فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال ششم شماره 2 (پیاپی 12، پاییز و زمستان 1387)
  • سال ششم شماره 2 (پیاپی 12، پاییز و زمستان 1387)
  • 180 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/04/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمدتقی کرمی، آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی صفحه 5
    برهان صدیقین ابن سینا برای اثبات وجود خدا، یکی از مقبول ترین براهین اثبات وجود خدا محسوب می شود. یکی از چالش های مطرح در مورد این برهان، بحث از لمی بودن یا إنی بودن آن است. بر اساس یک برداشت مشهور و سنتی از کلمات ابن سینا، برهان إنی مفید یقین نیست و لذا در مسئله اثبات وجود خدا کارآمدی ندارد. اقامه برهان لمی نیز برای خداوند ممکن نیست؛ زیرا در برهان لمی، سیر از علت به معلول صورت می گیرد و خداوند علت ندارد. برای برون رفت از این معضله، برخی این برهان را نوعی برهان إنی دانسته اند که در آن سیر از ملازمات عامه برای اثبات مطلوب صورت می گیرد و لذا یقین آور است. گروه دوم این برهان را برهان شبه لمی دانسته اند، و برخی نیز به لمی بودن این برهان اعتقاد دارند.
    در این مقاله، تلاش شده است از إنی بودن برهان مورد بحث دفاع شود. إنی دانستن این برهان، با مبانی فلسفی ابن سینا سازگار است و برهان إنی نیز از نظر ابن سینا یقین آور است. البته کلمات ابن سینا درباره إنی بودن یا لمی بودن براهین خداشناسی به طور عام و برهان صدیقین به شکل خاص، قدری متعارض است. اما شاید بتوان با توجه به مبانی ابن سینا، این تعارضات را برطرف کرد.
    کلیدواژگان: برهان صدیقین، برهان لمی، برهان إنی، برهان شبه لمی
  • حسین کلباسی اشتری صفحه 25
    جست وجوی زمینه ها و عوامل دخیل در تکوین عهدین (کتاب مقدس) خود موضوعی است که هم از جنبه های تاریخی فرهنگی و هم از جهت الهیاتی کلامی، در فهم روح حاکم بر این اثر بسیار موثر است.
    فرض بر آن است که دو سنت «عبرانی یهودی» و «یونانی یونانی مآبی»، سرچشمه های اصلی شکل گیری کتاب مقدس و البته خود مسیحیت بوده اند. اما تحلیل تاریخی و ریشه شناسانه دو سنت مذکور، از یک سو عوامل و مؤلفه های کمتر شناخته شده دیگری را برای ما عرضه می دارد که احیانا در لابه لای پژوهش های دین شناسانه مغفول واقع شده اند؛ و از سوی دیگر نشان دهنده تلفیق فرهنگی و حتی روحی- معنوی دو سنت یاد شده با یکدیگر است که این، خود در تقدیر تاریخی دو سنت یهودی و مسیحی مؤثر واقع شده است. ملاحظه نتایج حاصل از گسترش عوامل مذکور نیز به نوبه خود، عرصه جدیدی از پژوهش را در این زمینه می گشاید که از زمره فروعات آن، ظهور جریان تاویل (هرمنوتیک) کتاب مقدس است. ریشه یابی تحولات معرفت دینی در سنت مسیحی و پیوند آن با نخستین رویدادهای فرهنگی و دینی سده های نخست میلادی، هدف اصلی این نوشتار است.
    کلیدواژگان: ترجمه ولگات، تاویل دینی، کتاب های قانونی و غیر اصیل، یهودیت یونانی مآب، فرق یهودی
  • رستم شامحمدی، حمیدرضا آیت اللهی صفحه 45
    نوشتار حاضر تلاشی است که طی آن، در گام اول، با توجه به ارکان اساسی جهان شناسی پویشی وایتهد – اصولی چون: نگرش ارگانیستی، پویشی دیدن عالم، در هم تنیدگی تمام موجودات، دو قطبی بودن موجودات، نظریه دریافت و تعامل همه جانبه موجودات- به ضرورت حضور خداوند در این جهان شناسی اشاره می شود. در گام دوم، به تحلیل تفسیری پرداخته می شود که طی آن، وایتهد خداوند را هستی بالفعلی معرفی می کند که تابع مقولات حاکم بر این جهان پویشی است. در گام سوم، به اقتضای نگرش ارگانیستی یا اندام وار وایتهد، تعامل دو جانبه خدا و جهان، تاثیرگذاری متقابل این دو و نتایج آن تحلیل می شود. در گام آخر، با نظر به نقد درون سیستمی، این ادعای بنیادی وایتهد که «خداوند به عنوان یک هستی بالفعل، استثنایی بر سایر هستی ها نبوده و تابع مقولات و اصول حاکم بر جهان شناسی پویشی است» مورد ارزیابی قرار می گیرد، و به پاره ای از انتقادات و چالش های فراروی آن اشاره می شود.
    کلیدواژگان: جهان شناسی پویشی، خدا، ارگانیسم، پویش، دریافت، هستی های بالفعل
  • علی آراسته، علی اکبر احمدی افرمجانی صفحه 71
    هگل جوان که وارث دین کانتی و روشن گری است دیدگاه نوینی را در خصوص دین ارائه می کند که از جهات مختلفی نقد دین کانتی است؛ از نظر هگل، دین کانتی برخاسته از کل وجود انسان نیست. هگل دین مورد نظر خود را دین ذهنی می خواند که برخاسته از صمیم روح و قلب است، در حالی که نقطه مقابل آن، دین عینی است که دست ساخته مفاهیم عقلی است. دین ذهنی هگل، توجهی به جاودانگی شخصی نفس ندارد؛ و کمال نفس در همین دنیا و در تشبه به خدا و وحدت با خدا حاصل می شود.
    به باور هگل، ما در بیان حقایق دینی با فقر زبانی مواجه ایم؛ زیرا اولا: وجود خدا از سنخ سایر موجودات نیست و ثانیا: روح را فقط روح درک می کند و کسی که بخواهد او را فقط با عقل درک کند، از درک الوهیت و از بیان آن عاجز خواهد ماند. برای این که کسی بتواند حقیقت الوهیت را درک کند، باید روحش تعالی یابد و از کرانمندی به سوی بی کرانگی حرکت کند.
    در بعد سیاسی- اجتماعی نیز باید گفت کارکرد دین، متاثر از دین داری بیشتر افراد اجتماع است؛ اگر اکثریت مؤمن باشند، افراد دین دار در عشق و وحدت با یکدیگر زندگی می کنند، اما اگر اکثریت بی ایمان باشند، دین داران به انزوا روی می آورند. عیسی نیز به همین دلیل انزوا گزید. در نهایت، برای این که وحدت جامعه مومنان که به وسیله عنصر عشق با یکدیگر متحد شده اند به وحدتی کامل تبدیل شود و با عینیت نیز یگانه شود، به عنصری نیاز است که حلقه واصل این یگانگی شود و آن عبارت است از خیال. خیال که از یک سو با روح در پیوند است و از سوی دیگر، مصداق تام الوهیت را در شخص عیسی مشاهد می کند، می تواند پیوند میان عشق و عین را درک کند و این وحدت را تکمیل کند.
    کلیدواژگان: هگل جوان، دین، الوهیت(خدا)، حیات، ایجابیت
  • حسین شیخ رضایی، سروش دباغ صفحه 95
    بحث درباره قوانین طبیعت و وضعیت دو اصل استقراء و علیت، از مباحث طرح شده در رساله منطقی- فلسفی ویتگنشتاین (تراکتاتوس) است. در این نوشته، سعی بر آن است تا ابتدا با ارائه گزارشی عمومی از آرای ویتگنشتاین در رساله، تلقی او از قوانین اصیل طبیعت و رابطه آنها با منطق مورد بررسی قرار گیرد. در اینجا می توان میان قوانین «عمومی» و قوانین «محدود» تفاوت قائل شد و رابطه هر کدام را مستقلا با منطق بررسی کرد. پس از این، به بررسی وضعیت دو اصل استقراء و علیت، از منظر رساله، پرداخته و نشان داده می شود که چرا هیچ کدام از این دو اصل، از نظر نویسنده رساله، در میان قوانین اصیل طبیعت جای ندارند.
    در گام بعد، مقایسه ای میان آرای ویتگنشتاین و پوانکاره، به عنوان یک قراردادگرا، در باب قوانین طبیعت صورت گرفته؛ و چند تفاوت مهم میان رویکرد این دو بررسی شده است. در این بخش، اشاره شده که چرا گزارش ویتگنشتاین از قوانین طبیعت، نمی تواند از سوی دانشمند یا فیلسوف علمی که برای تجربه، شانی خاص در فرآیند کار علمی قائل است، جدی تلقی شود.
    کلیدواژگان: قوانین طبیعت، علیت، استقراء، قراردادگروی، تئوری تصویری معنا
  • فیلیپ (علی) لنسل، حسین غفاری صفحه 121
    مبحث علم حضوری، در تفکر فلسفی اسلامی بعد از مواجهه جدی آن با فلسفه غرب در قرن بیستم، اهمیت مضاعفی یافت. دلیل اهمیت آن، رویکرد جدیدی می باشد که در حیطه معرفت شناسی، این نوع از علم در اختیار فیلسوفان اسلامی قرار می دهد. با بهره گیری از این علم، برای فیلسوفان اسلامی، هم امکان اثبات اعتبار فلسفه به معنای مابعدالطبیعه فراهم شده است؛ و هم قادر به دفاع از رویکرد رئالیستی در علم شده اند. یکی از اقسام علم حضوری که تا به حال، کمتر مورد توجه اندیشمندان این رشته قرار گرفته، علم حضوری نفس به بدن است. با این وجود، با توجه به مبانی ملاصدرا در علم النفس، باید این قسم از اقسام علم حضوری را از مسلمات فلسفه صدرائی به حساب آورد. در این مقاله، کوشش شده است تا با استفاده از علم حضوری نفس به بدن، امکان اثبات عالم خارج به لحاظ فلسفی، یعنی خروج از ایدئالیسم مطلق، نشان داده شود. بدین منظور، در ابتدا به توضیح و اثبات علم حضوری نفس به بدن در نزد ملاصدرا پرداخته و سپس اقسام ایدئالیسم نیز اجمالا مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: علم حضوری، علم حصولی، بدن مثالی، قوای نفس، معرفت شناسی، ذهن، ایده، ایدئالیسم، رئالیسم
  • محمدرضا محسنی صفحه 143
    دکارت در آثار خود، با استفاده از براهین و استدلال های عقلی، سعی در تشریح یکی از مسائل بنیادین فلسفی، یعنی اثبات مبدا هستی دارد. او با در هم شکستن شالوده اسلوب های گذشته و با بهره گیری از ابزار خرد، در پی شناخت و تبیین نقش خداوند به عنوان امری یقینی و جوهری نامتناهی در جهان هستی است. دکارت، ضمن فطری خواندن حس خداخواهی در انسان، آن را ناشی از میل کمال جویی انسان می داند.
    ادله دکارت برای اثبات وجود خداوند، ادله ای فلسفی است، نه کلامی؛ زیرا آرایی که دکارت درباره ذات خداوند و جاودانگی روح انسانی ارائه می دهد، تنها با کمک خرد استدلالی و فلسفی قابل تفسیر است. خردباوری دکارتی برای تبیین نقش مبدا هستی؛ دیدگاه ها و راهکارهای علمی و در عین حال روحانی او برای اثبات وجود خداوند؛ بهره گیری او از مبانی ریاضی و علم مکانیک برای تبیین جهان مادی؛ و بالاخره باور قلبی، سلوک عقلانی، خشوع معنوی و آرامش عمیق دکارت در برابر اراده پروردگار، از جمله مواردی است که در این مقاله تحلیل می شوند.
    کلیدواژگان: دکارت، مبدا هستی، جهان مادی، خرد، روح انسانی، وجود، کمال
  • صفحه 161
|
  • Dr. Mohammad Taqi Karami, Ayatollah Sayyed Hasan Saādat Mostafavi Page 5
    Avicenna's Ṣeddῑqῑn demonstration is regarded as one of the most acceptable arguments for proving the existence of God. Being a demonstratio propter quid (al- burhān al- innῑ) or demonstratio quia (al- burhān al- limmῑ) is a known challenge on this argument. According to some famous readings of Avicenna's expressions, demonstratio quia does not lead us to certainty and therefore is useless for proving the existence of God. On the other hand, there is no way to prove the existence of God using demonsteratio propter quid because God does not have any cause. Some scholars for getting rid of this problem claimed that this argument is an especial kind of demonstratio quid that the conclusion is proved by common dependencies (al- mulāzimāt al- ̒āmmah) and so gives us certainty. Some other scholars believe that this argument is quasi demonstratio propter quid (shibh al- limm) and there are some scholars that take it as a demonstratio propter quid. This article attempts to defend this argument as a demonstratio quia. Avicenna regarded the conclusion of demonstratio quia certain although there is a kind of inconsistency in Avicenna's words in the realm of theological demonstration generally and Ṣeddῑqῑn demonstration in particular. Regarding this demonstration as demonstratio quia or demonstratio propter quid it is possible to remove this inconsistency applying Avicenna's philosophical principles.
  • Dr. Hosein Kalbasi Page 25
    To research the backgrounds and influential factors in formation of Bible is a subject very important from histo - cultural and kalam – theological aspect in understanding the essence of this book. It is claimed that the fountainheads for forming scripture are Hebrew-Judaic and Greece- Hellenistic traditions and Christianity itself. But using historical analysis and etymology of these two tradition show that there are other factors which are forgotten in religious researches, and also reveal the cultural and spiritual mixture of these two tradition which was effective in forming the historical destiny of considering the results of extending of these factors opens a new field of research that the appearance of hermeneutic stream of scripture is one its branches. The main target of this paper is surveying the transformation of religious understanding in Christianity and its relation to early cultural and religious events in early centuries A.D.
  • Rostam Shamohammadi, Dr. Hamid Reza Ayatallahi Page 45
    The present paper, first and foremost, is an attempt towards presenting reasons for the inseparable existing of God in Whitehead’s cosmology, considering the basis of Whitehead’s Process Cosmology, view of organist, world as process, interrelated of all entities, bipolarity of entities, theory of prehension, interaction of all the creatures. The second step taken here considers analyzing Whitehead’s interpretation, in which he introduces God as an actual entity being subject to the categories of this process cosmology. The third step taken in the paper, considering Whitehead’s organist view, is an attempt to analyze the mutual interaction of God and universe and their bilateral impact on one another. The last step taken focuses on Whitehead’s fundamental claim that” God as an actual entity is not an exception to the other entities, but subject to the categories of process cosmology”. Therefore, this part of the article analyzes this claim and presents criticisms and challenges dealing with it.
  • Ali āraste, Dr. Ali Akbar Ahmadi Aframjani Page 71
    Young Hegel, who is the heir of Enlightenment and Kantian religion, presents a new sight of religion which is multi-sided criticism of Kantian religion. Hegel believes that Kantian religion is not issued from human totality. Hegel names his religion as Subjective which issues from the depth of spirit, and its opposite is Objective Religion which is product of intellectual concepts. Hegelian subjective religion is not concerned with individual immortality of spirit, and spiritual perfection is attained in this world, in resemblance and unity with God.In expression of religion truths, Hegel believes that we are confronted with language poverty because: the first, God is not like other existences and the second, spirit is realized only by spirit, and who is to realize God with intellect only, would be unable to realize and thus express Him.For realizing God, the one's spirit should be advanced and go from its limited being to being without limitation.In sociopolitical mode, religion function is influenced from the religion of maximal crowd; if they were believers they would live in love and unity with each other; but if not, the believers would be severed from live relations with community. Jesus himself selected severance also for this reason and had relation with few persons in order to nurture their good spirit.Finally, in order to ripen the unity of believers community - which are united by love - and unified with objectivity, it requires to an element which unifies subject (love) and object (person); this element is imagination. Imagination which is both related with spirit and feels the person, who is actually divine, can realize the relation between love and object, and complete the unity.
  • Dr. Hossein Sheykh Rezaee, Dr. Soroush Dabbagh Page 95
    In his Tractatus Logico-Philosophicus, Wittgenestein has some remarks on the nature of laws of nature. His main concern is to connect genuine laws of nature with logic. To illuminate and explain this connection, we suggest a distinction between two kinds of laws (inspired by Wittgenestein himself). On the one hand, general laws of nature (e.g. law of conservation) restrict applicability of other laws of nature. According to Wittgenstein, although we do not know whether these laws are true or not a priori, we know their logical forms in advance, and this fact is enough to guarantee a connection between these laws and logic (we know logical truths in advance as well). On the other hand, first order laws of nature (e.g. Newton's laws) have limited scope of applicability. Wittgenstein treats these laws as logical patterns with the ability to classify propositions about the world. As long as we take first order laws as nets with this ability, and dismiss their factual content, the connection between them and logic is obvious again. Having made this distinction, we go to consider the situation of two principles: induction and causation. It will be showed that according to Wittgenestein, there is no connection between these two and logic, and therefore these so-called laws are not among genuine ones. The next step is to compare Wittgenestein's account of laws with Poincare's conventionalism. Despite some similarities, it will be argued that the former cannot be taken seriously by a scientist or a philosopher of science who takes experimentation important in science.
  • Philipp (Ali) Lanzl, Dr. Hosein Ghaffari Page 121
    After Islamic Philosophy had been confronted with Western Philosophy in the 20th century, the topic knowledge by presence has gained more importance. This is because it provides a new account for Islamic philosophers in epistemology. By the use of this type of knowledge they have the possibility to prove the plausibility of Metaphysics and can defend a realistic account of episteme. One form of knowledge by presence which has been neglected, is the present knowledge of the body. Nevertheless on the ground of the philosophy of Mulla Sadra, there is no doubt that this knowledge is a kind of knowledge by presence. This article tries to overcome absolute idealism by the use of present knowledge of the body and to prove the existence of the outside world. Therefore it states the definition and proof of present knowledge of the body at the beginning and then deals with two kinds of idealism.
  • Dr. Mohammad Reza Mohseny Page 143
    This present study is related to explaining of Descartes about human spirit using his logical demonstration; Descartes tries to describe one of the principal contexts in his writings, in fact, confirmation of existence origin. The reasons that he presents are not theological.In his opinion, belief in God in human is natural, and it is arising from his tendency to idealism. In his view, God is an infinite substance. Although he presents a mechanical explanation from material universe, but his cordial belief guide him to a spiritual surrender and a deep tranquility against the will of God.