فهرست مطالب

علوم زمین - پیاپی 55 (بهار 1384)
  • پیاپی 55 (بهار 1384)
  • تاریخ انتشار: 1384/02/11
  • تعداد عناوین: 16
|
  • سخن سردبیر
  • هفته صنعت و معدن
    صفحه 1
    هفته صنعت و معدن امسال با هفته های پایانی دولت آقای خاتمی مقارن بود که طی مراسمی چند منظوره از برگزیدگان سال صنعت و معدن قدردانی به عمل آمد. در این مراسم آمار و ارقامی در رابطه با تولیدات صنعت و معدن نیز ارائه گردید که اکثرا״ گویای پیشرفتها و افزایش تولیدات مربوط به واحدهای صنعتی و تولیدی کشور بود.
  • مقالات
  • دکتر محمد رضا عباسی، اسماعیل شبانیان بروجنی صفحه 2
    در پژوهش کنونی گستره بین طول جغرافیایی 51 تا 5/52 درجه را بررسی می کند. البرز مرکزی با تحدب به سوی ایران مرکزی مجموعه کمانی شکلی از چین خوردگی و راندگی را شامل می شود. با اندازه گیری 181 صفحه گسلی و خش خط های مربوطه نحولات تنش از ائوسن (واحدهای سنگی) تا جوان ترین واحدهای کواترنر پسین (آبرفت) در محدوده شمال شهر تهران به کمک روش برگشتی مورد بررسی قرار گرفته است.
    رخنمون های موجود در شمال شهر تهران شرایط مناسبی را برای اندازه گیری در آبرفت ها فراهم آورده اند. بیشترین اندازه گیری ها در آبرفتهای با سن پلیوپلیستوسن (سازند A) و کواترنری پیشین (سازند B) صورت گرفته اند. نتایج به دست آمده از باره زمانی پلیوپلیستوسن تا هولوسن سه جهت تنش بیشینه را نشان می دهند. این جهت های تنش به ترتیب با راستای شمال باختری، شمالی - جنوبی و شمال خاوری در جهت عقربه ساعت تغییر جهت می دهند. هر کدام از این جهت های تنش یا دو رژیم زمین ساختی فشاری و راستالغز ظاهر می شود.
    به منظور تعیین سن رویدادهای مختلف زمین ساختی سن هر کدام از تغییر جهت های تنش به کمک روابط تقدم و تاخر صفحه های گسلی در سازندهای (A) و (B) مشخص شده اند. براساس این یافته ها در یال جنوبی البرز مرکزی جهت تنش شمال باختری در رژیم زمین ساختی فشاری در بازه زمانی ائوسن تا پلیوپلیستوسن حاکم بوده است که باعث چین خوردگی و گسلش ها با روند خاوری - باختری شده است متعاقب این رویداد زمین ساختی رژیم زمین ساختی راستالغز حاکم شده است که ما آن را با نهشته شدن سازند (B) همزمان می پنداریم.
    تنسور تنش محاسبه شده بر روی گسله مشا (با سن هولوسن) با ساز و کارهای کانونی به دست آمده از این منطقه همخوان است و بیانگر جهت تنش شمال خاوری در یک رژیم زمین ساختی راستالغز است. با تفریق رویداد زمین ساختی عهد حاضر (تنش بیشینه شمال خاوری) از رویداد زمین ساختی قدیمی (تنش بیشینه شمال باختری) رویداد زمین ساختی با جهت تنش شمالی – جنوبی از نظر سنی باقی می ماند که ما آن را مربوط به کواترنر پسین (سازند C) می دانیم. چیرگی هر کدام از سه جهت تنش یاد شده در ابتدا با رژیم زمین ساختی فشاری و سپس با کارسازی رژیم زمین ساختی راستا لغز همراه بوده است.
    کلیدواژگان: البرز مرکزی، تهران، وضعیت تنش، روش برگشتی، رژیم زمین ساختی، چرخش جهت تنش
  • علی نجاتی کلاته، دکتر وحید ابراهیم زاده اردستانی، دکتر حسین زمردیان، ابراهیم شاهین صفحه 18
    مدل سازی وارون داده های گرانی، یکی از جالب ترین ابزارهای عددی به منظور به دست آوردن تصاویر سه بعدی از ساختارهای زمین شناسی است. در این مقاله، برای تفسیر داده های گرانی سنجی، از یک روش مدل سازی خطی نوین به نام وارون سازی فشرده ((compact inversion استفاده شده است. مبنای کار در روش وارون فشرده، کمینه کردن حجم چشمه بی هنجاری است. این امر معادل بیشینه کردن فشردگی((compactness چشمه بی هنجاری است. توزیع چگالی با استفاده از یک روشی بر مبنای تکرارهای متوالی با همگرایی قابل ملاحظه، محاسبه می شود. این روش را می توان به آسانی برای مدل هایی به کار برد، که در آنها، چگالی بی هنجاری را می توان به صورت یک مقدار معین در کل توده در نظر گرفت. در این روش، در وارون سازی داده ها به رفتار نوفه داده ها توجه شده است. به منظور نشان دادن کارایی مدل وارون سازی برای داده های همراه با نوفه و بدون نوفه انجام شده است. داده های واقعی مربوط به یک رخداد کرومیت در استان هرمزگان است و نتایج وارون سازی داده ها با حفاریهای کم عمق موجود، مقایسه شده است.
    کلیدواژگان: مدل سازی وارون، همگرایی، تصویرسازی سه بعدی، وارون سازی فشرده
  • دکترکمال الدین بازرگانی گیلانی، محمد صادق ربانی صفحه 30
    توالی سنگ های رسوبی ناودیس منطقه مورد مطالعه (افتر در 35 کیلومتری غرب سمنان)، به ترتیب شامل سازندهای کرج، سمنان و کند است که سلستیت در لایه های پایینی سازند کند گسترده است. سازند کند بطور عمده شامل ژیپس، آهک و آهک ماسه دار می باشد که در محیط تبخیری نهشته شده است. با توجه به فسیل های موجود در آهک های این توالی، سن آن ائوسن بالایی بوده و در یک حوضه تبخیری کم عمق با فرونشینی متغیر و آرام تشکیل یافته است. سلستین های لایه ای، ریتمیک و عدسی های کشیده و موازی با لایه بندی کلی رسوبات منطقه بوده و در مراحل دیاژنز اولیه واصلی تشکیل شده است. بلورهای سلستین به دو صورت 1) قطعات کشیده، خود شکل تا بی شکل و 2) عدسی (با شکل دروغین ژیپس) ظاهر می شوند. سیلیسی شدن که در مراحل دیاژنز پسین انجام گرفته، بر لایه های سلستیت دار بیش از دیگر لایه ها تاثیر گذاشته است. زایش بخش اعظم سلستیت، با توجه به شکل و چگونگی قرار گیری آن، در توالی تبخیری، بطور عمده دیاژنتیک ارزیابی شده و بخش کمی از آن، احتمالا در اثر اشباع محلول استرونسیوم در محیط تبخیری و به صورت همزمان با رسوبگذاری تشکیل یافته است. به نظر می رسد که با توجه به فراوانی ژیپس در محیط تبخیری کم عمق و در نتیجه فراوانی یون سولفات در آب؛ و نیز پایین بودن انحلال پذیری سولفات استرونسیم در مقایسه با سولفات کلسیم، حضور یون های استرونسیم در محیط، موجب تشکیل سولفات استرونسیم (سلستیت) شده است. افزون بر این، در نتیجه مهاجرت یون های استرونسیم از لایه های زیرین (سازند سمنان و کرج) به سوی سازند کند و یا جابه جایی آنها با جریان سیالهای جوی، در مراحل دیاژنتیک می تواند موجب جایگزینی سلستیت به جای ژیپس شده باشد. بالا بودن نسبی غلظت یون استرونسیم در سازند های کرج و سمنان؛ احتمال تامین این یون را از این سازند های ذکر شده بیشتر می نماید.
    کلیدواژگان: سلستیت، دیاژنز، افتر، سمنان، استراتیفورم، سازند کند، ائوسن بالائی، ژیپس، استرونسیوم
  • دکتر فاطمه هادوی، محمد انور محقی صفحه 42
    نانوفسیلهای 47 نمونه از سازند کلات از سه محل روستای چهچهه، روستای خشت و دهانه ورودی شهرکلات برای مطالعات زیست چینه شناسی بررسی شده است. بر مبنای مطالعات انجام شده، زیست زونهای CC25 و CC26 که معادل ماستریشتین بالایی و بالاترین بخش ماستریشین است، برای روستاهای خشت و چهچهه و زیست زون CC25 با سن ماستریشتین پسین برای دهانه وردی شهر کلات است.
    کلیدواژگان: زیست چینه شناسی، سازند کلات، روستای چهچهه، روستای خشت، دهانه ورودی شهر کلات، نانوپلانکتونهای آهکی
  • دکتر مجید عباسپور، دکتر علیرضا قراگوزلو صفحه 54
    محیط زیست دارای مفهومی جامع است درحالی که شهر و شهرسازی تصویر محدودی از آن را در اندیشه انسان نمایان می سازد. مفهوم توسعه پایدار شهری و توجه به مفاهیم زیست محیطی و ارائه مدل های مناسب برای انواع عملکردهای توسعه در محیط زیست و نیز در شهرهای بزرگ که تحت تاثیر شدید آثار پرشتاب توسعه قرار دارند، هم در سطح جهانی و هم در ایران، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در این میان، استفاده از داده های مکانی و سامان دهی و تحلیل درست این داده ها برای بهره گیری در موضوعات توسعه، با اهمیت بوده و از رشد فزایند ه ای در سطح تحقیقات روز برخوردار است. هم چنین، بهره گیری از سامانه اطلاعات مکانی (GIS) و تحلیل داده های ماهواره ای و بهره گیری از فناوری سنجش از دور (RS) نه تنها به عنوان ابزار شناسایی در این راستا تلقی می شود، بلکه قدمی فراتر از مرزهای تولید اطلاعات مکانی و ورود در حوزه های تحلیل و ارزیابی و برنامه ریزی خواهد بود. در این میان، داشتن مدل های مناسب از شرایط بوم شناختی و زیست محیطی سرزمین برای ارزیابی بسیار با اهمیت است. در این مقاله، با توجه به انواع عملکردهای شهری با ملاحظه دیدگاه توسعه پایدار که توجه ویژه ای به ظرفیت های طبیعی منطقه از دیدگاه بوم شناختی و زیست محیطی دارد، مدل های مناسب برای توسعه شهری در ایران و قابل استفاده در سامانه های اطلاعات مکانی با درنظرگرفتن ملاحظات و استانداردهای محیط زیست ارائه می شود. بدیهی است با توجه به نقش پایگاه اطلاعات مکانی و به ویژه نقشه های رقومی دقیق و پایگاه سامانه های اطلاعات مکانی، باید به نقش حساس تعیین مدل های قابل استفاده در تحلیل های اطلاعات مکانی و ایجاد پیوستگی بین این اطلاعات و ظرفیت های طبیعی محیط برای تصمیم سازی در برنامه های توسعه متناسب با شرایط طبیعی سرزمین و ظرفیت های بوم شناختی آن اهمیت ویژه ای دارد. منطقه 22 شهر تهران در این تحقیق با وسعت حدود 10000 هکتار در شمال باختر این شهر مورد مطالعه قرار گرفته است و از مدل های محیطی و سامانه های GISوRS برای برنامه ریزی استفاده شده است.
    کلیدواژگان: مدل های زیست محیطی، توسعه، برنامه ریزی شهری، اطلاعات مکانی، GIS، RS
  • دکترمحمد حسن کریمپور، دکترمحمد حسین آدابی، آزاده ملک زاده شفارودی صفحه 62
    بیشتر معادن منیزیت ایران، در جنوب خاور شهرستان بیرجند واقع شده اند. معادن ترشک محمدی، چاه خو و افضل آباد که معرف معادن منیزیت منطقه هستند، از نظر زمین شناسی، زمین شیمی (عناصر اصلی، عناصر جزئی و ایزوتوپهای کربن و اکسیژن) مورد مطالعه قرار گرفتند. کانی سازی منیزیت در خاور ایران در زونهای گسلی واقع در مجموعه افیولیت کرتاسه و فلیشهای کرتاسه- ائوسن تشکیل شده است. کانی سازی منیزیت به حالت رگه ای، عدسی و جریانی با حالت لایه ای یافت می شود. بافت از نوع نهان بلورین با شکست صدفی است. گسلهای مهم که در آنها منیزیت تشکیل شده است، عبارتند از: گسل نهبندان و گسل باختر و خاور نه. گسل نهبندان با شیب نزدیکبه قائم و عمق زیاد و با سازوکار چیره امتداد لغز راست گرد، دارای روند کلی شمالی- جنوبی و شاخه های فرعی زیاد، بویژه در بخشهای شمال باختر، جنوب خاور، خاور، شمال خاور است.
    مقدار Na منیزیت، با نوع سنگ کمر پایین زون گسلی رابطه مستقیم دارد. در افضل آباد شمالی، به دلیل حضور فلیش، میزان Na از دیگر مناطق بیشتر و از 252 تا ppm 1679 متغیر است. میزانNa منیزیت افضل آباد جنوبی، نسبتا کمتر از دیگر معادن و بین21 تا ppm 257 است. کانی هونتیت دارای بیشترین میزان Na، بین 3046 تا ppm 3486 است. کمترین میزان Sr در منیزیتهای معادن چاه خو (Sr =0-52 ppm)افضل آباد جنوبیppm) (Sr=2-8 و بیشترین میزان Sr در منیزیتهای ترشک محمدی و افضل آباد شمالی (Sr=35-211ppm) است. کمترینمیزان Mn و Fe در منیزیتهای ترشک محمدی و افضل آباد شمالی و بیشترین مقدار آن در معادن افضل آباد جنوبی و چاه خو اندازه گیری شده است. میزان Mn هونتیت از منیزیت بیشتر است (Mn=42-58ppm). ایزوتوپهای کربن و اکسیژن منیزیت معادن افضل آباد، چاه خو و ترشک با منیزیت تشکیل شده در کمربند افیولیتی آلپ در معادن ترکیه، یونان، یوگسلاوی، اتریش و کالیفرنیا مقایسه شده اند. ایزوتوپهای کربن منیزیت معادن ترکیه، یونان، یوگسلاوی، اتریش و کالیفرنیا معادل (6- تا 17- 13C (PDB) = δ) و اکسیژن (27 تا 23 = 18O (SMOW) δ) و در یک محدوه یکسان رسم شده اند، در صورتی که معادن مطالعه شده در محدوده ای کاملا متفاوت قرار گرفته اند. با توجه به اینکه ایزوتوپهای کربن منیزیتهای مورد مطالعه از 8/1 تا ‰ 8 و ایزوتوپهای اکسیژن از 7/29 تا 36 متغیر است، منشا آب از نوع آبهای جوی، و CO2 بیشتر منشا اتمسفری داشته است.
    کلیدواژگان: منیزیت، ایران، ایزوتوپهای کربن، اکسیژن، افضل آباد، ترشک محمدی و چاه خو
  • دکتر نصرالله عباسی، صفورا شاکری صفحه 76
    در برش چینه شناسی سازند سرخ بالایی به ستبرای 5/276 متر در سه کیلومتری باختر روستای مشمپا (باختر استان زنجان)، آثار ردپای مهره داران فراوانی یافت شد که شامل ردپای پرندگان پا اردکی Culcitapeda tridens، Culcitapeda isp.، پرندگان چهار انگشتی Antarctichnus isp. و پرندگان پنجه رو Avipeda isp.A و Avipeda isp.Bو همچنین اثر ردپای پستانداران از راسته گوشتخواران به نامهایBestiopeda isp. و Credontipes isp. هستند. محیط رسوبی توالی مورد مطالعه، یک محیط کاملا کم ژرفای حاشیه دریایی بوده که به طور دوره ای از زیر آب خارج شده و پس از ایجاد آثار ردپا، دیگر بار به زیر آب فرو رفته است.
    کلیدواژگان: ایکنولوژی، دیرینه شناسی مهره داران، ردپا، میوسن، زنجان، ایران
  • محسن شریعت جعفری، دکتر جعفر غیومیان صفحه 90
    حرکات توده ای زمین در حوضه های آبریز یک منبع جدی در تولید رسوب و بستری مستعد برای ایجاد و توسعه پدیده های فرسایشی مانند فرسایش شیاری، آبکندی و هزار دره ای است. در مدلهای ارائه شده در برآورد فرسایش پذیری و بار رسوب، به رغم توجه به برخی پدیده های فرسایشی مانند آبکندها و تاثیر مستقیم و مؤثر آنها در خروجی مدل به نقش و تاثیر جدی حرکات توده ای در تولید رسوب امتیاز واقعی داده نشده و برآوردهای انجام شده برای بار رسوبی حوضه ها بویژه در حوضه های رسوبی- تبخیری که خاستگاه اصلی پدیده های لغزشی است، با واقعیت فاصله دارد. در این مقاله که حاصل تحقیقات انجام شده در حوضه رسوبی- تبخیری طالقان مرکزی است با فرض اینکه عوامل مؤثر در فرسایش پذیری و افزایش بار رسوبی حوضه ها تاثیر مشابه در ایجاد و تشدید حرکات توده ای زمین دارند، ویژگیها و توان تولید رسوب 90 مورد لغزش در 8 زیرحوضه بررسی و رابطه و همبستگی بار رسوبی حوضه ها و فراوانی سطوح گسیختگی لغزشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مدل رگرسیون دو متغیره ارائه شده، با مجذور ضریب تبیین 68/0 بیانگر وابستگی 68 درصد تغییرات بار رسوبی و رسوب دهی حوضه ها به عامل فراوانی گسیختگی لغزشی است که به مفهوم موفقیت مدل و اهمیت عامل مذکور از بین عوامل متعدد مؤثر در رسوب دهی حوضه ها است. قطعا با ورود دیگر عوامل مؤثر به مدل، این رقم تا حدود 100 درصد قابل افزایش خواهد بود. از نتایج حاصل، بویژه در حوضه های غیر قابل دسترس و فاقد آمار رسوب، برای برآورد بار رسوب بر اساس شواهد زمین لغزشی می توان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: زمین لغزش، فرسایش، رسوبدهی
  • مریم شفیع زاد، دکترکاظم سید امامی صفحه 98
    رخنمونهای مناسبی از سنگ های ژوراسیک میانی در دامنه کوه های تپال و پریخان در باختر شاهرود (محدوده ساختاری البرز خاوری) وجود دارد. سازند دلیچای در منطقه مورد مطالعه، در مجموع از تناوب مارن و آهکهای مارنی به رنگ خاکستری متمایل به سبز تشکیل شده است. چینه شناسی، فسیل شناسی و محیط رسوبی این سازند با 235 متر ستبرا، در دو برش تپال و پریخان مورد مطالعه قرار گرفته و به 8 بخش تقسیم و توصیف شده است. سازند دلیچای در هر دو برش، در مرز زیرین خود با یک ناپیوستگی فرسایشی موازی بر روی سازند شمشک قرار داشته و در مرز بالایی به طور هم شیب و گذر تدریجی توسط سنگ آهکهای ستبرلایه سازند لار پوشیده می شود. از دو برش مورد مطالعه، جمعا 1985 نمونه فسیلی جمع آوری شد، که 1749 نمونه آمونیتی و 236 نمونه از دیگر تاکسونهای جانوری (بلمنیت، شکم پایان، دوکفه ایها، بازوپایان، خارپوستان و اسفنج) بوده است. با مطالعات انجام شده، 42 جنس و 67 گونه آمونیتی شناسایی و معرفی شد. بر اساس مجموعه فسیلی شناسایی شده، برای سازند دلیچای در منطقه باختر شاهرود سن باژوسین پسین- اکسفوردین پیشین را می توان در نظر گرفت. زیای آمونیتی ژوراسیک میانی باختر شاهرود عمدتا ارتباط نزدیکی را با زیای آمونیتی اروپای شمال باختری و مناطق حاشیه ای مدیترانه نشان می دهند. مطالعه ریز رخساره ها نشان می دهد که نهشته های سازند دلیچای عمدتا در بخش ژرف دریای باز نهشته شده اند.
    کلیدواژگان: سنگ چینه شناسی، زیست چینه شناسی، البرز خاوری، سازند دلیچای، ژوراسیک، آمونیت
  • دکتر محمدرضا قربانی صفحه 114
    ویژگیهای زمین شیمیایی و سنگ نگاری سنگهای آتشفشانی اسیدی جنوب دانسفهان گویای آن است که این سنگها محصول فرایندهای سنگ زادی متفاوتی هستند. فرایند اصلی که در تکوین بیشتر این سنگهای اسیدی ایفای نقش کرده، تفریق ماگمایی از راه تبلور بخشی است. این دسته از سنگها، ریولیتهایی با ویژگیهای زیر را شامل می شوند: 1) بافت آنها پورفیری است، 2) دارای بی هنجاری منفی Eu هستند و 3) همراه با افزایش SiO2، محتوی LILE در این سنگها کاهش و REE آنها افزایش می یابد. اندکی از سنگهای اسیدی این ناحیه ویژگیهایی را داراست که گویای پدید آمدن از راه ذوب بخشی سنگهای پوسته بالایی است. این دسته از سنگها، ریولیتهایی رادر برمی گیرد که دارای این مشخصات است: 1) بافت آنها شیشه ای یا پرلیتی است، 2) فاقد بی هنجاری منفی Eu هستند، 3) دارای بالاترین نسبتهای LILE/REE وLREE/HREE در میان سنگهای اسیدی است.
    کلیدواژگان: ماگما، تبلور، ذوب، پوسته، سنگهای آتشفشانی اسیدی، زمین شیمی، دانسفهان
  • دکترکامران گشتاسبی، داود خدادادی صفحه 120
    در بحث استخراج سنگهای تزیینی به روش سیم برش الماسه، یکی از مهم ترین مسائل برای استخراج اصولی و بهینه ازنظر فنی و اقتصادی، تعیین مناسب ابعاد بلوک استخراجی است، به گونه ای که روند عملیات استخراج از نظر فنی با مشکل مواجه نشود و ایمنی کار نیز مورد توجه قرار گیرد و همچنین از لحاظ اقتصادی هزینه کمتری تحمیل شود. این مقاله، نتایج حاصل از تحقیق در معدن سنگ تزیینی لایبید را ارائه می دهد که هدف آن به دست آوردن ابعاد بهینه بلوک با توجه به شرایط خاص این معدن اعم از شرایط زمین شناسی، ژئوتکنیکی و توانایی دستگاه های موجود مورد استفاده در معدن است.
    این روش یک روند کلی دارد که با توجه به شرایط خاص، برای هر معدن سنگ تزیینی که از نظر روش استخراج در محدوده این بحث باشد، کاربرد دارد. برای تعیین ابعاد بهینه بلوک، هزینه هایی که تغییرات ابعاد بلوک بر روی آنها تاثیر می گذارد، اعم از هزینه های حفاری، برش و قواره سازی و دیگر هزینه های مرتبط با آنها، مورد بررسی قرار گرفته است. سپس نمودار مجموع هزینه ها برای واحد حجم سنگ در ابعاد مختلف به دست آمده است. در معدن یاد شده، ابعاد 8×5/4×6 متر به ترتیب به عنوان طول، عرض و ارتفاع بلوک بهینه در نظر گرفته شده است. افزایش ابعاد و کامل شدن نسبت ابعاد بلوک قواره به بلوک اصلی از جمله نکات مهم در کاهش هزینه است و این روند تا جایی قابل قبول است که منجر به ایجاد مشکلات فنی نشود و همچنین کاهش چشمگیر هزینه های استخراج را در پی داشته باشد.
    کلیدواژگان: سنگ تزیینی(ساختمانی)، ابعاد بهینه، سیم برش الماسه، معدن لایبید
  • دکتر محمود عبداللهی، شاهرخ شهسواری صفحه 126
    نیکل و کادمیم که در مرحله اسیدشویی اکسید روی به منظور تولید الکترولیتی روی، وارد محلول سولفات روی می شوند، فرایند الکترولیز را با مشکلات بسیار رو به رو می سازند. لذا این فلزها در کارخانه های تولید روی، در فرایند سیمانی شدن از محلول سولفات روی جدا می شوند. در کارخانه ذوب روی اصفهان، یونهای نیکل وکادمیم در فرایندی به نام به تصفیه سرد یا تصفیه نهایی در دمای 50 الی 70 درجه سانتی گراد، با افزودن مقادیر کافی پودر روی و سولفات مس نهشته می شوند که این رسوب، توسط فیلترهای تحت فشار، به صورت کیک فیلتر نیکل و کادمیم از محلول جدا می شود. هدف از انجام این تحقیق، اسیدشویی کیک فیلتر مذکور، برای استخراج نیکل و کادمیم آن است. این کیک، 30 درصد کادمیم و 2/3 درصد نیکل دارد. در مرحله شناسایی نمونه، احتمال وجود نیکل و کادمیم به صورت فازهای Cd5Ni، Cd2SO4(OH)2 و (Cu،Zn) SO4(OH)2 مطرح شده است. همچنین احتمال وجود فازهای (NiSO4.7H2O)، NiS و CdO به وسیله مطالعات میکروسکوپی و دیگر فرایندها شناسایی شده است. آزمایشهای آبشویی نیز نشان می دهد که 10 درصد از نمونه کیک فیلتر در آب قابل حل است و مقداری از نیکل و کادمیم نیز در آب حل می شود و در نهایت، عملیات اسید شویی با اسید سولفوریک انجام گرفت که تاثیر پارامترهای مختلف مانند دما، زمان، غلظت حلال و نسبت جامد به مایع، در چندین آزمایش بررسی شد و شرایط بهینه اسیدشویی به صورت زیر به دست آمد:· دما: 60 درجه سانتی گراد· زمان: 2-5/1 ساعت· غلظت اسید: 20 درصد· وزن مخصوص پالپ: 60 گرم بر لیتر
    کلیدواژگان: اسیدشویی، کیک فیلتر، روی الکترولیتی، استخراج، نیکل و کادمیم، عوامل مؤثر
  • دکتر عباس قاسمی، دکترمحسن پورکرمانی صفحه 138
    سنگهای دگرگونی با منشا رسوبی و گرانیتوییدهای مجموعه دگرگونی سورسات در حاشیه شمالی پهنه سنندج- سیرجان، در شمال باختر ایران برونزد دارد. مطالعات صحرایی و سنگ شناسی این سنگهای رسوبی دگرگون شده نشانگر سنگ مادری متشکل از شیل، سیلت استون، گری وک با درون لایه های کربناتی، ماسه سنگ آرکوزی و سنگهای آذرآواری می باشد. پورفیروبلستهای آندالوزیت، سیلیمانیت (فیبرولیت)، استارولیت و کردیریت در بخشهایی از سنگهای رسوبی دگرگون شده که غنی از کانیهای رسی هستند، عمومیت دارند.
    چهار رویداد دگرشکلی اصلی در این مجموعه دگرگونی ثبت شده است (D1-D4). رویدادهای D1 و D2 که به وسیله چینهای F1 و F2 و سطوح برگوارگی S1 وS2 ثبت شده اند، نشانگر اعمال کوتاه شدگی با راستای شمال شمال خاوری جنوب جنوب باختری به منطقه می باشند. بافت ایجاد شده در اثر D1 به طور وسیعی توسط رویداد دگرشکلی D2 متاثر شده و تنها بقایای آن به صورت آثار برگوارگی (S1) در نواحی میکرولیتون برگوارگی چیره منطقه (S2) و آثار درونباری مستقیم در پورفیروبلستهای درون- زمین ساخت (inter-tectonic porphyroblasts) آندالوزیت و استارولیت حفظ شده است. برگوارگی ناحیه ای و چیره منطقه (S2) عموما موازی با لایه بندی اولیه (S1) در سنگهای رسوبی دگرگونی است. S2 موازی سطح محوری چین یال موازی برگشته (isoclinal overturned fold) ایجاد شده در اثر اعمال رویداد دگرریختی D2 است. هیچگونه برگوارگی در ارتباط با رویداد دگرریختی D3 شناخته نشده است. چینهای مورب ایجاد شده در اثر اعمال رویداد دگرریختی D3، چین برگشته D2 را مجددا چین داده است. رویداد D3 در اثر اعمال کوتاه شدگی افقی با راستای شمال شمال باختر- جنوب جنوب خاور به منطقه مورد مطالعه ایجاد شده است. رویداد D4 به وسیله گسلش عادی لغز که به همراه فرسایش موجب برونزد مجموعه دگرگونی سورسات شده است، مشخص می شود.
    کلیدواژگان: پرفیروبلست درون، زمین ساخت، رویداد دگرشکلی، چین یال موازی برگشته، سفره چین
  • دکتر صدر الدین امینی، غلامحسین بلوریان صفحه 146
    سازند کرج در منطقه نسبتا گسترده ای از البرز مرکزی برونزد دارد. این سازند متعلق به ائوسن میانی بوده و به طور عمده از توفیتهای سبز و شیلهای دریایی تشکیل شده است. با توجه به مشاهدات صحرایی انجام شده، سازند کرج مجموعه ای ناهمگن از توف، توفیت، شیل، سنگهای رسوبی مختلف و انواع گدازه هادر نظر گرفته می شود.
    داده های صحرایی گردآوری شده در زمینه محیط تشکیل توالی آتشفشانی- آواری سازند کرج نشان می دهد که بخشهایی از این توالی ستبر در گستره مورد مطالعه، عمدتا در یک محیط نیمه ژرف و ژرف تشکیل شده است. تغییرات رخساره ها در جهت قائم و جانبی و ساختارهای رسوبی مختلف از جمله لایه بندی تدریجی، فروریزش، لایه بندی درهم، قالب شیاری و... نشان دهنده آن است که جریانهای آشفته و توده ای در تشکیل بخشهایی از سازند کرج نقش اساسی داشته و حمل محصولات آذرآواری از منطقه کم ژرفا (فلات قاره) توسط این جریانها صورت گرفته است. کانالهای زیر دریایی که با رسوبات توده ای و اولیستولیت پر شده اند (رخساره F) در بخش بالایی خود با توالیهای نازک لایه و ریز دانه شونده به سمت بالا (Upward thinning and fining) همراهند. بخش عمده ای از شیلهای سازند کرج به صورت شیلهای پلاژیک و همی پلاژیک (رخساره G) در بخشهای شمالی منطقه مورد مطالعه یافت می شوند. توالیهایی که به سمت بالا نازک لایه و یا ستبر لایه می شوند و همچنین توالیهای بومای کامل (رخساره های A-E) و یا ناقص در سازند کرج فراوان است. داده های به دست آمده نشان می دهند که محیط رسوبگذاری سازند کرج یک بادزن زیر دریایی (Submarine fan) است. داده های جمع آوری شده در رابطه با تعیین جهت جریانهای دیرینه (Paleocurrents) نشان می دهند که جهت این جریانها از جنوب به شمال بوده است.
    کلیدواژگان: سازند کرج، توربیدیتهای غنی از خاکستر آتشفشانی، بادزن زیر دریایی، جریانهای دیرینه
  • ویژگیهای زمین لرزه ویرانگر هشتم خرداد ماه 83 بلده- کجور در البرز مرکزی با تحلیل شکل موج میدان دور
    دکتر محمد رضا قیطانچی صفحه 156
    در این مقاله، ویژگیهای چشمه زمین لرزه ویرانگر هشتم خرداد ماه 83 بلده- کجور به روش برگردان شکل موج ثبت شده در میدان دور بررسی می شود. از مشاهدات صحرایی و فعالیت پس لرزه ها به عنوان اطلاعات تکمیلی برای تعیین پارامترهای چشمه استفاده شده است. چشمه زمین لرزه اصلی دست کم به صورت سه زیر رویداد مدل شده است. شکستگی با رویداد اول در محل کانونی شروع و به طور عمده یک طرفه به سمت باختر گسترش یافته است. جابه جایی اصلی، در 10 ثانیه اول رخ داده است و جهت یافتگی، عمده ترین عامل برای گسترش شدت در ناحیه کانونی است. سازوکار به دست آمده عمدتا رورانده بوده و با سازوکار دیگر زمین لرزه ها و عملکرد نیروهای زمین ساختی در این منطقه همخوانی دارد. گشتاور لرزه ای حدود 1018*1/4 نیوتن متر و بزرگی گشتاوری 3/6 محاسبه شده است. مدت دوام بزرگ ترین رویداد حدود 7 ثانیه و طول شکستگی 20 کیلومتر تعیین شده و بیشترین جابه جایی حدود 120 سانتیمتر و افت تنش 25 بار برآورد شده است. توزیع حرکت نیرومند زمین، دو ناحیه با شتاب زیاد را نشان می دهد. بدین ترتیب، یا چشمه مسبب چند رویدادی بوده و یا محیط باعث تشدید حرکت شده است. این ابهام را می توان با مطالعات صحرایی رفع کرد. شواهد و شتابنگاشتهای ثبت شده در ناحیه بلده نشان می دهد که حرکت نیرومند زمین به هنگام زمین لرزه اصلی شدید بوده است. گرچه البرز مرکزی از لحاظ تاریخی لرزه خیز بوده، اما زمین لرزه ای با قدرت زمین لرزه اخیر در حوالی بلده، در صد سال گذشته رخ نداده است. از لحاظ مهندسی، باید از ویژگیهای حرکت زمین لرزه بلده- کجور برای طراحی سازه های مقاوم در ناحیه آسیب دیده بهره جست.
    کلیدواژگان: زمین لرزه بلده، کجور، لرزه خیزی البرز مرکزی، پارامترهای چشمه، مدل سازی شکل موج، سازوکار کانونی، لرزه زمین ساخت، گسلهای فعال
|
  • Dr. M.R.Abbassi, E.Shabanian Boroujeni Page 2
    The present study covers the area between longitudes 51E to 52.5E. The Central Alborz is an arcuate fold- and thrust belt towards Central Iran. By means of inversion of 181 striated fault planes and related striations the stress evolution from Eocene (rock formation) up to young Quaternary units, (alluvium) cropping out in northern part of Tehran city was studied.The good condition of outcrops in the northern part of Tehran city allowed us to conduct the majority of measurements in alluvium of Plio-Pleistocene (A-Formation) and early Quaternary (B-Formation). The obtained results in Plio-Pleistocene unit up to Holocene show three distinct stress directions. It changes from NW-, N-S- to NE-directed s1 in a clockwise manner. Each of this stress state is associated with two tectonic regimes namely compressive and strike-slip.Using the cross cutting relations of individual fault planes in A and B-Formations and differentiation of events, the ages of stress changes were determined. The south flank of Central Alborz indicates a regional NW-SW-directed compression that lasted during the Eocene to Plio-Pleistocene. The NW-SE-directed stress was responsible for forming of faults and related folds with E-W orientation. This event was followed by a strike-slip that we interpret as being coeval with sedimentation of B-Formation. The stress tensor deduced on Mosha fault (Holocene in age) is compatible with focal mechanisms obtained in this region. It shows a NE-SW-directed stress associated with a strike-slip regime. By differentiation of the youngest event (NE-SW-directed s1) and oldest event (NW-SE-directed s1) it remains the N-S directed s1, which could have prevailed during late Quaternary (C-Formation). Each of the three mentioned events is associated with compressive and strike –slip regime.
  • A. N. Kalateh, Dr. V. E.Z. Ardestani, Dr. H. Zomorodian, E. Shahin Page 18
    Inversion of gravity data is one of the most interesting numerical tools for obtaining 3-D images of geological structure. In this study, modeling of gravity anomalies is performed by new linear modeling Method (Compact Inversion). The principle used is to minimize the volume of causative body which is equivalent to maximizing its compactness. The anomalous density distribution is obtained using an iterative technique which is numerically stable and rapidly convergent. The principle can also be adapted to include modeling of gravity anomalies by single density sources. The treatment of noise in data fits naturally into formulations of the inversion procedure. The method is illustrated by inversion of noise-free data and noisy data.The practical effectiveness of this methods is demonstrated by inversion of synthetic and real example. The real data is acquired over chromite ore in Hormozgan province of Iran. The results obtained are compared with existing outcrop and available superficial drilling.
  • Dr. K.B.Guilani, M.S.Rabbani Page 30
    The sequence of sedimentary rocks of Aftar syncline (35 Km west of Semnan) be longs to Karadj, Semnan and Kond formations. Celestite occurs at the lower part of the Kond formation. The Kond formation itself is mainly made of gypsum, limestone and sandy limestone deposited in an evaporitic environment. Based on the type of fossils found in the limestones of the Kond formation, the age of this sequence is attribnted to upper Eocene. The formation was formed during a slow and fluctuating subsidence in an evaporitic shallow basin. The layered, rhythmic and elongated lenticular celestite crystals are positioned parallel to the general bedding of the sequence and formed at early principal diagenetic stage. Two forms of celestite crystals are distinguished: a) long automorphic, to xenomorphic, slabs, and b) elongated lenticular gypsum pseudomorphs. The act of silicification, at late diagenetic stages, affected the celestite bearing layers more than other layers. Based on the shape and arrangement of celestite in the evaporitic sequence the genesis of major portion is believed to be diagenetic; while a small portion has been probably formed synsedimentarily by saturation of strontium ions in solutions of evaporitic environment. It seems that strontium sulphate (celestite) was formed due to the abundant gypsum in shallow evaporitic environment. Furthermore; celestite could have been formed due to the migration of strontium ions from lower layers (Semnan and Karadj formations) or by transport of the ions by meteoric fluids. Relatively high strontium ion content of the Semnan and Karadj formations suggests a high probability of ion supply to form celestite from these formations.
  • Dr.F.Hadavi, M.A.Moheghi Page 42
    A biostratigraphic study of calcareous nannofossils from Kalat Formation of Kopeh-dagh basin has allowed the recognition of the calcareous biozones of sissingh (1977) CC25 (Upper Maetrichtian) & CC26 (most Upper Maetrichtian) from Chahchaheh And Khesht village and، CC25 (Upper Maastrichian) from entrance of Kalat city.
  • Dr. M. Abbaspour, Dr. A. Gharagozlou Page 54
    The “environment” is a universal concept. While urban aspects and urban planning often reveal a limited and fixed idea of the concept of the “environment” in our minds, the “environment”, is in fact a much wider concept than that (Shumacher,1967). This article is to emphasize the complexity of the environment and to show how an urban development model for identification, analysis, assessment and planning can be created by applying environmental models in this wider “environmental” context, with the help of GIS and remote sensing for a part of Tehran, the Iranian capital city. The area observed is district 22 in north-western Tehran, an a region of about 10 000 hectares which is restricted by the Alborz mountain chain in the north, the Kan River in the east, the Tehran-Karaj freeway in the south and the short mountains of Karevansarasangi in the west. Like many cities in other countries, the city of Tehran is experiencing the increasing pressure of improper land use and incorrect land management policies that have exacerbated the problems by disregarding the limitations and potential of land, and its vulnerability and fragility against possible changes. During the last decade the use of GIS and Remote Sensing techniques are increasing (Benaman, 1998) being applied now for identification of natural resources and for the management of urban and environmental projects in major cities of Iran, But the practice of analyzing the development models with the use of GIS in urban development planning is a new experience.
  • Dr. M.H. Karimpour, Dr., M.H. Adabi, A. Malekzadeh-Shafaroudi Page 62
    Iran magnesite deposits are mainly discovered in eastern city of Birjand. Afzalabad, Torshak Mohammadi, and Chah khoo Magnesite deposits were studied with respect to major, trace elements and C-O isotopes. Magnesite are found mainly within ophiolite. They form as vein and lenses. Magnesite mineralization is associated mainly with Nehbandan and Neh fault systems. Nehbandan fault is very steep and also is very deep. North Afzalabad magnesite has the highest Na- content (259-1670 ppm) and this is the result of flysch found in the footwall. South Afzalabad has the lowest Na-content (12 to 275 ppm) because there is no flysch type rocks in the area. Huntite has the highest Na-content ranging from 3046 to 3486 ppm. The lowest Sr found in South Afzalabad (2-8 ppm) and Chah Khoo (0-50 ppm). The highest Sr content(35-211ppm) found in Turshak Mohammadi and North-Afzalabad deposits. The highest Mn and Fe found at Chah Khoo and North Afzalabad deposits and the lowest Mn and Fe is associated within Torshak Mohammadi and south Afzalabad deposits. Huntite has the highest Mn and Fe content.C-O isotopic composition of magnesite from Torshak Mohammadi, Afzalabad and Chah Khoo were compared with magnesite deposits associated within Alpine ophiolite belt discovered in Turkey, Greece, Yugoslavia, Austria, and California. The C-O isotopic composition of Alpine ophiolite are δ18O (SMOW) = 23- 27‰, and δ 13C (PDB) = -17 to -6‰ and all of them plot in the same region, but Afzalabad, Torshak Mohammadi and Chah Khoo plot in different field. The δ18O‰ values of magnesite deposits in Eastern Iran ranging from 31-36 (‰ SMOW) and δ13C ranging is between 1.8 – 8 (‰ PDB). The CO2 had atmospheric origin and the H2O have meteoric origion.
  • Dr. N. Abbassi, S. Shakeri Page 76
    Numerous vertebrates footprints have been found in the Miocene Upper Red Formation sandstone and siltstone layers in the 3 km west of Mushampa village, west Zanjan province. Most of the footprints were preserved as hypichnia, include bird’s webbed footprints Culcitapeda tridens and Culcitapeda isp.; tetradactyle footprint Antarctichnus isp. and digitigrad footprints Avipeda isp. A and Avipeda isp.B. Carnivora footprints are Bestiopeda isp. and Credontipes isp. ichnogenuses. It seems that sedimentary environment was a shallow-water pan of a marginal marine environment, and footprints formed on the exposed sediments.
  • M. Shariat Jafari, Dr. J. Ghayoumian Page 90
    Mass movements are one of the main sources of sediment yield and also increase rill, gully, and badlands erosion. In erosion and sediment yield modeling, in spit of special attention to gully erosion, the role and the effect of mass movement on sediment yield has not been considered. Therefore, evaluation of sediment yield in landslide prone area is much different from the estimated one.In this research relationship between sediment yield and frequency of failure planes have been investigated in central Taleghan basin. The funding can be used to estimate sediment yield in remote areas with no data. Main characteristics of 90 landslides have been investigated in the watershed. On the other hand, sediment yield of the landslide prone sub-basins have been evaluated. The results indicate a coefficient of determination of 0.68 for a bivariat regression model. The results also reveal that 68 percent of sediment yield are due to slope failure in Taleghan watersheds and 33 percent are related to the other factors.
  • M.Shafeizad, Dr. K.Seyed-Emami Page 98
    Middle Jurassic strata are well developed at west of shahroud (SE Alborz). In the investigated area two sections at kuh-e Parikhan and kuh-e Tepal have been studied in detail. The Dalichai Formation has a maximum thickness of 235 m consisting of an alternation of bluish-grey limestones and marls, being subdivided into 8 members. The lower boundary with the siliciclastics of the underlying shemshak Formation is sharp and discontinuous, whereas the upper boundary to the light and cliff-forming carbonates of the Lar Formation is rather inconspicuous and transitional. The Dalichai Formation in both sections is fossiliferous. Summing up 1985 fossil specimens were collected, among which the ammonites with 1749 specimens clearly predominate. The fossil-content is mainly concentrated within few meters of red and nodular limestone in the upper part of the section. Based on the ammonite fauna the age of the Dalichai Formation in the investigated area ranges from Upper Bajocian to lower Oxfordian. Pleobigeographically the fauna shows close relationship to western Europe and sub-mediterranean region. This indicates a paleogeographic position of the area at the northern Tethys during the Middle Jurassic. The depositional environment ranges from deeper shelve to deeper open marine.
  • Dr. M.R. Ghorbani Page 114
    The “environment” is a universal concept. While urban aspects and urban planning often reveal a limited and fixed idea of the concept of the “environment” in our minds, the “environment”, is in fact a much wider concept than that (Shumacher,1967). This article is to emphasize the complexity of the environment and to show how an urban development model for identification, analysis, assessment and planning can be created by applying environmental models in this wider “environmental” context, with the help of GIS and remote sensing for a part of Tehran, the Iranian capital city. The area observed is district 22 in north-western Tehran, an a region of about 10 000 hectares which is restricted by the Alborz mountain chain in the north, the Kan River in the east, the Tehran-Karaj freeway in the south and the short mountains of Karevansarasangi in the west. Like many cities in other countries, the city of Tehran is experiencing the increasing pressure of improper land use and incorrect land management policies that have exacerbated the problems by disregarding the limitations and potential of land, and its vulnerability and fragility against possible changes. During the last decade the use of GIS and Remote Sensing techniques are increasing (Benaman, 1998) being applied now for identification of natural resources and for the management of urban and environmental projects in major cities of Iran, But the practice of analyzing the development models with the use of GIS in urban development planning is a new experience.
  • Dr. K.Goshtasbi, D. Khodadadi Page 120
    Generally, determination of suitable block size,is one of the most essential factor for optimum and economic excavation. In mining ornamental stones by diamond wire it must be such that it does not cause any problems with regard to excavation sequences, be safe and also reduce the costs. This paper presents the results of an investigation which was carried out in Laybid ornamental stone mine. The aim of this research, was to determine the optimum block size with regard to geological and geotechnical conditions and machinary used in this mine. The method has a general trend which can then be applied to any mine with similar excavation method by considering the special conditions of that mine.The optimum block size is determined by calculating operation costs such as excavation, cutting, etc. These calculations were carried out for various block sizes and various graphs plotted. In this mine the optimum block size was determined to be 6x4.5x8 meters for length, width and height of the block respectively. The increase in block dimentions and suitable block dimentions with regard to the main block is an important factor for cost reduction. This procedure will be acceptable up to a point where excavation costs decrease greatly and also no technical problems occur.
  • Sh. Shahsavari, Dr. M. Abdollahi Page 126
    Nickel and cadmium compounds are important impurities in zinc electrolyte. In the electrolytic production of zinc, these impurities must be removed from the zinc- bearing solution prior to electrolysis. At the Isfahan Zinc Smelting Factory, nickel and cadmium have been precipitated by sufficient amount of zinc powder and copper sulfate at 50-70 ºC. The resulting precipitate was known as nickel and cadmium filter cake and contains 30% Cd, 22.7 Zn, 3.2 Ni and 1.95 Cu.A sample of filter cake was first identified by XRD analysis and microscopic studies. The major XRD peak was matched to Braunite (3Mn2O3. MnSiO3) and to probable existing of Cd5Ni, Cd2SO4(OH)2, (Zn,Cu)SO4(OH) and synthetic CdS. Microscopic studies proved the existence of sulfate phases, native copper and metalic zinc. Nickel sulfate (NiSO4. 7H2O) was also observed in the thin section. Leaching results showed that 10% of filter cake was soluble in water, in which 10, 16 and 18 percent of total nickel, zinc and cadmium were dissolved in water, respectively.Results obtained from different methods showed that nickel was present as NiS and cadmium existed in the oxide form. Finally leaching process was carried out with sulfuric acid at different conditions. The effect of temperature, acid concentration, reaction time and pulp density were investigated and the results indicated that about 93% of nickel and cadmium were extracted under the following conditions: T=60ºC, t=1.5-2 hr, C=20%, Pulp density(S:L)=60 g/l.
  • Dr. A.Ghasemi, Dr. M.Pour-Kermani Page 138
    The meta-sedimentary and granitoid rocks of the Soresat metamorphic complex (SMC) occur along the northern margin of the Sanandaj-Sirjan zone in NW Iran. Field and petrographic studies indicate that the protoliths of the meta-sediments were shale, siltstone and graywake with carbonate, arkosic sandstone and pyroclastic intercalations. Porphyroblasts of andalusite, sillimanite (fibrolite), staurolite and cordierite are common in the meta-sedimentary rocks that were rich in clay minerals.Four different deformational events are recorded in SMC (D1-D4). D1 and D2 events are recorded by F1 and F2 folds and S1 and S2 foliations, which indicate NNE-SSW regional shortening. The D1 fabric has been largely over-printed during D2 and only relics of S1 foliation survive either in S2 microlithons, or as inclusion trails within inter-tectonic porphyroblasts of andalusite and staurolite. The prominent, regional penetrative foliation (S2) generally parallels bedding planes (S0) within meta-sedimentary rocks. S2 is axial planar to an isoclinal overturned fold of regional scale that was generated by D2. No foliation was recognised for D3. Inclined D3 folds refold the overturned D2 structure. D3 resulted from NNW-SSE horizontal shortening. D4 event is recorded by normal faulting, which, together with erosion, exposed the Soresat metamorphic complex.
  • Dr. S.Amini, Gh.Bolourian Page 146
    Karaj Formation crops out in a very large area in Central Alborz. This formation is middle Eocene in age and mainly formed of green-tuffites and marine shales. According to field observation, this formation consists of heterogeneous assemblage of tuff, tuffite, various sedimentary rocks and some type of lava.Field data on depositional environment of Karaj volcaniclastic sequence indicate that some parts of this thick sequence in study area were mainly formed in a deep to semi-deep environment. Vertical and horizontal variations of facies and sedimentary structures such as graded bedding, slumping, convolute bedding, flute cast and … indicate that turbidity currents and mass flows have an essential role in the genesis of some parts of the Karaj Formation, being responsible for transporting of shallow depth (shelf) pyroclastic products.Submarine channels which filled by massive sediments and olistolites (F facies) are associated with upward thinning and fining sequences on their tops. Main part of shales of the Karaj Formation were formed as pelagic and hemipellagic shales (G facies), in northern parts of the study area. Upward thinning and thickening sequence, and also complete or incomplete Bouma sequences (A-E facies) are abundant in Karaj Formation. Collected data shows that Karaj Formation depositional environment is submarine fan. Data related to paleocurrent directions shows a south to northward one.
  • Source Characteristics of the 28thMay2004 Baladeh-Kojour Destructive Earthquake in Central Alborz, Revealed from far Field Waveform Data
    Dr. M. R. Gheitanchi Page 156
    Source characteristics of the 2004 Baladeh-Kojur destructive earthquake is obtained by inverting far field waveform data. The information from field investigation and aftershock activity are considered as supplementary data to constrain the source parameters. The source characteristics of main shock is explained in terms of at least three major subevents. Rupture initiated in epicentral area with the first subevent and mainly extended toward west in a unilateral manner. The major slip took place during the first 10 seconds and it is concluded that the directivity played main role for producing extensive intensity in the epicentral region. The source mechanism obtained in this study is predominantly thrust and is in agreement with the mechanism of other earthquakes as well as the orientation of tectonic forces in this region. The total seismic moment is calculated to be M0= 4.1×1018 Nm and the total moment magnitude is Mw = 6.3. The source duration of largest subevent is about 7 seconds and its related rupture extension is about 20 km. The calculated maximum dislocation is about 120 cm and the estimated maximum stress drop is about 25 bar. The distribution of strong ground motion indicates two high acceleration areas in epicentral area and toward the west. This indicates that the main shock possibly has a multiple source nature or the media has amplified the ground motion in western part of the epicentral region. This fact should be clarified by more detailed field studies in future. Macroseismic evidence and recorded accelerograms in Baladeh region indicate that the ground strong motion was intense during the main shock. Although Central Alborz had been seismicly active in historical times, there was no evidence that earthquakes as severe as this one had occurred in the vicinity of Baladeh-Kojour region during at least the past 100 years. From the engineering point of view, Baladeh-Kojour earthquake provided ground-motion characteristics of a strong event in the affected area and should be considered as the controlling event for the design of structures with high safety requirements.