فهرست مطالب

  • Volume:6 Issue:3, 2000
  • تاریخ انتشار: 1378/10/11
  • تعداد عناوین: 17
|
  • دکتر اسدالله کریمان صفحه 1
    این مطالعه به منظور بررسی اثرات و ارزیابی قدرت اثر و شروع اثر و دوام سیس آتراکوریوم در سگ انجام شد. در این مطالعه 10 قلاده سگ نژادهای مختلف که از نظر ظاهری سالم بودند مورد استفاده قرار گرفتند. میانگین سن و وزن سگ ها به ترتیب برابر 4/2 ± 2/3 سال و 8/4 ± 7/17 کیلوگرم محاسبه گردید. تمام سگ ها داروی آسپرومازین را به مقدار 05/0 میلی گرم و مورفین را با دوز 5/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به عنوان پیش بیهوشی دریافت کردند. سپس سگ ها به وسیله تیوپنتال سدیم تحت بیهوشی قرار گرفتند و پس از لوله گذاری داخل نایی، بیهوشی به وسیله هالوتان و اکسیژن تداوم یافت. پس از رسیدن به عمق مناسب بیهوشی اقدام به تزریق وریدی سیس آتراکوریوم با دوز 1/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم گردید. جهت ارزیابی وضعیت بلاک عصبی عضلانی از روش شمارش تحریک اعصاب به وسیله یک قطار (TOF: train-of-four) چهارتایی از تحریکات الکتریکی بهره گرفته شد. این الکترود را بر روی عصب زند اسفلی قرار داده و انقباض های ناگهانی عضلات منقبض کننده مورد مشاهده و شمارش قرار گرفت. سیس آتراکوریوم باعث بلاک عصبی عضلانی و از بین رفتن هر چهار پاسخ به تحریک در 9 قلاده سگ گردید. شروع اثر سیس آتراکوریوم 3/1 ± 8/4 دقیقه و طول دوام شل شدگی عضلانی 9 ± 4/24 محاسبه گردید. کیفیت شلی عضلانی بر اساس نظر جراحان خوب ارزیابی گردید. در پایان چنین نتیجه گیری شد که سیس آتراکوریوم یک داروی شل کننده عضلانی مناسب برای سگ ها می باشد اگر چه قدرت اثر آن در سگ های مختلف کمی متفاوت است.
    کلیدواژگان: سیس آتراکوریوم، سگ، بلاک عصبی، عضلانی، داروی شل کننده عضلانی، TOF
  • دکتر سیدهادی منصوری، دکتر سیدرضا قاضی، دکتر جعفر آی صفحه 5
    جهت بررسی روند رشد تکاملی پریکاریون و هسته سلول های عصبی نخاع شوکی در سگ نر، 15 قلاده سگ نر بومی در 5 گروه سنی شامل جنین 42 روزه، جنین 52 روزه، نوزاد، شش ماهه و بالغ مورد بررسی قرار گرفت. پس از تهیه حیوانات، نخاع شوکی بیرون آورده شد و پس از تعیین سگمنت های نخاعی، سگمنت ها با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی مورد مطالعه هیستومورفولوژی و هیستومورفومتریک قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از آنالیز آماری با استفاده از برنامه SPSS بدین شرح می باشد. بر اساس نتایج بیشترین قطر پریکاریون و هسته سلول های عصبی در تمام گروه های سنی مربوط به سگمنت نخاعی هشتم گردنی می باشد و کمترین قطر هسته درگروه های سنی مورد مطالعه به ترتیب شامل، جنین 42 روزه سگمنت نخاعی اول دمی، در جنین 52 روزه سگمنت نخاعی هفتم سینه ای، در نوزاد سگمنت نخاعی اول دمی، حیوان شش ماهه و بالغ سگمنت نخاعی چهارم سینه ای و کمترین قطر پریکاریون در گروه های سنی مختلف مربوط به سگمنت نخاعی اول دمی می باشد، به جز در جنین 42 روزه که کمترین قطر پریکاریون به سگمنت نخاعی چهارم سینه ای مربوط است.
    کلیدواژگان: سگ، سلول های عصبی، مورفولوژی، مورفومتری
  • دکتر احمدرضا محمدنیا، دکتر ایرج کریمی، دکتر احمدعلی محمدپور صفحه 13
    لنگش گاو یکی از بزرگترین مشکلات گاوداری های صنعتی بوده و سم چینی منظم یکی از مفیدترین و آسان ترین راه ها برای تثبیت فعالیت طبیعی سم محسوب می شود. با توجه به روش توسن رون طول پنجه مهمترین عامل تعیین کننده در سم چینی است. فاصله 70 میلی متری از نوار تاج مو فاصله ای منطقی برای انجام برش اول سم چینی شناخته شده است. اما متعاقب این برش لنگش ناشی از صدمه به بافت حساس سم در برخی حیوانات گزارش شده است. مطالعه کالبد شناختی جاری به منظور تعیین طول صحیح سم در ناحیه پنجه انجام شده است. فاصله بین نوار تاج مو و انتهای بافت حساس به عنوان فاصله بتا پس از برش سهمی سم های گردآوری شده از کشتارگاه نامگذاری گردید. 300 سم از کشتارگاه گردآوری شده و در سه گروه بنا بر نژاد دام ها تقسیم گردیدند (A: هلشتاین اصیل، B: نژاد آمیخته، C: نژاد بومی). بزرگترین فاکتور تعیین کننده در تقسیم نژادی وزن گاوها بود به گونه ای که حیوانات گروه A به وزن 550 کیلوگرم و بالاتر بودند، حیوانات گروه B بین 400 تا 550 کیلوگرم و حیوانات گروه C کمتر از 400 کیلوگرم وزن داشتند. میانگین و انحراف معیار مقدار بتا در گروه های A، B و C به ترتیب 46/8 ± 2/62، 12/8 ± 3/57 و 75/7 ± 5/49 اندازه گیری شد که به طور معنی داری با یکدیگر اختلاف نشان می دادند. اندازه بتا در انگشت جانبی اندکی طولانی تر از انگشت داخلی بود اما این اختلاف معنی دار نبود. با توجه به محدوده ی بالای اندازه بتا به نظر می رسد که اندازه 80 میلی متر برای انجام برش اول در گاوهای هلشتاین اصیل سالم تر باشد.
    کلیدواژگان: گاو، لنگش، سم چینی، طول پنجه
  • دکتر سید هادی منصوری، دکتر مینا تجلی، دکتر بهزاد مبینی صفحه 17
    در این تحقیق ساختارهای مختلف چهار چوب و پارانشیم پانکراس در گوسفندان نر نژاد مهربان مورد بررسی مورفومتریک قرار گرفت. حیوانات به چهار گروه سنی جنین، نوزاد، بالغ جنسی و بالغ جسمی تقسیم شدند که در هر گروه سه حیوان و مجموعا دوازده حیوان مورد استفاده قرار گرفت. مطالعات مورفومتریک شامل تعیین تراکم حجمی ساختارهای مختلف غده و نیز تعیین درصد انواع سلول های درون ریز جزایر لانگرهانس و مقایسه آنها در گروه های سنی مختلف بود که با استفاده از برنامه کامپیتری SPSS و بکارگیری آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و دانکن مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تراکم حجمی بافت درون ریز و بافت همبند غده از جنین به نوزاد و از نوزاد به بالغ و تراکم حجمی عروق خونی بین نوزاد و بالغ جسمی دارای اختلافات معنی دار هستند. از طرفی به استثنای نوزاد که در این سن تراکم حجمی مجاری غده در لوب راست با لوب چپ و بدنه غده دارای اختلاف معنی دار است در هیچ یک از گروه های سنی دیگر اختلافی مشاهده نشد. میانگین سلول های بتا در گوسفندان بالغ جسمی با سایر گروه های سنی اختلاف قابل توجهی داشت که نشان دهنده افزایش تعداد این سلول ها در گوسفندان مسن است. درصد سلول های مختلف جزایر پانکراس در گروه های سنی متغیر بود ولی بیشترین سلول های تشکیل دهنده جزایر، سلول های بتا سپس آلفا و سلول های دلتا کمترین سلول های موجود در جزایر بودند. بیشترین درصد سلول های بتا، آلفا و دلتا به ترتیب در نوزاد، بالغ جنسی و جنین و کمترین درصد آنها به ترتیب در جنین، نوزاد و نوزاد مشاهده شد.
    کلیدواژگان: هیستومورفومتریک، پانکراس، گوسفند، مهربان
  • دکتر غلامرضا رزمی، دکتر غلامرضا هاشمی تبار، دکتر ابوالقاسم نقیبی صفحه 23
    مطالعه ی حاضر به منظور شناسایی آنتی ژن هایی از کنه هیالوما آناتولیکم آناتولیکم که قادر به ایجاد ایمنی در خرگوش آزمایشگاهی هستند، انجام گردید. ابتدا نسبت به کشت و تکثیر کنه هیالوما آناتولیکم آناتولیکم در شرایط آزمایشگاهی برای تهیه آنتی ژن کافی اقدام شد. سپس چهار آنتی ژن: 1- آنتی ژن به دست آمده از مایع رویی پیکره کنه پس از سانتریفوژ 2- آنتی ژن به دست آمده از رسوب محتویات پیکره کنه پس از سانتریفوژ 3- آنتی ژن به دست آمده از مایع رویی محتویات روده پس از سانتریفوژ 4- آنتی ژن به دست آمده از رسوب محتویات روده پس از سانتریفوژ، تهیه شد. آنگاه 4 گروه مورد و یک گروه کنترل از خرگوش های آزمایشگاهی (هر گروه 5 خرگوش) جهت بررسی اثر ایمنی زایی این چهار نوع آنتی ژن در نظر گرفته شدند. هر یک از گروه ها، مطابق برنامه ایمنی زای در روزهای 0، 14 و 28 مورد تلقیح زیر جلدی آنتی ژن ها به همراه آجوانت (کامل و ناکامل فروند) قرار گرفتند. دو هفته پس از سومین تلقیح، گروه های ایمن شده با هر یک از آنتی ژن ها (گروه های مورد) و گروه کنترل با 10 جفت کنه گرسنه مورد چالش قرار گرفتند. پس از اتمام خون خواری، کنه خون خورده جمع آوری و نسبت به شمارش و توزین آنها اقدام شد. کنه های ماده خون خورده برای تخم گذاری در داخل انکوباتور مرطوب کشت داده شدند. با اتمام تخم گذاری، تخم ها نیزجمع آوری و با ترازوی حساس وزن گردیدند. در پایان شاخص های بیولوژیکی کنه ماده هیالوما شامل درصد کنه ماده خون خورده، طول دوره خون خواری، وزن کنه ماده خون خورده، درصد کنه های تخم گذاری نموده، طول دوره تخم گذاری، وزن توده تخمی در هر کنه، شاخص خون خواری کنه ماده و شاخص باروری کنه ماده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد فقط آنتی ژن3 (مایع رویی روده) واجد توانایی ایجاد ایمنی در خرگوش ها بر علیه کنه می باشد(P<0.05).
    کلیدواژگان: ایمنی زایی، هیالوما آناتولیکم آناتولیکم، آنتی ژن پیکره کنه، آنتی ژن روده کنه، خرگوش
  • دکتر عبدالرضا نبی نژاد، دکتر حبیب الله دادرس، دکتر سید محمدحسین حسینی صفحه 27
    مطالعه الکتروفورتیکی ایزوآنزیم ها در هشت سیستم آنزیمی شامل لاکتات دی هیدروژناز (LDH)، گلوکز دی هیدروژناز (GlDH)، گلوکز6فسفات دی هیدروژناز (G6PD)، گالاکتوز دی هیدروژناز (GalDH)، 6-فسفوگلوکونات دی هیدروژناز (6PGDH)، مالیک آنزیم (ME)، گلوکز فسفات آیزومراز (GPI) و آلکالین فسفاتاز (AP) به منظور تفریق 5 جدایه مایکوپلاسما شامل یک سویه مجهول مایکوپلاسمای ماکیان، دو سویه مایکوپلاسما گالی سپتیکم، یک سویه مایکوپلاسما گالیناروم و یک سویه مایکوپلاسما آگالاکتیه به روش PAGE بر روی ژل پلی آکریل آمید در تانک عمودی انجام شد. برای سیستمهای آنزیمی LDH، GlDH، G6PD، GalDH، 6PGDH، ME، GPI و AP به ترتیب تعداد 2، 3، 2، 4، 2، 3، 3 و صفر الگوی ایزوآنزیمی به دست آمد. غیر از سیستم آنزیمی AP که در مایکوپلاسماها فعال نیست، هفت سیستم آنزیمی دیگر مایکوپلاسما آگالاکتیه (مایکوپلاسمای نشخوارکنندگان کوچک) را از مایکوپلاسما گالی سپتیکم و مایکوپلاسما گالیناروم (مایکوپلاسماهای ماکیان) تفریق نمود. در بین مایکوپلاسماهای ماکیان نیز الگوی ایزوآنزیمی GalDH توانست سویه مجهول را از مایکوپلاسما گالیناروم و این دو را از سویه های مایکوپلاسما گالی سپتیکم تفریق نماید. الگوی ایزوآنزیمی سیستم آنزیمی ME قادر به تفکیک مایکوپلاسما گالیناروم از سایر مایکوپلاسماهای ماکیان مورد استفاده بود. الگوی ایزوآنزیمی سیستم GPI برای دو سویه مایکوپلاسما گالی سپتیکم متفاوت بود. سیستم آنزیمی 6PGDH نیز توانست مایکوپلاسمای مجهول و مایکوپلاسما گالی سپتیکم را در یک گروه مجزا از دیگر مایکوپلاسماهای ماکیان قرار دهد. تلفیق نتایج الگوهای ایزوآنزیمی GalDH، GPI، ME و 6PGDH قرابت سویه مایکوپلاسمای مجهول را به یکی از جدایه های مایکوپلاسما گالی سپتیکم نشان داد.
    کلیدواژگان: مایکوپلاسما، الکتروفورز، ایزوآنزیم، ماکیان
  • دکتر نعیم آلبوغبیش صفحه 35
    هدف از این مطالعه تعیین موقعیت، پراکندگی، خصوصیات مورفولوژیک و ساختار میکروسکوپی بافت لنفوئیدی در روده بزرگ گاومیش بوده که در بسیاری از بیماری ها مانند اسهال ویروسی در گاو، التهاب کولون و دیگر بیماری های کولونی دستخوش ضایعات پاتولوژیک قابل توجهی می شود. نتایج ماکروسکوپی نشان داد که روده بزرگ گاومیش دارای دو پلاک لنفوئیدی می باشد: الف- پلاک لنفوئیدی ایلئوسکال (ICLP) بیضی شکل که در مدخل ایلئوسکال قرار دارد و ب- پلاک لنفوئیدی قولونی (CLP) زبانی یا انگشتی شکل که در بخش قدامی کولون صعودی و به فاصله cm 27/1 99/24 پایین تر از پلاک لنفوئیدی ایلئوسکال قرار دارد. میانگین ارتفاع ICLP تا سن 3 سالگی به طور معنی داری افزایش ولی از سن 3 تا 5 سالگی کاهش می یابد (P<0.05). این تغییرات، شروع تحلیل پلاک ICLP را، در این سن، نشان می دهد. مساحت پلاک ICLP از2cm 96/3 6/8 مربع در سن 6 تا 12 ماهگی به 2cm 13/19 4/17 مربع در سن 3 تا 5 سالگی افزایش می یابد که این افزایش با p<0.05 معنی دار می باشد. ارتفاع پلاک قولونی (CLP) نسبت به پلاک ICLP کمتر بوده و اختلاف معنی داری در ارتفاع پلاک CLP در سنین مختلف مشاهده نشد درحالیکه میانگین مساحت آن با افزایش سن، افزایش می یابد. در گاومیش همانند گاو دو نوع ندول لنفی شامل ندول های پارین (Propria nodules) و دستگاه لنفی-غده ای (Lymphoglandular complex) در زیر عضله مخاطی مشاهده گردید. تعداد و اندازه فولیکول های لنفوئیدی در ICLP نسبت به CLP بیشتر می باشد. تعداد و قطر فولیکول های لنفی در هر دو پلاک با افزایش سن، کاهش می یابد اما یافته قابل توجه، مشاهده تحلیل کاملا مشخص بافت لنفوئیدی در پلاک لنفوئیدی کولونی (CLP) با افزایش سن می باشد.
    کلیدواژگان: مورفولوژیک، هیستومتریک، پلاک های لنفوئیدی، روده بزرگ، گاومیش
  • دکتر حسن نیلی، دکتر کرامت اساسی، دکتر غلامحسین حبیبی صفحه 42
    کاربرد واکسن های مقاوم به حرارت علیه بیماری نیوکاسل در ماکیان روستایی به دلیل عدم نیاز به زنجیره سرد یک انتخاب مطلوب می باشد. در این مطالعه مقاومت حرارتی و کارایی واکسنI-2 علیه بیماری نیوکاسل مورد بررسی قرار گرفت. واکسن از نظر استریل بودن، شاخص پاتوژنیسیته و50% تیتر عفونت زایی در جنین مورد بررسی قرار گرفت. واکسن مایع در دمای oC20 به مدت 1،2 و4 هفته نگهداری و با حروف A،B و D نام گذاری شد. هر یک از نمونه ها حاوی دوز EID50 5/107 بود که به روش قطره چشمی به 20 قطعه جوجه چهار هفته تلقیح شدند. همه گروه ها به جز گروه کنترل دو بار و به فاصله دو هفته واکسینه شدند. آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون برای ارزیابی پاسخ ایمنی هومورال به کار گرفته شد. دو هفته بعد از واکسیناسیون اول تیتر سرمی 26 در گروه A و تیتر 6/24 در گروه B بر مبنای لگاریتم دو ایجاد شد ولی گروه D هیچ گونه تغییر تیتری را بروز نداد. همه گروه های واکسینه شده در پایان آزمایش (8 هفتگی) دارای تیتر پادتن سرمی بودند به طوری که گروه A تیتر 2/26، گروه B تیتر 26 و گروه D تیتر 4/25 را نشان دادند.
    کلیدواژگان: مقاومت حرارتی، کارایی، واکسن I، 2، واکسیناسیون بیماری نیوکاسل، بذر اصلی ویروس (مستر سید)
  • دکتر آرش خردمند، دکتر روزعلی باتوانی، دکتر فرهاد فرخی اردبیلی صفحه 47
    هدف از انجام این مطالعه، مقایسه اندازه طول بدن، قطر بدن و تعداد ضربان قلب رویان و جنین در تلیسه ها و گاوهای چند شکم زاییده و نیز مقایسه نحوه رشد این ساختارها و میزان ارتباط آنها با سن جنین می باشد. برای این منظور، 6 راس تلیسه و 7 راس گاو 3 تا 7 بار زاییده از نژاد هلشتاین انتخاب و آبستن شدند. اندازه گیری ها با استفاده از اولتراسونوگرافی با دقت mm 1/0 و بین روزهای 26 تا 80 آبستنی و هفته ای دو بار انجام می شد. طول و قطر بدن در جنین تلیسه ها و گاوهای چند شکم زاییده تا روز 80 آبستنی تفاوت معنی داری را نشان نداد. تمام اندازه گیری های فوق به خوبی با سن جنین ارتباط داشت (P<0.0001) به جز ضربان قلب که در جنین گاوهای چند شکم زاییده در سطح p<0.05 معنی دار بود. ضریب همبستگی طول بدن، قطر بدن و تعداد ضربان قلب در جنین تلیسه ها به ترتیب 97/0، 98/0 و 74/0- و در جنین گاوها 97/0، 98/0 و 23/0- بود. نحوه رشد طول و قطر بدن در تلیسه ها و گاوها به شکل سهمی بود. ضربان قلب در جنین تلیسه ها بین روزهای 31 تا 80 به تدریج و به شکل سهمی کاهش یافت. اما در جنین گاوها، ضربان قلب در طول مدت اندازه گیری ها در یک حد تقریبا ثابت و به شکل متناوب نوسان داشت و تغییر چشمگیری را نشان نمی داد. به علاوه خطای استاندارد ضربان قلب جنین در گاوها بسیار بالا بود. به عنوان نتیجه گیری می توان چنین بیان کرد که تمام اندازه گیری های فوق برای تخمین سن جنین در تلیسه ها و گاوها مناسب می باشد، به جز استفاده از ضربان قلب در جنین گاوها که به دلیل ضریب همبستگی پایین و خطای استاندارد بالا توصیه نمی شود. همچنین بین طول و قطر بدن در جنین تلیسه ها با گاوها تا روز 80 آبستنی اختلاف معنی داری وجود نداشت و احتمالا این اختلاف در اواخر آبستنی محسوس تر خواهد شد.
    کلیدواژگان: اولتراسونوگرافی، فتومتری، تلیسه، گاو
  • دکتر ابوتراب طباطبائی نائینی، دکتر علی رضاخانی، دکتر عباس روشن قصرالدشتی صفحه 52
    بروز سنگ های مجاری ادراری از جمله مشکلاتی است که می تواند اثر بسیار مهمی بر روی صنعت پرورش گوسفند در تمام دنیا داشته باشد. از آنجایی که در مورد سنگ های مجاری ادراری و تنوع آنها در گوسفندان نر منطقه فارس اطلاعات کافی وجود نداشت، لذا این تحقیق به منظور مشخص شدن موارد یاد شده طراحی و انجام شد. در نشخوارکنندگان کوچک بیشتر سنگ های ادراری در مجاری ادراری پایینی به ویژه زایده ی کرمی شکل، خم سیگمویید و مثانه رخ می دهند، بنابراین در یک دوره یک ساله، مجاری پایینی ادراری شامل آلت تناسلی و مثانه گوسفندان نر سنین مختلف 6 ماهه تا بیشتر از 4 سال از محل مجتمع کشتارگاه صنعتی فارس که دام ها از سراسر مناطق استان برای کشتار به آنجا آورده می شوند جمع آوری شده و جهت بررسی به بخش علوم درمانگاهی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز منتقل گردیدند. در ابتدا از آنها رادیوگراف تهیه شد. پس از آن تمام قسمت های مجاری ادراری لمس می شد تا در صورت وجود، سنگ های ادراری که احتمالا در رادیوگراف مشخص نشده بودند مورد شناسایی قرار گیرند. در نهایت مجرای ادراری باز می شد تا از وجود یا نبود سنگ های ادراری اطمینان حاصل گردد. سنگ های یافت شده به منظور تعیین نوع آنها به آزمایشگاه فرستاده می شدند. تمام اطلاعات مدیریتی و تغذیه ای گوسفندان نیز از شخص دامدار گرفته و نگهداری می شد. از مجموع 600 نمونه جمع آوری شده تنها دو سنگ ادراری یافت گردید که یکی از آنها در خم سیگمویید و دیگری در ناحیه زاییده کرمی شکل جدا شدند، اولی در فصل پاییز و دومی در فصل بهار. هر دو گوسفند از گله های متعلق به شمال استان که دارای آب و هوای نسبتا سرد می باشد و در این فصل ها بیشتر از کنسانتره برای تغذیه استفاده می شود، بودند. در ضمن سن یکی از آنها 5/2 و دیگری 4 سال بود. جنس سنگ ها نیز از آپاتیت و استرویت تشکیل شده بود. بنابراین وقوع سنگ های ادراری در منطقه بسیار پایین است که علت آن به احتمال زیاد به دلیل تفاوت سیستم مدیریتی و استفاده کم از کنسانتره در تغذیه گوسفندان و همچنین نبود گیاهان خاص سنگ زا در مراتع می باشد.
    کلیدواژگان: سنگ های مجاری ادراری، سنگ ادراری، قوچ
  • دکتر رسول شهروز، دکتر عباس احمدی صفحه 56
    مطالعه هیستوژنز و هیستومورفومتری پوست در نواحی صورت، گردن، شانه و پای جلو تعداد 75 جنین سالم گوسفند که از کشتارگاه صنعتی ارومیه جمع آوری شده بود، انجام گرفت. پس از اندازه گیری فرق سر تا کپل یا قاعده دم (CR) جهت تعیین سن جنین ها، نمونه های بافتی به اندازه مناسب برداشته شده و در محلول پایدار کننده فرمالین خنثی 10% قرار داده شد. پس از پاساژ بافت و قالب گیری، مقاطع بافتی به ضخامت 5 تا 7 میکرومتر تهیه گردید. جهت مطالعه هیستومورفومتری مقاطع مذکور به روش هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) رنگ آمیزی شده و به وسیله عدسی مدرج و مشبک به ترتیب اندازه گیری و شمارش انجام شد و داده های حاصله با روش های آماری ANOVA و ضریب همبستگی آنالیز گردید و نتایج به صورت نمودار نشان داده شد. جهت مطالعه رشته های رتیکولری، الاستیک، کلاژن و ماست سل ها، به ترتیب روش های PAS، ورهاف، وان گیسون و تولوئیدین بلو به کار گرفته شدند. این مطالعه نشان داد که تمایز اپیدرم از پایان ماه دوم شروع شده و میزان رشد اپیدرم در ناحیه پا سریع تر از سایر نواحی مورد مطالعه می باشد. ملانوسیت ها در روزهای 61 تا 65 در اپیدرم ظاهر شدند. فولیکول های مو به صورت توده های سلول های اپیدرمی برجسته به طرف درم در نیمه اول ماه سوم مشاهده گردیدند. میزان رشد فولیکول های مو در ناحیه پا سریع تر و در ناحیه شانه آهسته تر از سایر نواحی مورد مطالعه بودند. غدد چربی (سباسه) و عرق از نیمه دوم ماه سوم ظاهر شدند. تعداد غدد مذکور در نیمه اول ماه چهارم سریعا در تمامی نواحی مورد مطالعه افزایش یافت. میزان رشد غدد عرق پا سریع تر از سایر نواحی بود و رشد غدد چربی در ناحیه شانه تا ماه پنجم افزایش نشان می داد. همبستگی بین ضخامت اپیدرم و تعداد لایه های آن در تمامی نواحی مورد مطالعه معنی دار (P<0.05)، (R = 0.78) و در ناحیه پا ضریب همبستگی بیشتر از سایر نواحی بود. رشته های کلاژن در روزهای 65 تا 75 ظاهر شدند و تجمع آنها در عمق درم در روزهای 90 تا 95 موجب تمایز درم به دو لایه پاپیلری و رتیکولری گردید. رشته های رتیکولری و الاستیک به ترتیب در روزهای 70 تا 75 و 55 تا 60 ظاهر شدند. ماست سل ها به طور پراکنده در عمق درم در ماه پنجم از رشد جنینی مشاهده گردیدند.
    کلیدواژگان: هیستومورفومتری، پوست، گوسفند، جنین
  • دکتر سیدرضا قاضی، دکتر ذبیح الله خاکسار، دکتر علی پرچمی صفحه 62
    هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر عوامل جنس و سن بر ساختار دیواره ی مری سگ بود. 18 قلاده سگ نژاد آمیخته (9 نر و 9 ماده) از سه گروه سنی (3 نوزاد، 3 بالغ جنسی و 3 پیر) مورد استفاده قرار گرفتند. حیوانات به طریق انسانی کشته شده و پس از خارج کردن کل مری، قطعات عرضی از بخش های بالایی، میانی و پایینی گرفته شدند. مقاطع میکروسکوپی نمونه های گرفته شده، آماده سازی شده و سپس کمترین و بیشترین ضخامت لایه های مخاطی. زیرمخاطی و ماهیچه ای، مورد اندازه گیری قرار گرفتند. به سبب عدم وجود لایه ی ماهیچه ی مخاطی در بخش ابتدای مری سگ، لایه های مخاطی و زیرمخاطی در این بخش، در مجموع، لایه ی مخاطی-زیر مخاطی نامیده شدند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که ضخامت لایه ی مخاطی-زیر مخاطی و لایه ی مخاطی در هر دو جنس از مرحله ی نوزادی به بلوغ جنسی افزایش زیاد و از مرحله ی بلوغ جنسی به مرحله ی پیری، افزایش کمتری، نشان می دهد. همچنین ضخامت لایه مخاطی مری در هر سه گروه سنی و هر دو جنس در بخش پایینی، بیشتر از بخش میانی مری بود. ضخامت لایه ی زیر مخاطی بخش های میانی و پایینی و ضخامت لایه ی ماهیچه ای بخش های بالایی، میانی و پایینی مری، در هر دو جنس از مرحله ی نوزادی به بلوغ جنسی افزایش زیاد و از مرحله ی بلوغ جنسی به مرحله ی پیری، کاهش کمتری نشان می دهد. همچنین ضخامت لایه ی زیرمخاطی در بخش پایینی مری در هر سه گروه سنی و هر دو جنس در بخش پایینی مری بیشتر از بخش میانی بود. ضخامت لایه ی ماهیچه ای در هر سه گروه سنی و هر دو جنس از بخش بالایی به بخش پایینی مری، افزایش می یابد. تفاوت ضخامت لایه ها، بین دو جنس از الگوی ثابتی، پیروی نمی کند.
    کلیدواژگان: مری، سگ، میکرومتری
  • دکتر نسرین مشائی صفحه 67
    از دی ماه سال 1372 تا مرداد 1373، 108 نمونه وزغ و قورباغه از مناطقی در جنوب غرب ایران، عمدتا در خوزستان جمع آوری شدند. 7/93% از 79 وزغ سبز B. viridis به یک یا چند گونه کرم انگلی آلوده بودند. آزمون t دانشجویی بین طول پوزه-مخرجی وزغ های آلوده (74 =n) و غیرآلوده (5 = n) با یکدیگر اختلاف معنی داری نشان نداد (323/0 =P). آزمون 2χ نیز نشان داد که این طول در نرها و ماده ها اختلاف معنی دار نداشت (392/0 =n). کرم های انگلی وزغ های سبز B. viridis شامل: مونوژنه آی Polystoma viridis، دیژنه آی Haplometra cylindracea، سستود سیکلوفیلیدNematotaenia dispar و لارو سیستی سرکوئید Diplopylidium acanthotetra و نیز نماتودهای Cosmocerca commutata، C. ornata، Rhabdias bufonis و Aplectana sp. بودند. آزمون 2χ بین آلودگی نرها و ماده ها به P. viridis (166/0 = P، 92/1 = 2χ) وN. dispar (859/0 = P، 032/0= 2χ) اختلاف معنی داری نشان نداد. همین آزمون نشان داد که نرها به طور معنی دار بیش از ماده ها به R. bufonis آلوده بودند (019/0 =P، 52/5 = 2χ). آزمونt دانشجویی نشان دهنده اختلاف معنی دار بین طول پوزه-مخرجی وزغ های B. viridis آلوده و غیرآلوده به سستد N. dispar بود (016/0 = P)، درحالیکه در مورد آلودگی به P. viridis، این اختلاف معنی دار نبود (P>0.05). از 17 قورباغه مردابی Rana ridibunda ridibunda، 8/58% آلوده به کرم های انگلی بودند. آزمون t دانشجویی اختلاف معنی داری بین طول پوزه-مخرجی میزبان های آلوده و غیرآلوده نشان نداد (238/0 =P). آزمون 2χ نیز نشان داد که آلودگی بین نرها و ماده ها اختلاف معنی داری نداشت (201/0 =P). گونه های انگلی یافت شده در قورباغه Rana ridibunda ridibunda شامل: سیست ترماتود دی ژنتیک Codonocephalus urniger و نماتود Aplectana sp. بودند. 12 نمونه قورباغه مردابی حقیقی Hyla arborea savignyi نیز از نظر کرم های انگلی بررسی شدند. گونه های انگلی یافت شده در این قورباغه ها شامل: مونو ژنه آی P. viridis، سستود N. dispar و نماتود Aplectana sp.. بودند.
    کلیدواژگان: انگل، Bufo، Rana، Hyla، ایران
  • دکتر نعمت الله رزمی، دکتر غلامعلی جلودار، دکتر عبدالرسول دهقانی صفحه 74
    بخش های مختلف دستگاه تولید مثل تعداد 7 راس میش سالم و بالغ شامل: جسم زرد، تخمدان، لایه های ماهیچه ای و مخاطی شاخ رحم، بدنه ی رحم، دهانه رحم، واژن و دهلیز بلافاصله پس از ذبح شدن با دقت جدا و عصاره گیری گردید. با استفاده از روش اصلاح شده ی پارانیتروفنیل گلیوکسال فعالیت ویژه ی آنزیم آرژیناز (ASA) در هر بخش تعیین و با سایر بخش ها مقایسه گردید. نتایج این تحقیق نشان داد اگر چه تمام بخش های مختلف دستگاه تولید مثل میش مقادیر متفاوتی از فعالیت آنزیم آرژیناز را نشان داده اند، بر اساس سطح ASA بخش های مختلف دستگاه تولید مثل میش را می توان به دو دسته تقسیم کرد که از نظر آماری با هم تفاوت معنی دار نشان داده اند (P<0.05). لایه ی مخاطی واژن با کمترین ASA (85/32 واحد بین المللی بر میلی گرم پروتئین محلول) در گروه اول بوده و لایه ی مخاطی دهانه ی رحم در گروه دوم بالاترین سطح ASA (14/85 واحد بین المللی بر میلی گرم پروتئین محلول) را نشان داده است. وجود مقادیر متفاوتی از این آنزیم در همه بخش های مختلف دستگاه تولید مثل میش ممکن است با اختلاف سرعت تزاید سلولی، تمایز یا سایر نقش های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی آن در این دستگاه ارتباط داشته باشد.
    کلیدواژگان: میش، دستگاه تناسلی، آرژیناز
  • دکتر حسین نورانی، دکتر عزیزاله خداکرم تفتی، دکتر سید مجتبی کافی صفحه 79
    هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان شیوع و خصوصیات ضایعات لوله های رحمی در شتران یک کوهانه می باشد. بنابراین لوله های رحمی دستگاه تناسلی 96 نفر شتر غیر آبستن کشتار شده مورد مطالعه ماکروسکوپی و میکروسکوپی قرار گرفت. نتایج بدست آمده شامل سالپنژیت یا التهاب لوله رحمی (08/2%)، دو تایی بودن لوله رحمی (04/1%)، لوله رحمی فرعی (04/1%)، آپلازی قطعه ای و هیدروسالپنکس همراه با هیپرپلازی کیستیک لوله های رحمی، تخمدان و رحم (04/1%) می باشد. به علت عدم دسترسی به تاریخچه تولید مثلی شتران کشتار شده، تاثیر این اختلالات بر روی باروری شتر مشخص نگردید. در مطالعه حاضر برای نخستین بار، دوتایی بودن لوله های رحمی، وجود لوله رحمی فرعی و همچنین وقوع همزمان تغییرات کیستیک در لوله های رحمی، تخمدان و رحم در شتران یک کوهانه تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: شتر یک کوهانه، لوله های رحمی، آسیب شناسی
  • دکتر حسن نیلی، دکتر امیراشکان مهجور صفحه 84
    ناهنجاری های دستگاه تولید مثل مرغ تخم گذار مانند پریتونیت ناشی از آزاد شدن زرده، التهاب لوله ی تخمدانی و التهاب تخمدان به دلیل اهمیت اقتصادی و خسارات تحمیلی بر صنعت طیور بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته اند. به منظور مشخص ساختن میزان وقوع التهاب لوله ی تخمدانی، تخمدان و پریتونیت ناشی از آزاد شدن زرده، 1041 مرغ تخم گذار از واحد های تجاری در استان فارس مورد کالبدگشایی قرار گرفتند. در مجموع (26/8%) 86 مورد مبتلا به ضایعات دستگاه تولید مثل مشاهده گردید، از بین این ضایعات (55/3%) 37 مورد از لاشه ها التهاب لوله ی تخمدانی و حفره ی شکمی را تواما، (67/0%) 7 مورد التهاب حفره ی شکمی و (48/0%) 5 مورد التهاب تخمدان را نشان دادند. مجموع ضایعات مشاهده شده جمعا 26/8% بود. در کشت باکتریایی از 86 مورد نمونه مشکوک و دارای واکنش التهابی تخمدان، لوله ی تخمدانی و حفره شکمی (95/5%) 62 مورد E. coli، (38/0%) 4 مورد Salmonella spp.، (19/0%) 2 موردProteus vulgaris و (09/0%) 1 مورد Kelebsiella جدا گردید. ضایعات در سطح ظاهری و میکروسکوپی و یافته های باکتریولوژیک گزارش و با نتایج به دست آمده توسط دیگر محققین مقایسه گردید. یافته های کلی این مطالعه با مطالعات سایر محققین هم خوانی داشته و در مواردی درصد ضایعات مشاهده شده کمتر بود.
    کلیدواژگان: مرغ تخم گذار، دستگاه تولید مثل، هیستوپاتولوژی، باکتریولوژی
  • دکتر محمدجواد قراگزلو، دکترعلیرضا خسروی، دکتر امید دزفولیان، دکتر سیدرضا جعفرزاده صفحه 92
    پیوتوراکس (آمپیم قفسه صدری) در دو قلاده گربه 4 ماهه نژاد ایرانی گزارش می شود. این گربه ها با علائم و نشانه های بالینی تب، تنگی نفس شدید، بی اشتهایی و سستی و بی حالی به بیمارستان دام های کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارجاع داده شدند. آزمایش های بالینی و رادیولوژیکی بر تجمع مایع در قفسه صدری اشاره نمود. به علت شدت بیماری و قبل از شروع هر گونه درمانی حیوانات مبتلا جان خود را از دست دادند. در کالبد گشایی در هر دو مورد پیوتوراکس تشخیص داده شد. از اکسودای چرکی محوطه صدری در یک مورد پاستورلا مولتوسیدا و نوکاردیا استروئیدس و در مورد دیگر تنها پاستورلا مولتوسیدا جدا گردید.
    کلیدواژگان: پیوتوراکس، پاستورلامولتوسیدا، نوکاردیا آستروئیدس، گربه
|
  • Kariman, A Page 1
    This study was conducted to evaluate the onset, duration of action and potency of cis-atracurium in dogs. Ten apparently healthy dogs of various breeds were used in this study. The age and weight of the dogs were 3.2 ± 2.4 year and 17.7 ± 4.8 kg, respectively. All dogs pre-medicated with acepromazine 0.05 mg/kg and morphine 0.5 mg/kg. After induction of general anesthesia with thiopental, the dogs were intubated and anesthesia maintained with halothane in oxygen. After reaching good depth of anesthesia, cis-atracurium were injected intravenously at the dose of 0.1 mg/kg and neuromuscular blockade (NMB) evaluated by counting visual responses to train-of-four (TOF) nerve stimulation on ulnar nerve. All four responses eliminated in 9 out of 10 dogs. The onset was 4.8 ± 1.3 min and the duration of NMB lasted for 24.4 ± 9 min. The quality of relaxation was good according to surgeons. It is concluded that cis-atracurium is an effective neuromuscular blocking agent in the dog, although its potency varies slightly in different dogs.
    Keywords: Cis, atracurium, Dogs, Neuromuscular blockade, Muscle relaxant, TOF
  • Mansouri, S. H., Ghazi, S. R., Ai, J Page 5
    To study the growth process of perikaryon and nucleus of spinal neurons, 15 domestic male dogs in 5 age groups including 42-day-old fetus, 52-day-old fetus, newborn, 6-month-old and adult dogs were studied. After preparation of animals, the spinal cord was dissected and then the spinal segments were studied by light and electron microscopy. The results of the present study showed that the maximum diameter of perikaryon and nucleus in all age groups belonged to the eighth cervical segment and the minimum diameter of nucleus belonged to the first coccygeal segment in 42-day-old fetus, the seventh thoracic segment in 52-day-old fetus, first coccygeal segment in newborn and the fourth thoracic segment in 6-month-old and adult animals, respectively. The minimum diameter of perikaryon in all age groups belonged to the first coccygeal segment except in 42-day-old fetus, which was related to the fourth thoracic segment.
    Keywords: Dog, Neuron, Morphology, Morphometry
  • Mohamadnia, A. R., Karimii., Mohamadpour, A. A Page 13
    Cattle lameness is one of the biggest problems dairy producers are facing today. May be regular hoof trimming consider as one of the most efficient and easy way to save normal function of the hooves. In according to Toussaint Raven method of functional hoof trimming, toe length is the most determinant of the procedure. Seventy mm from the coronary band at the toe region is considered as a safe distance for performing the first cut, but following this cut, lameness due to the trauma to sensitive tissue in some animals is a common problem. The current anatomic study was performed to determine the proper distance between cutting surface on dorsal wall of the hoof and coronary band. The distance between coronary band and the terminal margin of the sensitive tissue, after mid-sagittal section, considered as β length. Three hundred hooves collected from slaughtered cattle were divided into three groups, according to the breed (A: registered Holstein, B: cross breed, C: native breed). The most important determining factor in different breeds were their weight as animals in group A weighted more than 550 kg, Group B less than 550 and more than 400 and group C weighted less than 400 kg. Mean (mm) ± SD of β length were 62.2 ± 8.46, 57.3 ± 8.12 and 49.5 ± 7.75 in groups A, B and C, respectively; which was significantly different from each other (P<0.05). β length in lateral digits were slightly longer than medial digits but the difference were not significant. With regard to upper limit of deviation in β length it seems that 80 mm length is safer in registered Holstein cattle.
    Keywords: Cattle, Lameness, Hoof trimming, Toe length
  • Mansouri, S. H., Tadjallim., Mobini, B Page 17
    In the present study, different structures of the stroma and parenchyma of pancreas in Mehraban breed of male sheep were histomorphometrically studied. Animals were collected from different age groups including fetus, neonate, young and old adults. In each group, 3 animals and total of 12 animals were used. Histomorphometric studies consisted of the determination of volume density of stromal and parenchymal structures and the percentages of islet cells in different age groups. The results indicated that volume density of endocrine portion and connective tissue elements of pancreas between fetus and neonate and also between neonate and adult were significantly different. There was an apparent significant difference in volume density of blood vesseles between neonate and old adult. A significant difference was also seen in volume density of ducts in the right lobe of neonate pancreas compared to the left lobe and body of pancreas, but no significant differences were seen in the other age groups. There was a significant difference in the mean number of beta cells in old adult compared to others, which indicated that this endocrine cell increased at this age. The percentages of endocrine cells varied in different age groups, but the predominant cell type of islets was beta and then alpha cells. There was low number of delta cells. The highest percentages of beta, alpha and delta cells were found in neonate, young adult and fetus, respectively. The lowest percentages of these cells were observed in fetus, neonate and neonate, respectively.
    Keywords: Histomorphometric, Pancreas, Sheep, Mehraban
  • Razmi, Gh. R., Hashemitabar, Gh. R., Naghibi, A Page 23
    This study was conducted in three phases for identification of protective antigens in Hyalomma anatolicum anatolicum that can induce the best protection in the sheep and cattle. In the first phase of study, H. anatolicum anatolicum was cultured for preparing enough antigens. Then, four antigenic preparation, viz, whole tick supernatant antigen (WTSA), whole tick pellet antigen (WTPA), gut supernatant antigen (GSA) and gut pellet antigen (GPA) were made partially fed adult female H. anatolicum anatolicum. Four groups of five rabbits were immunized with the antigens in Freund’s adjuvant emulsion and a fifth group was kept as control. The rabbits were challenge with ten pairs of homologus ticks and characteristic representing tick feeding and fertility were recorded and compared between groups. A significant decrease in percent of engorgement, index feeding, percent of oviposited, weight of egg and index fertility were observed in GSA immunized rabbits.
    Keywords: Immunization, Hyalomma anatolicum anatolicum, Whole tick antigen, Midgut antigen, Rabbit
  • Nabinejada., Dadrash., Hoseini, S. M. H Page 27
    Electrophoretic analysis of isoenzymes in 8 enzymatic systems were used for differentiation of 4 isolates of chicken Mycoplasmas including two strains of M. gallisepticum, one strain of M. gallinarum and one unknown isolate in comparison with a vaccinal strain of M. agalactiae that basically is a pathogen in small ruminants. The enzymatic systems were lactate dehydrogenase (LDH), glucose dehydrogenase (GlDH), glucose 6 phosphate dehydrogenase (G6PD), galactose dehydrogenase (GalDH), 6 phosphogluconate dehydrogenase (6PGDH), malic enzyme (ME), glucose phosphate isomerase (GPI) and alkaline phosphatase (AP). The number of isoenzyme patterns obtained for LDH, GlDH, G6PD, GalDH, 6PGDH, ME, GPI and AP enzymatic systems were 2, 3, 2, 4, 2, 3, 3 and 0, respectively. Except AP enzyme system which is not active in Mycoplasma species, it is concluded that isoenzyme pattern of 7 other studied enzymatic systems, could differentiate between chicken Mycoplasmas and the small ruminant’s strain. Based on the isoenzyme patterns of GalDH system, 2 strains of M. gallisepticum were differentiated from M. gallinarum and the unknown isolate. Isoenzyme patterns of ME system was able to differentiate M. gallinarum from the other chicken isolates. The isoenzyme patterns of GPI system were different for the two strains of M. gallisepticum. The isoenzyme patterns of GalDH, GPI and ME systems, showed that the unknown strain of chicken Mycoplasma is a strain of M. gallisepticum and it is closely related to one of the known M. gallisepticum isolates.
    Keywords: Mycoplasma, Electrophoresis, Isoenzyme, Chicken
  • Alboghobeish, N Page 35
    The objectives of this investigation were to describe the distribution, morphological structure and determination of the gut-associated lymphatic tissue (GALT) area in the buffalo large intestine where it is the site of damage in many diseases like bovine virus diarrhea (BVD), colitis and colonic infection. The macroscopic results showed that buffalo large intestine contained two lymphatic patches: A- ileocecal lymphatic patch (ICLP) which it was located at the ileocecal entrance and it has an elliptical shape. B- colonic lymphatic patch (CLP) which was located in the proximal loop of ascending colon with tongueform, fingerform or crownform shapes and it was placed 24.99 ± 1.27 cm distal to ICLP. The average elevation of ICLP was increased significantly up to 3-year-old but it decreased in 3-5-year-old (P<0.05), which indicates the beginning of the regression in ICLP. The area of ICLP was increased significantly from 6-12 months (8.6 ± 3.96 cm2) to 3-5-year-old (17.4 ± 9.13 cm2), (P<0.05). The elevation of CLP was less than ICLP and was not seen any significant differences in the elevation of CLP in different ages. The average area of CLP patches was increased with the age. In buffalo, like cattle, there were two types of lymphatic nodules: the propria nodules and the lymphoglandular complex. In propria nodules, lymphatic follicles were mainly in the lamina propria and in the lymphoglandular complexes, the lymphatic follicles were almost completely located under the muscularis mucosa. The number and diameter of lymphatic follicles of ICLP were more than CLP. The number and diameter of lymphatic follicles were decreased in two types of patches by age but more interesting finding was observation of more significant regression in CLP with the age.
    Keywords: Morphological, Histometrical, Lymphatic patches, Large intestine, Buffalo
  • Nilih., Asasik., Habibi, Gh Page 42
    Thermostable vaccine against Newcastle disease (ND) is a potential alternative to chicken vaccination in villages, since cold chain is not needed in this process. The purpose of this study was to investigate thermostability and efficacy of I-2 vaccine against ND. The vaccine tested for sterility, intracerebral pathogenicity index (ICPI) and 50% embryo infectious dose (EID50). The wet vaccine stored at 20ºC for 1, 2 and 4 weeks named A, B and D, respectively. Each preparation (107.5 EID50) was used to inoculate twenty, 4-week-old chicks via eye drop. All groups except the control were vaccinated twice in 2 weeks interval. Haemagglutination inhibition test used for evaluation of the antibody response. Two weeks after the first vaccination, a peak titer of about log.26 and log.24.6 was observed in A and B groups, but D group did not induce any antibody response in their sera. All the vaccinated groups responded to vaccination after second trial and produced mean titers of log.26.2, log.26 and log.25.4 were observed, respectively.
    Keywords: Thermostability, Efficacy, I, 2 vaccine, ND vaccination, Master seed
  • Kheradmanda., Batavani, R. A., Farrokhi Ardabili, F Page 47
    The aim of this study was to compare crown-rump length (CRL), trunk diameter and number of heartbeats of embryos and fetuses in heifers and pluriparous cows and also to compare the growth pattern of these structures and their correlation with fetal age. Six nulliparous heifers and seven pluriparous cows (third to seventh of gestation) of the Holstein breed were selected and impregnated. Ultrasonographic measurements were performed twice weekly during days 26-80 of their pregnancies. By day 80, there was no significant difference in CRL and trunk diameter of embryos and fetuses of heifers and pluriparous cows. All of the measurements had a highly significant correlation with fetal age (P<0.0001) except for pluriparous cows in which the fetal heartbeat was significant at p<0.05. The correlation coefficients (CC) of the CRL, trunk diameter and number of heartbeats in the fetuses of heifers and cows were as follows: 0.97, 0.98, -0.74 and 0.97, 0.98, -0.23, respectively. The growth pattern of the CRL and trunk diameter was quadratic in heifers and cows. Also the heartbeat in the fetuses of heifers decreased progressively in a quadratic pattern from day 31 through day 80. However, heartbeat in the fetuses of cows changed in an approximately stable or intermittent range. Moreover, standard error of heartbeats in the fetuses of cows was high. It was concluded that all of the measurements in heifers and cows are suitable for estimation of fetal age, except for heartbeat in the fetuses of pluriparous cows. This measurement is not practically recommended, due to a low CC and high standard error. In addition, there was no significant difference between the CRL and trunk diameter in heifers and cows until day 80 and this difference probably will become more pronounced in late pregnancy.
    Keywords: Ultrasonography, Fetometry, Heifer, Cow
  • Tabatabaei Naenia., Rezakhania., Rowshan Ghasrodashti, A Page 52
    Considering that most urinary calculi in ruminants are formed in sigmoid flexure, urethral process and urinary bladder, these organs were collected from slaughtered male sheep from Fars Meat Complex. The first step was to take a radiograph. All parts of the penile urethra and urinary bladder were then palpated for possible presence of calculi. Finally, the urethra and urinary bladder were opened using a surgical blade. Out of 600 specimens, only two (0.3%) had urolithiasis: one of them was in the urethral process and the other one was in the sigmoid flexure. The two cases were from flocks grazing ranges located in the north of the province where the climate is cold and animals are mainly fed on concentrates. They were both rams: one was 2.5 and the other 4-year-old. The composition of one calculus was struvite (MgNH4PO4.6H2O) and the other was made of apatite [calcium phosphate, Ca3 (PO4)2].
    Keywords: Urolithiasis, Urinary calculi, Ram
  • Shahroozr., Ahmadi, A Page 56
    Histogenesis and histomorphometric studies of skin from regions of the face, neck, shoulder and fore-limb were carried out on 75 healthy sheep fetuses, which were collected from Urmia slaughter-house. After measurement of the crown-rump (CR) for determining the age of fetuses, tissue specimens were collected and fixed in 10% buffer formal saline, processed and sectioned into 5–7 µm thick layers. The sections were stained with H&E method and observed by graduated objective lens. To study the reticular, elastic and collagen fibers and mast cells, appropriate staining methods such as PAS, Verhoeff, Van Giesson and toluidin blue were used, respectively. This study showed that the differentiation of epidermis begins from the end of the second month and rate of epidermal growth in the hind-limb was more than that in other regions studied. Melanocytes were appeared in 61–65 days of fetal period in epidermis. The hair follicles were seen as cell accumulations in epidermis that protruded toward dermis in the first half of the third month. The hair follicles growth rate was found to be more in the hind-limb and less in shoulder than that in the other regions studied. Sebaceous and sweat glands were appeared from the second half of the third month. They were quickly increased in the first half of the fourth month in all studied regions. The sweat glands growth rate on the hind-limb was more than the other sites. The growth of sebaceous glands in shoulder was continued till the fifth month. The relationship between thickness of epidermis and its cell layer numbers in all areas were significant (P<0.05) and their correlation coefficient (r = 0.78) in the hind-limb was more than that observed in other regions studied. Collagen fibers were appeared during 65–75 days of fetal life, and their accumulation in deep regions of dermis (90–95 days) caused differentiation of dermis to papillary and reticular layers. Reticular and elastic fibers were appeared during 55–60 and 70–75 days of fetal life, respectively. Mast cells were scattered in deep regions of dermis in fifth month of fetal period.
    Keywords: Histomorphometry, Skin, Sheep, Fetus
  • Ghazi, S. R., Khaksarz., Parchami, A Page 62
    The aim of this project was to study the influence of the sex and age factors on the wall structure of the esophagus of the dog. Eighteen mixed breed dogs, (9 male and 9 female) in three age groups (3 neonate, 3 sexually mature and 3 old) were used. Animals were euthanized and after removing the whole esophagus, full thickness transverse sections were cut from the proximal, middle and distal parts. Microscopic sections of these samples were prepared and then examined for minimum and maximum thicknesses of the tunicae mucosa, submucosa and muscularis. Due to the absence of lamina muscularis mucosa in the proximal part of canine esophagus, the tunicae mucosa and submucosa in this region were collectively named tunica mucosa-submucosa. Results obtained from this study showed that there is a large increase in the thickness of tunica mucosa-submucosa and mucosa, from neonatal to sexually mature stages followed by a smaller increase between sexually mature and old stages in both sexes. We also found that the thickness of the mucosal layer is greater in distal part of esophagus than its middle part in all three age groups and both sexes. The thickness of tunica submucosa of the middle and distal parts and tunica muscularis of the proximal, middle and distal parts of esophagus showed a large increase between neonatal and sexually mature stages followed by a smaller decrease between sexually mature and old stages in both sexes. Also we found that the thickness of the submucosal layer is greater in distal part of esophagus than its middle part in all three age groups and both sexes. The thickness of the muscular layer showed a progressive increase from proximal part to the distal part in all age groups and both sexes. The differences between two sexes in the thickness of esophageal layers do not follow a constant pattern.
    Keywords: Esophagus, Dog, Micrometry
  • Razmin., Jelodar, G. A., Dehghani, A Page 74
    Seven healthy and sexually adult ewes were slaughtered. Immediately after slaughter, whole reproductive systems of animals were collected. Different tissues including: corpus luteum, ovary, muscular and mucosal layers of uterine horn, uterine body, cervix, vagina and vestibula were carefully separated and arginase specific activity (ASA) was determined in tissue extract and compared by modified paranitrophenylglyoxal (PNPG) method. The result of this study indicate that although all the tissues contained different amounts of arginase activity, based on the level of ASA, ewe reproductive system may categorized in two groups which have significant difference (P<0.05). The mucosal layer of vagina showed lowest ASA (32.85 IU/mg tissue soluble protein) in the first group and in the second group, mucosal layer of cervix had highest ASA level (85.14 IU/mg tissue protein). Presence of this enzyme at different levels in all parts of ewe reproductive system may be related to different rate of cell proliferation, differentiation or some other unknown physiological and biochemical activities of the enzyme in this system.
    Keywords: Ewe, Reproductive system, Arginase
  • Nouranih., Khodakaram Taftia., Kafi, M Page 79
    This study was undertaken to investigate the prevalence and characteristics of uterine tubes abnormalities in dromedary camels. The uterine tubes of genital tracts of 96 slaughtered non-pregnant camels were examined grossly and microscopically. The pathological changes observed were salpingitis (2.08%), uterine tube duplication (1.04%), accessory uterine tubes (1.04%), segmental aplasia and hydrosalpinx with cystic hyperplasia of the uterine tubes, ovary and uterus (1.04%). The effects of these abnormalities on fertility of these camels were not detected because the history of their reproduction was not available. In the present study, for the first time, uterine tube duplication, accessory uterine tubes and simultaneous occurrence of cystic changes in uterine tubes, ovary and uterus were reported in dromedary camel.
    Keywords: Dromedary camel, Uterine tubes, Pathology
  • Nilih., Mahjour, A. A Page 84
    Disorders of laying hens’ reproductive system such as: egg-peritonitis, salpingitis and oophoritis have been gaining increasing attention due to immense economic losses that are being inflicted by these conditions on the growing poultry industry. In order to determine the incidence of salpingitis, oophoritis and egg peritonitis in cull laying hens, 1041 cull laying hens from commercial laying farms in Fars province were necropsied. Among these 86 (8.26%) cases showed at least one lesion in their reproductive system, of which 37 (3.55%) carcasses exhibited gross lesions of both egg peritonitis and salpingitis, salpingitis 37 (3.55%), egg peritonitis 7 (0.67%) and oophoritis 5 (0.48%). The overall condition was found to be 86 (8.26 %). Bacterial culture of 86 suspected cases of inflammatory reactions of the ovary, the oviduct and the peritoneal cavity yielded Esherichia coli in 62 (5.95%) of cases, Salmonella spp in 4 (0.38%) of cases, Proteus Vulgaris in 2 (0.19%) of cases and Klebsiella in 1 (0.09%) of cases and mixed bacterial infection in 9 (0.86%) cases. No bacteria was isolated from 8 (0.76%) of suspected cases. Lesions at gross and microscopic level and also bacteriological findings were recorded and compared with other workers results.
    Keywords: Laying hens, Reproductive system, Histopathology, Bacteriology
  • Gharagozlou, M. J., Khosravi, A. R., Dezfouliano., Jafarzadeh, S. R Page 92
    Pyothorax (thoracic empyema) in two females 4 and 3.5-4-month-old cats are reported. The cats were referred to Small Animal Hospital, School of Veterinary Medicine, University of Tehran, Tehran, Iran, with the clinical signs and symptoms of acute fever, severe respiratory distress, anorexia and malaise. The clinical and radiological examinations pointed to an accumulation of fluid within the thoracic cavity. Because of the severity of the disease the animals died without obtaining any treatment. In post mortem examination, a bilateral pyothorax was diagnosed. Both Pasteurella multocida and Nocardia asteroides and Pasteurella multocida alone were isolated from case 2 and case 1, respectively.
    Keywords: Feline thoracic empyema, Pasteurella multocida, Nocardia asteroides, Cat