فهرست مطالب

پژوهش های بالینی دام های بزرگ - پیاپی 8 (پاییز 1388)
  • پیاپی 8 (پاییز 1388)
  • 100 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1388/11/20
  • تعداد عناوین: 11
|
  • مسلم شمس فرد، کامران افشارپاد، حسین نوروزی، علی کاظمی، مجید قلیزاده صفحه 1
    این مطالعه به منظورارزیابی واکسن سویه RB51بروسلا آبورتوس در ایمن سازی گاوهای بالغ علیه بروسلوز و دفع سوش واکسینال، واکسن RB51از شیر تعداد 43 راس دام، که در آن گله سابقه بیماری بروسلوز داشته، انجام گرفته است. از مجموع 43 راس دام، تعداد 11 راس آبستن و بقیه شیری بوده اند. تمامی گاوها در آزمایش سرولوژی و کشت نمونه شیر قبل از واکسیناسیون به جز 3 راس دام واکنش منفی داشتند. که آن سه راس دام مثبت بوده و به کشتارگاه اعزام شدند. از واکسن سویهRB51 به میزان جرم یا واحد تشکیل پرگنه (cfu) 109 × 34-10 به صورت زیر جلدی به هر گاو تزریق شد. حیوانات واکسینه شده از نظر بالینی تحت نظر قرار گرفته و هیچ گونه آثار سوء ناشی از واکسیناسیون مشاهده نگردید. مصرف آب وغذا طبیعی بوده و در میزان تولید شیر گاوهای شیری تغییری ایجاد نشد. گاوهای آبستن وضعیتی طبیعی داشته و هیچ گونه سقط جنین یا زایمان زودرس اتفاق نیفتاد. آزمایش های کشت نمونه شیر و میکروبیولوژی از نظر دفع سوش واکسینال به طور هفتگی و به مدت 8 هفته انجام پذیرفته و تماما نتیجه منفی نشان دادند. نتیجتا با توجه به عدم بروز آثار بالینی ناشی از تزریق واکسن، فقدان تولید آنتی بادی مداخله کننده در آزمایش های سرولوژی و نتیجه کشت باکتریولوژی شیر از نظر دفع سویه RB51، میزان دز فوق الذکر در گاوهای آبستن و شیری بی ضرر بوده و این گروه از حیوانات را می توان با اطمینان خاطرواکسینه نمود.
    کلیدواژگان: واکسن RB51، گاو، بروسلوز، دفع باکتری
  • آیت الله نصرالهی عمران صفحه 7
    جنس مالاسزیا شامل مخمرهایی است که بعنوان میکروفلور طبیعی پوست انسان و بسیاری از حیوانات پستانداران و پرندگان محسوب می گردد.هدف از این مطالعه تعیین درصد میزان شیوع مالاسزیا در پوست دامهای منطقه تنکابن با توجه به متغیرهایی نظیر سن، جنس، نژاد همراه با مشخص نمودن گونه های شایع مالاسزیا در این دامها بوده است. درطول نه ماه از تاریخ خرداد87 الی بهمن 87 نمونه گیری از پنج نقطه بدن(پشت بدن، زیر بغل، کشاله ران، گوش، اطراف مقعد) 230راس دام (36 اسب،51 بز، 41 گوسفند و 102 گاو) با استفاده ازتکنیک موکت استریل و اسکراپینگ (Seraping) انجام شد. شناسایی گونه های مالاسزیا بعد از تایید از طریق میکرووماکرومورفولوژی کشت، براساس خصوصیات میکروسکوپیک، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نظیر حضوری از کاتالاز، توانایی هیدرولیزاسکولین، استفاده از ترکیبات مختلف تویین، توانایی رشد بر روی محیط سابورود گلوکز آگار فاقد چربی و با توجه به دستورالعمل های توصیف شده توسط گویلوت (Guillot)، کوئهو (Gueho)، مایسر (Mayser) انجام گرفت. از 113 راس دام(13/49%) دارای کشت مثبت مالاسزیا، گونه های مالاسزیا از 59 راس گاو (21/52%)،23 راس بز(35/20%)،19 راس اسب (81/16%) و12 راس گوسفند(61/10%) جداشدند. از میان نتایج فراهم شده مالاسزیا فور فور با 31مورد(43/27%) غالبترین گونه ایزوله شده و بعد از آن، مالاسزیا گلوبوزا 27 مورد (9/23%)، مالاسزیا پاکی درماتیس 15 مورد (27/13%)، مالاسزیا ابتوزوا 12 مورد (61/10%)، مالاسزیا رستریکتا 11 مورد (73/9%)، مالاسزیا اسلوفیه 11 مورد (73/9%)و مالاسزیا سیمپودیالیس 6 مورد (3/5%)بودند.با توجه به این بررسی ارتباط معنی دار آماری بین سن و نژاد حیوانات با میزان شیوع مالاسزیا مشاهده گردید، در حالیکه بین جنس ومیزان شیوع مالاسزیا این ارتباط وجود نداشت.
    کلیدواژگان: دامهای اهلی، مخمرهای مالاسزیا، تنکابن، پوست
  • رحیم پیغان، امین بهی، عقیل دشتیان نسب، بابک قائدنیا، وحید یگانه صفحه 15
    ویبریوها باکتریهای محیطهای آبی محسوب می شوند که بصورت گسترده ای در آبهای شیرین، مناطق مصبی و محیطهای دریایی پراکنده شده اند. در این تحقیق تاثیر باکتری های V.harveyi و V.alginolyticus بر روی مرگ و میر پست لاروهای 75 روزه میگوی پا سفید (Litopenaeus vannamei) مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایشات بیماریزایی تجربی به روش غوطه وری 30 دقیقه ای و با غلظتهای 108 و109 سلول باکتری در میلی لیتر از هر دو باکتری و تحت شرایط نگهداری بدون استرس انجام گرفت. باکتری V.alginolyticus در هیچ یک از غلظت های مورد مطالعه تلفات قابل توجهی را در جمعیت میگوها ایجاد نکرد. باکتری V.harveyi در غلظت 109 سلول در میلی لیتر تلفات قابل توجه 9/61% را در جمعیت میگوهای مورد مطالعه ایجاد کرده است که میزان جداسازی باکتری از میگوهای تلف شده 8/76% بوده است. ضایعات میکروسکوپیک ایجاد شده در میگوهای بیمار آلوده به V.harveyi در بافت هپاتوپانکراس شامل نکروز و جدا شدن سلول های پوششی هپاتوپانکراسی، بهم ریختن ساختمان ستاره ای شکل توبول ها، حضور ریزه بافت در توبول ها و در موارد نادر تجمع ملانین در اطراف سلول های نکروز شده بوده است. در بافت روده میگوهای آلوده به V.harveyi در 28% موارد نکروز موضعی لایه سلول های پوششی مشاهده گردید. در صد جمعیتی هموسیت های دانه دار بزرگ (LGC)و نیمه دانه دار (SGC) در میگوهای آلوده به V.harveyi کاهش معنی داری را نسبت به گروه شاهد نشان می دهد در حالی که در صد جمعیتی هموسیتهای بدون دانه کوچک (HC) نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری را نشان داده است (05/0≥P). نتایج می تواند به تشخیص هیستوپاتولوژیکی بیماری ویبریوزیس میگو کمک بکند.
    کلیدواژگان: ویبریو هاروی، ویبریو آلجینولیتیکوس، میگوی پاسفید، هیستوپاتولوژی
  • برهان شکراللهی، سیروس امیری نیا، نوید دین پرست جدید، نور امیرمظفری، محمدعلی کمالی صفحه 27
    مقایسه دقیق ژنوم پستانداران نیاز به لوکوس هایی دارد که در طول کروموزوم ها بصورت محفوظ موجود باشند. یکی از ژن هایی که مشخص شده دارای توالی محفوظی است، ژن پروتئین ریبوزومی SA می باشد. هدف از این تحقیق شناسایی توالی ژن پروتئین ریبوزومی SA در گاومیش ایران با استفاده از کلون کردن قطعات مربوط به نشانگر RAPD می باشد. در ابتدا تعداد 80 نمونه خون از جمعیت های مختلف گاومیش ایران اخذ گردید. پس از استخراج DNA، تکثیر پرایمرهای RAPD تحت شرایط بهینه انجام و قطعاتی که در نمونه های مختلف تکرار پذیر بودند، انتخاب گردید. پس از خالص سازی قطعات، عملیات کلونینگ شامل اتصال قطعات به داخل حامل pDrive و انتقال به داخل باکتری DH5α انجام شد و پس از تعیین توالی، توالی ها ویرایش و توسط نرم افزار NCBI-BLASTN آنالیز شد. نتایج نشان داد که یکی از قطعات مربوط به پرایمر RP1(5''GGGACGTCTC3'') شباهت زیادی با توالی نوکلئوتیدی پروتئین ریبوزومی SA در گونه های مختلف دارد. توالی قطعه مورد نظر در گاومیش با گاو، خوک، اسب، سگ، انسان، شمپانزه، بابون و میمون Rhesus در نرم افزار ClustalW هم تراز و سپس درخت فیلوژنیک آن رسم گردید. نتایج نشان داد که شباهت توالی بدست آمده با قطعه مشابه در گاو، خوک، اسب، شمپانزه، بابون، سگ، انسان و میمون Rhesus بترتیب به میزان 93%، 61%، 60%، 62%، 62%، 62%، 62% و 60% می باشد. توالی این ژن در بانک جهانی ژن با شماره دسترسی GQ452383 ثبت گردید. نتایج این مطالعه همچنین امکان گسترش نقشه ژنومی گاومیش را فراهم کرد.
    کلیدواژگان: گاومیش رودخانه ای ایران، پروتئین ریبوزومی SA، درخت فیلوژنیک، نشانگر RAPD
  • هیواکریمی دره آبی، گیتی کریم، حمید میرزایی صفحه 37
    فعالیت بیولوژیکی پروبیوتیکها تحت تاثیر فاکتورهای مختلف محیطی قرار گیرد که هر کدام از این عوامل می تواند بر عملکرد و نیز میزان رشد آنها در تولید فرآورده های پروبیوتیکی موثر باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر فروکتوز، دوزهای 5/0، 1، 5/1 و 2 درصد مایه کشت اولیه و دماهای 35، 38، 41 و 44 درجه سانتی گراد بر سرعت رشد و متابولیسم لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس La5 در شیر استریلیزه بوده است. برای این منظور از شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس La5 بعنوان مایه کشت جهت تلقیح در نمونه های شیر استفاده شد. برای انتخاب دمای مناسب از دماهای متفاوت استفاده شد. اسیدیته و pH نمونه های شیر در طی ساعت متفاوت اندازه گیری و تعداد لاکتوباسیلوس در زمان های صفر، 4 و 8 ساعت بعد از گرمخانه گذاری شمارش گردید برای ارزیابی تاثیر فروکتوز 75/0 درصد به نمونه شیر اضافه گردید سپس نمونه های شیر همراه با نمونه شاهد در دمای 41 درجه سانتی گراد گرمخانه گذاری شد و اسیدیته، pH و تعداد لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس طبق برنامه زمانی فوق الذکر مورد سنجش قرار گرفتند. هر کدام از اعمال فوق 10 بار تکرار واطلاعات توسط آزمونهای آماری با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که تعداد لاکتوباسیلوس و اسیدیته در نمونه های شیر گرمخانه گذاری شده در 41 و 44 درجه ساتی گراد بطور معنی داری بیشتر از دماهای دیگر بود (05/0>P). سرعت افزایش تعداد لاکتوباسیلوس در نمونه های حاوی 2 درصد مایه کشت در ساعت چهارم گرمخانه گذاری بطور معنی داری بیشتر از نمونه های دیگر بود (05/0>P). ولی این تفاوت در ساعت 8 بعد از گرمخانه گذاری معنی دار نبود. تعداد لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اسیدیته در نمونه های شیر حاوی فروکتوز بطور معنی داری بیشتر از نمونه های کنترل بود (05/0>P). نتایج تحقیق نشان می دهد که لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس La5 در 41 درجه سانتیگراد بهتر از سایر دماها رشد کرده و اضافه کردن فروکتوز به شیر سرعت رشد و متابولیسم آنرا افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، فروکتوز، دما، رشد
  • میرهادی خیاط نوری، سیداسماعیل صفوی، حسین اریک آغاجی صفحه 45
    کتوکنازول داروی ضد قارچ وسیع الطیف با کاربرد وسیع در درمان بیماری های قارچی می باشد. علاوه بر اثر ضد قارچی، مطالعات نشان داده اند که این دارو روی تولید هورمون های استروئیدی از جمله گلوکوکورتیکوئیدها و هورمونهای جنسی اثر مهاری دارد. همچنین مصرف کتوکنازول باعث کاهش غلظت تستوسترون در خون و تغییرات بافتی مختلف در بافت بیضه حیوانات آزمایشگاهی می شود. هدف از این مطالعه تعیین اثر تجویز طولانی مدت کتوکنازول بر روی هیستومورفومتری بافت بیضه موش سوری می باشد. در این مطالعه تجربی، از تعداد 50 سر موش سوری نر استفاده شد که در 5 گروه 10تایی تقسیم شدند. موشهای سوری دوز 50 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن از کتوکنازول را روزانه به مدت 15 روز، 1، 2 و3 ماه از راه خوراکی دریافت کردند. یک گروه به عنوان شاهد (نرمال سالین) و 4 گروه دریافت کننده کتوکنازول بودند. بعد از گذشت زمانهای ذکر شده نمونه بافت بیضه اخذ گردید و پس از تهیه مقاطع بافتی و رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین، از لحاظ پارامترهای هیستومورفومتری شامل: قطر لوله های منی ساز، ضخامت بافت پوششی لوله منی ساز، ضخامت بافت بینابینی و ضخامت کپسول همبندی بیضه مطالعه شد. نتایج نشان داد که قطر لوله های منی ساز، ضخامت بافت بینابینی و ضخامت بافت پوششی لوله منی ساز در روز 15 تغییر غیرمعنی دار و در ماه های اول، دوم و سوم بعد از تجویز دارو نسبت به گروه نرمال تغییر معنی دار (05/0p<) نشان می دهد. ضخامت کپسول همبندی بافت بیضه در هیچ یک از گروه ها تغییر معنی دار نشان نداد. نتایج بیانگر این مطلب است که تجویز طولانی مدت کتوکنازول باعث تغییر قطر لوله های منی ساز، ضخامت بافت پوششی و ضخامت بافت بینابینی در بافت بیضه موش سوری می شود. این تغییرات احتمالا به دلیل کاهش غلظت سرمی تستوسترون می باشد.
    کلیدواژگان: هیستومورفومتری، کتوکونازول، بافت بیضه، موش سوری
  • محمدرضا پورعلمی، پویا پورفولادچی صفحه 55
    نوزما آپیس (ساندر) یک تک سلولی کوچک از خانواده میکروسپورید می باشد که یک پارازیت در زنبور عسل بشمار می رود. نوزما آپیس شیو و پراکندگی بسیار وسیع دارد، لذا در مناطق با آب و هوای گرم خشک و استوایی به عنوان یک کشکل اساسی در پرورش زنبور عسل مورد توجه قرار نمی گیرد. در این طرح تحقیقاتی 36 کلنی جمعیت زنبور عسل به کار گرفته شده و تاثیر بیماری نوزما روی کلنی ها در ارتفاعات و مناطق پست با توجه به استفاده از دارو و تاثیرات آب و هوایی مورد مطالعه قرار گرفته اند که چکیده آن به شرح ذیل می باشد: پیشگیری و مبارزه شیمیایی با بیمار نوزما تا 18 درصد افزایش در تولید عسل در هر جمعیت را به همراه داشته است. مهاجرت دادن زنبورها با توجه به تلفات ناشی از آن که تا اندازه ای طبیعی است، باعث افزایش تولید عسل تا 33 درصد می گردد. شرایط آب و هوایی در ارتفاعات منطقه مورد تحقیق (سرد و خشک) همپنین دوره طولانی در عرضه شهد در مقایسه با منطقه پست (آب و هوای معتدل با رطوبت بالا) که باعث کاهش رشد و شیوع بیماری نوزما و در نتیجه تولید بیشتر می گردد (حدود60 درصد). اختلاف موجود در تولید عسل در داخل گروه ها می تواند ناشی از اختلاف ژنتیکی (پدران متفاوت) بین کارگرها (super family) در جمع آوری شهد باشد. عدم تاثیر کامل داروی Fumagillin روی بیماری نوزما را می توان تا اندازه ای در مقاوم شدن بیماری نوزما در مقابل این دارو بر اثر استفاده متداوم و طولانی آن دانست، که اظهار نظر قابل اطمینان در این رابطه نیاز به تحقیقات جداگانه ای دارد.
    کلیدواژگان: زنبور عسل، بیماری نوزما، فوماژلین، فومیدل ب
  • کاوه جعفری خورشیدی، علی حسین پور صفحه 63
    در این تحقیق به منظور بررسی اثرات استفاده از سطوح مختلف آب پنیر تخمیر و تغلیظ شده در جیره غذایی بر میزان سنتز پروتئین میکروبی و تغییر جمعیت تک یاخته ها، از چهار جیره غذایی حاوی سطوح صفر، 5، 10 و 15 درصد آب پنیر (بر اساس وزن خشک) استفاده شد. بدین منظور از 4 راس گوسفند نر از نژاد زل مازندران و فیستول گذاری شده در شکمبه با میانگین وزن 2±35 در آزمایش فاکتوریل (4×4) در قالب طرح آماری مربع لاتین استفاده شد. داده های حاصل از آزمایشات با استفاده از نرم افزار آماری SAS آنالیز شدند و مقایسه میانگین ها با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح احتمال 5% انجام گرفت. برای تخمین میزان پروتئین میکروبی سنتز شده در شکمبه از روش دفع مشتقات پورینی ادرار استفاده شد. تعداد تک یاخته های هولوتریچ و تعداد کل تک یاخته های شکمبه در 6 زمان پس از تغذیه صبح شمارش گردید. نتایج نشان داد که استفاده از آب پنیر تخمیر و تغلیظ شده بر میزان سنتز پروتئین میکروبی موثر بوده و در سطح استفاده 10 و 15 درصد در جیره غذایی سبب کاهش آن می شود. استفاده از آب پنیر مایع تغلیظ شده روی جمعیت کل تک یاخته های شکمبه در ساعت های مختلف نه تنها اثر کاهشی روی جمعیت آنها نداشته بلکه موجب افزایش جمعیت در اکثر ساعات شد.
    کلیدواژگان: آب پنیر تخمیر شده، گوسفند، سنتز پروتئین میکروبی، تک یاخته ها
  • سهراب رسولی، کاوه رحمن پور، کمال جعفری، عزیز سهندی صفحه 71
    سارکوسیستوزیس یک بیماری زئونوز است که عامل آن تک یاخته ای به نام سارکوسیستیس می باشد. در چرخه زندگی این تک یاخته دو میزبان واسط و اصلی و دو مرحله جنسی و غیر جنسی وجود دارد. سارکوسیتوزیس از اکثر مناطق جهان گزارش شده است. در این بررسی از 102 نمونه گوشت چرخ شده گاومیش و 102 نمونه گوشت چرخ شده گاو نمونه گیری بعمل آمد و توسط روش هضمی بر اساس روش توضیح داده شده توسط دوبی آزمایش گردید. بررسی نتایج نشان داده که در نمونه های گوشت گاومیش، 74 مورد (54/72 درصد) و در نمونه های گوشت گاو 61 مورد (92/56 درصد) به تک یاخته سارکوسیست آلوده بوده اند. بررسی حاضر برای اولین بار در شهرستان بوکان از استان آذربایجان غربی انجاممی گیرد. با توجه به درصد بالای آلودگی در این تحقیق لازم است بیماری از حیث بهداشت مواد غذایی، مد نظر ویژه کادر دامپزشکی و بهداشت و درمان شهرستان بوکان قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سارکوسیست، روش هضمی، بوکان، گوشت، گاو، گاومیش
  • غلامرضا اسدنسب، غفور موسوی صفحه 77
    القاء بیهوشی مناسب با کمترین تغییرات قابل قبول یکی از اصل های جراحی است. از داروهای متعددی برای این منظور استفاده به عمل می آید. یکی از این داروها پروپوفول است که برای بیهوشی در سگ از آن استفاده می کنند. پروپوفول همانند سایر داروها می تواند روی برخی از پارامترهای بدنی اثر داشته باشد که این امر را بایستی با توجه به وضعیت بیمار تحت کنترل گرفت. در این مطالعه ده قلاده سگ نژادمخلوط نر بالغ با وزن تقریبی 20 تا 25 کیلوگرم انتخاب گردیدند.دریچه دولتی این سگ ها توسط دستگاه اولتراسونوگرافی بررسی شده و اکوکاردیوگرام M-mode دریچه دولتی آنها ثبت گردیده و فاصله نقطه E تا دیواره بین بطنی اندازه گیری گردید.بعد از تهیه این اکوکاردیوگرام، سگ ها با داروی بیهوشی پروپوفول با دوز القایی mg/kg6 از طریق ورید سفالیک بیهوش گردیدند. تغییرات اکوکاردیوگرافی M-mode دریچه دولتی بلافاصله بعد از تجویز وریدی تا هوشیاری حیوان ثبت شد. سپس تغییرات مشخص اکوکاردیوگرام های ثبت شده در زمانهای خاص به تصاویر رایانه ای تبدیل شدند و فاصله نقطهE تا دیواره بین بطنی نیز همانند روش قبلی اندازه گیری شدند.تغییرات اکوکاردیوگرافی فاصله نقطه E تا دیواره بین بطنی دریچه قبل و بعد از تجویز پروپوفول با همدیگر مقایسه گردیدند که در این مطالعه میانگین این فاصله در حیوان بدون تزریق دارو23/0± 36/5 میلی مترو در حیوان بیهوش شده این فاصله 20/0± 00/6 میلی متر بدست آمد که اختلاف معنی داری بین آنها مشاهده گردید.همچنین این مطالعه آشکار ساخت که پروپوفول می تواند بر روی اندازه این فاصله تاثیر گذارد.
    کلیدواژگان: اولتراسونوگرافی، پروپوفول، سگ، اکوکاردیوگرافی، نقطهE
  • صفحه 85