فهرست مطالب

دانش آب و خاک - سال نوزدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1388)
  • سال نوزدهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/12/20
  • تعداد عناوین: 16
|
  • فریبرز احمدزاده، احمد فاخری فرد، یعقوب دین پژوه، داود فرسادی زاده، علی حسین زاده دلیر صفحه 1
    رگبار طرح یکی از عوامل اصلی در تخمین دبی سیلاب می باشد به طوری که انتخاب رگبار طرح قدم اساسی در تخمین سیلاب های طراحی در بیشتر روش های رایج است. نظر به وجود تغییرات زمانی شدت در رگبارهای سنگین، شناسایی الگوی زمانی رگبار مهمترین گام به شمار می آید. کاربرد الگوی زمانی رگبار در مدل سازی هیدرولوژیکی حوضه ها به عنوان ورودی اصلی جهت اخذ نتایج دقیق بسیار ضروری است. در این تحقیق منحنی های جرم بی بعد رگبارهای تبریز برای زمان های تداوم مختلف استخراج شده و منحنی جرم بی بعد متوسط با استفاده از روش میانگین پیلگریم بدست آمد. مدل ریاضی هر کدام از منحنی های جرم بعلاوه یک مدل کلی رگرسیونی برای منحنی جرم متوسط به-عنوان الگوی زمانی رگبارهای تبریز ایجاد شدند. مقایسه رگبارهای مشاهداتی و رگبارهای حاصل از مدل کلی رگرسیونی (مدل توزیع زمانی)، نزدیکی آنها را به هم نشان داد که برازش خوب مدل را تایید می کند.
    کلیدواژگان: بارش طرح، توزیع زمانی، زمان تداوم، سیلاب طرح، منحنی جرم
  • محمدرضا اصغریپور، مجید رفیعی صفحه 11
    کمپوست تولید شده از زباله به عنوان یک منبع جایگزین کودهای شمیایی برای افزایش حاصل خیزی خاک و تولید محصول شناخته شده است. در این مطالعه قابلیت کمپوست تولید شده از زباله شهری برای بهبود جوانه زنی و رشد گیاهچه های رشد یافته در خاک گلدان بررسی شد. چهار تیمار بر اساس نسبت های اختلاط کمپوست تولیدشده از زباله شهری با خاک در نسبت های 1 به 5/2، 1 به 5، 1 به 5/7 و 1 به 10 در این آزمایش با شاهد (خاک باغی) مقایسه شد. تجزیه های فیزیکی و شیمیایی مخلوط های مختلف انجام گرفت. رشد گیاه، تولید بیوماس و مقدار عناصر پر مصرف (N، P، K، Ca، Mg)، عناصر کم مصرف (Fe، Cu، Mn، Zn، B) و فلزات سنگین (Pb، Ni، Cd، Cr، Co) در گیاه و خاک تعیین شد. حضور کمپوست pH، هدایت الکتریکی، جرم حجمی محیط رشد، مقدار عناصر کم مصرف و پرمصرف و فلزات سنگین در گیاه و خاک را افزایش داد. اما غالب این پارامترها تحت تاثیر مقدار کمپوست در محیط رشد قرار نگرفتند. بیشترین میزان جوانه زنی، رشد گیاهچه و وزن خشک ریشه و ساقه در نسبت اختلاط کمپوست و خاک 1 به 5 مشاهده شد. اما نسبت اختلاط 1 به 5/2 کمپوست و خاک کمترین میزان جوانه زنی و رشد گیاهچه های گوجه فرنگی در میان تیمارها دارا بود. ترکیبات سمی و عدم توازن در عناصر غذایی می توانند مسئول اثرات بازدارندگی کمپوست بر گیاهچه ها باشند. افزودن کمپوست به محیط رشد مقدار عناصر غذایی و فلزات سنگین در گیاه را افزایش داد. کاربرد مقادیر زیاد کمپوست تولید شده از زباله ممکن است اثرات زیانباری را بر محصولات داشته باشد.
    کلیدواژگان: شاخص جوانه زنی، کمپوست زباله، کیفیت کمپوست، گوجه فرنگی
  • علی حسین زاده دلیر، داود فرسادی زاده، محمدعلی قربانی صفحه 23
    بررسی رسوبات معلق در رودخانه ها و عوامل موثر بر آن یکی از مسائل مهم در مباحث مهندسی رودخانه است. در این تحقیق تاثیر متقابل نوسانات سطح آب و دبی جریان بر میزان بار معلق با استفاده از شبکه های عصبی بررسی شد. بدین منظورحوضه آبریز اهر چای با مساحتی بالغ بر2400 کیلومتر مربع از زیر حوضه های آبریز ارس انتخاب گردید. اطلاعات و داده های ایستگاه-های تازه کند، اورنگ، کاسین، اشدلق و برمیس در بالادست سد ستارخان مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه بررسی ها نشان داد که داده های سطح آب نسبت به دبی جریان از دقت کمتری در پیش بینی بار معلق برخوردار می باشد. حداکثر ضریب همبستگی صحت سنجی برای داده های سطح آب 69/0 در ایستگاه اورنگ و کمترین آن 08/0 در ایستگاه اشدلق و برای داده های دبی حداکثر مقدار این ضریب 84/0 در ایستگاه اشدلق و حداقل آن 7/0 در ایستگاه برمیس حاصل شد. دلیل عمده پایین بودن ضریب همبستگی برازش در برخی از ایستگاه ها را می توان کم بودن تعداد داده-ها، عدم دقت اندازه گیری سطح آب در مقایسه با دبی جریان، فقدان توالی زمانی در داده ها بیان نمود. درسطح حوضه نیز روند کلی نتایج بدین صورت است که از بالادست به پائین دست با افزایش میزان دبی جریان و رسوب، نتایج شبکه عصبی از کیفیت بهتری درپیش بینی میزان بار معلق برخوردار بود در حالی که نوسانات سطح آب چنین روندی را نشان نداد.
    کلیدواژگان: اهر چای، بار معلق، دبی جریان، شبکه های عصبی مصنوعی، نوسانات سطح آب
  • شهرزاد یقطین، محمد معز اردلان، مهدی شرفا، حسینعلی علیخانی صفحه 35
    امروزه ورمی کمپوست به عنوان اصلاح کننده خاک با سطح ویژه زیاد و قابلیت بالای نگهداری عناصر غذایی شناخته شده است. به منظور بررسی کارآیی کود ورمی کمپوست تولید شده از زباله های شهری در افزایش رشد و عملکرد گیاه ذرت و مقایسه آن با کمپوست زباله شهری آزمایشی گلدانی انجام شد. ورمی کمپوست و کمپوست زباله شهری به میزان 1%، 3% و 5% با وزن خاک مخلوط شده و در گلدانهای 3 کیلویی ریخته شدند. در هر گلدان شش بذر ذرت کشت شدند و مقدار رطوبت گلدان ها تا نزدیکی رطوبت ظرفیت مزرعه ای کنترل شدند. گیاهان در روز ششم بعد از کشت برداشت شدند. در زمان برداشت گیاهان، وزن خشک اندام هوایی و ریشه و نیز غلظت عناصر غذایی در آنها اندازه گیری شد. نتایج آزمایشات نشان داد که کمپوست و ورمی کمپوست تاثیر مثبتی بر رشد و عملکرد ذرت و جذب عناصر غذایی داشته و با مقادیر مصرف 3% ورمی کمپوست و 5% کمپوست بیشترین عملکرد ماده خشک ریشه و اندام هوایی و جذب عناصر غذایی حاصل گردید. با مصرف مقادیر مذکور از کمپوست و ورمی کمپوست، وزن خشک اندام هوایی بترتیب به میزان 82/178% و 42/178% و وزن خشک ریشه نیز به ترتیب به میزان 45/49% و 63/51% در مقایسه با شاهد افزایش یافت.
    کلیدواژگان: ذرت، عناصر غذایی، کمپوست، محیط کشت گلدانی، ورمی کمپوست
  • محمدتقی اعلمی، وحید نورانی، حمید نظم آرا صفحه 45
    رسوبات حمل شده توسط رودخانه می تواند باعث بوجود آمدن خساراتی به اراضی کشاورزی و تاسیسات آبی گردد. برآورد صحیح بار رسوب در تاسیسات آبی مانند سدها باعث جلوگیری از صرف هزینه های اضافی خواهد شد. کشور ما ایران با دارا بودن رودخانه های متعدد، پتانسیل بالایی جهت ایجاد سد دارد. یکی از دلایل آن کاهش یافتن ظرفیت انتقال آب توسط مقطع رودخانه به دلیل انباشتگی رسوبات می باشد. لذا بررسی پدیده رسوب و برآورد رسوب حمل شده توسط رودخانه اهمیت خاصی دارد. در این راستا تخمین بار معلق رسوب، توجه مدل ساز های شبکه های عصبی مصنوعی را به خود معطوف کرده است. در این تحقیق از شبکه های عصبی مصنوعی برای برآورد رسوب ایستگاه آخولا واقع بر روی رودخانه آجی چای در استان آذربایجان شرقی استفاده شد. اطلاعات این ایستگاه شامل دبی و رسوب روزانه می باشد. در مراحل مختلف برآورد اثر ترکیبی عوامل مختلف دبی آب و دبی رسوب در کارایی شبکه، مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی تاثیر رسوب و دبی ایستگاه های بالادست، علاوه بر داده های ایستگاه آخولا از داده های ایستگاه های ونیار و مرکید نیز برای آموزش شبکه عصبی بکار رفت که بهترین نتیجه را در پی داشت. از روش کلاسیک منحنی سنجه نیز برای برآورد رسوب این ایستگاه استفاده گردید. برای بهینه سازی ضرایب رگرسیونی منحنی سنجه از الگوریتم ژنتیک استفاده شد و البته نتایج بهتری نسبت به روش کلاسیک نداد. با توجه به نتایج بدست آمده تخمین با رسوب در چند ایستگاه با استفاده از شبکه های عصبی، کارآیی بهتری داشت.
    کلیدواژگان: الگوریتم پس انتشار خطا، بار معلق رسوب، تخمین چند ایستگاهه، شبکه های عصبی مصنوعی
  • محمدرضا نیشابوری، احمد فاخری فرد، داود فرسادی زاده، نسرین صادقیان، جعفر خیری صفحه 57
    ضرایب مدل های نفوذ اغلب از طریق برازش داده های تجربی بصورت نفوذ تجمعی و زمان نفوذ تعیین می گرددو توجهی به دو پارامتر مهم در نفوذ یعنی جرم مخصوص ظاهری(Db) و مقدار رطوبت اولیه (W0) نمی شود. در یک زمان مشخص مقدار نفوذ تجمعی نه تنها به زمان بلکه به دو ویژگی یاد شده نیز بستگی دارد. هدف از این تحقیق ارزیابی میزان وابستگی ضرایب مدل های نفوذ، فیلیپ، کاستیاکف و کاستیاکوف اصلاح شده به Db و W0 و نیز ارزیابی دقت تخمین نفوذ تجمعی سه مدل با وارد کردن دو متغیرمذکور در آنها است. برای این منظور ستونهای خاک به قطر23 و طول 80 سانتی متر با جرم مخصوص ظاهری بین 11/1 تا 42/1 گرم بر سانتی متر مکعب و با سه رطوبت وزنی اولیه 6/10، 1/13 و 7/14 درصد در آزمایشگاه تهیه شدند. در مرحله اول داده های نفوذ تجمعی و زمان به مدل های فیلیپ، کاستیاکف و کاستیاکف اصلاح شده برازش وضرایب هر مدل مشخص گردید.سپس ضرایب حاصله بعنوان متغیر وابسته و Db و W0 بعنوان متغیر مستقل منظور و رابطه رگراسیونی هر ضریب با دو متغیر یاد شده تعیین شد. در مرحله بعدی با جایگذاری ضرایب برحسب W0 و Db، مدل های تخمین نفوذ تجمعی (IP) بعنوان تابعی از آن دو متغیرو زمان بدست آمدند. جهت ارزیابی اعتبار هر مدل مقادیرIP محاسبه شده با مقادیر نظیر I (اندازه گیری شده) از طریق ضریب تبیین (R2) و جذر میانگین مربع انحراف(RMSD) مقایسه شدند. نتایج نشان داد که در هر سه مدل وابستگی ضرایب به تغییرات Db به مراتب بیشتر از تبعیت آنهااز W0 بود. قرار دادن ضرایب در مدلها برحسب Db و W0 علی رغم ایجاد پیچیدگی در ظاهر مدلها باعث افزایش دقت تخمینی آنها برای نفوذ تجمعی شد. در این راستا مدل کاستیاکف دارای بالاترین R2 و کمترین RMSD گردید و دقیقتر از دو مدل فیلیپ و کوستیاکوف اصلاح شده توانست در ترکیب مختلفی از Db و W0 نفوذ تجمعی را برآورد کند.
    کلیدواژگان: جرم مخصوص ظاهری، رطوبت اولیه، مدل های نفوذ، نفوذ تجمعی
  • صابره دربندی، احمد فاخری فرد، علی حسین زاده دلیر، سیدعلی اشرف صدرالدینی، داود فرسادی زاده صفحه 71
    هدف این تحقیق کاربرد معادلات سنت- ونانت دو بعدی برای تعیین سطوح ایزوکرونال حوضه کمانج علیا، یکی از زیر حوضه های رودخانه آجی چای واقع در استان آذربایجان شرقی می باشد. برای این منظور ابتدا سطح حوضه مورد مطالعه در محیط GIS به سلول هایی با ابعاد 250×250 متر تقسیم-بندی و سپس نقشه رقومی ارتفاعی (DEM) تهیه شد. معادله نفوذ کوستیاکف بر مبنای تحلیل اطلاعات میدانی با توجه به تطابق مطلوب آن برای بیان مؤلفه نفوذ در معادلات سنت- ونانت انتخاب گردید. حل معادلات با استفاده از تکنیک عددی تفاضلات محدود با روش صریح به انجام رسید. مسیر جریان هر سلول به سلول مجاور تا خروجی تعیین شد. سپس مقدار جریان از سلولی به سلولی مجاور بر مبنای مدل پخشیدگی با لحاظ نمودن میزان نفوذ لحظه ای برای تحلیل زمانی و مکانی شبیه سازی گردید. به ازای رویدادهای مختلف بارش زمان تعادل برای کلیه سلول های حوضه به طور جداگانه محاسبه شد و نقشه ایزوکرونال برای هر رویداد ترسیم گردید. رابطه زمان تمرکز با شدت بارش همچنین سطح زهکشی با شدت بارش بسط داده شد. محاسبه زمان تمرکز نسبت به شدت های مختلف بارش در حوضه مورد مطالعه استخراج گردید. با تغییر اندازه سلول ها از 250×250 به 300×300 و 350×350 متر به علت حذف عوامل توپوگرافیکی و تغییر پارامترهای هیدرولیکی زمان تعادل افزایش نشان داد.
    کلیدواژگان: سطوح ایزوکرونال، مدل پخشیدگی، معادلات سنت، ونانت
  • پریسا سادات آشفته، علیرضا مساح بوانی صفحه 85
    این تحقیق تاثیر ناشی از پدیده تغییر اقلیم بر دما و بارش حوضه آیدوغموش را تحت سناریوی اقلیمیA2 و برای دوره 2069-2040 میلادی (s2050) با در نظر گرفتن عدم قطعیت مربوط به مدل های AOGCM مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا مقادیر دما و بارش ماهانه هفت مدل AOGCM (مدل های گزارش TAR) در دوره پایه 2000-1971 و دوره آتی، برای منطقه مورد مطالعه تهیه گردید. سپس این مقادیر به صورت مکانی و زمانی برای حوضه آیدوغموش کوچک مقیاس شدند. نتایج در مجموع نشان می دهد که دمای حوضه در دوره s2050 بین 1 تا 6 درجه سانتی گراد نسبت به دوره پایه افزایش می یابد. این افزایش برای فصول زمستان و بهار بین 1 تا5/4 درجه سانتی گراد و برای فصول تابستان و پاییز بین 2 تا 6 درجه سانتی گراد می باشد. این در حالی است که حوضه در دوره s2050 شاهد افزایش بارش عمدتا برای فصول پاییز و زمستان و کاهش آن برای دیگر فصول بوده و همچنین محدوده تغییرات بارش 80- تا 100 % خواهد بود. توزیع های احتمالاتی ماهانه دما و بارش منطقه برای دوره s2050 با استفاده از تکنیک وزن دهی Mean Observed Temperature Precipitation تولید گردیدند. نتایج در مجموع نشان می دهد که مدل HadCM3 نسبت به سایر مدل ها بیشترین وزن را برای هر دو متغیر دما و بارش به خود اختصاص داده است.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، حوضه آیدوغموش، عدم قطعیت، وزن دهی
  • ناصر برومند، غلامرضا ثواقبی فیروزآبادی، محسن فرحبخش صفحه 99
    سرعت آزادسازی روی از سطوح خاک به محلول فرایند پویایی است که عرضه مداوم آن را برای رشد گیاهان تنظیم می کند. برای مشخص شدن الگوی آزادسازی روی و تعیین ویژگی هایی از خاک که در آن مؤثر است، سینتیک آزادسازی روی از 20 نمونه خاک انتخابی کشور با عصاره گیر دی اتیلن تری آمین پنتا استیک اسید (DTPA) مورد بررسی قرار گرفت. سرعت آزادسازی در ابتدا زیاد و با گذشت زمان کاهش نشان داد. هشت مدل سینتیکی برای توصیف آزادسازی روی مورد بررسی قرار گرفت. معادلات الوویچ ساده شده، پخشیدگی پارابولیک دوگانه و تابع توانی (دو ثابتی)، آزادسازی روی از خاک ها را به خوبی توصیف کردند. ثابت سرعت پخشیدگی (Kd)، ثابت های سرعت پخشیدگی پارابولیک دو گانه (1K و 2K) و ثابت a و حاصلضرب دو ثابت (ab) معادله تابع توانی همبستگی های معنی داری با pH خاک، مقدار کربنات کلسیم معادل و فسفر قابل استفاده و منگنز عصاره گیری شده با DTPA که ویژگی های مؤثر بر حلالیت، آزادسازی و پخشیدگی روی در خاک ها هستند، نشان دادند. ثابت سرعت الوویچ ساده شده () فقط با فسفر قابل استفاده و ثابت معادله تابع توانی (b) با ظرفیت تبادل کاتیونی، کربن آلی و ظرفیت مزرعه همبستگی معنی دار نشان داد. مقدار آزادسازی اولیه روی (آزادسازی سریع) نسبت به مقدار کل روی آزاد شده از خاک با افزایش مقدار کربنات کلسیم معادل، کاهش یافت.
    کلیدواژگان: آزادسازی روی، ثابت های سرعت، سینتیک، ویژگی های خاک، معادلات سینتیکی
  • سینا بشارت، امیرحسین ناظمی، علی اشرف صدرالدینی صفحه 113
    در سال های اخیر حرکت آب در محیط ریشه بسیار مورد توجه قرارگرفته است. در این تحقیق الگوی مکانی و زمانی جذب آب توسط ریشه درخاک در محیط اطراف درخت سیب مورد مطالعه قرار گرفت. یکی از مهمترین بخش های مدل جذب آب توسط ریشه، تراکم طولی ریشه می باشد که با استفاده از نمونه برداری از خاک در یک چهارم محدوده توسعه ریشه اندازه گیری شد. مدل دوبعدی جذب آب توسط ریشه بر اساس تابع توزیع تراکم ریشه، تعرق پتانسیل و فاکتور تنش آب بسط داده شد. با استفاده از اندازه گیری های منظم توسط رطوبت سنج (TDR) میزان جذب آب توسط ریشه اندازه گیری و براساس حداقل سازی اختلاف بین مقادیر شبیه سازی شده و اندازه گیری شده پارامترهای مدل حذب آب ریشه بهینه گردید. نتایج نشان می دهد که بیشترین جذب درخت سیب در عمق 10 تا 30 سانتیمتر اتفاق می افتد. نتایج همبستگی خوبی را بین داده های اندازه گیری و شبیه سازی نشان داد و مشخص گردید که مدل حاصله کاربردی و انعطاف پذیرمی باشد.
    کلیدواژگان: بهینه سازی، توزیع ریشه، جذب آب، حرکت آب، خاک غیراشباع
  • اصغر اصغری مقدم، عطاالله ندیری، الهام فیجانی صفحه 129
    در چند دهه اخیر محققین به ناهنجاری های شیمیایی موجود در آب، خاک و هوا که سلامتی انسانها را تهدید می کنند، توجه خاصی داشته اند. از این میان غلظت بیش از حد استاندارد (5/1 میلی گرم بر لیتر) فلوئورید در آب های شرب به دلیل تاثیر مستقیم روی فیزیولوژی بدن انسان، اهمیت بالایی دارد. در منابع آبی دشت های بازرگان و پلدشت غلظت فلوئورید بیش از حد استاندارد جهانی (WHO) است. هدف این تحقیق تعیین تغییرات مکانی مقادیر فلوئورید در این دشتها می باشد. بدین منظور از مدل شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان مدلی غیرخطی استفاده گردید. ساختارهای مختلفی از مدل مذکور ارزیابی و بهترین ساختار برای پیش بینی مکانی غلظت فلوئورید در منطقه، ساختار FNN-BFG تشخیص داده شد. مدلسازی مکانی با این ساختار با استفاده از اندازه گیری غلظت یون فلوئورید و یون های همبسته با آن و مختصات محل هر نمونه صورت گرفت، ضرایب تعیین برابر9625/0 و 9019/0 به ترتیب برای مرحله آموزش و مرحله آزمایش به دست آمد. به منظور مقایسه نتایج حاصل از ساختار فوق الذکر با روش زمین آمار، دو شیوه کریجینگ و کوکریجینگ نیز بررسی شدند که به ترتیب ضریب تعیین معادل 7285/0 و 8556/0برای مرحله آزمایش به دست آمد. از میان سه مدل بررسی شده دقیق ترین تخمین غلظت فلوئورید از مدل شبکه عصبی مصنوعی با ساختار انتخاب شده حاصل گردید.
    کلیدواژگان: پیش بینی مکانی، دشت های بازرگان و پلدشت، زمین آمار، شبکه های عصبی مصنوعی، فلوئورید
  • صفر معروفی، گلمر گل محمدی، کوروش محمدی، حمید زارع ابیانه صفحه 147
    یکی از مشکلات مهم مطالعات منابع آب، برآورد منطقه ای بارندگی بر اساس مشاهدات نقطه ای می باشد که می تواند به روش های مختلفی صورت گیرد. در این مطالعه، با استفاده از قابلیت سیستم اطلاعات جغرافیایی و بکارگیری برخی از روش های زمین آمار از قبیل کریجینگ (ساده، معمولی و عمومی) و توابع پایه شعاعی، تغییرات مکانی مشخصه های بارش سالانه استان همدان مورد ارزیابی قرارگرفت است. بدین منظور از داده های آماری 11 ساله تعداد 36 ایستگاه هواشناسی و نقشه رقومی استان استفاده گردید. معیارهای ارزیابی در این پژوهش متوسط خطای اریب، متوسط قدرمطلق خطا، ریشه میانگین مربعات خطا و انحراف استاندارد عمومی، با استفاده از روش اعتبارسنجی حذفی بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهند که میزان بارندگی سالانه در این استان بین 7/206 و 8/494 میلیمتر تغییر می کند. روش کریجینگ ساده با مدل واریوگرام نمایی با توجه به مقادیر متوسط خطای اریب، متوسط خطای مطلق و انحراف استاندارد عمومی که به ترتیب 002/0، 53/16 و 04/21 درصد می-باشند، بهترین روش برای درون یابی مقادیر میانگین بارندگی است. همچنین با توجه به مقادیر خطاهای ذکر شده، روش کریجینگ ساده با مدل دایره ای مناسبترین روش درون یابی مقادیر حداکثر بارندگی می باشد. در خصوص مقادیر حداقل بارش سالانه نیز، روش های کریجینگ معمولی و عمومی با مدل گوسین بهترین نتایج را دادند. این نتایج می توانند در تخمین دقیق تر مکانی مشخصه های بارش منطقه استفاده شوند.
    کلیدواژگان: بارندگی، توابع پایه شعاعی، زمین آمار، سیستم اطلاعات جغرافیایی، کریجینگ، همدان
  • محمود شفاعی بجستان، کبری نیسی صفحه 165
    در تحقیق حاضر اثر اجزای زبر با شکل های مختلف بر تنش برشی بستر و عمق مزدوج پرش هیدرولیکی در کانال های مستطیلی افقی بررسی شده است. آزمایش ها در فلومی به طول 5/7 متر و عرض 3/0 متر در آزمایشگاه هیدرولیک دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. برای این منظور اجزای زبر منشوری با مقاطع مختلف مستطیلی، مثلثی، دایره ای، لوزی و شش ضلعی بررسی شد. در این تحقیق، اجزای زبر بر روی کف فلوم در پایین دست سرریز اوجی به نحوی قرار داده شد که سطح فوقانی آنها در زیر جت ورودی آب قرار گرفت. عدد فرود جریان ورودی در محدوده 5/4 الی 0/12 بود. پروفیل سطح آب، طول غلتان و طول پرش هیدرولیکی در هر آزمایش و هم چنین سرعت جریان طولی و عمقی در تعدادی از آزمایش ها اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد که عمق مزدوج به دلیل وجود اجزای زبر کاهش می یابد. میزان این کاهش بستگی به عدد فرود و شکل اجزای زبر دارد. بیشترین کاهش عمق مزدوج مربوط به وجود اجزای زبر مثلثی شکل بود. در این تحقیق روابطی برای تعیین عمق مزدوج پرش هیدرولیکی و ضریب نیروی برشی بستر بر اساس عدد فرود در مورد اجزای زبر ارائه شده است.
    کلیدواژگان: اجزای زبر، پرش هیدرولیکی، حوضچه ی آرامش، عمق مزدوج
  • حسین بیرامی، محمدرضا نیشابوری، شاهین اوستان صفحه 177
    حذف الکتروسینتیکی فلزات سنگین از خاک های آلوده یک روش ابتکاری جهت اصلاح آنها می باشد. این شیوه کارایی بالایی به ویژه از نظر کاهش زمان لازم برای حذف فلزات سنگین از خاک هایی با گذرپذیری کم در مقایسه با روش های آبشویی متداول دارد. در این پژوهش اصلاح الکتروسینتیکی یک خاک آهکی آلوده به سه فلز سنگین (mg kg−11400Zn =، mg kg−1 15 Cd = و mg kg−1 250 Pb =) ناشی از رهاسازی فاضلاب صنایع معدنی اطراف شهرستان زنجان در شمال غرب ایران با استفاده از ستونهای خاک دست خورده بررسی شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح رطوبتی (اشباع، FC و FC7/0) و دو شیب ولتاژ (33/1 و 66/2 ولت بر سانتی متر ستون خاک) بودند. تاثیر سه الکترولیت (آب مقطر، اسید استیک و EDTA)، گردش الکترولیت و جابجایی آند بر کارایی حذف فلزات سنگین نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایشات نشان داد که کارایی حذف فلزات سنگین از خاک آلوده با افزایش رطوبت خاک و شیب ولتاژ اعمال شده، بطور چشمگیری افزایش می یابد. افزایش شیب ولتاژ و محتوای رطوبتی موجب افزایش مهاجرت یونی و در نتیجه افزایش حذف فلزات گردید. حذف فلزات سنگین در سطح رطوبتی اشباع بالاترین مقدار را داشت، بطوریکه 6/32 درصد Cd، 3/31 درصد Zn و 8/18 درصد Pb بعد از 10 روز اعمال جریان الکتریکی حذف شدند. با کاهش رطوبت به FC7/0، میانگین درصد حذف برای سه فلز سنگین بترتیب به 21، 4/18 و 3/12 درصد رسید. در بین سه فلز سنگین مورد نظر،Cd بیشترین مقدار حذف از خاک را داشت و Zn و Pb از نظر میانگین درصد حذف در مراتب بعدی قرار داشتند.
    کلیدواژگان: اصلاح الکتروسینتیک، آلودگی زدایی، رطوبت خاک، شیب ولتاژ، Cd، Pb، Zn
  • حمید زارع ابیانه، عادل قاسمی، مریم بیات ورکشی، کوروش محمدی، علی اکبر سبزی پرور صفحه 201

    در این تحقیق، کارائی دو نرم افزار شبکه عصبی مصنوعی (ANN) در برآورد تبخیر-تعرق گیاه مرجع (ET0) بررسی گردید. بدین منظور از داده های 2 سال لایسیمتری به عنوان ارقام شاهد برای ارزیابی استفاده شده و دو نرم افزار مرسوم NS وNW با قابلیت به کارگیری آلگوریتم های متفاوت، به کار رفت. جهت ارزیابی اجرای دو نرم افزار برای آرایش ها، قواعد یادگیری و توابع محرک مختلف، از شاخص های آماری جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین خطای مطلق (MAE) و ضریب تعیین (R2) استفاده شد. با اجرای نرم افزار NS آرایش مطلوب با ویژگی حداقل RMSE، MAE و حداکثر R2 در مقایسه با ارقام مشاهداتی (لایسیمتری) به ترتیب معادل 08/0 (میلی متر در روز)، 07/0 (میلی متر در روز) و 87/0 بدست آمد. نتایج تحقیق نشان داد نرم افزار NS با آرایش مطلوب که ویژگی مدل آموزشی گرادیان مزدوج و تابع محرک سیگمویید را دارا باشد، نسبت به نرم افزار NW با توجه به تعداد تکرار کمتر و زمان محاسباتی کوتاه تر برتری دارد. نتایج نشان داد وجود دو لایه پنهان نسبت به یک لایه پنهان بر دقت تبخیر-تعرق برآورد شده از نرم افزار، تاثیری نداشت. بررسی حساسیت مدل شبکه عصبی مصنوعی نشان داد که تبخیر- تعرق بیشترین وابستگی را به حداکثر دمای هوا و کمترین وابستگی را به حداقل رطوبت نسبی دارد.

    کلیدواژگان: تبخیر، تعرق گیاه مرجع، دمای هوا، رطوبت سنجی، شبکه عصبی مصنوعی
  • امیر قلاوند، خسرو محمدی، مجید آقاعلیخانی، یوسف سهرابی صفحه 213
    به منظور معرفی یک سیستم کود دهی و تغذیه پایدار در زراعت نخود، تاثیر کود های مختلف شامل کود سبز، کود دامی، کمپوست، کود های زیستی و منابع شیمیایی بر عملکرد و کیفیت نخود زراعی (Cicer arietinum) رقم پیروز در یک آزمایش مزرعه ای در سال های 1386 و 1387 در شهرستان سنندج بررسی گردید. آزمایش به صورت کرت های دو بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. کشت کود سبز (G1) و عدم کشت آن (G2) به عنوان سطوح عامل اصلی و پنج روش تامین کود پایه شامل 20 تن کود دامی در هکتار (N1)، 10 تن کمپوست در هکتار (N2)، 75 کیلوگرم سوپر فسفات تریپل در هکتار (N3)، 5 تن کمپوست+10تن کود دامی در هکتار (N4) و 5 تن کمپوست+10 تن کود دامی+50 کیلوگرم سوپر فسفات تریپل در هکتار (N5) به عنوان عامل فرعی تعیین شدند. همچنین چهار ترکیب کود زیستی شامل باکتری باسیلوس لنتوس سویه P5 و سودوموناس پوتیدا سویه P13 (B1)، قارچ تریکودرما هارزیانوم سویه T39 (B2)، باکتری باسیلوس و سودوموناس + قارچ تریکودرما (B3) و تیمار شاهد بدون تلقیح با قارچ و باکتری (B4) به عنوان سطوح عامل فرعی فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که کود سبز تعداد غلاف در بوته و تعداد غلاف بارور را در واحد سطح افزایش داد و بیشترین تعداد غلاف در واحد سطح از کاربرد توام کود زیستی (B3) و کود سبز حاصل شد. برهمکنش کود سبز با تیمار N5 بیشترین اجزای عملکرد دانه را موجب شد. همچنین کاربرد فسفر شیمیایی و باکتری های حل کننده فسفات به تنهایی تاثیری بر وزن صد دانه نخود نداشتند. با توجه به معنی دار شدن کلیه برهمکنش های دو جانبه و سه جانبه عوامل مورد بررسی تیمار G1N5B3 به عنوان تیمار برتر شناخته شد. افزایش معنی دار میزان نیتروژن، فسفر، پتاسیم، منیزیم و آهن در برگ ها و دانه در این تیمار، معرفی آن به عنوان تیمار برتر را توجیه می نماید. بیشترین پروتئین و نشاسته دانه نیز در تیمار N5 تولید گردید. همچنین این تیمار با کاهش فیبر خام و زمان پختن دانه و افزایش درصد قند بر کیفیت دانه نخود افزود.
    کلیدواژگان: کودآلی، کودزیستی، کودسبز، تولید پایدار، نخود
|
  • F. Ahmadzadeh, A. Fakheri Fard, Y. Dinpajooh, D. Farsadizadeh, A. Hosseinzadeh Dalir Page 1
    The design storm is one of the main elements in flood estimation, as the choice of a design storm is an essential step in the many commonly used methods for estimation of design floods. Regarding to the existence of temporal variations in heavy storms, recognition of the storm temporal pattern is an important aspect. Application of storm temporal pattern in watershed hydrological modeling is a great necessity, as the main input, to gain more accurate results. In this research the dimensionless mass curves of intense storms of Tabriz station were extracted for different duration and average dimensionless mass curve were obtained using Pilgrim mean method. The mathematical model of each mass curve a general regression model for the average one as the temporal pattern of Tabriz storms were developed. The comparison of observed storms and those resulted from general regression model (temporal pattern model) indicated the closeness of them which confirmed the model goodness of fit.
  • Mr Asgharipour, M. Rafiei Page 11
    Compost has been identified as an alternative chemical fertilizer to increase soil fertility and crop production. In this study the capacity of the compost produced from urban wastes to enhance seedling emergence grown in potting soil was investigated. Four treatments were compared based on the addition of increasing quantities of compost to soil (1:2.5, 1:5, 1:7.5, 1:10 compost to soil ratio, v/v). Physical and chemical analyses of the different mixtures were made. Plant growth, biomass production, macronutrients, micronutrients, and heavy metal contents of plant and soil were determined. The addition of compost increased pH, electrical conductivity (EC) of substrates, and macronutrients (N, P, K, Ca, Mg), micronutrients)Fe, Cu, Mn, Zn, B) and heavy metal (Pb, Ni, Cd, Cr, Co) of plants and substrates. The highest germination, growth rate, shoots and roots dry weights were obtained with the medium prepared by mixing rate of 1:5 compost and soil. The mixture with 1:2.5 rate had the lowest germination and growth of tomato seedling. Both toxic constituents and nutrient imbalances may be responsible for the growth-inhibiting effects of the municipal compost in the treatment. The addition of compost to growth media increased plant nutrient and heavy metal contents of plants. Excess adding of municipal compost to agricultural soil may lead to deleterious effects on crops.
  • A. Hosseinzadeh Dalir, D. Farsadizadeh, Ma Ghorbani Page 23
    Evaluation of suspended sediments and parameters affecting them is of great importance in river engineering. In this research the effects of water level and flow discharge fluctuations on suspended sediment load were studied using Artificial neural networks (ANNs). Ahar chay river basin, located in north of Iran, with area totaling about 2400 km2 as a sub-basin of Aras river was chosen. Data from Tazeh-Kand, Orang, Casein, Oshdologh and Bermice (upstream of Sattarkhan dam) stations were employed in ANNs method and the suspended sediment were predicted. The results showed that, suspended load forecasted by water level data had low accuracy than that forecasted by the flow discharge. The maximum and minimum coefficients of correlation for water level data were 0.69 and 0.08 in Orang and Oshdologh stations, respectively. The corresponding values for flow discharge were 0.84 in Oshdologh and 0.7 in Bermice. The main reason for the low coefficient of fittness in some stations probably were due to shortage of data, lack of temporal sequence and inaccuracy of water level fluctuations compared to the flow measurements. It appeared that, in this basin, in moving from high to low land with increasing discharge and sediment rates, the results of ANN became more reliable. Water level fluctuations did not show this trend.
  • Sh Yaghtin, M. Moez Ardalan, M. Shorafa, Ha Alikhani Page 35
    Vermicompost as soil amendment is known for its large surface area and high nutrients holding capacity. A greenhouse trial was conducted to compare the municipal solid waste vermicompost and compost as potting media for the growth of corns. The mixing proportion of compost and vermicompost with soil were 0%, 1%, 3% and 5% of pot weights. Six corn seeds were planted in each pot and moisture contents of the pots were controlled close to filed capacity (FC). Plants were harvested at 60th day after planting. The results showed that all potted mixtures produced significantly higher biomass than the control (only soil). There was a positive significant relationship between the amount of compost and vermicompost added to the soil and the uptake of nutrients by corn. The optimum mixing proportion for vermicompost was 3% and for compost was 5% of pot weight. The results showed that the adding of 5% compost and 3% vermicompost to the soil, respectively, led to 178.82% and 178.42% increase in shoot dry weight and 49. 54% and 51.63% in root dry weight as compared to the control, respectively.
  • Mt Aalami, V. Nourani, H. Nazamara Page 45
    Sediments transported by river may cause damages to cultivated land and hydraulic structures. Accurate estimation of sediment load for hydraulic structures (e.g. dam) can prevent extra costs. Because of the existence of many rivers, our country, Iran, has high potential for dam construction. On the other hand, flood disaster causes huge damage every year. The main reason for magnifying the effects of this disaster can be related to the reduction of water conveyance capacity of the rivers because of sediment deposition. Therefore, the correct estimation of the transported sediment will be highly important. Prediction of the suspended sediment load can be accomplished by the Artificial Neural Networks (ANNs). In this study, ANNs are used to estimate suspended sediment load in Akhola station, located on the Ajichay River in East Azarbaijan, Iran. The available data for this station were daily discharge and sediment load The ANN sensivity for these parameters was examined in the modeling. In order to evaluate the effect of the upstream stations load, the data of Markid and Vanyar stations were also used to train the network, which led to more accurate result. The classic rating curve method was also used to estimate the sediment load at this station. To optimize the coefficients of the rating curve, the genetic algorithm was employed, its result of caerse did not show superiority on the classic optimization method. Regarding these results, multi-station estimation using ANNs has better efficiency.
  • Mr Neyshabouri, A. Fakhery-Fard, D. Farsadizade, N. Sadeghian, J. Kheiry Page 57
    Determining of the coefficients in infiltration models often is accomplished by fitting experimental data (cumulative infiltration and time) to the models; the two important soil parameters, soil bulk density (Db), and Initial water content (W0) are overlooked. In the current study it was aimed to find out to what extent the coefficients in Kostiakov, modified Kostiakov and Philip infiltration models would depond on Db and W0 and by entering those two variables into the models how much the predicting accuracy may be improved. For this purpose soil columns using PVC tubes with 23 cm in diameter and 80 cm length were prepared with four Db ranging from 1.11 to 1.42 gcm-3 and three W0 of 0.106, 0.131 and 0.147 gg-1. Infiltration tests were run with each combination of Db and W0 with two replicates, and the cumulative infiltratoion (I) were recorded at various times (t). Constant presure head of 2.1 cm water was maintained on the soil surfuce during all tests until approaching steady infiltration rate when tests were terminated. At the first step of data analysis, I and tdata were fitted to Kostiakov, modified Kostiakov and Philip models and their coefficients were computed. Then, the coefficients were regressed against Db and W0 and the regression equations were constructed. An the second step by applying those equations, the coefficients in the models were substitueted in terms of Db and W0 and cumulative infiltration, (Ip) were predicted by using three variables of t, Db and W0. Comparing the corresponding set of I and Ip through computing linear correlation coefficient (R) and root mean square deviation (RMSD) was the final step of data analysis. Results indicated that the dependence of the coefficients of these models on Db was quite greater than on W0. Entering Db and W0 into the models inspite of making them relatively complicated, resulted in better prediction of cumulative infiltration at most combinations of Db and W0. In this respect Kostiakov model with Db and W0 entered to it, produced more accurate prediction comparing to Philip and modified Kostiakov models.
  • S. Darbandi, A. Fakheri Fard, A. Hosseinzadeh Dalir, Sa Sadraddini, D. Farsadyzadeh Page 71
    The aim of this research is the application of two dimensional Saint-Venant equations for determenation of isochronal areas over the Kamanaj Olia watershed, a sub-watershed of Ajichay, located in East Azarbaijan Province, Iran. For this purpose watershed area was divided into 250×250 meters cells using GIS, then digital elevation model was prepared. Kostiokov infiltration model, as the best fitted model to measured infiltration data was selected for expressing infiltration component in Saint-Venant equations. Saint-Venant equations were solved using explicit method of finite difference numerical technique. Flow trajectory was calculated cell to cell to reach the outlet. Considering the momentary infiltration, the cell to cell flow rate was simulated using diffusive model for the purpose of spatial and temporal analysis.The equilibrium time for each cell was calculated to achieve the drivation isochronal maps for any rainfall event. Based on these maps the relation of concentration time with rainfall intensity as well as that of drainage area with rainfall intensity were developed.The eqiuilibrium time increased as the cell size changed from 250×250 to 300×300 and 350×350 meters, because of topographic and hydraulic parameters variation.
  • Ps Ashofteh, Ar Massah Page 85
    This research work is aimed to investigate temperature and precipitation changes in Aidoghmoush basin considering uncertainty of AOGCM models that may occur due to climate change in time period 2040-2069 (2050s). At first, monthly temperature and precipitation data of TAR-AOGCM models were provided for baseline period (1971-2000) and future period (2040-2069) under the SRES emission scenario, namely A2. Then, these data were downscaled spatially and temporally to Aidoghmoush basin. Results show temperature increase of 1 to 6˚C in 2050s relative to the baseline period. On the other hand, in 2050s precipitation shows substantial increase in autumn and winter and decrease in other seasons relative to the baseline. Monthly probability distribution function, of temperature and precipitation in the period 2050s were established by weighting method. Results indicated that the HadCM3 model has the most weighing for simulation of temperature and precipitation than the other models.
  • N. Broomand, Gh Savaghebi-Firoozabadi, M. Farahbakhsh Page 99
    The rate of Zn desorption from soil surfaces into soil solution is a dynamic factor that regulates it continuous supply to growing plants. To ascertain the pattern of Zn desorption and the effective soil characteristics, the kinetics of Zn desorption from 20 selected soils of Iran by diethylentriaminepentaacetic acid (DTPA) were investigated. Eight kinetic models were evaluated to describe the rate of desorption of soil Zn by DTPA, which was rapid initially but gradually declined with time. The simple Elovich, the parabolic double diffusion and the two constant rate equations adequately described Zn desorption from soils. Rate constants for the parabolic double diffusion equation (K1 and K2), the two constants (a and ab), and parabolic diffusion (Kd) were closely correlated with soil pH, calcium carbonate equivalent, Olsen-P and DTPA-Mn, which are the soil characteristics that affect solubility, desorption and diffusion of Zn in soils. Rate constant for the simple Elovich equation (βs) was correlated with Olsen-P and rate constant for two-constant equation (b) was correlated with CEC, organic carbon and FC. The ratio of initial Zn desorption (rapid desorption) to total Zn desorption of soils decreased significantly with increase in calcium carbonate equivalent of soils.
  • S. Besharat, Ah Nazemi, Saa Sadraddini Page 113
    Water movement through the root zone has attracted an increasing interest during the last few decades. In this research, the spatial and temporal patterns of root water uptake were studied in the root zone of an apple tree. An important part of the root water uptake model is root length density which was measured by sampling soil cores in the one quarter of the root zone. A 2D model of root water uptake was established, which included root density distribution function, potential transpiration and soil water stress-modified factor. Root water uptake distribution was measured by an array of TDR probes and the model parameters were optimized, by minimizing the residuals between the measured and simulated data. Studies showed that the maximum root water uptake occurred at depth 10-30 cm. The results also showed an excellent agreement between the measured data and the simulated outputs, indicating that the developed root water uptake model was efficient and feasible.
  • A. Asghari Moghaddam_A. A Nadiri_E. Fijani Page 129
    In the last decades, researchers had high consideration on the presence of chemical anomalies in water, soil and air which threat human health. Anomalies in fluoride concentration values exceeding standard limit (>1.5 mg/l) in drinking water have high importance, because of direct influence on physiology of human body. Fluoride concentration values of water resources in Bazargan and poldasht plains exceed standard limit (WHO). The aim of this research is spatial prediction of fluoride concentration in these plains. For this purpose Artificial Neural Networks (ANNs) model was utilized as a nonlinear model. For spatial prediction of fluoride concentration in the study area, different structures of these models were tested and the best structure (FNN-BFG) was determined. Spatial modeling was carried out by this structure and using fluoride ion concentration, correlated ions values and position of each sample, for which the determination coefficients of training and test steps were equal to 0.9625 and 0.9019 respectively. Then, results of the model were compared to those of the geostatistical methods of kriging and cokriging and the determination coefficients for test steps were 0.7285 and 0.8556, respectively. The best results of the three developed models were related to ANNs models.
  • S. Marofi, G. Golmohammadi, K. Mohammadi, H. Zare Abyaneh Page 147
    Estimation of regional rainfall is one of important problems of water resources studies that can be accomplished by different methods. In this research, based on GIS capability and application of some geostatistical methods such as Kriging (simple, ordinary and universal) and radial basis functions (RBF), the spatial distribution of annual rainfall characteristics of Hamedan province were evaluated. In this regard, the observed data of 11 years in 36 meteorological stations and digital elevation model of the study area were used. To evaluate the methods, the cross validation technique was applied by error estimation. The results show that rainfall of the area varies between 206.7 and 494.8 mm. They also illustrate that the simple Kriging (with exponential model variogram) is the best method for average annual rainfall interpolation based on the mean bios error, mean absolute error and root mean squared error. They were 0.002, 16.53 and 21.04, respectively. Based on the estimated errors, in the case of maximum data, simple Kriging (with circular model) was identified as the reliable estimation method. The ordinary and universal Kriging methods (with Gaussian model) were also recognized as the most precise methods for the minimum rainfall data estimation. These results can be used to local estimation of rainfall characteristics of the region.
  • M. Shafai Bejestan, K. Nici Page 165
    In this study, the effect of shape of roughness elements on the bed shear stress and sequent depth of hydraulic jump have been investigated. Experiments are conducted in a rectangular flume 0f 7.5 m long and 0.3 m wide in the hydraulic laboratory of Shahid Chamran University, Ahwaz, Iran. For the purpose of this study, prismatic roughness elements with different shapes: rectangular, triangular, circular, lozenge and hexangular were tested. The roughened elements are glued on the bed of flume downstream of ogee spillway in such a way that the incoming water jet is just above the element surface. The incoming Froude number was in the range of 4.5 to 12. During each tests the water surface profile, the roller length and the jump length were measured. In few tests the longitudes and vertical flow velocity were measured. The results indicated that the presence of rough elements can reduce the sequent depth ratio. The amount of reduction would depend on the Froude number and the roughness shape. The triangular element can produce lesser sequent depth ratio. Relations have been presented in this study for the sequent depth of hydraulic jump and shear force coefficient of bed as a function of the Froude number for each roughness shape.
  • H. Beyrami, Mr Neyshabouri, Sh Oustan Page 177
    Electrokinetic removal of heavy metals from the contaminated soils seems an innovative approach for their remediation. This technique may require much less time for the removal particularly in the soil with lower permeability comparing to the conventional leaching methods. In the current study electrokinetic remediation of a calcareous soil contaminated by three heavy metals (Zn=1400 mg kg-1, Cd=15 mg kg-1 and Pb=250 mg kg-1) due to the release of sludge's from mining industry around Zanjan city north west of Iran, was investigated in disturbed soil columns. Treatments imposed during the experiment were three moisture contents (saturated, FC and 0.7 FC), and two voltage gradients (1.3 and 2.66 volts per cm of the column length). Effects of three electrolytes (distilled water, Acetic acid, EDTA), electrolyte circulation and anodes displacement on the removal efficiency were also studied. Experimental data showed that raising voltage gradient and water content both enhanced ion migration through the column and thus led to considerably grater removal. After 10 days imposing the above voltage gradient under saturation condition, the removal of Cd, Zn and Pb achieved to 32.6%, 31.3% and 18.9%, respectively. Reducing water content to 0.7 FC reduced the removal percents to 21%, 18.4% and 12.3%, respectively. The largest removal belonged to Cd; with Zn and Pb being the second and third in this respect.
  • H. Zare Abyaneh, A. Gasemi, M. Bayat Varkeshi, K. Mohammadi, Aa Sabziparvar Page 201

    In this study, the performance of two different artificial neural network software's named neuro solution (NS) and neural works professional II (NW) in estimation of crop reference evapotranspiration (ET0) were evaluated. For models evaluation, some statistical parameters such as root mean square error (RMSE), mean absolute error (MAE) and coefficient of determination (R2) were calculated for different arrays, learning rules and transfer functions. For the NS software the best fitted array characterizing with lowest values of RMSE, MAE and highest R2 were found to be 0.08, 0.07 (mm day-1) and 0.87, respectively. Results showed that the NS software with the best fitted network array of: learning rule of conjugate gradient and transfer function of sigmoid type, which required shorter computational time and less iteration loops, can perform better prediction. The results indicated that using two hidden layers did not improve the accuracy of ET0 predictions, in comparison with the results obtained by one hidden layer layout. The sensitivity analysis of neural network model revealed that ET0 is very sensitive to maximum air temperature (Tmax). In contrast, the estimated daily ET0 showed the lowest sensitivity to minimum relative humidity (RHmin).

  • A. Ghalavand, K. Mohammadi, M. Agha Alikhani, Y. Sohrabi Page 213
    In order to introduce a sustainable soil fertility system in Kurdistan province (Sanandaj), a field experiment was carried out in 2007 and 2008 growing season. In this research effect of different fertilizers including farm yard manure, compost, biofertilizers, chemical phosphorus and green manure was investigated on grain yield and quality of chickpea (Cicer arietinum, Pirouz cultivar). Experimental units were arranged in split-split plots design based on randomized complete blocks with three replications. Main plots consisted of (G1): establishing a mixed vegetation of Vicia panunica and Hordeum vulgare and (G2): control, as green manure levels. Also, five methods for obtaining the base fertilizer requirement including (N1): 20 t.ha-1 farm yard manure; (N2): 10 t.ha-1 compost; (N3): 75 kg.ha-1 triple super phosphate; (N4): 10 t.ha-1 farm yard manure & 5 t.ha-1 compost and (N5): 10 t.ha-1 farm yard manure & 5 t.ha-1 compost & 50 kg.ha-1 triple super phosphate were considered in split plots. Four levels of biofertilizers were (B1): Bacillus lentus and Pseudomonas putida; (B2): Trichoderma harzianum; (B3): Bacillus lentus and Pseudomonas putida & Trichoderma harzianum; and (B4): control, (without biofertilizers). Results showed that green manure increased pod number/plant and number of fertile pods per area. Integrating biofertilizers (B3) and green manure (G1) produced the highest rate of pod number per plant. G1×N5 interaction obtained the highest amount of yield component (p≤0.01). However sole application of chemical phosphorus and phosphate solubilizing bacteria (PSB) has not significant effect on 100 grain weight. Regarding to significant differences between experimental treatments in all two and three way interactions G1N5B3 was determined as the superior treatment. Significant increasing of N, P, K, Fe and Mg in chickpea leaves and grains emphasized on superiority of mentioned treatment. Highest amount of protein and starch were obtained under (N5) treatment. Also, this treatment having low crude fiber, high total sugar content and reduced cooking time, increased the quality of chickpea grains.