فهرست مطالب

قبسات - پیاپی 51 (بهار 1388)
  • پیاپی 51 (بهار 1388)
  • 200 صفحه، بهای روی جلد: 25,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/07/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محسن مهاجرنیا صفحه 5
    عدالت، در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری جایگاه ویژه ای داشته و از بنیاد های اساسی معرفت سیاسی و عصاره فضیلت های درونی، آرمان ها و غایت های دایمی فراروی تمام مسایل و موضوع های سیاسی است.
    عدالت راهبرد و راهکاری برای رسیدن به غایت ها و میزان است و همچنین میزانی برای تصحیح رفتارهای ناهنجار و شاخصی برای ارایه الگوهای رفتار سیاسی است.
    مفهوم عدالت بعدها و مراتب دارد و ویژگی هایی مانند جامع، شامل و مطلق، فرازمانی، غایی، مسوولیت زایی، تعهدآوری و جانب دارانه در پس معنای آن قرار گرفته است. در تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعی و حوزه های معرفتی و عملی، گونه ها و جلوه هایی از آن تجلی یافته است.
    در تمام مناسبت های اجتماعی و سیاسی با بسیاری از مفهوم های هم سو و هم عرض مانند آزادی و امنیت، حقوق، رفاه و قانون تلاقی می کند و اما در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای، عدالت با تمام اهمیتش در معرض آفت ها و آسیب های درونی و بیرونی است و نیاز به مراقبت دارد.
    کلیدواژگان: عدالت، فلسفه عدالت، اندیشه سیاسی، فلسفه سیاسی
  • غلامرضا بهروزلک صفحه 35
    هر چند در دوران مدرن اغلب بر تفاوت اخلاق از سیاست تاکید شده است، اما با بازگشت جدی دین به عرصه سیاست جهانی، رویکرد به اخلاق در سیاست دوباره مطرح شده است. در اندیشه اسلامی، اخلاق و سیاست ارتباط فراوانی دارند. ارتباط اخلاق و سیاست از دیدهای گوناگونی مطرح شده است که هر کدام از این دیدها بر مبانی خاصی مبتنی است. نوشتار حاضر می کوشد مبانی اخلاق سیاسی را در اندیشه سیاسی اسلام بررسی کند. این مبانی در سه محور عمده معرفت شناسی، هستی شناختی و انسان شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: اخلاق، سیاست، اخلاق سیاسی، مبانی اخلاق سیاسی، اندیشه سیاسی اسلام
  • سیدمحمدرضا احمدی طباطبایی صفحه 59
    هر چند در دوران مدرن اغلب بر تفاوت اخلاق از سیاست تاکید شده است، اما با بازگشت جدی دین به عرصه سیاست جهانی، رویکرد به اخلاق در سیاست دوباره مطرح شده است. در اندیشه اسلامی، اخلاق و سیاست ارتباط فراوانی دارند. ارتباط اخلاق و سیاست از دیدهای گوناگونی مطرح شده است که هر کدام از این دیدها بر مبانی خاصی مبتنی است. نوشتار حاضر می کوشد مبانی اخلاق سیاسی را در اندیشه سیاسی اسلام بررسی کند. این مبانی در سه محور عمده معرفت شناسی، هستی شناختی و انسان شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند.
    کلیدواژگان: اخلاق، سیاست، دین، فلسفه سیاسی
  • مرتضی یوسفی راد صفحه 87
    فلسفه سیاسی دانشی است که با پرداختن به چیستی زندگی و پدیده های سیاسی و ترسیم یک شیوه و الگوی زندگی مطلوب، اعمال و افکار بشری را سامان می بخشد و با هماهنگ ساختن زندگی با اصول عام پذیرفته شده از زندگی در درون یک مکتب، پاسخ گویی پرسش های اساسی انسان از زندگی بوده و آسودگی زندگی را برای پیروان خود به ارمغان می آورد.
    مراد از فلسفه سیاسی، تبیین عقلی از آموزه های دینی سیاسی است که به حیات اجتماعی و زندگی سیاسی ناظر بوده و در چارچوب معرفت دینی، نظام منسجمی از مفهوم های زندگی و نظم سیاسی مطلوب را ارایه می دهد و استنتاج های تجویزی را نیز به همراه دارد.
    ادعای نویسنده بر این است که آموزه های وحیانی متن های اولیه اسلام چنین قابلیتی را دارند و برای این منظور ادله سه گانه ایی برای اثبات ادعای خود ارایه کرده است بنابر استدلال نخست، فلسفه ورزی انسان به جغرافیای خاصی اختصاص ندارد و با حجیت عقلی بخشیدن به وحی و اثبات حقانیت آن، تمام آموزه های وحیانی ناظر به چیستی و هدف زندگی و مفهوم های اساسی حجیت عقلی می یابند. استدلال دوم براساس جامعیت دین و شمولیت آن اسلام بر مجموع «هست و نیست ها» و «باید و نباید های» از هستی و زندگی بنا شده و این جامعیت به این دین توانایی داده به پرسش های اساسی انسان پاسخگو باشد.
    استدلال سوم بر این مبتنی است که علم و فلسفه نیازمند به چارچوبی تغذیه ای هستند و دین اسلام به جهت قابلیت ذکر شده خود، توانایی دارد برای فلسفه سیاسی چارچوب تغذیه دهنده باشد.
    کلیدواژگان: فلسفه، فلسفه سیاسی، فلسفه سیاسی اسلام، آموزه های دینی، وحی، جامعیت دین، حجیت عقلی
  • سیدکاظم سیدباقری صفحه 105
    مقاله حاضر به هستی شناسی فلسفه سیاسی در حکمت متعالیه می پردازد. ضمن تبیین مفهوم ها، کوشیده ایم تا با پردازش مبانی نظری هستی شناختی صدرایی اثر آن مبانی بر فلسفه سیاسی صدرایی را مورد بررسی قرار دهیم. مبانی نظری هستی شناختی صدرایی عبارتند از: اصالت وجود، مراتب داشتن آن، پویایی و دگرگونی همیشگی و اینکه هستی، نظامی معقول و هدفمند دارد؛ سپس تاثیر این مبانی بر فلسفه سیاسی صدرایی را در موردهایی مانند: نظام اجتماعی معقول، نظام اجتماعی هدفمند، پویایی جامعه انسانی، جامعه انسانی با اختیار و نیازمندی جامعه انسانی به قانون عادلانه، جست وجو کردیم. براساس این منظومه فکری، اگر جامعه سیاسی در جهت «وجود برتر» با پیروی از «پیام برتر» گام بردارد، مسیری مطلوب خواهد یافت.
    کلیدواژگان: هستی شناسی سیاسی، فلسفه سیاسی، حکمت متعالیه، اصالت وجود، وجود دارای مراتب، حرکت جوهری، نظام اجتماعی، خردگرایی، اختیار، قانون
  • مسعود پورفرد صفحه 139
    در مقاله به اهمیت بحث انسان شناسی فلسفی و اینکه انسان شناسی در فلسفه سیاسی امری ضرور و مهم می باشد اشاره شده است اگر انسان شناخته نشود سیاست هم چنان ناشناخته باقی خواهد ماند. در سنجه ای فلسفی ساحت های مهم و تعیین کننده انسان در حوزه سیاست که تاکنون مورد توجه فیلسوفان اسلامی قرار گرفته است، انتخاب شده اند. بر اساس این رویه فیلسوفان سیاسی قدیم و معاصر، بر چهار محور مهم: تسری فطرت و سرشت انسان در حوزه سیاست، مسئله تفسیر برابری و نابرابری انسان در حوزه سیاست، مسئله تبیین انسان مدنی بالطبع و سرانجام نقش عقل در سیاست مورد کنکاش و تفحص قرار گرفته و نشان داده شده است. فیلسوفان سیاسی معاصر بر خلاف فیلسوفان سیاسی قدیم با توجه به مبانی فرجام خواهانه، به انسان متوسط و زمینی در سیاست نیز پرداخته اند. افزون بر آن اینکه اثرهای نظام دانایی هر دو دوره کلاسیک و معاصر، مفغول نمانده و به مبانی فرجام خواهانه و تکریم انسان دوستانه فیلسوفان سیاسی مسلمان مزین شده است.
    کلیدواژگان: انسان شناسی، فلسفه سیاسی، سیاست، عدالت، فطرت، انسان
  • ابوالحسن حسنی صفحه 169
    بخش اول مقاله به معناشناسی واژه فقه از جهت لغوی و اصطلاحی و نیز تعریف سیاست می پردازد. سپس، با توجه به هویت اعتباری علوم، توافقات اولیه برای تعریف فقه بررسی شده است. مهم ترین توافق در این بخش این است که فقه را برای دین مدار کردن زندگی باید تعریف کرد و محدود به فقه حقوق و قوانین نشد. پس از آن با نگاه انتقادی به تعاریف موجود، تعریف خود را از فقه و فقه سیاسی ارایه می شود. ضرورت فقه سیاسی را از دو رویکرد می توان بررسی کرد؛ نخست با تعمیم ضرورت دین مداری در کل زندگی بشری؛ دوم با اثبات قابلیت ارزش-سنجی اخلاقی هنجارهای سیاسی. در این مقاله رویکرد دوم انتخاب شده است.
    کلیدواژگان: فقه، فقه سیاسی، عمل سیاسی، دین مداری
  • ترجمه چکیده انگلیسی
    ابوالفضل ساجدی صفحات 1-9
|
  • Mohsen Mohajernia Page 5
    Justice has a special position in the political thought of Iran’s leader. It is one of the main bases of political knowledge, and is also the result of an internal virtue; it’s a dream and the permanent goal of all political subjects. It is a way to achieve the final goals and a criterion for correcting wrong attitudes and also a measure for presenting model political attitudes. Justice is a concept with various grades and different dimensions and it covers some other characteristics; for example it is comprehensiveness, inclusive, implicit, timeless, and ultimate, it creates responsibility and obligation, and it somehow appears in all personal and social aspects of life and in all practical and cognitive fields. Also it interferes with many similar concepts such as freedom, security, rights, law and comfort. But the leader of Iran, Ayatollah Khamenei, believes that justice although very important, but it may suffer from internal and external harms and it should be watched carefully.
    Keywords: justice, philosophy of justice, political thought, Ayatollah Khamenei
  • Gholam, Reza Behroozlak Page 35
    Although in the modern ages, the difference between ethics and politics is highlighted but due to the main return of religion to the world’s politics, a new approach to ethics has been created. According to Islam, ethics and politics are very much related. The relation between ethics and politics can be observed from many perspectives each based on some special bases. This article will investigate the bases of political ethics according to Islam’s political thought. These bases are studied in three main fields: epistemology, ontology and anthropology.
    Keywords: ethics, politics, political ethics, the bases of political ethics, Islam's political thought
  • Seyyed Mohammad, Reza Ahmadi Tabatabai Page 59
    Ethics and its teachings is one the main basis of the permanence of social life and a suitable interaction between its members. The amount of obedience of citizens and politicians from ethical teachings and rules, called ‘political resource’ in civil and social literature, has a great effect on the stability of the form of social life in different societies. A great deal of the classical political and philosophical teachings in the East and the West depend on improving the ethical structures of the societies. Scholars and different theoretical schools of the main birthplace of thought and wisdom in the West, the Ancient Greece, paid a special attention to ethical teachings. The great Divine and monotheistic religions of the East realizes the purification of human’s souls and correction of their ethics to achieve felicity in this and the next life as the most important matter. On the other hand governing human’s social system, called ‘politics’, has a deep-rooted relation with regulating society’s ethical system and structure. Islamic and Greek theosophists categorize ‘ethics and politics’, which are both related to action, as a practical theology and investigate their role in the stability of social life. Ethics and politics are theoretically two important fields which complete each other in regulating human’s social relations. Since political acts and decisions are along with judiciousness, gaining benefit and reducing detriments, the relation between ethics and politics is struggled. The history of political ethics shows that this struggle and opposition between the two usually ends up to the benefit of politics and to the detriment of ethical values. This article tries to briefly and comparatively study the above mentioned issues in the field of philosophy of politics and especially the classical philosophy of politics, and exactly study religious and Islamic teachings to understand the relation between ethics and practical politics.
    Keywords: ethics, politics, religion, philosophy of politics
  • Morteza Yousefi, Rad Page 87
    Philosophy of politics organizes human’s thoughts and deeds by explaining the nature of life and political phenomenon and presenting a suitable form of life. It also answers human’s main questions of life and creates an ease life for its followers by synchronizing life and the common rules of life accepted in an ideology. Philosophy of politics is a rational explanation of the political teachings of religion regarding social and political life. It presents a coherent system for life’s concepts and political order in the framework of religious knowledge. It also includes recommended inferences. The author’s claim is that the revelational teachings of Islam’s initial narrations do have this ability and he has presented three reasons for his claim. The first reason says human’s philosophizing is not restricted to a specific geography and after presenting a rational proof of revelation and justifying it, all revelational teachings concerning the nature of life and its propose and its main concepts will be evident. The second reason is based on the comprehensiveness of Islam and its inclusion. It says Islam is based on a collection of ‘descriptions of being’ and ‘obligations’ for life and this comprehensiveness of religion gives it the ability to answer human’s main questions. The third reason is based on the fact that knowledge and philosophy should have a feeding for their framework and Islam, as mentioned, may be a feeding framework for philosophy of politics.
    Keywords: philosophy, philosophy of politics, Islam's philosophy of politics, religious teachings, revelations, the comprehensiveness of religion, rational proof
  • Seyyed, Kazem Seyyed, Baqeri Page 105
    The present article studies ontology of the philosophy of politics in the transcendental wisdom. After explaining the terms, I have tried to develop the theoretical bases of Sadra’s ontology and investigate its effect on Sadra’s philosophy of politics. The theoretical bases of Sadra’s ontology are as follows: priority of being, different grades of being, permanent change and activeness, and the reasonable and meaningful system of the universe. Then the effect of these bases on Sadra’s philosophy of politics is studied in the following cases: a reasonable social system, a meaningful social system, activeness of human society, the free will of human society, and the need of a human society to a just law. According to this intellectual system, if the political society moves towards the ‘noble being’ by obeying the ‘best message’ it has a suitable path.
    Keywords: political ontology, philosophy of politics, the transcendental wisdom, the priority of being, different grades of being, change in the essence, social system, rationalism, free will, law
  • Masood Poorfard Page 139
    In this article the importance of philosophical anthropology is mentioned and is shown that anthropology is an important matter for the philosophy of politics; if human being was not known, politics would not be known either. Having a philosophical perspective, the important and determinative aspects of human in political fields, which are noted by Islamic philosophers till today, are selected. On this base, the approaches of ancient and modern political philosophers are studied in four main fields: 1- generalizing human’s nature to politics, 2- interpreting human’s equality and inequality in politics, 3- explaining human as a naturally social being, and 4- the role of reason in politics. It is thus shown that the modern political philosophers, unlike the ancient political philosophers, have dealt with a normal and earthly human in politics due to their appellant bases. In addition the effects of the knowledge structure of both eras, the ancient and the modern, are not neglected and are completed by the appellant and humanitarian reverence bases of Muslim political philosophers.
    Keywords: anthropology, political philosophy, politics, justice, nature, human
  • Abol, Hasan Hasani Page 169
    The literal and terminological meaning of jurisprudence and politics are mentioned in the first part of this article. Since the nature of science is hypostatized, the primitive consensuses for the definition of jurisprudence are examined. The most important consensus in this section is that jurisprudence should be defined for making a religious life and should not be restricted to the law. Then taking a critical look at present definitions, the definition of jurisprudence and political jurisprudence are presented. The necessity of political jurisprudence can be examined from two approaches; first is by generalizing the necessity of devoutness to all of human’s life and second by proving the possibility of ethical evaluation of political norms. The second approach is taken in this article.
    Keywords: jurisprudence, political jurisprudence, political act