فهرست مطالب

علوم زمین - پیاپی 49-50 (پاییز و زمستان 1382)
  • پیاپی 49-50 (پاییز و زمستان 1382)
  • تاریخ انتشار: 1382/10/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • پیشگفتار
  • صفحه 1
  • مقالات
  • پیمان نواب پور، دکتر عبدالله سعیدی، دکتر محمدرضا قاسمی صفحه 2
    کوهستان شتری یکی از رشته کوه های خاور ایران مرکزی در خاور شهر و پهنه تبخیری طبس می باشد که در انتهای شمالی گسل پویای نایبند جای گرفته است. وجود پادگانه های آبرفتی چرخه ای کهن و افرازهای گسلی پوشیده کواترنری در بخش پیشانی باختری کوهستان و سه گونه بادزن آبرفتی کهن، سیلابی و پویا در دشت طبس شواهدی از برخاستگی نو زمین ساختی رشته کوه، مهاجرت باختری رسوبگذاری کواترنری و گسترش خاوری فرسایش پسرونده در راستای رودخانه های فصلی می باشند. غارها و قنات های معلق در دامنه های دره های آبرفتی سرعت زیاد فرسایش ژرفی را به نمایش می گذارند.
    رخنمون تاقدیس های نئوژن، پادگانه های فرسایشی، دره های رودخانه ای آبگذر پیشین و تاب برداشتگی لایه های بادزن های کهن در دشت همگی بیانگر برخاستگی دوره ای و پویای زمین های دشت نسبت به پهنه تبخیری هستند. چهره ها و شاخص های زمین ریختی همچون پله ها و کوژیدگی نیمرخ طولی رودخانه ها، نسبت پهنا به بلندی دره ها و سینوسیته پیشانی کوهستان نشان می دهند که حرکات زمین ساخت پویا با گسل های کواترنری در دشت و پیشانی های شمالی و جنوبی در ارتباط می باشد، در حالی که به نظر می رسد بخش میانی پیشانی کوهستان از حرکت باز ایستاده است.
    در این بین رخداد زمین لرزه 1978 میلادی طبس (3/7= Ms) پس از یازده سده نبود لرزه ای گواهی است بر پویایی مهاجرت باختری جبهه دگرریختی و افزایش پهنای کوهستان. بدین ترتیب با هماهنگی های دیده شده بین ویژگی های نو زمین ساختی و لرزه زمین ساختی در این گستره با معرفی پیشانی های کوهستانی باز مانده، ناپویا، پویا و تازه شکل گرفته، بار دیگر اهمیت انجام چنین پژوهش هایی در درک هرچه بهتر تاریخچه پویایی و لرزه خیزی هر گستره خاطر نشان می گردد.
    کلیدواژگان: زمین ساخت پویا، زمین شناسی کواترنری، شاخص های زمین ریختی، طبس، کوهستان شتری
  • دکتر علی خردمند، دکتر یعقوب لاسمی، دکتر کاظم سیدامامی صفحه 14
    سازند بادامو (توآرسین بالایی- باژوسین میانی) بطور عمده دربردارنده سنگ آهک و شیل است و در منطقه زرند (شمال باختر کرمان) گسترش دارد. در این منطقه سازند بادامو به گونه هم شیب و با کنگلومرای قاعده ای بر روی سازند آب حاجی (دومین سازند از گروه شمشک) قرار دارد و مرز آن با سازند هجدک در بالا (چهارمین سازند از گروه شمشک) هم شیب و ناگهانی (گاه تدریجی) است. هدف از این مطالعه، شناسائی رخساره ها و محیطهای رسوبی سازند بادامو است. بررسی های صحرایی و آزمایشگاهی منجر به شناسائی رخساره های مختلف که در چهار دسته رخساره ای قرار دارند انجامیده است. دسته رخساره ای A دربرگیرنده رخساره های مدستون وکستون سوزن اسفنج، گلسنگ آهکی، وکستون بیوکلاستی و وکستون/پکستون اینتراکلاستی بیوکلاستی است که نشان دهنده محیط دریای باز می باشد. دسته رخساره ای B دربرگیرنده رخساره های گرینستون بیوکلاستی، گرینستون اائیدی، گرینستون آنکوئیدی، گرینستون اینتراکلاستی و بیوکلاستی و گرینستون ماسه ای بیوکلاستی اائیدی است که بیانگر یک محیط سدی و ساحلی (گرینستون ماسه ای/بیوکلاستی/اائیدی) هستند. دسته رخساره ای C که دربرگیرنده رخساره های وکستون/پکستون آنکوئیدی بیوکلاستی، وکستون/پکستون بیوکلاستی و مدستون سیلتی فسیل دار است نشان دهنده محیط تالاب است. دسته رخساره ای D دربرگیرنده رخساره های کنگلومرا، رخساره سد آرنیت تا فیل آرنیت و کوارتز آرنیت تا ساب چرت آرنیت است که در زمان پیشروی دریا در قاعده سازند بادامو یا در محیط ساحلی سدی نهشته شده اند. براساس بررسی رخساره های سازند بادامو و تغییرات عمودی و جانبی رخساره ها و مقایسه با محیطهای امروزی مدل رسوبی سازند بادامو ارائه شده است. در این مدل که محیط رسوبگذاری سازند بادامو را در گستره مورد مطالعه نشان میدهد رخساره های سدی زیر محیط دریای باز و لاگون را که ارتباط کمی با هم داشته اند از یکدیگر جدا نموده است.
    وجود رخساره های بخش ژرف تر دریا و رخساره های دوباره رسوب کرده نشان می دهد که پلاتفرم کربناته سازند بادامو از نوع فلات قاره همسان فلوریدا بوده است. مدل رسوبی ارائه شده برای سازند مزدوران و چمن بید می تواند همسان قدیمی مدل رسوبی سازند بادامو باشد.
    کلیدواژگان: رخساره، محیط رسوبی، سازند بادامو، زرند، کرمان، ایران
  • دکتر حسین معین وزیری صفحه 32
    این نوشتار جمع بندی داده های تکتونوماگمائی ایران است که در آن به موقعیت و حرکات بلوکها در گذشته، به پی آمد های شکسته شد ن پوسته اقیانوسی نئوتتیس درکرتاسه بالائی، به ماگماتیسم حاصل از فرارانش پوسته وگوشته قاره ای داغ برروی ورقه های افیولیتی سرپانتینیزه و به تداخل دو رژیم تکتونیکی (برای مثال انطباق زونهای فرورانش و برخورد بر تیغه های حرارتی قدیمی که در گذشته عامل تشکیل ریفتهای نارس درون قاره ای بوده اند) توجه شده است. از این جمع بندی چنین استنباط می شود که اقیانوس نئوتتیس بیش از آنچه که تصور می رود دارای وسعت وگسترش بوده و این گستردگی در حدی بوده که پوسته اقیانوسی آن در مدتی طولانی، ابتدا به علت جبران مقدار تولید شده و سپس به علت حرکت آفریقا به طرف شمال خاور، به زیر ایران مرکزی (و زون سنندج-سیرجان که به گمان در آن زمان یک سری جزایر قوسی بوده)، فرورانش کرده باشد. انطباق زونهای فرورانش و برخورد بر تیغه های حرارتی قدیمی که در مزوزوئیک ریفتهای درون قاره ای بوجود آورده بودند، می توانسته موجب بهم خوردگی نظم کلا سیک ماگماتیسم در محیطهای تکتونیکی نامبرده شده باشد. شکسته شدن پوسته اقیانوسی نئوتتیس در کرتاسه بالائی این امکان را فراهم کرده تا بخش فرو رفته و متوقف شده این پوسته، بطور یکنواخت گرم شده، سبب ولکانیسم شدید و همزمان ائو سن گردد. این پدیده در سایر دوره های ترسیر نیز به صورت خفیف ادامه داشته است. غالب توده های پلوتونیک و ساب ولکانیک ترسیر ایران با ولکانیسم ائوسن هم ماگما بوده و حاصل تخلیه فشاری مخازن ماگمائی ژرف زیر آتشفشانهای ائوسن در دوره های کوهزائی پیرنئن و استیرین می باشند. همچنین بعضی از فعالیتهای ماگمائی درون نوارهای افیولیتی در مناطق تصادم قاره ای شدید که میلیونها سال پس از فرارانش پوسته اقیانوسی صورت گرفته، نتیجه ذوب بخشی گوشته و پوسته قاره ای فرا رانده بر روی ورقه های افیولیتی سرپانتینیزه هستند.
    کلیدواژگان: ماگماتیسم، تکتونوماگماتیسم، فرورانش، برخورد، ایران
  • دکتر حسین وزیری مقدم، دکتر عزیزالله طاهری صفحه 40
    برپایه مطالعه سیستماتیک ایکنوفسیلهای رسوبهای اردویسین بالایی باختر شاهرود تعداد 13 اثر فسیلی شامل:Cosmorhaphe cf. lobata، Spirophycus ichnosp.، Neonerites uniserialis، Neonerites biserialis، Neonerites ichnosp.، Didymaulichus ichnosp.، Lorenzina cf. kulczynski، Protopaleodictyon ichnosp.، Helmintopsis ichnosp.، Paleodictyon ichnosp.، Phycodes palmatum، Palaeophycus cf. striatus، Palaeophycus sulcatus، Planolites ichnosp.، Thalassinoides ichnosp.، Scolicia ichnosp.
    تشخیص داده شده است. ایکنوفسیلهای فوق نشان دهنده رخساره نرئیتس می باشند و معرف آن هستند که این رسوب ها در یک محیط به نسبت ژرف دریایی تشکیل شده اند. ساختمان های رسوبی و شواهد صحرایی داده های بدست آمده از ایکنوفسیل ها را تایید می کند.
    کلیدواژگان: ایکنوفسیل، ایکنوفاسیس، اردویسین بالایی، دهملا، باختر شاهرود، ایران
  • محمد مهدی فرهپور، سیدمحمد علیزاده گنجی صفحه 52
    منطقه مورد مطالعه به وسعت 610 کیلومتر مربع در خاور باتولیت همدان و در بخش شمالی کمربند سنندج سیرجان قرار دارد. این منطقه به طور عمده از انواع میکاشیستها و اسلیت با راستای تقریبی شمال باختری- جنوب خاوری تشکیل شده است. سن این مجموعه (تکتونیتها، (tectonites مربوط به قبل از ژوراسیک است که در طی دو مرحله دچار دگر شکلی پلاستیک شده اند. این تکتونیتها بطور عمده از نوع S- L و در بعضی بخشها از نوع S هستند.
    در فاز اول شیستوزیته اولیه(S) بطورموازی با لایه بندی اولیه تشکیل شده و دارای شیب و امتداد میانگین N135/56NE وN138/30SW است. در طی این فاز انواع خطواره های حاصل از ریز چین، کانی و سایه فشاری ایجاد شده است. طول موج ریز چینها به چند میلیمتر می رسد و بطور ناپیوسته با راستای N188/12 به دنبال هم قرار گرفته اند. کانیهای ایجاد کننده خطواره ها شامل میکا و آمفیبول است و پورفیروبلاستهای استارولیت و گارنت خطواره سایه فشاری ایجاد کرده اند. پورفیروبلاستهای استارولیت نسبت به S قبل تا همزمان با تکتونیک و گارنت در قبل تا بعد از تکتونیک تشکیل شده اند. در این مرحله چینهای بین لایه ای (intrafolial fold) نیز از رگه های کوارتزی در بین شیستوزیته ایجاد شده است. فاز دوم دگر شکلی در نتیجه نیروهای جانبی با روند N56 ایجاد شده و بر اثر آن عناصر بافتی کنونی نمایان شده است که ساختار اصلی موجود در منطقه را تشکیل می دهند. سطح S در این فاز بر اثر چین خوردگی لغزشی - خمشی سطوحS ایجاد شده و سطح محوری چینها را با موقعیت N164/61NE و N154/64 SW تشکیل داده اند خطواره ثانویه نیز با راستا و میال میانگین N157/07 حاصل لولای این ریز چینها است. از خطواره‍های دیگر این فاز خطواره های تقاطعی و خطواره آندالوزیت است که همروند باL می باشند. چینهای بزرگ مقیاس از گونه طولی (longitudinal) بوده و بصورت تاقدیس و ناودیسهای متوالی با سطح محوری میانگین N148/74SW به موازات L قرار گرفته اند. عناصر زیر بافتی مسکویت و کوارتز در این فاز جهت یافته شده و همانند عناصر بافتی S، S وL تقارن ارتورومبیک دارند.
    کلیدواژگان: دگر شکلی، تکتونیت، عناصر فابریکی، برگواره، خطواره، برگواره ء کنگره ای، چین بین لایه ای و چین خوردگی لغزشی - خمشی
  • دکتر سهیلا بوذری، دکتر محمد هاشم امامی صفحه 62
    بر پایه تقسیم بندیهای ساختاری موجود، حوضه فرونشست درون قاره ای قم آران در پهنه ایران مرکزی جای دارد و از شرایط زمین ساختی حاکم بر این پهنه تبعیت می کند. نوار فرونشسته ای متشکل از حوضه های قم آران، اردستان یزد و رفسنجان زرند در حد فاصل دو پهنه فرعی برخاسته از سنگهای ایران مرکزی (مثلث میانی در شمال خاور ونوار ماگمایی ارومیه دختر در جنوب باختر) قرار گرفته است و راستای گسترش آنها با پیروی از روند حاکم شمال باختری جنوب خاوری می باشد. با فاصله گرفتن از پهنه فرعی ماگمایی ارومیه دختر به سمت بخش های میانی ایران مرکزی ریخت ساختاری متنوع وروندهای فرعی آشکار گردیده اند. احتمالارفتار شکننده پی سنگ متبلور ایران مرکزی در واکنش به نیروهای وارده ضمن ایجاد قطعات گسله با شکل و ابعاد مختلف سبب جابه جایی وحرکت چرخشی آنها نیزشده است که تاثیر توام این حرکات، ریخت ساختاری درهمی را به وجودآورده است، به گونه ای که در حوضه فرونشست قم آران سه روند سا ختاری شمال باختری جنوب خاوری (گسل دوازده امام نره خرکوه)، شمال شمال باختری جنوب جنوب خاوری (گسل قم راوند زفره)، شمال خاوری جنوب باختری (گسل مرنجاب) رخنمون دارد.
    طی نئوژن بازشدگی دریای قرمز و حرکت ورقه عربی به سمت شمال موجب اعمال تنش های فشارشی بر فلات ایران گردیده است، در همین رابطه حرکت راستالغز قطعات گسله ایران مرکزی موجب برخی از کششهای محلی از جمله درمحل خمیدگی گسل قم راوند زفره گردیده که توام با کشیدگی و بازشدگی بوده است. در روند تکاملی حوضه کشیده جدا شده یاد شده انباشته های رسوبی سازند قرمز بالایی با رخساره محیط قاره ای و متشکل ازعضوهای M 3، M 2، M 1 شده است. فرسایش برخا ستگیهای اطراف، خاستگاه واحدهای مذکور بوده، ودرحال حاضربه طور عمده با مرز گسله معکوس به صورت بخش برخاسته در حاشیه حوضه فرونشست قم آران قرار گرفته اند.
    تداوم بازشدگی دریای قرمز و اعمال نیروی فشاری در اواخرنئوژن به سمت شمال سبب حرکت چرخشی در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت قطعه گسله قم آران گردیده است. متناسب با این تحول ساختاری روندهایی همچون شمال خاوری جنوب باختری (گسل مرنجاب)فعال شده اند، به طوری که این گسل با زاویه حدود 75 درجه نسبت به گسل قم راوند زفره قرار گرفته است. مجموعه شرایط ساختاری و رسوبی موجود معرف حوضه کشیده جدا شده قم آران است که با پدیده کششی در محل های خمیدگی گسل راستا لغز شمال باختری جنوب خاوری مانند گسل قم راوند زفره تشکیل شده است. از سوی دیگر چین خوردگی سازند قرمز بالایی با روند محوری شمال باختری جنوب خاوری (تاقدیس البرز و سراجه) و خاوری باختری (تاقدیس قلعه سردار) در بخش حاشیه پهنه فرونشست قم آران نشانگر محدود شدن ابعاد حوضه ناشی از همگرایی مایل خردقطعه جنوبی و ایجاد دالان تنگ در خاورحوضه فرونشست و محدوده قلعه سردار است. حرکات چرخشی یاد شده با خردلرزه های ثبت شده و شواهد ژئوفیزیکی گزارش شده مورد تایید قرار می گیرد که نتیجه آن تقسیم یک پهنه ساختاری به مجموعه قطعات فعال (مرنجاب)، غیر فعال (یخاب)، گرفتار (دریاچه نمک) و جدا مانده (دریاچه حوض سلطان) شده است
    کلیدواژگان: فرونشست، راستالغز، کشیده، جداشده، چرخشی، تراکششی، ترافشارشی
  • دکتر محمدحسین خلقی، دکتر منصور وثوقی عابدینی صفحه 78
    باتولیت پیچاقچی در شمال باختر ایران (35 کیلومتری جنوب خاور شهرستان شاهین دژ) واقع است. این باتولیت در پهنه ساختاری ایران مرکزی قرار دارد و سنگ های پالئوزوئیک را بریده است. سن مطلق باتولیت پیچاقی به رو ش K - Ar، 20/74 میلیون سال تعیین شده که بیانگر زمان کرتاسه بالا - پالئوسن و رخداد تکتونیکی لارامید است.
    باتولیت پیچاقی از کوارتز دیوریت، تونالیت، گرانودیوریت و کوارتز مونزودیوریت تشکیل شده و کانی های تیره آن بیوتیت و آمفیبول است. آنکلاوهای آن از گونه میکاشیست و کوارتزدیوریت های ریزدانه در اندازه های مختلف می باشند. شواهد پتروگرافی حاکی از آن است که تحولات ماگمائی مخصوصا از نوع آلودگی باعث تغییر ترکیب اولیه ماگمای تشکیل دهنده این سنگ ها شده است.
    بررسی ژئوشیمیائی عناصر اصلی نشان می دهد در توده نفوذی پیچاقچی، مقادیر 2O3 Al، Na2O، K2O، FeO، بالا و مقادیر MgO، CaO، MnO، P2O5، TiO2 پائین است و ماگمای مولد سنگ ها، کالکو- آلکالن و متاآلومین بوده است. پارامترهای ژنتیکی این باتولیت با گرانیت های تیپ «I» از گونه کالدونین قابل مقایسه است.
    بررسی ژئوشیمیائی عناصر کمیاب در دیاگرام های چند عنصری نشان می دهدکه شیب متوسط منحنی ها از عنصر K به سوی عنصر C r است (از چپ به راست) که مشخصه تشکیل قسمت عمده ماگما از گوشته می باشد. تهی شدگی عناصر سازگار V، Cu، Ni و غنی شدگی عناصر ناسازگار نشان می دهد که ماگمای مولد، فقط از ذوب گوشته حاصل نشده و در آن آلودگی رخ داده است. افت N b می تواند در اثر اختلاط ماگمای پوسته ای و گوشته ای و یا در ارتباط با فرورانش باشد. افت Tiو قله Y نشان می دهد ماگمای اولیه مولد این باتولیت از گونه گرانیت های نوع «I» بوده است.
    موقعیت تکتونیکی باتولیت پیچاقی با گرانیتوئیدهای قوس قاره ای (VAG) قابل مقایسه می باشد.
    کلیدواژگان: پیچاقچی، ایران، گرانیت گونه I، کرتاسه، گرانودیوریت، آنکلاو ریزدانه تیره رنگ، بیوتیت، آمفیبول، ذوب بخشی، اختلاط ماگمائی، کالکوآلکالن، متاآلومین، تعیین سن رادیومتری
  • دکتر امیرحسین صدر، دکتر علی اصغر سپاهی گرو، دکترغلامرضا خانلری صفحه 90
    با وجود این که از دیر باز مطالعات سنگ شناسی چشمگیری بر روی توده پلوتونیک الوند صورت گرفته است اما بررسی ساختمانهای زمین شناسی موجود در این توده کمتر مورد توجه بوده است. همانگونه که در این مجموعه پلوتونیک گوناگونی سنگ شناسی زیادی وجود دارد، ساختهای زمین شناسی آن نیز گوناگون و قابل بررسی است. برخی از مهمترین ساخت های اولیه (ماگمایی) و ثانویه (زمین ساختی) گرانیتهای این مجموعه پلوتونیک عبارتند از:1) ساخت های اولیه که شامل جهت یافتگی درشت بلورهای فلدسپار، میکا و انکلاوها و همچنین درزه ها یا شکستگیهای اولیه است و عمده بحث این مقاله را تشکیل می دهد. این ساختها نشان دهنده یک جریان درون توده ای و ایجاد شکستگیهای همزمان با جایگزینی در توده نفوذی هستند.
    2) ساخت های زمین ساختی که شامل شکستگیهای زمین ساختی و تغییرات ساختاری سنگهای این توده در حالت جامد بوده و پس از انجماد کم و بیش کامل توده شکل گرفته اند.
    مطالعه ساختهای اولیه و ثانویه گرانیتهای الوند نشان می دهد که این توده پلوتونیک می تواند الگویی برای بررسی ساختهای گرانیتها باشد و بسیاری از روابط بین ساختارهای درونی و بیرونی (محیطی) توده های نفوذی را می توان در آن مطالعه و بررسی نمود.
    کلیدواژگان: گرانیت، زمین ساخت، ساخت های اولیه، ساخت های تکتونیکی، الوند، همدان، ایران
  • دکتر محمدرضا قیطانچی، دکتر نوربخش میرزایی، دکتر اسماعیل بایرامی نژاد صفحه 111