فهرست مطالب

  • پیاپی 22 (بهار 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/02/08
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سعید بکایی، احمد فیاض، مهدی پورمهدی بروجنی، علی اکبر حقدوست، محمدرضا ذوالفقاری، بهزاد اسفندیاری صفحه 5

    هاری یک بیماری ویروسی کشنده و قابل انتقال بین انسان و انواع حیوانات خونگرم می باشد. عامل آن ویروسی عصب دوست از خانواده را بدو ویریده و جنس لیسا ویروس است که از طریق گاز گرفتن، نسوج مخاطی، تنفس، جفت، وسایل آلوده و پیوند اعضا انتقال می یابد (4، 9 و 13). این بررسی گذشته نگر در فاصله زمانی 1385-1375 با جمع آوری داده های موارد انسانی و حیوانی هاری و موارد حیوان گزیدگی استان های گیلان، گلستان و مازندران انجام گرفت. تحلیل داده ها با آنالیز رگرسیون و آزمون مربع کای و به کمک نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت. در طی این مدت 1249 مورد (716 مورد از گلستان، 369 مورد از مازندران و 164 مورد از گیلان) هاری حیوانی گزارش شده است که روند نزولی در بروز موارد وجود دارد. هاری در این ناحیه در 18 گونه پستاندار اهلی و وحشی مشاهده گردید که بیشترین موارد آن مربوط به گرگ و سگ می باشد. در گلستان و مازندران بر خلاف گیلان هاری وحشی غالب است. بیشترین توزیع مکانی حیوانی هاری مربوط به شهرهای گنبد، مینودشت، بندرترکمن و نور بوده است. توزیع فصلی موارد حیوانی هاری در بهار، تابستان، پاییز و زمستان به ترتیب 4/27، 7/22، 9/26 و 23 درصد موارد است. در طی این مدت 175843 مورد حیوان گزیدگی (22% از گیلان، 5/32% از مازندران و 5/45% از گلستان درصد) گزارش شده است که روند صعودی در بروز موارد مشهود می باشد. طی این مدت 6 مورد هاری انسانی از حاشیه دریای خزر گزارش شده است. تمام این موارد مذکر بودند. حیوان مهاجم در83 درصد موارد سگ و در 17 درصد موارد روباه بود. متوسط دوره نهفتگی در بیماران 100 روز و متوسط سن مبتلایان 2/26 سال بود. با توجه به فراوانی موارد هاری گرگ و سگ در حاشیه دریای خزر و حرکت این حیوانات به سمت شهرها و روستاها همکاری بیشتر سازمان های مسئول برای کنترل این بیماری ضروری است.

    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، هاری، حیوان گزیدگی، گیلان، گلستان، مازندران، ایران
  • اسماعیل تمدنفرد، امیر عرفان پرست صفحه 15
    در مطالعه حاضر اثر ویتامین C بر درد و تورم ناشی از فرمالین و هیستامین در موش های صحرایی نر نژاد ویستار بررسی شده است. سالین نرمال (کنترل) و ویتامین C به روش داخل صفاقی تزریق شدند. درد و تورم با تزریق زیر جلدی 50 میکرولیتر از فرمالین و هیستامین با غلظت مساوی یک درصد به کف پا ایجاد گردید. پاسخ درد شامل مدت زمان لیسیدن و گازگرفتن پنجه پای تزریق شده در فواصل زمانی 5 دقیقه ای به مدت یک ساعت ثبت شد. برای ارزیابی خیز، ضخامت هر دو پنجه پای تزریق شده و نشده با کولیس اندازه گیری شد. نتایج نشان دادند که فرمالین درد دو مرحله ای (مرحله اول: دقایق 5-0 و مرحله دوم دقایق: 35-15) و هیستامین درد کوتاه مدت (دقایق 5-0) ایجاد کردند. هم فرمالین و هم هیستامین ضخامت پنجه پا را افزایش دادند. تزریق داخل صفاقی ویتامین C در مقادیر5، 10 و 20 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن موجب کاهش معنی دار (5 0/0>p) مرحله دوم درد فرمالینی شد. با تزریق داخل صفاقی ویتامین C در مقادیر 5/2 تا 20 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، درد ناشی از هیستامین به طور معنی دار (05/0>p) کاهش یافت. ویتامین C در مقادیر 10 و 20 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، خیز پای ناشی از فرمالین و هیستامین را به طور معنی دار (05/0>p) کاهش داد. بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان مطرح نمود که فرمالین نسبت به هیستامین درد شدید تری ایجاد می کند، در حالی که فرمالین و هیستامین، خیز با شدت مشابه تولید می کنند. به هرحال، ویتامین C توانایی کاهش درد و خیز ناشی از فرمالین و هیستامین را دارد. فرمالین یک درصد درد دو مرحله ای ایجاد کرد که مرحله اول آن دقایق 5-0 پس از تزریق بود و مرحله دوم آن از دقیقه 15 شروع و تا دقیقه 35 ادامه یافت. بر اساس مطالعات الکتروفیزیولوژی و رفتاری ثابت شده است که مرحله اول درد ناشی از فرمالین یک درد حاد یا نوروژنیک است و به علت تحریک مستقیم گیرنده های درد در ناحیه تزریق ایجاد می شود. در حالی که مرحله دوم درد ناشی از فرمالین به علت فعال شدن مکانیسم های التهاب در ناحیه تزریق بوده و به مرحله تونیک یا مرحله التهابی معروف است (23 و 31).
    کلیدواژگان: ویتامین C، درد، خیز، فرمالین، هیستامین، موش صحرایی
  • مجتبی علیشاهی، مهدی سلطانی، اشکان زرگر صفحه 25
    برای بررسی عوامل باکتریایی دخیل در تلفات ماهی آمور پرورشی در استان خوزستان، تعداد 300 نمونه ماهی آمور از 20 کارگاه پرورش ماهی گرمابی استان که بیشترین تلفات را در سال های گذشته داشتند، اخذ گردید. نمونه ها از ماهیان در حال تلف شدن و در فصل تلفات تهیه گردید. ماهی ها بعد از انتقال به آزمایشگاه و بیومتری، کالبدگشایی شده و کشت از اندام های داخلی (کلیه، طحال، کبد) در محیط TSA صورت گرفت. باکتری های رشد یافته بعد از خالص سازی با استفاده از روش های باکتریولوژیک و کشت در محیط های تشخیصی، تعیین جنس و گونه گردیدند که همه از آئروموناس های متحرک بودند. مجموعا از 300 نمونه ماهی، 33 مورد (11%) باکتری آئروموناس هیدروفیلا Aeromonas hydrophila، 12 مورد (4%) باکتری آئروموناس ورونی Aeromonas veroni، 8 مورد (7/2%) باکتری آئروموناس سوبریا Aeromonas sobria، تشخیص داده شد. نتایج آزمایش تعیین LD50 نشان دهنده عدم بیماری زایی باکتری های آئروموناس ورونی و آئروموناس سوبریا بود، ولی آئروموناس هیدروفیلا جدا شده برای ماهی آمور بیماری زا بوده و LD50 آن برابر 107×1/1 محاسبه گردید. با توجه به نتایج این تحقیق نمی توان عامل اولیه تلفات ماهی آمور در استان خوزستان را به عوامل باکتریایی نسبت داد. با وجود جدا شدن آئروموناس های متحرک از بعضی از ماهیان مبتلا، با توجه به نسبت کم ماهیان آلوده به باکتری (2/17%) و فقدان حدت لازم برای ایجاد تلفات، احتمالا این باکتری ها به عنوان عوامل ثانویه در ایجاد تلفات نقش دارند و باید تحقیقات وسیعتری در یافتن علت اولیه بیماری صورت گیرد.
    کلیدواژگان: ماهی آمور، تلفات، آئروموناس های متحرک، استان خوزستان، LD50
  • علیرضا غدیری، محمدرحیم حاجی حاجیکلایی، بابک محمدیان، مسعود سلطانی الوار صفحه 35
    به منظور ارزیابی اولتراسونوگرافی طبیعی دستگاه ادراری در گوسفند مطالعه ی حاضر روی 15 راس گوسفند ماده ی نژاد لری بختیاری سالم صورت گرفت. جستجوی کلیه ها از طریق تهیگاه راست و مثانه از تهیگاه راست و از طریق داخل راست روده ای انجام گرفت. تمام معاینات اولتراسونوگرافی در حالت ایستاده و بدون پرهیز غذایی انجام شد. کلیه راست از خلف دنده ی 13 و در فضای بین دنده ای 12 و کلیه ی چپ در وسط تهیگاه راست قابل مشاهده بود. اکوژنسیته کلیه ها در گوسفند مشابه سایر حیوانات بود. ابعاد کلیه های چپ و راست تقریبا یکسان بود و از لحاظ آماری با حدود اطمینان 95 درصد، اختلاف معنی داری باهم نداشتند. ابعاد کلیه راست به صورت میانگین شامل طول (12/7)، عرض (72/3) و ضخامت (94/3) کلیه، قطر ناحیه قشری (92/0) و ناحیه مرکزی (01/1)، طول (07/4) و عرض (39/1) سینوس کلیه و قطر پارانشیم (25/1) سانتی متر بود. مثانه فقط از طریق داخل راست روده ای قابل اسکن بود. ادرار درون آن بدون اکو و دیواره ی آن صاف و یکنواخت بود. میزنای در هیچ کدام از گوسفندان قابل مشاهده نبود.
    کلیدواژگان: اولتراسونوگرافی، دستگاه ادراری، کلیه، مثانه، گوسفند لری بختیاری
  • مهناز فتاحی نیا، علیرضا خسروی، محمدحسین یادگاری صفحه 42
    طبق تحقیقات انجام شده گونه های مختلف قارچ فوزاریوم در منابع غذایی به خصوص بر روی محصولات کشاورزی مانند کنجاله پنبه، شلتوک برنج، سیب زمینی و گندم به خوبی رشد می کند، همچنین با پراکنده شدن کونیدی های آن در هوا و استنشاق آنها توسط انسان و حیوان، می تواند به عنوان پاتوژن، ساپروفیت یا آلرژن عمل کند. فوزاریوم سولانی به عنوان قارچ ساپروفیت خاک دارای ترکیبات آنتی ژنیک در دیواره و سیتوپلاسم کونیدی و هایف می باشد که جهت تشخیص و آلرژی درمانی از این متابولیت های قارچی استفاده می شود. هدف اصلی از این تحقیق دستیابی به پروتئین های سیتوپلاسمی جدایه های فوزاریوم سولانی تحت مطالعه وارزیابی تفاوت ها و اشتراکات آن ها از نظر آنتی ژن های مذکور می باشد.
    در مطالعه حاضر تعداد 12 نمونه از فوزاریوم سولانی های جدا شده با منشاء هوا و غذای انسانی مناطق مختلف ایران که در کلکسیون بخش قارچ شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران نگه داری می شد با استفاده از روش انجماد و ذوب کردن و روش مکانیکی خرد گردید و پس از سانتریفوژ کردن در دور بالا، مایع رویی که حاوی اکثر پروتئین-های سیتوپلاسمی است با استفاده از SDS-PAGE مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج نشان داد که 12 جدایه فوزاریوم سولانی دارای باندهای مشترک و غیرمشترک پروتئینی می باشند و برخی از جدایه ها نیز دارای باندهای پروتئینی اختصاصی می-باشند، از جمله باندهای 87، 40، 108 کیلودالتون که به ترتیب اختصاصی جدایه های شماره 3، 4 و 10 بودند. باندهای 24 و 32 کیلو دالتونی در تمامی جدایه ها مشاهده شد.
    همچنین طبق مقایسه ای که با دو سویه استاندارد 3317 UAMH1 و 7419UAMH انجام شد مشاهده گردید که باند 24 کیلو دالتونی اختصاصی جدایه های بومی ایران می باشد ولی باند 32 کیلو دالتونی در سویه های استاندارد نیز حضور داشت. بنابراین پیشنهاد می شود جهت اهداف تشخیص، تهیه واکسن و آلرژی درمانی از آنتی ژن های اختصاصی بومی فوزاریوم سولانی توسط محققین استفاده شود.
    کلیدواژگان: فوزاریوم سولانی، آنتی ژن، SDS، PAGE
  • رضا قنبرپور، فرزانه کارنما صفحه 49
    هدف از این مطالعه شناسائی سویه های نکروتوکسیژنیک اشریشیاکلی و تعیین گروه سرمی آنها در عفونت های گوارشی گوساله ها بود. سواب های رکتال از 163 گوساله اخذ شده و در محیط مک کانکی جهت جداسازی اشریشیاکلی به روش خطی کشت داده شد. کلنی های مشکوک در محیط های تفریقی بیوشیمیائی به منظور تائید تشخیص کشت داده شدند و از هر نمونه یک کلنی تائید شده برداشت و در محیط مایع لوریا برتانی (LB) کشت داده شده و به همراه 30 درصد گلیسرول در دمای 20- درجه سانتی گراد ذخیره گردید. روش مولتی پلکس PCR جهت شناسائی جدایه های مثبت از نظر حضور ژن های خانوادهcnf و cdt انجام گردید. ژن های مذکور بترتیب عوامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده و توکسین های تورم دهنده کشنده سلول را کد می کنند. جدایه های مثبت در آزمایش مرحله اول به منظور تعیین واریانت ژن های مذکور در چندین آزمایش PCR ساده به کار گرفته شدند. گروه سرمی جدایه های نکروتوکسیژنیک تعیین شد. بر اساس نتایج، از مجموع 163 نمونه اخذ شده 138 جدایه اشریشیاکلی جدا گردید. در آزمایش های PCR مرحله اول، 12 جدایه (69/8درصد) باندهای 1150 و 466 جفت بازی داشتند و از نظر ژن های خانواده cnf و cdt مثبت بودند. تمامی 12 جدایه، حضور ژن های عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده نوع 2 و توکسین تورم دهنده کشنده سلول نوع 3 را نشان دادند و بعنوان جدایه نکروتوکسیژنیک 2 (NTEC2) در نظر گرفته شدند. همه جدایه ها فاقد ژن cnf1 بودند که در جدایه های نکروتوکسیژنیک 1 (NTEC1) یافت می شوند. نتایج آزمایش تعیین گروه سرمی جدایه های نکروتوکسیژنیک 2 نشان داد که 3 جدایه متعلق به گروه سرمی O15، 2 جدایه O78 و 1 جدایه متعلق به O8 می باشد. بقیه 6 جدایه بوسیله آنتی سرم های استاندارد قابل شناسائی نبودند. در اکثر مطالعات انجام شده در سایر نقاط دنیا فقط سویه های نکرو توکسیژنیک نوع 2 از گوساله ها جدا شده است که متعلق به گروه های سرمی مختلفی بوده اند.
    کلیدواژگان: اشریشیاکلی، نکروتوکسیژنیک، عامل سیتوتوکسیک نکروز دهنده (CNF)، توکسین تورم دهنده کشنده سلول (CDT)، گوساله
  • عبدالواحد معربی، بهمن مصلی نژاد، علیرضا غدیری صفحه 57
    هدف از انجام این مطالعه استفاده از سولفات باریم در لوله گوارشی خرگوش، جهت تعیین زمان عبور آن از قسمت های مختلف گوارش، تعیین قطر روده های کوچک و بزرگ، اثرات جانبی احتمالی آن و نیز مقایسه آنها با مهره های کمری و عرض دنده ها در خرگوش بود. در این بررسی، سوسپانسیون سولفات باریم 30 درصد به میزان ml/kg 12 به 10 سر خرگوش سالم خورانده شد. به هنگام انجام کار، از هیچ گونه داروی آرام بخش یا بیهوشی استفاده نشد. رادیوگراف ها در دقایق صفر، 5، 10، 20، 40، 60، 80، 100 و 120 و هر ساعت یک بار تا تخلیه کامل معده تهیه شدند. سولفات باریم 30 درصد وضوح مناسبی جهت ارزیابی دستگاه گوارش ایجاد کرد. اولین زمان تعیین شده در خروج ماده حاجب از معده خرگوش (30 درصد موارد)، در دقیقه 20 مشخص گردید. در زمان 40 دقیقه اولین نشانی ورود ماده حاجب به سکوم مشاهده گردید. در زمان 60 دقیقه ورود ماده حاجب به سکوم افزایش یافته و در 2 ساعت اول سکوم مملو از ماده حاجب گردید. اولین زمان خروج ماده حاجب همراه با مدفوع 4 ساعت بعد مشاهده گردید. با گذشت 4 ساعت از زمان شروع خوراندن ماده حاجب، در برخی موارد معده هنوز دارای ماده حاجب بود و در 5 ساعت بعد، تخلیه کامل معده صورت گرفت. بعد از تجویز سولفات باریم در خرگوش، هیچ گونه اثرات جانبی مشاهده نگردید. میانگین قطر روده باریک در تمام موارد از 2 برابر میانگین عرض دنده ها کمتر بوده و در مقایسه با دومین مهره کمری، تقریبا معادل میانگین ارتفاع بدنه مهره L2 بود. همچنین میانگین قطر روده کوچک کمتر از 5/1 برابر میانگین بخش مرکزی مهره L5 بود. از اطلاعات بدست آمده در این تحقیق می توان در بررسی دستگاه گوارش خرگوش در موارد ابتلا به عارضه، جهت مقایسه با موارد نرمال استفاده نمود.
    کلیدواژگان: سولفات باریم، لوله گوارش، خرگوش
  • علی میکاییلی، علی مصطفایی، مراد رحیمی، علی قشقایی صفحه 64
    درماتوفیتوزیس یکی از عفونت های قارچی شایع انسان و حیوان محسوب می شود. ترایکوفایتون وروکوزوم یکی از علل مهم درماتوفیتوزیس در انسان است که مخزن آن گاو، گوسفند، بز و شتر می باشد. این درماتوفیت دارای واریته های رنگی (زرد، سفید و خاکستری) است. طی یک مطالعه توصیفی، فراوانی واریته های ترایکوفایتون وروکوزوم در میان گاوهای آلوده به درماتوفیتوزیس در گاوداری های شیری شهرستان کرمانشاه مورد بررسی قرارگرفت. پس از شناسائی گاوهای آلوده به درماتوتوفیتوزیس از ضایعات جلدی حیوان نمونه برداری به عمل آمد. نمونه ها در محیط کشت سابورودکستروز آگار حاوی کلرامفنیکل و سیکلوهگزامید (مایکوزیل آگار) کشت داده، پس از رویش قارچ، بر اساس ویژگی های ماکروسکوپی و میکروسکوپی کلونی های قارچ، نتایج ثبت شدند. از تعداد 1125 مورد کشت انجام شده تنها ترایکوفایتون وروکوزوم جدا شد که نسبت فراوانی واریته های آن به شرح زیر است: در 37 مورد واریته نارنجی یا زرد (اوکراسئوم)، در 10 مورد واریته سفید و خاکستری چین خورده (آلبوم) و در 7 مورد واریته سفید متمایل به خاکستری صاف (دیسکوئید) جدا گردید. ضمنا در کل نمونه های فوق قارچی دیگری جدا نشد. با توجه به اینکه از ترایکوفایتون وروکوزوم می توان واکسن تهیه نمود، شناسائی واریته غالب در منطقه می تواند گام موثری در تهیه واکسن برای ایمن سازی گاوها بر علیه درماتوفیتوزیس باشد.
    کلیدواژگان: ترایکوفایتون وروکوزوم، گاو، درماتوفیتوزیس، کرمانشاه
  • حسین نجف زاده ورزی، سیدعلی علوی، تورج روشن ضمیر، فاطمه قسامی، لیلا انصاری، نوشین میرخشتی صفحه 70
    در میان عوارض دیررس مصدومین گاز خردل مشکلات ریوی از جمله برونشیت مزمن و فیبروز ریوی مهمترین علت ناتوانی بلند مدت در بیماران می باشد. سیکلوفسفامید دارای اثرات ضد التهابی بوده و در بیماری های ریوی همانند فیبروز ریوی کاربرد داشته است. بنابراین در این مطالعه به بررسی اثر درمانی سیکلوفسفامید در عوارض دیررس گاز خردل و نقش استرس اکسیداتیو در مکانیسم اثر آن در موش پرداخته شد. یک ماه پس از مواجه موش های سوری نر با گاز خردل به صورت استنشاقی، یک گروه شش تایی به عنوان گروه آزمایش (دریافت کننده گاز خردل و سیکلوفسفامید) و یک گروه 6 تایی به عنوان شاهد مثبت و یک گروه 8 تایی بدون مواجهه با گاز خردل به عنوان شاهد منفی انتخاب شد. پس از آسان کشی به روش در رفتگی گردن و نمونه گیری از موش ها، شاخص های التهاب و فیبروز ریوی و استرس اکسیداتیو در گروه ها مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان دهنده کاهش درصد فضای آلوئولی ریه، ویتامین C و مقدار H2O2 سرمی و افزایش ارتشاح لنفوسیت ها و هیدروکسی پرولین بافتی بصورت معنی دار در گروه شاهد مثبت در مقایسه با شاهد منفی بود. در گروه آزمایش افزایش ویتامین C، H2O2 سرمی و کاهش درصد فضای آلوئولی و هیدروکسی پرولین بافتی بصورت معنی دار نسبت به گروه شاهد مثبت مشاهده گردید ولی کاهش ارتشاح لنفوسیت ها از نظر آماری معنی دار نبود. تغییرات پارامترهای فوق در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد منفی بصورت کاهش درصد فضای آلوئولی ریه، کاهش هیدروکسی پرولین بافتی و افزایش ارتشاح لنفوسیت ها، ویتامین C و H2O2 سرمی بوده است که در همه موارد فوق باستثنای ارتشاح لنفوسیت ها این تغییرات معنی دار بود. بنابراین سیکلوفسفامید شاید به واسطه کاهش بافت فیبروزه و التهاب ناشی از گاز خردل بتواند در کاهش عوارض دیررس ریوی گاز خردل موثر باشد.
    کلیدواژگان: گاز خردل، استرس اکسیداتیو، سیکلوفسفامید، عوارض دیررس ریوی، موش
  • اردوان نوروزی اصل، سعید نظیفی، امیراشکان مهجور صفحه 77
    خرزهره یکی از گیاهان خانواده آپوسیناسه می باشد که در نقاط مختلف ایران به صورت درختچه زینتی پرورش داده می شود. در قسمت های مختلف این گیاه گلیکوزیدهای قلبی وجود دارد که مهلک ترین سم برای انسان و دام می باشد. موارد زیادی از این مسمومیت در انسان و دام گزارش شده است. در این تحقیق اثرات سم این گیاه بر روی ریتم قلب، نشانه های بالینی، پارامترهای بیوشیمیایی سرم و ضایعات پاتولوژیکی ناشی از آن در بز مورد ارزیابی قرار گرفته و تاثیر سرکه در درمان آن نیز بررسی شده است. ده راس بز ماده نژاد بومی تقریبا همسن (2±12 ماه) به دو گروه مساوی A (گروه کنترل) و B (گروه درمان) تقسیم شدند. قبل از شروع آزمایش از بزها نوار قلب گرفته شد و در سرم خون آنها سدیم، پتاسیم، کلسیم، کلر و آنزیم های کراتین کیناز، آسپارتات آمینوترانسفراز و لاکتات دهیدروژناز اندازه گیری شد. هر دو گروه بزها 110 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن پودر برگ خشک شده خرزهره را به صورت خوراکی دریافت کردند. بزهای گروه B پس از خوردن خرزهره هر ساعت یک لیتر سرکه رقیق شده (50%) به صورت خوراکی دریافت کردند و این کار سه بار تکرار شد. هر نیم ساعت پس از خوراندن خرزهره از حیوان نوار قلبی گرفته شد. در ضمن نشانه های بالینی مسمومیت در بزها ثبت گردید. قبل از مرگ حیوان نیز یک نمونه خون اخذ و پارامترهای بیوشیمیایی مورد نظر اندازه گیری شد. پس از مرگ از کبد، قلب، ریه، کلیه و روده حیوان نمونه بافتی اخذ گردید و در فرمالین 10 درصد فیکس گردید. الکتروکاردیوگرافی، برادی کاردی سینوسی، بلاکهای دهلیزی بطنی، انفکاک دهلیزی بطنی، تکی کاردیای سینوسی، انقباضات زودرس بطنی، تکی کاردی بطنی و فیبریلاسیون بطنی را نشان داد. نشانه های بالینی شامل افسردگی، ناله، کاهش درجه حرارت بدن، افزایش و سختی تنفس و تکرر ادرار بود. غلظت پتاسیم سرم و فعالیت آنزیم های کراتین کیناز، آسپارتات آمینوترانسفراز و لاکتات دهیدروژناز سرم افزایش و غلظت سدیم، کلر و کلسیم سرم کاهش پیدا کرد. پرخونی و خونریزی در کبد، میوکارد قلب، ریه، ناحیه مرکزی کلیه و مخاط روده و نکروز عضلانی در میوکارد قلب و نفوذ سلول های آماسی در بافت ریه مشاهده شد. تمام 10 راس بز، 24-6 ساعت پس از مسمومیت تلف شدند و سرکه هیچ تاثیری در درمان مسمومیت تجربی با خرزهره در بز نداشت.
    کلیدواژگان: خرزهره، مسمومیت، سرکه، بز
  • مقالات کوتاه
  • شعبان شیرالی، هدایت الله روشنفکر، علی آقایی صفحه 86
    محدوده دمایی 18 تا 21 درجه سانتی گراد مناسب ترین دامنه حرارتی برای مرغ ها می باشد و اگر دما از 24 درجه سانتی گراد عبور کند زندگی آنها تحت تاثیر استرس گرمایی قرار می گیرد (11). آزمایشی با 224 قطعه جوجه گوشتی سویه آرین از سن 7 تا 49 روزگی در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تیمار و 4 تکرار (8 قطعه جوجه برای هر تکرار) برای مشخص نمودن اثر سه ماده شیمیایی بی کربنات سدیم، کلرید آمونیم و کلرید پتاسیم در دو سطح 1/0 و 3/0 درصد و تیمار شاهد اجرا گردید. نتایج نشان داد که اثر تیمارها بر وزن (01/0 P) و ضریب تبدیل (05/0 P) معنی دار بود، اما بر مصرف غذا اثر معنی داری نداشت (05/0
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، تنش حرارتی، بی کربنات سدیم، کلرید آمونیم، کلرید پتاسیم
  • مرتضی ممویی، سیدجواد یعقوبی، حامد کرمی، هدایت الله روشنفکر صفحه 92
    در گوسفند و اکثر حیوانات اهلی به دلیل طولانی بودن فاز لوتئال، فرصت بیشتری برای دخالت در چرخه تولید مثل دام در این مرحله وجود دارد. همزمان سازی فحلی این اجازه را می دهد که رسیدگی و تلقیح دام ها را به صورت یک برنامه کاری، متناسب با دیگر فعالیت های مورد نیاز برنامه ریزی نمود که کار وقت گیر تشخیص فحلی کاهش خواهد یافت و فصل تولید مثل را می توان کوتاه نمود و حیوانات را می توان در الگوهای زایمانی مطلوب گروه بندی نمود (2). تعداد 80 راس میش نژاد سنجابی 2 تا 5 سال سن که همه آنها سال گذشته زایش داشته و دارای بره و شیروار بودند در چهار گروه 20 راسی (سه گروه درمانی و یک گروه شاهد) تحت مطالعه گرفتند. در اوایل اردیبهشت ماه (فصل آنستروس) به سه گروه درمانی، سیدر (CIDR) تلقیح شد. سیدرها به مدت 10، 12، 14 روز در مهبل میش های گروه های درمانی باقی ماند و پس از زمان های یاد شده از بدن آنها خارج شد و همه گروه های تحت آزمایش با یک قوچ سالم و بارور همراه شدند. 24 ساعت بعد از خارج شدن سیدرها به نیمی از میش های گروه های فوق یک دوز (100 میکروگرم) GnRH داخل رگی تزریق گردید. میزان وقوع فحلی در گروه شاهد 10 درصد و در سه گروه درمانی به ترتیب 75، 95 و 85 درصد بود. میزان وقوع فحلی در سه گروهی که سیدر دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه شاهد تفاوت کاملا معنی داری را نشان داد (01/0 p) اما تفاوت معنی داری بین میزان وقوع فحلی در سه گروه درمانی مشاهده نگردید (05/0 P). همچنین بین نرخ آبستنی در میش های زیر گروه های درمانی که GnRH دریافت کرده بطور معنی داری نسبت به گروه کنترل بیشتر بود (05/0 P). همچنین بین میزان وقوع آبستنی در میش های زیر گروه های درمانی که GnRH دریافت نکرده و گروه شاهد نیز تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0 P). نتیجه کلی اینکه استفاده از سیدر در بروز فحلی در فصل غیر تولید مثلی به مدت 10، 12 و 14 روز با بروز فحلی مناسب همراه می باشد و استفاده از GnRH در گروه های درمانی تاثیر مناسبی در باروری دارد.
    کلیدواژگان: سیدر، القاء فحلی، گوسفند سنجابی
  • گزارش موردی
  • تقی تقی پوربازرگانی، سید حسین مودب، غلامرضا افشاری، علیرضا وجهی، مجید مسعودی فرد، زهره خاکی صفحه 98

    این گزارش به شرح یک مورد خون شاش، آنمی و زردی در یک راس مادیان عرب آبستن می پردازد. نتایج حاصل از بررسی تاریخچه، معاینات بالینی، یافته های آزمایشگاهی و بررسی های سونوگرافی نشان داد که آسیب ناشی از تروما به قسمت فوقانی پهلوی چپ و همچنین کلیه چپ بیمار وارد شده است. علت هموگلوبینوری کاذب در این بیمار مبتلا به هماتوری، همولیز خون موجود در ادرار در داخل مثانه تعیین شد. کم خونی و زردی نیز به خونریزی داخلی و جذب بیلی روبین بعد از آزاد شدن هموگلوبین داخل گلبول های قرمز متلاشی شده نسبت داده شد.

    کلیدواژگان: خون شاش، تروما، مادیان