ناراحتیهایی چون تب، مالاریا، خونریزی، هپاتیت، انگلهای روده ای، دردهای عصبی، التیام زخمها و اسپاسم مصرف می شود. به منظور بررسی تغییرات کمی و کیفی اسانس گونه Artemisia persica در مزرعه و رویشگاه، این گونه در دو منطقه بروجرد و نورآباد کاشته شد. طرح کاشت به صورت فاکتوریل در قالب بلوکهای تصادفی با 4 تکرار و به روش تقسیم بوته صورت گرفت. در سال دوم و در فصل گلدهی سرشاخه های گلدار از مزارع بروجرد و نورآباد و همزمان از ارتفاعات 2900 متر رشته کوه گرین جمع آوری شدند. اسانس نمونه ها به روش تقطیر با آب استخراج شد و بازده اسانس در مزارع نورآباد، بروجرد و رویشگاه به ترتیب 5/0%، 7/0% و v/w)9/0%)بود. تجزیه و شناسایی ترکیبهای تشکیل دهنده اسانس گیاهان مربوط به رویشگاه گرین و دو منطقه کشت به وسیله دستگاه های GC و GC/MS صورت پذیرفت. لاسینیاتا فورانون(E (1/17%، ارتودوگلاسیا اکسید (C (2/13%، ترانس-پینوکاروئول (2/10%)، پینوکارون (5/8%)، آلفا-پینن (8/5%)، 1و8-سینئول (6/5%) عمده ترین ترکیبهای موجود در Artemisia persica در رویشگاه بودند. ماده لاسینیاتا فورانون E در اسانسهای مزارع بروجرد (5/14%) و نورآباد (17%) نیز بیشترین میزان را نسبت به سایر ترکیبها داشت. میزان لاسینیاتا فورانون E در مزارع بروجرد و نورآباد دارای تفاوت معنی داری با یکدیگر بودند (05/0=P). نتایج حاصل از آنالیز داده ها به کمک نرم افزار MSTATC نشان داد که اثر مکان بر میزان اسانس این گونه در 05/0=P معنی دار بود
    کلیدواژگان: Artemisia persica Boiss، اسانس، لاسینیاتا فورانون E، رویشگاه، مزرعه
  • مهردخت نجف پور نوایی *، مصطفی گلی پور، اسلام پارسا صفحات 198-206
    . Agrimonia eupatoria L ازگیاهان دارویی چند ساله و بسیار ارزشمند می باشد که از دیرباز برای آرام بخشی و کاهش استرس و درمان یرقان استفاده می شده و امروزه اثرهای مفید آن در درمان هپاتیت، مشکلات تنفسی و نیز قابض و ضد خونریزی بودن آن به اثبات رسیده است. در تحقیقی که به منظور بررسی تراکم بوته و زمان کشت بر عملکرد گیاه آگریمونی در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور در سال 1386-1383 انجام شد، سه تراکم بوته 4، 2/6 و 2/9 در متر مربع با استفاده از طرح فاکتوربل در قالب بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار برای دو سال متوالی مورد بررسی قرارگرفت. تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که از نظر رشد و گسترش بوته، تیمار تراکم 4 بوته در متر مربع اختلاف معنی داری با سایر تیمارها در بذردهی دارد. همچنین نتایج نشان داد که اثر سال در زمان کاشت و اثر متقابل سال در تراکم در زمان کاشت در سطح یک درصد اختلاف آماری معنی دار داشتند و در فروردین سال دوم عملکرد بذر بالاتر بود.
    کلیدواژگان: Agrimonia eupatoria L، تراکم بوته، زمان کشت، گیاهان دارویی
  • نساء فکری*، مسعود خیامی، رضا حیدری، محمدعلی جوادی صفحات 207-216
    بالنگوی سیاه(.Lallemantia iberica F. & C. M) گیاهی یک ساله، علفی و کوتاه است و از نواحی قفقازی منشا می گیرد، به عنوان گیاه زینتی کشت می شود و بومی اروپای مرکزی و اروپای شرقی است. بالنگوی سیاه به خاطر دانه هایش پرورش داده می شود و دانه آن نزدیک به 30٪ روغن خشک دارد. یکی از مواد موثره موجود در این گیاه موسیلاژ می باشد. موسیلاژها امروزه کاربردهای دارویی زیادی دارند. در این تحقیق موسیلاژ بالنگو استخراج شده و توسط کروماتوگرافی لایه نازک مورد شناسایی قرار گرفت. روش ها شامل مراحل زیر بودند: استخراج، خالص سازی، تراکافت کردن، خشکاندن انجمادی، یون زدائی، هیدرولیز و در آخر کروماتوگرافی لایه نازک. برای انتخاب سیستم جداسازی مناسب فازهای ساکن و حلالهای زیر مورد استفاده قرار گرفت: 1- سیلیکاژل G با حلال n-بوتانول: اسید استیک: آب (v/v50:25:25) 2-سیلیکاژل G با حلال - کلرفرم: متانول v/v)60:40) و 3- کزل گور G با حلال n-بوتانول: استون: بافر فسفات (v/v40:50:10). با استفاده از سیستم آخری 7 لکه از موسیلاژ بالنگو جداسازی و شناسایی شد. موسیلاژ بالنگوی سیاه شامل: مونوساکاریدهای گالاکتورونیک اسید، گالاکتوز، مانوز، آرابینوز، گزیلوز، گلوکز ورامنوز هست. این تحقیقات برای خلوص و شناسایی ترکیبها انجام شده است.
    کلیدواژگان: بالنگوی سیاه، موسیلاژ، مونوساکارید، استخراج هیدرولیز، کروماتوگرافی لایه نازک
  • حمزه امیری* صفحات 217-224
    Zosimia absinthifolia (Vent.) Link گیاهی است علفی و پایا، متعلق به تیره چتریان که در مناطق وسیعی از ایران رشد می کند. بخشهای هوایی گیاه مورد نظر از ارتفاعات شهرستان الشتر واقع در شمال استان لرستان جمع آوری گردید و پس از خشک شدن در سایه جهت اسانس گیری با روش تقطیر با آب (Hydrodistillation) مورد استفاده قرار گرفت. بازده اسانس در مراحل قبل از گلدهی، گلدهی و میوه دهی به ترتیب 42/0%، 65/0% و 8/0% (w/w) بود. اسانس بدست آمده از این گیاه به وسیله دستگاه های GC و GC-MS آنالیز گردید. 47 ترکیب در روغن اسانسی مرحله قبل از گلدهی، 38 ترکیب در اسانس مرحله گلدهی و 37 ترکیب در اسانس مرحله میوه دهی این گیاه شناسایی گردید. n-اکتانول، جرماکرن-دی، بتا-کاریوفیلن، آلفا-پینن، لیمونن، اکتیل استات، کاریوفیلن اکسید و n-اکتانال ترکیبهای شاخص اسانس گیاه در طی مراحل مختلف رشد می باشند.
    کلیدواژگان: Umbelliferac، Zosimia absinthifolia (Vent) Link جرماکرن، دی، n، اکتانول، n، اکتانال
  • سحر فرج نیا، مهیار جان احمدی*، حبیب عباسی پور، جعفر وطن دوست، محمد کمالی نژاد صفحات 225-236
    ترخون (Artemisia dracunculus)، گیاه چند ساله ای از خانواده Asteraceae است که به دلیل بوی خوش برگهایش به عنوان چاشنی غذا استفاده می شود. در طب ایران باستان، بخشهای هوایی خشک شده این گیاه به صورت خوراکی برای درمان صرع بکار می رفته است. صرع یکی از رایج ترین بیماریهای نورولوژیک است. در مطالعه حاضر، با استفاده از ثبت داخل سلولی اثر عصاره الکلی ترخون و مکانیسم سلولی احتمالی اثر آن بر ضد فعالیت صرع زایی پنتیلن تترازول (PTZ) ارزیابی شده است. در حضور عصاره گیاه ترخون (1/0%)، افزایش فعالیت الکتریکی انفجاری (burst) ناشی از پنتیلن تترازول از بین رفت. پتانسیل غشاء سلول به میزان 8/ 67 درصد نسبت به گروه کنترل دپلاریزه تر شد. همچنین، فرکانس شلیک پتانسیل عمل به ترتیب به میزان5/62 درصد و 8/83 درصد نسبت به گروه کنترل و در حضور PTZ کاهش یافت. دامنه پتانسیل هیپرپلاریزاسیون متعاقب نیز نسبت به شرایط کنترل 36% کاهش یافت، ولیکن در مقایسه با PTZ تغییر چندانی نداشت. ازطرف دیگر، کاربرد عصاره به تنهایی، موجب بروز دپلاریزاسیون پتانسیل غشاء سلول به میزان 69/16 درصد شد. درحالیکه فرکانس شلیک پتانسیل عمل کاهش یافت و به 3/77 درصد کنترل رسید و دامنه پتانسیل عمل و AHP تغییر معنی داری نداشت. الگوی فعالیت الکتریکی سلول از حالت تونیک منظم در حالت کنترل به فرم نامنظم تغییر یافت. همچنین، کاربرد عصاره قبل از PTZ نتوانست به طور کامل از بروز اثرهای صرع زایی ناشی از آن جلوگیری نماید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که احتمالا عصاره ترخون از طریق دپلاریزاسیون پتانسیل غشاء باعث کاهش تحریک پذیری سلولهای عصبی می شود.
    کلیدواژگان: عصاره ترخون، صرع، پنتیلن تترازول، ثبت داخل سلولی، Artemixia dracunculus L
  • مهرداد مدرسی*، منوچهر مصری پور، مهران اسدی مرغملکی، محمدکاظم همدانیان صفحات 237-243
    با توجه به اثرهای جانبی ناخواسته برخی داروهای شیمیایی، توجه بیشتر به اثرهای احتمالی گیاهان دارویی بر عملکرد بخشهای مختلف بدن لازم است. در این میان، زعفران که دارای جایگاه خاصی در الگوی تغذیه مردم است، حائز اهمیت می باشد. در این تحقیق تاثیر عصاره زعفران بر سلولهای زاینده اسپرم مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، چهار گروه هشت تایی از موشهای آزمایشگاهی کوچک نر بالغ مورد استفاده قرار گرفت. گروه کنترل (sham) نرمال سالین دریافت کردند و سه گروه دیگر سه دوز متفاوت 25 و 50 و 100 از عصاره زعفران به مدت 20 روز دریافت کردند. برای تعیین تغییرات توده بافتی، وزن بیضه ها تعیین و ریزنگار میکروسکوپی لوله های اسپرم ساز مقایسه گردید. شمارش اسپرماتوسیت های اولیه به وسیله میکروسکوپ نوری صورت گرفت. پس از بررسی نتایج تفاوت معنی داری بین وزن بیضه ها در گروه های تجربی مشاهده نگردید. در مشاهده مقاطع عرضی لوله های اسپرم ساز تفاوت قابل توجهی در ویژگیهای بافتی هیچ یک از گروه ها مشاهده نگردید. تعداد اسپرماتوسیت های اولیه در گروه تجربی 100 به صورت معنی داری افزایش یافت. نتایج فوق نشان می دهد زعفران با تاثیر بر تعداد اسپرماتوسیت های بیضه می تواند به عنوان تعدیل کننده فعالیتهای دستگاه تولید مثل جنس نر مطرح شود.
    کلیدواژگان: زعفران، دستگاه تولید مثل، بیضه، اسپرماتوسیت، موش کوچک آزمایشگاهی
  • علی شفقت *، هاشم اخلاقی، علیرضا متولی زاده کاخکی، کامبیز لاریجانی، عبدالحسین روستائیان صفحات 244-252
    گیاهان تیره چتریان با داشتن حدود سیصد جنس و سه هزار گونه گیاهی در سطح وسیعی از جهان پراکنده اند. جنس Chaerophyllum متعلق به این تیره در ایران دارای هشت گونه بوده و دو گونه Chaerophyllum khorassanicum (جعفری فرنگی خراسانی) و nivale Chaerophyllum (جعفری فرنگی البرزی)، بومی ایران می باشند. در این تحقیق، ریشه و اندامهای هوایی گیاه جعفری فرنگی کوهستانی از تیره چتریان (Umbelliferae) با نام علمی Chaerophyllum macropodum Boiss.، به طور جداگانه از مناطق اطراف خلخال نزدیک لنبر، جمع آوری و پس از خشک نمودن آنها در سایه به مدت ده روز، به روش تقطیر با آب در دستگاه کلونجر اسانس گیری شد. اسانس حاصل با استفاده از دستگاه های GC و GC/MS تجزیه و شناسایی گردید. بازده اسانسها (V/W) برای نمونه ها به ترتیب 17/0% برای ریشه و 20/0% برای اندامهای هوایی نسبت به وزن خشک نمونه ها، بدست آمد. تعداد10 و 18 ترکیب که به ترتیب 3/96% و 2/99% کل ترکیبهای اسانس ریشه و اندامهای هوایی را نشان می دهند، شناسایی شدند. در میان ترکیبهای اسانسی ریشه، میریس تیسین (1/39%)، ترپینولن (0/23%)، ترانس-بتا-اوسیمن (22%) و گاما-ترپینن (4/5%) و در میان ترکیبهای اسانسی اندامهای هوایی، ایی-بتا-اوسیمن (9/24%)، میریس تیسین (7/15%)، ترپینولن (2/14%)، فنچیل استات (9/13%)، ترانس-بتا-اوسیمن (3/6%) وسابینن (1/6%) ترکیبهای عمده بودند. مقایسه ترکیبهای شیمیایی موجود در اسانس دو بخش ریشه و اندامهای هوایی گیاه نشان می دهد که ترکیب میریس تیسین در اسانس ریشه بیش از دو برابر آن در اندامهای هوایی است.
    کلیدواژگان: Chaerophylhum macropodum L، Umbelliferac ترکیبهای اسانس، میریس تیسین، ترپینولن، ترانس بتا، اوسیمن
|
  • M.A. Dorri*, S.A. Hoseini (H), M.H. Lebaschy Pages 117-125
    Hypericum perforatum L. distributes in altitude 0–2000 meter from sea level in Golestan Province. In order to know about Hypericin content variations of Hypericum perforatum in Golestan Province, two natural habitats were selected, that were placed in west and east and called Drazno and Tuskaestan, respectively. For sample collecting, these habitats were divided to seven classes consist of: 1) 150-450, 2) 450-750, 3) 750-1050, 4) 1050-1350, 5) 1350-1650, 6) 1650-1950, 7) 1950-2250 meter from sea level. Samples were harvested from top of plants (20-25 cm) in flowering stage. The hypericin content was determined by spectrophotometer at 590 nm. Although it was varied by altitude variations, however Drazno has a positive correlation with the altitude variation. The highest content of hypericin was obtained from Tusakaestan sample (0.26 mg/g) in class 450-750 meter and from Drazno sample (0.25 mg/g) obtained in class 1950-2250 meter. These results suggested that there is a class in each habitat which are suitable for Hypericum growth and more hypericin yield.
    Keywords: Hypericin content, Hypericum perforatum L., natural habitat, Golestan province
  • G.H. Nasery*, M. Mazandarani, M.B. Rezaee Pages 126-134
    Tanacetum parthenium L. is one of the most important medicinal herbs that grows wild and wide distribution near the river, road and sunny positions in forest and mountainous rangelands in South East of Golestan Province, especially in 800-1250m above the sea level in medium soil texture, neutral PH and organic carbon percent with medium to high. In addition to its ecological and ethnopharmacological needs essential oil composition of this plant were also studied. Artemisia annua, Artemisia absintium, Mentha longifolia, Mentha aquatica, Thymus carmanicus, Cuminum cyminum, Echium amoenum, and Salix alba for sedative of headache and menstrual pain, cold, fever, inflammation and healing wound. Flowering aerial parts of this plant were collected in July 2006 in 1100m of Ziarat mountainous region, 6km far from Gorgan city in Golestan province. The essential oil of different parts of plant obtained by water distillation and analyzed by GC/MS. Camphor (53.5%), -pinene (17.7%) and -bisabolol oxide B (10.5%) were the major components of flower oil. But in leaf oil, camphor (38.9%), -pinene (8.4%), germacrene D (6.3%) and -terpinene (8.2%) were the main components. The results confirm use of this plant by the rural healers for curing many types of the sedative pain and other ailments.
    Keywords: Tanacetum parthenium L., ethno pharmacology, essential oil, camphor, pinene
  • Z. Habibi*, F. Shahriari, M. Yousefi, Y. Kia, A. Basiri Pages 135-147
    The genus of Tanacetum belongs to Compositeae family, distributed in South and Southwestern Europe, Southwestern of Asia and North of Africa. The aerial parts of Tanacetum Canescens (DC.) were collected during the flowering stage from Sanandaj in Kordestan Province. The chloroform extract of T. canescens was investigated and β-stigmasterol and two flavonoids, 5-hydroxy 6,7, 4'- trimethoxy flavone and 5,3'- dihydroxy 6,7, 4'– trimethoxy flavone were isolated. The structure of these natural products was elucidated by using 1H and 13C Nuclear Magnetic Resonance (NMR) spectroscopy.
    Keywords: Compositae, Tanacetum, flavonoid, β stigmasterol, 1H NMR
  • N. Ahmadi Mahmoodabadi*, H. Madani, P. Mahzooni Pages 148-161
    Artichoke with the scientific name of Cynara scolymus is a plant from Compositeae family. In this research, the effect of hydroalcoholic extract of artichoke on the changes of serum glucose, lipids and lipoproteins in alloxan monohydrate-induced diabetic rats was investigated. Also, the effect of extract on damaged pancreatic tissue was investigated and was compared with glybenclamide as a chemical drug. Twenty adult male rats, weighing 200-250 gr, were used in four groups of five each (control, diabetic, diabetic+glibenclamide, diabetic + artichoke extract). The first group (control), received serum physiology equal to injecting material volume. Second group (diabetic), received 120 mg/kgbw alloxan monohydrate. Third group (diabetic + glibenclamide) received 0/5 mg/kg bw glibenclamide in addition to the similar treatment with second group. Fourth group (diabetic + Cynara scolymus) at first, became diabetic by alloxan monohydrate injection, then they received 300 mg/kgbw hydroalcoholic plant extract. Prescribing materials in all groups was done as interaperitoneal injection (IP). The results from statistical analysis show that Cynara scolymus extract reduce significantly the rate of glucose, cholesterol, triglyceride, VLDL and LDL than diabetic group (P/0 05). The results of Histologic studies confirmed this part of research. On the base of histologic results, extract have a significant effect on increasing the size of pancreatic islets, number of islet cells and cell proliferation than diabetic group. This research suggested that hydroalcoholic extract of Cynara scolymus has a significant effect on decreasing the blood sugar, serum lipids and lipoproteins than diabetic rats. Also the effect of extract in repairing damaged pancreatic tissue was confirmed.
    Keywords: Diabetes Mellitus, Cynara scolymus L., Alloxan monohydrate, Glibenclamide
  • K. Ahmadi*, F. Sefidkon, M.H. Assareh Pages 162-176
    Rosa damascena Mill. commonly known as rose plant belonging to the family Rosaceae, is an important cultivated aromatic plant. This plant has been cultivated in Iran from many years ago. Due to literature, distillation of rose and obtaining rose water was done in Iran for the first time. In this investigation, the effect of different drying methods (shade, oven 30, 40 and 50°C) on quantity and quality of essential oils of three genotypes of Rosa damascena were studies for the first time. The oils of all samples were obtained by hydro-distillation and analyzed by GC and GC/MS. The results showed no significant difference between the oil yields of fresh and dried petals, but there was significant difference between percentages of main aromatic compounds. The oil of fresh petals had the highest percentage of geraniol and citronellol and the lowest percentage of stearoptens (heavy hydrocarbons). Therefore the best time for extraction of essential oil from Rosa damascena, is right after collection. Comparison of oil content and composition of dried samples showed drying in shade was better and produce higher percentage of oil and aromatic compounds.
    Keywords: Rosa damascena Mill., drying methods, essential oil extraction, flower, citronellol, geraniol
  • M. Dashti, M.A. Azarbijani*, M.B. Rezaee Pages 177-188
    The purpose of this study was to determine the effect of inhaling alcoholic essential oil of Mentha piperita L. on aerobic power and the time to reach anaerobic threshold in athletes males. The subjects of this study were 20 athletes male (age: 20±4 years, height 175±5Cm, weight 68±4.2 Kg, VO2 max 43.21±3.34 ml/kg.min). They were divided into two groups randomly, inhaling alcoholic essential n=10 and control group n=10. First, subjects of the experimental group inhaled essential oil Mentha piperita and Ethanol for 30 minutes. Then they were tested by Conconi test and immediately after 15 minutes rest they were tested by Bruce test. The subjects of control group were tested in similar way but they inhaled water and alcohol. For comparing aerobic and anaerobic performance data were analyzed by T test for independent groups, but for examining the effect of inhaling odors we used ANOVA test (p<0.05). The results showed inhaling essential oil of Mentha piperita with different concentrations can significantly increase aerobic power and anaerobic threshold (p< 0.012). These was no similar significant differences in physical performance in control group. The benefit of inhaling odors may due to increasing in lung volume and capacity and stimulation of simpatico system. We suggest athletes can use inhaling peppermint odor for developing physical performance.
    Keywords: Maximal oxygen uptake, anaerobic threshold, sports men, peppermint oil
  • P. Ramak*, F. Sefidkon Pages 189-197
    Artemisia persica Boiss. is traditionally used for antipyretic, antimalarial, antihemorrhagic antihepatit, anticomplementary, antiulcerogenin and antispasmodic from ancient times. This investigation was carried out for investigating the changes of quantity and quality of essential oil of Artemisia persica in field and provenance. This research started from 1383 and lasted two years. Using randomized complete block design with 4 replication and carried out in 2 locations (Norabad & Brojerd). In second year the aerial parts of plants were collected from Borojerd and Norabad Fields and Garin Mountain at the altitude of 2900 m. Extracted Essential oil by water distillation (3h). The yields of essential oils in Borojerd (0.7%), Norabad (0.5%) and Garin provenance (0.9%) were calculated. Analysis and identification of chemical compositions of the essential oil were performed by GC and GC/MS. In all 31 compounds laciniata furanone E (17/1%), artedouglasia oxide C (13/2%), trans-pinocarveol (10/2%), pinocarvone (8/5%), α-pinene (5/8%), 1,8-cineole (5/6%) were the main components of Artemisia persica in Garin provenance. Laciniata furanone E spread mostly in Borojerd and Norabad fields. Quantity of laciniata furanone E in field of Brojerd compared with Norabad was significantly different at 5% probability level. Analysis of data with MSTATC indicated that the effect of location on essential oil was significantly different at 5% probability level.
    Keywords: Artemisia persica Boiss., essential oil, laciniata furanone E provenance, field
  • M. Najafpour Navaei*, M. Golipour, E. Parsa Pages 198-206
    Agrimonia eupatoria L. is a perennial plant that has been distributed in Iran. Its effective components are used to cure some diseases such as hepatitis, control bleeding sedative, and balance especially in women menstrual. The purpose of this investigation was finding the best time and the normal distances in cultivation on seed yield. Three stand density as 30, 40, 50cm (4, 6.2 and 9.2 per m-2) and four planting dates were based on factorial design with three replications, in research institute of forest and rangelands. Results showed 4/m-2 had significant differences on seed yield.
    Keywords: Agrimonia eupatoria L., density, planting date, medicinal plants
  • N. Fekri*, M. Khayami, R. Heidari, M.A. Javadi Pages 207-216
    Dragon's head (Lallemantia iberica F. & C. M.) an annual or perennial herb, or dwarf shrub that originates in the Caucasian region and was cultivated for ornament and may be domesticated in East and East Central Europe. Dragon head was cultivated for its seeds from which oil is extracted. The seed contains up to 30% of a drying oil. One of effective compounds in this plant is mucilage. Mucilage has different applications in the broad field of pharmacy and medicine now. Mucilage was extracted from dragon's head seed and was identified by using thin-layer chromatography. Method involves the following steps: first by extraction, purification, dialysis, lyophilization, deionization, hydrolyze and TLC analysis for choosing the best separation system, these separation systems were: 1- Silica gel G 60 HF plate using n- butanol: acid acetic: water (50:25:25 v/v) as mobile system. 2- Silica gel G 60 HF plate using chloroform: methanol (60:40 v/v) as solvent system. 3- Kieselguhr G plate using n- butanol: acetone: phosphoric acid (40:50:10 v/v) as mobile system. Finally, the best results achieved by using n-butanol: acetone: phosphoric acid (40:50:10 v/v) as mobile system on the Kieselguhr G plate as stationary phase. Lallemantia iberica mucilage was separated into seven spots. Mucilage of Lallemantia iberica seeds was composed of galacturonic acid, galactose, mannose, arabinose, xylose, glucose and rhamnose monosaccharide. This result is useful for more and better characterization of dragon's head mucilage for application in food industry.
    Keywords: Dragon's head, Mucilage, monosaccharide, Extraction, Hydrolysis, TLC
  • H. Amiri* Pages 217-224
    Zosimia absinthifolia (Vent.) Link.is a permanent herb that belongs to Umbelliferae family and grows wild in Iran. The plant materials were collected from Alshtar in North of Lorestan province at three stages including before flowering, full flowering and fruiting stages and subjected to hydrodistillation using a Cleavenger type apparatus for 3h. Yields of essential oil were 0.4%, 0.6% and 0.8% w/w before flowering, full flowering and fruiting stages, respectively. Fourty seven, thirty eigth and thirty seven compounds were identified in oils before flowering, full flowering and fruiting stages, respectively. n-octanol, germacrene-D, β-caryophyllene, octyl acetate, caryophyllene oxide, α-pinene and limonene were the main components of essential oil of different growth stages.
    Keywords: Zosimia absinthifolia (Vent.) Link., Umbelliferae, germacrene, D, n, octanol, n, octanal
  • S. Farjnia, M. Janahmadi*, H. Abbasipour, J. Vatanparast, M. Kamalinejad Pages 225-236
    Tarragon)Artemisia dracunculus L.) is a perennial herb in the Asteraceae family used for its aromatic leaves in seasoning. In Iranian ancient medicine, the dried aerial parts of this plant were orally used to treat epilepsy. Epilepsy is one of the most common neurological disorders. In the present study, using intracellular recording the anti-epileptiform potential of the ethanolic extract of tarragon and its possible cellular mechanism was assessed against pentylenetetrazole (PTZ) epileptogenesis. In the presence of tarragon extract (0.1%), the PTZ-induced burst activity disappeared. The cell membrane potential became 67.8% more depolarized than the control value. The firing frequency also decreased 62.5% and 83.8% compared to control and in the presence of PTZ, respectively. Exposure to extract, furthermore, caused 36% reduction in the amplitude of after hyper polarization (AHP) compared to control, but not to PTZ, condition. On the other hand, extra cellular application of extract alone led to a membrane depolarization by about 16.69%. While, the firing frequency reduced to 77.3% of control and the amplitude of both action potential and AHP remained almost unchanged. These changes were associated with a shift in the neuronal firing pattern from regular tonic to an irregular mode. Pretreatment with tarragon extract did not completely prevent the epileptogenesis induced by PTZ. Consequently, these results suggest that tarragon extract reduces the neuronal excitability possibly through the membrane depolarization.
    Keywords: Tarragon extract, epilepsy, pentylenetetrazole, intracellular recording, Artemisia dracunculus L
  • M. Modaresi*, M. Messripoor, M. Asadi Morghmaleki, M.K. Hamadanian Pages 237-243
    It is desirable to use of point out to herbal components to avoid undesirable effects of chemical drugs. Saffron is used widespread as food colorant, flavor and reputes in folk medicine as a drug. Recent studies have revealed that components of saffron may have a number of physiological effects on different organs of body. The aim of the present study was to clarify the efficacy of saffron on the histological properties of testis in mice. Four groups, including eight adult male Balb/C mice weighing 30 5g were used in this study. Saffron extract in doses of 25, 50 and 100 were injected intraperitoneally for 20 days to the experimental groups. Control group received normal saline as placebo. Histological properties as seminiferous tubules scattering, testis weight and the number of primary spermatocytes, were compared with the placebo controlled group. The number of primary spermatocytes increased significantly compared to with placebo but no significant differences were observed in histological properties and testis weight between experimental groups and placebo controlled group. The results of this study indicate that saffron extract can modify the reproduction activities in male mice.
    Keywords: Saffron, reproductive system, testis, spermatocyte, mice
  • A. Shafaghat*, H. Akhlaghi, A. Motavalizadeh Kakhky, K. Larijani, A. Rustaiyan Pages 244-252
    The Umbelliferae family comprising about 300 genera and 3000 species worldwide is also widespread in Iran. The genus Chaerophyllum L. is represented in the flora of Iran by eight species of which two are endemic (Chaerophyllum khorassanicum and Chaerophyllum nivale). In this work, the plant material was collected on 3 July 2005 in Khalkhal area (Ardabil Province) at an altitude of 1950m near Lonbar village, in North–West of Iran. The aerial part and root of plant were air-dried at room temperature for ten days then subjected to hydrodistillation for 3 and 4 hours respectively, using a Clevenger–type apparatus. The analysis of the oils was performed by using GC and GC/MS methods. Eighteen constituents (0.2% V/W) representing 99.2% of the essential oil of aerial part and ten components (96.3%) of the root oil (0.17% V/W) has been identified. The main components of the root oil were myristicin (39.1%), terpinolene (23.0%), E-β-ocimene (21.9%), and γ-terpinene (5.4%). Whereas, the oil of aerial part was characterized by higher amount of E-β-ocimene (24.9%), myristicin (15.7%), terpinolene (14.2%), fenchyl acetate (13.9%), Z-β-ocimene (6.3%) and sabinene (6.1%). The comparison between two sections of plant showed in the root oil, myristicin as a predominated compound over aerial part oil.
    Keywords: Umbelliferae, Chaerophyllum macropodum L., essential oil composition, myristicin, terpinolene, E, β ocimene