فهرست مطالب

  • سال یک هزار و سیصد و هشتاد و ششم شماره 3 (پاییز1386)
  • تاریخ انتشار: 1387/08/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بررسی تاثیر جنسیت در گفتمان
    سوسن باستانی، مژگان دستوری صفحه 5
    یکی از بحث هایی که در حوزه معرفت و فهم متون دینی مطرح است تاثیر عوامل پنهان بر مرحله فهم و اندیشه است. این عوامل را می توان به سطح معیشت افراد، خلقیات و روحیات، سن مترجم یا مفسر، میزان استعداد مترجم یا مفسر و یا سطح آگاهی از فرهنگ بومی و قومی و همچنین جنسیت توسعه داد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان به بررسی ترجمه برخی از آیات قرآن توسط دو مترجم معاصر (طاهره صفارزاده و محمدمهدی فولادوند) پرداخته است. هدف تحقیق بررسی تاثیر جنسیت در گفتمان دو ترجمه معاصر است. مسئله این است که نظام مرد سالاری چه نظام معنایی را ایجاد کرده است و این نظام در گذر زمان چه تحولاتی را از سر گذرانده است. در این پژوهش نظام مردسالاری به مثابه یک گفتمان با کارکرد ایدئولوژیک آن مطرح می شود که از یک سو خرده گفتمان-هایی را در دل دارد و از سوی دیگر مانع از آن می شود که واقعیات فرهنگی و اجتماعی و حتی زیستی پیرامون آن به صورت بی طرفانه بازنمایی شود. تحلیل تاثیر جنسیت در گفتمان دو ترجمه از قرآن کریم، تقابل بین دو نظام معنایی را نشان می دهد. گفتمانی که به بازتولید گفتمان مردسالاری می پردازد در مقابل گفتمانی که سعی می کند نظم گفتمانی مردسالاری را به چالش بکشد و معانی جدیدی را بسازد تا دال های گفتمان برابری را تقویت نماید و تقدم هویت انسانی بر هویت جنسی را نمایان سازد. در واقع هر یک از دو مترجم با استفاده از سازوکارهای گوناگون، سعی در برجسته سازی دال های گفتمان مطلوب خود و ساختارشکنی و حاشیه-رانی دال های گفتمان مقابل دارند.
    کلیدواژگان: ترجمه قرآن، تحلیل گفتمان، قدرت، گفتمان برابری، برجسته سازی، حاشیه رانی
  • رحمت الله صدیق سروستانی، کرم حبیب پور گتابی صفحه 31
    امروزه دختران نوجوان در جهانی پیچیده تر و چالش برانگیزتر از گذشته زندگی می کنند که همراه با تحول شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی، نیازها و تمایلات اجتماعی آن ها نیز با توجه به آرزوهای نامحدود و توانایی های بالقوه ای که دارند، تنوع پذیرفته و پویایی بیشتری می یابند. هدف این مطالعه، شناخت نیازهای اجتماعی و فرهنگی و آموزشی دختران نوجوان مقاطع راهنمایی و متوسطه در استان های مختلف بوده است. نمونه آماری این تحقیق را، 4500 نفر از دختران دانش آموز مقاطع راهنمایی و متوسطه در مراکز پنج استان تهران، اصفهان، فارس، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی تشکیل داد هاند. نتایج مطالعه نشان داد که در مقطع راهنمایی، مهم ترین نیازهای اجتماعی و فرهنگی دانش آموزان دختر به ترتیب: نیازهای امنیت هستی شناختی، فلسفه رضایت بخش زندگی، برابری و عدالت جنسیتی است و مهم ترین نیاز آموزشی آن ها نیز شامل ادامه تحصیل، پیامی و تکنولوژی آموزشی می باشد. در مقطع متوسطه، مهم ترین نیاز اجتماعی و فرهنگی دانش آموزان شامل نیازهای امنیت هستی شناختی، برابری و عدالت جنسیتی، و نیاز به فلسفه رضایت بخش از زندگی، و مهم ترین نیازهای آموزشی آن ها ادامه تحصیل، پیامی و تکنولوژی آموزشی بوده اند. مهم-ترین نیازهای آموزشی، اجتماعی و فرهنگی دختران با آنچه در مورد دختران مقطع راهنمایی بدست آمده، یکی بوده، جز آن که در ترتیب نیازهای اجتماعی و فرهنگی آن ها، جای فلسفه رضایت بخش زندگی و امنیت هستی شناختی عوض شده است.
    کلیدواژگان: نیاز، امنیت هستی شناختی، فلسفه رضایت بخش از زندگی، برابری و عدالت جنسیتی
  • حمیدرضا عریضی، پروین بهادران، مریم فاتحی زاده صفحه 63
    هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه بین رفتار تحکم آمیز درعملکرد معلمین زن و مرد در مدارس و میزان مقبولیت و ارزشیابی عملکرد آنها توسط مدیران بود. جمعیت نمونه 79 نفر معلم و 79 نفر مدیر (زن و مرد) هستند و ابزارها: مقیاس صفات بین فردی ویگینز، ارزشیابی عملکرد وین لیدن، اعوجاج اهواز و رفتار تحکم آمیز بولینو و ترنلی و با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده بود. نمرات بدست آمده با استفاده از شیوه رگرسیون سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که رفتار تحکم آمیز برای مردان مقبولیت می آورد برعکس از مقبولیت زنان می کاهد و در مورد ارزشیابی عملکرد آنها نتایج مشابه است (05/0p<) و بین جنسیت معلم و رفتار تحکم آمیز وی رابطه معنی داری وجود دارد (B رگرسیون برای مردان مثبت و برای زنان منفی است). این یافته ها مدل تعامل رفتار و جنسیت را تایید می کند. یافته ها همچنین با توجه به اصول نظری مدل های دیگر نیز مورد بحث قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: رفتار تحکم آمیز، مقبولیت، ارزشیابی عملکرد، مدیران زن، معلمان زن، مدیران مرد، معلمان مرد
  • هاله لاجوردی صفحه 83
    از عنوان مقاله نباید این گونه استنباط شود که هدف، بررسی آرای نظریه پردازان فمینیست و قضاوت درباره آنهاست. بکار بردن واژه فمینیسم به این سبب است که این واژه به طور عام و رایج در بین برخی ایرانیان به واژه ای برای احقاق حقوق زنان بدل شده است. گاه مشاهده می شود که مدعیان و طرفداران فمینیسم از مبانی نحله های فکری و شاخه های متعدد و متکثر و گاه مغایر آن با یکدیگر اطلاعی ندارند. در این مقاله می کوشم تا با اتکاء بر آرای نظریه پردازان انتقادی در آن چه با تسامح فمینیسم مثبت و منفی نامیده ام تحقیق کنم. میانجی من برای انجام این تحقیق سینماست. هنر قبل از فیلسوفان و جامعه شناسان کاوش در زندگی روزمره، سرنوشت زنان و خانواده – تولستوی در آنا کارنینا، فلوبر در مادام بووآری، تاماس هاردی در تس دوربرویل – را آغاز کرده بود، و سینمای بعد از جنگ جهانی دوم، خاصه سینمای نئورئالیستی و ژانر ملودراما سرنوشت خانواده و دست و پنجه نرم کردن آنان خاصه زنان با معضلات زندگی روزمره را به موضوع اصلی خود بدل کردند. در سینمای بعد از جنگ ایران نیز ژانر ملودراما گسترش یافت. دیدگاه فمینیستی که جسته گریخته در ایران مطرح شده بود، در این سینما به شیوه ای گسترده مطرح شد. در این مقاله کوشیده ام تا با دو مقوله مذکور تصویری را که سینما از زندگی زنان ترسیم کرده است، نمایان سازم.
    کلیدواژگان: زنان، سینما، نقد درونی، مدرنیسم، فمینیسم مثبت (انتقادی)، فمینیسم منفی (کینه توزانه)
  • محمداسماعیل ریاحی، اکبر علیوردی، سیاوش بهرامی کاکاوند صفحه 109
    هدف از انجام این پژوهش، توصیف و تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر گرایش زوجین به طلاق در شهرستان کرمانشاه با استفاده از مفاهیم موجود در نظریه های همسان همسری، مبادله و شبکه بوده است. تحقیق حاضر، با استفاده از روش پیمایش انجام شد و برای جمع آوری اطلاعات، «پرسشنامه همراه با مصاحبه» به کار گرفته شده است. جامعه ی آماری، 6410 نفر از مردان و زنان متاهلی بوده اند که در طول سال 1385 به دادگاه خانواده ی شهر کرمانشاه مراجعه کرده و دادخواست طلاق داده بودند. با استفاده از شیوه ی نمونه گیری تصادفی سیستماتیک، حجم نمونه ی برابر با 364 نفر از زوجین (سهم مردان و زنان به طور مساوی 182نفر) به عنوان پاسخگویان تحقیق انتخاب گردیدند. متغیر وابسته ی تحقیق، میزان گرایش به طلاق بوده که سعی شد اثرات برخی از متغیرهای مستقل(نظیر دخالت دیگران در زندگی زوجین، میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر و میزان تصور مثبت از پیامدهای طلاق) بر آن مورد سنجش قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که نیمی از پاسخگویان گرایش متوسطی به طلاق داشته اند در حالی که نزدیک به 9 درصد از آنها دارای گرایش قوی به طلاق بوده اند. تحلیل رگرسیونی داده ها حاکی از آن است که متغیرهای میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر(به شکل مستقیم)، میزان تصور مثبت از پیامدهای طلاق و دخالت دیگران در زندگی زوجین(به شکل مستقیم و غیرمستقیم)، و متغیرهای تفاوت سنی، تفاوت تحصیلی و تفاوت عقاید همسران (به شکل غیرمستقیم از طریق تاثیر بر میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر) بر میزان گرایش به طلاق تاثیر داشته اند که از این میان، متغیرهای دخالت دیگران در زندگی زوجین و میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر دارای بیشترین تاثیر بر میزان گرایش به طلاق بوده اند.
    کلیدواژگان: گرایش به طلاق، انتظارات همسران، تصور مثبت از پیامدهای طلاق
  • آرین قلی پور، امین بلاغی اینالو، میثم قاسمی، مهدی روحی خلیلی صفحه 141
    یکی از مسائل پیش روی زنان در سازمان های ایران، کلیشه های رسوب گذاری شده از دوران گذشته است. بسیاری از این کلیشه های منفی نسبت به زنان را مردان ساخته اند و شاید از اثرات آن کلیشه-سازی هاست که کارایی و اثربخشی زنان در سازمان ها نسبت به مردان پایین بنظر می آید. در این تحقیق تلاش می شود کلیشه های متداول در رابطه با تعهد سازمانی، عجین شدن با شغل و رفتار شهروندی سازمانی در نهادهای آموزشی (آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) بررسی شود. یافته های تحقیق که از یک نمونه819 نفره می باشد، نشان می دهد که تعهد سازمانی زنان نسبت به مردان در نهادهای آموزشی تفاوت معنی داری ندارد، عجین شدن با شغل زنان نسبت به مردان بیشتر و رفتار شهروندی سازمانی زنان نسبت به مردان بیشتر می باشد. علاوه بر این یافته های تحقیق نشان می دهد که تعهد سازمانی با عجین شدن با شغل و رفتار شهروندی سازمانی رابطه علی معنی داری دارد.
    کلیدواژگان: کلیشه، تعهد سازمانی، عجین شدن با شغل، رفتار شهروندی سازمانی، زنان
  • شراره مهدی زاده، ناهید صالحی صفحه 169
    این مقاله بر این فرض شکل گرفته است که اشتغال زنان و نیز قدرت مالی و نگرش های جنسیتی آنان، ضرورت های کارکردی جدیدی را در تقسیم نقش های خانگی ایجاب نموده است و اثراتی بر روابط زوجین باقی گذاشته است که نظام سنتی حاکم بر روابط زوجین را به چالش می کشد. هدف از انجام این تحقیق، شناخت تاثیر وضعیت اشتغال زنان (زنان بهورز)، قدرت مالی و نگرش های جنسیتی؛ بر روابط زوجین در ابعاد قدرت تصمیم گیری و تقسیم کار خانگی در خانواده های روستایی استان تهران است. سنجه روابط زوجین از دو بعد میزان قدرت تصمیم گیری زنان در امور اساسی خانواده و میزان مشارکت همسران شان با آنان در انجام کارهای مربوط به خانه ساخته شد. این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه و با انتخاب نمونه ای بالغ بر400 نفر از زنان بهورز و خانه دار ساکن در روستاهای اطراف استان تهران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انجام شد. برای تحلیل اطلاعات از مقایسه درصدها و میانگین ها، ضرایب همبستگی r پیرسون و eta، آزمون t استیودنت و تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که زنان بهورز که شغلی متفاوت از مشاغل سنتی داشته و در تعامل با محیط و افراد خارج از روستا هستند؛ و همچنین زنانی که تمکن مالی دارند، بیشتر بر پایه تقسیم کار مشارکتی در خانواده عمل می کنند و سهم بیشتری در اتخاذ تصمیمات مربوط به خانواده دارند.
    کلیدواژگان: اشتغال زنان، تقسیم کار جنسیتی، نگرش های جنسیتی، خانواده روستایی
|
  • The Effect of Gender on Discourse
    Susan Bastani, Mojgan Dastoury Page 5
    One of the discussions about knowledge and interpretation of religious texts is the effect of hidden factors on understanding and thought. These factors include an individual's subsistence level such as ethos and mentality – translator’s or interpreter’s age, gender, intelligence, as well as his/her native and ethnic culture.This study aims to investigate the effect of gender on discourses of two contemporary translations of certain Quranic verses. The translations of two contemporary translators, ‘Tahereh Saffarzadeh’ and ‘Mohammad Mahdi Foladvand’, are therefore analyzed. Using discourse analysis, the research seeks to answer the question of what kind of meaning is created by a patriarchal system and what kind of changes has this system undergone over the period of time. For the purposes of this study, a patriarchal system is considered as a discourse with an ideological function that, on the one hand, consists of various sub-discourses, and on the other hand, acts as a barrier which prevents cultural, social, and even biological facts from being neutrally reflected.The analysis of the effect of gender on the two aforementioned discourses shows major contrast between two semantic systems: one reproduces the patriarchal discourse, whereas the other tries to challenge the order of patriarchal discourse and to build new meanings to reinforce the signifiers of a discourse of equality and thus reveal the prominence of human identity over gender identity. In fact, by using various techniques, each translator tries to distinguish their favorite discourse signifiers and to deconstruct and marginalize the signifiers of the other discourse.
    Keywords: Translations of Quran, Discourse Analysis, Patriarchal Discourse
  • Rahmatollah Sadigh Sarvestani, Karam Habibpour Gatabi Page 31
    Nowadays, adolescent girls live in such a more complex and challengeable world that considering their infinite desires and potential abilities as social, cultural, economical and geographical conditions change their needs and social inclinations become more diverse and dynamic. This study probes into the social, cultural, and educational needs of adolescent girls studying at junior high school and high school in different provinces. 4500 female students at junior high schools and high schools from 5 province including Tehran, Esfahan, Fars, Sistan and Balochestan, and Azarbayjane Gharbi constitute the statistical sample of this research. The results show that the most important needs at high schools are as follows: ontological security, satisfactory philosophy of life, and gender equality and equity. Girl's most important educational needs are continuing with education content and educational technology. Also, the most important social, cultural and educational needs of girl students at junior high school are similar to that of high school students. With the exception that in social and cultural needs category the satisfactory philosophy of life and ontological security are placed in a different order.
  • Hamid Reza Oreyzi, Parvin Bahadoran, Maryam Fatehizadeh Page 63
    The aim of the current research is to investigate relationship between domineering behavior of male and female teachers and rating of their performance and likeability by school managers. The sample consists of 79 school teachers and 79 school managers (including men and women). Instruments used are Wiggins(1995) Interpersonal adjective scale, Wayne & Liden (1995) teachers performance assessment, Ahvaz distortion inventory (1377) and domineering inventory by Bolino & Turnely (1999). Simple randomization is utilized for sampling method. Findings suggest domineering behavior brings acceptance for men while such behavior reduces women’s likability and acceptance. Similar results hold for performance appraisal (p<0.05). There is significant relation between interaction of teacher’s gender and domineering behavior(regression B for men is positive, for women it is negative. These findings confirm interaction of behavior and gender model. Findings are also discussed according to other theoretical models.
  • Haleh Lajevardi Page 83
    The title of this research should not delude the reader into assuming that the aim of study is to analyze and judge theories of feminism including various schools of thought. Rather this investigation has used the term "feminism" in that it is popularly utilized by Iranians to refer to issues of women's rights. It is sometimes observed that the advocates of Feminism have no knowledge of its different schools of thought and various sub- disciplines. The main aim of this essay is to outline the ideas and conducts of some Iranian women in their everyday life which are consciously or unconsciously interpreted from the feminist perspective. This critical examination highlights two types of women: resentful and critical. Resentment is taken as a category more akin to Max Scheler’s thought than to Nietzsche’s approach. Resentful women are those who want to take an impotent revenge to establish their identity negatively. Critical depicts a Socratic citizen. Those who by accepting Marcusian and Irigaraian difference, engage in knowing about themselves and act as a mature participant to change their life as well as other peoples. They foster common happiness and as a good citizen gain their rights. Cinema is the medium of research. The findings of this article are based on critical evaluation of two popular feature films, which depict either the passive surrender to the imperatives of reified situation or active participation to bring out “happiness” from the harsh realities of life, to give hope and make utopia of good life feasible.
    Keywords: Women, Cinema, Immanent Criticism, Modernism, Positive, Critical Feminism, Negative, Resentful Feminism, Culture, Middle Class, Art, Truth Content in Art
  • Mohammad Esmail Riahi, Akbar Aliverdinia, Siavosh Bahrami Kakavand Page 109
    This study aims to offer a sociological explanation of influential factors on the rate of tendency toward divorce in Kermanshah City. A combination of Homogamy theory, Exchange theory, and Network theory is used as the theoretical framework of the study. The study has been conducted via survey method and data is collected through questionnaire and interview. The statistical sample of study consists of the couples who had referred to Family Court in Kermanshah City to file for divorce during 2006. Overall, 364 people (182 men and 182 women) are chosen through systematic random sampling method. Dependent variable is the rate of tendency toward divorce. Impacts of independent variables, including interference of others in the couple's marital life; disability of satisfying the spouse's expectation, having positive imagination about divorce outcomes, on the dependant variable is measured through statistical techniques, based on SPSS. The results of the study show that almost half of the couples reported medium tendency towards divorce, whereas only 9 percent of couples had a strong tendency. Multivariate Regression Analysis reveals that tendency towards divorce is under direct influence of such variables as disability in satisfying spouse’s expectations, having positive imagination about divorce outcomes, and interference of others in couple’s marital life. Furthermore, such variable as age-related differences, educational differences, and opinion-related differences of couples have indirect effect on tendency towards divorce, through increasing disability in satisfying mate’s expectations. Interference of others in couple’s marital life has the strongest influence on tendency toward divorce.
  • Arian Gholipour, Amin Balaghi Inalu, Meisam Ghasemi, Mahdi Roohi Khalili Page 141
    One of the important problems concerning women in Iranian organizations is the stereotype attitudes towards women inherited from the past. Many of these negative attitudes have been made by men, and that’s why, women's efficiency and effectiveness in organizations seems low as compared to that of men. This study attempts to examine the popular clichés concerning women's organizational commitment, job involvement and organizational citizenship behavior in educational organizations (Ministry of Education, Ministry of Research & Technology, and Ministry of Health and Medical Education). The statistical sample consists of 819 people. The findings show that women's organizational commitment in educational organizations is not qualitatively different from that of men. Thus Women's involvement and organizational citizenship behavior is actually more than mens. Furthermore, the results show that organizational commitment has a significant causal relationship with job involvement and organizational citizenship behavior.
  • Sharareh Mehdizadeh, Nahid Salehi Page 169
    This study examines women's employment status, financial power and gender attitudes in their marital relationship from the point of decision making and household division of labor amongst rural families of Tehran province. Women's employment, financial power and gender attitudes have created new functional necessities in gender division of household roles and consequently on couple's relationship thus challenging the traditional system dominating couple's relationship. In line with this proposition, this research analyses the aforementioned variables as well as background variables on couple's relationship. The aim of this study is to examine the influence of women's employment (paramedic women), financial power and gender attitude on couple's relationship concerning decision making and household division of labor amongst rural families of Tehran Province. Few studies consider the changes in marital relationships in rural areas as a result of changes in family’s economic structure and women’s employment in new occupations. Paramedic (Behvarzi) is one of the new occupations in rural areas. The research is conducted using survey method, while the information is gathered through a questionnaire. The sample size is 400 and consists of rural women, both employed (paramedics) and housewives. Multistage cluster sampling technique is used to gather data. Findings show that marital relationships among employed women (paramedics) are different from that of housewives due to their different employment status and their interaction with outside world. The results also indicate that employed women’s financial power and their different attitudes increase their chance to receive help from their spouse. They also have a greater role in family’s decision-makings.
    Keywords: Marital Relationship, Division House Holding, Gender Roles