فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 27، بهار 1387)
  • تاریخ انتشار: 1387/02/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • احمد عابدی*، دکتر مختار ملک پور، دکتر حسین مولوی، دکتر حمیدرضا عریضی و دکتر شعله امیری صفحه 1
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور مقایسه ویژگی های عصب روان شناختی کودکان خردسال با ناتوانی های یادگیری عصب روانشناختی /تحولی و عادی پیش از دبستان انجام شده است.
    روش
    این پژوهش با روش علی مقایسه ای انجام گرفته است. نمونه پژوهش 20 نفر از کودکان خردسال 6-4 سال با ناتوانی های یادگیری عصب روانشناختی /تحولی و 20 نفر کودک خردسال 6-4 سال عادی (بدون ناتوانی یادگیری عصب روانشناختی /تحولی) پیش از دبستان شهر اصفهان بودند که پس از دو مرحله نموگیری، به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و اجرایی آزمون های تشخیصی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارت از آزمون عصب روان شناختی نپسی (NEPSY)، مقیاس هوش کودکان پیش از دبستان وکسلر و فهرست وارسی نشانه های ناتوانی های یادگیری عصب روانشناختی /تحولی کودکان خردسال پیش از دبستان بود.
    یافته ها
    داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین عملکرد کودکان خردسال با ناتوانی یادگیری عصب روانشناختی /تحولی و کودکان عادی (بدون ناتوانی یادگیری عصب روانشناختی /تحولی) در جنبه های عصب روان شناختی همچون کارکردهای اجرایی/ توجه، زبان، کارکردهای حسی حرکتی، پردازش بینایی فضایی، حافظه و یادگیری تفاوت معنادار وجود دارد.
    نتیجه گیری
    کودکان خردسال مبتلا به ناتوانی یادگیری پیش از دبستان دارای نارسایی های عصب روان شناختی می باشند که باید با ابزارهای معتبر تشخیص زود هنگام داده شوند تا مداخلات مناسب زودهنگام برای بهبود آن طراحی شود.
    کلیدواژگان: ناتوانی های یادگیری عصب روان شناختی، کارکردهای اجرایی، توجه، زبان، کارکردهای حسی، حرکتی، پردازش بینایی، فضایی، حافظه و یادگیری، کودکان خردسال پیش دبستان
  • منیره رئیسی یزدی*، دکتر شعله امیری، دکتر حسین مولوی صفحه 19
    هدف
    هدف از این پژوهش بررسی تاثیر درمان شناختی- رفتاری بر عملکرد حل مسئله ریاضی دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات پایه پنجم ابتدایی شهر یزد بوده است.
    روش
    نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات پایه پنجم ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 86-1385 بودند که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای با استفاده از آزمون تشخیصی ایران کی مت دچار اختلال در ریاضیات تشخیص داده شدند و درگروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در مرحله بعدی پیش آزمون حل مسئله ریاضی(فرم الف) بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت 10 جلسه گروهی تحت درمان شناختی – رفتاری قرار گرفت و در پایان مجددا پس آزمون حل مسئله ریاضی (فرم ب) بر روی دو گروه اجرا شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از روش آماری تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان شناختی رفتاری عملکرد حل مسئله ریاضی دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات که تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفته اند (گروه آزمایش) نسبت به دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات که تحت درمان شناختی رفتاری قرار نگرفته اند (گروه کنترل) را بهبود می بخشد. همچنین بین عملکرد حل مسئله ریاضی، نمرات هوش، نمره امتحان ریاضی ترم قبل، معدل و نمره آزمون تشخیص ایران کی مت آزمودنیها رابطه معناداری وجود داشت، در حالی که بین عملکرد حل مسئله ریاضی با وضعیت اقتصادی اجتماعی آزمودنیها رابطه معنادار وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    با استفاده از درمان شناختی- رفتاری می توان عملکرد حل مسئله ریاضی دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات را بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: درمان شناختی، رفتاری، حل مسئله ریاضی، اختلال در ریاضیات
  • دکتر احمد علی پور*، مژگان آگاه هری و ناهید یوسف پور صفحه 34
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرعت خواندن خط بریل با دست چپ و دست راست با توجه به دست برتری در میان دانش آموزان نابینای شهر تبریز که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل می باشند، انجام شده است.
    روش
    در راستای هدف فوق، 27 دانش آموز دختر و پسر دبیرستانی(شامل 8 دختر و 19 پسر) با میانگین سنی19سال و 8 ماه که 14 نفر آنها راست دست و 13 نفر آنها چپ دست بودند، از میان کلیه دانش آموزان نابینای مشغول به تحصیل در دبیرستان نابینایان شهید مرادی شهر تبریز که از خط بریل استفاده می کنند، به طور تصادفی انتخاب شدند. کلیه آزمودنی ها به گویه های پرسشنامه دست برتری ادینبورگ (اولدفیلد، 1971) پاسخ دادند. همچنین کلیه آزمودنی ها به صورت انفرادی، متنی با عنوان «پوشه یک ورقی» شامل 357 کلمه که به بریل نوشته شده بود را در یکی از سه موقعیت (با هر دو دست، فقط با دست راست و فقط با دست چپ) خواندند و سرعت خواندن آنها با دستگاه زمان سنج بر اساس تعداد کل کلمات در ثانیه اندازه گیری شد.
    یافته ها
    پس از اجرای آزمونها به صورت انفرادی و استخراج زمان صرف شده برای خواندن کل متن، آزمودنی ها بر اساس بهره برتری جانبی(LQ) به دو گروه راست دست و چپ دست تقسیم شدند. برای تحلیل و بررسی داده ها ابتدا از آزمون ناپارامتری فریدمن استفاده شد و نتایج نشان داد که سرعت خواندن بریل به هنگام استفاده از هر دو دست نسبت به سایر موقعیت ها (بدون در نظر گرفتن دست برتری) به طور معناداری بیشتر بود. همچنین بر اساس نتایج آزمون Uمن ویتنی، میان سرعت خواندن بریل در افراد چپ دست و راست دست تفاوت معنادار وجود داشت، به طوری که سرعت خواندن بریل افراد چپ دست به هنگام استفاده از دست چپ بیشتر بود، ولی این تفاوتها با توجه به نتایج آزمون کروسکال والیس در دو جنس معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    سرعت خواندن بریل به هنگام استفاده از هر دو دست، بدون در نظر گرفتن دست برتری بیشتر است. همچنین سرعت خواندن بریل در آزمودنی های چپ دست، با دست چپ بیشتر از سرعت خواندن بریل در سایر موقعیت ها است.
    کلیدواژگان: بریل، دست برتری، سرعت خواندن، نابینایان
  • زرین سادات لاریجانی*، نرگس رازقی صفحه 43
    هدف
    کودکان کم توان ذهنی به لحاظ فکری، جسمی، عاطفی و رفتاری با همسالان خود متفاوت هستند و بر همین اساس برای شکوفایی استعدادهای نهانی شان به کمک ویژه و شیوه های آموزشی خاص نیاز دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شیوه های آموزش نمایشی (وانمود سازی تخیلی و نمایش عروسکی) بر رشد اجتماعی کودکان کم توان هوشی آموزش پذیر می باشد.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن نیمه تجربی و با شمای طرح سه گروهی با پیش آزمون- پس آزمون است. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموزان کم توان هوشی آموزش پذیر 11- 9 ساله مدارس استثنایی شهر تهران است. نمونه مورد پژوهش متشکل از 36 دانش آموز کم توان هوشی آموزش پذیر 11-9 ساله است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در سه گروه 12 نفری شامل 2 گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جایابی شدند. بدین ترتیب تاثیرات آموزش با شیوه های نمایشی که شامل نمایش وانمود سازی تخیلی و نمایش عروسکی است بر روی رشد اجتماعی کودکان کم توان هوشی آموزش پذیر مورد بررسی قرار می گیرد. تعامل مربی- کودک در این شیوه، تعاملی جذاب و پویا می باشد، ضمن آنکه فراهم کردن فضای گرم و صمیمی که کودک آزادانه بتواند بدون ارزیابی و قضاوت ابراز وجود کند، موجب افزایش توان رفتاری کودک می گردد. در این تحقیق جهت سنجش بهره هوشی از آزمون ریون سیاه و سفید کودکان و برای اندازه گیری میزان رشد مهارت های اجتماعی از مقیاس رشد اجتماعی واینلند استفاده شده است.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد شیوه های آموزش نمایشی در سطح اطمینان 99 % موجب افزایش رشد اجتماعی کودکان کم توان هوشی آموزش پذیر 9 تا 11 ساله می شود و از طرف دیگر با توجه به میانگین های محاسبه شده مشخص می گردد که شیوه آموزش وانمودسازی تخیلی در مقایسه با شیوه آموزش نمایش عروسکی موثرتر است.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیرات مثبت شیوه های آموزش نمایشی در افزایش رشد اجتماعی کودکان کم توان هوشی آموزش پذیر، در نظر گرفتن واحد خاصی تحت این عنوان در برنامه آموزشی ویژه این کودکان جهت آموزش مهارت های اجتماعی مفید می باشد.
    کلیدواژگان: کودکان کم توان هوشی آموزش پذیر، رشد اجتماعی، روش آموزش نمایشی، نمایش عروسکی، روش وانمود سازی تخیلی
  • دکتر فرزانه میکائیلی * صفحه 53
    هدف
    هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت بهزیستی روانشناختی مادران کودکان کم توان ذهنی ومقایسه آن با مادران کودکان عادی و بررسی نقش سبک های مقابله به عنوان یک متغیر میانجی در تعیین بهزیستی روانشناختی بود.
    روش
    برای دستیابی به این مهم 75 نفر مادر کودک کم توان ذهنی که بعنوان آموزش پذیر و تربیت پذیر شناسایی شده و در مدارس ابتدایی استثنایی شهر ارومیه در سال تحصیلی 86-85 مشغول به تحصیل بودند انتخاب شدند. جهت مقایسه 75 نفر مادر کودک عادی که از نظر سن و جنس فرزندان، تحصیلات و طبقه اقتصادی- اجتماعی با گروه نخست همتا شده بودند انتخاب گردیدند. پس از توجیه، آزمون های بهزیستی روانشناختی ریف و سبک های مقابله اندلر و پارکراجراشد. آزمون های آماری تحلیل رگرسیون گام به گام، t گروه های مستقل و آزمون مجذور خی برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده شدند.
    یافته ها
    t بدست آمده از مقایسه وضعیت بهزیستی روانشناختی دو گروه برابر34/5 بود که در سطح 01/0 معنادار و میانگین مادران عادی(96/356) بالاتر از مادران کودکان کم توان ذهنی(60/333) بود. آزمون مجذور خی متغیر سبک های مقابله دو گروه مادران برابر46/44 بدست آمد که نشان داد تفاوت فراوانی مشاهده شده بین سبک های مقابله ای مورد استفاده معنادار است و هر دو گروه عمدتا از سبک مقابله مسئله محور استفاده می کنند. نتایج تحلیل واریانس و مشخصه های آماری رگرسیون بین میانگین بهزیستی روانشناختی و متغیرهای پیش بین وضعیت مادران حاکی از این بود که F مشاهده شده (91/14) فقط برای وضعیت مادران معنادار است و این متغیر قادر است چهل درصد از تغییرات واریانس مربوط به بهزیستی روانشناختی را تبیین کند و سبک مقابله نمی تواند به صورت معنادار متغیر فوق را پیش بینی کند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از پایین بودن وضعیت بهزیستی روان شناختی مادران کودکان کم توان ذهنی است که می توان نتیجه گرفت احتمالا وجود کودک کم توان ذهنی به عنوان عامل آسیب زننده به این متغیر می تواند عمل کند و سبک های مقابله که متغیری شخصیتی به شمار می رود متغیر تعیین کننده ای در تعیین بهزیستی روان شناختی مادران هیچ یک از گروه ها به شمار نمی رود.
    کلیدواژگان: بهزیستی روان شناختی، سبک های مقابله ای، مادران کودکان کم توان ذهنی، مادران کودکان عادی
  • دکتر میرمحمود میرنسب*، دکتر محمود منصور، دکتر غلامعلی افروز، دکتر باقر غباری بناب، دکتر احمد به پژوه صفحه 69
    هدف
    پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی درمانگری رفتاری و شناختی- رفتاری بر کاهش نشانه های بالینی اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی کودکان در طول زمان و در خلال موقعیتهای اصلی تظاهر نشانه ها انجام گرفت.
    روش
    در فرایند روش شناختی، تعداد هشت آزمودنی از دو موقعیت آموزش ویژه انتخاب شدند. با استفاده از طرح تک آزمودنی با آزمودنیهای مختلف، نخست داده های حاصل از مشاهده رفتاری مکرر هر آزمودنی در مرحله خط پایه گردآوری شد. سپس در مرحله درمانگری تعداد چهارآزمودنی تحت درمانگری رفتاری و چهار آزمودنی دیگر در معرض درمانگری شناختی- رفتاری قرار گرفتند. رفتار آزمودنیها بعد از مداخله درمانگری در جلسات مرحله پیگیری نیز مورد مشاهده دقیق قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل نقاط داده ها در مراحل آزمایشی، کاهش نشانه های رفتار تکلیف گریز اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی را در سه آزمودنی درمانگری رفتاری و چهار آزمودنی درمانگری شناختی- رفتاری در مرحله مداخله درمانگری نسبت به خط پایه نشان داد، اما تداوم اثربخشی در طول زمان مرحله پیگیری ملاحظه نشد.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه، الزامهایی را برای بررسی اثربخشی دراز مدت درمانگریهای رفتاری و شناختی - رفتاری بر کاهش نشانه های بالینی اصلی اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی و تعمیم آنها از موقعیت مدرسه محور به موقعیت خانه دارد.
    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی، درمانگری رفتاری، درمانگری شناختی، رفتاری
  • فاطمه هداوندخانی*، دکتر هادی بهرامی، فاطمه بهنیا، مژگان فرهبد و دکتر مسعود صالحی صفحه 85
    هدف
    هدف از این پژوهش بررسی الگوی گرفتن قلم در دانش آموزان کم توان ذهنی و رابطه آن با برخی عوامل مهم است.
    روش
    دراین پژوهش که از نوع مطالعات همبستگی است 157 دانش آموز در پایه های اول تا پنجم مدارس استثنایی دخترانه و پسرانه شهرری در سال تحصیلی 85-1384 مورد بررسی قرار گرفته و پس از کنارگذاشتن دانش آموزانی که متغیرهای کنترل (مشکلات آناتومیکی، نورولوژیکی، ارتوپدی، عیوب بینایی که با عینک قابل اصلاح نباشند، عیوب شنوایی که با سمعک قابل اصلاح نباشند، رشدی و رفتاری) در آنان مشاهده شده بود، 126 کم توان ذهنی آموزش پذیر (53 دختر و 73 پسر) در دامنه سنی 9 تا 19 سال در تحقیق شرکت کردند و چک لیست دست نویسی محقق ساخته برای آنان اجرا شد.
    یافته ها
    آزمون همبستگی نشان داد که الگوی گرفتن قلم با دست نویسی (381/0 =r و0001/0>p) رابطه مثبت معنی دار دارد. رابطه معنی داری بین الگوی گرفتن قلم و سرعت دست نویسی این دانش آموزان وجود ندارد. الگوی گرفتن قلم بین دانش آموزان راست دست و چپ دست، بین دختران و پسران، بین دانش آموزان دارای نشانگان داون و بدون این نشانگان، تفاوت معنا دار ندارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به وجود رابطه بین دست نویسی و الگوی گرفتن قلم، احتمالا یکی از راه های بهبود دست نویسی دانش آموزان کم توان ذهنی تسهیل الگوی گرفتن قلم صحیح است.
    کلیدواژگان: الگوی گرفتن قلم، دست نویسی، دانش آموز کم توان ذهنی
  • دکتر محمدمهدی اسلامیه* صفحه 98
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان شیوع اختلالات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران انجام شده است.
    روش
    این پژوهش از نوع همه گیرشناسی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی مدارس دولتی شهر تهران در سال 1385 است. حجم نمونه 1420 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI- 4) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، آمار توصیفی و استنباطی (آزمون دو نسبت مستقل) به کار بسته شد.
    یافته ها
    نتایج این پژوهش نشان داد که: 1. بیشتر دانش آموزان دوره ابتدایی (9/68 درصد) فاقد اختلالات رفتاری و 1/31 درصد از آنان دارای اختلالات رفتاری هستند. 2. میزان ترس مرضی دانش آموزان دختر به طور معناداری بیشتر از دانش آموزان پسر است. 3. میزان اختلال تیک صوتی و تیک حرکتی دانش آموزان پسر به طور معناداری بیشتر از دانش آموزان دختر است. 4. میزان اختلال اضطرابی دانش آموزان دختر به طور معنادار بیشتر از دانش آموزان پسر است.5- میزان اختلال نافرمانی (بی اعتنایی مقابله ای) در دانش آموزان پسر بطور معنادار بیشتر از دانش آموزان دختر است.
    نتیجه گیری
    از یافته های به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد یک سوم از دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران دارای اختلالات رفتاری هستند.
    کلیدواژگان: اختلالات رفتاری، دوره ابتدایی
|
  • Ahmad Abedi*, Moukhtar Malekpour, Hossein Moulavi, Hamidreza Oraizi, Sholeh Amiri Page 1
    Objective
    This ex-post facto research compares neuropsychological aspects of preschoolers with and without neuropsychological/developmental learning disabilities.
    Method
    20 preschoolers with and without neuropsychological/developmental learning disabilities aging 4 to 6 were recruited utilizing a multiple stage randomized cluster sampling. The instruments included NEPSY, Wechsler Preschool and Primary Scale of Intelligence (WPPSI), and a checklist consisting of neuropsychological /developmental learning disabilities for preschoolers.
    Results
    The results showed a significant difference between the neuropsychological aspects of children in the two groups. Accordingly, we can suggest that preschoolers with learning disabilities had serious problems with their neuropsychological functions.
    Conclusion
    This study stresses on assessment of neuropsychological and executive functions in preschool children showing learning difficulties.
    Keywords: Neuropsychological learning disabilities, executive functions, preschoolers, assessment
  • Monireh Raiesyazdi*, Shole Amiri, Hossein Molavi Page 19
    Objective
    The purpose of this research was to explore the effectiveness of cognitive behavioral therapy on mathematics problem solving performance in fifth grade elementary school female students with mathematics disorder in Yazd.
    Method
    355 grade elementary female students with mathematics disorder were recruited, and evaluated utilizing Key math test and assigned to two groups as experimental and control groups. The problem solving test was administered as the pretest, posttest and follow up. The experimental group received ten cognitive behavioral therapy sessions, and the control group did not receive any intervention.
    Results
    The results of analysis of covariance showed that there was a significant difference among mean scores of math problem solving performance in the two groups. Also the results of analysis of correlation displayed a significant correlation among problem-solving performance and IQ scores, average, math exam scores and Key-math score; solving performance and socio-economic status of subjects.
    Conclusion
    Accordingly, we can suggest that cognitive behavioral therapy can be applied as an effective therapeutic intervention for students with mathematics disorders.
    Keywords: Mathematics disorder, cognitive behavioral therapy, problem, solving
  • Ahmad Alipour*, Mojgan Agahheris, Nahid Yoosef Poor Page 34
    Objective
    This research investigating speed of hands for Braille reading among blind secondary high school students regarding their handedness.
    Method
    From 160 secondary high school students in Shahid Morady school, who use Braille, 27 blind participants (8 girls, 19 boys) (mean of age = 19. 8) were randomly selected. All participants completed Edinburgh Handedness Inventory (Oldfield, 1971) for Laterality Quotient (LQ). The participants were divided into 2 groups as 14 for the right handed, and 13 for the left handed. Then each participant used his hands for reading a text titled «One Paged Folder» including 357 words in 3 situations (with both hands, just with right hand, and just with left hand). Reading speed was calculated by a chronometer in each occasion according to all of the text words per second.
    Results
    Utilizing Friedman test revealed that using both hands needed the least time. But comparing the speed of reading between two groups by Mann-Whitney U detected significant differences, so that left handed participants had the most speed when using just left hand for Braille reading. There was no significant difference according to Kruskal-Wallis test results between two genders in interaction with laterality and reading speed.
    Conclusion
    Reading Braille by both hands has the most speed. And, left handed blinds have the most speed in reading Braille by using just left hand in comparison with right handed individuals.
    Keywords: Blinds, Braille, handedness, reading speed
  • Zarinsadat Larijani*, Narges Razeghi Page 43
    Method
    The sample includes 36 educable students with intellectual disability, ranging from 9 to 11 years of age, were selected by simple random sampling in 3 groups, each consisted of 12 students, as 2 for experimental, and 1 for control groups. Raven Black & White Test for Children and Vineland Social Development Scale were respectively utilized to measure intelligence and social development.
    Results
    Findings showed that dramatic educational techniques could improve social development. Accordingly, making-believe trainings were more effective than doll-playing.
    Conclusion
    The findings stress that some art therapy techniques could be used to facilitate and improve social development in students with intellectual disabilities.
    Keywords: Art therapy, Social development, intellectual disabilities
  • Farzaneh Michaeli Manee* Page 53
    Objective
    This study compares psychological well-being in mothers of elementary students with and without intellectual disabilities. This study also attempts to examine discriminatory power of mothers coping styles with stress in predicting psychological well-being.
    Method
    For this study, 75 subjects were selected for each group from Uromia special and regular education schools. Ryff psychological well-being scale (PWS) and Endler-Parker coping styles were administered. Stepwise regression, independent group t-test and ANOVA statistical methods were used for data analysis.
    Results
    Independent group t-test showed significant differences between psychological well-being means groups (p<0/01). Normal child mothers had higher mean (m = 356/96). Mothers of both groups applied problem centered coping styles (task-oriented). Regression analysis displayed that only mothers status, and not their coping styles, could predict psychological well-being.
    Conclusions
    The results suggest that child intellectual disabilities can lead to some considerable psychological wellbeing problems for these mothers.
    Keywords: Psychological well, being, coping style, intellectual disabilities
  • Mirmahmoud Mirnasab*, Mahmoud Mansour, Gholamali Afrooz, Bagher Ghobari Bonab, Ahmad Behpajhooh Page 69
    Objective
    The present study was conducted to examine the effectiveness of behavior therapy (BT) and cognitive-behavior therapy (CBT) on amelioration of attention deficit hyperactivity disorder (ADHD). The effectiveness was studied during the time and within the basic settings in which the core symptoms are manifested.
    Method
    8 subjects from two special education settings were selected. Multiple baseline design across subjects was utilized. Baseline data were collected through frequent observation of behaviors for each subject. In intervention phase, 4 subjects assigned to BT, and 4 others to CBT programs. Behaviors of subjects were also observed in follow-up phase.
    Results
    The Results obtained from analysis of data points in experimental phases indicated a significant amelioration in symptoms of off-task behaviors. The effects were observed for 3 subjects of BT and 4 subjects of CBT in intervention phase. However, maintenance of effects was not observed in follow-up phase.
    Conclusion
    The findings have implications to study long-term effectiveness of BT and CBT in treatment for the ADHD core clinical symptoms, and generalization of data from school-based setting to home environment.
    Keywords: ADHD, behavior therapy, cognitive behavior therapy
  • Fatemeh Hadavandkhani*, Hadi Bahrami, Fatemeh Behnia, Mojgan Farahbod, Masood Salehi Page 85
    Objective
    This survey research investigates the relationship between pencil grip and some important factors in students with mental retardation.
    Method
    126 students with mental retardation (53 girls and 73 boys), ranging from 9 to 19 educating in grades 1st to 5th in two exceptional children schools in Shahr-e Rey, were assessed. Those students having anatomical, neurological, orthopedic, behavioral, severe vision and hearing difficulties were already excluded. A handwriting checklist developed by the researchers was administered.
    Results
    Correlation coefficient showed that there exists a significant positive relationship between pencil grip and handwriting (r = 0/381, p < 0/0001). No meaningful relationship was observed between pencil grip and handwriting speed. Also, no meaningful difference was found between right- or left-handed students, between males and female students, between students with and without Down s syndrome.
    Conclusion
    This study stresses on the corrective treatments for pencil grip that may help better handwriting.
    Keywords: Pencil grip, handwriting, mental retardation
  • Mohammad Mehdi Eslamieh* Page 98
    Objective
    The purpose of this study is investigating prevalence extent of behavioral disorders among students.
    Method
    Target population in this study is all primary school students in Tehran day-time public schools. Sample size, which was based on the scientific principle and formula for determining the size of sample, is 1420 students, who were selected through cluster sampling method. In order to collect data, a children Illness symptom questionnaire (CSI-4) was used. To analyze data, both descriptive as well as inference statistics were used.
    Results
    Research findings have shown that:1) Most primary school students (68.9%) have no behavioral disorders, and 31.1% suffer from the illness. 2) The extent of diseased fearness and irresolute actions is significantly higher in girl students, compared with boy ones. 3) The extent of boy student's voice tic and motion tic is significantly higher than girl students.4) The extent of anxiety disorder in girls is significantly higher than boys. 5) The extent of defiant disorder is sighficaly higher in boys than girls.
    Conclusion
    As a result can be said one third of students in primary schools have at least one behavioral disorder.
    Keywords: behavioral disorders, Tehran municipality, primary school level