فهرست مطالب

دانشور پزشکی - پیاپی 64 (شهریور 1385)
  • پیاپی 64 (شهریور 1385)
  • تاریخ انتشار: 1385/06/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فرخ آصف زاده، محمدمهدی گلاب گیران صفحه 1
    هدف تحقیق: بررسی میزان استحکام برشی بین عاج دندان گاو و ماده Core Max II® و مقایسه آن با ماده® Para Core.
    مواد و روش ها
    تعداد 60 دندان سالم سانترال دائمی گاو انتخاب شد و سپس نمونه ها به چهار گروه پانزده عددی تقسیم شدند. استوانه هایی به قطر 3 میلی متر و ارتفاع 5 میلی متر از Core Max II® با سه روش به عاج دندان گاو متصل شده و سپس با ماده Para Core® مقایسه شدند. گروه ها تحت 500 سیکل ترموسایکلینگ بین دمای 5 و 55 درجه سانتی گراد قرار گرفته و برای به دست آوردن استحکام اتصال برشی دندان ها درون دستگاه ® Instron قرار گرفته و نتایج ثبت گردید.
    یافته ها
    گروه اول: نیروی برشی معادل صفر مگاپاسکال: Core Max II® گروه دوم: نیروی برشی معادل 27/1 مگاپاسکال: Core Max II® + Etching گروه سوم: نیروی برشی معادل 12/10 مگاپاسکال: Core Max II® Bonding ++ Etchingگروه چهارم: نیروی برشی معادل 95/5 مگاپاسکال: Bonding + Para Core® + Etchingیافته فرعی: میانگین ضخامت های مینا در سطح باکال در قسمت های اینسایزال معادل 051/1 میلی متر، 3/1 میانی معادل 208/1 و 3/1 ژنژیوالی معادل 843/0 میلی متر و در سطح لینگوال در قسمت 3/1 ژنژیوالی معادل 843/0 میلی متر است.
    نتیجه گیری
    1.ماده Core Max II® با توجه به آزمایش های انجام شده به تنهایی قدرت چسبندگی به عاج دندان گاو را ندارد و عمل اچینگ باعث استحکام بیش تر اتصال برشی این ماده به عاج دندان ها می شود.
    2.ماده Core Max II® توسط عمل اچینگ و باندینگ می تواند به عاج چسبندگی پیدا کرده و استحکامی معادل 12/10 مگاپاسکال را ایجاد کند که قدرت اتصال این گروه نسبت به سایر گروه ها به طور معناداری بیش تر است.
    3.استحکام برشی Core Max II® پس از عمل اچینگ و باندینگ به طور معناداری از ماده Para Core® بیش تر است.
    نتیجه گیری
    از میانگین ضخامت هایی که در مینای سطح باکال و لینگوال به دست آمد می توان گفت که میانگین ضخامت مینای سطح باکال بخصوص در قسمت 3/1 میانی (208/1 میلی متر) بیش تر از سطح لینگوال است لذا جهت تحقیقات دندان پزشکی برای دسترسی به عاج دندان گاو بهتر است از سطح باکال این دندان ها استفاده شود تا برای رسیدن به عاج، اطمینانی در جهت جلوگیری از اکسپوز پالپ دندان باشد.
    کلیدواژگان: Bonding Agent، Adhesive Resin، Shear bond strength، Core Max II®، Para
  • طاهره افتخار، شیرین قاضی زاده، بهاره حاجی براتعلی، اباذر شهیر، نقی روستایی صفحه 7
    مقدمه
    بی اختیاری ادراری (Urinary Incontinence: UI) عبارت است از نشت غیرارادی ادرار. بی اختیاری استرسی (Stress Urinary Incontinence: SUI) به معنای دفع ناگهانی ادرار در زمان افزایش فشار داخل شکم مثل خندیدن، سرفه کردن، تغییر وضعیت یا پریدن است. اصولا بی اختیاری ادراری به عنوان یک مشکل اجتماعی، بهداشتی و روانی در افراد مبتلا مطرح است و بیمار را چه از نظر جسمی و چه از روحی آزار می دهد. در حدود 8-4 درصد جمعیت جهان از این مشکل رنج می برند.
    هدف
    با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع بی اختیاری ادراری استرسی پس از زایمان و رابطه آن با نوع روش زایمان در زنان پرایمی پار ترتیب داده شده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه آینده نگر مقطعی که طی سال 1382 در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، تعداد 1000 خانم پریمی پار که هیچ سابقه ای از بیماری های دستگاه ادراری نداشتند، انتخاب شدند و چهار ماه بعد از زایمان پرسشنامه ای را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده در بانک اطلاعاتی نرم افزار آماری SPSS ذخیره سازی و طبق روش آماری Chi-Square تحلیل شده است.
    نتایج
    تعداد 702 خانم پرسشنامه را تکمیل کردند که در کل 2/70 درصد از سؤالات پاسخ داده شده است. نتایج نشان می دهد 1/14 درصد از پاسخ دهندگان از بی اختیاری ادراری رنج می برند که در این میان 357 نفری که تجربه زایمان واژینال را گذرانده اند، 9/1 درصد بیش تر در معرض ابتلا بوده اند. این در حالی است که در بقیه خانم ها که زایمان سزارین داشتند، این درصد ابتلا تا 2/12 درصد کاهش یافته است. شیوع بی اختیاری ادراری در میان مادرانی که به علت عدم پیشرفت زایمان، سزارین شده بودند، تا 25 درصد افزیش نشان می دهد، در حالی که در سزارین انتخابی تنها 7/10 درصد افراد از بی اختیاری ادراری رنج می برند. این مطالعه نشان داد که شیوع بی اختیاری استرسی ادرار مادران با وزن جنین متولد شده و (Body Mass Index: BMI) قبل از حاملگی مادر ارتباط مستقیم دارد (30(BMI>. این مطالعه بیان می کند که نوع زایمان، اعم از واژینال یا سزارین تاثیری بر میزان شیوع بی اختیاری ادراری ندارد. البته شیوع بی اختیاری ادراری در سزارین انتخابی به طور معنادار کم تر است. همچنین بین فراوانی بی اختیاری ادراری و عواملی چون سن مادر، سن حاملگی، وزن جنین، دور سر جنین، طول مدت مرحله دوم زایمان، استفاده از اپیزیوتومی و پارگی خودبه خود واژینال درجه 2 و بالاتر ارتباط معناداری حاصل نشده است.
    نتیجه گیری
    مطالعه ای که در این مقاله ارائه شده نشان می دهد که سزارین انتخابی می تواند باعث کاهش شیوع SUI شود. از طرفی BMI بالای مادر و وزن بالای جنین احتمال ابتلا به SUI را در زایمان واژینال بالا می برد.
    کلیدواژگان: زایمان واژینال، سزارین و بی اختیاری استرسی
  • محمد انصاری، عبدالکریم مهروز، احمد شریف تبریزی، صفورا ورداسبی صفحه 15
    مقدمه
    اکلیل الملک (Melilotous officinalis) با نام عمومی melilot، در بازار گیاهان دارویی ایران به «ناخنک» مشهور است و به همین دلیل در کتاب گیاهان دارویی ایران نیز «ناخنک» نامیده شده است [1و2]. با توجه به منابع طب سنتی ایران و منابع غربی (herbal medicine)، دم کرده سرشاخه های گلدار و میوه آن برای آثار مختلف از جمله رفع ترومبوفلبیت، سندرم های post thrombotic و دردهای شبانه پاها مورد استفاده قرار می گیرد.
    هدف
    از کاربردهای این گیاه، درمان سردردهای معمولی و میگرنی را ذکر کرده اند. گرچه مصرف بیش از اندازه آن را ایجاد کننده سردرد می دانند. با توجه به تئوری نیتریک اکسایدی میگرن که حمله سردرد میگرنی را به افزایش نیتریک اکساید در سلول های اندوتلیوم عروق مغز نسبت می دهند، اثر عصاره آبی میوه ناخنک را با غلظت های مختلف بر کشت سلول های اندوتلیوما مورد بررسی قرار دادیم.
    روش
    عصاره 25 گرم میوه «ناخنک» را در 200 میلی لیتر آب تهیه کردیم. پس از خشک کردن عصاره در فور غلظت های50، 100، 200 و g/mL 400 از عصاره را در بافر فسفات تهیه کرده، بر سلول های اندوتلیوما اثر دادیم.
    نتیجه
    در چاهک های کنترل (بدون عصاره) میزان نیتریک اکساید Mμ16 بود. در غلظت g/mLμ50 از عصاره، افزایش نیتریک اکساید تولید شده از سلول ها معنادار نبود. نیتریک اکساید در غلظت g/mLμ100 با 05/0p< و در غلظت های 200 و g/mL 400 با 001/0p< در مقایسه با کنترل معنادار بود.
    نتیجه گیری
    از آن جا که در منابع موجود، درباره آثار ناخنک بر تولید NO نتیجه حاصل از هیچ پژوهشی یافت نشد، با توجه به نتایج این مطالعه چنانچه تحقیقات بعدی تاییدکننده باشد، به نظر می رسد که ناخنک می تواند به عنوان افزایش دهنده نیتریک اکساید در هدف های انبساط عروق مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ناخنک، نیتریک اکساید، سلول های اندوتلیوما
  • مریم بیدار، مینا زارعی، صفا منافی صفحه 21
    هدف
    هدف نهایی از درمان ریشه، ایجاد سیل مناسب آپیکالی برای جلوگیری از نفوذ میکروارگانیسم ها است و هدف از این مطالعه بررسی میزان نشت آپیکالی پس از قطع ریشه در کانال هایی که با MTA و سمان پرتلند با دو طول متفاوت پر شدند، بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، تاج هفتاد دندان تک کانال کشیده شده انسان در فاصله 10 میلی متری از آپکس قطع شد و دندان ها به 4 گروه آزمایشی و دو گروه کنترل تقسیم شدند.
    کانال دندان ها در گروه های آزمایشی به روش crown-dwon با فایل روتاری easy race تا 40=MAF و شستشو دهنده نرمال سالین در تمام گروه ها پاکسازی و شکل دهی شد. تمام ریشه در گروه A و C به ترتیب با MTA و سمان پرتلند پر گردید. در گروه B و D نصف طول ریشه به ترتیب با MTA و سمان پرتلند پر شد.
    نمونه های گروه B و D به مدت 24 ساعت درون انکوباتور قرار گرفتند و سپس قسمت کرونالی کانال با گوتاپرکا و سیلر AH26 پر شد. نهایتا نمونه های تمام گروه، درون پنبه مرطوب پیچیده شده و 72 ساعت درون انکوباتور با حرارت 37 درجه و رطوبت 100 درصد قرار داده شدند.
    بعد از قطع 2 میلی متر انتهایی تمام ریشه ها و پوشاندن سطح نمونه ها با لاک ناخن، دندان ها در رنگ متیلن بلو 2 درصد به مدت سه روز غوطه ور شدند. سپس نمونه ها برش طولی یافتند برای بررسی میزان نفوذ رنگ و سیل آپیکالی از استریومیکروسکوپ استفاده گردید (دقت 05/0) و سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های کلموگرف اسمیرنف و آنالیز واریانس دو عاملی، آنالیز آماری گردید (05/0P-Value>).
    نتایج
    نتیجه این که سیل آپیکالی سمان پرتلند (PC) به طور قابل ملاحظه بهتر از MTA، و سیل آپیکالی در طول 5 میلی متر در هر دو ماده مطلوب تر بود.
    کلیدواژگان: سمان پرتلند، MTA، نشت اپیکالی
  • نوشین جلایرنادری، منصور جمالی زواره ای، منصوره احمدیان صفحه 27
    سابقه
    شوآنوما یا نورولموما، یک نئوپلاسم عصبی خوش خیم با منشا نورواکتودرم است که از سلول های شوآن لایه داخلی پوشش اعصاب محیطی منشا می گیرد. پیچیدگی هیستوپاتولوژیک این تومور منجر می گردد که ضایعاتی همچون ندولار فاشیاتیس، فیبروز هیستوسیتومای خوش خیم و بدخیم، سینوویال سارکوم و فیبروسارکوم در تشخیص افتراقی آن مطرح شوند.
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی الگوی رنگ پذیری مناطق آنتونی A و B در شوآنوما و به کارگیری رنگ های هیستوشیمی روتین و در دسترس آزمایشگاه های آسیب شناسی در تشخیص افتراقی این تومور از ضایعاتی با نمای پاتولوژیک مشابه انجام گرفت.
    روش بررسی
    جامعه آماری مطالعه، پرونده بیماران مراجعه کننده به بخش پاتولوژی مرکزی بیمارستان امام خمینی بود. در مرحله اول، با مراجعه به آرشیو این بخش، نمونه های پاتولوژیک با تشخیص شوآنوم جدا شدند و اسلایدهای رنگ شده با هماتوکسیلین – ائوزین مورد بازبینی قرار گرفتند. در مرحله بعد 4 برش 3 میکرونی از نمونه های انتخاب شده تهیه و با رنگ های PAS، تری کروم ماسون، نقره کاخال و هماتوکسیلین – ائوزین رنگ شدند. نمونه های رنگ شده توسط دو پاتولوژیست بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه بیانگر آن بود که در رنگ آمیزی PAS، سلول ها در ناحیه آنتونی A به خوبی رنگ گرفته، ولی در ناحیه آنتونی B منفی بودند. نواحی آنتونی B در رنگ آمیزی با تری کروم ماسون منفی بود، اما بخش های میگسویید و قسمت هایی از ناحیه آنتونی A به رنگ آبی دیده می شد. هر دو ناحیه در رنگ آمیزی با نقره کاخال شدیدا رنگ گرفته و مثبت بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های مطالعه به نظر می رسد، به کار گیری رنگ نقره کاخال به همراه PAS و هماتوکسیلین– ائوزین می تواند در تشخیص افتراقی شوآنوما از سایر تومورهایی با سلول دوکی مفید واقع گردد.
    کلیدواژگان: شوآنوما، نورولموما، رنگ آمیزی هیستوشیمی، PAS، رتیکولین، تری کروم ماسون
  • کریم الله حاجیان، نساء اصنافی صفحه 33
    سابقه و هدف
    آنمی شدید مادر با افزایش کم وزنی، مرگ جنینی، سقط خود به خود و زا یمان زودرس همراه است. هدف از این مطالعه، تعیین رابطه بین هموگلوبین و هماتوکریت مادر با عوارض نوزادی در بدو تولد از طریق مدل رگرسیونی لجستیک است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به طور مقطعی بر روی 903 نفر از مادران مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی شهید یحیی نژاد بابل برای زایمان در سال 1383 انجام گردید. مادران با زایمان دوقلو، مادران دیابتی، مادران دارای خونریزی شدید قبل و حین زایمان و نیز مادران با نوزادان عوارض نقض مادرزادی آشکار از مطالعه حذف شدند. آزمایش خون در اواخر بارداری برای اندازه گیری هموگلوبین، هماتوکریت، به طور روتین انجام گردید. با مصاحبه از مادران در طی پرسشنامه مدون، اطلاعات مربوط به سن مادر، جنس نوزاد، محل سکونت، سواد مادر، شغل مادر، تعداد حاملگی های مادر، تعداد مراجعات برای مراقبت های پریناتال و نوع زایمان و عوارض نوزادی جمع آوری گردید. نسبت شانس تطبیق شده آثار هماتوکریت و هموگلوبین پس از حذف آثار ناشی از سن مادر، سواد مادر، تعداد حاملگی های مادر، منطقه سکونت، جنس نوزاد و تعداد مراقبت های پری ناتال با استفاده از مدل رگرسیونی لجستیک چندگانه محاسبه و حدود اطمینان 95 درصد آن برآورد گردید.
    یافته ها
    حدود 4/15 درصد از مادران، دارای هماتوکریت 33 یا کم تر، 8/58 درصد دارای هماتوکریت 40-34 و 8/25 درصد دارای هماتوکریت بیش تر از 40 بوده اند. 4/6 درصد مادران دارای هموگلوبین کم تر از 5/10، 9/61 درصد با هموگلوبین 13-5/10 و 7/31 درصد دارای هموگلوبین بیش تر از 13 بوده اند. شیوع کم وزنی و نارسی به ترتیب 17/10 درصد و 5/14 درصد در مادران با هموگلوبین کم تر از 5/10 در مقایسه با گروه هموگلوبین 13-5/10 تقریبا 2 برابر بیش تر بود. نسبت شانس تطبیق شده اثر هماتوکریت34< در مقایسه با 40-34 در بروز کم وزنی برابر 40/1 (با حدود اطمیان 95 درصد: 99/2 و 65/0) بود و نیز نسبت شانس تطبیق شده آن در بروز نارسی 28/1 (با حدود اطمینان 95 درصد: 64/2-62/0) بود و شانس خطر تطبیق شده آن در نیاز به مراقبت ویژه و بستری شدن 57/1 برابر (حدود اطمینان 95 درصد: 4/3-72/0) افزایش داشت. نسبت شانس تطبیق شده اثر هموگلوبین کم تر از 5/10 در مقایسه با هموگلوبین13-5/10 خطر بروز کم وزنی 65/1 برابر (حدود اطمینان 95 درصد: 55/4-60/0) و در بروز خطر نارسی 37/2 برابر (حدود اطمینان 95 درصد: 57/5-01/1) و نیاز به مراقبت ویژه و بستری شدن 58/1 برابر (حدود اطمینان 95 درصد: 38/4-57/0) است.
    نتیجه گیری
    وجود هماتوکریت بالا و پایین در خانم های باردار می تواند زنگ خطری برای افزایش شانس زایمان زودرس و LBW باشد و لذا در مراقبت های پری ناتال حتما باید مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: هموگلوبین، هماتوکریت، کم وزنی، نارسی، نیاز به مراقبت ویژه، مادران باردار (حامله)
  • یدالله سلیمانی شایسته، رحاب قویزی، سید حسین محسنی صالحی منفرد صفحه 39
    بیان مساله: یکی از مهم ترین چالش (challenge) های رشته پریودنتیکس، ضایعات استخوانی عمیق به ویژه ضایعات زاویه دار (angular) است که شاید بیش ترین نقش را بعد از ضایعات فورکا در از دست رفتن دندان ها داشته باشد. تاکنون درمان های Resective و Regenerative با مواد پیوندی متعددی صورت گرفته است.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر بررسی کلینیکی و رادیوگرافی درمان ضایعات استخوانی دو یا سه دیواره با استفاده از Neo- os ایرانی است.
    روش تحقیق: تحقیق حاضر یک مطالعه مداخله ای (interventional) و یا کارآزمایی بالینی(clinical trial) است. این مطالعه روی 12 ضایعه استخوانی دو یا سه دیواره در بیماران بین سن 20 تا 50 سال با متوسط سنی 36 سال صورت گرفته است. ضایعات مورد نظر از طریق جراحی و با استفاده از Neo- os ایرانی تحت درمان قرار گرفتند. متغیرهای(Pocket Probing Depth)PPD و CAL (Clinical Attachment Level) قبل از جراحی و 6 ماه بعد از جراحی ثبت و مقایسه گردیدند. همچنین PI (Plaque Index) بیمار هر ماه به مدت 6 ماه ثبت گردید. میزان بازسازی استخوان (Bone Fill) نیز با استفاده از رادیوگرافی (RVG) Radio Visio Graphy قبل از جراحی و 6 ماه بعد از جراحی محاسبه و با روش درمانی flap curettage مقایسه گردید.
    نتایج
    در مورد PPD میانگین قبل از جراحی mm 16/7 و 6 ماه بعد از جراحی m 16/4 است که این میزان کاهش در میانگین PPD از نظر آماری معنادار است. در مورد CAL میانگین قبل از جراحی mm 66/6 و 6 ماه بعد از جراحی mm 25/4 است که این میزان کاهش در میانگین CAL نیز از نظر آماری معنا دار است.
    در مورد Bone Fill میانگین روش درمانی با Neo- os mm 64/1 و میانگین روش درمانی mm Flap Curettage 19/1 است. علی رغم بالا بودن میانگین Bone Fill در روش درمانی با Neo- os این میزان از نظر آماری معنادار نیست.
    نتیجه گیری
    بنابراین با توجه به نتایج فوق می توان استفاده از ماده Neo- os ایرانی را به عنوان یک ماده پیوندی در روش Regenerative توصیه کرد. به هر حال مطالعات بیش تر با حجم نمونه بالاتر، مشاهدات طولانی مدت و نیز بررسی هیستولوژیک، برای ارزیابی کامل این ماده به منظور درمان ضایعات استخوانی نیاز ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: Neo، os، Regenerative، Flap Curettage، (Radio Visio Graphy) RVG، Angular Bone Defect
  • حسن سمیاری، نیکو سرحدی، مهندس ناصر ولایی، تکتم جلایر صفحه 45
    سابقه و هدف تحقیق: با توجه به شیوع ضایعات اینفرابونی پریودنتال و عوارض شناخته شده آن ها و ادعای شرکت های سازنده مواد استخوان ساز سرازرب (Cerasorb) و بایواس (Bio-oss) مبنی بر موفقیت هر یک در ترمیم ضایعات و عدم وجود گزارش مبنی بر مقایسه ارجح بودن آن ها و به منظور مقایسه تاثیر دو ماده استخوان ساز سرازرب و بایواس، این تحقیق بر روی ضایعات اینفرابونی پریودنتال مراجعین به بخش پریودانتیکس دانشکده شاهد در سال 82-1381 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    تحقیق با طراحی کارآزمایی بالینی بر روی افراد در سنین 55-35، فاقد بیماری سیستمیک و مصرف سیگار و دارو که موافقت خود را برای همکاری با طرح اعلام کرده بودند انجام گرفت. تشخیص ضایعات با پروبینگ و رادیوگرافی و وضعیت تعداد ضایعات و شدت ضایعات و نیز وضعیت عمق پاکت (P.D) [1]،C.A.L [2]، عمق دیفکت در رادیوگرافی، لقی، خونریزی لثه (B.O.P) [3] با روش استاندارد آن ها تعیین گردید. بیماران بر حسب مراجعه مستمر به طور تصادفی به گروه های شاهد بایواس و مورد سرازرب تقسیم شدند و تحت درمان قرار گرفتند و در فواصل 1 ماه، 3 ماه، 6 ماه وضعیت شاخص های پنج گانه فوق مطابق استاندارد آن ها تعیین و برای تغییرات C.A.L، P.D، عمق دیفکت در رادیوگرافی در داخل هر گروه با آمارهای «تی زوجی» و بین دو گروه با آمارهای T-test و برای تغییرات لقی و خونریزی لثه با آمارهای Sign test مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    تحقیق روی 6 بیمار با تعداد 16 ضایعه اینفرابونی پریودنتال و در هر گروه 8 ضایعه انجام گرفت. سن بیماران 5±41 سال بود. در بیمارانی که بایواس را دریافت کردند، میزان عمق پاکت از mm 3/2±7/4 قبل از درمان به mm5/1±9/2 در ماه سوم تغییر یافت (001 /0p<) و در گروه سرازرب به ترتیب از mm3/2±1/5 به mm2/1 ±5/3 تغییر یافت (001/0< p) و میزان تاثیر دو ماده تقریبا مشابه بود. شاخص های C.A.L، لقی، خونریزی لثه هر کدام از موارد نیز در داخل گروه خود در ترمیم ضایعات مؤثر بودند (001/0p<)، ولی بین گروه ها اختلاف معنادار نبود و در مورد عمق دیفکت در رادیوگرافی بایواس در ترمیم ضایعات موفق بود و میزان تغییرات mm8/3±5/3 با 4/8 درصد تغییر (001/0p<) و در مقایسه بین دو گروه نیز بایواس موفق تر بود (004/0 (p<.
    نتیجه گیری
    ماده استخوان ساز بایواس بهتر از ماده استخوان ساز سرازرب در ترمیم ضایعات اینفرابونی پریودنتال عمل می کند. با توجه به مشابه بودن قیمت و دسترسی به هر دو ماده و با توجه به حجم نمونه نسبتا نازل مورد بررسی، ارائه این تحقیق روی حجم نمونه بیش تر را توصیه می کنیم.
    کلیدواژگان: ماده استخوان ساز بایواس، ماده استخوان ساز سرازرب، ترمیم ضایعات اینفرابونی پریودنتال، عمق پاکت، حد کلینیکی چسبندگی لثه، خونریزی لثه
  • مهناز صارمی، محمدعلی لحمی، سقراط فقیه زاده صفحه 55
    هدف
    بررسی تاثیر مداخله ارگونومیکی بر اختلالات اسکلتی- عضلانی دندان پزشکان است. ارگونومی علم مهندسی فاکتورهای انسانی است که هدفش تطبیق دادن شغل با شاغل است و بالطبع راهکارهایی که بر این اصول مبتنی هستند، مداخلات ارگونومیکی نامیده می شوند. جهت ثبت سابقه ابتلا به اختلالات مزبور از پرسشنامه استاندارد نوردیک و به منظور ارزیابی پوسچرهای (وضعیت قرارگیری اعضای بدن هنگام انجام کار) کاری از تکنیک مشاهده ای ارزیابی سریع همه بدن (Rapid Entire Body Assessment: REBA)، که با به کارگیری آن می توان وضعیت اعضای بدن را هنگام انجام کار، تجزیه و تحلیل و موقعیت ارگونومیکی شغل مورد نظر را ارزیابی کرد استفاده گردید.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مداخله ای بوده و با پرسشنامه نوردیک و روش REBA قبل و بعد از مداخله تکمیل گردیده است.
    یافته ها و
    نتیجه گیری
    بیش از 90 درصد دندان پزشکان، در سال گذشته، حداقل در یک عضو بدن احساس ناراحتی داشته اند. بیش ترین شکایات، مربوط به درد ناحیه گردن و شانه می شد که به ترتیب 83 و 62 درصد افراد را در معرض خطر قرار داده بود. 10 تا 15 درصد افراد به علت عوارض مزبور در سال گذشته محبور به غیبت از محل کار شده بودند. نتایج حاصل از تکنیک REBA نشان داد 94 درصد دندان پزشکان در بالای محدوده میانگین خطر قرار دارند؛ به طوری که 60 درصد افراد نیازمند اقدام ارگونومیکی قطعی و 34 درصد نیازمند اقدام ارگونومیکی ضروری تشخیص داده شدند. نتایج حاصل، اهمیت اجرای اقدامات مداخله ای مؤثر را در بخش دندان پزشکی تایید کرد. به منظور اصلاح شرایط موجود، اصول ارگونومی انسان- محور آموزش داده شد. این اصول که از آن به عنوان «منطق عملکرد» نیز تعبیر می شود. شرایطی را برای اپراتور دندان پزشکی فراهم می کند تا بدون این که مجبور به سازگاری با شرایط کار یا بیمار باشد، به طور منطقی و از طریق استدلال، طبیعی ترین روش را برای اجرای فعالیت های دندان پزشکی استنتاج کند. طبق این اصول، دندان پزشک به راحتی می تواند پوسچرهای کاری، بیمار، محل وسایل، لامپ و... را طوری تنظیم کند که علاوه بر حفظ سلامتی خود بهترین بازده کاری را داشته باشد. پس از اجرای مداخله، کاهش معناداری در امتیازات و سطح خطر به دست آمده از REBA مشاهده شد (p<0/05)؛ همچنین در احساس ناراحتی های اسکلتی- عضلانی گردن، شانه و قسمت بالایی پشت کاهش معناداری به وجود آمد (p<0/05)؛ اما در ناراحتی سایر اندام های بدن تغییر محسوسی مشاهده نشد(p>0/05).
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی، عضلانی دندان پزشکان، پرسشنامه استاندارد نوردیک، ارزیابی سریع تمام بدن، REBA، مداخله، ارگونومی انسان، محور، منطق عملکرد، پوسچر
  • قاسم عظیمی، محمدرضا جلالی ندوشن، اشکان دیوان بیگی صفحه 63
    مقدمه
    اولین تظاهر سرطان ریه در 30-20 درصد موارد،یک ندول منفرد ریوی است. بنابراین افتراق بین خوش‎خیمی و بدخیمی در مراحل اولیه ضروری است. ارزیابی های رادیولوژیک، به ویژه سی تی اسکن ریه با قدرت تفکیک بالا (HRCT) در این زمینه بسیار مفیدند. هدف این مطالعه، تعیین یافته های رادیولوژیک مؤثر در افتراق بین بدخیمی و خوش خیمی است.
    روش تحقیق: 196 بیمار که در بیمارستان مصطفی خمینی تهران تحت بیوپسی ترانس توراسیک یا ترانس برونکیال قرار گرفته بودند از نظر یافته های سی تی اسکن با قدرت تفکیک بالا و نتایج بیوپسی مورد ارزیابی واقع شدند و 59 بیمار به علت داشتن اطلاعات ناقص از مطالعه حذف گردیدند. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    8/43 درصد نتایج بیوپسی بدخیم و 2/56 درصد خوش خیم یا غیراختصاصی بود. بیماری های به تشخیص رسیده در گروه بدخیم، شامل سرطان سلول کوچک، سرطان های غیرسلول کوچک و متاستازها و در گروه خوش خیم شامل توبرکلوز، سارکوییدوز و علل متفرقه دیگر بود. در نمای هتروژن در 5/28 درصد موارد بدخیم، هوای داخل برونشیول ها در کدورت ریوی (airbronchgram) وجود داشت. کلسیفیکاسیون در گروه بدخیم شیوع کم تری داشت. از نظر سن، محل، اندازه، حاشیه، نمای airbronchgram و کاویتاسیون، بین گروه های خوش خیم و بدخیم اختلاف آماری معنا دار بود.
    نتیجه گیری
    به طور اولیه در افتراق توده های بدخیم از خوش خیم می توان از وجود اشکال مورفولوژیک اختصاصی نظیر اندازه، حاشیه و نمای داخلی توده ها بهره گرفت به شرطی که سایر فاکتورهای اصلی افزایش دهنده ریسک بدخیمی مدنظر باشد.
    کلیدواژگان: توده ریه، ندول ساده ریوی، سی تی اسکن ریه
  • مجید مهران، خدیجه زمانی گندمانی صفحه 69
    مقدمه
    پیت و فیشورسیلنت یکی از راه های بی خطر و مؤثر در پیشگیری از پوسیدگی دندان، به ویژه سطوح اکلوزال دندان های خلفی است، به طوری که برخی از محققین آن را مؤثر ترین روش پیشگیری می دانند [1]. در صورت بروز هر نوع ریزنشت، هدف پیشگیرانه این روش مورد شک و تردید قرار خواهد گرفت، لذا محققین به دنبال روش هایی جهت کاهش این نقیصه هستند.
    هدف
    هدف از این مطالعه، بررسی میزان ریزنشت در استفاده از دو ماده کامپوزیت فلو و فیشورسیلنت با دو تکنیک سلف اچ و توتال اچ در دندان های دائمی است.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر بر روی 60 دندان پرمولر فک بالا که به منظور ارتودنسی کشیده شده و از شیارهای سالمی برخوردار بودند صورت گرفت. جهت آماده سازی دندان ها از هیچ تکنیک تهاجمی استفاده نشده است.
    ابتدا دندان ها به طور تصادفی در 4 گروه 15 تایی به شرح زیر قرار گرفتند:گروه A: اسید اچ + باند + کامپوزیت فلو گروه C:سلف اچ + کامپوزیت فلوگروه B: اسید اچ + فیشورسیلنت گروه D: سلف اچ + فیشورسیلنتپس از آن نمونه ها500 مرتبه در دمای 5 و 55 درجه ترموسیکل و 24 ساعت در فوشین 2 درصد قرار گرفتند.
    بعد از تهیه مقطع از بعد باکولینگوالی و با استفاده از استریومیکروسکوپ بادرشت نمایی 40 مقاطع مورد بررسی قرار گرفتند.
    اطلاعات به دست آمده با روش آماری Proportional odda با Link function و با Goodness of fit برابر 760/0 بررسی شدند.
    یافته ها و
    نتیجه گیری
    براساس نتایج حاصل، ریزنشت در سیستم سلف اچ اختلاف معناداری باتوتال اچ ندارد، ولی این میزان در کامپوزیت فلو و فیشورسیلنت با اختلاف معناداری توام است، به طوری که ریزنشت در کاریرد فیشورسیلنت در مقایسه با کامپوزیت فلو، مقدار کم تری دارد.
    کلیدواژگان: توتال اچ - سلف اچ - ریزنشت، فیشورسیلنت، کامپوزیت فلو