فهرست مطالب

دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال بیست و دوم شماره 2 (پیاپی 59، تابستان 1388)
  • سال بیست و دوم شماره 2 (پیاپی 59، تابستان 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/05/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهوش موسوی جزی، فریده حقیقتی، گلاره صعوه صفحه 93
    زمینه و هدف
    تا به امروز از روش های جراحی متعددی جهت پوشش سطح ریشه های عریان استفاده گردیده است. در این خصوص روشSubepithelial Connective Tissue Graft (SCTG) به عنوان روشی مؤثر شناخته شده است. از میان جراحی های موکوژنژیوالSemilunar Coronally Positioned Flap (SCPF) تکنیکی ساده جهت پوشش سطح ریشه بوده که در آن نیازی به جراحی دوم جهت برداشتن بافت از کام بیمار نمی باشد. هدف این مطالعه، مقایسه نتایج این دو روش در پوشش سطح ریشه است.
    روش بررسی
    مطالعه بر روی 40 تحلیل لثه باکالی کلاس Miller I (mm2) انجام گرفت. نمونه ها به طور تصادفی در دو گروه SCTG، SCPF قرار گرفتند. ارتفاع تحلیل (RH)، عرض تحلیل (RW)، عرض بافت کراتینیزه (WKT)، عمق پروبینگ (PD)، حد چسبندگی کلینیکی (CAL)، در ابتدای مطالعه و 1، 3 و 6 ماه پس از جراحی اندازه گیری شدند. اطلاعات حاصله از مطالعه با استفاده از آنالیز آماری «Independent t-test» و«Repeated measure ANOVA» بررسی و مقایسه شدند.
    یافته ها
    متوسط پوشش ریشه در SCPF و SCTG به ترتیب 88% و 71% بود، پوشش ریشه به ترتیب 55% و 45% موارد به صورت کامل بود. هیچگونه تفاوت آماری آشکاری بین دو گروه از نظر میزان WKT، CAL، PD، RW وجود نداشت (به استثناء WKT که در ماه سوم پس از جراحی در گروه SCPF اندکی بیشتر بود). کاهش RH به طور آشکاری از ماه دوم تا انتهای مطالعه در گروه SCPF مشاهده گردید که در ارتباط با میزان پوشش بیشتر در این گروه می باشد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه، با توجه به اینکه روش SCPF تکنیکی ساده بوده و در عین حال زیبایی پس از درمان، از نظر بیماران مطلوب می باشد، تجربه درد و ناراحتی از سوی بیمار کمتر است و از موفقیتی بالا برخوردار است در صورتی که لثه از ضخامت کافی برخوردار بوده و عرض لثه کراتینیزه در آن کافی باشد، می تواند به عنوان جایگزین روش SCTG در درمان ضایعات Miller class I به کار رود.
    کلیدواژگان: پیوند بافت همبند تحت اپی تلیالی، تحلیل لثه، پوشش ریشه
  • حکیمه سیادت، رحاب قویزی، علی میر فضائلیان، قاسم امتی شبستری، مرضیه علی خاصی صفحه 102
    زمینه و هدف
    هدف از این مطالعه کلینیکی، بررسی تاثیر بارگذاری تدریجی بر ارتفاع استخوان کرستال و تراکم استخوان اطراف ایمپلنت های ماگزیلا، توسط تکنیک رادیوگرافی می باشد.
    روش بررسی
    11 ایمپلنت Micro Thread – Osseo Speed در 11 بیمارقرار داده شد و بعد از دوره ترمیم شش هفته ای، مرحله دوم جراحی، انجام شد. بعد از هشت هفته ایمپلنت ها تحت پروتکل بارگذاری تدریجی قرار گرفتند. بارگذاری تدریجی با افزایش ارتفاع سطح اکلوزال توسط کراون های اکریلی اعمال شد. در 2 ماه اول، اولین کراون اکریلی با 2 میلی متر کوتاه تر از اکلوژن، دومین کراون اکریلی در 2 ماه دوم با تماس اکلوزالی پخش و سومین کراون اکریلی در 2 ماه سوم با تماس اکلوزالی کامل قرار گرفت. در 2 ماه چهارم، کراون متال سرامیک جایگزین سومین کراون اکریلی با همان تماس اکلوزالی گردید. رادیوگرافی های دیجیتالی در زمان های تعویض کراون و 12 ماه بعد از جراحی گرفته شد. آنالیزهای تصاویر دیجیتالی به منظور ارزیابی ارتفاع تحلیل استخوان کرستال و تراکم استخوان اطراف ایمپلنت ها انجام گرفت.
    یافته ها
    میانگین میزان تحلیل استخوان کرستال بعد از 12 ماه بارگذاری تدریجی، 19/0±11/0 میلی متر بود. هنگامی که از آزمون Friedman در زمان های مختلف استفاده گردید، این میزان اختلاف از نظر آماری معنی دار)791/0(p= نبود. میانگین میزان تراکم استخوان کرستال، میانی و اپیکال در زمان های مختلف هنگامیکه از آزمون Repeated measure ANOVA استفاده گردید، اختلاف آماری معنی داری نشان داد به گونه ای که این افزایش میانگین تراکم استخوان کرستال، میانی و اپیکال در ماه های چهارم، ششم، هشتم و دوازدهم در مقایسه با ماه دوم از نظر آماری معنی دار (05/0p<) بود.
    نتیجه گیری
    بارگذاری تدریجی سبب تحلیل استخوان کرستال در اطراف ایمپلنت های تک واحدی خلف ماگزیلا در زمان های پس از بارگذاری نشد. اندازه گیری تراکم استخوان در اطراف این ایمپلنت ها نیز یک افزایش مداوم تراکم در نواحی کرستال، میانی و اپیکال اطراف ایمپلنت ها را در فواصل زمانی ارزیابی شده بدنبال داشت.
    کلیدواژگان: بارگذاری معمولی، بارگذاری تدریجی، ارزیابی رادیوگرافیک
  • فریبرز امینی، غلام حسین رمضانی صفحه 110
    زمینه و هدف
    آگاهی از میزان اثردستگاه های RME Haas و Hyrax برروی ابعاد حفرات بینی متعاقب استفاده آنهادر درمان کراس بایت های خلفی، انتخاب نوع دستگاه ها را آسان تر می سازد. این مطالعه به منظور تعیین و مقایسه اثر دو دستگاه اکسپاندر سریع Haasو Hyrax بر روی ابعاد حفرات بینی افراد تحت درمان که مبتلابه کراس بایت خلفی بودند انجام شد.
    روش بررسی
    تحقیق به صورت کارآزمایی بالینی و برروی سفالوگرام های تعداد30 بیمار و در دو گروه انجام شد. گروه اول شامل 14 نفر (8 دختر و 6 پسر) در سنین 2 12 سال که در درمان آنها از دستگاه Hyrax و گروه دوم شامل 16 نفر (9 دختر و 7 پسر) در سنین 6/1±11 سال که در درمان آنها ازدستگاه Haas استفاده گردیده بود. میانگین میزان اکسپانشن درهر دوگروه 2 9 میلی متر بود. یافته ها در هر گروه با آزمون t-test Paired و در بین دو گروه با آزمون Student t-test مورد قضاوت آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین فاصله عرض حفرات بینی (NC-CN) در گروه Hyrax از 94/1 2/29 میلی متر به 93/1 7/31 میلی متر (100/0=p) و در گروه Haas از 21/2 75/27 میلی متر به 26/2 35/29 میلی متر افزایش یافت (043/0=p). اثر دستگاه Hyrax در مقایسه با دستگاه Haas بر روی ابعاد حفره بینی بیشتر و این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود (038/0=p).
    نتیجه گیری
    دستگاه اکسپاندر سریع Hyrax باعث افزایش بیشتری در ابعاد حفره بینی نسبت به دستگاه Haas می گردد.
    کلیدواژگان: RME، Haas، Hyrax، ابعاد حفره بینی
  • مهرداد پنج نوش، حکیمه سیادت، مرضیه علی خاصی، مسعود علی حسینی صفحه 116
    زمینه و هدف
    اگرچه امروزه درمان ایمپلنت به عنوان یک درمان معمول دندانپزشکی در سراسر جهان شناخته شده است اما به علت تحلیل استخوانی که در اطرف ایمپلنت ها رخ می دهد دست یابی به موفقیت همواره تضمین شده نیست. همچنین فاکتورهای متعددی بر میزان تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت ها مؤثر می باشند که از جمله آنها روش جراحی برای گذاشتن ایمپلنت می باشد. هدف از این مطالعه، مقایسه میزان تحلیل استخوان مارژینال اطراف ایمپلنت های Replace می باشد که با دو روش مختلف Submerge و Non-submerge به کار رفته اند.
    روش بررسی
    در این مطالعه 11 بیمار با 34 ایمپلنت Replace مورد بررسی قرار گرفتند که در هر بیمار (یک طرفه یا دو طرفه مندیبل) یکی از پایه ها به صورت Submerge و پایه دیگر Non-submerge به کار رفت سپس در طی دوره 3 ماهه از یک پروتز پارسیل موقت استفاده شد که روی ایمپلنت ها قرار می گرفت. بعد از 3 ماه پایه Submerge اکسپوز شد و قالب گیری انجام و پروتز ثابت ساخته شد. میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت ها توسط رادیوگرافی های دیجیتالی گرفته شده در زمان جراحی، 3 ماه بعد و 6 ماه بعد از گذاشتن پروتز ثابت با روش Digital subtraction با هم مقایسه شدند. نتایج توسط آنالیز Wilcoxon Signed Ranks مقایسه شد.
    یافته ها
    میانگین تحلیل استخوان کرستال بعد از 3 ماه در گروه Submerge، 71/0±65/0 میلی متر می باشد و این مقدار در گروه Non-submerge، 53/0±41/0 میلی متر می باشد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار می باشد (02/0p=). همچنین میانگین تحلیل استخوان کرستال بعد از 6 ماه در گروه Submerge، 40/0±21/0 میلی متر می باشد و این مقدار در گروه Non-submerge، 49/0±27/0 میلی متر می باشد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نمی باشد (05/0p>).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که از لحاظ آماری تفاوت معنی داری بین میزان تحلیل استخوان کرستال بعد از 3 ماه و 6 ماه در دو روش جراحی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: ایمپلنت دندانی، تحلیل استخوان مارژینال، Submerge، Non، submerge، رادیوگرافی دیجیتال افتراقی، RVG
  • حمیدرضا عظیمی*، نیما بخشعلیان، حسین شاهون صفحه 125
    زمینه و هدف

    هدف این مطالعه بررسی هیستولوژیک میزان تاثیر عاج هموژن دمینرالیزه (HDDM) دندان خرگوش به همراه غشاء محافظ کلاژن (ParoGuide) در ترمیم دیفکت های ایجاد شده در استخوان پاریتال خرگوش و همچنین مقایسه آن با تاثیر کاربرد غشاء محافظ به تنهایی می باشد.

    روش بررسی

    مطالعه بر روی 6 خرگوش سفید نژاد نیوزلندی انجام گرفت. در استخوان پاریتال هر خرگوش دو دیفکت ایجاد شد که یکی توسط قطعات یک میلی متری عاج هموژن دمینرالیزه پر و توسط غشاء کلاژن محافظت شد (گروه مورد آزمایش) و دیفکت دیگر تنها توسط غشاء کلاژن حفاظت شد (گروه شاهد). خرگوش ها در فواصل زمانی 15، 30، 45، 60، 75 و 90 روزه کشته شدند و نمونه برداری از دیفتک ها انجام گرفت. داده ها توسط آزمون آماریpair-t testو 9/0p= بررسی شد.

    یافته ها

    در بررسی هیستومورفومتریک، میزان استخوان جدید ساخته شده در گروه مورد آزمایش نسبت به گروه شاهد تفاوت آماری نشان می دهد. هیچ واکنش التهابی در گروه مورد آزمایش یا گروه شاهد دیده نشد.

    نتیجه گیری

    عاج دمینرالیزه هموژن سازگاری نسجی داشته و باعث القاء استخوان سازی در دیفکت ها شده است. در طی روند Remodeling، عاج دمینرالیزه جذب گردیده و جای خود را به استخوان تازه تشکیل می دهد. سرعت ترمیم استخوان در دیفکت های پر شده با HDDM بیشتر از گروه شاهد بود.

    کلیدواژگان: عاج دمینرالیزه، هموژن، بازسازی هدایت شده استخوان، Paroguide، خرگوش، ترمیم استخوان
  • مریم قوام، محمد عطایی، محمد ایمانی، محمد رشاد صفحه 131
    زمینه وهدف
    علیرغم پیشرفت های صورت گرفته در زمینه ادهزیوهای دندانی هنوز مقاومت، دوام و پایداری باند به عاج چالشی است که با آن مواجه هستیم. بر مبنای مطالعات اخیر بنظر می رسد بررسی نقش مهار کننده های MMP در کمک به افزایش دوام بالینی باندینگ ها و کاهش لیکیج و دوام ترمیم ها از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر داکسی سایکلین بعنوان یک مهارکننده MMP بر درجه تبدیل (DC) یک ادهزیو آزمایشگاهی است.
    روش بررسی
    در این مطالعه آزمایشگاهی ادهزیوهای دندانی با مخلوط کردن داکسی سایکلین مونوهیدرات (با درصدهای وزنی 0، 25/0، 5/0 و 1) با مونومرها تهیه شد. ادهزیوهای دندانی به چهار گروه برحسب درصد داکسی سایکلین تقسیم شدند. مونومر چسب ها شامل 12% وزنی Bis-GMA، 10% وزنی TMPTMA، 28% وزنیHEMA و 50% وزنی اتانول برای کلیه گروه بود.کمفورکینون و آمین بعنوان آغازگر نوری بکار گرفته شدند. DC تمام ادهزیوها توسط FTIR اسپکتروسکوپی اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل آماری نتایج با استفاده از آزمون های آماری one way ANOVA وTukey انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که درجه تبدیل مونومر به پلیمر با افزودن مقادیر مختلف وزنی داکسی سایکلین به ادهزیو بطور معنی داری نسبت به گروه کنترل 0/0% تغییر نمی کند (05/0p>).
    نتیجه گیری
    افزودن مقادیر 25/0%، 5/0% و 1% داکسی سایکلین به ادهزیو آزمایشگاهی اثر سوء بر DC ندارد.
    کلیدواژگان: ادهزیو عاجی، داکسی سایکلین، مهار کننده MMP، خواص مکانیکی
  • رزا حقگو، فاطمه ملا اسدالله، فرید عباسی صفحه 136
    زمینه و هدف
    داروهای مختلفی در درمان پالپوتومی مولارهای شیری به کار می رود که معمول ترین آنها فرموکرزول می باشد. با توجه به احتمال وجود عوارض جانبی این ماده جایگزینی آن با داروی دیگری ضروری به نظر می رسد. هدف از این مطالعه ارزیابی موفقیت کلینیکی و رادیوگرافیک پالپوتومی مولارهای شیری با MTA Root و فرموکرزول می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی 70 دندان مولار شیری در کودکان4 تا 7 ساله که به دلیل پوسیدگی نیاز به پالپوتومی داشتند با MTA ایرانی و فرموکرزول درمان شدند. بیماران بعد از 6 و 12 ماه توسط دندانپزشک دیگری که از گروه های مذکور اطلاعی نداشت، تحت بررسی قرار گرفت. نهایتا داده ها با استفاده از آزمون دقیق فیشر آنالیز شد.
    یافته ها
    در پایان دوره 12 ماهه در گروه فرموکرزول در 2 دندان فیستول و حساسیت به ضربه و از نظر رادیوگرافیک در 1 دندان تحلیل داخلی و در 2 دندان رادیو لوسنسی فورکا دیده شد. در گروه MTA Root هیچ مورد شکست بالینی و رادیوگرافیک دیده نشد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه می توان در پالپوتومی مولارهای شیری از MTA Root (ایرانی) استفاده نمود.
    کلیدواژگان: پالپوتومی، MTA Root، فرموکرزول، مولار شیری، ارزیابی کلینیکی، ارزیابی رادیوگرافیک
  • عبدالله قربان زاده، بهنام بوالهری، پوریا مطهری، علیرضا شریفی، هما کاشانی صفحه 142
    زمینه و هدف
    درصد قابل توجهی از موارد شکست درمان های اندودانتیک مربوط به دندان های مولر ماگزیلا می باشد که یکی از علل اصلی آن عدم کشف و دستیابی به کانال دوم ریشه مزیو با کال (MB2) می باشد. روش های مختلفی برای کشف و دستیابی به این کانال وجود دارد. هدف از این مطالعه آن بود که مقایسه ای بین سه روش مختلف دید مستقیم، لوپ های فایبراپتیک و میکروسکوپ جراحی جهت یافتن کانال مزیوباکال دوم پس از troughing با اولتراسونیک انجام و بهترین روش معرفی گردد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی تعداد 90 دندان مولرماگزیلا (45 عدد مولر اول و 45 عدد مولر دوم) که پس از تهیه حفره دسترسی، کانال MB2 در آنها با چشم غیر مسلح و سوند کشف نشده بود، انتخاب و به 3 گروه 30 تایی تقسیم شدند. سپس در تمام نمونه ها بر آمدگی عاجی بین کانال های مزیوباکال و پالاتال به کمک قلم اولتراسونیک اندودونتیک حذف شد (troughing). گروه اول با دید مستقیم و سوند، گروه دوم با Loup و نور فایبراپتیک و گروه سوم با میکروسکوپ جراحی مورد بررسی قرار گرفتند. برای آنالیز داده ها ازروش تحلیل حساسیت و ویژگی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده نشان داد که کانال مزیوباکال دوم بعد از عمل troughing در حدود 21% موارد با دید مستقیم، 61% با لوپ و نور فایبراپتیک و 92% با میکروسکوپ جراحی کشف شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه میکروسکوپ جراحی و سپس لوپ بانور فایبر اپتیک روش های برتر برای یافتن کانال مزیوباکال دوم هستند و troughing با اولتراسونیک به عنوان یک وسیله کمکی در کشف کانال مزیوباکال دوم در تمامی متدها می تواند به کار برده شود.
    کلیدواژگان: کانال مزیوباکال دوم، تروفینگ با اولتراسونیک، دید مستقیم، لوپ همراه با فیبر نوری، میکروسکوپ جراحی
  • حمید کرمانشاه، صدیقه سادات هاشمی کمانگر، سکینه آرامی، اکبر میرصالحیان، محمد کمالی نژاد، مهرداد کریمی، فرشته جبل عاملی صفحه 149
    زمینه و هدف
    باتوجه به شیوع زیاد از جمعیت به پوسیدگی دندان با ماهیت میکروبی و صرف هزینه های هنگفت درمانی بویژه در گروه های پرخطر مانند افراد دچار خشکی دهان، پیشگیری و کنترل آن بسیار حیاتی است. از طرفی بدلیل اقبال جامعه جهانی و کشورمان به درمان های سنتی و لزوم استخراج دارو از مواد طبیعی و گیاهان دارویی، در این مطالعه اثر آنتی باکتریال عصاره 2 گیاه مریم گلی (Salvia officinalis) و انیسوم (Pimpinella anisum)که در متون طب سنتی از موارد پرکاربرد در درمان بیماری های دهان و دندان هستند بر باکتری های عامل پوسیدگی دندان بصورت in vitro بررسی شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی از دو گیاه مریم گلی (Salvia officinalis) و انیسوم (Pimpinella anisum) به روش maceration عصاره هیدروالکلی تهیه شد و اثر آنتی باکتریال آنها به روش broth macrodilution بر روی باکتری های Lactobacillus rhamnosus، Streptococcus mutans و Actinomyces viscosus ارزیابی شد. نتایج توسط آزمون Mann-whitney آنالیز و مقایسه شدند.
    یافته ها
    میزان حداقل غلظت بازدارندگی عصاره هیدروالکلی مریم گلی و انیسوم برای استرپتوکوک موتان به ترتیب 25/6 و 5/12 μg/ml و برای لاکتوباسیل به ترتیب 56/1 و μg/ml 5/12 و برای اکتینومیسس ویسکوز به ترتیب 5/12 و μg/ml 50 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    روش broth macrodilution نشان داد هر 2 عصاره مریم گلی و انیسوم بر هر 3 گونه باکتری اثر بازدارندگی رشد داشتند که این اثر برای مریم گلی به طرز معنی داری بیشتر از انیسون بود (05/0
    کلیدواژگان: باکتری های عامل پوسیدگی دندان، عصاره گیاهی، فعالیت ضد باکتریایی، مریم گلی، انیسوم، استرپتوکوک موتان
  • محمد سعید شیخ رضایی، محسن امین سبحانی، کاوه علومی صفحه 155
    درمان اندودنتیک دندان های دایمی نابالغ مشکلات متعددی را به همراه دارد. امروزه هدف اولیه در درمان چنین دندان هایی حفظ حیات پالپ است تا تکامل ریشه به طور کامل و طبیعی رخ دهد. از جمله نیازهای اولیه جهت انجام موفق این درمان برگشت پذیر بودن التهاب پالپ و بدون علامت بودن دندان تحت درمان ذکر شده است. ضمن اینکه در زمینه چگونگی ادامه روند درمانی بعد از دستیابی به نتایج مطلوب درمان پالپ زنده اختلاف نظر وجود دارد. در این مقاله 3 مورد دندان مولر دایمی علامت دار که پالپ آنها در اثر پوسیدگی دچار پالپیت برگشت ناپذیر شده بود و با موفقیت تحت درمان پالپ زنده قرار گرفته اند، گزارش شده اند.
    کلیدواژگان: پالپوتومی با MTA، اپکسوژنز، اپکس باز
|
  • Mosavi Jazi M., Haghighati F., Saave G. Page 93
    Background And Aim
    Several surgical approaches have been used to achieve root coverage. The Subepithelial Connective Tissue Graft (SCTG) procedure has been shown to be a predictable means to treat gingival recession. Semilunar Coronally Positioned Flap (SCPF) is a simple mucogingival surgery to cover the exposed root surface without harvesting the palatal connective tissue. The purpose of this study is to compare the outcome of gingival recession therapy using SCTG and SCPF.
    Materials And Methods
    Forty Miller class I buccal gingival recessions (≥2mm) were selected. Recessions were randomly assigned to receive either the SCPF or SCTG. Recession Height (RH), Recession Width (RW), Width of Keratinized Tissue (WKT), Probing Depth (PD), Clinical Attachment Level (CAL), were measured at baseline, 1, 3, and 6 months after surgery. The data were analyzed using independent t-test and Repeated Measure ANOVA.
    Results
    The average percentages of root coverage for SCPF and SCTG were 88% and 71%, respectively; and the complete root coverage observed were 55% and 45%, respectively. There were no significance differences between the two groups with regard to RW, PD, CAL, WKT (except in the third month after surgery which was slightly greater in SCPF group). RH was significantly decreased from 2 to 6 months after surgery in SCPF group.
    Conclusion
    The findings from this study indicate that if the tissue thickness and initial width of keratinized tissue are sufficient, SCPF may be a good substitute for SCTG in treatment of Miller class I gingival recessions.
  • A. Radiographic Evaluation Of Progressive Loading On Crestal, Bone Density Changes Around Single Osseointegrated Implants In The Posterior Maxilla Page 102
    Background And Aim
    The aim of this clinical study was to determine the effectiveness of progressive loading procedures on preserving crestal bone height and improving peri-implant bone density around maxillary implants restored with single crowns by an accurate longitudinal radiographic assessment technique.
    Materials And Methods
    Eleven Micro-Thread Osseo Speed dental implants were placed in 11 subjects and permitted to heal for 6 weeks before surgical uncovering. Following an 8-week healing period, implants underwent a progressive loading protocol by increasing the height of the occlusal table in increments from adding acrylic resin to an acrylic crown. The progressively loaded crowns were placed in 2 mm infraocclusion for the first 2 months, light occlusion for the second 2 months, and full occlusion for the third 2 months. At forth 2 months, a metal ceramic crown replaced the acrylic crown. Digital radiographs of each implant were made at the time of restoration, then after 2, 4, 6, 8, and 12 months of function. Digital image analysis was done to measure changes in crestal bone height and peri-implant bone density.
    Results
    The mean values of crestal bone loss at 12 months were 0.11 ± 0.19 mm, and when tested with Friedman across the time periods, the differences were not statistically significant (p> 0.05). The mean values of bone density in the crestal, middle, and apical area were tested with Repeated Measure ANOVA across the time periods, the differences were statistically significant (p<0.05).
    Conclusion
    Progressive loading doesn’t cause crestal bone loss. The peri-implant density measurements of the progressively loaded implants show continuous increase in crestal, middle and apical peri-implant bone density by time
  • Amini F., Ramezanei Gh. Page 110
    Background And Aim
    In treatment of posterior crossbite awareness of the effects of Haas and Hyrax rapid maxillary expanders (RME) on nasal cavity will help the clinician to select the better appliance. This study was carried out to compare the effects of Haas and Hyrax expanders on the nasal cavity of patients treated for posterior crossbite.
    Materials And Methods
    A clinical trial study was designed on posteroanterior (PA) cephalograms of 30 subjects to evaluate the nasal cavity width of 14 subjects (8 female & 6 male) with mean chronological age of 12± 2years who received RME with Hyrax type and 16 subjects (9 female & 7 male) with mean chronological age of 11±1.6 years who received Haas type palatal expander. Paired t-test was used to analyze the outcomes of expansion in each group. Student t-test was used to compare Haas and Hyrax groups.
    Results
    The mean value of screw expansion was 9±2 mm in both groups. In Hyrax group nasal cavity width(Nc-cN) increased from 29.2 ±1.94 mm to 31.7 ±1.93mm (p= 0.001) and In Haas group it was increased from 27.75± 2.21 mm to 29.35 ± 2.26 mm(p= 0.043). When two groups were compared to each other, statistically this increase was more significant in Hyrax than in the Haas group (p=0.038).
    Conclusion
    In this study RME affected geometry of the nasal cavity by increasing the nasal cavity width. However In our sample, Hyrax appliance demonstrated better performance over the Haas appliance in all variables.
  • Panjnosh M., Siadat H., Alikhasi M., Alihoseini M. Page 116
    Background And Aim
    It is well recognized that implant treatment is common worldwide, but the approach to success is not predictable because of bone loss that occurs around the implants. Also there are many factors affecting crestal bone loss around the implants that one of them is the surgical protocol of implant installation. The purpose of this investigation was to evaluate the amount of crestal bone loss around the Replace implants installed according to submerged and non- submerged treatment protocol.
    Materials And Methods
    In this study, 11 patients received 34 implants. In each patient (unilateral or bilateral mandible), one of the implants was placed with submerged procedure and in the other one non- submerged procedure was used. In a period of 3 months a temporary partial denture that covered the implants was used. After 3 months the submerged fixture was exposed, impression was performed and fixed prosthesis was fabricated. Loss of crestal bone at each implant was measured. These measurements have been done at surgical times, over a period of 3 months after implant installation and 6 months after the delivery of the fixed prosthesis. The measurement was done with digital subtraction radiography. Data was analyzed by Wilcoxon Signed Ranks test.
    Results
    Three months after implant placement, submerged groups showed statistically more crestal bone loss (0.65±0.71) than non-submerged (0.41±0.53) group (p=0.02). After 6 months the mean value of crestal bone loss in submerged group was 0.21±0.40 mm and in non submerged group was 0.29±0.49 mm. This data indicated no statistically significant difference between the two groups of implants (p>0.05).
    Conclusion
    Our results are in accordance with previously published studies and confirm that the value of crestal bone loss in submerged and non-submerged groups after 3 and 6 months were similar and in acceptable limit
  • Azimi Hr., Bakhshalian N., Shahoon H. Page 125
    Background And Aim

    The aim of this investigation was to evaluate the osteopromotion property of homogenous demineralized dentin matrix (HDDM) on experimental surgical bone defects in parietal bone of rabbits using the guided bone regeneration (G.B.R.) technique incorporating Paroguide collagen membrane.

    Materials And Methods

    Surgical bone defects were created in 6 Newzland white rabbits (2 defects in each rabbit). The defects were protected by Paroguide membrane alone (control group) or filled with HDDM and protected by Paroguide membrane (experimental group). The HDDM had been obtained from the central incisors of rabbits. The rabbits were sacrificed after 15, 30, 45, 60, 75 and 90 days and the defects examined histologically. Data were analyzed using pair-t test. The level of significance was set at p=0.03.

    Results

    Histologically, the volume of newly formed bone matrix was significantly greater in the experimental group. No inflammatory reaction was seen in either experimental or control groups.

    Conclusion

    Bone regeneration was accelerated in the bone defects filled with HDDM in comparison to the control group

  • Ghavam M., Atai M., Imani M., Reshad M. Page 131
    Background And Aim
    In spite of the achievements in the field of dental adhesives, we are facing challenges with dentine bonding resistance, strength and stability. According to recent studies the role of MMP inhibitors in association with bonding,s persistence and leakage reduction and restoration,s persistence is important. The aim of this study was to investigate the effect of doxycycline as a MMP inhibitor on the degree of conversion (DC) of an experimental dental adhesive.
    Materials And Methods
    In this experimental study, a new dental adhesive blend was prepared by mixing doxycycline monohydrate (in concentrations of 0.0, 0.25, 0.5, and 1 wt.%) with monomers. The monomers were composed of 12% Bis-GMA and 10% TMPTMA, 28% HEMA, and 50% Ethanol by weight for all groups. Comphorquinone and amines were chosen as photo initiator system. Degree of conversion of all adhesives was measured using FTIR spectroscopy. The results were analyzed using one-way ANOVA and Tukey post hoc tests.
    Results
    The results showed that addition of 0.25, 0.5, and 1 weight percent doxycycline did not significantly reduce the DC of the adhesives compared to 0.0% control group (p>0.05%).
    Conclusion
    According to the results of this study, adding doxycycline to the adhesives did not adversely affect the DC.
  • Haghgoo R., Mollaasadolla F., Abbasi F. Page 136
    Background And Aim
    Several agents were used for pulpotomy in primary molars. Formocresol is the most common drug in this procedure. In some studies it has been shown that, this material has potential some side effects, so it is essential to find other alternatives. The aim of this study was to evaluate clinical and radiographic success rates of mineral trioxide aggregate and formocresol.
    Materials And Methods
    In this randomized clinical trial study, 70 carious primary teeth of 4 to 7-year-old children were pulpotomized, and remaining pulp was dressed with Root MTA and formocresol. The clinical and radiographic follow up evaluations were performed at 6, 12 months by a blind dentist. The data were analyzed by Fisher's exact test.
    Results
    At the end of 1-year follow-up period, in formocresol group sinus tract and tenderness to percussion were seen in 2 teeth, internal resorption was seen in 1 tooth, and furcation radiolucency was seen in 2 teeth. Clinical and radiographic signs of failure were not seen in any case of (Iranian) Root MTA group.
    Conclusion
    Based on the results of this study, Iranian MTA can be used for pulpotomy in primary molars.
  • Ghorbanzadeh A., Boulhary B., Motahhary P., Sharifi A., Kashani H. Page 142
    Background And Aim
    A considerable percentage of failure in Endodontic treatments in maxillary molars is attributed to undiscovered second mesiobuccal canal (MB2).There are different methods for discovering and accessing to this canal. The purpose of this ex vivo study was to compare the detection ability of three methods (direct look, fiberoptic loup and surgical microscope) to find MB2 after troughing with ultrasonic.
    Materials And Methods
    In this experimental study, we selected 90 extracted maxillary molars (45 first and 45 second molars) in which after access cavity preparation MB2 canal was not discovered by direct vision and endodontic explorer. They were divided into 3 groups (n=30). The dentinal shelf between mesiobuccal and palatal canals was eliminated by an endodontic ultrasonic tip (troughing). After that, first group was searched by direct vision, second group by a loup and fiberoptic light and third group by dental operating microscope. Data were analyzed, specificity and sensitivity were calculated.
    Results
    The results showed that 21%, 61%, and 92% of MB2 canals after troughing was found by direct vision, fiberoptic loup, and surgical microscope, respectively.
    Conclusion
    Based on the results of this study, surgical microscope and loup with fiberoptic are preferred methods for discovering MB2 canal. Troughing with ultrasonic can help find MB2 canal in all methods.
  • Kermanshah H., Hashemi Kamangar S., Arami S., Mirsalehian A., Kamalinejad M., Karimi M., Jabalamoli F. Page 149
    Background And Aim
    The microbial cause of dental caries has been proved among its multifactorial etiologies. The prevention and control of dental caries is very critical because of high prevalence and cost especially in high risk patient such as xerostomia. Based on the world attraction to traditional treatment and importance of drug extraction of natural materials and plants, in this in vitro study effect of hydroalcoholic extract of Salvia officinalis and Pimpinella anisum which were very useful in traditional treatment of mouth and teeth disease has been determined against cariogenic bacteria.
    Materials And Methods
    In this experimental study, hydroalcoholic extracts have been prepared from Salvia officinalis and Pimpinella anisum with maceration method. Their antibacterial activity against Streptococcus mutans, Lactobacillus rhamnosus and Actinomyces viscosus have been evaluated with broth macrodilution method. Data were analyzed with Mann-Whitney test.
    Results
    Minimum Inhibitory Concentration for Salvia officinalis and Pimpinella anisum for streptococcus mutans were respectively 6.25 and 12.5 µg/ml, for Lactobacillus rhamnosus were 1.56 and 12.5 µg/ml and for Actinomyces viscosus were 12.5 and 50 µg/ml.
    Conclusion
    Both extracts had growth inhibitory effect on all three bacteria. Salvia officinalis had significantly greater effect on inhibition of growth of all three bacteria. Both extracts had bactericidal effect in the range of concentration.
  • Sheikhrezaie , Amin Sobhani M., Oloumi K. Page 155
    Endodontic treatment of immature permanent teeth accompanies with several issues. The primary goal when treating such teeth is to maintain pulp vitality so that root development can occur normally. Indications and requirements for vital pulp therapy include asymptomatic and reversible pulpitis. Also there are controversial opinions regarding the ultimate clinical treatment of the vital pulp therapy techniques. In this manuscript we report 3 cases of immature symptomatic permanent molars with irreversible pulpitis caused by caries exposure of the pulp that have been undergone vital pulp therapy successfully.