فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال ششم شماره 2 (پیاپی 20، تابستان 1385)
  • سال ششم شماره 2 (پیاپی 20، تابستان 1385)
  • 110 صفحه، بهای روی جلد: 15,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1385/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مجید یوسفی لویه*، آذر متین صفحات 603-621
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر قصه درمانی بر راهبردهای رویارویی کودکان با مشکلات یادگیری است.
    روش
    درچهارچوب طرح آزمایشی، 20 نفر از دانش آموزان پایه چهارم (10 دختر و 10 پسر) با مشکلات یادگیری در دو گروه آزمایش و کنترل شرکت داده شدند. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده است. برای اندازه گیری راهبردهای رویارویی از سیاهه راهبردهای رویارویی کودکان (CCSC) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 30 دقیقه ای طی 4 هفته تحت قصه درمانی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که قصه درمانی موجب بهبود راهبردهای رویارویی کودکان با مشکلات یادگیری می شود.
    نتیجه گیری
    مقایسه انواع رویه های قصه درمانی در حیطه های متفاوت روان درمانی کودکان می تواند موضوعی چالش انگیز برای پژوهشگران باشد.
    کلیدواژگان: قصه درمانی، راهبردهای رویارویی، مشکلات یادگیری
  • محمد نریمانی*، اسماعیل بیابان گرد، سوران رجبی صفحات 623-638
    هدف
    این پژوهش به بررسی کارآمدی روان نمایشگری بر مهارت های اجتماعی و عزت نفس کودکان نارساخوان در دبستان های منطقه 1 آموزش و پرورش شهرستان اردبیل پرداخته است.
    روش
    نمونه پژوهش 31 نفر از دانش آموزان دختر و پسر 13 ساله نارساخوان در پایه پنجم ابتدایی مدارس دولتی در سال تحصیلی 85-1384 بودند که پس از دو مرحله نمونه گیری، به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و اجرای مصاحبه با معلم، والدین و کودک و با استفاده از فرم مخصوص بررسی وضعیت کودک از لحاظ خواندن انتخاب شدند (16 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل). در مرحله بعدی پیش آزمون از دو گروه با استفاده از آزمون مهارت های اجتماعی استفنز (SBA) و آزمون عزت نفس کوپراسمیت (SEI) گرفته شد. سپس گروه آزمایش به مدت ده جلسه گروهی تحت درمان روان نمایشگری قرار گرفتند و در پایان مجددا پس آزمون بر روی دو گروه انجام گرفت.
    یافته ها
    تحلیل و مقایسه اطلاعات به دست آمده از تفاضل پیش آزمون- پس آزمون نشان داد که اجرای روان نمایشگری مهارت های اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان را افزایش می دهد. همچنین تحلیل زیرمقیاس های آزمون مهارت های اجتماعی نتایج مطالعه نشان داد که اجرای روان نمایشگری بر مهارت های میان فردی و رفتارهای مربوط به کار که از ابعاد آزمون مهارت های اجتماعی هستند، اثر معنادار دارد، اما در رابطه با اثر روان نمایشگری بر رفتارهای مربوط به خود و رفتارهای مربوط به محیط، نتیجه معناداری به دست نیامد.
    نتیجه گیری
    برای افزایش مهارت های اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان نارساخوان می توان از فنون روان نمایشگری استفاده کرد.
    کلیدواژگان: روان نمایشگری، مهارت های اجتماعی، عزت نفس، نارساخوان
  • بهمن زندی*، شهین نعمت زاده، سیدمهدی سمایی، شیما نبی فر صفحات 639-660
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور طبقه بندی خطاهای املایی دانش آموزان و تعیین توزیع فراوانی خطاها درهر طبقه و بررسی چگونگی پردازش املایی صورت های زبان فارسی در کودکان مورد مطالعه با توجه به اطلاعات زبانی و غیرزبانی انجام شده است.
    روش
    در این پژوهش از طبقه بندی گارمن (1996) استفاده شده که معتقد است دانش آموز کودک هنگام املا نویسی علاوه بر حافظه، از دانش زبانی خود نیز کمک می گیرد که این دانش ممکن است اطلاعات رسم الخطی، ساختواژی، نحوی یا معنایی باشد. لذا روش پژوهش، توصیفی مقطعی و نمونه آن 85 نفر بوده است. 20 املا از ابتدا، میانه و پایان سال تحصیلی و یک آزمون املایی شامل 246 «واژه و عبارت هدف» به عنوان ابزارهای اصلی تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند.
    یافته ها
    یافته های تحقیق نشان داد که بیشترین خطاهای املایی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی در سطح نویسه و کمترین آن مربوط به سطح علامت (مانند تشدید) است و از لحاظ نوع خطا، جانشینی بیشترین درصد خطاها را به خود اختصاص می دهد. همچنین کمترین نوع خطاها جابه جایی، تکرار و ادغام بود که اکثرا غیرزبان شناختی بودند و می توان مانند خطاهای گفتاری آنها را لغزش قلمی به شمار آورد. در سطوح زبان نیز بیشترین درصد خطاها مربوط به «واژه» و کمترین خطاها مربوط به «هجا» بوده است.
    نتیجه گیری
    نتیجه تحقیق نشان می دهد که بیشترین خطاهای املایی آزمودنی ها، زبان شناختی و ناشی از مشکلات نظام نوشتاری زبان فارسی است؛ همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که دانش آموزان علاوه بر حافظه بصری، از اطلاعات زبانی نیز سود می برند و پردازش صورت های املایی که با به کارگیری اطلاعات زبانی تولید می شوند، برای آنها آسان تر از صورت هایی است که با اطلاعات غیرزبانی (بصری) تولید می شوند.
    کلیدواژگان: خطاهای املایی، زبان نوشتاری، روان شناسی زبان، پردازش املایی
  • مختار ملک پور*، حجت الله فراهانی، اصغر آقایی، علی بهرامی صفحات 661-666
    هدف
    هدف از این تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر میزان فشار روانی مادران کودکان عقب مانده ذهنی و عادی شهرستان مبارکه در استان اصفهان بود.
    روش
    جامعه آماری این پژوهش شامل 465 مادر دارای کودک عقب مانده ذهنی بود که فرزندان آنها در بهزیستی دارای پرونده و نیز 13426 مادر دارای فرزند عادی بود که از جامعه اول 60 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. همچنین با مراجعه به اداره ثبت احوال 60 نفر از مادران دارای کودک سالم به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه سنجش فشار روانی فرم فردریک، مجموعه آموزش مهارت های زندگی طراحی شده در یونیسف و پرسشنامه جمعیت شناسی محقق ساخته بود. در چارچوب روش نیمه تجربی 120 نفر از مادران دارای فرزند عقب مانده ذهنی تربیت پذیر و حمایتی تحت پوشش بهزیستی و مادران دارای فرزند سالم که به صورت تصادفی از جامعه آماری انتخاب شده بودند، پس از انجام پیش آزمون به صورت تصادفی به دو گروه 60 نفری (شامل 30 نفر از مادران کودکان عقب مانده ذهنی و 30 نفر از مادران کودکان عادی) آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در 10 مرحله (در طول 32 جلسه) آموزش مهارت های زندگی طراحی شده در یونیسف شرکت کردند. مادران گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت بین نمرات باقی مانده گروه آزمایش و گروه کنترل معنی دار است (P<0.0001). بنابراین تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر میزان فشار روانی مادران گروه آزمایش تحقیق تایید شد. اما تفاوت میزان فشار روانی مادران دارای فرزند عقب مانده ذهنی و فرزند عادی و تفاوت مادران دارای پسر و دختر عقب مانده ذهنی مورد تایید قرار نگرفت. همچنین تعامل بین عضویت گروهی و نوع مادر (عقب مانده ذهنی و عادی) و جنسیت فرزند معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    آموزش مهارت های زندگی به مادران کودکان عقب مانده ذهنی میزان فشارروانی آنها را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: آموزش مهارتهای زندگی، فشار روانی، کودک عقب مانده ذهنی
  • دکتر حمید علیزاده*، مهناز یاری صفحه 677
  • صفحه 695
|
  • Yoosefi Looyehm.*, Matin, A Pages 603-621
    Objective
    This research studies the effect of narrative therapy on coping strategies of students with learning difficulties (LD).
    Method
    For this experimental method, 20 students (10 girls, 10 boys) with LD (forth grade) were randomly assigned to experimental and control groups. The research design was pretest-posttest with control group. All students were evaluated by Children Coping Strategies Checklist (CCSC). Then narrative therapy was used for experimental group in 12 sessions (30 minutes for 4 weeks). The data were analyzed by repeated measures MANOVA.
    Results
    The findings showed that narrative therapy could improve coping strategies in children with LD.
    Conclusion
    Comparison of narrative therapy techniques in the fields of child psychotherapy could be challenging for investigations.
    Keywords: narrative therapy, coping strategies, learning difficulties (LD)
  • Narimanim.*, Biabangarde., Rajabi, S Pages 623-638
    Objective
    This study investigates the efficacy of psychodrama on the social behavior and self-esteem of elementary school students with dyslexia in Ardebil.
    Method
    31 male and female elementary fifth grade students with dyslexia were multi-stage cluster randomly selected. They were placed in two groups (experimental 16, control 15). 10 weekly structured sessions of psychodrama were conducted with experimental group.
    Results
    The scores of (SBA) and (SEI) gained from the post-test indicate that the psychodrama has increased the subjects` social skills and self-esteem. Furthermore, the subscales analyses for the social skills inventory the results display that psychodrama had a significant effect on the interpersonal skills and task behavior, but not for the ego behaviors and educational environment behaviors.
    Conclusion
    The application of psychodrama in schools is highly recommended to increase the student's social skills and self-esteem.
    Keywords: psychodrama, social skills, self, esteem, dyslexia
  • Zandib.*, Nematzadehs., Samaaeim., Nabifar, Sh Pages 639-660
    Objective
    The objective of this descriptive and cross-sectional study was to classify and to determine the sort of the students spelling errors, and to study the Persian forms orthographic processing on the basis of linguistic and nonlinguistic information in children.
    Method
    The sample was 85 students. The Garman’s (1996) classification was used. This classification suggests that while spelling, children use their memory as well as their linguistic knowledge that might be orthographic, morphological, syntactic or semantic. An orthographic test comprising 246 “goal lexemes and phrases” and 20 dictations from the beginning, the middle and the end of the academic year was the instrument o f the research.
    Results
    the findings manifested that the most spelling error was for the letter level, and the least related to symbol level (e.g., gemination). Regarding the kind of errors, substitutions had the greatest percent. Besides, displacement, repetition and mixed forms had the least percent and were mostly nonlinguistic, and one can assume them as slips of the pen, like speech slips. At the language levels, the most percent of errors was for “lexeme” and the least was for the “syllable”.
    Conclusion
    Most dictation errors were linguistic and originated from the Persian writing system. Furthermore, the findings stress that children enjoy both linguistic information and the visual memory. Processing the orthographic forms which are produced by using linguistic information is easier for them than processing the forms produced by using nonlinguistic (visual) information.
    Keywords: dictation errors, written language, linguistic, nonlinguistic, orthographic processing, persian language
  • Malekpourm.*, Farahani, Aghaeia., Bahrami, A Pages 661-666
    Objective
    This study has been conducted to determine the effect of life-skills training on the stress of mothers who have children with and without mental retardation (MR) Mobarak-e, Isfahan.
    Method
    60 mothers of MR children (out of 465 mothers), and 60 mothers of normal children (out of 13426 mothers) were randomly selected and assigned into two experimental and control groups. Through a quasi-experimental design, four groups were used. So that, 6o mothers of MR children were randomly divided into two groups of 30, and 60 mothers of normal children were randomly divided into two groups of 30. All groups were pre-tested. In the pretest, demographic characteristics and the level of stress were measured by demographic the researcher- made questionnaire and the Questionnaire on Resources and Stress Friedrick Form, respectively. Then, experimental groups were exposed to UNISEF Life-Skills Training in 10 Stages (32 sessions) and control groups did not receive any training. Data was analysis through covariance.
    Results
    The results showed that there was a significant reduction in the level of mothers stress in the experimental groups (P<0.01). The results also displayed no significant difference in the level of mothers stress with MR and normal children.
    Conclusion
    This study concludes that life-skills training can decrease the stress of mothers who have children with MR.
    Keywords: life–skills training, stress, mentally retarded child (MR)
  • Alizadehh.*, Yari, M Page 677
    Objective
    This study was conducted to investigate parenting styles and associated variables in families of adolescents with and without conduct disorder (CD).
    Method
    We used a survey method to assess 120 parents (60 with and 60 without CD adolescents). For gathering the data, we administered Parenting Styles Questionnaire (Robinson, Mandleco, Olsen, & Hart, 2001), and DSM IV (1994) criteria, respectively for parenting styles and CD diagnosis.
    Results
    The principal findings of the study were that the parents of adolescents with CD are less authoritative, and more authoritarian than the comparison group. No significant difference was found on permissiveness. Furthermore, the findings showed a significant relationship between parent's socioeconomic status (SES) with the disorder.
    Conclusion
    These data would suggest that familial variables, especially parenting styles and SES are associated with CD. We discussed the clinical implications for etiology, prevention, and treatment.
    Keywords: parenting styles, conduct disorder, adolescents