فهرست مطالب

  • پیاپی 1 (بهار 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/06/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • دکتر فریدون الهیاری صفحات 1-16
    تهاجم اولیه مغول (619 616ه) و مرگ سلطان محمد خوارزمشاه (617ه) یکپارچگی سیاسی ایران را در چارچوب قلمرو خوارزمشاهیان پایان داد. از این رو، افزون بر حکومتهای محلی بازمانده از دوره سلجوقی، پاره ای شاهزادگان و امرای دستگاه سلطنت خوارزمشاهی نیز در قلمروهایی محلی از جغرافیای پهناور ایران بساط ملکداری گستراندند. قراختاییان کرمان از زمره این حکومتهای محلی است که پس از فروپاشی سلطنت خوارزمشاهی تاسیس شد. دوران فترت اولیه مغول در ایران که از پایان تهاجم اولیه مغول آغاز گردید و با لشکرکشی هلاکوخان و تشکیل حکومت ایلخانی پایان پذیرفت، دوره ای پر التهاب و بحرانی بود که حکومتهای محلی درون ایران به سختی آن را سپری کردند. بی تردید تنظیم مناسبات با بازماندگان سلطنت خوارزمشاهی، خلافت عباسی و چگونگی برخورد با تهدید فزاینده مغولان و دربار مرکزی مغول، حکومت های محلی ایران را وارد عرصه پیچیده ای ساخت که افزون بر جنبه عملی آن که معطوف به حفظ موجودیت و گذار از این دوران بحرانی بود، از جنبه نظری نیز با توجه به مبانی مشروعیت حکومتهای محلی ایران در چارچوب نظریه سلطنت و خلافت اسلامی قابل تامل است. از این رو، این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای، با چنین رویکردی به بررسی حکومت محلی قراختاییان کرمان به عنوان نمونه ای مهم از حکومتهای محلی ایران در دوران مغول می پردازد.
    کلیدواژگان: خوارزمشاهیان، قراختاییان، کرمان، سلطنت، مغول، دربار مرکزی مغول، خلافت عباسی، حکومت محلی، مشروعیت قدرت
  • دکتر جهانبخش ثواقب محمد مهدی روشنفکر صفحات 17-50
    محور بنیادین این پژوهش بر یافته هایی استوار است که از پاسخ به پرسشهای زیر به دست آمده اند:1- شورش قلندر در اثر چه زمینه ها و عواملی پدید آمد و در پی چه اهدافی بود؟2- ماهیت فکری و اجتماعی این شورش و فرآیند تحولات آن چگونه بوده است؟3- سرنوشت این شورش چگونه رقم خورد و چرا؟ و 4- چه پیامد هایی را در پی داشت؟
    این شورش که در دوره زمامداری شاه محمد خدا بنده صفوی(995-985 .. ق) در ولایت کوه گیلویه رخ داد و چندین سال مایه اشتغال دولت وی بود، با بهره جستن از زمینه های اجتماعی- اقتصادی و بحران سیاسی گریبانگیر دولت صفویه و نیز برخی آموزه های مذهبی، توانست توده وسیعی از مردم تاجیک(غیر ترکمان) آن ناحیه را که از حاکمیت قزلباشان افشاری و از ستم پذیری و حاشیه نشینی در نظام اقتصادی موجود ناراضی بودند، به گرد خویش فراهم آورد و با وعده کشورستانی و جهانگیری و برپایی سلطنتی دیگر، با دعوی اسماعیل میرزایی و بر کشاندن هواخواهان به مناصب و مدارج عالی توام با بهبودی وضعیت معیشتی، احساسات آنها را علیه دولت مرکزی و عاملان آن در منطقه بسیج نماید. با اینکه این شورش به نوبه خود به خیزش اجتماعی گسترده و مخاطره آمیزی تبدیل شد و از کانون ظهور خود فراتر رفت و مناطق همجوار را نیز در بر گرفت، لیکن سرانجام به دست دولتیان سرکوب شد و نتوانست تغییر بنیادینی در وضعیت موجود و حیات دولت صفوی پدید آورد.
    در این مقاله، علل بروز شورش قلندر درکوه گیلویه و عوامل موقعیت ساز وی، ماهیت فکری و اجتماعی شورش و فرآیند تحولات آن، دلایل پیوستن مردم به قلندر و سرانجام عوامل ناکامی و پیامدهای شورش بررسی و تحلیل شده است.این پژوهش از نوع پژوهش تاریخی و به روش کتابخانه ای است و داده های تاریخی با استناد به منابع اصلی به شیوه فیش نگاری گردآوری شده است. سپس با ارزیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: صفویه، کوه گیلویه، افشارها، قلندر، اسماعیل میرزا، الوار، شورش
  • دکترسید ابولفضل رضوی صفحات 51-66
    نظر به اهمیت بازار در ساختار حیات شهری، بازاریان نقش مؤثری در حیات اقتصادی و اجتماعی شهرها داشته، مطالعه جایگاه آنها در هر عصری، در شناخت بهتر ساختار سیاسی اقتصادی آن عصر سهم بسزایی دارد. در عصر ایلخانان، در پرتو ملاحظات اقتصادی و نظامی و مقتضیات سیاسی مربوط بدان، بازاریان جایگاه برجسته ای به دست آورده و صرف نظر از فعالیتهای تجاری، در امور سیاسی و اجتماعی نیز منشا اثر بوده اند. در پرتو توجه عمومی مغولها به تجارت و امنیتی که در این زمینه به وجود آوردند، بازرگانان فعالیتهای خود را وسعت بخشیدند و نظر به ارتباط تجارت و پیشه، موجبات رونق فعالیت محترفه و اهل پیشه را فراهم کردند. بازرگانان و پیشه وران عصر ایلخانی دارای تشکیلات و سلسله مراتب خاص خویش بودند و این نیز عملکردهای آنها را جهت داده، به آنها نظم بیشتری بخشید. به همین سبب، علاوه بر امور اقتصادی در جریانهای سیاسی و اجتماعی نیز دخالت فعالتری داشتند و در رشد بیشتر این دسته از جریانها سهیم بودند. گزارشهای تاریخی حاکی از این امرند که در عهد ایلخانی بنابر ملاحظات خاص مورد نظر ایلخانان و تاثیرات ناشی از تهاجم مغولها، اهل بازار جایگاه برجسته ای به دست آورده و بازاریان پویایی اقتصادی- اجتماعی بیشتری از خود نشان داده اند. در این مقاله، همین مهم یعنی جایگاه بازاریان در اقتصاد و جامعه عصر ایلخانی و علل تعالی موقعیت ایشان بررسی می شود.
    کلیدواژگان: تجارت، ایلخانان، بازرگانان، ارتاقها، پیشه وران
  • دکتر علی سالاری شادی صفحات 67-100
    عصر صدرالدین موسی صفوی(792 735ه. ق)که مقارن ایام انقراض عصر ایلخانی و شروع دوره فترت بود، یکی از مهمترین ادوار تاریخ خاندان صفوی در راستای حفظ و گسترش املاک و اموالشان با تکیه بر دستاویزهای مردم پسند، چون زاویه سازی وخانقاه داری بوده است. در این ایام، صدرالدین با هوشیاری و تلاش مضاعف، نه تنها در صدد گسترش املاک و اموال خاندان برآمد، بلکه با اتخاذ شیوه ها و تاکتیکهای خاص، نظیر ادعای سیادت،دستورتالیف کتاب صفوهالصفا، بنیان بقعه و... به موفقیت های چشمگیری نایل آمدکه باید او را در واقع سازنده و معمار بزرگ خاندان صفوی قلمداد کرد. او با تلاشهای عامه پسند در آن عصر متشنج توانست خاندان فئودالی(ن. ک:پاورقی1) صفوی را جامه ای صوفیانه بپوشاند که با اتکا بر پاره ای از اقدامات او، آن هسته فئودالی خاندان جایش را با پوسته صوفیانه عوض کرد و مساله زمینداری صفویان به فراموشی سپرده شد و همه چیز این خاندان به تصوف و طریقت اسناد یافت. در این راستا، تلاش شد با طرح آرایه ها و پیرایه های فراوان،آن موقعیت اربابی و زمینداری کتمان و در عوض مرید پروری آنها به شکلی اغراق آمیز بر جسته گردد. از جمله ادعای مناسبات مرید و مرادی صدرالدین و قاسم انوار در این فضا خلق و جعل شد.
    مقاله پیش روی کوشش دارد تا صحت و سقم ادعاها، چند و چون مناسبات و اعمال و اقدامات صدرالدین را به بحث گذارد.
    کلیدواژگان: صدرالدین موسی، صفوه الصفا، خانقاه، قاسم انوار، صفوی
  • دکتر کتایون فکری پور صفحات 101-112
    در ایران باستان دین مردان همواره یکی از عوامل سرنوشت ساز جامعه بوده و از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند و در طبقه بندی های اجتماعی در راس جامعه قرار می گرفته اند. اجرای مراسم مذهبی و خواندن سرود های دینی بر عهده آنان بود که بعدها با قدرت گرفتن آنان در تصمیم گیریهای پادشاهان و دادن مشاوره به آنان نقش مهمی را ایفا می کردند. از اهمیت آنان در متون اوستایی و پهلوی سخن گفته و درباره وظایف آنان مطالبی نقل شده است. پژوهش حاضر مقدمه با توضیحاتی درباره جایگاه دین مردان در جامعه آن زمان، بنابر متن اوستا و پهلوی آغاز شده است. سپس درباره مغان پیش از زردشت و وظایفشان توضیحاتی داده شده است. پس از آن دین مردان کیش زردشتی و وظایفی که بر عهده داشته اند، بنابر متن های اوستا و پهلوی و نوشته های پژوهشگران ایران شناس بررسی شده و در انتها نیز نتیجه گیری ذکر گردیده است.
    کلیدواژگان: دین مردان، وظایف، اوستا، پهلوی، دوره باستان
  • دکتر عباس قدیمی قیداری صفحات 113-128
    در میان ایالات و شهرهای ایران، کردستان از ایالاتی است که تواریخ محلی متعددی دارد که اکثر آنها در دوره قاجاریه به نگارش درآمده اند. دوستداری وطن و برجسته کردن جایگاه آن در تاریخ ایران و علاقه شخصی مورخان محلی و نیز تشویق حاکمان محلی، از عوامل ظهور تاریخ نگاری محلی کردستان به شمار می رود. شرف نامه بدلیسی پایه تاریخ نگاری محلی کردستان و منبع الهام مورخان بعدی کرد، در دوره صفویه نوشته شد. در دوره قاجاریه تاریخ نگاری محلی کردستان تداوم یافت و به اوج رسید و نخستین تاریخ نگار زن ایرانی نیز در عرصه تاریخ نگاری محلی کردستان ظهور کرد. تاریخ نویسی محلی کردستان، به طور عمده حول محور طوایف و امرای کرد، بویژه امرای اردلانی سنندج و احوال و رویدادهای مربوط به آنها به نگارش درآمده است. در اواخر دوره ناصری و دوره مظفری با نگارش حدیقه ناصری و تحفه ناصری ویژگیهای شناخته شده تاریخ نویسی محلی، از جمله توجه به جغرافیا، مسائل اجتماعی، فرهنگ، جمعیت، طبقات، وضع عمومی و وضع اقتصادی و کشاورزی در تاریخ نویسی کردستان نمود پیدا کرد. با وجود طرح پاره ای دیدگاه های جدید انتقادی تاریخ نویسی کردستان در اواخر دوره قاجاریه، تاریخ نگاری محلی کردستان را می توان تداوم تاریخ نویسی سنتی ایران دانست.
    کلیدواژگان: تاریخ نگاری محلی، ایران، کردستان، صفویه، قاجاریه، شرف نامه، مستوره کردستانی
  • دکتر سیاوش یاری نورالدین نعمتی صفحات 129-142
    ساز و کار نشر و گسترش اسلام در شرق آسیا و شبه قاره هند با دیگر مناطق اسلامی متفاوت بوده است. در این منطقه تجار، بازرگانان، علما، دانشمندان و صوفیان از طریق تعامل و تبادل فکری و فرهنگی و با تساهل و مدارا، بومیان این مناطق را به آیین اسلام در آورده اند. در این میان، علما و دانشمندان مسلمان با تعامل و تناظر با دانشمندان هند به عنوان نیرویی تاثیرگذار به تبیین عقلایی افکار و عقاید دینی و مذهبی پرداخته و این عقاید را در عمق اذهان و افکار نشانده اند. در واقع، رویکرد اسلام و مسلمانان در این خطه، علمی و عقلایی یا عرفانی بوده و بار اصلی رسالت نشر و گسترش اسلام نیز بر دوش علما و دانشمندان بوده است. در این مقاله نگارندگان کوشیده اند که به اختصار تلاش و تکاپوی مسلمانان برای تبیین و تشریح عقلایی و علمی باورها و عقاید مذهبی را نشان دهند.
    کلیدواژگان: گسترش اسلام، مبادلات علمی، دانشمندان، مناظره، عباسیان
|
  • Dr Feraidoun Allahyari Pages 1-16
    Early Mongols invasion (-) and the death of Sultan Mohammad Kharazmshah () was end for the political integration of Iran in the framework of Kharazmshahid realm. As a result, in addition to the surviving governments from the Saljukid era, some of the princes and generals of the Kharazmshahid administration also established land ownerships in local realms in Iran's vast geography. Kerman Qarkhataeids is an example of these local realms which was established after the Kharazmshahid dynasty collapsed. Early Fatrat of the Mongol period in Iran which starts from the ending of the early invasion of Mongols and was finalized by Holaku's attack and the formation of Ilkhanid government, a period of crisis and strait, which the local governments came through with difficulty. Undoubtedly, balancing relations among the survivors of the Kharazmshahid dynasty, the Abbasid Caliphate and ways of standing up against the increasing threat of the Mongols, entered Iran's local governments in a complicated state in which addition to its practical aspect which helped maintain its existence and pass through this period of crisis also in the theoretical aspect according to the exceptance of local governments in Iran according to the frame work of the saltanat theory and Islamic Caliphate is also ponderable. According to these facts this text by descriptive and interpretive method based on library sources with such means tries to analyze the local governments of Kerman Qarakhaitieds as important example of local governments in the Mongolian era.
  • Dr. Jahanbakhsh Savagheb, Mohammad Mehdi Roshanfekr Pages 17-50
    The fundamental basis of this research is based on the results of appropriate answer to the following questions: What kind o f backgrounds and agents caused the Qalandar’s Riot? What was its purpose? What was its intellectual and social end? What was the process of its upheaval? And how and why did such riot happen and what were the consequences of this riot? This riot happened during the sovereign of Shah Mohammad Khodabande Safavi (1577-1586) in Kouhgilouye province and the affected his monarchy for several years. It was partly due to socio-economical restlessness and political crisis involving the Safavid government; the unstable situation contributed to the inflections of a vast group of Tajik people who were living in the area and were fed up with the ruling of Afsharid Qezelbash. Qalandar became a center of attention. He made lots of promises such as guarantee of development of their territory and conquering the world, and through the claim of Esmail Mirza to erect a new kingdom by promising to promote them to prominent political positions and assuring to enjoy better life styles. As a result of such promises he could raise the folk against the central government and its advocates. This paper will fully scrutinized the major causes of the riot of Qalandar in the Kouhgilouye, the back grounds leading to its intellectual, social bases as well as the process of its upheavals, the reasons that why people attended to this riot and responded to Qalandar’s invitation, and finally the factors contributing to its deficiencies and the outcomes of it.
  • Dr. Sayyed Abolfazl Razavi Pages 51-66
    The study of the Bazaar's condition and its influence on urban economy because of the vital role of merchants in economic structure is of great importance. This leads us to a clear understanding about the quality of life in Ilkhanid's period. The merchants in this era had been good in considering political and economic facts regarding historical data. In addition to commercial activities, they where the source of any influence in political and social affairs. Contrary to what we think about Mongolian governing, the rise at Ilkhanid dynasty in the middle 13th century A.H brought proportional security to Iran, and caused improvement of the urban economy in a vast region. The rise of trade balance and the emergence of a new cast in society in this era it is witnessed that under the shadow of this security, economy had expanded.
  • Dr. Ali Salari Shadi Pages 67-100
    The era of Sadradin Mosa Safavi (1334-1389) coincided with disintegration of the Ilkhanid dynasty and the start of the Fatrat period one of the most important periods in which the Safavid family tried to preserve and expand their properties and possessions resorting to popular actions like building Sufis’ House and monastery. During this period not only Sadrodin made conscious efforts to expand the properties and possessions of his family but also to use various policies, like claiming to be a Sayyed, the publication of the book Safavat al-Safā, and a building mausoleum, had outstanding achievements. In fact we should call him the builder and architect of the Safavid family. By his popular efforts in that period he could depict the feudal society as a Sufi-like one. Hence Safavid feudalism fall into oblivion. Subsequently the family got closely related to Sufism and mysticism. In this respect using different forms and orientations of Sufism the dynasty tried to hide its feudalism and tried to make disciples for itself. Among these were the unfounded claims for mentor and disciple relation between Sadradin and Qasem-e Anvār. The article presented tries to survey the claims for such relationship between Sadradin and Qasem-e Anvār and to investigate relations actions and measures taken by Sadradin.
  • Dr. Katayoun Fekripour Pages 101-112
    Clergymen have always been one of the fateful factors of the society and have had important positions in ancient Iran. They have been on the top of social classifications and have performed rituals and Hymns. Later on, when they became powerful, they fulfilled important role in the king's decisions and also gave they advice to them. In Avesta and Pahlavi, there are many subjects about the duty and importance of clergymen. The present research deals with the duty of clergymen in Ancient Iran. The introduction talks about the place of clergies according to Avesta and Pahlavi texts and also Iranology researches, then it goes on to explain clergy before Zoroaster and Zoroastrian priests and their duties.
  • Dr. Abbas Ghadimi Gheidri Pages 113-128
    Among Iran's States and cities, Kurdistan has various local historiographies, mostly written in the Qajar era. Patriotism and its outstanding stand in Iran and also personal interests of historians as well as the encouragement of local governors are a few reasons of the appearance of the local historiography of Kurdistan. Sharafname-ye Badlisi, is the Source of Kurdistan's local historiography and also a reference of other Kurd historians was written in the Safavid era. During the Qajar era, local historiography of Kurdistan went on and found its enlightened summit and position. The first female historian of Iran belonged to the local historiography of Kurdistan. Kurdistan's historiography mostly deals with Kurd tribes and governors, especially Ardalani's governors of Sanandaj and as well as the events related to them. During the end of the Naseri's and the Mozafari's era, two books named: Hadiqe-ye Naseri and Tohfe-ye Naseri were written. These books highlighted well features and properties of local historiography including, geographical and social issues, culture, population, social classes, public place, financial condition and agricultural situation.Even if, at the end of the Qajar era, new critical viewpoints were proposed in Kurdistan historiography, the local historiography of Kurdistan can be considered as a continuum of traditional historiography of Iran.
  • Dr Siyavash Yari, Nouroldin Nemati Pages 129-142
    The mechanism of the spreading and expansion of Islam in Eastern Asia and the Indian subcontinent has been differed with other Islamic regions, In this region, merchants, tradesmen, clergymen, scientists and Sufis have invited the regional natives to Islamic religion through interaction, intellection, cultural exchange, laxity and fellowship. Among them, Muslim clergymen and scientists, as an effective force have addressed to rational explanations of religious thoughts and believes through interaction and association with Indian scientists and embedded believes in the depth of minds and thoughts. In fact, Muslims and scientists approach in this territory was scientific, rational or mystic and clergymen and scientists have shouldered the main burden of spreading vocation and the expansion of Islam. This paper has been tries to demonstrate briefly; the effort and activity of Muslims to explain and describe religious believes and ideas rationally and scientifically.