فهرست مطالب

  • سال پنجاه و ششم شماره 3 (پائیز 1382)
  • تاریخ انتشار: 1378/10/11
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمدرضا ثروتی طاهره فتح الله زاده صفحه 155
    هدف از این تحقیق؛ بررسی انواع فرسایش در حوزه آبخیز ماسوله رودخان؛ بررسی شدت فرسایش؛ تولید رسوب و عوامل موثر در این رابطه است در این رابطه ویژگی های فیزیوگرافی؛ توپوگرافی؛ اقلیمی؛ هیدرولوژی؛ زمین شناسی؛ ژئومورفولوژی؛ پوشش گیاهی؛ خاک؛ فرسایش و تولید رسوب به طور کامل بررسی شد. این حوزه دارای مساحتی در حدود 72/227 کیلومتر مربع است. در رابطه با ژئومورفولوژی منطقه؛ از سه واحد؛ 18 نوع رخساره و 229 واحد کاری اولیه تشکیل شده است. سپس با ادغام این واحدهای کاری اولیه با ساختار سنگ شناسی و مقاومت آنها در برابر فرسایش و تلفیق شیب به آنها؛ 102 واحد کاری به دست آمد. بررسی شدت فرسایش و تولید رسوب در هر واحد کاری با استفاده از روش واحدهای ژئومورفولوژی (کیفی) و نیز روش تجربی E.P.M (کمی) صورت گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده؛ زیر حوزه شماره چهار از نظر شدت فرسایش بیشترین فرسایش را دارا می باشد. (ضریب فرسایش 1/2) همچنین بیشترین مقدار رسوب زایی را نسبت به سایر زیرحوزه ها به خود اختصاص داده است؛ که در حدود 8/94080 متر مکعب در سال است. از دلایل آن می توان به شیب زیاد و ساختار سنگ شناسی حساس به فرسایش که عمدتا شیل؛ رس؛ سیلت است و نیز به تغییر کاربری که عمدتا تخریب جنگل است؛ اشاره کرد. زیر حوزه شماره هشت از نظر شدت فرسایش و گنایش و گابرو می باشد. (ضریب شدت فرسایش 69/0 و مقدار رسوب زایی کل؛ 5/12297 متر مکعب در سال) به طور کلی نتایج این بررسی نشان می دهد که در گستره هر واحد کاری سرشت سنگ از نظر مقاومت در مقابل فرسایش بارزترین عامل بوده است و این مورد تقریبا در کلیه رخساره ها صادق می باشد. عمده ترین عامل ایجاد فرسایش در حوزه تغییر کاربری و تخریب جنگل می باشد. در ضمن ارتباط منطقی مابین واحدهای ژئومرفولوژی و شدت فرسایش واحدهای مذکور وجود دارد. بنابراین مدل پیشنهادی برای منطقه مورد تایید قرار گرفت.
    کلیدواژگان: انواع فرسایش، شدت فرسایش، تولید رسوب، واحدهای ژئومورفولوژی و روش تجربی EPM
  • محسن محسنی ساروی حامد روحانی عبدالرسول تلوری غلامرضا زهتابیان صفحه 165
    یکی از روش ها در تحلیل منطقه ای سیلاب در مناطق خشک و نیمه خشک روش هیبرید است. اینروش برای غلبه بر مشکلات کمبود آمار در منطقه ها با تعداد ایستگاه های هیدرومتری کم و یا نبود آمار کافی در ایستگاه ها؛ مناسب است. هدف از این تحقیق آزمون روش هیبرید برای برآورد دبی اوج در شرق و شمال شرق ایران است که برای ارزیابی روش یاد شده از روش سیل شاخص استفاده شده است. با انتخاب بهترین تابع توزیع منطقه ای (توزیع لوگ پیرسون) مقداری دبی بیشینه لحظه ای با دوره برگشت های مختلف برآورد شد. با به کار بردن تجزیه تحلیل عاملی متغیرهای مستقل و با اهمیت تعیین شدند. این متغیرها شامل مساحت؛ ارتفاع متوسط؛ تراکم زهکشی و بارندگی متوسط سالیانه است. مناطق همگن هیدرولوژیک در روش سیل شاخص با استفاده از روش تجزیه و تحلیل خوشه ای تعیین شد. سپس دو دسته مدل برای کل منطقه و مدل هایی برای منطقه های همگن ارائه گردید. در روش هیبرید گروه بندی بر اساس مساحت به سه گروه همگن تقسیم شد. سپس مدل های منطقه ای سیلاب طبق روش هیبرید تعیین شد. در مرحله بعد برای بررسی اعتبار دو روش هیبرید و سیل شاخص؛ آزمون خطا انجام گرفت. مقایسه؛ نشان داد فقط در ایستگاه فریزی در دوره بازگشت بالاتر از ده سال؛ روش سیل شاخص از روش هیبرید دقت بیشتری دارد ولی در دو ایستگاه شش طراز و شصت دره؛ روش هیبرید نسبت به روش سیل شاخص در تمامی دوره بازگشت ها دقت بیشتری دارد.
    کلیدواژگان: شرق و شمال شرق ایران، روش هیبرید، سیل شاخص، مناطق همگن، تجزیه و تحلیل عاملی، تجزیه و تحلیل خوشه ای
  • کامران مروج فریدون سرمدیان شهلا محمودی صفحه 177
    دراین مطالعه؛ پرداش رقومی تصاویر ماهواره ای حاصل از سنجنده T.M برای انجام برخی مطالعات خاکشناسی و نهایتا تهیه نقشه های واحدهای خاک استفاده شده است. این منطقه بخشی از زمین های دشت ورامین و حوضه رودخانه جاجرود را در رمی گیرد؛ به گونه ای که رودخانه پس از ورود به آن در سرتاسر دشت پخش می شود. با توجه به داده های نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی به منطقه مورد بحث؛ مقدار متوسط بارندگی سالیانه در منطقه بین 140 تا 150 میلی متر و متوسط دما حدود 18 درجه سانتی گراد است. خاک های مورد بررسی؛ طبق رده بندی به روش آمریکایی (USDA، 1999) در دو رده انتی سول ها و اربدی سول ها و بر اساس روش فائو عمدتا جزء Cambisols، Fluvisols و برخی واحدها در Solonchaks، Gypsisols، Calcisols جای می گیرند. برای تهیه نقشه های واحدهای خاک از روش طبقه بندی نظارت شده بیشترین احتمال استفاده شد. نسبت توافق بین این نقشه و نقشه مرجع تهیه شده با روش های سنتی؛ 82% و ضریب کاپای آن 75% است. با مطالعه جدول خطای حاصل از این دو نقشه نتیجه می گیریم که از بین 12 واحد نقشه خاک به دست آمده؛ واحد خاک 9 از 7 (یعنی به ترتیب Calcaric Fluvisols و Cambisols Calcaric) به خوبی از یکدیگر تفکیک نشده اند. وجود درصد سیلت زیاد در افق سطحی که انعکاس طیفی بالای خاک را به دنبال دارد سبب می شود که هنگام پردازش عکس ها؛ با پدیده شوری که انعکاس طیفی بالایی دارند؛ مشابه بوده و اشکالاتی را در تجزیه و تحلیل داده ها به ویژه طبقه بندی تصویر به وجود آورد. این تحقیق پیشنهاد می کند که در مطالعات گوناگون خاکشناسی در کنار انتخاب باندهای طیفی مناسب؛ از عکس های تهیه شده در زمانی که زمین ها پوشش گیاهی ندارند؛ استفاده شود. همچنین می توان به طور همزمان عکس های دارای پوشش گیاهی و بدون آن را به کار برد. در ضمن برای پرهیز از تداخل پدیده های متفاوتی که دارای انعکاس طیفی مشابهی در تجزیه و تحلیل های رایانه ای هستند؛ جدا دارد که عکس های تهیه شده توسط سایر سنجنده ها از قبیل سنجند ه های ماهواره SPOT فرانسه و یا IRS هندوستان و نیز سایر روش های طبقه بندی از قبیل طبقه بندی بر مبنای موقعیت مکانی (مختصاتی) پدیده ها(به جای طبقه بندی بر اساس تفاوت انعکاس طیفی) نیز بررسی و مطالعه شود.
    کلیدواژگان: پردازش رقومی، سنجنده TM، نقشه واحدهای خاک، طبقه بندی نظارت شده، نسبت توافق، ضریب کاپا، جدول خطا، انعکاس طیفی، طبقه بندی بیشترین احتمال
  • پریسا پناهی محمود زبیری سیدمحسن حسینی مجید مخدوم صفحه 191
    یکی از مهمترین اطلاعات مورد نیاز در جنگلداری شهری؛ آگاهی از مساحت یا نسبت فضاهای سبز شهری است. امروزه در کشورهای مختلف دنیا از روش های مختلفی به منظور نیل به این هدف استفاده می گردد. در این تحقیق برای اولین بار در ایران از روش های مختلف آماربرداری شامل آماربرداری صددرصد با استفاده از نوارهای 10 متری؛ نمونه برداری های تصادفی ساده؛ بلوکی تصادفی؛ منظم تصادفی؛ دو مرحله ای و نمونه برداری با شبکه نقطه چین و با استفاده از عکس های هوایی برای برآورد مساحت درختان حاشیه ای خیابان ولیعصر تهران به طول 5000 متر (500 نوار 10 متری در دو طرف خیابان) استفاده شد. در آماربرداری صد در صد که به عنوان مبنای مقایسه با سایر روش ها در نظر گرفته شد؛ با اندازه گیری گسترده عرضی تاج درختان (که همان عرض نوارهی 10 متری بود) مساحت نوارها محاسبه شد. در سایر روش ها نیز از بین نوارهای اندازه گیری شده؛ تعدادی انتخاب و با استفاده از فرمول های مربوطه؛ محاسبه ها صورت پذیرفت؛ با استفاده از آزمون کای اسکور نرمال بودن داده ها اثبات شده و از آزمون t برای تعیین معنی دار بودن اختلاف بین روش های مختلف نمونه برداری با آماربرداری صد در صد استفاده شد. در این مرحله تنها اختلاف روش بلوکی تصادفی (حالت اول) با آماربرداری صد درصد معنی دار بود؛ که از مقایسه ها حذف و برای تعیین روش آماربرداری بهینه مقدار E2%xT برای سایر روش های نمونه برداری محاسبه شد. در بین سایر روش های نمونه برداری کمترین مقدار E2%xT مربوط به روش نمونه برداری با شبکه نقطه چین (56/2306) بود. علاوه بر این چون این روش نیاز به زمان و نیروی کار کمتری دارد؛ به عنوان مناسب ترین روش آماربرداری در جنگلداری شهری پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آماربرداری، نمونه برداری، شبکه نقطه چین، تصادفی ساده، بلوکی تصادفی، منظم تصادفی، نمونه برداری دو مرحله ای، جنگلداری شهری
  • رامین رحمانی شیرزاد محمد نژاد کیاسری صفحه 201
    در دو دهه اخیر مساحت جنگل های مخروبه در شمال ایران به علت دخالت انسان افزایش یافته است. جنگلکاری با گونه های اصلاح کننده خاک می تواند روشی مناسب برای احیا و بازسازی جنگل های مخروبه باشد؛ زیرا با افزایش فعالیت های زیستی مرتبط با تجزیه لاشبرگ و چرخه عناصر غذایی؛ روند بازگشت اکوسیستم به شرایط طبیعی را کوتاه می نماید. این بررسی با هدف تعیین فراوانی جمعیت هزارپا در جنگلکاری های 14 ساله افرا؛ بلوط؛ توسکا و زربین در مقایسه با یک جنگل مخروبه انجیلی و ممرز در دارابکلا با توجه به ترکیب عناصر غذایی لاشبرگ انجام شد.در عرصه های مورد بررسی 50 نمونه انتخاب ویژگی های جمعیت هزارپا؛ لاشبرگ و لایه سطحی خاک (0 تا 10 سانتی متر) شامل تعداد و زیوزن هزارپا؛ وزن؛ درصد ماده خشک؛ درصد پروتئین خام؛ درصد چربی خام؛ درصد الیاف خام؛ درصد خاکستر؛ واکنش شیمیایی لاشبرگ؛ درصد رطوبت وزنی و وزن مخصوص ظاهری خاک اندازه گیری شدند. کلیه نمونه های هزارپا با گونه (Lohmander، 1928)Ommatoiulus caspius از خانواده Julidae تعلق داشتند. در جنگل کاری های افرا و بلوط میانگین زیوزن هزارپا بیشتر از 100 میلی گرم در متر مربع و وزن لاشبرگ کمتر از 1000 گرم در متر مربع بود. در حالی که جنگلکاری های توسکا و زربین و جنگل مخروبه انجیلی و ممرز میانگین زیوزن هزارپا کمتر از 50 میلی گرم در متر مربع و میانگین وزن لاشبرگ بیشتر از 1000 گرم در متر مربع به دست آمد. ضریب همبستگی تعداد و زیوزن هزارپا با وزن لاشبرگ (88/0-=r) درصد چربی خام لاشبرگ (80/0=r)؛ درصد الیاف خام لاشبرگ (53/0=r) و وزن مخصوص ظاهری خاک (60/0=r) معنی دار بود. در بین متغیرهای مرتبط با ترکیب عناصر غذایی لاشبرگ؛ درصد چربی خام بالاترین همبستگی را با محور اول در تجزیه و تحلیی مولفه های اصلی (69/0-=r) داشت. گونه های درختی کاشته شده در جنگلکاری از طریق ترکیب عناصر غذایی لاشبرگ بر فراوانی جمعیت هزارپا و مقدار تجمع ماده آلی در لایه لاشبرگ موثر بوده اند.
    کلیدواژگان: هزارپا، جنگلکاری، جگل مخروبه، لاشبرگ، ترکیب عناصر غذایی
  • سیدحمید متین خواه تقی شامخی جمال الدین خواجه الدین محمد جعفری احمد جلالیان صفحه 213
    نظر به اینکه مطالعات اگروفارستری در ایران بسیار محدود است؛ برای ایجاد بستری برای مطالعات اگروفارستری؛ شناسایی سیستم های موجود لازم بود؛ با توجه به ویژگی های استان کهکیلویه و بویراحمد از این نظر؛ شناسایی سیستم ها در این استان متمرکز شد. برای این منظور مسافرت های فراوانی در سرتاسر استان انجام گرفت و سعی شد سیستم های مهم شناسایی و ویژگی های آنها ثبت شود. به عنوان مبنا برای ثبت اطلاعات سیستم ها از روش Carlowitz 1989 در ثبت استاندارد فناوری اگروفارستری استفاده شد؛ اما این روش بسیار خلاصه بوده و در بسیاری از موارد با وضعیت های موجود انطباق نداشت. به این دلیل اصول کارلویتز بسط داده شد و فرمی تهیه شد که در یک فرآیند تکرارپذیر اصلاح شده و سیستم ها توصیف شدند. از کتاب توصیف؛ تشخیص و طراحی نیز که دیدگاه های مرکز بین المللی تحقیق بر روی اگروفارستری را در توصیف کاربری زمین نشان می دهد؛ در طراحی این روش کمک گرفته شد. در نهایت به طور کلی سیستم های اگروفارستری استان کهکیلویه و بویراحمد مطابق نظر (Nair، 1985) در سه دسته گروه بندی شد و سپس این سیستم ها بر اساس شرایط اقلیمی و اکولوژیکی؛ سطح فناوری و وضعیت های اقتضادی- اجتماعی طبقه بندی گردید.
    کلیدواژگان: اگروفارستری، زاگرس، کهکیلویه و بویراحمد، توصیف، ثبت سیستم ها
  • محمدعلی هدایتی محمدرضا مروی مهاجر محمد حسین جزیره ای محمود زبیری صفحه 229
    به منظور بررسی امکان تولید نهال گونه شاه بلوط؛ ابتدا در نیمه اول مهر ماه سال 80 از تعداد 30 اصله درخت در رویشگاه ویسرود در استان گیلان و از هر درخت به میزان متوسط 2 کیلوگرم بذر جمع آوری و سپس در 5 تیمار و 4 تکرار در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی پس از عمل ضد عفونی خاک با قارچ کش متیل بروماید و ایجاد 2 محیط با سایه و بدون سایه پس از انجام تست شاهی کشت گردید. هر تکرار دارای 225 گلدان (5 تیمار و هر تیمار 45 گلدان) بوده است. تیمارهای شماره 1 الی 4 مخلوطی از ضایعات چای؛ خاک لوم؛ پوسته برنج و ماسه با ترکیبهای متفاوت و تیمار شماره 5 صرفا از خاک رویشگاه طبیعی شاه بلوط بعنوان شاهد منظور گردید. اطلاعات حاصله با استفاده از برنامه ترم افزاری SAS؛ تجزیه و آنالیز در جداول تجزیه و اریانس صورت گرفته و به منظور تعیین تیمارهائی که باعث معنی دار شدن آزمون گردیده اند از آزمون چند دامنه دانکن استفاده گردید. نتایج جدول تجزیه و اریانس در مورد کلیه حالات (شادابی نهالها؛ ارتفاع و قطر یقه) نشان داده است که مقدار F محاسبه شده برای هر یک از دو عامل محیط و تیمار در سطح 1% معنی دار گردیده و در آزمون چند دامنه دانکن تیمار شماره 5 (شاهد) در یک گروه (A) و سایر تیمارها در یک گروه (B) قرار گرفتند و نیز R2 در کلیه حالات نشان دهنده حداقل 90% تغییرات مشاهده شده تحت تاثیر هر یک از عوامل محیط و تیمار بوده است. از این رو محیط سایه دار با خاک رویشگاه بهترین نتایج را دربرداشته است.
    کلیدواژگان: شاه بلوط، تولید نهال، شادابی، گیلان
  • نعمت الله خراسانی علی اکبر عنایتی آزیتا هاشمی طباطبایی صفحه 245
    برای مطالعه اثر ماده حفاظتی لاک بالزام در آلودگی قارچی درختان؛ تعداد 30 اصله درخت چنار Platanus orientalis و 16 اصله درخت کاج Pinus eldarica به عنوان نمونه در محوطه دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی کرج انتخاب شد. در انتخاب نمونه ها مشابه بودن شرایط محیطی و زیستی؛ شرایط سنی؛ ارتفاع و قطر تنه درخت ها مورد توجه قرار گرفت. روی تنه هر یک از نمونه ها در ارتفاع 30/1 از سطح زمین (قطر برابر سینه) دوبرش دایره ای شکل با قطر 6 سانتی متر ایجاد و پوست آنها تا لایه کامبیوم به طور کامل برداشته شد. یکی از برش با ماده حفاظتی لاک بالزام به طور کامل آغشته شد و برش دیگر در روی تنه به عنوان شاهد و کنترل بدون آغشته شدن باقی ماند. انتخاب نمونه ها و برش ها در نیمه اول فروردین ماه 1380 (شروع رویش گیاهی) و قطعه برداری از نمونه ها در نیمه دوم آبان ماه 1380 (پایان رویشی گیاهی) انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها و نتایج آزمایش ها نشان می دهد که از نظر مقدار آلودگی قارچی بین دو گونه چنار و کاج مشاهده می شود و در گونه چنار قارچ از نوع (Moniliaceae) بیشتر دیده می شود. نوع برش های باز (بدون آغشته) و بسته (با آغشته) مقدار آلودگی قارچی را مشخص نمی کند.
    کلیدواژگان: کامبیوم، آغشتگی، لاک بالزام، آلودگی قارچی، رویش گیاهی، چنار، کاج، نکروز، صدمات مکانیکی، هرس
  • علی نقی کریمی سحاب حجازی داوود پارساپژوه کاظم دوست حسینی ملیحه اختری صفحه 257
    در این مطالعه امکان استفاده از سه نوع ماده شیمیایی کند سوز کننده برای چوب افرا بررسی و خواص مقاومت به آتش؛ خواص مکانیکی و فیزیکی نمونه های آزمونی اشباع شده با این مواد مطالعه شد و رد نهایت با خواص نمونه های خام مقایسه گردید. در این مطالعه سه ماده کندسوزکننده بنام مونوآمونیم فسفات +بوراکس؛ مینالیت و پیرزوت هر یک در سطح غلظت 5؛8و12 درصد انتخاب شدند. انتقال و پخش شعله به وسیله یک نازل آتش به قطر 2؛3و5 متر انجام شد. از ترکیب سطوح عوامل متغیر در مورد اندازه گیری خواص مربوط به مقاومت آتش 27 تیمار و در مورد اندازه گیری خواص فیزیکی. و مکانیکی 9 تیمار حاصل شد که در هر تیمار 5 تکرار در نظر گرفته شده است. تهیه نمونه های آزمونی مربوط به اندازه گیری خواص مقاومت به آتش بر طبق استاندارد JISA-1322 صورت گرفت و سپس با استفاده از دستگاهی که مطابق استاندارد BS476 ساخته شده بود؛ بر روی نمونه ها آزمون آتش انجام گرفت. نمونه های آزمونی مربوط به اندازه گیری خواص فیزیکی و مکانیکی نیز طبق استانداردهای مربوطه تهیه و آزمایش شدند. در بررسی خواص مقاومت به آتش: درصد کاهش وزن؛ زمان رسیدن به نقطه اشتعال؛ دوام شعله بعد از برداشتن نازل آتش؛ سرعت گدازش بعد از برداشتن نازل آتش و درصد سطح کربونیزه شده (ذغالی شده) مطالعه شدند. در بررسی خواص مکانیکی و فیزیکی؛ مقاومت در برابر فشار موازی با الیاف؛ مقاومت خمشی و درصد هم کشیدگی حجمی (کلی) اندازه گیری شدند. از نظر درصد کاهش وزن؛ نتایج به دست آمده نشان می دهند که نمونه های اشباع شده با مینالیت و پیروزت به ترتیب دارای کمترین و بیشترین درصد کاهش وزن هستند و تیمار با مخلوط مونوفسفات آمونیم و بوراکس دارای درصد کاهش وزن نزدیکی با تیمار مینالیت است ولی در مقایسه با نمونه خام اختلاف فاحشی وجود دارد. درمورد دیگر ویژگی های اندازه گیری شده از نظر خواص مقاومت به آتش در بین این مواد؛ مخلوط مونوفسفات آمونیم و بوراکس بهترین نتایج را ارایه نموده است. با افزایش غلظت؛ ویژگی های مورد اندازه گیری بهبود می یابد و به طور کلی می توان گفت بهترین ماده برای کندسوزکردن نمونه ها؛ مخلوط مونوآمونیم فسفات با بوراکس با غلظت 12 درصد است. در بررسی خواص مکانیکی و فیزیکی نشان می دهد که مخلوط مونوآمونیم فسفات با بوراکس با غلظت 12 درصد است. در بررسی خواص مکانیکی و فیزیکی نشان می دهد که مخلوط مونوآمونیم فسفات و بوراکس در مقایسه با دو ماده دیگر دارای مقاومت در برابر فشار موازی الیاف و مقاومت خمشی بالاتری هستند.
    کلیدواژگان: کندسوزکردن چوب، مواد کندسوز کننده، مونوآمونیم، فسفات، بوراکس، مینالیت، پیرزوت، چوب افرا
  • جواد ترکمن کاظم دوست حسینی سیداحمد میرشکرایی صفحه 271
    در این بررسی پوست درختان توسکا (Alnus subcordata) و بلوط (Quercus castanifolia) با به کارگیری سود 1 درصد (10:1v/w) و درجه حرارت C°90 در مدت یک ساعت استخراج گردیدند. بازده خالص استخراج به ترتیب 44/21 و 07/24 درصد به دست آمد. مقدار ترکیبات فنولی فعال با توجه به عدد استیاسنی به دست آمده بلوط (02/70) و توسکا (28-90) برای دو گونه توسکا و بلوط به ترتیب 35/19 و 85/16 درصدبرآورد گردید. مقدار تانن متراکم مواد استخراجی از طریق کروماتوگرافی ستونی با سفادکس LH-20 به ترتیب 3/6 و 2/4 درصد به دست آمد که نشان می دهد تانن متراکم توسکا 50 درصد بیشتر از بلوط است. تانن هیدرولیزشدنی (گالوتاننها والاژی تاننها) نیز از طریق روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. مقدار زیاد الاژیک اسید موارد استخراجی بلوط و توسکا (43 و 3/35 درصد) نشان میدهد که تانن این دو گونه از نوع هیدرولیزشدنی است. به طور کلی پوست درختان بلوط و توسکا به ترتیب دارای 12 و 6/9 درصد تانن می باشند.
    کلیدواژگان: تانن متراکم، تانن هیدرولیز شدنی، عدد استیانی، الاژیک اسید، گالبد اسید، سفادکس LH، 20، اسپکتروفتومتری، سیداحمد میرشکرایی
  • سعید مهدوی مهدی فائزی پور حسین رسالتی حسین فامیلیان صفحه 281
    به منظور بررسی تاثیر سن و رویشگاه بر روی ابعاد فیبر؛ جرم مخصوص و مقدار ترکیبات شیمیایی یکی از کلن های موفق صنوبر دلتوئیدس؛ از جنبه کاغذ سازی؛ 12 دیسک از ارتفاع برابر سینه سه گروه درخت؛ از دو رویشگاه صفرابسته در گیلان و چمستان در مازندران تهیه شد. میانگین رویش سالیانه (قطری) درختان رویشگاه چمستان نسبت به صفرابسته؛ به دلیل مناسب تر بودن شرایط رویشگاه؛ بیشتر بود. در وهله اول سن و سپس رویشگاه تاثیر بسزایی بر روی ابعاد فیبر درختان این کلن داشتند. برآورد آماری ابعاد فیبر درختان نشان داد که سن تقریبی مناسب برای قطه این کلن بین 9 تا 10 سالگی است. تاثیر سن فقط بر روی جرم مخصوص خشک در سطح احتمال 1% معنی دار می باشد؛ لیکن تاثیر سن و رویشگاه بر جرم مخصوص پایه معنی دار نیست.اثر رویشگاه به جز بر روی میانگین درصد سلولز درختان؛ بر روی ترکیب های شیمیایی دیگر معنی دار نیست. سن و رویشگاه تاثیر معنی داری بر درصد مواد استخراجی چوب این درختان نداشت. با توجه به این بررسی در مجموع می توان گفت که تاثیر سن بر روی خواص چوب صنوبر دلتوئیدس کلن 51/71 به مراتب بیش از رویشگاه می باشد که از نقطه نظر کاغذسازی حائز اهمین است.
    کلیدواژگان: صنوبر دلتوئیدس، کلن 51، 77، طول و قطر فیبر، قطر حفره سلولی، ضخامت دیواره سلولی، سلولز، لیگنین، مواد استخراجی، خاکستر، جرم مخصوص خشک و پایه، کاغذ سازی
  • نورالدین نظرنژاد کاظم دوست حسینی احمد جهان لتیباری صفحه 293
    این تحقیق برای بررسی امکان ساخت تخته خرده چوب به روش های خود چسبندگی و به کارگیری پلیمرهای خطی و پلیمرهای طبیعی به عنوان اتصال دهنده از چوب گونه صنوبر دلتوئیدس انجام گرفت. ذرات چوب با دو اکسید کننده؛ اسیدنیتریک و پراکسیدهیدروژن و هر کدام به مقدار 3 درصد وزن خشک چوب به طور جداگانه تیمار شدند و سپس از یکی از اتصال دهنده های 1،6-Hexanediamine و لیکور سیاه می باشد. به طوری که مقاومت خمشی و چسبندگی داخلی تخته های مورد مطالعه به ترتیب 82/21؛ 06/21؛ 461/0؛422/0 مگاپاسکال و پایداری ابعاد آنها در حد مناسب می باشد. گفتنی که تخته های ساخته شده با اکسید کننده اسیدنیتریک نسبت به پراکسید هیدروژن دارای خواص کاربردی بهتری هستند ولی این ویژگی ها در مقایسه با نمونه شاهد که با 5 درصد رزین فنل فرمالدئید ساخته شده اند در حد پایین تری قرار دارند.
    کلیدواژگان: فعال سازی سطح ذرات چوب، اتصال دهنده های غیرمتداول، خودچسبندگی
  • محمد جعفری سیدمرتضی چالاک حقیقی سیدحمیدرضا حبیبیان حسین آذرنیوند صفحه 301
    اصلاح مراتع از طریق استفاده از گونه های غیربومی و سازگار؛ به مطالعه و تحقیق زیادی نیاز دارد. قبل از کاربرد این گونه ها سطح وسیع بایستی آثار مثبت یا منفی اکولوژیک گونه جدید بر محیط های زیرکشت مورد بررسی قرار گیرد. هدف این تحقیق تعیین آثار بوم شناختی گیاه غیربومی آتریپلکس لنتی فورمیش بر پوشش گیاهی دو منطقه در استان فارس بوده است. روش تحقیق بر اساس مقایسه پلات ها انتخاب شده بین نواحی زیر کشت و شاهد بوده است. بین نواحی بوته کاری و شاهد دو منطقه؛ درصد پوشش و فراوانی هر یک از گونه های موجود به وسیله آزمون های تی تست و کولموگراف- اسمیرنوف مقایسه گردید. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از این است که در منطقه کنار حاجی داراب؛ علاوه بر این که درصد پوشش گیاهی ناحیه بوته کاری بیش از شاهد است؛ درصد گیاهیان کلاس I نیز بیشتر بوده است. ضمن اینکه در ناحیه بوته کاری؛ فراوانی گونه های پوشش بومی بیشتر است. نتایج آنالیز آماری روی پوشش گیاهی در منطقه دادین کازرون مشابه کنار حاجی داراب بود هاست. با این تفاوت که درمنطقه دادین کازرون اختلاف آماری معنی داری بین درصد پوش ناحیه شاهد و بوته کاری وجود ندارد. نتایج حاصل از مقایسه پوشش گیاهی نواحی بوته کاری و شاهد در دو منطقه حاکی از این است که آتریپلکس نه تنها تاثیر منفی روی پوشش گیاهی نداشته است بلکه در هر دو منطقه چنانچه ملاحظه می شود درصد گیاهیان کلاس I در ناحیه بوته کاری بیشتر بوده است.
    کلیدواژگان: آتریپلکس لنتی فورمیس، بوته کاری، اصلاح مراتع، دادین کازرون، کنار حاجی داراب، سطح تاج پوشش، فراوانی
  • غلامعلی حشمتی صفحه 309
    به منظور دستیابی به روابط عوامل محیطی (اقلیم؛ خاک و پستی و بلندی) و استقرار و گسترش تیپ های پوشش گیاهان مرتعی بر روی زمین های شمال و شمال شرق استان گلستان این مطالعه انجام شد. بر اساس پیمایش صحرایی؛ 23 تیپ پوشش گیاهی غالب در منطقه شناسایی و پارامترهای محیطی موثر بر استقرار و گسترش آنها مورد بررسی قرار گرفت. بر روی هر تیپ گیاهی پروفیل خاک حفر و نمونه ها از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی متری که شامل بافت خاک؛ درصد رطوبت اشباع؛ هدایت الکتریکی؛ اسیدینه خاک؛ درصد املاح موجود در خام؛ سدیم قابل تبادل؛ درصد سدیم قابل تبادل؛ ظرفیت تبادل کاتیونی؛ ازت؛ پتاس و فسفر قابل جذب برداشت و اندازه گیری شد. برای اندازه گیری و تجزیه و تحلیل پارامترهای خاکی از روش های استاندارد موسسه تحقیقات آب و خاک وزارت کشاورزی آمریکا استفاده شد. پارامترهای پستی و بلندی شامل: ارتفاع از سطح دریا؛ جهت و شیب و پارامترهای بارندگی و عمق آب زیرزمینی برای هر تیپ گیاهی محاسبه شد. با استفاده از فرمول تجربی کوودا؛ عمق بحرانی آب زیرزمینی محاسبه شد. برای تعیین همبستگی عوامل محیطی با تیپ های پوشش گیاهی؛ از آنالیز چند متغیره استفاده شد. ماتریس اطلاعات ویژگی های محیطی- تیپ رویشی تهیه و با استفاده از نرم افزار PC-ORD رج بندی تیپ های رویشی در ارتباط با ویژگی های محیطی به روش آنالیز مولفه های اصلی (PCA) صورت پذیرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که عوامل محیطی بر استقرار و پراکنش موزاییکی جوامع گیاهی موثر است و مهمترین عوامل موثر بر تفکیک جوامع گیاهی عمق آب زیرزمینی؛ جهت و شوری خاک هستند. آنالیز چند متغیره تاثیر عوامل پیچیده محیطی بر گیاه را به صورت ساده تر بیان می کند و یک یا چند عامل محیطی مهمتر را معرفی می نماید.
    کلیدواژگان: شوری، عوامل محیطی، گیاهان شوروی، آنالیز چند متغیره، رج بندی