فهرست مطالب

Hormozgan Medical Journal - Volume:12 Issue: 4, 2008
  • Volume:12 Issue: 4, 2008
  • تاریخ انتشار: 1387/10/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهران شاهی، کوروش عزیزی، نادر انصاریان صفحات 207-214
    مقدمه
    کژدم ها در کشور ما هر ساله تعداد زیادی از افراد را در مناطق مختلف کشور و از جمله استان های گرمسیر مثل استان هرمزگان مصدوم می نمایند. استان هرمزگان معمولا رتبه دوم میزان عقرب گزیدگی در کشور را دارد و هر ساله بیش از 10 مورد مرگ ناشی از عقرب گزیدگی گزارش می شود. هدف این مطالعه، شناسایی گونه های مختلف عقرب در استان در جهت کاهش مشکلات ناشی از آن می باشد.
    روش کار
    به منظور تعیین فون کژدم های مناطق دارای موارد بالای عقرب زدگی در استان هرمزگان مطالعه ی توصیفی- مقطعی طراحی و در طول سال های 86- 1385 اجرا گردید. روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی بود و کژدم ها به دو روش صید شبانه و بررسی پناهگاه های روزانه صید گردیدند.
    نتایج
    در مجموع 818 نمونه کژدم از شش شهرستان بندرعباس، پارسیان، میناب، حاجی آباد، خمیر و بستک صید شد که از این تعداد 440 نمونه (8 /53%) ماده و 378 نمونه (2 /46%) نر بودند. مجموعه ای متشکل از 10 گونه کژدم از سه خانواده Scorpionidae، Buthidae و Liocheliade به عنوان فون کژدم های استان شناسایی گردید که گونه Odontobuthus doriae (Buthidae) با 8 /28% (236 نمونه) گونه غالب استان بود. شهرستان پارسیان با 281 نمونه (3 /34%) بیشترین وفور را داشت. یافته ها نشان داد که گونه Hemiscorpius lepturus (Liochelidae) (گادیم) خطرناک ترین کژدم کشور و عامل اصلی مرگ و میر ناشی از عقرب زدگی در استان است. این گونه با 177 نمونه (6 /21%) سومین گونه غالب استان بود.
    نتیجه گیری
    وفور دو کژدم خطرناک گادیم و عقرب سیاه در محدوده شهرها و روستاهای دارای موارد بالای عقرب زدگی در استان هرمزگان و نیز در داخل اماکن انسانی در این مناطق بالا می باشد. در این مطالعه گونه Scorpio maurus (Scorpionidae) برای اولین بار از استان هرمزگان و گونهH. jayakari (Buthidae) برای اولین بار از سواحل شمالی خلیج فارس گزارش می گردد.
    کلیدواژگان: کژدم، فون، هرمزگان، ایران
  • رضا قادری، اصغر زربان، حمیده باباییان، منیره صفار یزدی، غلامرضا شریف زاده صفحات 215-222
    مقدمه
    پیری پوست ناشی از نور آفتاب در مقایسه با پیری تقویمی از نظر بالینی و بافت شناسی بسیار متفاوت می باشد. پیشنهاد شده است که تولید بیش از حد رادیکال های آزاد در اثر اشعه خورشید و پدیده استرس اکسیداتیو در طولانی مدت در پاتوژنز پیری پوست دخالت دارد. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین سطح شاخص های استرس اکسیداتیو پلاسما و آثار پیری زودرس پوست در بیماران مراجعه کننده به کلینیک پوست بیمارستان ولی عصر (عج) بیرجند بود.
    روش کار
    در این مطالعه مورد – شاهدی تعداد 33 بیمار دارای آثار پیری پوست پس از تایید تشخیص توسط متخصص پوست انتخاب شده و با 33 نفر شاهد از نظر سن و جنس همسان شدند. مدت زمان تماس با اشعه آفتاب در دو گروه مورد و شاهد تعیین گردید. به منظور ارزیابی استرس اکسیداتیو، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی پلاسما، میزان پراکسیداسیون لیپیدها و سطح گروه های تیول به عنوان شاخص های استرس اکسیداتیو اندازه گیری گردید. سپس اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS (ver.12) تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین زمان تماس با اشعه آفتاب در گروه مورد، بطور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود (1 /2±5 /5 ساعت در روز در مقایسه با 2 /1±9 /1 ساعت در روز) (001 /0p<). همچنین سطوح پلاسمایی پراکسیداسیون لیپیدها نیز در گروه مورد، بطور معنی داری افزایش نشان داد (1/1±42 /3 میکرومول در لیتر نسبت به 67 /0±80 /2 میکرومول در لیتر) (003/0p<). تفاوت معنی داری بین میانگین ظرفیت آنتی اکسیدان تام پلاسما و سطح گروه های تیول پلاسما مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد که بین پیری زودرس پوست ناشی از نور آفتاب با سطح پراکسیداسیون لیپیدها در پلاسما ارتباط وجود دارد.
    کلیدواژگان: پیری پوست ناشی از نور آفتاب، آنتی اکسیدان، پلاسما، پراکسیداسیون لیپیدها
  • حسین فرشیدی، سرگیز یوسفیان، منوچهر سبحانی، شافعی رحیمی صفحات 223-230
    مقدمه
    QT Dispersion (QTd) به معنی اختلاف بین حداکثر و حداقل فاصله QT (QT interval) به دست آمده از 12 لید ECG می باشد و بازتابHemogeneity رپولاریزاسیون بطنی است. مشخص شده است که QTd در سکته حاد قلبی افزایش می یابد و QTd طولانی سبب افزایش ریسک بیماری های عروق کرونری، بروز آریتمی های قلبی و مرگ قلبی ناگهانی می شود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ارتباط QTd طولانی و پیش آگهی بیماران بعد از بروز انفارکتوس حاد میوکارد می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه مورد - شاهدی، 79 بیمار دچار انفارکتوس حاد میوکارد را به صورت تصادفی و 21 نفر را که هیچ گونه بیماری قلبی نداشتند به عنوان گروه کنترل بررسی کردیم. اندازه فاصله QT را در 12 لید ECG در 24 ساعت اول پس از انفارکتوس حاد میوکارد و همچنین در روز 6-4 بعد از MI از روی ECG سطح بدن اندازه گیری نمودیم. بیمارانی که اختلالات یونی و یا سابقه مصرف داروهایی از قبیل دیژیتال، ضد آریتمی گروه Ia و یا هر گونه بیماری زمینه ای که می تواند روی گرادیان بطنی تاثیر بگذارد داشتند، از مطالعه خارج کردیم. طبق تعریف QTd را اختلاف بین فاصله QT ماگزیمم و QTمینیمم در هر کدام از 12 لید ECG در نظر گرفتیم.
    نتایج
    بر اساس نتایج بدست آمده، میانگین QTd در 24 ساعت اول بعد از انفارکتوس حاد میوکارد برابر 18 /42±82 /92 میلی ثانیه و 6-4 روز بعد از آن معادل 27 /33±30 /80 میلی ثانیه بود (04 /13% کاهش)؛ در حالی که این مقدار در 21 نفر گروه کنترل برابر 77 /16±14 /47 میلی ثانیه بدست آمد (0000 /0=P). آریتمی در 1 /24% (79 /19 نفر) از بیماران دارای انفارکتوس حاد میوکارد وجود داشت (35%-1 /15%: 95% CL). در این گروه از بیماران، متوسط حداکثر QTd برابر 7 /44±7 /124 میلی ثانیه به دست آمد در حالی که این مقدار در بیماران بدون آریتمی 9 /32± 1/100 میلی ثانیه بود (0116 /0=P). همچنین نشان داده شد که با بالارفتن میزان QTd درصد بروز آریتمی فزآینده خواهد بود.
    نتیجه گیری
    وسیله تشخیصی مناسب و غیر تهاجمی برای تعیین پیش آگهی بیماران بعد از انفارکتوس حاد میوکارد به شمار می رود و QTd طولانی بیانگر پیش آگهی بد بیماران بعد از انفارکتوس حاد میوکارد می باشد و سبب افزایش بروز آریتمی در این بیماران خواهد شد
    کلیدواژگان: QT Dispersion، آریتمی، انفارکتوس حاد میوکارد
  • جعفر نوروززاده، کمال خادم وطن، فریبرز حق پرست، ابراهیم افتخار صفحات 231-236
    مقدمه
    بیماری های قلبی-عروقی عامل اصلی مرگ و میر در کشورهای صنعتی و در حال توسعه می باشد. شواهد اخیر نشان داده است افزایش رادیکال های آزاد و تضعیف قدرت آنتی اکسیدانی می تواند در پاتوژنز بیماری های قلبی-عروقی دخیل باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی شاخص های استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به گرفتگی عروق کرونر تایید شده با آنژیوگرافی می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه مورد شاهد، 58 بیمار مبتلا به گرفتگی عروق کرونر تایید شده با آنژیوگرافی به عنوان گروه مورد و 55 نفر شخص سالم به عنوان گروه شاهد انتخاب گردیدند. مقادیر ویتامین E با کروماتوگرافی با کارایی بالا (HPLC)،گلوتاتیون و مالون دی آلدهید (MDA) با اسپکتروفتومتر اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS1-11 و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    سطوح پلاسمایی MDA بیماران (65/40 ± 93/114 نانومول در لیتر) نسبت به گروه شاهد (52 /17±49 /50 نانومول در لیتر) افزایش چشمگیری (05 /0 >p) نشان داد. بین مقادیر ویتامین E بیماران با گروه شاهد (3 /6 ± 55 /28 در مقابل 4 /7 ± 07 /32 میکرومول در لیتر؛ 05 /0 >p) و گلوتاتیون بیماران با گروه شاهد (48 ± 01 /43 در مقابل 4/63 ± 4 /124 نانومول در لیتر؛ 05 /0 >p) اختلاف معنی داری وجود داشت. همچنین بین سطوح MDA با ویتامین E و گلوتاتیون ارتباط معنی دار و معکوس مشاهده شد (05 /0P<).
    نتیجه گیری
    یافته های ما مبنی بر، اختلال در تعادل اکسیدان/آنتی اکسیدان گویای آن است که افزایش استرس اکسیداتیو احتمالا در پاتوژنز بیماری های قلبی-عروقی دخیل است. شناخت دقیق فرآیندهای مسبب این تغییرات به همراه مکانیزم های مولکولی آن، شاید بتواند راهکارهای درمانی جدیدی برای این بیماران فراهم آورد.
    کلیدواژگان: تنگی عروق کرونر، استرس اکسیداتیو، ویتامین E، گلوتاتیون، مالون دی آلدهید
  • محمد معتمدی فر، زهرا هاشمی زاده، نهال هادی، اردشیر تراب جهرمی، لیلا کسراییان صفحات 237-242
    مقدمه
    عفونت ویروس سیتومگال انسانی در افراد عادی معمولا بدون علامت و عارضه خاص است. این ویروس در سلول های خونی (عمدتا لکوسیت ها) به صورت نهفته باقی می ماند. نقصان در عملکرد سیستم ایمنی سبب فعال شدن ویروس و خروج آن از حالت نهفته می گردد. ویروس سیتومگال، عامل مهم مرگ و میر در برخی گیرندگان خون می باشد. به منظور درک میزان خطر بروز این عفونت در گیرندگان خون، شیوع آلودگی با ویروس سیتومگال انسانی در اهدا کنندگان خون به پایگاه انتقال خون فارس مورد بررسی قرار گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی- توصیفی، تعداد 360 نمونه خون طی یک دوره هشت ماهه از اهدا کنندگان خون در مرکز انتقال خون شیراز- فارس جمع آوری و پس از جداسازی سرم، آنتی بادی های اختصاصی IgG و IgM علیه ویروس سیتومگال در این نمونه ها به روش الایزا بررسی گردید.
    نتایج
    از تعداد 360 نمونه سرم افراد اهداکننده خون، 356 نمونه (9 /98%) IgG سروپوزیتیو و تنها 16 نمونه IgG مثبت، IgM سروپوزیتیو نیز تشخیص داده شد. هیچگونه ارتباط معنی دار بین چهار عامل سن، جنس، تعداد فرزندان و سطح تحصیلات افراد اهداکننده با میزان شیوع آنتی بادی سرمی علیه ویروس سیتومگال بدست نیامد.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای آلودگی با ویروس سیتومگال انسانی در اهد اکنندگان خون، این مطالعه بر لزوم پیشگیری، تشخیص و درمان عفونت ویروس سیتومگال در گیرندگان خون دچار نقص ایمنی بیش از پیش تاکید می نماید.
    کلیدواژگان: شیوع، ویروس سیتومگال انسانی، اهدا کنندگان خون
  • مهدی عسکری، آزیتا مشهدی ابوالقاسم، مرجان فرشادی، مژگان رحیمی ایسینی صفحات 243-247
    مقدمه
    هیپرتروفی لوزه های حلقی (آدنوئید) و عوارض ناشی از آن، از بیماری های شایع اطفال می باشد. این مطالعه با هدف تعیین میکروارگانیسم های فعال در بافت آدنوئید، مقایسه مشابهت کشت باکتریولوژیک پرنازال و فارنژیال با کشت آدنوئید و مقایسه مقاومت میکروبی میکروارگانیسم های فعال در بافت آدنوئید در دو گروه بیماران عارضه دار (مبتلا به سینوزیت یا اوتیت میانی همراه با افوزیون) و بدون عارضه دچار هیپرتروفی آدنوئید انجام گرفت..
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی، تعداد 50 بیمار مبتلا به هیپرتروفی آدنوئید که به علت انسداد تنفسی کاندید عمل جراحی آدنوئیدکتومی بوده و در 4 هفته قبل از عمل آنتی بیوتیک استفاده نکرده بودند، در دو گروه 25 نفری تحت بررسی قرار گرفتند: گروه I: بدون عارضه و گروه II: عارضه دار. از مخاط بینی، حلق و قسمت مرکزی بافت آدنوئید هر بیمار، یک نمونه کشت و یک اسمیر تهیه شد و تحت بررسی باکتریولوژیک قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری نتایج با استفاده از نرم افزار Epi-info 2000 انجام پذیرفت.
    نتایج
    در مجموع در مدت 26 ماه، 50 بیمار مبتلا به هیپرتروفی آدنوئید تحت بررسی قرار گرفتند. در هر گروه از بیماران مورد مطالعه، ارگانیسم های شایع به ترتیب شیوع، هموفیلوس آنفلوانزا، استرپتوکوک بتا همولیتیک، استرپتوکوک پنومونیه و استافیلوکوک آرئوس بودند که از این وجه در دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در مقایسه تشابه کشت باکتریولوژیک آدنوئید با مخاط بینی و حلق، به طور کلی کشت مخاط بینی تشابه بیشتری با کشت از بافت آدنوئید داشت (01 /0>P). همچنین در مورد حساسیت آنتی باکتریال، 1 /70 % از میکروارگانیسم های فعال در گروه عارضه دار نسبت به آنتی بیوتیک های معمولی (بدون اثرات ضد بتالاکتاماز) مقاوم بوده و تنها در برابر آنتی بیوتیک های خاص حساسیت نشان دادند که درمقایسه با گروه بدون عارضه (2 /21%) از لحاظ آماری اختلاف معنی دار مشاهده شد (01 /0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود در بیماران عارضه دار، از آنتی بیوتیک های قوی تر با اثرات آنتی بتالاکتاماز، اما در درمان بیماران بدون عارضه از آنتی بیوتیک های معمولی جهت کنترل عفونت و جلوگیری از مقاومت میکروبی استفاده شود. همچنین این مطالعه نشان داد که کشت پرنازال برای دستیابی به میکروارگانیسم فعال از ارزش بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: آدنوئید، هیپرتروفی، باکتریولوژی
  • صدیقه عابدینی، سمیره عابدینی، تیمور آقاملایی، علی جمعه زاده، آزیتا کامجو صفحات 249-253
    مقدمه
    مشکلات مختلفی باعث کاهش کارآیی کارآموزی در عرصه می شود. شناسایی این مشکلات، اولین گام برای کاهش آنها به شمار می رود. هدف از انجام این مطالعه، تعیین مشکلات آموزش بالینی کارآموزی از دیدگاه دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان بود.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی تمامی 59 نفر ازدانشجویان سال آخر کارشناسی مامایی و پرستاری انجام شد. ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه ای شامل سه بخش بود: بخش اول مشخصات فردی؛ بخش دوم، سوالاتی در رابطه با مشکلات آموزش بالینی کارآموزی در عرصه که بر اساس مقیاس لیکرت تهیه شده بود و بخش سوم یک سوال باز در رابطه با نظرات دانشجویان در زمینه مشکلات آموزش بالینی. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
    نتایج
    مهم ترین مشکلات آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان عبارت بود از کمبود امکانات رفاهی (2 /71%)، کمبود فضای آموزشی مناسب جهت کارآموزی (39%)، عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی در محیط بالینی (3 /37%)، ناکافی بودن امکانات و تسهیلات مراکز آموزشی (6 /35%) و کمبود مربیان باتجربه برای آموزش در محیط های آموزش بالینی (6 /35%).
    نتیجه گیری
    پیشنهاد می شود از مربیان با تجربه در آموزش دانشجویان استفاده شود و امکانات و تجهیزات لازم در محیط های بالینی فراهم گردد.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی، دانشجویان، پرستاری، مامایی
  • غلامرضا خیرآبادی، شهلا آکوچکیان، سیامک امانت، محمد نعمتی صفحات 255-260
    مقدمه
    بیماری انسدادی مزمن ریه (COPD) چهارمین علت مرگ و میر و یکی از علل اصلی ناتوانی مزمن در دنیاست و با توجه به ماهیت بیماری درمان موثری برای مبتلایان به بیماری در دسترس نبوده و با سیر مزمن و پیشرونده خود می تواند کیفیت زندگی (QOL) بیمار را در ابعاد مختلف آن تحت تاثیر قرار دهد، هدف از این مطالع، مقایسه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریه با افراد سالم است.
    روش کار
    در این مطالعه مورد-شاهد دو گروه 80 نفر شامل از بیماران مبتلا به COPD به عنوان گروه مورد و گروه شاهد با همسان سازی از نظر سن، جنس، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات با شرایط روانشناختی اجتماعی–اقتصادی و فرهنگی نسبتا یکسان مورد سنجش کیفیت زندگی با استفاده از فرم خلاصه شده پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت قرار گرفته اند، داده ها با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS-10 و استفاده از آزمون t مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته و 05 /0>P معنی دار تلقی شده است.
    نتایج
    نتایج بدست آمده گویای آن است که میانگین کلی نمره کیفیت زندگی و نیز میانگین نمره ابعاد پنجگانه کیفیت زندگی یعنی بعد بیماری، زندگی مستقل، روابط اجتماعی احساسات جسمی و بهزیستی روانی در گروه مبتلا به COPD به طور معنی داری پایین تر از گروه شاهد می باشد.
    نتیجه گیری
    پایین بودن معنی دار میانگین نمره ابعاد پنجگانه کیفیت زندگی در گروه مبتلا به COPD گویای این واقعیت است که بیماری COPD علاوه بر بعد جسمی فرد با تحت تاثیر قرار دادن سایر ابعاد زندگی فرد کیفیت زندگی وی را متاثر می سازد لذا با مداخله در این ابعاد می توان علی رغم تداوم بیماری به ارتقاء کیفیت زندگی به عنوان یک هدف درمانی جامع و کلی نگر دست یافت.
    کلیدواژگان: بیماری انسدادی مزمن ریه، کیفیت زندگی
  • فرشته بهمنش، هاجر پاشا، مهتاب زینال زاده صفحات 261-269
    مقدمه
    درد پدیده ای شایع و جزء اجتناب ناپذیر فرایند زایمان است.تداوم درد و ترس از آن در طی لیبر بر روی سیستم تنفسی، گردش خون، غدد درون ریز و سایر اعمال بدن موثر است. گرما به عنوان یکی از روش های غیردارویی تسکین درد، باعث کاهش شدت درد و افزایش سازگاری با درد می شود. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر گرمادرمانی بر شدت درد و طول مدت زایمان در زنان نخست زای مراجعه کننده به زایشگاه های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهر بابل در سال 86- 1385 انجام گرفته است.
    روش کار
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 64 نفر زائوی شکم اول با حاملگی کم خطر به طور تصادفی در دو گروه گرمادرمانی و مراقبت معمول قرار گرفتند. گروه مراقبت معمول از مراقبت های جاری بخش زایمان و گروه گرمادرمانی، علاوه بر این مراقبت ها، از دیلاتاسیون 4-3 سانتی متر دهانه رحم تا پایان مرحله اول زایمان از کیسه آب گرم در قسمت تحتانی پشت و در مرحله دوم در قسمت پرینه برخوردار بودند. شدت درد زایمان با استفاده از مقیاس خط کش درد مک گیل و طول مدت مراحل سه گانه زایمان، با استفاده از ساعت دیجیتالی، در دو گروه تعیین شد. نوع زایمان، نوع پارگی پرینه، نمره آپگار نوزاد و وضعیت خونریزی مادر و انقباض و ارتفاع قله رحم یک ساعت اول پس از زایمان در دو گروه تعیین گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و آزمون های t مستقل و مجذور کای و من ویتنی با کمک نرم افزار SPSS استفاده شد.
    نتایج
    یافته ها نشان داد که در مقایسه بین دو گروه، شدت درد مراحل اول و دوم زایمان با 01/0< P و طول مدت مراحل اول و سوم زایمان، با 001 /0> P در گروه گرما درمانی کاهش داشت. اما طول مدت مرحله دوم زایمان، نوع زایمان، نوع پارگی پرینه، نمره آپگار نوزاد، وضعیت خونریزی مادر، انقباض رحم و ارتفاع قله رحم یک ساعت اول پس از زایمان در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد گرمادرمانی با کیسه آب گرم بر شدت درد مرحله اول و دوم زایمان و طول مدت مراحل اول و سوم زایمان موثر است و هیچ تاثیر سوئی بر نوزاد و مادر ندارد.
    کلیدواژگان: گرما درمانی، تسکین درد، درد، زایمان
  • فاطمه دبیری، صدیقه عابدینی، عارفه شاهی، آزیتا کامجو صفحه 271
    مقدمه
    نوجوانی به عنوان دهه دوم زندگی، دوره ای بسیار مهم و حیاتی از تکامل انسان است که با تغییرات شدید جسمی، جنسی و روانی - اجتماعی همراه است. عدم شناخت نوجوان در رابطه با مسائل این دوره می تواند پایه گذار بسیاری از مشکلات جسمی و اختلالات رفتاری گردد. هدف این مطالعه، مقایسه دو روش آموزش بر سطح آگاهی، نگرش و عملکرد دختران دبیرستانی شهر بندرعباس در رابطه با بهداشت دوران قاعدگی می باشد.
    روش کار
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی از نوع قبل و بعد میباشد که تعداد400 دانش آموز دختر مقطع اول دبیرستان با روش نمونه گیری خوشه ایاز سطح شهر بندر عباس انتخاب شدند و توسط دو روش آموزشی (آموزش از طریق همسالان و آموزش از طریق جزوه) با هم مقایسه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بود که حاوی سوالاتی در رابطه با سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان بود که ابتدا یک آزمون ابتدایی و سه ماه بعد از اجرای برنامه آموزشی یک آزمون پایانی انجام گرفت و اطلاعات با استفاده از نرم افزارSPSS12 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    یافته های مطالعه حاضر نمایانگر افزایش معنی دار میانگین نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان مورد مطالعه در هر دو گروه بود. تاثیر آموزش از طریق همسالان از روش دیگر بیشتر بود که باعث افزایش سطح آگاهی و نگرش دانش آموزان شد (000 /0P<) اما در هر دو روش علیرغم افزایش معنی دار میانگین نمرات عملکرد، تغییری در سطح عملکرد مشاهده نشد و آموزش از طریق جزوه فقط در افزایش سطح اگاهی دانش آموزان موثر بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش بهداشت بر آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان موثر است اما برنامه ریزان بهداشتی باید قادر به ارائه برنامه و روش های مناسب جهت آموزش و توانمندسازی دختران جوان در جهت کسب مهارتهای زندگی باشند.
    کلیدواژگان: آموزش بهداشت، آگاهی، نگرش، عملکرد، بهداشت دوران قاعدگی
|
  • M. Shahi, K. Azizi, N. Ansarian Pages 207-214
    Introduction
    Scorpion stinging is one of the most important health problems of Iran especially in tropical southern provinces such as Hormozgan, the southern province of Iran. Hormozgan province usually had the second rank of stinging prevalence in the country with more 10 cases of death annually. Detection of scorpion fauna is a necessary factor to plan an efficient control problem.
    Methods
    The present study was a Cross - Sectional descriptive study which was conducted in 2006-2007 Cluster sampling method was used and the specimens were caught using Black light and daily resting site seeking techniques.
    Results
    A total of 818 specimens were caught from which, 440 (53.8%) were female and 378 (46.2%) were male. Ten species from three families (Buthidae, Scorpionidae and Liochelidae) were found as the fauna and Odontobuthus doriae (Buthidae) with 28.8% (236 specimens) was the dominant species. Parsian district had the highest density of scorpion with 34.3% (281 specimens). The result showed Hemiscorpius lepturus with 21/6% (177 specimens) was the dangerous species which caused death in high risk areas of Hormozgan province.
    Conclusion
    The density of H. lepturus and Androctonus crassicauda was very high in the border of cities, villages and indoor habitats. Scorpio maurus (Scorpionidae) is reported the first time from Hormozgan province. Besides, this is the first report of Hottentotta jayakari (Buthidae) from the northern costal areas of Persian Gulf.
    Keywords: Scorpion, Fauna, Hormozgan Province, Iran
  • R. Ghaderi, A. Zarban, H. Babaeean, M. Safar Yazdi, Gh.R. Sharifzadeh Pages 215-222
    Introduction
    Photo aging is significantly different from chronological aging in both clinical and histological appearances. It has been suggested that oxidative stress generated by ultraviolet radiation (UVR), leads to photo aging over a long time period. This study was conducted to determine the relationship between the indicators of plasma oxidative stress and photo damaged skin in patients who referred to dermatology clinic in Birjand city.
    Methods
    In this case-control study, 33 patients with photo aging and 33 controls (matched age and gender) were recruited after confirmation of the diagnosis by a dermatologist. Mean time of sun exposure in patient and control groups was measured separately. Plasma total antioxidant capacity, lipid per oxidation and thiol groups levels (as indicators of oxidative stress) were measured in case and control groups. The collected data were analyzed using SPSS (ver.12) software.
    Results
    Mean time of sun exposure in case group (5.5 ± 2.1 hour per day) was higher than control group (1.9 ± 1.2 hour per day) (p<0.001). Mean of plasma lipid per oxidation levels in case group (3.4 ± 1.1 mol/lit) was higher than control group (2.80 ± 0.67 mol/lit) (p<0.003). There was no significant difference between mean of plasma total antioxidant capacity and mean of plasma thiol groups in case and control groups.
    Conclusion
    The results of this study suggest that a relationship exists between plasma lipid per oxidation levels and photo aging.
    Keywords: Photo aging, Antioxidant, Plasma, Lipid Per oxidation
  • S. Yosefian, H. Farshidi, M. Sobahni, Sh Rahimi Pages 223-230
    Introduction
    QT dispersion in a 12 lead ECG represents the heterogeneity of ventricular repolarization. The prolongation of QT-interval dispersion increases the risk of coronary heart disease, ventricular arrhythmia, and sudden cardiac death in patients with myocardial infarction. We aimed to investigate the prognostic value of QT-dispersion in patients with acute myocardial infarction.
    Methods
    A total number of 79 patients with acute myocardial infarction and 21 healthy controls were recruited. The QT-dispersion was estimated using a 12-lead surface electrocardiogram, 24 hours and 4-6 days after myocardial infarction.
    Results
    In patient group, the average QT-dispersion was 92.8±42.2 ms and 80.3±33.4 ms after 24 hours and four days respectively; whereas in control group it was 47.1±16.8 ms (p<0.001). The relative frequency of arrhythmia in patients was 24%. Our study showed that the average of QT- dispersion of arrhythmia in patients was significantly different and higher (p<0.05) compared to patients without arrhythmia.
    Conclusion
    We showed that increased QT-dispersion is a potential marker in prognosis of patients with acute myocardial infarction.
    Keywords: QT, Dispersion, Arrhythmia, Myocardial Infarction
  • K. Khadem Vatan, F. Haghparast, E. Eftekhar, J. Noroz Zadeh Pages 231-236
    Introduction
    Coronary artery disease (CAD) is the major cause of death in both industrial and developing countries. Evidences suggest that increase in free radical generation and/or attenuated antioxidant defenses may be involved in the pathogenesis of CAD. The aim of this investigation was to evaluate the plasma measures of oxidative stress in patients with coronary artery disease documented by angiography.
    Methods
    In this study case-control study, fifty eight patients with angiographic ally proven coronary artery disease as cases and fifty five control subjects (Age range: 41-70 years and 39-71 years, respectively) were recruited from heart centre at Talaghani hospital affiliated with Urmia university of medical science. Plasma vitamin E concentration was determined by high-performance liquid chromatography. Plasma glutathione and malondialdehyde were studied spectrophotometrically. Data analyses were performed by SPSS-11 statistical software, using t-test.
    Results
    Plasma malondialdehyde levels were markedly higher in the patients group than in the controls (114.9340.65 µmol/L versus 50.4917.52 µmol/L; P<0.05). Both vitamin E or glutathione levels were significantly lower in patient group compared with controls (28.556.3 µmol/L versus 32.077.4 µmol/L; P<0.05 and 43.0148 nmol/L versus 124.463.4 nmol/L; P<0.05 respectively). Significant inverse correlations were seen between malondialdehyde levels and either vitamin E or glutathione concentrations (P<0/05).
    Conclusion
    Our finding of impaired balance between antioxidant/pro oxidant suggest that enhanced oxidative stress may be involved in the pathogenesis of CAD. Understanding of the event that contribute to these changes, may provide new opportunities for rational therapeutic strategies.
    Keywords: Coronary artery disease, oxidative stress, vitamin E glutathione, malondialdehyde
  • M. Motamedifar, Z. Hashemizadeh, N. Hadi, S.A. Torabjahromi, L. Kasraiyan Pages 237-242
    Introduction
    Human cytomegalovirus (HCMV) infection is most often asymptomatic in immuno-competent individuals and has lifelong latency especially in leukocytes. However, CMV is a major cause of infection and death in immuno-compromised patients. Transfusion transmitted HCMV (TT-HCMV) can cause serious morbidity and mortality in certain patients who are at risk. In this study, we evaluated the risk of TT-HCMV infection in a seroprevalence survey of HCMV.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study that was performed in a period of eight months, the blood samples were collected from 360 healthy blood donors referring to the Fars blood bank in Shiraz, Iran. The IgG and IgM antibodies to HCMV were measured by enzyme linked immunosorbent assay (ELISA) test.
    Results
    Of 360 samples, IgG was detected in 356 sera (98.9%) samples and only 16 samples (4.4%) were IgM positive. No statistically significant association was observed between seropositivitiy rate, age, sex, number of children and educational level in the studied population.
    Conclusion
    The high prevalence of HCMV observed in this study confirms the necessity of diagnosis, prevention and treatment of HCMV infection in immuno- compromised blood recipients in our community.
    Keywords: Seroprevalence, Human Cytomegalovirus, Blood Donors
  • M. Asgari, A. Mashhadi, M. Farshadi, M. Rahimi Pages 243-247
    Introduction
    Adenoid hypertrophy and its complications such as otitis media and sinusitis are common problems in childhood. Rapid and appropriate detection of interfering microorganisms in chronic nasopharyngitis is very important for better medical and surgical interventions. The aims of this study were to detect major core adenoidal microorganisms and to compare similarity of pernasal and oropharyngeal cultures with adenoidal culture, and also to compare bacteriological resistance in patients with and without complications.
    Methods
    In this descriptive study, 50 patients with adenoid hypertrophy and chronic nasopharyngitis were recruited and divided into 2 groups: group I (n=25) with complications such as otitis media with effusion and group II (n=25) without complication. All patients underwent adenoidectomy. A pressure equalizing tube was inserted for patients in group I. The smear and culture specimens were collected for bacteriological study.
    Results
    After 26 months of prospective bacteriological study on 50 patients with adenoidal enlargement, major results were as follow: the most common adenoidal growing microorganisms in two groups of patients, in decreasing frequency were hemophilus influenza, type B beta hemolytic streptococcus and staphylococcus auresus. Pernasal smear and culture results were more similar than oropharyngeal results to core adenoidal cultures (p<0.01). 70.1% of adenoidal microorganisms in group I patients and 21.2% in group II patients were resistant to ordinary antibiotics (without anti-betalactamase activity) (P<0.0001).
    Conclusion
    For better medical management of chronic nasopharyngitis (pre and/or post adenoidectomy), we recommend that in antibiotic selection, the hemophilus influenza type B should be considered as the major growing organism. Pernasal culturing is more appropriate for detection of interfering microorganisms. In complicated patients (cases of otitis media with effusion and/or sinusitis) it is advisable to use more potent antibiotics with anti-betalactamase activity. For infection control in non-complicated patients, use of ordinary antibiotics can reduce the resistance to potent antibiotics in general population.
    Keywords: Adenoid, Hypertrophy, Bacteriology
  • S. Abedini, S. Abedini, T. Aghamolaei, A. Jomehzadeh, A. Kamjoo Pages 249-253
    Introduction
    Clinical education is a complicated process which may be affected by different factors and variables. Therefore, recognizing the current situation and problems is the first step to minimize these factors. The aim of this study was to determine the viewpoints of nursing and midwifery students in Hormozgan University of Medical Sciences about problems that they have encountered in clinical education.
    Methods
    In this cross-sectional study, 59 bachelor nursing and midwifery students who were in their last semester were involved. The data were collected using a questionnaire with three parts: demographic data; clinical education problems (measured by Likert scale); and one open question related to clinical education problems. The collected data were analyzed by SPSS (ver. 13) software.
    Results
    The most important problems in clinical education were lack of welfare facilities (71.2%), lack of proper clinical environments (39%), lack of educational aids (37.3%), lack of facilities in clinical environments (35.6%) and lack of skilled clinical trainers (35.6%).
    Conclusion
    According to our findings, it is recommended to provide enough facilities and equipments for students in clinical environments and also to employ expert clinical trainers to improve quality of education.
    Keywords: Clinical Education, Students, Nursing, Midwifery
  • Gh.R. Kheirabadi, Sh Ekochakian, S. Amanat, M. Nemati Pages 255-260
    Introduction
    Chronic obstructive pulmonary disease (COPD) is the fourth cause of mortality and a leading cause of chronic disability worldwide. Given the nature of the disease and lack of any effective treatment, it can profoundly affect the quality of life (QOL) of patients. Studies about the effect of COPD on QOL have yielded contradictory results; however, most studies suggest that COPD negatively affects QOL. QOL is a concept which is influenced by bio-psycho-social factors. In this study, we assessed the effect of COPD on QOL of a group of Iranian patients.
    Methods
    In this case we assessed QOL in two groups, each consisting of 80 COPD patients as cases and 80 healthy persons control group matched for age, sex, marital status and education and comparatively similar socioeconomic and cultural status. The brief WHO-QOL questionnaire was used. Data were analyzed with SPSS10 using control study, we as t-test. The results were expressed as means and standard deviations and significance level was set at 0.05.
    Results
    Analysis of data showed, that mean QOL score and mean scores of the five aspects of QOL, i.e. disease, independent life, social relations, physical sensations and mental welfare in the COPD group was significantly lower than in the control group (P<0/05).
    Conclusion
    Our findings are indicative of the negative effect of COPD on QOL in particular. The significantly low levels of QOL in COPD patients demonstrates that COPD affects not only the patients physical health but also other aspects of their lives, leading to decreased QOL. Thus, in spite of ongoing disease, interventions in these aspects of the patients lives can improve QOL as a comprehensive and holistic therapeutic goal.
    Keywords: Chronic Obstructive Pulmonary Disease, Quality of Life
  • F. Behmanesh, H. Pasha, M. Zeynalzadeh Pages 261-269
    Introduction
    Pain is a common phenomenon and is an inevitable part of process of childbirth. Continuous labor pain is effective of respiratory system; blood circularly; endocrine glands and other activity of body. Heat as a non pharmacological method of pain relief helps reduce the pain severity. The aim of this study was to determine the effect of heat therapy on labor pain and the end of labor in prime gravid women who referred to the hospitals of Babol University of medical sciences in Babol in 2006-2007.
    Methods
    In this clinical trial study, 64 low risk nullparous women were randomly divided into two groups (heat therapy and routine care groups). The control group got routine cares in obstetrics ward and heat therapy group in addition to these cares used warm bag for the low back from cervix dilatation of 3-4 cm to the end of first stage of labor and for perinea at the second stage. The intensity of pain was determined in dilatation of 3-4, 6-7 and 9-10 cm and at the end of second stage of labor by Mc Gill pain scale. Data was analyzed with t-test and chi square and ManWitney tests by using SPSS Software statistical.
    Results
    Comparing two groups showed a significant decrease in the intensity of pain in heat therapy group in the first stage, in the second stage of labor (p<0.001). Also, in heat therapy group duration of the first and third stage of labor with p<0.001 decreased but duration of second stage of labor showed no significant difference between two groups. The mean of APGAR score of neonates type of delivery and perineum tear, height of fundus an hour after delivery showed no significant difference between two groups.
    Conclusion
    According to the results of this study, it seems that heat affects on the pain severity in first and second stages of labor and duration of first and third stages of labor without any negative effect after delivery on neonate and mother.
    Keywords: Delivery, Pain, Pain Relief
  • F. Dabiri, S. Abedini, A. Shahi, A. Kamjoo Page 271
    Introduction
    One of the fundamental ways to health promotion is training the hygiene. The aim of this study was to determine the effect of education on the level of knowledge, attitudes and practice of female students in Bandar Abbas city regarding the menstrual hygiene
    Methods
    This study was semi-experimental as type before and after. The number of sample was 400 female students on high school in Bandar Abbas city, that they collected by cluster sampling and two methods of training peer education and booklet compare with each other. Information was caught by questionnaire that to assess knowledge, attitudes and practice of students. At the first of study accomplished pretest, then after training plans accomplished the post test. (3 months later).Finally information analysis was performed with software as spss12.
    Results
    The results of this study indicated that there was significant difference between the mean score in knowledge, attitude and practice before and after training in two groups. The effect of peer education on this item was more than the other methods that caused to increase in knowledge and attitudes level in samples(p=0.000). But despite increasing in mean score of practice there was no change in practice level and training with booklet just increased the level of knowledge.
    Conclusion
    Therefore, it can be concluded that health education is effective on knowledge, attitudes and practice of students but health education providers would be able to come up with appropriate methods to empower and educate young girls to adopt necessary life skills.
    Keywords: Health Education, Knowledge, Attitudes, Practice, Menstrual Hygiene