فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال هفدهم شماره 4 (پاییز 1388)
  • سال هفدهم شماره 4 (پاییز 1388)
  • 108 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1388/10/25
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مقالات پژوهشی
  • سید حسین مشتاقیون، سید خلیل فروزان نیا، محمد حسن عبدالهی، نادیا راحتی طلب، سید جلیل میرحسینی، حبیب الله حسینی، ابوالحسن حلوانی صفحات 227-233
    مقدمه
    سیگار باعث افزایش عوارض ریوی به میزان 6 برابر بعد از اعمال جراحی بزرگ می شود همچنین نشان داده شده سیگار باعث تشدید هیپوکسمی و افزایش مدت زمان تهویه مکانیکی می شود. مطالعه حاضر به بررسی تاثیر داروی خوراکی ان استیل سیستئین در کاهش شدت هیپوکسی و اتکلتازی در بیماران سیگاری که تحت عمل بای پاس عروق قرار گرفته اند می پردازد.
    روش بررسی
    54 بیمار به طور تصادفی و به ترتیب پذیرش در دو گروه دارو و دارونما قرار گرفتند، در گروه مورد mg 300 ان استیل سیستئین دو بار در روز و در گروه شاهد، دارونما تجویز شد در کلیه بیماران نسبتFVC/ FEV1 تعیین شد. از همه بیماران یک نمونه گاز خون شریانی بعد از القای بیهوشی و قبل از شروع عمل جراحی گرفته شد. گازهای خون شریانی در ابتدای القای بیهوشی و 4 تا 6 ساعت بعد از اکستوباسیون ارزیابی شدند. کلیه بیماران قبل از عمل، 6تا10 ساعت بعد ازاکستوباسیون و روز سوم بعد از عمل، از لحاظ وجود و شدت اتلکتازی مورد ارزیابی قرارگرفتند. داده های کمی با کمک آزمون ANOVA و داده های کیفی با استفاده از آزمون کای اسکور تجزیه وتحلیل شد(5%>Pvalue).
    نتایج
    در دو گروه مورد مطالعه یافته های دمو گرافیک، کسر جهشی EF، کلاس NYHA (New York Heart Association)، FEV (Forced Expiratory) /FVC(Forced Volume capacity)، و میزان مصرف سیگار و استفاده از شریان پستانی داخلی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نسبت اکسیژن شریانی به الوئلی و همچنین نسبت اکسیژن شریانی به اکسیژن دمی Pao2/FIo2 در دو گروه بعد از القای بیهوشی تفاوت معنی داری نداشتند، ولی بعد از خارج سازی لوله تراشه این تفاوت معنی دار بود(001/0> (P-value. مدت تهویه مکانیکی در دو گروه تفاوت معنی دار داشت، ولی مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت، اتلکتازی خطی و ساب سگمنتال در گروه مورد به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به خاصیت موکولیتیکی و آنتی اکسیدان داروی ان استیل سیستئین در بهبود عوارض تنفسی به دنبال جراحی قلب لازم است مطالعات مشابهی با دوز های مختلف انجام گیرد.
    کلیدواژگان: ان استیل سیستئین، CABG، عوارض ریوی
  • ربابه طاهری پناه، زهره داوودی، عباس انتظاری، مریم السادات حسینی، ناهید خداکرمی صفحات 234-241
    مقدمه
    میزان پرولاکتین و B-HCG مایع واژن جهت تشخیص پارگی مشکوک کیسه آمنیوتیک بررسی می شود تا بتوان از بروز عوارض نوزادی و مادری پیشگیری نمود.
    روش بررسی
    در این 211 بیمار حامله 38- 28 هفته مراجعه کننده به کلینیک مامایی بیمارستان امام حسین(ع) در سال 1386 مورد بررسی قرار گرفتند. در ابتدا با اسپکولوم، خروج مایع از دهانه رحم بررسی و تست فرن وتست نیترازین انجام شد. سپس نرمال سالین داخل واژن ریخته و پس از یک دقیقه ترشحات را برداشته و پرولاکتین و بتا-HCG اندازه گیری گردید. وجود دو فاکتور از سه معیارتست فرن، نیترازین و مشاهده آبریزش بعنوان پارگی مسجل کیسه آمنیوتیک تلقی شد. یافته ها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. آزمون ناپارامتری من ویتنی برای تفاوت بین دو گروه و منحنی ROC برای تعیین نقطه بحرانی استفاده گردید.
    نتایج
    132 بیمار در گروه پارگی کیسه آمنیوتیک و 79 بیمار در گروه طبیعی و سالم قرار گرفتند. سن بیماران گروه مورد و کنترل به ترتیب 08/6±97/26 و 84/4±20/26 سال بود که اختلاف معنی داری نداشت(074/0Pvalue=). پرولاکتین گروه مورد mIU/ml3737±87/2930 و در گروه کنترلmIU/ml 120±18/23 بود(000/0Pvalue=). B-HCG گروه مورد mIU/ml1867±78/439 و گروه کنترل mIU/ml30±72/17 بود. حساسیت و ویژگی پرولاکتین با نقطه بحرانی mIU/ml00/16 برابر 41/79 % و 96% و در مورد B-HCG با نقطه بحرانی 5/12 برابر 85/69% و 33/69% بود.
    نتیجه گیری
    در موارد مشکوک مثل عفونت و خونریزی می‍توان با اندازه گیری پرولاکتین مایع واژن با حساسیت و ویژگی بالایی استفاده نمود. گرچه B-HCG نیز کمک کننده است ولی نسبت به پرولاکتین از حساسیت و ویژگی کمتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: پارگی کیسه آمنیوتیک، پرولاکتین، b، hcg، تست فرن، نیترازین
  • بهناز انجذاب، حسن مظفری خسروی، اعظم خوشبین، تهمینه فرج خدا، مهشید بکایی صفحات 242-248
    مقدمه
    گرگرفتگی علامتی شایع و ناراحت کننده در زنان یائسه می باشد که بصورت برافروختگی، تعریق، احساس گرما، طپش قلب و اضطراب بروز می کند و می تواند سبب اختلال در فعالیت های روزانه و کیفیت خواب شبانه زنان یائسه گردد. با وجود مؤثر بودن درمان جایگزین هورمونی بر گرگرفتگی، بدلیل عوارض ناشی از مصرف طولانی مدت آن، امروزه در مورد این نوع درمان اختلاف نظرهایی وجود دارد، از طرفی پذیرش درمان جایگزین هورمون در بین زنان ایرانی پائین می باشد. ایزوفلاون موجود در سویا ماده ای فیتواستروژن می باشد که ممکن است در کنترل گرگرفتگی زنان یائسه مؤثر باشد. لذا این تحقیق با هدف بررسی تاثیر مصرف سویا بر گرگرفتگی زنان یائسه طراحی شد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی با طراحی قبل و بعد بوده است. 31 نفر از زنان یائسه تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی در مطالعه شرکت داشتند. قبل از شروع تحقیق تعداد دفعات گرگرفتگی افراد در یک هفته ثبت، سپس روزانه مقدار 60 گرم آجیل سویا که حاوی 76 میلی گرم ایزوفلاون بود جهت مصرف روزانه به مدت سه ماه در اختیار آنان قرار گرفت. سپس دفعات گرگرفتگی افراد در یک هفته، یکماه، دوماه و سه ماه اندازه گیری شد. قبل و بعد از مداخله جهت تعیین گنادوتروپین ها و استرادیول نمونه ی خون اخذ شد. داده ها با استفاده از بسته نرم افزاری SPSS مورد آنالیز قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین دفعات گر گرفتگی قبل و یک، دو و سه ماه بعد از مداخله به ترتیب 61/2±88/5، 82/1±45/3، 57/1±73/2 و 48/1±16/2 بار در 24 ساعت بدست آمد(001/0 >(P. میانگین استرادیول بعد از سه ماه مصرف آجیل سویا کاهش معنی داری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    مطالعات متعددی نیز مصرف سویا و ایزوفلان موجود در سویا را بصورت های عصاره، شربت و یا کپسول های حاوی ماده مؤثر سویا در کاهش تعداد دفعات گرگرفتگی مؤثر دانسته اند که با نتایج تحقیق حاضر همخوانی دارد، لذا آجیل سویا می تواند میان وعده ای مناسب جهت کنترل گرگرفتگی ناشی از یائسگی محسوب شود.
    کلیدواژگان: گر گرفتگی، سویا، ایزوفلاون، فیتواستروژن
  • راضیه محمدجعفری، مژگان براتی، مهین نجفیان، نسرین سعادتی، کبری شجاعی صفحات 249-254
    مقدمه
    خونریزی غیرطبیعی رحم یکی از مشکلات شایع در دوران قبل و بعد از یائسگی در زنان می باشد که مشکلات متعددی را برای بیماران ایجاد می کند و دارای علل متفاوتی می باشد که باید بطور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. راه های تشخیصی متفاوتی برای ارزیابی بیماران مبتلا بهAUB وجود دارد سونوگرافی ترانس واژینال، سالین انفوزیون سونوهیستروگرافی و هسیتروسکوپی از روش های شناخته شده در این زمینه می باشند. هدف از انجام این مطالعه مقایسه حساسیت و ویژگی سالین انفوزیون سونوهیسترگرافی و سونوگرافی ترانس واژینال با هیستروسکوپی می باشد.
    روش بررسی
    در این تحقیق که بصورت مقطعی انجام شد، جامعه ی نمونه ازمیان خانم های متاهلی که از فروردین ماه تا آذرماه سال 1387 با شکایت خونریزی غیرطبیعی رحم به درمانگاه های بیمارستان امام خمینی (ره) و رازی مراجعه کرده بودند، درصورت داشتن معیارهای ورود، به روش نمونه گیری آسان تارسیدن به سقف مورد نظر (99نفر) انتخاب شدند. ابتدا هر بیمار بطور جداگانه تحت بررسی با سونوگرافی ترانس واژینال قرارگرفت سپس سالین انفوزیون سونوهیستروگرافی انجام شدکه در آخر هیستروسکوپی و درصورت لزوم بیوپسی انجام شد، در نهایت حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی SIS، TVS با هم و با هیستروسکوپی مورد مقایسه قرارگرفت
    نتایج
    حساسیت تست تشخیصی سونوگرافی ترانس واژینال 19/74%، ویژگی آن 75/49%، ارزش پیش بینی کننده مثبت 9/71% و ارزش پیش بینی کننده منفی آن 3/54% بود. حساسیت تست تشخیصی SISدر ارزیابی بیماران دچار AUB 67/91%، ویژگی آن86%، ارزش پیش بینی کننده مثبت آن 9/85% و ارزش پیش بینی کننده منفی آن 7/85% بود. حساسیت و ویژگی ارزش اخباری مثبت و منفی SIS بیشتر از TVS و شبیه هیستروسکوپی می باشد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که تست SIS نسبت به TVS دارای حساسیت، ویژگی، ارزش پیش بینی کننده مثبت و منفی بیشتری در بررسی بیماران دچارAUB دارد و می توان به عنوان اولین قدم تشخیصی در ارزیابی بیماران مبتلا به خونریزی نامرتب از سونوگرافی ترانس واژینال همراه با انفوزیون سالین استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سونوگرافی ترانس واژینال، سالین انفوزیون سونوهیستروگرافی، هیستروسکوپی
  • آمنه خوشوقتی، سعید نظیفی، مهدی کاظمی صفحات 255-261
    مقدمه
    هدف از پژوهش حاضرتعیین تغییرات مدت زمان مسیرهای انعقادی بعد ازتجویز همزمان وارفارین و ویتامین Cبود.
    روش بررسی
    به منظور انجام این تحقیق50 سر موش صحرایی نژاد ویستار انتخاب شدند. به جز گروه کنترل 4 گروه موش به عنوان گروه های آزمایش انتخاب شدند. یک گروه از موشها برای تجویز وارفارین به مدت 10 روز و گروه دیگر برای تجویز همزمان وارفارین و ویتامین C به مدت 10 روز انتخاب گردیدند. وارفارین و ویتامین C از راه خوراکی تجویز شد. دو گروه باقی مانده نیزبه همین شکل اما برای مدت 20 روز دارو درمانی شدند. بعد از پایان 10 و 20 روز از هر کدام از گروه های مربوطه خونگیری و پارامترهای PTT،PT، BT و CT مورد سنجش قرار گرفتند.
    نتایج
    در دوز تجویزی مصرف ویتامین C سبب کاهش زمان های PTTوPT در روز تجویز شده است. زمان PTT و PT در مقایسه با گروه دریافت کننده وارفارین (به مدت 20 روز) کاهش معنی داری نشان می دهد. در دوز تجویزی، در روز دهم، میانگین مدت زمان های PTTو PT در گروه دریافت کننده وارفارین، به تنهایی کمتر از میانگین PT و PTT در گروه دریافت کننده وارفارین و ویتامین C می باشد. اما در مورد زمان سیلان این مدت زمان ها در گروه دریافت کننده وارفارین و ویتامین C در مقایسه با گروه دریافت کننده وارفارین به تنهایی بطور معنی داری کمتر می باشد(05/0.(P<
    نتیجه گیری
    مصرف بیست روزه ویتامین C سبب کاهش میانگین زمان پروترومبین و ترومبوپلاستین نسبی در گروه دریافت کننده وارفارین و ویتامین C شده است. از این رو تاثیر ویتامین C بر انعقاد خون می تواند مشابه تاثیر ویتامین K باشد.
    کلیدواژگان: ویتامین C، وارفارین، آزمونهای انعقادی، موش صحرایی
  • حسن نقی زاده، محمد اسماعیل افضل پور، حسین اکبرزاده صفحات 262-269
    مقدمه
    اعتقاد بر این است که برنامه های تمرینی طولانی مدت و شدید به سبب تولید رادیکال های آزاد و دیگر گونه های فعال اکسیژن، ممکن است باعث آسیب به بافت ها شود. در حال حاضر در ارتباط با ظرفیت آنتی اکسیدانی ورزشکاران رشته باستانی هنوز تحقیقات کافی صورت نگرفته است، لذا هدف تحقیق حاضر مقایسه شاخص های آنتی اکسیدانی و عوامل خطرزای قلبی- عروقی ورزشکاران رشته زورخانه (باستانی کاران) با افراد غیر ورزشکار است.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه تحلیلی از نوع کوهورت تاریخی می باشد که 14 نفر باستانی کار سالم که در 6 ماهه قبل از تحقیق به طور مداوم هفته ای حداقل 3 جلسه 45 دقیقه ای در تمرینات رشته باستانی شرکت کرده بودند و 20 غیرورزشکار که در دوره مشابه در فعالیت های ورزشی منظم شرکت نداشتند، در تحقیق شرکت کردند. تمامی متغیرهای وابسته تحقیق بوسیله روش های آزمایشگاهی و آنزیماتیک استاندارد و با استفاده از کیت شرکت پارس آزمون اندازه گیری گردیدند. برای مقایسه بین دو گروه از آزمون t مستقل در سطح معنی داری 05/0 =α استفاده شد.
    نتایج
    یافته ها نشان داد که ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) و اوج توان بی هوازی پاها در باستانی کاران بطور معنی دار بالاتر (05/0P<) از افراد غیرورزشکار؛ و فعالیت آنزیم سوپراکساید دیسموتاز (SOD) دو گروه نیز تقریبا معنی دار (05/0P<) می باشد و در دیگر شاخص ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد(05/0P>).
    نتیجه گیری
    به طور کلی یافته های تحقیق حاکی از آن است که پرداختن به ورزش های زورخانه ای باعث بهبود سیستم آنتی اکسیدانی و ایمنی بدن شده و ورزشکاران این رشته از ظرفیت آنتی اکسیدانی بالاتری نسبت به غیرورزشکاران برخوردارند.
    کلیدواژگان: شاخص های آنتی اکسیدانی، عوامل خطرزای قلبی، عروقی، استرس اکسایشی، ورزش های زورخانه ای
  • آتوسا ادیبی، رویا کلیشادی، ابوالفضل بیهقی، حمیدرضا صالحی، محمد طلایی صفحات 270-278
    مقدمه
    چاقی در اطفال سبب افزایش احتمال ابتلا به چاقی در زمان بلوغ و بیماری های ناشی از آن از جمله سندرم متابولیک می شود. از آنجایی که کبد چرب یکی از اختلالات مرتبط با سندرم متابولیک است، این مطالعه جهت بررسی فراوانی کبد چرب در کودکان ایرانی چاق در مقایسه با کودکان با وزن طبیعی و اضافه وزن طراحی شده است.
    روش بررسی
    یک مطالعه مقطعی بر روی 952 کودک و نوجوان در سنین بین 6 تا 18 سال انجام شد. مدت زمان این طرح 13 ماه (از آبان ماه 85 تا آذر ماه 86) بود. این کودکان بر اساس BMI در سه گروه با وزن طبیعی، اضافه وزن و چاق انتخاب شدند. پس از تکمیل پرسشنامه هایی شامل مشخصات دموگرافیک و آنتروپومتریک کلیه کودکان توسط یک رادیولوژیست که از BMI آنها بی اطلاع بود از لحاظ تشخیص کبد چرب سونوگرافی شدند. اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزارSPSS (Ver 15) و آزمون ANOVA بررسی شد.
    نتایج
    شیوع کبد چرب در کودکان چاق 4/54 درصد بود که بطور معنی داری از کودکان با اضاف هوزن(5/10 درصد) و با وزن طبیعی(1 درصد) بالاتر بود. بر اساس نتایج این مطالعه شیوع کبد چرب در دو جنس تفاوت معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد کودکان چاق ایرانی در معرض ابتلا به سندرم متابولیک و نیز سایر بیماریهای غیر واگیر مرتبط با چاقی هستند. لزوم بکارگیری راهکارهایی برای اصلاح وزن شامل آموزش اصلاح شیوه زندگی برای این کودکان احساس می شود.
    کلیدواژگان: اضافه وزن، چاقی، کبد چرب، کودک، سونوگرافی
  • ابوالفضل اکبری، محمدرضا پورمند، فاطمه فرد صانعی، نادیا مردانی، محمد مهدی سلطان دلال صفحات 279-285
    مقدمه
    اشریشیاکلی تولید کننده توکسین شیگا(STEC) از باکتری های نوظهور در کشورهای در حال توسعه می باشد که طیف متنوعی از بیماری ها از اسهال تا سندرم اورمی همولیتیک(HUS) را سبب می شود. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی این سویه ها در اسهال کودکان و تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی آنها بود.
    روش بررسی
    300 نمونه مدفوع از اسهال کودکان زیر 5 سال از بیمارستان علی اصغر(ع) شهر تهران جمع آوری و با کمک تست های باکتری شناسی گونه های اشریشیاکلی جداسازی شدند. وجود ژن های توکسین شیگا (stx1/2) با تکنیک PCR (Qiagen) مورد بررسی قرار گرفت. تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی سویه ها با تست آنتی بیوگرام به روش انتشار دیسک 16 آنتی بیوتیک مختلف(MAST) صورت گرفت.
    نتایج
    از 39 مورد اشریشیاکلی جدا شده، 9 سویه(1/23%) حاوی ژن توکسین شیگا بودند. 4(4/44%) سویه الگوی مقاومت به چند دارو را نشان دادند و 6 سویه(6/66%) حداقل به یکی از آنتی بیوتیک ها مقاوم بودند. سویه های اخیر همگی به کوتر یموکسازول(SxT) مقاوم بودند.
    نتیجه گیری
    اشریشیاکلی تولیدکننده شیگاتوکسین(STEC) از عوامل باکتریایی متداول در ایجاد اسهال بویژه در کودکان در کشور ما مطرح بوده و در عین نوظهور بودن این سویه ها، پیدایش سریع و روز افزون سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک های کلاسیک نظیر کوتریموکسازول چندان دور از انتظار نمی باشد. لذا تشخیص دقیق این سویه ها و اصلاح برنامه تجویز آنتی بیوتیک ها در درمان اسهال ناشی از اشریشیاکلی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: اشریشیاکلی تولید کننده توکسین شیگا (STEC)، اسهال، کودکان، مقاومت آنتی بیوتیکی
  • محسن میدانی، شیوا فرزانه، علی عجمی بافرانی، اکبر حسن زاده صفحات 286-290
    مقدمه
    ویروس انسانی لوسمی سلول T(HTLV) از خانواده رتروویروس ها بوده و حداقل عامل دو بیماری مهم لوسمی سلول T بزرگسالان (ATL) و پاراپارزی اسپاستیک گرمسیری (TSP) است. با توجه به خطر بالای آلودگی در معتادان تزریقی به عنوان هسته اصلی انتقال به جامعه، هدف از این تحقیق تعیین فراوانی آلودگی با ویروس1،2HTLV در معتادان تزریقی شهر اصفهان می باشد.
    روش بررسی
    در یک مطالعه مقطعی مجموعا 150 معتاد تزریقی مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونه گیری به روش آسان بوده و افراد مورد مطالعه از بیماران بستری شده در بخش عفونی بیمارستان الزهرا و معتادان تزریقی مراجعه کننده به یک کلینیک ترک اعتیاد انتخاب شدند برای هر یک از افراد شرکت کننده در مطالعه، طی مصاحبه پرسشنامه ای تکمیل گردید و نمونه خون آنها به روش الیزا از نظر 2،1 HCV Ab، HIV Ab، anti HTLV و HBs Ag مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات پرسشنامه ها و نتایج آزمایشات با استفاده از نرم افزار SPSS 13 تجزیه و تحلیل شده.
    نتایج
    شیوع سرمی 1،2HIV، HCV، HBV (HBsAg)، HTLV به ترتیب 7/2 درصد، 3/1 درصد، 3/23 درصد و 7/2 درصد بود. بعضی از آنها همزمان مبتلا به دو نوع عفونت بودند، بطوریکه یک نفر HBs Ag، HCV Ab مثبت و سه نفر HIV Ab، HCV Ab مثبت و یک نفر Ab1،2HTLV و HCVAb مثبت بودند. از بین افراد Ab 1،2HTLV مثبت فقط یک نفر سابقه انتقال خون داشت.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر گردش جدی ویروس را در جامعه معتادان تزریقی مطرح می کند که می تواند بعنوان عامل بالقوه انتقال و حفظ منبع آلودگی عمل کند. ولی اینکه این میزان آلودگی انجام آزمایش غربالگری 1،2anti HTLV را در معتادان تزریقی ضروری می سازد، سوالی است که برای پاسخ به آن نیاز به مطالعات بیشتر می باشد
    کلیدواژگان: معتاد تزریقی، HTLV 1، 2، فراوانی سرمی، هپاتیت، HIV، AIDS
  • پریوش میرزائی تشنیزی، مه سیما پورشهریاری، ام البنین شیبانی صفحات 291-302
    مقدمه
    اختلال افسردگی سبب کاهش معنادار به زیستی می شود و سطح پایینی از رضایت از زندگی و شادی را در بردارد. هدف کلی این پژوهش بررسی و مقایسه اثربخشی دو برنامه به زیستی ذهنی و روش شناختی- رفتاری فوردایس در کاهش میزان افسردگی دانش آموزان متوسطه شهر اصفهان بود.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود که بر روی 150 دانش آموز دبیرستانی در شش گروه و هر گروه با 25 دانش آموز (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل از دختران؛ دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل از پسران) انجام گردید. روش های به زیستی ذهنی و شادی فوردایس به عنوان مداخله به کار برده شد که با پرسشنامه افسردگی کواکس مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به کمک آزمونهای آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون شفه و توسط نرم افزارSPSS تحلیل شد.
    نتایج
    نتایج حاصل از تحلیل های آماری نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در کاهش میزان افسردگی هر دو روش در سطح 05/0 تفاوت معنی دار وجود دارد. یافته های حاصل از آزمون تعقیبی شفه حاکی از آن بود که تفاوتی بین برنامه به زیستی ذهنی و روش شناختی- رفتاری فوردایس در کاهش میزان افسردگی دانش آموزان وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به پژوهش انجام شده، هر دو روش آموزشی بر کاهش افسردگی مؤثر بودند و تفاوتی بین این دو روش وجود نداشت.
    کلیدواژگان: افسردگی، آموزش برنامه به زیستی ذهنی، روش شادی فوردایس، دانش آموزان
  • گزارش مورد
  • جمال جعفری ندوشن، ناصر آقائی، محمد حسین مقصودیان، فرشته رحیمی، حمیده برزگر صفحات 303-305
    هرنی تروماتیک شکمی از موارد نادر به دنبال ترومای بلانت شکمی می باشد. تشخیص این پاتولوژی نادر بسیار مشکل است و اکثرا حین لاپاراتومی یا لاپاراسکوپی تشخیص داده می شود. در مواردی که بیمار بدلایل دیگر و جهت تشخیص ترومای بلانت کبد و طحال و دیگر ارگانهای توپر شکم سی تی اسکن می شود به صورت اتفاقی تشخیص داده می شود. البته در بعضی موارد نیز تشخیص با تاخیر است. تاخیر در تشخیص ممکن است باعث عوارض زیادی برای بیمار شود. از خطرناکترین آنها می توان به نکروز ارگان گیر افتاده در فتق اشاره کرد. این مقاله گزارش یک مورد فتق تروماتیک شکمی است که به دنبال ترومای شدید رخ داده است
    کلیدواژگان: هرنی، تروما
  • مقاله خودآموزی
  • ابوالحسن حلوانی، پانته آ میرمحمدی صفحات 306-312
    آسپیراسیون جسم خارجی یکی از علل مهم مرگ و میر در کودکان زیر 5 سال به شماررفته و یکی از موارد اورژانس پزشکی است. در بزرگسالان نادر و معمولا با تاخیر تشخیص داده می شود. اکثر بیماران به علت سرفه و خلط و تنگی نفس مزمن مراجعه می نمایند. سابقه حالت خفگی ناگهانی در تعداد کمی از موارد دیده می شود. اساس تشخیص آسپیراسیون جسم خارجی بر پایه ظن بالینی بالا و گرفتن شرح حال و انجام معاینه فیزیکی دقیق است. مهمترین یافته در گرافی سینه پر هوایی یکطرفه در گرافی دمی و به دام افتادن هوا در گرافی بازدمی است. گرافی سینه نرمال رد کننده این تشخص نیست. در مواردی که مشکوک به این تشخیص بوده ولی گرافی سینه نرمال است بایستی از روش های تصویربرداری تکمیلی استفاده نمود. هر چند برونکوسکوپی ری ژید بهترین روش تشخیص و درمان این عارضه بوده ولی در موارد زیادی می توان از برونکوسکوپی فیبراپتیک نیز در این جهت استفاده کرد.
  • صفحات 313-323
|
  • H. Moshtaghion, Sk Foroozan Nia, Mh Abdollahi, N. Rahati Talab, Sj Mir Hoseini, H. Hoseini, A. Halvani Pages 227-233
    Up to 12% of patients undergoing coronary artery bypass graft have pulmonary complications. Smoking can cause a six-time increase in pulmonary complication after major surgery. The most common pulmonary changes after CABG are decrease in FRC, VC and atelectasis. In this study, the effect of oral N-acetyl-cystein in reduction of severity of hypoxemia and atelectasis in current smokers who smoked more than 10 packs/year and had undergone CABG was evaluated.
    Methods
    In the study, 54 current smoker patients were selected randomly and allocated to two drug and placebo groups. In the study group, 300mg N-acetyl-cystein (ACC long) containing vitamin C was prescribed two times a day from 4 days before operation up to 3 days after surgery and in control group, effervescent vitamin C tablet was prescribed as placebo. Patients with body mass index more than 35, NYHA class IV, those who needed intra aortic balloon pump and those who needed reoperation due to bleeding were excluded from the study. In all patients, spirometry was done in the preoperative visit and FEV1/FVC was determined. Induction and maintenance of anesthesia was similar in all patients. Arterial blood gas samples were obtained immediately after anesthesia induction and 4 to 6 hours after extubation. Chest X ray was taken before, 6 to 10 hours after extubation and 3rd postoperative day. Severity of atelectasis was also measured. Quantitative & qualitative data was analyzed by ANOVA and Chi-square tests, respectively. Pvalue<0.05 was considered as statistically significant.
    Results
    Both groups were similar with respect to demographic data including ejection fraction, NYHA class, FEV1/FVC, cigarette smoking and Lima harvesting. The ratio of arterial oxygen pressure to fraction of inspiratory oxygen Pao2/FIo2 was not significantly different after induction but this difference was strongly significant (Pvalue<0.005) after extubation. Duration of mechanical ventilation was significantly shorter in patients who had N-acetyl-cystein, but duration of ICU stay was similar. Linear and segmental atelectasis was significantly less in the study group.
    Conclusion
    N-acetyl-cystein can improve oxygenation and ventilatory parameters in pathological lungs, but further studies with different doses and different situations are needed.
  • Z. Davoodi, A. Entezari, M. Hoseini, N. Khoda Karami Pages 234-241
    The aim of this study was diagnosis of premature rupture of membranes in suspected patients by measurement of prolactin and B-hCG levels in vaginal washing in order to reduce perinatal mortality and morbidity.
    Methods
    The study included 211 pregnant women who were referred to the emergency of Imam Hossein hospital at 28-38 weeks of pregnancy for leakage or prenatal care from April, 2007 to April, 2008. The expulsion of fluid from the cervix was evaluated and fern and nitrazin tests were done. B-hCG and prolactin levels of vaginal washing fluid were measured. The presence of 2 of 3 parameters of fern test, nitrazin and cervical fluid was defined as absolutely premature rupture of membranes. Mann-Withney U-test was used for analysis. The Roc curve was calculated.
    Results
    There were 132 patients in PROM group and79 patient in the control group. The average age in the PROM and control groups was 26.9‌±6.08 and 26.2±4.84 years, respectively(P=0.074). Both groups were matched for parity and gravidity. Prolactin levels in PROM group were 2930±3737mIU/l versus 23.18±120mIU/l in the control group (P=0.000). B-hCG was 439.78±1867mIU/l in PROM and 17.72±30mIU/l in control group (p=0.000). Sensitivity and specificity of prolactin according to cut-off of 16.0 mIU/l was 79.41% and 96%, respectively. Sensitivity and specificity for B-hCG with cut-off point of 12.5 was 69.85% and 69.33%, respectively.
    Conclusion
    The measurement of prolactin and B-hCG levels in patients with suspected premature rupture of membranes can help in decision-making and treatment.
  • B. Enjezab, H. Mozaffari-Khosravi, A. Khoshbin, T. Faraj-Khoda Pages 242-248
    Introduction
    Hot flashes are common and discomfortable signs of menopause that present with blazing sweatiness, sense of hotness, tachycardia and agitation. Hot flashes cause disturbances in daily activity and quality of night sleep. In spite of the effect of Hormone Replacement Therapy (HRT) on hot flashes, nowadays, there are diverse opinions about HRT and the reason is that it has chronic complications. In addition, the acceptance of HRT by Iranian women is very low. Study of numerous texts has shown that isofliavone present in soybean is a phytoestrogen that could be effective in control of hot flashes. The purpose of the study is to examine the changes in time periods of hot flashes in response to consumption of 74 mg Isoflavone/day present in 60 grams soybeans in menopausal women.
    Methods
    This study was a clinical trial with before and after design that included 31 postmenopausal women. The participants were assessed with respect to daily hot flashes at baseline and after one, two and three months of intervention. Participants consumed daily 60 grams soybeans for 3 months. Blood samples were taken at the start and end of intervention for determining levels of gonadotropins and estradiol. Data was analyzed by SPSS software.
    Results
    There was a decrease in time period of hot flashes from baseline of 5.88±2.61 to 3.45±1.82 after one month, 2.73±1.57 after two months and 2.16±1.48 after three months of consumption of soybeans (P<0.001). There was decrease in levels of FSH, LH & estradiol after 3 months, but this decrease was not significant, except in the case of estradiol.
    Conclusion
    In line with various studies proposing the use of soybeans in the form of concentrate, drink or capsule, this study suggests that consumption of soybeans (60 gr daily) as snacks may be a safe and effective method for controlling hot flashes in postmenopausal women.
  • R. Mohammad Jafary, M. Barati, M. Najafian, N. Saadati, K. Shojaie Pages 249-254
    Introduction
    Bleeding disorders are a common problem in daily practice, especially in premenopausal women. In our investigation, we compared the sensitivity and specificity of three different diagnostic methods; Trans-vaginal sonography(TVS), saline infusion sonohystrography(SIS) and Hysteroscopy.
    Methods
    It was a cross- sectional study with a study population of ninety-nine women suffering fromAUB attending the outpatient clinic of Imam and Razi hospital in Ahvaz- Iran. They were evaluated by three different diagnostic methods and the results were compared. This study started from March 2008 to December 2008. The sensitivity, specificity, positive predictive and negative predictive values were measured in TVS, SIS, and finally these two methods were compared with hysteroscopy (as a gold standard).
    Results
    The sensitivity and specificity of TVS was 74.2% and 49.7%, respectively, while that of SIS was 91.6% and 86%, respectively. The positive predictive value and negative predictive value of TVS was 71.9% and 54.3%, respectively, while that of SIS was 85.9% and 85.75%, respectively. The sensitivity, specificity, the positive predictive and negative predictive values of SIS was more than TVS, and it was similar to hysteroscopy.
    Conclusion
    The findings obtained in the present study indicate that in AUB, sensitivity, specificity, positive and negative predictive value of SIS is more than TVS and therefore can be considered as a first step for diagnosis of AUB.
  • A. Khoshvaghti, S. Nazifi, M. Kazemi Pages 255-261
    Introduction
    The aim of the present study was to assess variations in coagulating pathways after simultaneous administration of warfarin and vitamin C.
    Methods
    A total of 50 Wistar rats were selected. The rats were divided into 5 groups (1 group as control and 4 groups as experiment; with 10 rats in each group). One group was control group, second group was given only warfarin for 10 days while the third group given warfarin and vitamin C simultaneously for 10 days, fourth group was given only warfarin for 20 days, and fifth group was given warfarin and vitamin C simultaneously for 20 days. After 10th and 20th days of administration of warfarin and vitamin C, blood samples were taken in order to measure the mean PT, PTT, BT and CT levels.
    Results
    vitamin C caused a decrease in PT and PTT after 20 days. PT and PTT showed a significant decrease after 10 days in the group that received only warfarin as compared to the group that received warfarin and vitamin C. BT levels showed a decrease after both 10 and 20 days in the group that received warfarin and vitamin C together as compared to the group that received only warfarin. There were significant statistical differences in BT of the two groups of rats (group receiving warfarin and vitamin C and group receiving only warfarin) (P< 0.05).
    Conclusion
    Simultaneous administration of vitamin C and warfarin (20 days) results in decrease of PT, PTT, BT and CT and neutralization of warfarin effect. The effect of vitamin C on blood coagulation can be similar to vitamin K.
  • H. Naghizadeh, M. Afzalpour, H. Akbarzadeh Pages 262-269
    Introduction
    It is believed that prolonged and intensive exercise training may induce tissue damages due to production of free radicals and other reactive oxygen radicals. Antioxidant capacity status in Zourkhaneh (traditional wrestling) sportsmen has not been studied to date; therefore, the purpose of this study was to compare of antioxidant characteristics and cardiovascular risk factors of Zourkhaneh sportsmen and non-sportsmen.
    Methods
    In the study, 17 male Zourkhaneh sportsmen who were active in the last 6 months for at least 3 sessions per week and each session of at least 45 minutes, and 20 male sedentary individuals who did not have any regular physical activity during the same time period participated in the study. Total antioxidant capacity (TAC), supreoxide dismutase (SOD) activity and lipid status was determined through standardized and valid methods in the biochemistry laboratory of Birjand university of medical sciences. T-tests were used to compare groups and statistical significance was also considered where P<0.05.
    Results
    The TAC and anaerobic power of the legs of Zourkhaneh sportsmen was significantly higher than non-sportsmen (P<0.05). In addition, it was observed that there was no significant difference between the two groups regarding their lipid profile, body mass index (BMI) and body fat percent (P>0.05).
    Conclusion
    Zourkhaneh special trainings result in beneficial antioxidant status and better anaerobic power as compared to non-sportsmen and these factors make them more resistant against cardiovascular diseases.
  • A. Adibi, R. Kelishadi, A. Beihaghi, Hr Salehi, M. Talaei Pages 270-278
    Introduction
    Children’s obesity is strong predictor of obesity in adulthood, which increases the incidence of related diseases such as metabolic syndrome. Fatty liver is an abnormality related to metabolic syndrome with higher prevalence in obese children according to some previous studies. This study investigates the presence of Sonographic Fatty Liver (SFL) in Iranian obese children in comparison with normal and overweight children.
    Methods
    This was a cross-sectional study on 962 randomly selected children between the ages of 6 to 18 years. The subjects were divided into three groups of normal, overweight and obese based on body mass index (BMI). A questionnaire including demographic and anthropometrical characteristics was filled for each case. To detect the presence of SFL, all the subjects underwent assessment with ultrasonography by a radiologist who was not aware of their BMI. The incidence of SFL was determined on the basis of ultrasonographic diagnosis criteria.
    Results
    The prevalence of SFL in obese children was 54.4% that was significantly higher than overweight (10.5%) and normal children (1%). There was no significant difference in prevalence of SFL between sexes.
    Conclusion
    The high rate of detected SFL in obese children in this study suggests that Iranian obese children are at risk of metabolic syndrome. It is therefore necessary to develop some plan to control obesity and its late complications.
  • A. Akbari, Mr Pourmand, F. Fard Sanei, N. Mardani, Mm Soltan Dallal Pages 279-285
    Introduction
    Shiga toxin- producing Escherichia coli (STEC) is an emerging bacterial pathogen in developing countries that causes several diseases such as diarrhea, hemorrhagic colitis (HC) and hemolytic uremic syndrome (HUS), particularly in children. Aim of the research was detection of STEC in diarrheal specimens from under 5 year olds and study of the patterns of antibiotic resistance of these strains.
    Methods
    In the study,300 fecal samples were collected from children with diarrhea referring to Ali Asghar Hospital. E.coli species were isolated by standard bacteriological and biochemical tests. Presence of shiga toxin genes (stx1/2) was investigated by PCR technique (Qiagen). Antibiogram test for strains containing the toxin gene was performed using 16 different antibiotic discs (MAST) by disc diffusion agar (Kirby-Bauer) method.
    Results
    From 39 E.coli isolates, 9(23.1%) strains were detected by PCR to contain stx1/2 gene. One strain was resistant to all 16 antibiotics. All the STEC strains were sensitive to meropenem (MRP), imipenem (IMI), gentamycin (GEN) and nitrofurantoin (NI). 4(44.44%) strains showed multi-drug resistant pattern. All these 4strains were resistant to cotrimoxazole(SxT). Also, 6(66.66%) strains were resistant to at least one antibiotic.
    Conclusion
    In Iran, shiga toxin- producing Escherichia coli (STEC) may be a commonly bacterial pathogen causing diarrhea, particularly in children. Therefore, we should use new techniques for investigation of these strains. Increase in number of emerging and new strains that could be resistant to classic antibiotics such as cotrimoxazole may be foreseen. It is suggested that antibiotics prescription programs in treatment of diarrhea causing E.coli strains be updated.
  • M. Meidani, Sh Farzaneh, A. Ajami Baferani, A. Hassan Zade Pages 286-290
    Introduction
    Human T-cell lymphotropic virus (HTLV), is a member of the retroviridae family. Infection with this virus leads to adult T-cell leukemia (ATL) and tropical spastic paraparesis (TSP). HTLV is endemic in Japan, parts of central Africa, Caribbean basin and Iran (Mashhad). Transmission routes of HTLV are believed to be from mother to child, especially during breastfeeding, sexual contact, and through blood transfusion or needle sharing. Considering the risk of HTLV infection among injection drug addicts, the authors evaluated the seroprevalence of HTLV1,2 infection among injection drug addicts in Isfahan
    Methods
    This cross sectional study included a total of 150 injection drug users who were recruited at the drug abuse treatment clinic and the infectious diseases department of Alzahra university Hospital. Participants were interviewed using a structured questionnaire. Epidemiologic data were recorded and their blood samples were tested for HBs Ag and antibodies against HTLV1,2, human immunodeficiency virus (HIV) and hepatitis C (HCV) by Elisa method. Results were analyzed by SPSS software version 13.
    Results
    Seroprevalence of HTLV1,2, HBV(HBs Ag), HCV and HIV was 2.7%, 1.3% 23.3% and 2.7%, respectively. Some of the subjects were co infected with two viruses. One patient was infected with both HCV Ab and HBs Ag, while another was positive for HIV Ab plus HBs Ag. Three were co infected with HCV and HIV. Among those with HTLV1,2, only one was HCV Ab positive. Only in one person with HTLV1,2 Ab had a positive history of blood transfusion.
    Conclusion
    This study shows that this virus is present in injection drug users community of Isfahan and can be a potential source for transmission. But proposal of screening of HTLV1,2 among injection drug users in Isfahan requires further investigations.
  • P. Mirzaei Teshnizi, M. Pourshahriari, O. Sheibani Pages 291-302
    Introduction
    The aim of the current research was to investigate and compare the effectiveness of Subjective Well Being Program and Fordyce Cognitive Behavior method in reduction of depression in high school students of Isfahan City.
    Methods
    In the study, 150 high school girl and boy students who suffered from depression were randomly selected and were assigned in six groups (4 experimental groups and 2 control groups(n=25)). The intervention methods were Subjective well-being Program and Fordyce cognitive-behavior method. Kovacs questionnaire was chosen as a research instrument.
    Results
    Variance analysis showed some significant differences between the control and experimental groups with regards to depression reduction. The follow up Scheffe test also showed that there were no significant differences between the Subjective well-being Program and Fordyce cognitive-behavior methods.
    Conclusion
    According to the performed research, both educational methods were effective in reducing depression without any significant difference between the two methods.
  • J. Jaafari Nodooshan, N. Aghaie, Mh Maghsoodian, F. Rahimi, H. Barzegar Pages 303-305
    Traumatic abdominal wall hernia is a rare type of hernia, which follows blunt trauma to the abdomen, where disruption of the musculature and fascia occurs with the overlying skin remaining intact. Diagnosis of this problem is very difficult and delayed. Traumatic hernia is often diagnosed during laparatomy or laparascopy, but CT scan also has a role in distinguishing this pathology. Delay in diagnosis is very dangerous and can result in gangrene and necrosis of the organs in the hernia. The case report of a 35 years old man with liftruck blunt trauma is reported. His vital signs were stable. On physical examination, tenderness of RUQ was seen. He underwent Dpl for suspected hemoprotein. Dpl was followed up by laparatomy. Laparatomy revealed that the transverse and ascending colon partially herniated in the abdominal wall defect. The colon was reduced in the abdomen and repair of abdominal hernia was done. The patient was discharged after 5 day. The etiology, pathogenesis and management are discussed.
  • A. Halvani, P. Mir Mohammadi Pages 306-312