فهرست مطالب

المپیک - سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 49، بهار 1389)
  • سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 49، بهار 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/01/10
  • تعداد عناوین: 13
|
  • دکتر مهدی مقرنسی صفحه 7
    شواهد علمی نشان می دهند مولکول های چسبان سلولی و میانجی های التهابی که موجب افزایش فعالیت آندوتلیال عروقی می شوند و شاخص های قلبی- عروقی جدیدند که در مقایسه با شاخص های سنتی در پیشگویی بیماری های قلبی- عروقی حساسیت بیشتری دارند و در پاتوژنز آترواسکلروز نقش مهمی بر عهده دارند. هدف این پژوهش عبارت است از مطالعه اثر کوتاه مدت (یک جلسه) و طولانی مدت (24 و 36 جلسه) تمرین تداومی هوازی بر شاخص های قلبی- عروقی جدید و سنتی موش های نر ویستار. 36 سرموش نر 3 ماهه از نژاد ویستار به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (18 سرموش، با وزن 11±202 گرم) و کنترل (18 سرموش، با وزن 12±201 گرم) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 12 هفته و هفته ای 3 جلسه، با شدت 55 تا 85 درصد max2Vo (معادل دامنه سرعت 15 تا 30 متر در دقیقه) به مدت 15 تا 60 دقیقه اجرا شد. خون گیری پس از 14 ساعت ناشتایی در سه مرحله تمرین با شرایط مشابه انجام گرفت. برای اندازه گیری مقادیر 1sICAM- از کیت تجاری الایزای شرکت R&D و مقادیر β1IL- وTNF-α از کیت های تجاری الایزای شرکت Koma استفاده شد. مقادیر TC، TG، HDL-C، و LDL-C پلاسمایی با استفاده از کیت های شرکت پارس آزمون اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از آزمون های اندازه گیری های مکرر، تعقیبی LSD، و t مستقل تحلیل شدند. نتایج نشان داد یک جلسه تمرین هوازی تغییر معناداری در مقادیر شاخص های قلبی- عروقی ایجاد نکرد. پس از 24 جلسه تمرین هوازی مقادیر متغیرهای 1 sICAM-(179/0=p)، β1IL- (072/0=p)، TNF-α (163/0=p)، TC (059/0=p)، TG (340/0=p)، و LDL-C (591/0=p) کاهش معناداری نداشتند، در حالی که تنها مقادیر HDL-C (035/0=p) با افزایش معناداری همراه بود. با ادامه تمرین تا 36 جلسه، 1sICAM- (001/0=p)، β1IL- (002/0=p)، TNF-α (016/0=p)، TC (001/0=p)، TG (024/0=p)، و LDL-C (031/0=p) کاهش معناداری پیدا کردند. تفاوت معنادار بین گروهی نیز در مقادیر 1sICAM- (001/0=p)، β1IL- (039/0=p)، TNF-α (028/0=p)، TC (000/0=p)، TG (001/0=p)، LDL-C (000/0=p)، و HDL-C (002/0=p) در انتهای پژوهش دیده شد. یافته های این پژوهش نشان داد، تمرین های تداومی هوازی با افزایش HDL-C و کاهش TC، TG، LDL-C (شاخص های سنتی)، 1sICAM-، β1IL- و TNF-α که شاخص های جدید بیماری های قلبی- عروقی محسوب می شوند افراد را در مقابل خطر بیماری های قلبی- عروقی ایمن می سازند و احتمالا در پیشگیری و کنترل بیماری های قلبی- عروقی نقش مهمی دارند.
    کلیدواژگان: تمرین تداومی هوازی، موش ویستار، مولکول های چسبان سلولی، میانجی های التهابی، نیمرخ چربی
  • دکتر نادر رهنما، دکتر عفت بمبئی چی، حمیدرضا صادقی پور، عبدالحمید دانشجو، علی باقر نظریان، محمدرضا باتوانی صفحه 19
    هدف از تحقیق حاضر عبارت است از بررسی دیدگاه فیزیوتراپیست های ایرانی به کاربرد مهارت های روان شناسی در برنامه های بازتوانی ورزشکاران آسیب دیده. برای این منظور، فیزیوتراپیست های 65 باشگاه ورزشی در سه شهر تهران، اصفهان، و شیراز به صورت هدفدار انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه استانداردشده روان شناسی ورزش و فیزیوتراپی (PSPQ) بود که آروینن بارو و همکاران در سال 2007 استفاده کردند و در مجله بازتوانی به چاپ رسید. در این پرسشنامه وضعیت روانی ورزشکاران آسیب دیده از دید فیزیوتراپیست ها، مهارت های روانی مورد استفاده آن ها در درمان ورزشکاران، و برخی موارد دیگر ارزیابی شده بود. در مجموع، 52 نفر پرسشنامه ها را به طور کامل برگرداندند. نتایج این تحقیق نشان داد 98 درصد فیزیوتراپیست ها معتقد بودند ورزشکاران آسیب دیده از لحاظ روحی تحت تاثیر آسیب قرار می گیرند. همچنین، 1/96 درصد درمان ورزشکار آسیب دیده را از لحاظ روانی مهم دانستند. در تحقیق حاضر، 75 درصد از فیزیوتراپیست ها عنوان کردند که تاکنون هرگز ورزشکاران آسیب دیده را به علت مشکلات روانی ناشی از آسیب به روان شناسان ارجاع نداده اند. 73 درصد از آن ها به روان شناسان معتبر دسترسی نداشتند، و 8/78 درصد از آن ها هیچ روش استاندارد و خاصی برای ارجاع ورزشکاران آسیب دیده به روان شناسان نمی شناختند. به گفته فیزیوتراپیست ها، تمایل به ادامه ورزش (7/0±5/4) مهم ترین مشکل روانی ورزشکاران آسیب دیده بوده است. از نظر فیزیوتراپیست ها، اعتماد به نفس(1/46 درصد) مهم ترین خصوصیت روانی برای موفقیت در برنامه بازتوانی است، ضمن آنکه افزایش اعتماد به نفس (96/0±2/4)، تشویق به مثبت نگریستن به درمان (99/0±4)، و آموزش فنون ریلکسیشن عضلانی (1/1±7/3) به ترتیب مهم ترین تکنیک های روانی فیزیوتراپیست ها در درمان ورزشکاران آسیب دیده بوده است. در مجموع 5/86 درصد، آموزش در زمینه روان شناسی را برای فیزیوتراپیست ها لازم و ضروری دانسته اند. ایجاد همکاری متقابل بین روان شناسان و فیزیوتراپیست ها و برگزاری کارگاه ها و سمینارهای روان شناسی در رفع نیازهای آموزشی فیزیوتراپیست ها در زمینه مهارت های روان شناختی کمک کننده است.
    کلیدواژگان: آسیب ورزشی، بازتوانی، روان شناسی، فیزیوتراپی
  • دکتر حمید رجبی، آیدین ظریفی، مهران شاهین طبع صفحه 31
    تعیین سطح توانایی ها و ارزیابی میزان پیشرفت ورزشکاران با توجه به آزمون های ویژه و نیمرخ نتایج این آزمون ها انجام می گیرد. با توجه به کامل نبودن آزمون های ویژه بسکتبال در کشور، همچنین فقدان هر گونه توصیفی در خصوص این آزمون ها، هدف از پژوهش حاضر عبارت است از توصیف نیمرخ جسمانی و مهارتی بازیکنان نخبه جوان و بزرگسال بسکتبال ایران. اعضای دعوت شده در مراحل مختلف به اردوی تیم ملی جوانان (50 نفر، 37/0±8/16 سال، با قد 726/9±71/193 سانتی متر و وزن 022/11±97/84 کیلوگرم) و بزرگسالان (67 نفر، 65/4±5/24 سال، با قد 292/9±38/194 سانتی متر و وزن 929/13±67/92 کیلوگرم) در سال 1386 گروه نمونه انتخاب شدند (حجم نمونه برابر با حجم جامعه در نظر گرفته شد). مجموع ضخامت چربی زیرپوستی 7 نقطه ای و درصد چربی و آزمون های سیمو، لمس خطوط، پرش عمودی با یک قدم دورخیز، پرس سینه، جابه جایی دست، دوی 20 یارد رفت و برگشت، دوی سرعت 30 یارد، و دوی 300 یارد به منظور ارزیابی آمادگی جسمانی، و از آزمون های تخصصی سه گام چپ و راست، پاس سینه با دو دست، دریبل ایفرد، و شوت از نقطه پنالتی برای ارزیابی قابلیت های مهارتی رشته بسکتبال استفاده شد. از آمار توصیفی برای توصیف نیمرخ بازیکنان و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای مطالعه توزیع طبیعی داده ها استفاده شد. سپس، نقاط درصدی هر آزمون نیز تدوین گردید. همچنین، برای اطمینان از پایایی آزمون های مهارتی از آزمون ICC استفاده شد (05/0p<).
    در بخش یافته ها، نیمرخ قد و وزن آزمودنی ها به تفکیک رده سنی و پست، همچنین نتایج آزمون ها در دو رده جوانان و بزرگسالان عرضه شد. اما با توجه به تعداد کم بازیکنان نخبه در هر پست، نقاط درصدی 10، 25، 50، 75، و 90 فقط به تفکیک جوانان و بزرگسالان توصیف شد. در پژوهش حاضر، ضمن عرضه نقاط درصدی در آزمون های جسمانی و مهارتی رشته بسکتبال در بازیکنان نخبه ایران، مشخص شد با توجه به متون موجود درباره سایر بازیکنان نخبه دنیا، تیم بزرگسالان از درصد چربی بالایی برخوردار است و هر دو رده سنی در آزمون های پرش عمودی و دوی 300 یارد در سطح خوبی قرار ندارند. بنابراین، به نظر می رسد مربیان ایرانی باید به قدرت انفجاری پایین تنه و استقامت بی هوازی میان مدت توجه بیشتری داشته باشند.
    کلیدواژگان: آمادگی جسمانی، آمادگی مهارتی، بازیکنان نخبه، بسکتبال
  • دکتر رحیم رمضانی نژاد، دکتر مهرعلی همتی نژاد، نوشین بنار، ماریه فلاح صفحه 45
    هدف این تحقیق عبارت است از یافتن رابطه بین شیوه های اعمال قدرت مربیان (از دیدگاه مربیان و ورزشکاران) با رضایت مندی ورزشکاران زن عضو تیم های ورزشی نوجوانان، جوانان، و بزرگسالان استان مازندران. تمامی مربیان (166N=) و 285 ورزشکار باشگاهی از 4 رشته گروهی و 4 رشته انفرادی (1492(N= در این تحقیق شرکت کردند و به پرسشنامه قدرت مربیان و پرسشنامه رضایت مندی ورزشکاران پاسخ دادند. پرسشنامه استاندارد قدرت با 15 سؤال 9 ارزشی لیکرت و پرسشنامه استاندارد رضایت مندی با 14 سؤال 7 ارزشی لیکرت، پس از ترجمه و اظهار نظر 10 عضو هیئت علمی رشته تربیت بدنی تایید شد. در مطالعه ای راهنما و با یکبار اندازه گیری، ثبات درونی پرسشنامه قدرت از دیدگاه 15 مربی 81/0=r، و از دیدگاه 15ورزشکار 82/0=r، و پرسشنامه رضایت ورزشکاران نیز با همان ورزشکاران 88/0=r برآورد شد. تمامی فرضیه ها با آزمون های آماری ضریب همبستگی کندال و آزمون یومان- ویتنی و آزمون کروسکال والیس در سطح معناداری (05/0P≤) تجزیه و تحلیل شدند. یافته های تحقیق نشان داد از دیدگاه هر دو گروه، استفاده از قدرت تخصص مربی در اولویت اول و استفاده از قدرت تنبیه در اولویت آخر قرار دارد. از بین 5 شیوه اعمال قدرت مربیان فقط بین قدرت تخصص، پاداش، و قدرت قانونی مربیان با رضایت مندی ورزشکاران از رفتار و تعامل مربی رابطه مثبت، پایین، و معناداری وجود داشت (37/0-33/0 R=).
    کلیدواژگان: رضایت از تعامل و آموزش مربی، قدرت تخصص مربی، قدرت قانونی مربی
  • دکتر رحیم رمضانی نژاد، میثاق حسینی کشتان، دکتر محمد احسانی صفحه 57
    پژوهش حاضر رابطه بین سبک های رهبری مربیان و انسجام گروهی تیم های فوتبال مردان لیگ برتر ایران در فصل 85-86 را بررسی کرده است. پرسشنامه های مقیاس رهبری در ورزش (LSS) و محیط گروهی (GEQ) در اختیار هر 16 تیم حاضر در لیگ قرار گرفت، اما فقط12 تیم (264 ورزشکار) برای تکمیل پرسشنامه ها همکاری کردند. پرسشنامه LSS با 40 سؤال پنج بعد سبک رهبری مربیان، و پرسشنامه GEQ با 18 سؤال دوبعد انسجام گروهی را اندازه گیری می کرد. ثبات درونی پرسشنامه ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0 و 71/0 به دست آمد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0≤ P استفاده شد. نتایج نشان داد انسجام گروهی با سبک های رهبری آموزش و تمرین، دموکراسی، حمایت اجتماعی و بازخورد مثبت رابطه مثبت و معنادار، و با سبک رهبری آمرانه رابطه منفی و معناداری دارد. مقایسه سبک رهبری مربیان نشان داد مربیان فوتبال بیشتر از سبک رهبری آموزش و تمرین (وظیفه محوری) و کمتر از سبک رهبری دموکراسی استفاده می کردند. بنابراین، به نظر می رسد سبک رهبری مربیان به خصوص سبک رهبری حمایت اجتماعی و آمرانه ارتباط بالایی با انسجام گروهی دارند.
    کلیدواژگان: انسجام اجتماعی و فوتبال، انسجام تکلیف، سبک رهبری مربیان
  • دکتر امیر احمد مظفری، کامیار کلاته آهنی، امیررضا شجیع، دکتر فریده هادوی صفحه 69
    هدف از انجام این پژوهش عبارت است از توصیف نگرش و گرایش مردم به فعالیت های حرکتی و ورزشی در جمهوری اسلامی ایران. به همین منظور پرسشنامه محقق ساخته ای دارای سه بخش نگرش (60 سؤال)، گرایش (11 سؤال)، و ویژگی های جمعیت شناختی در اختیار 13153 نفر قرار گرفت. از این تعداد 12745 نفر (6615 نفر مرد و 6130 نفر زن) پرسشنامه مذکور را تکمیل کردند و عودت دادند. در طراحی بخش نگرشی پرسشنامه از اطلاعات مربوط به ابزار نگرش به فعالیت بدنی کنیون (1968) استفاده شد. اعتبار صوری و محتوایی ابزار را جمعی از متخصصان تایید کردند. پایایی آن را نیز بعد از استفاده از روش های تحلیل عاملی و انجام مطالعات مقدماتی با آلفای 87/0 محاسبه شد. در تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون های من ویتنی و کروسکال– والیس در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد 5/34 درصد آزمودنی ها هیچ فعالیت حرکتی نداشتند. از نظر آزمودنی ها، به ترتیب اولویت، عواملی چون کسب نشاط و شادابی، تقویت جسم و روان، کسب اعتماد به نفس، و داشتن رفتار و اخلاق نیکو مهم ترین علل و انگیزه های مشارکت در فعالیت های حرکتی و ورزشی بودند. ضمن اینکه بین نگرش کلی آزمودنی های زن و مرد به فعالیت های حرکتی و ورزش تفاوت معناداری مشاهده نشد (48/1-=z، 13/0=P). به طور کلی، نتایج این پژوهش حاکی از متفاوت بودن نگرش اقشار مختلف مردم به فعالیت های حرکتی و ورزشی به تفکیک جنسیت، شغل، و مدرک تحصیلی است.
    کلیدواژگان: فعالیت حرکتی، مردم ایران، ورزش
  • دکتر بهمن میرزایی، دکتر فرهاد رحمانی نیا، ملیحه ربیعی صفحه 83
    به منظور مقایسه زمان واکنش انتخابی دختران ورزشکار و غیر ورزشکار هنگام اجرای فعالیت فزاینده وامانده ساز در شدت های مختلف، 20 دانشجوی دختر سالم 21-26 ساله دانشگاه گیلان انتخاب شدند. از این میان، 10 نفر در رشته های مختلف تحصیلی که حداقل دو سال سابقه ورزشی در رشته های ورزشی والیبال، هندبال، و بسکتبال داشتند گروه ورزشکار (سن 07/1±4/22 سال، قد 6/3±2/162 سانتی متر، و وزن 6/6±6/54 کیلوگرم)، و10 نفر بدون هیچ سابقه فعالیت منظم ورزشی گروه غیر ورزشکار (سن 4/1±3/23 سال، قد 2/4±162 سانتی متر، و وزن 6/9±2/56 کیلوگرم) انتخاب شدند. هر دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار در دامنه هوشی بالا (آزمون هوش ریون بزرگسالان) قرار داشتند.
    آزمودنی ها تحت فعالیت فزاینده وامانده ساز روی تردمیل شروع به فعالیت کردند. قبل و هنگام اجرای فعالیت، هر 30 ثانیه یکبار آزمون زمان واکنش دو انتخابی از آزمودنی ها گرفته شد. هنگام اجرای فعالیت، ضربان قلب آزمودنی ها در هر مرحله ثبت گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون های t مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه با اندازه گیری های مکرر نشان داد بین میانگین نمرات زمان واکنش انتخابی دختران ورزشکار و غیر ورزشکار در شدت های مختلف فعالیت (65، 73، 84، 91، 97 درصد حداکثر ضربان قلب) و لحظه واماندگی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P>). همچنین، بین دختران ورزشکار و غیر ورزشکار در شدت تمرین در بهترین و بدترین زمان واکنش اختلاف معناداری مشاهده نشد.
    بنابراین، می توان نتیجه گرفت شدت فعالیت فزاینده بر زمان واکنش انتخابی دختران ورزشکار و غیرورزشکار تاثیر معناداری ندارد.
    کلیدواژگان: دختران ورزشکار و غیر ورزشکار، زمان واکنش دو انتخابی، ضربان قلب بیشینه، فعالیت فزاینده وامانده ساز
  • دکتر بهروز عبدلی، پروانه شمسی پور دهکردی، امیر شمس صفحه 95
    پژوهش حاضر با هدف دستکاری بینایی از طریق آینه بر یادگیری حفظ تعادل پویا به منظور مطالعه فرضیه اختصاصی تمرین انجام شد. 45 دانشجوی دختر رشته غیر تربیت بدنی که ضعف بینایی و جسمانی نداشتند، با دامنه سنی 21- 23 سال به طور داوطلبانه انتخاب و بر اساس نمرات پیش آزمون در سه گروه آزمایشی 15 نفری همگن سازی شدند. سپس، تمرینات خود را به مدت 3 هفته، هر هفته 3 جلسه، و در هر جلسه 30 کوشش 15 ثانیه ای با فاصله استراحت 20 ثانیه انجام دادند. گروه اول با استفاده از بینایی طبیعی، گروه دوم در مقابل آینه و با استفاده از بینایی کامل، و گروه سوم در نیمی از کوشش ها با آینه و در نیمی از کوشش ها بدون آینه تمرین کردند. هر سه گروه آزمایشی در پایان هر یک از کوشش های تمرینی خود در فرایند اکتساب بازخورد KR دریافت کردند. سپس، مدت زمان حفظ تعادل افراد در مراحل اکتساب، یادداری با تاخیر (تمرین با بینایی طبیعی بدون دریافت (KR، و انتقال (اجرای مهارت با چشم بند) روی دستگاه تعادل سنج ثبت شد. نتایج تحلیل واریانس یکراهه با اندازه گیری های مکرر (3Í9) در فرایند اکتساب نشان داد سه گروه طی جلسات تمرین پیشرفت کردند و عملکرد گروه تمرین با آینه بهتر از دو گروه دیگر بود (05/0>P). نتایج تحلیل واریانس و کواریانس یکطرفه برای مقایسه عملکرد سه گروه آزمایشی در آزمون های اکتساب، یادداری، و انتقال صرفا تفاوت معناداری میان عملکرد سه گروه در آزمون یادداری نشان داد. بر اساس مقایسه آزمون تعقیبی بونفرونی، گروه تمرین بدون آینه عملکرد بهتری نسبت به دیگر گروه ها داشت (05/0> P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر، بنا بر فرضیه اختصاصی تمرین، برای پیشرفت یادگیری فرد باید در طول تمرین با همان منابع اطلاعات حسی آور مشابهی تمرین کند که در شرایط عملکرد نهایی به آن ها نیاز است.
    کلیدواژگان: اطلاعات آور، بینایی، تعادل پویا، فرضیه اختصاصی بودن تمرین
  • دکتر عباسعلی گائینی، دکتر مجید کاشف، زهرا صابری نوغابی، دکتر علیرضا رمضانی صفحه 107
    تحقیق حاضر با هدف تعیین روایی هم ارز معادله آلومتری ویژه اندازه گیری حداکثر اکسیژن مصرفی دانش آموزان 12 تا 16 ساله دختر انجام شد. از این رو، 144 دانش آموز دختر ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر مشهد با میانگین سنی 2±14 سال و میانگین وزن 71/9±64/50 کیلوگرم و میانگین قد 11/7±1/156 سانتی متر، به روش کومه ای انتخاب و max2Vo آن ها با استفاده از آزمون بروس و نیز معادله آلومتری سنجیده شدند. معادله آلومتری مورد نظر در این پژوهش عبارت بود از 75/0M94/1 =max 2Vo. برای تعیین روایی، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد معادله آلومتری پیشنهادی برای برآورد max2Vo دانش آموزان دختر 12 تا 16 ساله مشهدی هنگامی که max2Vo به صورت مطلق (لیتر در دقیقه) بیان شود روایی دارد (01/0 =p، 72/0 =r). میزان روایی رده های سنی 12 تا 16 سال به ترتیب 803/0، 698/0، 775/0، 591/0، 673/0 =r باارزش 01/0 =p است. اما هنگامی که max2Vo به صورت نسبی (میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه) بیان شود، همبستگی بین max2Vo معادله آلومتری و آزمون بروس معنادار و منفی شد (01/0 =p، 362/0- =r). بنابراین، می توان گفت در شرایط عدم دسترسی به آزمایشگاه و انجام آزمون های ویژه، می توان از معادله آلومتری برای برآورد max2Vo مطلق دانش آموزان دختر شهر مشهد استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آزمون بروس، حداکثر اکسیژن مصرفی (max2Vo)، روایی هم ارز، معادله آلومتری
  • دکتر معصومه حسینی، دکتر مقصود پیری، دکتر حمید آقا علی نژاد صفحه 117
    هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی، و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی. 39 دانشجوی دختر غیر ورزشکار با میانگین سن 58/2±24 سال، قد 2/8±161 سانتی متر، و وزن 61/14±8/56 کیلوگرم با سلامت کامل قلبی– عروقی به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل (9 نفر:C)، تمرین استقامتی (10 نفر: E)، تمرین قدرتی (10 نفر: S)، و تمرین موازی (10 نفر: SE) قرار گرفتند. برنامه استقامتی در هفته اول شامل دویدن با شدت 65% ضربان قلب بیشینه (MHR) روی نوارگردان الکتریکی به مدت 16 دقیقه بود که هفته هشتم به تدریج به 80 % MHR و مدت 30 دقیقه رسید. برنامه تمرین قدرتی عبارت بود از اجرای حرکات پرس پا، پرس سینه، کشش زیر بغل، و کشش پشت ساق پا. حرکات در هفته اول با 50 % یک تکرار بیشینه (RM1) در دو نوبت با 10 تکرار اجرا شد که به 80 % RM1 در 3 نوبت با 6 تکرار در هفته هشتم رسید. برنامه تمرین موازی، ترکیب تمرینات استقامتی و قدرتی در هر نوبت تمرین بود. برنامه تمرین گروه ها سه روز در هفته انجام شد. در شرایط استراحت، تعداد ضربان قلب، اندازه فواصل PR و QT، فاصله قطعه ST از خط پایه، زمان افت سرعت (DT)، و درصد کسر تخلیه ای آزمودنی ها با روش الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی اندازه گیری شد. فشار خون دیاستولی ، سیستولی و max2Vo (با استفاده از نوارگردان و برنامه تمرینی بروس) نیز ارزیابی شد. یافته ها نشان داد کاهش ضربان قلب و فشار خون سیستولی، افزایش فاصله PR و max2Vo، کاهش فشار دیاستولی گروه استقامتی معنادار بود که در مقایسه بین گروهی در 4 متغیر اول تفاوت ها معنادار شد (05/0≥p). در گروه قدرتی ضربان قلب و فشار خون سیستولی افزایش معناداری نشان داد که در مقایسه بین گروهی تفاوت ها معنادار شد (05/0≥p). در گروه موازی مقدار max2Vo افزایش معناداری داشت (05/0≥p)، که در مقایسه بین گروهی تفاوت معنادار بود. انجام تمرین استقامتی پس از تمرین قدرتی موجب ظهور ترکیبی از سازگاری های حاصل از تمرینات استقامتی و قدرتی در قلب و حذف برخی تاثیرات ناخواسته تمرینات قدرتی بر قلب می شود.
    کلیدواژگان: زمان افت سرعت، ضربان قلب، فاصله PR
  • دکتر محمد فرامرزی، دکتر رضا قراخانلو، دکتر سیروس چوبینه صفحه 127
    هدف این پژوهش عبارت است از تعیین نیمرخ آمادگی جسمانی بازیکنان زبده فوتبال ایران. بدین منظور 40 بازیکن زبده لیگ برتر فوتبال ایران (سن 64/3±92/24 سال، وزن 89/4±24/78 کیلوگرم، قد 90/4±07/179 سانتی متر) انتخاب شدند. شاخص های ترکیب بدنی شامل وزن، BMI، درصد چربی، و WHR با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیبات بدنی اندازه گیری شد. شاخص های آمادگی جسمانی شامل انعطاف پذیری با استفاده از آزمون خمش به جلو، سرعت با استفاده از آزمون 40 یارد، چابکی با استفاده از آزمون ایلینویز، و توان بی هوازی با استفاده از دستگاه ارگوجامپ پس از پایان نیم فصل اول لیگ سنجش شدند. توان هوازی با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی (2b4k) اندازه گیری شد. نتایج این تحقیق نشان داد میانگین درصد چربی 63/2±93/13، BMI 26/1±28/24 کیلوگرم بر مترمربع، WHR 002/0±81/0، انعطاف پذیری 36/5±02/35 سانتی متر، رکورد سرعت در 40 یارد 16/0±91/4 ثانیه، چابکی 57/0±29/16 ثانیه، توان بی هوازی 01/6±12/49 وات به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، max2VO 30/4±29/46 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه بود.به طور کلی، به نظر می رسد میانگین درصد چربی بازیکنان زبده ایران (93/13 درصد) بالاتر از استانداردهای بین المللی است و انعطاف پذیری آن ها در حد مطلوبی قرار دارد. میانگین کل توان هوازی بازیکنان زبده ایران حتی در مقایسه پست های بازی پایین تر از بازیکنان زبده سایر کشورهاست. در مورد توان بی هوازی، شاخص سرعت و چابکی نیز در پست های مختلف بازی تفاوت معناداری نداشت.
    کلیدواژگان: توان بی هوازی، توان هوازی، ویژگی های فیزیولوژیکی بازیکنان فوتبال
  • پروین فرزانگی، دکتر محمد علی آذربایجانی، دکتر حمید آقا علی نژاد، دکتر محمدجواد رسایی صفحه 141
    فعالیت ورزشی موجب کاهش پاسخ ایمنی و افزایش وقوع بیماریهای عفونی و تشدید این بیماریها در ورزشکاران نخبه میشود. اثربخشی تزریق واکسن به عنوان یک استراتژی پیشگیری از بیماری های عفونی در انسان نیاز به بررسی بیشتری دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نیمرخ استراحتی سایتوکین های 2IL-، 6IL- و INFγ ژیمناست های پسر نوجوان در طول هشت هفته تمرین پس از تزریق واکسن آنفلوانزا بود. 30 ژیمناست پسر نوجوان با میانگین سن 8/0 ± 8/9 سال؛ قد8 ± 19/139 سانتی متر؛ توده بدن 15/7± 79/33 کیلوگرم و VO2max 4± 89/32 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه به طورتصادفی به دو گروه تمرین (15n=) و ترکیب تمرین - واکسن (15n=) تقسیم شدند.یک گروه از افراد هم سن نیز به عنوان گروه کنترل غیر ورزشکار (15n=) که فقط تزریق واکسن را تجربه نمودند مورد مطالعه قرار گرفتند. دو گروه ترکیب تمرین _واکسن و تمرین برنامه تمرینی منتخب ژیمناستیک را با شدت 80-60 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت هشت هفته اجرا کردند. به منظور تعیین تغییرات نیمرخ سایتوکین های مورد مطالعه، نمونه گیری خونی از کلیه آزمودنی ها در آغاز دوره، هفته چهارم و هشتم در حالت استراحت به عمل آمد. تزریق واکسن آنفلوانزا در گروه ترکیب تمرین – واکسن وواکسن پیش از خون گیری در هفته آغازین، اولین تزریق واکسن وتزریق یاد آور آن درانتهای هفته چهارم انجام شد.. سایتوکین هابا استفاده از کیت های اختصاصی و به روش الایزا اندازه گیری شدند. تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس در اندازه های تکراری (ANOVA)نشان داد هشت هفته تمرین موجب کاهش در غلظت های 6IL- وINFγ به ترتیب (17/26F= و000/0p= و93/69F= و000/0 p=) در هر سه گروه شد، در حالی که هیچ تغییری در غلظت 2IL- مشاهده نشد (51/3F= و 043/0 p=). همچنین مقایسه بین گروهی پاسخ سایتوکین های سرمی پس از هشت هفته نشان داد، غلظت IL-2 فقط بین گروه ترکیب تمرین _واکسن وگروه واکسن تفاوت معنی داری وجود دارد (12/5F= و 012/0 p=)، غلظت 6IL- فقط بین گروه ترکیب تمرین – واکسن و گروه تمرین تفاوت معنی داری مشاهده شد (46/3F= و021/0 p=) و بین غلظت IFNγ درگروه های سه گانه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (323/0F= و 726/0 p=). این یافته ها نشان داد تمرین همراه با تزریق واکسن تاثیر قابل توجهی بر دستگاه ایمنی ومیزان پاسخ واسطه های التهابی ژیمناست های پسر نوجوان ندارد.
    کلیدواژگان: 6IL، 2IL، INFγ، ژیمناستیک، واکسن آنفلوانزا
  • صفحه 157