فهرست مطالب

  • Volume:18 Issue:60, 2008
  • 64 صفحه، بهای روی جلد: 7,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1387/09/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقالات پژوهشی
  • سیما زهری انبوهی، ملاحت نیکروان مفرد، دکتر مهرنوش پازارگادی صفحه 5
    مقدمه
    نظام آموزشی مجموعه ای از برنامه ها، روش ها، و موادی است که به طور هماهنگ، دستیابی یادگیرندگان را به اهداف آموزشی خاص تسهیل می کند. طراحی نظام آموزشی، تجویز یا پیش بینی روش های مطلوب آموزشی برای نیل به تغییرات موردنظر در دانش، مهارت ها و عواطف یادگیرندگان است. با توجه به اینکه هریک از مراحل کسب دانش، نوع خاصی از یادگیری، یا رویکرد خاصی را ایجاب می کند، شاید بتوان با استفاده از روش های یادگیری تلفیقی، باعث تسهیل دستیابی دانشجویان به اهداف یادگیری شد. هدف این پژوهش تعیین تاثیر الگوی آموزش بالینی تلفیقی بر سطح درک و عملکرد دانشجویان پرستاری ترم 4 در کارآموزی واحد قلب بوده است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش نیمه تجربی، واحدهای پژوهش طی برنامه ریزی یک طرح درس 2 روزه (یک واحد کارآموزی بخش داخلی قلب) براساس اهداف مصوب گروه داخلی جراحی تحت آموزش قرار گرفتند. براساس این برنامه ریزی، برای گروه مداخله، 3 پیش سازمان دهنده اصلی (معاینه بیمار، بررسی رادیوگرافی قفسه سینه و روش های اکسیژن تراپی) ارائه وتمرین شد. مباحثی در قالب کنفرانس بالینی و بحث گروهی شامل آنژین صدری، انفارکتوس میوکارد، نارسایی قلبی، پرفشاری خون و آموزش به بیمارمبتلا به اختلالات ذکر شده، اطلاعات کاربردی مربوط به داروهای اختصاصی بخش قلب، مرور بر پرونده و نتایج آزمایشات بیمار طراحی وتوسط یادگیرندگان ارائه گردید. علاوه بر موارد فوق، 8 موقعیت تصمیم گیری پرستاری در موارد بحرانی وابسته به بخش داخلی قلب، به صورت نمودار جریانی (الگوریتم)، با تکیه بر روش های حل مسئله، ارائه و تمرین گردید. کلیه واحدهای پژوهش در هر دو گروه (28 نفرگروه شاهد، 29 نفرگروه مداخله)، در روزهای اول و هفتم تا دوازدهم کارآموزی تحت آزمون قرار گرفتند. ابزارهای آزمون شامل کارت های بازخورد دهنده، برگه مشاهده برای ارزیابی مهارت ها و پرسشنامه در مورد اطلاعات کاربردی دارویی بود. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوا و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و مشاهده از روش ضریب اسپیرمن اندازه گیری شد.
    یافته ها
    بررسی نمرات کسب شده در پیش و پس آزمون دو گروه نشانگر آن است که نمرات مربوط به اجرای الگوی آموزش تلفیقی در کلیه حیطه ها نسبت به آموزش سنتی بیشتر بوده و نتایج آزمون t و من ویتنی نیز نشان دهنده اختلاف معنی دار آماری بین دو گروه شاهد و مداخله است.
    بحث و
    نتیجه گیری
    با توجه به تجزیه و تحلیل آماری یافته های پژوهش می توان اظهار داشت که الگوی آموزش بالینی تلفیقی، در مقایسه با الگوی آموزش سنتی، روی ارتقاء سطح درک و عملکرد دانشجویان پرستاری در کارآموزی بالینی واحد قلب موثرتر بوده است.
    کلیدواژگان: الگوی آموزش بالینی تلفیقی، درک و عملکرد، دانشجویان پرستاری، کارآموزی بالینی
  • مهریار یلداشخان، فریبا بلورچی فرد، دکتر زهره امیری صفحه 15
    مقدمه
    شستشوی دست افراد تیم جراحی یکی از تدابیر مهم مراقبتی در پیشگیری از بروز عفونت های بعد از عمل است. منظور از اسکراب جراحی رفع آلودگی (میکروارگانیسم موجود بر سطح) از دست و ساعد افراد تیم جراحی است، که در نتیجه آن احتمال عفونت ثانویه در زخم جراحی کاهش می یابد. اسکراب به دو صورت مکانیکی و شیمیائی می باشد، که در مرحله شیمیائی از محلولهای اسکراب مانند بتادین، ضدعفونی کننده های الکلی و محلول کلروهگزادین و دیگر موارد می توان استفاده نمود. روش اسکراب معمول در اتاق عمل های ایران با استفاده از محلول بتادین می باشد. این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر محلول بتادین و دکوسپت بر آلودگی دست افراد تیم جراحی در بیمارستان آموزشی لقمان حکیم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر پژوهشی از نوع کارآزمائی بالینی است که بر روی نمونه های در دسترس از کادر اطاق عمل و دانشجویان کاردانی اطاق عمل به تعداد 30 نفر انجام گرفت. هر یک از افراد تحت بررسی در دو نوبت به فاصله یک هفته،یک بار با بتادین و بار دوم با محلول دکوسپت اسکراب کردند.کلیه اعضاء تیم جراحی که در یک عمل جراحی مشارکت داشتند به یک روش ومحلول اسکراب کردند. جمع آوری اطلاعات از طریق نمونه برداری از دست افراد قبل و بعد از شستشوی دست جهت اولین عمل موظف، آموزش اسکراب (شستشوی دست با آب و صابون، آبکشی و خشک کردن کامل، کاربرد 15میلی لیتر محلول در طی سه مرحله (در هر مرحله 5 میلی لیتر و یک دقیقه زمان)، آبکشی و خشک کردن کامل، قرار دادن نمونه در ظروف محیط کشت و ارسال آن به آزمایشگاه در شرایط استاندارد، درج نتایج آزمایشگاهی صورت گرفت.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که در خصوص تاثیر دو ماده بتادین و دکوسپت بطور مجزا در قبل و بعد از شستشو بروی کوکسی های گرم مثبت، باسیلهای گرم منفی، قارچ اختلاف معنی دار می باشد (0001/0p=). در خصوص کوکسی های گرم منفی و باسیل های گرم مثبت کلیه موارد در قبل و بعد از شستشو منفی می باشد. مقایسه تاثیر این دو ماده بر آلودگی دست قبل و بعد از شستشو با این دو ماده اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج حاصل از بررسی نشانگر آن است که هر دو محلول بر روی آلودگی دست تاثیر دارند.
    کلیدواژگان: محلول بتادین، محلول دکوسپت، شستشوی دست برای جراحی، آلودگی دست افراد تیم جراحی
  • نورالسادات کریمان، مرضیه عربان، سعید متصدی زرندی، حمید علوی مجد، محبوبه احمدی صفحه 22
    مقدمه
    وزن کم تولد در نتیجه زایمان زودرس یا محدودیت رشد داخل رحمی یک مشکل بهداشت عمومی و مهمترین شاخص مرگ ومیر کودکی است که علل ایجاد کننده زیادی دارد. یکی از عللی که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است، آلودگی هوا می باشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط آلاینده دی اکسید گوگرد بر وزن کم تولد در نوزادان ترم زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستانهای منتخب شهر تهران در سال 1386 انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کوهورت تاریخی می باشد. در این پژوهش 225 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستان های منتخب تهران را که در دوران بارداری در محدوده 5 کیلومتری از ایستگاه های سنجش آلودگی هوا زندگی می کردند مورد بررسی قرار گرفت. ابزارگردآوری داده ها فرم اطلاعاتی و جهت تعیین پایایی آن از اعتبار محتوی و جهت تعیین پایایی آن از آزمون مجدد استفاده شد. زنان بر اساس میانگین غلظت مواجهه با این آلاینده در طی بارداری به دو گروه مواجهه کم و مواجهه زیاد تقسیم شدند، دوگروه از نظر متغیرهای مداخله گر همسان بودند.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد بین مواجهه با آلاینده دی اکسید گوگرد با وزن کم تولد ارتباط آماری معنی داری وجود دارد بصورت، P0.0596/3RR= و (92/8-74/1)CI.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به این نتیجه باید در مورد آثار سوء آلودگی هوا بر پیامد حاملگی به زنان ساکن در مناطق پر تردد شهر آموزش داده شود و همچنین راهکارهایی علمی جهت کاهش این آلاینده اتخاذ گردد.
    کلیدواژگان: وزن کم تولد، آلاینده SO2
  • سپیده نصراله، شمس الملوک جلال منش، شهلا محمدزاده، دکتر محمود محمودی صفحه 29
    مقدمه
    شایع ترین بیماری قلبی عروقی، بیماری عروق کرونر می باشد که بیش از هر بیماری دیگر منجر به مرگ، ناتوانی و تحمیل هزینه های اقتصادی شده است و در حال حاضر شیوع عوامل خطرزای این بیماری در سراسر جهان به سرعت در حال افزایش است. هدف کلی این پژوهش تعیین میزان اندازه دور گردن بالای استاندارد و ارتباط آن با برخی عوامل خطر (هیپرلیپیدمی، فشارخون شریانی) در زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در سال 1385 می باشد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران تشکیل دادند. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری پوآسون تعداد 199 نفر زن انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها فرم مصاحبه و ثبت اطلاعات بود که در دو بخش تنظیم شده بود. بخش اول شامل مشخصات دموگرافیک و بخش دوم شامل اندازه گیری فشارخون، دور گردن و شاخص توده بدنی بود. فرم مصاحبه و ثبت اطلاعات پس از تعیین اعتبار و پایایی از طریق مصاحبه با بیماران و اندازه گیری های پژوهشگر تکمیل شد. پس از تجزیه و تحلیل آماری برای دستیابی به اهداف پژوهش از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که 4/84 درصد زنان مورد مطالعه دارای اندازه دور گردن بالای استاندارد بودند و بین اندازه دور گردن بالای استاندارد با کلسترول، LDL، HDL، تری گلیسیرید، فشارخون سیستولیک و فشارخون دیاستولیک در زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر ارتباط معنی دار (05/0p=) وجود داشت. همچنین بین اندازه دور گردن بالای استاندارد با برخی عوامل خطر با کنترل برخی عوامل فردی نظیر سن، شغل، تحصیلات، سابقه ابتلا به چربی خون و فشارخون بالا، سابقه مصرف داروهای کاهنده چربی خون و فشارخون، مدت ابتلا به چربی خون و فشارخون بالا ارتباط معنی داری (05/0=)p) بدست آمد.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش که نشان داد بین اندازه دور گردن بالای استاندارد با برخی عوامل خطر در زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر ارتباط معنی دار وجود دارد، پیشنهاد می گردد مسئولین بخش درمان نسبت به آموزش زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر در زمینه عوامل خطرزای این بیماری و تاثیر اندازه دور گردن بالای استاندارد بر آنها اقدام نمایند.
    کلیدواژگان: اندازه دور گردن بالای استاندارد، هیپرلیپیدمی، فشار خون شریانی
  • معصومه ایمانی پور، دکتر حمید حقانی صفحه 36
    مقدمه
    بیماری های قلبی عروقی یکی از شایع ترین علل مرگ و از عمده ترین مشکلات بهداشتی در جهان می باشند. شناخت و تعدیل عوامل خطر ابتلا به این بیماری ها نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگ و میر ناشی از آنها دارد. برنامه ریزی در جهت افزایش این شناخت نیازمند بررسی سطح آگاهی و عملکرد فعلی افراد در زمینه مورد نظر است. هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین میزان آگاهی و عملکرد فرهنگیان در زمینه پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی و برخی عوامل مرتبط با آنها می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی در مدارس پنج منطقه آموزش و پرورش تهران و بر روی590 معلم اجرا شد. روش نمونه گیری به صورت چند مرحله ای بوده و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای مشتمل بر دو بخش آگاهی از عوامل مستعدکننده و چگونگی عملکرد پیشگیرانه در سه حیطه تغذیه، فعالیت بدنی و استعمال دخانیات و نیز برخی عوامل تاثیرگذار بر آنها بود. اعتبار پرسشنامه به طریق اندازه گیری اعتبار محتوا و پایایی آن از طریق آزمون مجدد اندازه گیری شد. پرسشنامه توسط خود افراد شرکت کننده تکمیل گردید.
    یافته ها
    اکثریت نمونه ها در این مطالعه زن(3/68 درصد) و متاهل (5/89 درصد) با میانگین سنی 36/40 سال بودند. نتایج نشان داد که اکثریت معلمان (2/63 درصد) پیرامون عوامل مستعدکننده بیماریهای قلبی عروقی آگاهی خوب داشته و میانگین امتیاز کل آگاهی ایشان 60/2±93/14 بود. عملکرد اکثریت معلمان (5/74 درصد) درحیطه تغذیه در حد متوسط بود در حالیکه (4/63 درصد) آنها در حیطه فعالیت بدنی عملکرد ضعیفی داشته و در ارتباط با استعمال دخانیات اکثرا «(78 درصد) عملکرد مطلوب داشتند. تحلیل آماری نشان داد که به طور کلی سطح تحصیلات با میزان آگاهی و جنس با چگونگی عملکرد پیشگیرانه مرتبط می باشد.
    بحث و نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد علی رغم آگاهی خوب معلمان درباره عوامل مستعدکننده بیماریهای قلبی عروقی، عملکرد آنها در بعضی جنبه های عملکردی پیشگیرانه از ابتلا به این بیماریها چندان مطلوب نیست. لذا تدارک برنامه های آموزشی مناسب و اثربخش برای ارتقاء عملکرد تغذیه ای و فعالیت بدنی درجهت پیشگیری از عوامل مستعد کننده بیماریهای قلبی عروقی باید در این قشر تاثیرگذار بر جامعه مورد توجه قرارگیرد و در این مسیر بر گروهی از معلمان که سطح آگاهی و عملکرد نا مطلوبتری دارند تمرکز بیشتری شود.
    کلیدواژگان: آگاهی، عملکرد، بیماری های قلبی عروقی، عوامل مستعد کننده
  • دکتر حمید سوری، دکتر محمد اسماعیل اکبری، الهه عینی، دکتر علیرضا زالی، دکتر محسن نقوی، عفت کردی بروجنی صفحه 45
    مقدمه
    سوانح ومصدومیت ها از علل اصلی و قابل اجتناب بیماری ها و مرگ در کشور ها است. سوانح ترافیکی علت اصلی هزاران ناتوانی و مرگ است. با توجه به فقدان آمار مستند و موثقی در زمینه میزان حوادث غیر کشنده مطالعه ای با هدف تعیین الگوی همه گیر شناسی سوانح غیر کشنده در ایران سال1383 انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ای یکساله با انتخاب تصادفی 16740637 نمونه از 111626 خانوار 28 استان کشور،2000 خانوار شهری و 2000 روستایی در هر استان انجام شد. اعتبار و پایایی پرسشنامه طرح تعیین و اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات راجع به سوانح و مصدومیت ها توسط پرسشگرانی که تحت تعلیم یکسان قرار داشتند تکمیل شد.
    یافته ها
    سالانه بیش از 2/9 میلیون سانحه در کشور رخ می دهد که 36985 مورد مرگ و 73657 مورد منجر به بستری در بیمارستان می گردد. میزان شیوع انواع سوانح غیرکشنده 3/444 در 100000 بود. بالاترین شیوع سوانح ترافیکی237 و سپس افتادن با 2/160 و سقوط و برخورد با شیئی با میزان 6/98 در 100000 نفر بود. شیوع سوانح در مردان بالاتر از زنان ودر شهر و روستا تقریبا یکسان بود.
    بحث و نتیجه گیری
    سوانح یکی از مهمترین علت بیماری وبستری شدن در بیمارستان های کشور است. آمار سوانح ترافیکی در کشور نیزدرقیاس با دنیا بالا است. بنابراین، سیاستگذاری و سازماندهی در پیشگیری ازسوانح و مصدومیت ها به عنوان یک اولویت بهداشتی و یک ابزار کلیدی در ارتقاء ایمنی در کشور است.
    کلیدواژگان: الگوی سوانح، غیر کشنده، شهر، روستا، ایران
  • مقاله مروری
  • مریم رسولی، دکتر فریده یغمایی صفحه 51
    مقدمه
    کودکانی که در مراکز شبانه روزی مراقبتی و حمایتی زندگی می کنند، با تنش ها و مشکلات متعدد مواجه هستند. این مشکلات، هنگامی که کودک وارد دوره نوجوانی می شود، به سبب حساسیت این دوره تکاملی، به ایجاد تنش مضاعف در وی می انجامد. در این مقطع، شناسایی مهارت ها و راهبرد های تطابقی موثر برای غلبه بر شرایط دشوار موجود می تواند نیازهای عاطفی نوجوان را پاسخ داده و به تکامل شناختی و روانی وی کمک نماید. یکی از موضوعاتی که دراین گروه از نوجوانان، نیاز به بررسی دارد، شناسایی راهبردهای تطابقی، ازجمله تطابق معنوی در آنهاست. به نظر می رسد فقدان چارچوب پنداشتی یا نظری مناسب، یکی از دلایلی است که مانع از انجام پژوهش در این زمینه می گردد. براساس تئوری رفتار منطقی، نگرش و هنجارهای ذهنی نسبت به انجام یک رفتار که خود تحت تاثیر عوامل خارجی قرار می گیرند، مهم ترین عوامل پیش بینی کننده انجام آن رفتار هستند. هدف از تدوین این مقاله، پیشنهاد چارچوبی نظری بر پایه تئوری رفتار منطقی می باشد که عوامل خارجی شامل متغیرهای دموگرافیک (سن و جنس) و عوامل فردی (عزت نفس، خودکارآمدی و امیدواری) بوده و نگرش معنوی و هنجارهای ذهنی می توانند با تطابق معنوی نوجوانان ساکن مراکزشبانه روزی به عنوان رفتار مورد نظر در ارتباط باشند.
    کلیدواژگان: تطابق معنوی، نوجوانان ساکن مراکز شبانه روزی، تئوری رفتار منطقی
|
  • S. Zohari, Anbuhi, M. Nikravan, Mofrad, M. Pazargadi Page 5
    Introduction
    An education system is a collection of programs, methods and materials accordantly facilitating the achievement of special educational goals for learners. Designing an education system is prescribing or predicting desired educational methods to achieve expected changes in students’ knowledge, skills and emotions. With respect to the necessity of a particular type of learning or approach for each stage of knowledge acquisition, compound education methods may ease students to attain learning goals. The Purpose of this quasi-experimental study was to determine the effects of a compound education method of clinical training on conception and skill levels of sophomore nursing students in their cardiac clinical training.
    Materials And Methods
    What was named compound educational method in this study had been derived from theories of David Asubel, Hilda Taba and Floyd Robinson, through which a mix of two data-processing teaching methods, namely, inductive thinking and advanced organizer models were applied. 57 students were randomly divided into 2 control (28) and experimental (29) groups and taught during a 12-day lesson plan (1 credit unit of clinical training in cardiac ward). 3 main advanced organizers (clinical examination, chest X-ray study and assessment of cardiac patients) and oxygen therapy, respiratory physiotherapy as well as ECG reading were instructed and practiced. Some topics were also studied through clinical conference as well as group discussion and 8 critical situations for decision-making were practiced. All subjects were tested on the 1st, 7th and 12th day of training. For the control group, the routine educational program was provided. Data collection tools included feedback cards, observation form for skill assessment and a questionnaire for drug information.
    Results
    Pre-and posttest scores were significantly higher in the experimental group than the control group in all educational domains.
    Conclusion
    The compound method seems more effective on improving the cognition and skills of nursing student.
  • M. Yuldashkhan, F. Bolurchifard, Z. Amiri Page 15
    Introduction
    Scrubbing of surgical team is an important precaution for postoperative infections. It is performed to disinfect the hands, leading to secondary infection reduction of surgical wound. The procedure is done mechanically and chemically with scrub solutions such as povidone iodine, alcoholic disinfectants, chlorhexidine etc. In Iran, the routine solution of scrubbing is povidone iodine (Betadine). The Purpose of this clinical trial was to compare the disinfectant effects of Betadine with Decosept on the hands of surgical team in Loghman-e-Hakim teaching hospital affiliated to Shaheed Beheshti Medical University.
    Materials And Methods
    30 operating room (OR) staff and students were selected by convenient sampling method. Each subject scrubbed 2 times with 1-week interval, first with Betadine and second with Decosept. All members of a surgical team in an operation scrubbed with a similar method and solution. Samples were collected from the hands before and after scrubbing for the first scheduled operation through instructing the procedure (hand washing with soap and water, rinsing, complete drying, application 15 ml of one of the solutions in three stages [at each stage, 5 ml and 1-minute interval], rinsing and complete drying), placing the hands in culture media and sending the samples to laboratory in standard condition for recording.
    Results
    Findings showed significant differences in the colonies of Gram-positive cocci, Gram-negative bacilli and fungi before and after scrubbing in each solution (P=0.0001). No positive case was found before and after the procedure with respect to Gram-negative cocci and Gram-positive bacilli. No significant difference was found between the effects of the 2 solutions before and after scrubbing.
    Conclusion
    Both solutions were effective on disinfecting the hands of surgical team.
    Keywords: Povidene (Betadine), Decosept, Scrubbing, Disinfection
  • N. Kariman, M. Araban, S. Motesadi Zarandi, H. Alavi Majd, M. Ahmadi Page 22
    Introduction
    Low birth weight as a result of premature labor or limited intrauterine growth is the most important measure of neonatal mortality. It has many causes of which air pollution has been recently gained attention. The Purpose of this historical cohort study was to determine the relationship between sulfur dioxide and low birth weight in term neonates of women referring to selected hospitals in Tehran in 2007.
    Materials And Methods
    225 women referring to selected hospitals and residing at 5-Km distance from stations for air pollution measurement were selected. An information form was used to collect data. Its validity and reliability were achieved by content and test-retest methods respectively. Women were divided into 2 groups of exposure (low and high) according to their contact with the pollutant. The groups were matched in terms of factors effective on low birth weight.
    Results
    Findings showed a significant relationship between sulfur dioxide and low birth weight.
  • S. Nasrollah, Sh Jalalmanesh, Sh Mohammadzadeh, M. Mahmoodi Page 29
    Introduction
    Coronary artery disease is the most common cardiovascular disorder with the highest rate of mortality, disability and costs. The prevalence of its risk factors is rapidly increasing worldwide. The Purpose of this descriptive correlative study was to determine the relationship between higher-standard neck circumference and some risk factors (hyperlipidemia, hypertension) in women with coronary artery disease in hospitals affiliated to Medical Universities of Tehran in 2006.
    Materials And Methods
    199 women were selected by Poisson sampling method. Data were collected by an interview and documentation form in 2 parts: Demographics and clinical examination (blood pressure, neck circumference, body mass index).
    Results
    84.4% of the subjects had higher-standard neck. This was significantly related to high blood cholesterol, LDL, HDL, triglyceride, systolic as well as diastolic pressures (P=0.05). A significant relationship was also found between higher-standard neck and some risk factors by controlling such personal factors as age, occupation, educational level, history of hyperlipidemia and hypertension, history of taking lipid- as well as blood-pressure reducing drugs, and duration of hyperlipidemia and hypertension (P=0.05).
    Conclusion
    With respect to the relationship between higher-standard neck and some risk factors in women with coronary artery disease, providing appropriate educational programs in this regard is suggested.
    Keywords: Higher, standard neck circumference, Hyperlipidemias, Hypertension
  • M. Imanipour, H. Haghani Page 36
    Introduction
    Coronary artery disease (CAD) is one of the most common causes of death and of the most significant health problems in the world. Understanding and modifying its risk factors can decrease complications and mortality rate of it. Planning in this regard requires information about present knowledge and performance of people. The Purpose of this cross-sectional study was to assess knowledge and performance of teachers regarding coronary artery disease prevention and some of its related factors.
    Materials And Methods
    590 teachers in 5 educational zones of Tehran were selected by multistage sampling method. Data were collected by a self-completed questionnaire in 2 parts: knowledge about precipitating factors and preventive performance in 3 domains including nutrition, exercise and smoking and some of effective factors. Content and test-retest methods were applied to validate and made the questionnaire reliable (r=0.9) respectively.
    Results
    Most subjects were women (68.3%) and married (89.5%) with mean age 40.36. Findings showed that the majority of subjects (63.2%) had satisfactory knowledge regarding CAD (mean=14.93±2.60). 74.5% had moderate performance in nutrition domain while 63.4% had a weak performance in exercise. 78% had a satisfactory performance in smoking domain. A significant relationship was found between educational level and knowledge as well as gender and preventive performance respectively.
    Conclusion
    Findings showed that in spite of satisfactory knowledge of teachers regarding CAD risk factors, their preventive performance in some domains was not desirable. Thus, providing appropriate and efficient educational programs to improve nutrition and exercise is necessary in this influential population with a special focus on those with lower knowledge and performance levels.
    Keywords: Knowledge, Performance, Coronary artery diseases, Risk factors, Prevention
  • H. Souri, M. Akbari, E. Eini, Ar Zali, M. Naghavi, E. Kordi Borujeni Page 45
    Introduction
    Accidents are the first leading cause of death and injuries in Iran. However, specific data regarding nonfatal accidents are rare. The Purpose of this descriptive study was to identify an epidemiologic pattern of nonfatal accidents in Iran in 2004.
    Materials And Methods
    16740637 subjects were randomly selected over 1 year from 111626 families in 28 provinces. From each province, 2000 urban and 2000 rural families were selected. A questionnaire in 2 parts including demographic and accident as well as injury items was used for data collection after identifying its validity and reliability. The tool was completed by trained coworkers in the same condition.
    Results
    More than 9.2 million accidents occurred annually in the country with 36985 deaths and 73657 injuries leading to hospitalization. The prevalence of different nonfatal accidents was 444.3 in 100,000. The most prevalent accidents were traffic (237), falls (160.2) and impact (98.6) in 100,000 people. The prevalence was more in men than women with approximately equal amount in urban and rural areas.
    Conclusion
    Accidents are one of the most significant reasons of injuries and hospitalization in the country. Traffic accident rate is high compared with other countries. Therefore, planning and organizing preventive measures in this regard as a health priority and a key factor in promoting safety is recommended.
    Keywords: Epidemiology, Nonfatal accidents, Urban, rural areas
  • M. Rasouli, F. Yaghmaei Page 51
    Introduction
    Institutionalized children face with many stressful situations and problems. These are complicated during adolescence period with its critical condition. Hence, understanding efficient coping strategies to overcome difficult situations may satisfy the emotional needs of these adolescents and nature their cognitive and psychological development. One of the issues with little evidence is the coping strategies they apply particularly in spiritual domain. It seems that lack of a conceptual or theoretical framework has been a lag for investigating in this regard. According to Theory of Reasoned Action, attitude and subjective norms regarding a behavior influenced by external factors are the most important predictors of a behavior.The purpose of this article is to provide a conceptual framework based on the theory, denoting a relationship between external factors including demographics (age and sex), personal factors (self-esteem, self-efficacy and hopefulness), spiritual attitude as well as subjective norms and spiritual coping of the adolescents as a focused behavior.
    Keywords: Spiritual coping, Institutionalized adolescents, Theory of Reasoned Action