فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 13 (تابستان 1388)
  • پیاپی 13 (تابستان 1388)
  • 242 صفحه، بهای روی جلد: 25,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/05/13
  • تعداد عناوین: 12
|
  • صفحه 0
  • کاظم دزفولیان راد، عیسی امن خانی صفحه 1
    «دیگری» مفهومی است که توجه به آن با آثار کسانی چون هوسرل، هایدگر، سارتر(در حوزه ی فلسفی) و باختین(در حوزه ی ادبی) آغاز گردید. توجه به این مفهوم، سبب ایجاد چشم اندازهای جدیدی در مباحث فلسفی و ادبی گردید. نویسندگان این مقاله، با استفاده از آرا باختین و جایگاه «دیگری» در اندیشه ی او، داستان هایی از شاهنامه را که رستم در آنها حضور دارد، بازخوانی کرده؛ افق های تازه ای پیش روی خوانندگان گشوده اند. بر این اساس داستان های شاهنامه را می توان به سه دسته ی زیر تقسیم کرد:الف) داستان هایی که در آن سخن از حذف و غیاب دیگری است: این داستان ها بیشترین حجم شاهنامه را به خود اختصاص داده اند.
    ب) داستان هایی که در آن تلاش بر حفظ و عدم غیاب دیگری است: تنها نمونه ی این داستان ها در شاهنامه، داستان رستم و اسفندیار است؛ داستانی که در آن دو هماورد که هر دو چهره ای نیک و اسطوره ای دارند هرگز راضی به حذف و غیاب دیگری نیستند.
    ج) داستان هایی که در حد فاصل این دو قرار می گیرند: مانند داستان رستم و سهراب، که در آن می توان عناصر داستان های حماسی و داستان های تراژدی را با هم مشاهده کرد.
    کلیدواژگان: دیگری، حماسه، تراژدی، رجزخوانی، گفتگو، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب
  • محمد امیر عبیدی نیا، علی دلایی میلان صفحه 25
    تقابل های دوگانه، یکی از مفاهیم اساسی در نقد ساختارگرایی، پساساختارگرایی و نظریات زبان شناسی و نشانه شناسی است که در باورهای اساطیری و فرهنگی بشر ریشه دارد. در جای جای حدیقه سنایی، می توان رد پای تقابل های دوگانه را یافت. در سطح روساختی حدیقه، ترکیب واژگان، عنوان سر فصل ها، تناسب ابیات و چینش مطالب، تقابل دوگانه دارند و در سطح ژرف ساختی این کتاب هم، میان مضامین متوالی بیان شده، چنین تقابلی وجود دارد. در سطح روساختی حکایت ها، میان شخصیت ها، تقابل دوگانه حاکم است و ژرف ساخت حکایت ها هم حول همین محور می چرخد. در این مقاله ابتدا مفهوم اصطلاحی تقابل های دوگانه در نظریات مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، آنگاه ریشه تقابل های دوگانه در سطح روساختی و ژرف ساختی، بخصوص در شخصیت پردازی حکایت های حدیقه، مشخص و طبقه بندی شده است.
    کلیدواژگان: سنایی، حدیقه الحقیقه، تقابل های دوگانه، ساختارگرایی، پساساختارگرایی، حکایت، شخصیت، روساخت، ژرف ساخت
  • محمدحسین بیات صفحه 43
    مولانا از جمله شاعران فارسی زبان است که در اثر ارزشمند خود، مثنوی، با نگاهی خاص، ابعاد وجودی پیامبر اعظم را به عنوان نمونه ی عینی و راستین تربیت یافته ی تعالیم الهی تصویر کرده است. در این مقاله سعی کرده ایم نگاه خاص مولانا به پیامبر را بیان کرده و با دیدگاه ابن عربی مقایسه کنیم.
    یکی از نگاه های مولوی در مثنوی مربوط به وصف حقیقت محمدیه است. مولانا در این خصوص، پیامبر والامقام را سرچشمه ی همه ی کمالات و عشق نسبت به آن وجود پاک و مقدس را منشا همه ی عشق ها می داند و مقام و کمالات سایر انبیا و اولیای الهی را شعاعی از نور و حقیقت محمدی می خواند.
    کلیدواژگان: حقیقت محمدی، عقل، عشق، جلوه و انبیا
  • صابر امامی صفحه 67
    این مقاله به بررسی هویت فرهنگی ایران در قالب اشعار حافظ می پردازد و درصدد اثبات این مطلب است که حافظ به تقابل های فرهنگی و نمودهای آن در زبان و عصر خود، توجه ویژه ای داشته است. ترکیباتی چون پیر مغان، جام جم، مانویت و شادی و مضامین برگرفته از شاهنامه، چون ننگ و نام و... ریشه های تاریخی و اسطوره ای این اشعار را در ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام نشان می دهد. سپس به بررسی جلوه ها و نشانه های فرهنگ ایرانی اسلامی در شعر حافظ می پردازیم و با تحلیل بیت های دارای این نشانه ها، تلاش حافظ را در پیوند میان این مفاهیم با هویت ایرانی- اسلامی که موجب استحکام مرزهای جغرافیایی تازه ای در میان مردم ایران شده است، بیان می کنیم.
    کلیدواژگان: هویت ایرانی، حافظ، اسطوره های ایرانی، جام جهان بین، مانویت
  • امید مجد صفحه 87
    یکی از بزرگترین نیازهای روز زبان فارسی، ترجمه و مقابله با هجوم و حضور هزاران لغت علمی است که همراه با علوم و فنون مختلف، به زبان فارسی سرازیر شده اند.
    بدیهی است این امر نیازمند آگاهی، تحقیق و تمرین لغت سازان و مترجمانست. از سوی دیگر لازمست علاوه بر ساختن لغات تازه، لغات علمی ای که تاکنون دیگران ساخته اند، نقد و بررسی شود، تا با طرح معایب و محاسن آنها، لغات نادرست حذف گردد. هدف این مقاله نیز همین است و پس از ارائه نظریه های کلی لغت سازی، چهل لغت در رشته های مختلف علمی را که به دست فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد فرهنگ (که در رژیم پهلوی کاری مشابه فرهنگستان امروز می کرد) ترجمه شده اند، بررسی می کند و معایب آن را بر می شمارد. همچنین برای اکثر لغات نقد شده، لغات جایگزین پیشنهاد شده اند.
    کلیدواژگان: زبان روز، دستور درست، واژه سازی
  • محمد عمران پور، فروغ صهبا صفحه 107
    مقاله ی حاضر پژوهشی است درباره ی «همسان سازی» و کارکرد زیباشناختی آن در اشعار مهدی اخوان ثالث که به روش استقرائی انجام شده است. یکی از تمهیدات زبانی اخوان در شعر، استفاده از «همسان سازی» برای گسترش سازه های کلام و ورود به عرصه ی اطناب است. اخوان با پیوندی که از نظر لفظی یا معنایی بین دو رکن گروه های «همسان بدل دار» ایجاد می کند، از آن ها به صورت عامل برجسته ساز زبان و عنصر زیبایی شناختی شعر استفاده می کند. مهمترین نقش گروه های «همسان بدل دار» در اشعار اخوان، آشنایی زدایی، برجسته سازی، تبدیل زبان ارجاعی به زبان ادبی و آفرینش زیبایی است. ازدیگر جنبه های کارکرد زیبایی شناختی «همسان سازی» در اشعار اخوان عبارت است از: سوق دادن زبان شعر به سوی اطناب، توصیف مبدل منه، ایجاد فاصله ی زیبایی شناختی بین عقل و عاطفه. همچنین، با تکیه بر نقش اصلی گروه های «همسان بدل دار» که همسان پنداری در ادبیات است، اخوان با گزینش بدل از مجموعه ی «مجردات، اجسام، گیاهان، سیالات» و همنشین کردن آن با مبدل منه، تصاویر زیبایی که متکی بر تجرید پنداری، تجسم پنداری، گیاه پنداری، سیال پنداری و غیره است، به نمایش گذاشته است.
    کلیدواژگان: اخوان، همسان سازی، کارکرد زیبا شناختی
  • فاطمه مدرسی، امید یاسینی صفحه 137
    تصویر به آن دسته از فعالیت های ذهنی گفته می شود که در فرایند آفرینش هنری، در قوه ی خیال کشف می گردد. تصویر، عناصر بیگانه ی طبیعت را به هم پیوند می دهد و با ابداع حس و فهم مشترک، نسبت میان انسان و طبیعت را از سطح «این نه آنی» به سطح «این همانی» ارتقا می دهد. این سطح از صورت بندی های خیال، فقط زمانی گریبان شاعر را می گیرد که شاعر، منطق متعارف مکالمه و مفاهمه را فاقد قابلیت لازم برای حسی کردن معانی و مضامین شهودی و انتزاعی و تجارب ناب ببیند. لذا زبان را با انحراف هنرمندانه از هنجار منطق محاوره و منطق مکاتبه که مبتنی بر دلالت مطابقی و کارکرد ارجاعی است، خارج می سازد و در سطح کارکرد شاعرانه بازسازی می کند.
    هر گاه انحراف غایتمند از هنجارها و قواعد حاکم بر زبان معیار صورت پذیرد، هنجارگریزی پدید می آید. این پژوهش بر آن است از رهگذر هنجارگریزی تصویری، تحول آرایه های زیباشناختی در شعر معاصر را مورد بررسی قرار دهد تا مشخص گرداند که شاعران معاصر تا چه حد با استفاده از تصویرسازی های ادبی و آرایه های زیباشناختی از اشیا و پدیده ها عادت زدایی می کنند و به کلامشان صبغه ی هنری می بخشند. آیزر از نظریه پردازان نظریه ی دریافت، آگاهانه تاکید نهادن بر جنبه های زیباشناختی اثر را - که موجب کثرت معنایی و هنجارگریزی تصویری می گردد- برمی گزیند.
    کلیدواژگان: هنجارگریزی، هنجارگریزی تصویری، آرایه های زیباشناختی، نظریه ی دریافت، شعر معاصر
  • محمد خسروی شکیب، قاسم صحرایی صفحه 163
    هر نوعی از انواع متعدد هنر– شعر، داستان کوتاه، رمان، نثر- تحت حمایت سبکی خاص و مستقل، یک نظام نوشتاری تلقی می شود که مبتنی بر مناسبات و انتظارات ساختاری و تنظیمات زبانی و به صورت کلی متکی بر پیشینه ی نظریه های ادبی مستقل و خاص خود می باشد. بدیهی است، بداعت یک سبک، مدیون استقلال و تازگی تئوری های پیشاساختاری است که واقعیت آن سبک را به عنوان جریانی خاص و با قابلیت پیروی و تداوم تضمین می کند. طرح ساختاری مستقل با شیوه های زبانی سنجیده و نو، همراه با جهان نگری بعدپذیر، اساسا پیش فرض و حداقل شرطی است که هر سبک جدید و تازه ای برای به دست آوردن استقلال خود نیازمند آن است. شعر معاصر به رهبری نیما و پیروان او سپهری و فروغ، متکی بر مشخصه های هستی شناسیک و زیباشناسیک است که واقعیت آن را به عنوان یک جریان ریشه دار و با قابلیت پیروی و تداوم و از همه مهمتر با استقلال و هویت، نشان می دهد. در این مقاله، اشتراکات ساختاری شعر نیما، سپهری و فروغ که ارتقا دهنده و اثبات کننده استقلال و تمایز شعر آنها از سطح شعر کلاسیک است، ارزیابی می شود. اسطوره شکنی ساختار، مرکزیت گرایی در نظام صوری، پایان پذیری خلاق، واقعیت گرایی خلاق، استبدادگریزی معنا، انتزاع گرایی در زبان، شعارگرایی در زبان و تعهدگرایی، از مهمترین نشانه های اشتراک ساختاری در شعر نیما، سپهری و فروغ است.
    کلیدواژگان: ساختارگرایی، شعر معاصر، زبان، مرکزیت گرایی، انتزاع گرایی
  • محمدرضا نصراصفهانی، میلاد شمعی صفحه 185
    سبک، شیوه ی خاصی است که نویسنده یا شاعر برای بیان مفاهیم خود در اثر ادبی به کار می برد. در مورد سبک از گذشته تاکنون تعاریف گوناگونی ارائه شده است. این اصطلاح در حال حاضر در مورد روش هایی به کار می رود که از طریق به کار بردن فنون و مفهوم های زبان شناسی به مطالعه تحلیلی ادبیات می پردازد. همچنین زاویه دید، مسائل زبانی، چگونگی شخصیت پردازی و چند و چون جهت گیری درون مایه را تعیین می کند. ویژگی اصلی آثار محمود دولت آبادی بویژه در رمان«جای خالی سلوچ» توجه به زبان و ساختار ادبی متن است. به عنوان نمونه، واژه های محلی و قومی که دولت آبادی در این رمان به کار گرفته، خصلت اصلی زبان باستانگرای او را آشکار می سازد که وام گرفته از کتاب هایی مانند تاریخ بیهقی و تاریخ بیهق است.
    نگارندگان در این مقاله کوشیده اند با بررسی ساختار ادبی و زبانی این رمان از جمله: واژگان، تصاویرخیال، تنوع جمله ها، ضرباهنگ، تکرار، انسجام، تاکید و...خصوصیات سبک شناسیک آنرا نمایان سازند.
    کلیدواژگان: محمود دولت آبادی، جای خالی سلوچ، سبک شناسی، شیوه کاربرد زبان، روایت
  • رسول حسن زاده صفحه 205
    میرزا محمد فرخی یزدی، یکی از معروفترین شاعران ادبیات کارگری زبان فارسی است. در این نوشته به تحلیل حاکمیت مطلوب فرخی یزدی می پردازیم و سیر تحول اندیشهی سیاسی او را در مراحل مختلف حیات سیاسی اش نشان می دهیم و حاکمیت مشروطهی مورد نظر او، اصول و ارکان این شیوهی حکومت و علل شکست آن را از دیدگاه شاعر، بررسی می کنیم. سپس دلایل گرایش فرخی به اندیشه ی انقلاب تکاملی مشروطه و موضع منتقدانه ی او را در مقابل اندیشه ی اقتدارگرایی یا حکومت قدرت و طرح جمهوری بیان می کنیم. در نهایت علل و انگیزه های طرفداریش از اندیشه های کمونیستی و ابعاد مختلف این تفکر با استناد به آثار مکتوب، بخصوص اشعارش ارزیابی می گردد. همچنین برای نشاندادن عمق اندیشه های سیاسی او به بررسی و تحلیل کاربرد نمادهای ملی- مذهبی و شیوه ی بهره گیری از این نمادها در راستای تحقق اندیشه های شاعر می پردازیم.
    کلیدواژگان: میرزا محمد فرخی یزدی، حاکمیت مشروطه، انقلاب کارگری، دهقانی، نمادهای ملی و مذهبی
|
  • Kazem Dezfoulian Rad, Isa Amankhani Page 1
    'Other' is a concept attentions to which were attracted through the works of scholars such as Husserl, Heidegger and Sartre (in philosophy) and Bakhtin (in literature). Attention to it provided new perspectives for philosophical and literary debates. Using Bakhtin's views, and the status of the 'Other' in his thinking system, the present article reads the stories of Shahnameh where Rostam is present, and offers new horizons to the readers. Considering presence or absence of the 'Other', the stories of shahnameh can be divided into three groups:a.The stories indicating exclusion or absence of the 'Other'.b.Shahnameh mostly consists of the stories of this typec.The stories stressing on non-absence and maintainance of the 'Other'. The only instance is the story of Rostam and Esfandyar, where the two opponents – both good and mythical – never wish the other to be excluded.d.The stories intermediating a & b types, like the story of Rostam and Sohrab containing the elements of both epic and tragedy.
  • Mohammad Amir Obaydinia, Ali Dalaei Milan Page 25
    'Binary opposition's is considered as one of the basic concepts of structural and post-structural critique, and theories of linguistics and semiotics. It is rooted in mythological and cultural beliefs of the humans. Binary oppositions can be found throughout Hadiqa. At the level of its surface structure, the phrases, headings, the relations between lines and their arrangements show binary oppositions. At its deep structure, there can be found such oppositions among the successively expressed contents. At the surface structure of its narratives, the characters are of binary oppositions. Their deep structure also centers on this concept.The present article first studies and analyzes the term 'binary opposition's concerning with different theories, and then classifies the origins of the binary oppositions in both the surface and deep structures of Hadiqa, especially considering its characterization
  • Mohammad Hosein Bayat Page 43
    Mawlana is one of the Persian poets who has portrait the existential dimensions of the prophet in his valuable work as a good example of Islamic teaching. In this article, attempt has been made to explain the Mawlavi's special view about the prophet and to compare this view with Ebn Arabis.One of the most important views of Mawlavi in Mathnavi, is the account of Mohammadian truth. About this matter, Mawlavi has introduced the Glorious prophet as a source of accomplishments and loves and also he considers that holy prophet as source of all loves and he believes that all of status and perfections of all other prophets and saints, are a reflection of Mohammadian truth.
  • Saber Emami Page 67
    The present article surveys Iran's cultural identity in terms of Hafiz' poetry. It is to prove that Hafiz paid especial attention to the cultural oppositions of his time and their manifestations in his language. The expressions such as Pir-e-Moqan (the Magian Elder), Jam-e-Jam (the world-displaying cup) Manichaeism, joy, and contents adapted from Shahnameh are indicative of the historical and mythological roots of Hafiz' poems in pre and post-Islamic Iran. The article studies the signs and traces of Persian-Islamic culture in Hafiz' poetry, and analyzing the lines having these signs, shows Hafiz' attempts to establish links between these concepts and the Persian-Islamic identity which caused strengthening the new geographical borders of Iran.
  • Omid Majd Page 87
    One of the urgent needs of Persian language is to translate and oppose thousands of emerging technical foreign terms, entering and invading it through confronting with various branches of science and technology. It is obvious that satisfying such a need requires the translators’ knowledge and practice. In addition to coining new words, on the other hand, it is necessary for them to study the words already coined by the others so that, finding their strengths or weaknesses, inappropriate words can be abandoned. The present article follows this objective. Having introduced general theories of word coinage, it criticizes the translations of forty foreign words and finally offers alternatives for the majority of them. The revised words have been translated by the Academy of Persian Language and Literature, and the Foundation of Culture (in the time of Pahlavi regime, with the same function as the Academy of Persian Language and Literature has today).
  • Mohammad Omranpour, Forouq Sahba Page 107
    The present research is about multiple head phrase and its aesthetic functions in Mehdi Akhavan Sale's poetry. The research has been conducted deductively. One of the linguistic introductory materials in Akhavan's poetry is to use multiple head phrase in order to extend the constituents of speech and to elaborate it. Establishing lexical or semantic relations between the two head of the multiple head phrase that has been made using ‘apposition’, Akhavan makes them function as the elements of foregrounding linguistic structures, and as the aesthetic elements of poetry. The main functions of such phrases in Akhavan's poems are defamiliarization, foregrounding, leading the referential language to the poetic one, and creating beauty. Some other aesthetic functions of multiple head phrase in Akhavan's poems are to lead the language of the poems to elaboration, to describe the antecedents of the appositions, and to create an aesthetic distance between reason and emotion. Stressing the main poetic function of the multiple head phrase - which is to create the illusion of identity between the entities of different types- Akhavan selects opposition among the set of "abstract entities, objects, plants, liquids', and coordinates them with their antecedents. Doing so, he provides beautiful images which rely on creating the illusion of sameness between the entities having features of different values such as: + abstract/ - abstract, + concrete/ - concrete, + plants/ - plants, + liquid/ - liquid, and etc.
  • Fatemeh Modarresi, Omid Yasini Page 137
    Image is attributed to the set of mental activities which occur through one’s imagination power in the course of creation. It relates the nature’s unrelated elements together, and creating a common perception and understanding, raises the relationship between the nature and human from the level of “This is not that” to the level of “This is the same as that”. Such a level of imagination grasps a poet only the time when he finds the common logic of dialogue and persuasion incapable to express sensibly the intuitive abstract meanings or contents and the idiosyncratic experiences. Therefore, deviating artistically from the norms of the logic of written or spoken communication which is based on the referential function of the language, the poet reconstructs the language at the level of its poetic function. Only the intentional deviations from the norms and rules that govern the language, are relevant. Regarding the deviations from the norms of imagery, the present research is to study the changes in the aesthetic figures of the contemporary poetry so that it will explore to what extent the contemporary poets defamiliarize the objects or phenomena and make their works poetic by using literary imageries and aesthetic figures. Iser who is considered as one of the theorists of the perception theory adopts the view of conscious emphasis on the aesthetic aspects of a work, which results in the extended meanings and deviations from the norms of imagery.
  • Mohammad Khosravi Shakib, Ghasem Sahrai Page 163
    Being attributed to an especial and autonomous style, every literary genre – poetry, short story, novel, and prose – is considered as a writing system, that relies on the structural relations and expectations, linguistic arrangements, and in general, its own backgrounds of literary theories. Obviously, any style owes its newness to the autonomy and newness of the pre-structural theories which guarantee its reality as a special stream of the capability to be followed and continued. To offer an autonomous structure with mature and innovative ways of expression and a world-view capable of receiving new dimensions is basically a presupposition and a precondition for every new style to attain its autonomy. Contemporary poetry under the leadership of Nima and his followers – Sepehri and Forouq – relies on the ontological and aesthetic features conveying its reality as a deeply rooted stream of the capability to be followed and continued, and the most important of all, as a stream of autonomy and identity. The present article evaluates the structural sameness of the poetry of Nima, Sepehri and Forouq which distinguishes their poetry from the classical one. Demythologizing of the constructions, centralism in formal systems, innovative endings, innovative realism, avoiding the meaning totalitarianism, abstractionism in language, agitation through language, and commitment to humanity are the evidences of structural sameness of their poetry.
  • Mohammadreza Nasr Esfahani, Milad Shami Page 185
    Style is a writer’s or a poet’s specific way of expressing their intended concepts in literary works. Style has been defined in various ways. Today, it refers to the methods that are used to analytical study of literature by using linguistic devices. It also studies the point of view, linguistic features, the ways of characterization and formation of the theme. The main characteristics of Mahmoud Dowlatabadi’s works, especially his novel ‘Jay-e Khali-ye Solouch’ is giving importance to the language, and the poetic structure of the text. For instance, employing the region & ethnic-specific words and expressions in this novel reveals the main feature of his archaic language adapted from the works such as Tarikh-e Beihaqi. The authors of the present article attempt to explore the stylistic features of the novel ‘Jay-e Khali-ye Solouch’, studying its linguistic and poetic structures, including lexemes, imagery, variations among the sentences, rhythm, repetition, cohesion, emphasis, and so on.
  • Rasoul Hasanzadeh Page 205
    Mirza Mohammad Farokhi Yazdi is considered one of the famous poets of Persian proletarian literature. In the present article, we analyze Farokhi’s ideal governmtal system, show the changes of his political thought in different periods of his life, and study his ideal constitutional government, its foundations and principles, and the causes of its failure from the view of the poet himself. This will be followed by a survey to the motivations of Farokhi’s inclination to the thought of Constitutional Revolution, and his critical standpoint against authoritarianism or ‘authoritarian government’ and introducing republicanism. At last, we evaluate the causes and motivations of his advocacy of communist ideas and its various dimensions by reference to his written works, specially his poetrry. To show the depth of his political thoughts, we also study and analyze his use of the national-religious symbols, and the way he employs them in line with the realization of his thoughts.