فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال شانزدهم شماره 2 (تابستان 1387)
  • سال شانزدهم شماره 2 (تابستان 1387)
  • تاریخ انتشار: 1387/10/30
  • تعداد عناوین: 14
|
  • مقاله پزوهشی
  • دکتر محمدباقر اولیاء، دکتر مهرداد شکیبا صفحات 3-8
    با توجه به گسترش فرهنگ تحقیق و ارایه نتایج کارهای پژوهشی در قالب مجلات علمی پژوهشی و کمبودهایی که در این زمینه احساس می شود، بر آن شدیم تا مروری بر مطالعات مرتبط با امر داوری مقالات داشته باشیم.
    شکی نیست که سرنوشت آکادمیک و نتیجه زحمات بسیاری از اعضای هیئت علمی به شکلی با نحوه داوری و قضاوت سایر همکاران گره خورده است. ضمن تاکید بر اینکه امر قضا و داوری در کلیه شئون دارای اهمیت و حساسیت خاصی است، شایسته است کلیه داوران محترم تعمق بیشتری روی موضوع قضاوت نموده و مبانی تئوریک داوری مقالات علمی را در حد امکان مورد بحث قرار دهند.
    فرآیند داوری مقالات یک مقوله حسی و ادراکی (Intuitive) نیست بلکه نیاز به آموزش و تجربه ای دارد که کسب آن همیشه آسان نیست. هیات تحریریه مجلات، نیاز به نظر دقیق و کارشناسانه داوران دارند. سئوال ما این است که این تجربه چگونه حاصل می شود و پاسخ این است که معمولا این تجارب با" سعی و خطا" به دست می آیند. که الزاما آسان تر از روش های علمی موجود هم نیست.
    با چنین دیدگاهی سعی کردیم نظرات مختلف را در این خصوص از منابع پزشکی استخراج نموده و با جمع بندی این نظرات آن را به شکل مقاله برای اعضای محترم هیات علمی دانشگاه های ایران که در امر مهم داوری مورد دعوت قرار می گیرند،منتشر سازیم. یک داور ایده ال به منظو ارتقا کیفیت مقالات باید سؤالات خوب و سازنده ای از نویسنده بپرسد و با ارایه نظرات خود از چاپ مقالات بی کیفیت و Non-Senseجلوگیری نماید. ارایه این نظرات به معنی قدرناشناسی از داورانی که تا کنون با صرف وقت بسیار، با مجلات کشورمان یا مجلات بین المللی همکاری داشته اند، نیست. ما اعتقاد داریم این یک گام و شاید گام نخست برای بهبود کیفیت داوری در کشورمان توسط ما به عنوان هیات تحریریه یا داور مجله باشد و همانند سایر مقوله های علمی و اجتماعی همواره را ه بهتر شدن و ارتقا یافتن را برای آن باز می بینیم.
  • دکتر محسن تقوی شوازی، دکتر مهدی لطیف، دکتر نصرالله بشردوست صفحات 9-14
    مقدمه
    گرافی قفسه سینه یکی از متداولترین و در دسترس ترین ابزارها جهت تشخیص بزرگی و نارسایی قلب است.
    (CTR) Cardio Thoracic Ratioیکی از پارامترهای گرافی قفسه سینه است که از آن برای تشخیص بزرگی قلب در گرافی ساده استفاده می شود. اکوکاردیوگرافی از دقیق ترین و حساس ترین روش های غیرتهاجمی جهت بررسی بیماری های قلب است ولی روشی پر هزینه بوده و تمام مراکز درمانی به آن دسترسی ندارند. این مقاله با هدف تعیین ارتباط بیماری های قلبی با وضعیتCTR جهت جلوگیری از انجام اقدامات پاراکلینیکی پر هزینه تر نظیر اکوکاردیوگرافی انجام شده است.
    روش بررسی
    این مطالعه تحلیلی– مقطعی در سال های 86-1385 روی بیماران مراجعه کننده به درمانگاه یا بستری شده در بخش های داخلی، جراحی و قلب بیمارستان های شهدای کارگر و گودرز انجام شد. نمونه مورد بررسی شامل 172بیمار (74 نفر مرد و 98 نفر زن) با رنج سنی 40 تا 77 سال بود که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. از بیماران گرافی قفسه سینه و اکوکاردیوگرافی همزمان به عمل آمد و بر اساس وضعیت CTR، یافته های به دست آمده از اکوکاردیوگرافی با استفاده از نرم افزار آماریSPSS و آزمونهای آماریChi-square test وFisher exact test وT test ارزیابی شدند.
    نتایج
    میانگین سنی، فراوانی اختلالات دریچه ای میترال، آئورت، تریکوسپید (نارسایی و تنگی)، فراوانی دیسفانکشن دیاستولیک و سیستولیک در بیماران CTR بیشتر از 50 درصد بیش از بیماران با CTRکمتر از 50 درصد است.
    هیپرتروفی بطن چپ (LVH)، افزایش ابعاد بطن چپ و بطن راست سبب افزایش CTR می شود.
    جنس، ابعاد دهلیز چپ و دهلیز راست و افیوژن پریکارد تاثیری روی CTR ندارد.
    نتیجه گیری
    (CTR) پارامتر دقیقی در گرافی قفسه سینه می باشد. CTRبیشتر از 50 درصد بیانگر پاتولوژی های عمده قلب است که در این موارد اکوکاردیوگرافی جهت بررسی بیشتر توصیه می گردد.
  • مهدیه مصلایی پوریزدی، دکتر شهریار اقتصادی، دکتر فاطمه کاسب، دکتر محمد افخمی اردکانی، فاطمه حسینی صفحات 15-23
    مقدمه
    دیابت نوع دو یکی از شایع ترین بیماری های آندوکرینی در جهان است که در نتیجه اختلال در ترشح یا عملکرد انسولین ایجاد می شود. با توجه به اینکه کنجد و فرآورده های حاصل از آن از قبیل ارده و حلوا ارده به عنوان یک غذای بومی در بین مردم یزد مصرف می شود و نیز توجه به خواص مفید روغن کنجد، به خصوص تاثیر آن بر سطح قند و پروفایل لیپیدی سرم، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مصرف روغن کنجد بر پروفایل لیپیدی و قند خون بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مرکز تحقیقاتی- درمانی دیابت یزد در سال 1386 انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه به روش نیمه تجربی بر روی 25 بیمار دیابتی نوع دو انجام شد. گروه مورد مطالعه، میانگین سنی 28/6 ±52/51 سال، طول مدت ابتلا به دیابت 03/5±08/7 سال، نمایه توده بدنی 001/3±28/27 کیلوگرم بر مترمربع و قند خون ناشتای 93/51±04/181 میلی گرم در دسی لیتر داشتند. به بیماران مقدار 30 گرم در روز روغن کنجد به مدت 42 روز داده شد. این مقدار روغن جایگزین روغن مصرفی قبلی آنها گردید. سرم ناشتای 12 الی 14 ساعته بیماران در ابتدا و در پایان مطالعه پس از جمع آوری، جهت اندازه گیری متغیرهای مطالعه که شامل قند خون ناشتا، HbA1c و لیپیدهای خون (تری گلیسرید، کلسترول تام، LDL HDL-) بودند، با استفاده از روش های آزمایشگاهی مرتبط تجزیه گردید. برای ارزیابی دریافت مواد غذایی در سه نوبت (ابتدا، وسط و پایان مطالعه) از بیماران 24 ساعت یادآمد خوراک گرفته شد. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون های آماری t زوج، آنالیز واریانس با اندازه-گیریهای تکراری (ANVA-Repeated measure) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.
    نتایج
    نتایج به دست آمده حاصل از یافته های مطالعه ما نشان داد که مصرف روغن کنجد به مدت 6 هفته باعث کاهش معنی داری در میزان قند خون ناشتا(93/51±181 به mg/dl 65/39±154) هموگلوبین گلیکوزیله (2±6/9 به 7/1±4/8 درصد)، کلسترول تام (4/31±6/226 به mg/dl 8/37±8/199) و LDL (5/34±9/123به mg/dl 5/32±5/95) در گروه مورد مطالعه گردید.
  • محمدرضا امینی پور، دکتر ابوالفضل برخورداری، دکتر محمدحسن احرام پوش، دکتر علی محمد حکیمیان صفحات 24-30
    مقدمه
    همزمان با استفاده روزافزون از سرب، مشکلات وعوارض بهداشتی و زیست محیطی متعددی از جمله عوارض سیستم اعصاب مرکزی و کم خونی افزایش یافته است. سرب در بیماریزایی وایجاد مسمومیت های شغلی نقش به سزایی دارد. این مطالعه به منظور تعیین غلظت سرب خون کارگران برحسب فاکتورهای دموگرافیک ومقایسه آن با حدود مجازانجام گرفت.
    روش بررسی
    در یک مطالعه توصیفی- مقطعی کلیه کارگران معدن سرب و روی کوشک یزد مورد بررسی قرار گرفتند. پس از خون گیری از 490 نفرکارگر، بخشی ازخون به آزمایشگاه تشخیص طبی جهت تعیین فاکتورهای خونی به روش روتین ارسال و پنج سی سی خون جهت تعیین غلظت سرب به آزمایشگاه تخصصی وزارت متبوع تحویل گردید. غلظت سرب براساس استاندارد انستیتو ملی ایمنی و بهداشت حرفه ای ((NIOSH و باروش جذب اتمی تعیین مقدار شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج تحقیق میانگین، حداقل و حداکثر سرب خون به ترتیب: mg/dl 49/9 و 116 و در 7 /45 درصد افراد بیش از حد مجاز بود. همچنین با افزایش سن و سابقه کار میزان سرب خون نیز افزایش یافته است. ولی اختلاف از نظر آماری معنی دار نمی باشد. از طرفی میزان سرب خون بر حسب محل کار متفاوت بود. به طوری که در واحدهای تغلیظ نسبت به بخش اداری و خدمات بالاتر بوده و اختلاف معنی دار می باشد (048/0p=). بر اساس استاندارد(BEI) سطح خونی سرمی، غلظت سرب خون در 7/45 درصد نمونه ها بالاتر از حد مجاز و بیشترین مقدار (μg/dl 6/54) دربین کارگران تغلیظ بود. در اکثریت قریب به اتفاق کارگرانی که سرب خون آنها از حد مجاز بالاتر بوده، میزان هموگلوبین خون آنها کمتر از 13 گرم بر دسی لیتر اندازه گیری شد که اختلاف آنها از نظر آماری معنی دار بوده است.
    نتیجه گیری
    محل کار مهمترین عامل مؤثر در افزایش و کاهش سرب خون و متعاقب آن تغییر فاکتورهای خونی می باشد. بنابراین توجه به تغییرات گلبول های قرمز و هموگلوبین کارگران در معرض، باید به طور جدی مورد توجه مسئولین بهداشت حرفه ای و طب کار صنعت در معاینات دوره ای و غربال گری قرار گیرد.
  • دکتر مطهره گلستان، دکتر صدیقه اخوان کرباسی، دکتر محمود فلاح تفتی، محمود شرف الدینی صفحات 31-35
    مقدمه
    چاقی یک مسئله مهم بهداشتی در سراسر دنیا است. چاقی، اضافه وزن و لاغری اختلال شایع تغذیه ای در کودکان و نوجوانان در کشورهای در حال توسعه می باشد. هدف از این مطالعه بررسی شیوع چاقی، اضافه وزن و لاغری در دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر یزد بود.
    روش بررسی
    در یک بررسی مقطعی 794 نفر دانش آموز دوره راهنمایی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. BMI آنها تعیین گردید و از چارت رشد NHNESIII که مورد قبول WHO می باشد استفاده شد. BMI بیش از صدک 95 به عنوان چاقی، 95-85 اضافه وزن و کمتر از 5 به عنوان لاغری در نظر گرفته شد.
  • دکتر لیدا فدایی زاده، دکتر کیوان سعیدفر، دکتر کتایون نجفی زاده، دکتر محمدرضا مسجدی صفحات 36-43
    می گردید.
    روش بررسی
    به مانند مرحله اول ISAAC، مرحله سوم این طرح در ایران توسط مرکز تحقیقات سل و بیماری های ریوی در دو شهر تهران و رشت و بر اساس روش کار بین المللی و هماهنگی کامل با مرکز جهانی ISAAC اجرا گردید. برای مطالعه حاضر داده های گروه سنی 13-14 سال شهر تهران (مرحله سوم) مورد بررسی قرار گرفت. جهت آنالیز آماری، ابتدا توصیفی از اطلاعات موجود به دست آمد و سپس میزان توافق دو پرسشنامه کتبی و ویدیویی با استفاده از تست کاپای کوهن محاسبه گردید.
    نتایج
    از مجموع 3100 نوجوان مورد مطالعه 4/52% مذکر و 6/47% مؤنث بودند که متوسط سن آنها 6/13 سال برآورد شد. اگرچه پرسش های دو پرسشنامه با هم توافق کامل نداشتند، با این حال فراوانی و ارقام به دست آمده از پرسشنامه ویدیویی نسبت به پرسش معادل آن در پرسشنامه کتبی کمتر بود. ضرایب توافق کاپا برای کلیه موارد بین 06/0 تا 21/0 متغیر محاسبه گردیدند (متوسط 12/0) که بدین ترتیب در رده خیلی ضعیف (Poor) قرار می گیرند.
    نتیجه گیری
    علاوه بر این مطالعه، توافق پایین دو پرسشنامه در اکثر مطالعات دیگر ISAAC نیز نشان داده شده است. اگرچه عواملی مانند زبان، فرهنگ، تفاوت دیدگاه، منطقه سکونت و... بر میزان توافق اثر دارند ولی به نظر می رسد بازنگری بر روی این دو پرسشنامه و رفع ایرادات موجود در روش اجرای طرح ضروری است تا بدین ترتیب دقت و اعتبار روند جمع آوری داده ها و تخمین شیوع آسم، افزایش یابد.
  • دکتر محمدباقر اولیاء، دکتر سعیده رضوانی نژاد، دکتر حسین سلیمانی صفحات 44-48
    مقدمه
    آرتریت روماتوئید (RA) شایع ترین بیماری اتوایمیون مفصلی است. استئوپوروز عارضه شناخته شده بیماری RA می باشد.
    هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین یافته های رادیوگرافیک و دانسیته استخوانی در بیماران RA می باشد.
    روش بررسی
    70 بیمار مبتلا به RA (مطابق با معیارهای ACR سال 1987(در این مطالعه مقطعی وارد شدند. دانسیته استخوانی نواحی لومبار و فمور به وسیله روش DEXA اندازه گیری شد. رادیوگرافی از هردو دست تمام بیماران انجام شد و براساس معیار نمره دهی (Score Larsen) تقسیم بندی گردید.
    نتایج
    65 بیمار زن (9/92%) و 5 بیمار مرد (1/7%) در مطالعه وارد شدند. میانگین T-Score فمور در این بیماران 06/1- و ناحیه لومبار 56/1- بود. براساس T-Score لومبار 50% بیماران در گروه C، Larsen Score (grade 4 و 5) دچار استئوپوروز و 33% بیماران دچار استئوپنی بودند. Larsen Score بالا با BMD پایین فمور(035/0P= 45/0-(Correlation coefficient= و لومبار (Correlation 36/0coefficient=- 02/0 P=) مرتبط بود.
    نتیجه گیری
    Bone Mineral Density(BMD) پایین در بیماران RA با Larsen Score بالاتر و تخریب بیشتر مفصلی همراه است.
  • دکتر سمیه جعفری ندوشن، دکتر مهرداد شکیبا، دکتر محمدحسن لطفی صفحات 49-55
    مقدمه
    دهیدراسیون موضوعی است که در دهه های اخیر ذهن بسیاری از محققین را به خود مشغول کرده است. آب مهم ترین ماده تغذیه ای است که اغلب به راحتی و رایگان در اختیار بشر است و کمبودآن اکثرا ناشی از غفلت ما در حفظ تعادل آب است. کمبود آب می تواند در دراز مدت اثرات بدی بر سیستم های حیاتی بدن بگذارد، در حالی که این مساله به سادگی قابل پیشگیری است.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی روی 230 نفر از افراد بزرگسال جامعه شهری یزد(از بین دانشجویان، پرستاران، کارمندان و کارگران) که با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شده بودند، انجام شد. وزن مخصوص ادرار در ساعات 12-10 صبح (با دو روش رفرکتومتر و Dip stick) اندازه گیری و رنگ ادرار آنها برحسب چارت 8 رنگ ادراری ثبت شد و سپس وزن مخصوص ادرار با عاملهایی نظیر رنگ ادرار، نوع مایعات مصرفی، تعداد دفعات تشنگی و دفع ادرار در روز موردتجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    در پایان تحقیق مشخص شدکه براساس تعریف،1/96% افراد مورد مطالعه درجاتی ازکم آبی دارند و حدود 7/69% آنها کاملا دهیدره (1020≤ وزن مخصوص ادرار) و8/4% از کل افراد دچار دهیدراسیون شدید هستند. میانگین وزن مخصوص ادرار (اندازه-گیری شده با روش رفرکتومتر) در جامعه مورد مطالعه 69/5±1021 بود. دانشجویان میانگین وزن مخصوص بالاتری داشتند(45/5±1023). رابطه وزن مخصوص ادرار با رنگ ادرار، تعداد دفعات تشنگی و دفع ادرار معنادار بود اما با نوع مایعات مصرفی رابطه ای نداشت.
    نتیجه گیری
    درصد بالایی از جمعیت مورد مطالعه ما دچار درجاتی از دهیدراسیون بودند که این مساله نگران کننده است. می توان به مردم توصیه کردکه نسبت به مصرف مایعات کافی بیشترحساس باشند و زمانی را برای نوشیدن اختصاص دهند، با توجه به ارتباط قوی بین وزن مخصوص و رنگ ادرار در بررسی وضعیت هیدراسیون پیشنهاد می کنیم که از رنگ ادرار به عنوان یک شاخص سهل الوصول جهت تخمین زودرس وضعیت دهیدراسیون استفاده شود. به طوریکه افراد سعی کنند ادرار خود را بی رنگ نگاه دارند.
  • دکتر حیدر نوروزی نیا، دکتر فرهاد حشمتی، دکتر علی حسنی افشار، دکتر علیرضا ماهوری، دکتر ابراهیم حسنی، دکتر فیروز امیدی صفحات 56-60
    مقدمه
    کاهش شنوایی به دنبال جراحی پدیده ای است که به ندرت گزارش می شود. میزان شیوع آن متفاوت بوده و بین 3 تا 92 درصد گزارش شده است. این ضعف شنوایی اغلب ساب کلینیکال بوده و بدون ادیومتری قابل تشخیص نیست. هدف از اجرای این طرح تعیین میزان تغییرات شنوایی در بیمارانی است که با بی حسی نخاعی تحت عمل جراحی قرار گرفته اند.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی 40 بیمار مرد کاندید عمل جراحی هرنی اینگوینال تحت بی حسی نخاعی به شیوه آسان در دسترس انتخاب شدند. قبل از عمل، سنجش شنوایی از هر دو گوش بیماران انجام شد. روز اول، پنجم، پانزدهم و دو ماه بعد از عمل نیز مجددا از بیماران سنجش شنوایی به عمل آمده و نتایج ثبت گردید.
    نتایج
    از کل بیماران، 13 نفر (5/32%) دچار کاهش شنوایی بودند. از این تعداد، 12 نفر (92%) کاهش شنوایی در فرکانس های پایین و یک نفر (8%) در فرکانس متوسط داشتتند. از این تعداد 9 بیمار (69%) در اودیومتری روز پنجم و 2 بیمار (5/15%) در اودیومتری روز پانزدهم بدون هیچ درمانی بهبودی حاصل کرده بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد که کاهش شنوایی پس از بی حسی نخاعی مشکل جدی نبوده و می تواند خود به خود بهبود یابد. به نظر می رسد سردرد و کاهش شنوایی بعد از بی حسی نخاعی با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
  • دکتر محمد رحیمیان، دکتر مهدی کریمی، دکتر محمدحسن لطفی، دکتر نادر نوری ماجلان، دکتر فروغ السادات نورانی، کتایون پرنده صفحات 61-65
    مقدمه
    دیالیز صفاقی یکی از انواع درمان جایگزینی کلیه است که در بسیاری از مبتلایان به مرحله نهایی نارسایی کلیه انجام می گیرد. دیالیز صفاقی عوارض مختلف مکانیکی و عفونی دارد که می توان به اختلالات عملکرد کاتاتر و پریتونیت اشاره کرد. این عوارض در کنار عامل زمینه ای منجر به دیالیز، هزینه اقتصادی و روانی قابل توجهی به بیمار وارد می کند. این مطالعه به منظور بررسی عوارض دیالیز صفاقی در بخش دیالیز بیمارستان شهید رهنمون یزد طی ده سال گذشته طراحی شده است.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت گذشته نگر و براساس یک مطالعه کوهورت تاریخی انجام شد. پرونده بیماران و گزارش های مکتوب واحد دیالیز صفاقی بیمارستان شهید رهنمون در 161 بیمار از سال 1997 لغایت 2006 مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات لازم استخراج و براساس تست های آماری مناسب تجزیه و تحلیل صورت گرفت.
    نتایج
    161 بیمار (102 مرد و 59 زن) با میانگین سنی 37/49 سال (دامنه2 تا 88 سال) که اکثریت آنها (6/41%) در گروه سنی 59-40 سال بودند، دراین مطالعه قرار گرفتند. در این مطالعه6/41% بیماران پریتونیت، 8/6% عفونت محل خروج کاتاتر و 3/9% عارضه محل نامناسب کاتاتر را تجربه کردند. شیوع پریتونیت در زنان بالاتر بود (002/0P=). دیابت تاثیری بر مرگ نداشت. اما فشار خون به عنوان یک فاکتور محافظتی عمل نمود.
    نتیجه گیری
    احتمال ابتلا زنان به عوارض پریتونیت و قرار گرفتن نامناسب محل کاتاتر، همچنین عفونت محل کاتاتر بیش از مردان ولی احتمال مرگ و میر در مردان به طور معنی داری بیش از زنان بوده است.
  • دکتر مهدیه مجیبیان دکتر افسرالسادات طباطبائی، دکتر محمدرضا حاجی اسماعیلی، دکتر لیلا کوچک یزدی، دکتر منصوره نصیریان، دکتر مهین افلاطونیان صفحات 66-70
    اندازه گیری ارتفاع رحم و اولتراسونوگرافی تعیین می گردد. اندازه گیری سریال ارتفاع و مقایسه آن با LMPبا دقت زیادی بیان کننده سن حاملگی است. امروزه در طی حاملگی به دفعات از سونوگرافی استفاده می شود که بیمار را متحمل هزینه بالا می کند. در حالی که می-توان در حاملگی برای ارزیابی رشد جنین و تخمین سن حاملگی از روش ارزان، قابل اعتماد و آسان اندازه گیری سریال ارتفاع رحم استفاده کرد. ما در این مطالعه بر آن شدیم که دقت اندازه گیری ارتفاع رحم و سونوگرافی را در تخمین سن حاملگی در مقایسه با LMP ارزیابی کنیم.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی در فاصله 6 ماه، بر روی 140 زن باردار، بر اساس معیارهای از پیش تعیین شده که به درمانگاه تخصصی زنان و زایمان بیمارستان دکتر مجیبیان و بیمارستان شهید صدوقی یزد مراجعه کرده بودند، انجام شد. سن حاملگی جامعه مورد بررسی بر اساس اندازه گیری ارتفاع رحم، یافته های سونوگرافی (F.L،BPD) ارزیابی و با LMP مقایسه گردید. اطلاعات جمع آوری شده را با برنامه را یانه ای SPSS و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسن مقایسه کردیم.
    نتایج
    تفاضل میانگین سن حاملگی تخمین زده شده به وسیله سه روش LMP و اندازه گیری ارتفاع رحم و سونوگرافی در نوبت اول و دوم با استفاده از آزمون Paired samples بررسی گردید که اختلاف مشاهده شده از نظر آماری معنی دار و از نظر بالینی قابل چشم پوشی بود.
  • دکتر داود شجاعی زاده، فاطمه استبصاری، دکتر کمال اعظم، دکتر عزیزالله باطنی، داود مصطفایی صفحات 71-79
    مقدمه
    دیابت یک مشکل بهداشتی مهم و پر هزینه است که تقریبا تمام گروه های سنی را در تمام کشورها تحت تاثیر قرارمی دهد. افزایش شیوع دیابت ناشی از تغییرات مستمر درسبک زندگی از قبیل رژیم غذایی نامناسب، عدم فعالیت فیزیکی و چاقی، مصرف سیگار و استرس است که اغلب با شهرنشینی، مکانیزه شدن و صنعتی شدن ارتباط دارد. دیابت یک بیماری پرهزینه هم برای مبتلایان به بیماری و هم برای سیستم مراقبت های بهداشتی درمانی است. این پژوهش به سهم خود سعی داردکه، نحوه ارتباط ریسک عوامل سبک زندگی را با بیماری دیابت نوع دو بسنجد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع مورد- شاهدی بوده که از طریق نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 140 بیمار دیابتی نوع دو به عنوان گروه مورد (case) و تعداد 140 نفر از افراد سالم همراهان سایر بیماران به عنوان گروه شاهد (Control) مورد بررسی قرارگرفتند. افراد از هر دو جنس، 64 - 30 ساله بودند. محل پژوهش بیمارستان شهید رجایی شهرستان تنکابن بود. پرسشنامه های مورد استفاده شامل: پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، تغذیه، فعالیت فیزیکی، مقابله در برابر استرس و مصرف سیگاربود. ازنرم افزارهای SPSS 11.5 و Excel جهت محاسبات آماری و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های T-Test وChi-Square استفاده شد.
    نتایج
    پس از آنالیز متغیرها با توجه به داده های جمع آوری شده مشاهده شد که ارتباط آماری معنی داری بین میزان فعالیت فیزیکی، میزان مقابله در برابر استرس، نوع تغذیه و مصرف سیگار و بیماری دیابت نوع دو وجود دارد(0001/0 (P.
    نتیجه گیری
    از نتایج مطالعه چنین برمی آیدکه بیماری دیابت نوع دو با عواملی مثل تغذیه نامناسب، مصرف شیرینی و قند، عدم مصرف میوه، سبزی، ماهی، پروتئین و همچنین عدم تحرک فیزیکی، عدم قدرت مقابله و کنترل استرس رابطه دارد.
  • گزارش مورد
  • دکتر حسین سلیمانی صالح آبادی، دکتر محمود کریمی، دکتر محمدباقر اولیاء، دکتر محمدرضا جوادپور صفحات 80-83
    بیماری بهجت یک بیماری مزمن است که سیستم های مختلف بدن را درگیر می کند. از نظر بالینی با آفت های دهان و ژنیتال، ضایعات پوستی و تظاهرات چشمی، عصبی و گوارشی بروز می کند. شیوع درگیری نورولوژیک در بهجت بین 30-3/5 درصد و شایع-ترین محل درگیری ساقه مغز و گانگلیون های قاعده مغز است. تظاهرات شایع شامل علایم پیرامیدال، فلج اعصاب مرکزی، سندرم سودوبولبار و علایم مخچه ای است. درگیری نورولوژیک به صورت ضایعه شبه تومور نادر است. در این مقاله به معرفی یک مورد بیماری بهجت همراه با ضایعه شبه تومور می پردازیم.
    بیمار آقای 33 ساله ای است که بعد از 2 سال از تشخیص بیماری بهجت و یک هفته قبل از بستری دچار تشدید آفت، عدم تعادل در راه رفتن و بی اختیاری ادرار شده بود. در MRI انجام شده ضایعه ای هیپردنس در مخچه و توده ای در بصل النخاع با اثرات فشاری گزارش شد. بیمار با تشخیص واسکولیت و ضایعه تومور مانند در زمینه بیماری بهجت تحت درمان با پالس متیل پردنیزولون و سیکلوفسفامید قرار گرفت و پس از بهبود قدرت عضلانی اندام ها و عملکرد اسفنگتری، با درمان نگهدارنده کورتیکواستروئید مرخص شد.
  • دکتر علی اکبر اکابری، دکتر پریچهر کفائی، دکتر حسین حاج حسینی صفحات 84-87
    بکرنووس یا خال بکر، ناحیه پیگمانته ای از پوست است که به طور اکتسابی غیر قرینه و پایدار ایجاد می شود. شواهدی از افزایش حساسیت به آندروژنها در ایجاد آن دیده شده است. این ضایعه اکثرا به صورت یک طرفه دیده می شود و دو طرفه بودن آن بسیار نادر است. همراهی این ضایعه با سایر آنومالی های تکاملی نیز به ندرت گزارش شده است. این گزارش مربوط به خانم 20 ساله ای است که از حدود 12 سالگی دچار ضایعه بکرنووس وسیع و دو طرفه همزمان به هیپوپلازی پستان چپ شده است.