فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 34، تابستان 1386)
  • تاریخ انتشار: 1386/06/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صفحه 2
    چند سالی است از پیام رهبری در خصوص جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم می گذرد. در طول این مدت، تلاشهای مختلفی شکل گرفته و همایشها، جلسات و نشستهای کارشناسی مختلفی برگزار شده است. بدون تردید، نمی توان توقع داشت در کوتاه مدت اهداف بنیادی چنین نهضتی حاصل شود. این امر نیازمند حصول برنامه ریزی و زمینه سازی بحث و گفتگوی علمی بیشتری است.
    چنین فرایندی خود یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی ایران و محصول انقلاب فرهنگی است. سیطره دانش سکولار و انسان محور غرب بر جهان سبب شد در جهان اسلام نیز برخی دچار خودباختگی شده و در دام دانش سکولار غرب بیفتند. چنین دانشی در تمامی زمینه ها، به ویژه در زمینه علوم انسانی مسلط شد و ذهنیت انسان غربی را بر شرق تحمیل کرد. اساس دانش غربی را باید در طغیان انسان مدرن و خود شیفتگی وی دانست. انسان محوری دنیای مدرن سبب شد تا دانش وی نیز از عالم قدسی و حکمت الهی جدا افتاده و انسان خودشیفته دچار طغیان علمی شود و چنین بپندارد که قادر است بی مدد وی به کنه عالم هستی راه یافته و جهان را در سیطره دانش محدود خود درآورد. اما زهی خیال باطل که به تعبیر قرآن کریم: «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا». سرانجام چنین افراطی در تجربه گرایی و عقلانیت خودبنیاد غرب مدرن، ظهور جریانهای نسبی گرا و نقاد در درون خود غرب بود که این نیز خود واکنشی به بحرانهای مختلف معنوی و معنایی غرب بود.
    انقلاب اسلامی ایران در راستای احیای اندیشه اسلامی در تاریخ معاصر، تلاشی برای سیطره زدایی از دانش مدرن غربی بوده است. متاسفانه به رغم گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و یک سده احیای تفکر دینی در جهان اسلام، هنوز ما در زمینه اسلامی سازی علوم انسانی نیازمند اقدامات جدی تر و بیشتری هستیم. برگزاری کرسی های نقد و نظریه پردازی در کشور، ساز و کاری برای این امر بوده است.
    فرایند اسلامی سازی از 8 سال گذشته آغاز شده و هم اکنون نیز دبیرخانه آن، در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها مشغول فعالیت است. هر چند سازمان مذکور، مسئولیت برنامه ریزی و طراحی فرایند اسلامی سازی دانشگاه را در کشور به عهده دارد، اما بدون تردید مسئولیت اجرا و پیگیری این امر به عهده محققان، صاحب نظران و جامعه علمی کشور است که با تلاش متعهدانه خویش چنین آرمانی را به سرانجام برسانند.
  • یوسف خان محمدی صفحه 4
    زندگی بشر در عصر حاضر، بیش از هر دوره دیگری، با پدیده فرهنگ نسبت دارد. جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیمای فرهنگی بیشتری پیدا کرده و همین مسئله، ضرورت تحقیق در امر فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی را برای پژوهشگران ایرانی دو چندان کرده است. واگذاری سیاستگذاری فرهنگی به دولت یا نهادهای خارج از دولت، از مسائلی است که اندیشمندان در باب آن اجماع نظر ندارند؛ برخی به دخالت حداقلی دولت در فرهنگ معتقدند و برخی نیز به دخالت حداکثری. مقاله در صدد بررسی دیدگاه امام خمینی(ره)درباره دخالت دولت اسلامی در سیاستگذاری فرهنگی است.از آنجا که در منظومه فکری امام خمینی(ره) دولت علاوه بر تامین کالا و خدمات عمومی، نقش هدایتگرانه نیز دارد، باید به سیاستگذاری فرهنگی بپردازد. از این رو در این مقاله، دولت و سیاستگذاری فرهنگی از منظر امام خمینی(ره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نسبت مؤلفه هایی همچون: خودباوری، قانونگرایی، نقش مردم، حدود دخالت دولت، کرامت انسانی و مبانی اسلام با سیاستگذاری فرهنگی از زاویه نگاه امام خمینی (ره) مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: دولت، سیاستگذاری، سیاستگذاری فرهنگی، امام خمینی، سیاست
  • حبیب محمدنژاد چاوشی صفحه 39
    فرهنگ، کلیتی پیچیده از اندیشه و عمل است که همه اعتقادها، باورها، آرمانها، ارزشها، فنون و آداب و رسوم جامعه را در بر می گیرد، کیفیت زندگی را نمایان می سازد و شخصیت جامعه انسانی به شمار می رود. به طور خلاصه مدیریت فرهنگ فرایندی است شامل شناخت و استفاده بهینه از فرهنگ موجود، تغییر یا تضعیف باورها و هنجارهای ناخواسته، تقویت باورها، ارزشها و هنجارهای خواسته و تثبیت فرهنگ مطلوب. فرهنگ را می توان به دو نوع مطلوب و موجود تقسیم کرد. فرهنگ مطلوب به فرهنگی گفته می شود که مشتمل بر ادراکات، انتظارات، باورها، آرمانها و رفتارها در خصوص آنچه باید باشد است، به عبارت روشن تر؛ فرهنگی است که الگوهای رفتاری آشکار و رسما تایید شده را در بر می گیرد، اما فرهنگ موجود به عملکردها و رفتارهای موجود در جامعه و آنچه عملا بر جامعه حاکم است، اشاره می کند. الگوهای تبیین فرهنگ متعددند و مدیران فرهنگی باید بر اساس یکی از آنها و در چارچوب همان الگو، راهبرد مناسبی را از بین راهبردهای فرهنگی تغییر، انتقال و فراگیری، تثبیت، تقویت، حفظ، توسعه و تکامل طبیعی، پرورش و ایجاد فرهنگ انتخاب کنند. این سیاستها و راهبردها نیز به نوبه خود با یک یا چند روش از روش های اجرایی که عبارتند از: آموزش، تغییر افراد کلیدی، داستان، الگوسازی، تشویق و تنبیه و قوانین و مقررات اعمال می شوند.
    کلیدواژگان: فرهنگ، مدیریت فرهنگی، الگوهای شناخت فرهنگ، راهبردهای فرهنگی، فرهنگ موجود، فرهنگ مطلوب
  • احمد ودادی، اعظم دشتی صفحه 64
    امروزه بحث فرهنگ به علت اهمیت و تاثیر آن بر سیستمهای مختلف، یکی از مباحث داغ و به روز در محافل علمی و مدیریت کلان است که به تبع آن، مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی را در سطح مدیریت عالی کشور مطرح کرده و سؤالات زیادی را در این خصوص پیش آورده است.در مقاله حاضر سعی شده است ضمن ارائه تعریفی از مهندسی فرهنگ به عنوان پیش نیاز مهندسی فرهنگی، به این سؤال پاسخ داده شود که آیا مهندسی فرهنگ امکان پذیر است؟ منظور از مهندسی فرهنگ چیست و الزامات آن کدام است؟
    کلیدواژگان: فرهنگ، نگرش سیستمی، پویایی های سیستم، تغییر فرهنگ، مهندسی فرهنگ
  • غلامحسین مهدوی نزاد صفحه 81
    خود باختگی یک مشکل روانی است که مانع بروز استعدادها و دستیابی به مقاصد عالی می شود. همه اقشار جامعه ممکن است به خودباختگی دچار شوند؛ جامعه دانشگاهی نیز از این آسیب، مستثنا نیست و حتی با توجه به جایگاه و نقش این قشر، مشکلات بیشتری نیز متوجه جامعه می شود.این ناهنجاری ریشه در خود کم بینی، سلطه پذیری و غفلت از ارزشها و عواملی از این دست دارد؛ دین مبین اسلام با تبیین جایگاه واقعی انسان، ایجاد ارتباط با مبدا هستی، اعتقاد به توحید در مقام عبادت و استعانت، توصیه به تقوا و پاسداری از ارزشها، زمینه زدودن این آسیب و تقویت روحیه خود باوری را به ویژه در مجامع علمی و دانشگاهی - که از امکانات بیشتری برای دقت و مطالعه در این تعالیم برخوردارند - فراهم کرده است.
    کلیدواژگان: خود باختگی، خودباوری، عزتهای دروغین، ایمان، عبادت، تقوا، غربزدگی
  • منصور میراحمدی صفحه 100
    موضوع اصلی مقاله، نسبت سنجی معارف وحیانی و علوم انسانی در جامعه دینی است. مقاله با به کار گیری الگوی روشی "فهم اجتهادی" تلاش می کند ایده "نیازمندی دو سویه جامعه دینی به معارف وحیانی و علوم انسانی و ضرورت تعامل این دو در تنظیم مناسبات زندگی جمعی" را استدلال کند. از دیدگاه مقاله حاضر، نیازمندی علوم انسانی به معارف وحیانی در ارزشگذاری و جهت گیری ارزشی تدبیر عقلایی جامعه و نیازمندی معارف وحیانی به علوم انسانی در تحقق خارجی آموزه ها و معارف وحیانی با بهره گیری از قواعد و مناسبات عقلایی مکنون در علوم انسانی، تعامل مذکور را نشان می دهند.
    کلیدواژگان: معارف وحیانی، علوم انسانی، جامعه دینی، فهم اجتهادی
  • رضا علی کرمی، مهدی عاشوری صفحه 123
    آموزش نادرست علوم اسلامی می تواند همراه با آسیب و خطر باشد. این خطر برای فراگیرانی که قصد ندارند به شکل تخصصی به علوم اسلامی مشغول شوند بیشتر است. حتی اگر آموزش دقیق و کامل باشد، این پرسش باقی است که آیا این آموزش مفید خواهد بود؟ وضعیت نامطلوب برخی از پرورش یافتگان در نظام تربیتی مبتنی بر آموزش آکادمیک علوم اسلامی، باعث شده است فایده آموزش علوم اسلامی مورد تردید قرارگیرد؛ به گونه ای که برخی در گفتار و رفتار، به عدم آموزش مستقیم علوم اسلامی برای مخاطب عمومی توصیه می کنند. این مقاله با نادرست دانستن مطلق بودن این نتیجه گیری، در تلاش است با تفصیل مسئله بر حسب نوع دانش و مخاطب، هدف مطلوب و معیاری از شیوه مطلوب آموزش را بر اساس تصویر مفروض خویش از دینداری، مبانی فکری رفتارها و سطوح علم آموزی در مقام "باید" و ساختار علوم اسلامی مدون در مقام "هست" تبیین کند. مدل پیشنهادی "نظام تربیتی مبتنی بر آموزش آکادمیک" در این مقاله، دو شکل از آموزش آکادمیک را تجویز می کند:الف) آموزش علوم اسلامی در مقام "به کاربستن"، که با عنوان "آموزشهای اسلامی" یا "علوم اسلامی کاربسته" از آن یاد می شود.ب) آموزش علوم اسلامی با تاکید بر اهداف نگرشی و به شکل مرتبه دوم، که با عنوان "چشم انداز کلی از علوم اسلامی" از آن یاد می شود.
    کلیدواژگان: آموزش علوم اسلامی، تربیت دینی، دینداری آگاهانه، علم شناسی کاربسته، معرفت مرتبه دوم
  • محمد ستوده آرانی صفحه 144
    در بررسی نظریه های روابط بین الملل همواره این پرسش اساسی مطرح بوده است که یک نظریه کارامد، چه ویژگی هایی باید داشته باشد و با داشتن چه قابلیتهایی می تواند ما را به واقعیتها و فرایندهای بین المللی رهنمون سازد؟ تاکنون جدالهای فکری و مناظرات مفهومی متعددی در این زمینه صورت گرفته که هر یک بر جنبه های خاصی تاکید داشته اند. اما آنچه در نوشته حاضر بررسی می شود معطوف به آموزه های انقلاب اسلامی ایران و امکان به کارگیری آن آموزه ها در نظریه پردازی در روابط بین الملل است؛ زیرا رویکرد انقلاب اسلامی به روابط بین الملل، مبتنی بر تغییر و تحول و لحاظ کردن جنبه های کیفی و فرهنگی به همراه عناصر مادی تعاملات بین المللی است؛ لذا اگر در نظریه پردازی در روابط بین الملل در پی ارائه فهمی رسا و نزدیک به واقعیتها هستیم، باید همه رویکردها را لحاظ کنیم؛ چرا که آموزه های انقلاب اسلامی افق دیگری را نسبت به روابط بین الملل می گشایند. در این راستا، کارگزاران روابط بین الملل، تحول و دگرگونی نظام بین الملل و ایده جامعه جهانی مورد مطالعه قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: انقلاب، آموزه، نظریه، روابط بین الملل